پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ -
- 19 Sep 2019
19 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
من هم مواخذه می کنم !
سیاسی کردن مطالبات اجتماعی و فرهنگی، ولو با حسن نیت، نه تنها برای صاحبان آن آزار دهنده است، بلکه وافی به مقصود هم نیست 

 
در چند روز گذشته دو مطلب مورد استقبال بسیاری از خوانندگان خاص و عام در شبکه های اجتماعی و رسانه های آنلاین قرار گرفته است.

مطلب اول ،از امیر هادی انواری بود با عنوانِ «وقتی جز شانه مامور اعدام پناهگاهی نیست». انواری در این مطلب با نگاهی انتقادی – اجتماعی موضوع اعدام های زورگیران در قوه ی قضائیه را مطرح کرده بود و در جایگاه یک شهروند به سادگی هر چه تمام تر ، ناگفتنی های بی شماری را در قالب مودبانه ترین و شفاف ترین کلمات اورده بود.

مطلب دوم نیز، نوشته ای است به قلم زیبای خشایار دیهیمی با عنوان « من مواخذه می کنم !». .دیهیمی در این مطلب کوتاه که در فیس بووک خود قرار داد، نظر بسیاری از سایت ها و فعالان شبکه های اجتماعی انلاین را به خود جلب کرد. دیهیمی هم در این مطلب از جایگاه شهروندی انتقادات و بلکه مطالباتی را متوجه قوه قضائیه کرده بود که به قول معروف، مو لا درزش نمی رفت و کمترین شائبه ی سیاسی شدن هم داشت .

به نظرم رویکرد این دو مطلب و استقبال کم نظیری که از آنها شد، می تواند بهترین الگوها برای فعالیت کسانی باشد که خود را منتقد وضعیت موجود می دانند و با بسیاری از سیاست های جاری مخالف اند. بعید می دانم تمام مطالبی که در هفته گذشته با نگاه و رویکرد سیاسی به مشکلات امروز ایران نوشته می شوند، به اندازه ی این دو مطلب مورد استقبال و ( احیاناً پذیرش عموم) قرار گرفته باشند. مطالب سالم و بی ضرری که کمترین تردیدی در حق گویی آنها نمی توان داشت، نشانه ای ازقانون شکنی با خود ندارند و سراپا ادب و اخلاق و نزاکت اند و صد البته صریح اند و شفاف و بسیار شجاعانه.

یکی از گرفتاری های جنبش های اجتماعی، افتادن مهار آنها بدست فعالان سیاسی است. سیاسی کردن یک مطالبه ی اجتماعی و فرهنگی، ولو با حسن نیت تمام، نه تنها برای صاحبان  آن مطالبه آزار دهنده است، بلکه وافی به مقصود هم نیست در بسیاری از موارد به انحراف و حتی شکست می انجامد.

و از قضا یکی از مهارت های حرفه ای جمهوری اسلامی، بدست دادن قرائت سیاسی و حتی امنیتی  از مطالبات فرهنگی و اجتماعی حتی صنفی و شهروندی است و نکته مهم اینجاست  که جمهوری اسلامی در این مهارت چنان پیش رفته است که اغلب توانسته است این تعبیر و تفسیر خود را در نزد مخالفان نیز به کرسی بنشاند و آنها را به انحراف بکشاند. اینکه مشکلات اقلیت ها و قومیت ها برداشت سیاسی می شود، ادای حقوق دینی و مذهبی با برخوردهای امنیتی مواجهه می شود، بسیاری از نهادهای صنفی به چنگ سیاستمداران گرفتار و ناتوان شده اند و حتی آب بازی شهروندها هم تحمل نمی شود همه و همه نشانه های همین مهارت اند. 

حتی مقولاتی چون انتخابات، بخصوص آنجا که به بحث حقوق شهروندان و حق شرکت در انتخابات بر می گردد، مقولاتی سیاسی نیستند و مانور سیاسی روی آنها بیهوده و آزار دهنده است. در وضعیتی که هیچ ساختاری برای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات وجود نداردو به اعتنای آن نمیتوان روی بدنه ی اجتماعی تاثیر گذاشت وچه بسا  مدعیات ما مورد بی اعتنایی جامعه قرار می گیرد، شاید بهترین کار این است که جایگاه اجتماعی جنبش سبز را بازسازی کنیم و با طرح مطالباتی اجتماعی و شهروند محور، از انواری و دیهیمی ها بیاموزیم و جا پای جای آنها بگذاریم . باورمان بشود این روزها کسانی چون انواری و دیهیمی از همه  سبزتر و اصلاح طلب ترند.
 

 نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
Commenting is not available in this weblog entry.