شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ -
- 04 Feb 2012
11 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۴:۲۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ساعت گرگ و میش
گرد و خاک فرومی نشیند و آفتاب کم کم از پشت کوه بالا می آید و خاکستری های فراوان و کمابیش نزدیک به هم واقعیت که تا ساعاتی قبل چنان در هم تنیده شده بودند که تشخیص درست از غلط، ظالم از مظلوم و سره از ناسره بسیار دشوار می نمود، اما حالا دیگر دارد تکلیف خوب و بد زمانه از هم روشن می شود، اگر چه وقتی دقیق می شوی بازهم در هر سیاهی قدری سپیدی می بینی، در هر سپیدی خاکستری ها خفته است و سبزها از کمرنگ تا پررنگ درهم شده اند. اما آنچه به نظر می رسد، این است که هر چه اتفاق بیافتد، فردای ما هیچ شباهتی به دیروز ندارد. کسانی که سعی می کنند با تشبیه امروز به سی سال قبل یا گاهی به 1300 سال قبل، راه فردا را از دیروز جستجو کنند، سخت در اشتباهند، این رودخانه تکرار نمی شود.

 

 

 

به نظر می رسد که چیزهایی معلوم و مشخص است

 

یک: دانایی ما در پیش بینی حوادث معمولا یا به تجارب تاریخی خودمان برمی گردد، یا به تجارب جغرافیایی دیگران، یا باید از گذشته خود عبرت بگیریم یا از حوادث مشابهی که در زمان حال در سایر جهان جاری است، پند بگیریم، اما این دو راه بسته است. نه گذشته ما قابل تکرار است، چرا که کل مختصات اجتماعی ما تغییر کرده است و نه تجارب دیگران براحتی قابل تعمیم به وضع ماست. آنچه مهم است این است که ما باید راهی امروزی و این جهانی برای خود پیدا کنیم.

 

دو: رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب جنبش سبز شکست خورده است، چرا که پس از شش ماه سرکوب دائمی و سنگین، هنوز مردم خواسته های خود را تکرار می کنند، هنوز مردم حق شان و رای شان را می خواهند، مردم خواستار آزادی زندانیان و محاکمه جنایتکاران هستند، مردم حقوق پایمال شده شان را می خواهند و نظام جمهوری اسلامی در جریان سرکوب مردم، بخصوص در هفته گذشته باقیمانده مشروعیتش را هم از دست داده است. حکومت نه می تواند با سرکوب رهبران بدنه جنبش را متوقف کند، و نه توانایی ساکت کردن مردم را دارد. چرا که حکومت به جای جبران اشتباهاتش روز به روز اشتباه تازه ای می کند.

 

سه: ادامه جنبش بصورت مسالمت آمیز کاملا مقدور است، بشرط آنکه حکومت بپذیرد که باید به جنبش امتیاز بدهد، این امتیاز چیزی تازه نیست، حتی امتیاز هم نیست، بلکه حقی است که پایمال شده است. تجربه تاریخی ما تا پیش از خرداد 88 نشان می داد که حکومت های پس از مشروطه همیشه با مشتی لباس شخصی و پلیس و نیروی سرکوب حداکثر پس از یکی دو ماه، می توانستند مردم را خانه نشین کنند، چرا که در اکثر موارد مخالفان حزبی با خواسته سیاسی یا گروهی در جستجوی قدرت بودند، اما یک جنبش اجتماعی را نمی توان سرکوب کرد، یا بهتر بگویم، با سرکوب جنبش اجتماعی نمی توان آن را نابود کرد، فقط می توان وقوع یک زلزله را برای مدتی به تاخیر انداخت.

 

چهار: جنبش اجتماعی می تواند به سوی خشونت برود، یا خشونت را با خشونت پاسخ بگوید، این راهی است ممکن و شاید نزدیک ترین راه بشمار بیاید. اما این راه پیروزی جنبش سبز نیست، جنبش سبز وقتی برنده خواهد شد که بتواند مختصات خود را حفظ کند؛ حضور بخش اعظم جامعه در جنبش حقوق مدنی، استفاده از روش مسالمت آمیز و نافرمانی مدنی تمام عیار در قالب مجموعه ای از اعتراضات گسترده اجتماعی راه پیروزی جنبش سبز است. نترسیم که می زنند و می گیرند و می کشند، اگرچه ترسناک و وحشتناک است، اما اگر بدانیم ساعت گرگ و میش ساعت ترس های موهوم است و ابهام در ارزیابی زمان و وضع خود مهم ترین عامل ترس است، دیگر نخواهیم ترسید.

 

پنج: رهبری جنبش، دادن تئوری های مناسب برای آینده حکومت، یا تاکید بر یک استراتژی خاص نیست، جنبش نیازمند رهبران عملیاتی است، کسانی که بتوانند هر روز به اقتضای آن روز تصمیم بگیرند، و هر روز به اقتضای آن روز برنامه و راه پیشنهاد کنند. میرحسین موسوی تا امروز با بیانیه هایش راههای روشنی را برای جنبش عرضه کرده است. به نظر می رسد قرار گرفتن زهرا رهنورد در کنار او، و تکرار نام رهنورد در کنار موسوی و کروبی و خاتمی می تواند دایره رهبران را وسیع تر کند، بخصوص اینکه اگر حکومت دایره را تنگ تر کند، که احتمال آن با توجه به دستگیری های امروز اصلا بعید نیست، ما باید رهبران بعدی را بیابیم و آنان را برسمیت بشناسیم.

 

شش: درست ترین نظریه پیش برد جنبش همان نظریه " فشار از پائین و چانه زنی از بالاست." در دوران اصلاحات، اشتباه بزرگ ما این بود که این دو عمل را یک گروه انجام می دادند، یعنی همانها که فشار می آوردند، خودشان چانه زنی هم می کردند. یا این دو بر هم اثر می گذاشتند، تا نیروی اجتماعی فشار می آورد، رهبران آنها را کنترل می کردند، و تا نیروهای رهبری اقدام به چانه زنی و امتیازگیری می کردند، گروه فشار آنها را از هر نوع چانه زنی و سازش برحذر می داشتند. روش درست این است که نیروی فشار اجتماعی باید فشارش را بیاورد و آن را متوقف نکند، و از سوی دیگر رهبران جنبش باید آماده مذاکره برای امتیاز گیری باشند. برخلاف آنچه فکر می کنیم، اتفاقا امروز زمان طرح موضوع است. حکومت باید بداند که جز نابودی سرنوشت دیگری هم در انتظارش می تواند باشد، بشرط آنکه حاضر بشود جابجایی موقعیت را بپذیرد.

 

هفت: معلوم است که چرا جمعیت سبزهای حاضر در خیابان به دو سه میلیون نفر در تهران نمی رسد، این واضح و بدیهی است، چرا که فشار پلیسی اجازه تشکیل اجتماع را نمی دهد، با این حال هر روز شهرهای کشور، بشکه باروتی است که با یک جرقه منفجر می شود، اما حکومت هنوز از خودش سووال نکرده که چرا علیرغم دعوت دائمی حکومت به حضور حامیان دولت در خیابان، آنان نمی توانند یک میلیون نفر را به خیابان بکشند؟ خون ریختن یا خون نریختن، مساله این است. یک روشنفکر، یک نخبه، یک قدرت طلب، یک سندیکای صنفی، یک گروه تکنوکرات می تواند در کنار حکومت دزدان یا فاسدان یا دروغگویان یا زورگویان قرار بگیرند، اما نه در کنار حکومت قاتلانی که خون می ریزند. دست حکومت به خون آلوده شده است، اما آیا خون به خون شستن محال نیست؟ به نظر می رسد که تمام این سبویی که بشکسته و پیمانه ای که ریخته است، مردم را از حکومت متنفر و منزجر کرده است. به همین دلیل است که حکومت دائما در پی آن است که این خون را به گردن خود مقتول بیاندازد، چون می داند که حکومتی خونریز را راهی برای ماندن وجود ندارد. آما آیا آخر داستان فقط همین است؟

 

هشت: فرض کنیم که حکومت بپذیرد که دیگر توانایی سرکوب ندارد و نمی تواند بیش از این بکشد و زندانی کند، اما می ترسد که اگر بخواهد عقب بکشد و دست از قدرت بردارد، مردم حاضرنباشند برای جلوگیری از ریخته شدن خونهای بیشتر، از خونخواهی نسبت به گذشته دست بردارند. یعنی حکومتی که هیچ دوستی در جهان ندارد، در تله ای گرفتار می شود که خودش ساخته و بسیاری از مردم کشته می شوند، چون راهی برای فرار باز نگذاشته اند. به نظرم باید در درجه اول راهی برای نیروهای حکومت بازکرد تا اگر نمی خواهند در ادامه جنایات شریک باشند، فرار کنند. آیا راهی برای این می شود اندیشید؟ آیا بهتر نیست تاکید کنیم و بر این تاکید پای بفشاریم که اگر نیروی سرکوبگر خواست به ملت پناه بیاورد، راهی پیش پایش وجود داشته باشد؟ امان دادن از سر اقتدار یکی از مختصات جنبش سبز است، سبزها باید راهی برای فرار سران حکومت بازکنند.

 

نه: ممکن است گفته شود که ما هنوز در موضع قدرت نیستیم، از نظر من این سخنی نادرست است، جنبش سبز همه امتیازهای برتری اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی را دارد، انتقال قدرت در سطح رهبری و مجلس و ریاست جمهوری می تواند در عرض یک هفته بسادگی صورت بگیرد. وقوع یک شورش کور تا سرحد نابودی کامل حکومت، یک احتمال بسیار عادی و معمول است، فقط لازم است که یک هفته مردم در خیابان باشند و نیروی سرکوب خسته شود. اما در هر حال آیا به نفع ما نیست که با باز گذاشتن راههای فرار، تعداد دشمنان ملت را کم کنیم؟

 

سووالاتی که پرسیدم، هر لحظه و هر ساعت و هر روز پاسخی متفاوت با لحظه و ساعت و روز پیشین دارد، با این حال به نظرم می رسد که هر روز باید بهترین پاسخ ها به همه سووالات را در جیب داشته باشیم. ساعت گرگ و میش است و چشم چشم را نمی بیند.  

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات
amir ( از zamin ) : ۰۸ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۱۱ قبل از ظهر
خواست مردم و جنبش تحقق آزادی بیان، اندیشه، قلم، آزادی های اجتماعی و مدنی، و جدایی دین از سیاست است. به نظر من رژیم کنونی ایران تلاشی برای تعامل و گفتگو ندارد. و عرصه قدرت را فقط برای اندکی از مردم با عنوان قدیمی خودی تعریف میکند. باید دید چطور میتوان به امتیاز از حکومتی اندیشید که ذهنیت کاملا سرکوب گر دارد. پذیرفتن امتیاز از رژیم کنونی یعنی فرصت تجدید قوا برای سرکوب بیشتر و کوبنده تر است. از شما خواهش میکنم به این مساله توجه کنید که ساختار قدرت در ایران با هر نوع آزادی در تضاد است. والسلام
Sara ( از Stockholm ) : ۰۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۰۰ قبل از ظهر
Dear Mr Nabavi
It is a very good article. I didn’t really understand the mistake we did in “Dolate Eslahat” .
Could you please explain more the following:
در دوران اصلاحات، اشتباه بزرگ ما این بود که این دو عمل را یک گروه انجام می دادند، یعنی همانها که فشار می آوردند، خودشان چانه زنی هم می کردند. یا این دو بر هم اثر می گذاشتند، تا نیروی اجتماعی فشار می آورد، رهبران آنها را کنترل می کردند، و تا نیروهای رهبری اقدام به چانه زنی و امتیازگیری می کردند، گروه فشار آنها را
ا هر نوع چانه زنی و سازش برحذر می داشتند.

Sorry for the English tying, I haven’t Farsi typing in my computer
BR Sara
Hossein ( از Montreal ) : ۰۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱:۵۸ قبل از ظهر
Aghaye Nabavi aziz
be nazare maan yek ghesmat az tahlil shoma kamel nist va aan shenasandan dynamizm ghodrat ast keh manaafe va khast-hayash be oo ejazeh chaneh zadan nemidahad. tabagheh mazhzbi (aakhound va motaessbha) har do baa dar dast daashtan ahrome ghodrat be manafe maaddi va eghtesadi resideh-aand ke aghar zarehii aghab beravand hameh raa khahand baakht, zemne inkeh hala baa nezamiiane sepahi keh ahrome ghodrate nezami-eghtesadi raa dar dast daarand niz sharik va harkodam zamen davame digarii ast, badbakhtaneh ravesh-haye mosalemat amiz mitavanad dar einehal niroohaye motarez raa niz khasteh konad. maan niz miigoyam khoshoonat javaab va raahe pirouzi nist amaa agar na-dashtan badaneh moshakhase rahbari vahed taa inja dalile paaidari boudeh, az hala be baad jahat daadan be in harekate motarez az zarorathaye pirouzi nahai -ast.
مجید کاووسی : ۱۱ دی ۱۳۸۸, ساعت ۲:۲۷ قبل از ظهر
شما عجب آزادیخواهانی هستید، تحمل یک کامنت را هم ندارید، این بار سوم است که میفرستم.
کاری کنید که یک تفاوتهائی با هواداران ولایت، دوستان سابق خودتان داشته باشید.
**************************************************************
در بخش نهم آقای نبوی گفته اند که انتقال قدرت در سطح مجلس در عرض یک هفته بسادگی صورت میگیرد.
آقای نبوی انتخابات مجلس در صندوق خانه کسی انجام نمیشود که در عرض یک هفته بسادگی صورت بگیرد . لطفا مطلب آوانتوریست های خود را بخوانید.

http://www.rahesabz.net/story/6691