دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۸ -
- 21 Oct 2019
21 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نقدی بر: “گزارش مذاکره پنهانی”
خلاصه کردن غیرمتعادل گزارش های حساس موجب سوء برداشتهائی می گردد و بسیاری ازخوانندگان را به قضاوتی غیر واقعی می کشاند.  


سایت بی بی سی فارسی روز سه شنبه ۱۵ ژانویه ( ۲۶ دیماه ۱۳۹۱) تحت عنوان : "گزارش مذاکره پنهانی: "آمریکا پیش از حمله عراق، دولت بازرگان را خبر کرده بود"، خلاصه ای از گزارش مفصل مجله فکری – تحلیلی "اندیشه پویا" در تهران را منتشر ساخته است که به دلیل همین موجز و مثله شدن خبر و انتخاب تیترهای جهت دار، ابهاماتی پدید آورده و توضیحاتی را طلب می کند.


در اینکه نشریات مستقل و مردمی داخل ایران درتنظیم خبر و انتخاب تیتر، برای بقای خود و ادامه خدمت مجبور به بندبازی در میان هزاران تیغ و تبر و ساطور سانسور هستند تردیدی نیست، اما از نشریات بیرونی انتظارآگاهی بخشی منصفانه تری می رود. خلاصه کردن غیر متعادل گزارشات حساسی از این قبیل موجب سوء برداشت هائی می گردد که از جمله این قلم را قبل از مراجعه به اصل مفصل گزارش در مجله پویا و مطالعه کامل آن، همچون بسیاری ازخوانندگان ، به قضاوتی غیر واقعی کشاند.


اصل مسئله " تابوی مذاکره با آمریکا" و "انگ جاسوسی" است که بیش از سه دهه ذهنیت توده های مردم نسبت به آن به انحراف کشانده شده است. به ویژه در سال های اول انقلاب چماق مذاکره با آمریکا حربه کارسازی برای از میدان به رقبا درکردن در بازی قدرت به شمار می رفت که البته به نوبت از آن علیه قبلی ها استفاده شده است!


انتظار می رفت با گذشت بیش از سه دهه از انقلاب و چشیدن آثار تلخ این سخت سری بی خردانهِ به نام دین! که مخالفت آن با کتاب و سنت آشکار است، اینک نسبت به مذاکراتی که در آستانه و بعد از انقلاب با فرماندهان ارتش و ماموران سفارت آمریکا صورت گرفت، با دید بازتری نگاه می شد و لااقل دستاوردهای این دو سیاست مورد مقایسه و ارزیابی منصفانه قرار می گرفت. یادداشت کوتاه زیر ناظر به برخی از مطالب طرح شده در گزارش مذکور است، چه خوب است معدود باقیماندگانی که در متن این مذاکرات بودند، اجازه و امکان داشته باشند پاسخ دهند.

 

تیترمقاله "گزارش مذاکره پنهانی" است و گزارش مورد نظربه گونه ای القاء می کند که مذاکرات با ماموران آمریکائی در مورد اطلاع رسانی آنان از حمله احتمالی عراق، پنهانی، بی خبر از رهبری و بی انتقال به دولت های بعدی بوده است. در حالی که این مذاکرات درساختمان نخست وزیری با برنامه ریزی وزیر دفاع (شهید چمران) و با حضور وزیر خارجه (دکتر یزدی) و معاون نخست وزیر(مهندس امیر انتظام) و به درخواست آمریکائیان برای جلب اعتماد دولت انقلاب انجام شده و دولت موقت نیز در ارتباط مستمر با شورای انقلاب و تبادل اطلاعات باهم بوده اند. صرفنظر از این که در آن ایام گوش اکثر مسئولان شنوای این هشدارها نبود و رهبر انقلاب نیز بعد از بمباران فرودگاه مهرآباد گفته بود: چیزی نشده، دیوانه ای سنگی انداخته و فرار کرده است"!


خبر حمله قریب الوقوع عراق به ایران چیزی نبود که فقط تاریخ نگار آمریکائی به اطلاع مسئولان رسانده باشد، این خبر را آقای سید محمود دعائی اولین سفیرجمهوری اسلامی در عراق، پیش از آن داده بود؛ ابتدا آنرا با رئیس دولت موقت و وزیر خارجه وقت مطرح کرد، به پیشنهاد دولت، این گزارش به شورای انقلاب نیز داده شد و به درخواست آنها در جلسه عمومی مشترکی با رهبر انقلاب این هشدارمورد بحث واقع گردید. آقای دعائی که از شدت ناراحتی و نگرانی به گریه افتاده بود، گفت دو بار صدام مرا احضار کرده و با ذکر اینکه ما اولین کشوری بودیم که انقلاب شما را به رسمیت شناخته و از آن استقبال کرده ایم، چرا اینقدر در رادیوهای انقلابی شما برای خارج کشوردر جهت براندازی نظام ما و صدور انقلابتان تبلیغ و ساخت کوکتل مولوتف و وسائل تخریبی تبلیغ می گردد؟ اگر بخواهید این تعرضات را تکرار کنید، ما ساکت نمی نشینیم و جواب شما را با نیروی نظامی خواهیم داد.


رهبر انقلاب که سالها در عراق بوده و ظاهرا شناختی از شخصیت او داشتند، با شنیدن گزارش آقای دعائی با خونسردی گفتند: اعتنائی به حرفهایش نکنید، من با تهدیدات او آشنایم! برخی دیگرسخنان آقای دعائی را پی گرفتند ایشان در حال ترک جلسه بازهم تکرار کردند: گفتم که به حرفهای او اعتنا نکنید. آقای دعائی گفت: من چون پاسخی برای حرف های او ندارم، نمی توانم به عراق برگردم و مجبورم استعفا دهم، گفتند: تکلیف شرعی داری به سرکار خود برگردی!


مجله "پویا" از قول مورخ آمریکائی می نویسد: " مهدی بازرگان و همکارانش اطلاعات موجود را به جانشینانشان ندادند ... مقامات ایران غافل از تهدیدی که از سوی عراق متوجه شان بود، پاکسازی نیروهای مسلح را ادامه دادند آنها همچنین به رغم درگیری های مکرر با نیروهای عراقی طی ماه های پیش از حمله، تلاشی برای تقویت استحکامات دفاعی در مناطق مرزی نکردند".


حمله عراق به ایران پس از استعفای دولت موقت اتفاق افتاد، "غفلت"، "پاکسازی نیروهای مسلح" و "عدم تقویت استحکامات مرزی" هم ناشی از درهم ریختگی امور و شرایط ویژه انقلاب است که دولت موقت نقشی در آن نداشته است. اما در گزارش تهیه شده مطالب به گونه ای در کنار هم آمده که ممکن است خواننده تصور کند همه این بی مبالاتی ها ناشی ازآن دولت بوده است! هرچند ملت ما به روشنی بر نقش روحانیت تکیه کرده بر قدرت و نیروهای افراطی و مسلح وابسته به آنان دراین غفلت ها و تند روی ها آگاه است.


در بخش هائی از این گزارش خلاصه شده، ممکن است خوانندگانی تحت تاثیر تبلیغات حاکمان در این ثلث قرن، برخی اعضای نهضت آزادی و دولت موقت را متهم به داشتن ارتباطات پنهانی با ماموران آمریکائی و خیانت به ملت کنند، اما اگرحوصله خواندن اصل، هرچند مفصل، گزارش را داشته باشند، به وضوح خواهند دید در لابلای این گزارش، جملات روشنی، که دلالت بر صداقت و وطن دوستی امثال مهندس امیرانتظام قهرمان صبور و سُرب بنیان وطن در حمایت از حقوق ملت در برابر ماموران بیگانه می کند، فراوان یافت می شود. عبارات زیراز قول "گازیوروسکی" تاریخ نگار آمریکائی، عینا از همان گزارش نقل میشود:"


آمریکائی ها در واقع هیچ اطلاعاتی از طرف ایرانی نگرفتند. این تبادل اطلاعاتی دو طرفه نبود. واقعا تصور نمی شود که اطلاعات مشخصی توسط ایرانی ها به طرف آمریکائی داده شده باشد.... آمریکائی ها می کوشیدند تا روابط خوبی با ایران داشته باشند و برای همین هم می خواستند خودشان را (در طرح احتمال حمله نظامی عراق) سودمند نشان دهند و بگویند اطلاعات سودمندی دارند(ص ۶۸نشریه).


من هیچگاه چیزی در این اسناد(سفارت آمریکا) ندیده ام که اتهامی را متوجه دولت بازرگان کند یا نشان بدهد که بازرگان کاری می کرده که حق نداشته انجام دهد، به هیچ وجه. آن ها چنان که من در اسناد دیده ام وطن دوستانه عمل کرده اند (ص ۶۹).


مجله پویا نیز در همان مقدمه گزارش آورده است: "آنچنان که این تاریخ نگار تصویرسازی کرده، اصلی ترین موضوع این گفت و گوهای امنیتی، جلب توجه ایران به خطر حمله عراق بوده است.... مطابق تحقیق گازیوروسکی در این مذاکرات هیچ چیزی که نشانه دست پائین بودن طرف ایرانی بوده باشد وجود ندارد (ص ۵۹).


ملت ما به خصوص با تجربه ای ازمتلاشی شدن عراق و افغانستان و اخیرا سوریه در تهاجم بیگانه و جنگ های داخلی حاصل کرده است، به کاردانی و تدبیر و استقلال آن خدمتگذاران که بدون واهمه از "تابوی" مذاکره با بیگانه و بدون ترس از انگ تنگ نظران، با اعتماد به نفس و توکل به پروردگار، هم ارتش چهارصد هزار نفری شاه را از دخالت در سیاست وسرکوب و کشتار مردم، (در مذاکراتشان با فرماندهان ارتش و قانع کردن آنان) باز داشتند، و هم در مذاکرات متین و محکم، در عین حال مودبانه و منطقی خود دست حمایت ابر قدرت جهان را از پشت شاه و نظام استبدادی سلطنت کنار زدند وپس از انقلاب نیزتلاش کردند به جای دشنام گوئی به غربیان و شاخ و شانه بی پشتوانه کشیدن برای آنان، گره های کور و کلاف درهم پیچیده انقلاب را با تدبیر و تامل باز کنند که اگر قرار بود حاکمان امروز تصمیم می گرفتند، امروز نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان.


پس از انقلاب نیزهنگامی که رئیس دولت موقت، وزیر خارجه و وزیر دفاع ( شهید چمران) به درخواست ملاقات برژینسکی در سفر الجزائرپاسخ مثبت داده و با او در مطالبه موجودی مصاره شده و هواپیماهای خریداری شده دولت ایران از موضع قاطع و طلبکار مذاکره کرده بودند، عده ای برآشفتند که چرا بدون اجازه امام چنین مذاکراتی صورت گرفته است!؟ پاسخ مهندس بازرگان را هم لابد به خاطر دارید که: " اگر به این مسئولان اعتمادی نیست، اصلا نباید انتخاب می شدند، رئیس دولتی که بخواهد برای ملاقات هایش از امام اجازه بگیرد، برای لای جرز خوب است"!؟


این را نیز همه می دانند که اگر آقایان از ترس توده های تاثیر تبلیغات قرار گرفته این سه دهه، به شیوه" اسمش را نیار، خودش را بیار"! همواره مذاکرات را محکوم می کنند، اما در پنهان از چشم ملت عوامل دست دوم و سوم خود را مرتب به چنین مذاکراتی (هر چند لازم) می فرستند. از جمله در اواخر دولت آزاده اسیرمهندس موسوی گفته می شد ایشان در اعتراض به کانال های متعددی که بی اطلاع از دولت با بیگانگان مذاکره می کنند استعفا داده بود که رهبر انقلاب به او تکلیف شرعی در بقای بر مسئولیت خود کرده بود.


اگر بر قدرت تکیه کردگان امروز این حقایق را انکار می کنند، آگاهان منصف نسل فردا، و هم امروز نیز، به این حقیقت اذعان خواهند کرد که چنین مذاکراتی که مانع از جنگ داخلی و برادر کشی یک ملت (همچون سوریه امروز) شد و انقلابی را به سلامت ترین شکل تاریخی به ساحل پیروزی رساند و پس از آن نیز با حسن روابط در سیاست خارجی ابر قدرت ها را مهار کرد، از زرین ترین برگ های تاریخ انقلاب ما و موجب افتخار و سربلندی مدیرانش، از جمله وزیر خارجه وقت دکتر ابراهیم یزدی و قدیمی ترین زندانی ایران، مهندس امیر انتظام می باشد.


سی ام دیماه ۱۳۹۱ - جمعه ۱۸ ژانویه ۲۰۱۳

 

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
Commenting is not available in this weblog entry.