یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۸ -
- 19 Jan 2020
23 جمادى الأولى 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
بیانیه مجتمع آیت الله طالقانی : آیت الله منتظری لحظه ای ظلم ظالمان را برنتافت

شبکه جنبش راه سبز (جرس): مجنمع فرهنگی آیت الله طالقانی به مناسبت درگذشت آیت الله العظمی منتظری بیانیه ای را صادر کرد.

در بخشی از این بیانیه آمده است: "آيت الله منتظري لحظه اي ظلم ظالمان را برنتافت و در اوج مصائبي كه برايش ساختند، از مرگ نهراسيد در حالي كه در آماج انواع اتهام و فتنه قرار داشت. "

" مردم هوشيار باشيد، ما در روزگاري كينه جو و زماني سخت و سركش صبح كرده ايم؛ در اين روزگار، نيكوكار بدكار به شمار آيد، و بيدادگر به سركشي خود مي افزايد. از آنچه دانسته ايم بهره مند نمي شويم، و از آنچه نمي دانيم نمي پرسيم، و از هيچ پيشامد هراسناكي نمي انديشيم تا در خانه و كاشانة ما در آيد، و از هر جانب بر سر ما فرود آيد." نهج البلاغه، خطبة 32

"انّا لله و انّااليه راجعون"

ملّت شريف و بزرگوار ايران!

آيت الله العظمي منتظري، مردي از تبار خدا به خدا پيوست، و اين بار آزمون سختي رقم خورده است.

"هوشيار باشيد كه بليّه و آزمايش كنوني شما به وضع و سامان همان روزي برگشته است كه خدا پيامبرش را برانگيخت تا آن اوضاع را دگرگون كند. به خدايي كه او را بر اساس و اقتضاي حق برانگيخت، هرآينه سخت زير و زبر، و به شدت غربال خواهيد شد، و بي گمان همچون مواد موجود در ديگ جوشان با كفگير درهم خواهيد گرديد؛ تا آنان كه به ناحق در طبقة پست قرار گرفته اند، به موضع حق والاي خود بازگردند، و آنان كه  به ناحق امتيازاتي كسب كرده و در طبقة بالا مستقر شده اند، به جاي پست خود جاي گزينند؛ و بايد پيشتازان ايماني كه بر اساس بي عدالتي و فرصت طلبي و كوتاهي در حقشان عقب مانده اند، حتماً پيشي گيرند،  و به ناحق  سبقت گيرندگاني كه پيش افتاده بودند، به جاي مناسب خود در عقب بازپس روند!" نهج البلاغه، خطبة16

حكيمي الهي كه وجودش، كلامش، رفتار و كردارش هميشه موجب خير و بركت براي ايران و اسلام بوده است .

بدانيد و آگاه باشيد! كه دست حق از آستين رحلت آن بزرگ مرد بيرون آمده و قيام به قسط و عدل را، فراخوان نموده است. همه در معرض اين آزمون الهي قرار دارند، فقهاء، مراجع و علما- متشبثين به عدل و انصاف- در صف اول اين امتحان الهيند. اميدست كه موجب سقط عدالت نشويم.

"از همة آفريدگان به سوي خدا منفورتر دو كس است:

كسيكه خدا او را به خود واگذار كرده است؛ چنين شخصي از راه ميانه و به هدف رساننده منحرف شده، به سخن نوظهور و فريبا سرخوش و به دعوت گمراهي سرگرم و خرسند است؛ در نتيجه وي براي خودباختگان خويش، فتنه و آشوب، و خود از راه هدايت پيشينيان گمراه است، و در زندگي و پس از مردنش براي پيروان خود، گمراه كننده است، بر پشت دارندة خطاهاي ديگران و گروگان و دست و پا بستة خطاهاي خويش است.

و دو، ديگر كسي كه كالاي ناداني را به بازار آورده و در ميان نادانان امت رواجش داده است، در تاريكيهاي آشوب به سرعت پيش مي رود، و از آسايش موجود در پيمان آتشبس كور است، مرد نماهاي حيوان صفت او را دانشمند ناميده اند در حالي كه از دانش بهره اي ندارد؛ بامدادان از خواب برخاسته، خواستار گردآوري هرچه بيشتر چيزهايي است كه كم آن از بسيارش بهتر است؛ تا اين كه از لجن گنديده اي سيراب شده، و دانش بي فايده در خود گرد مي آورد." نهج البلاغه، خطبة17

تاريخ بسترساز قضاوت است و رسوايي ناهيان قسط و عدل را به خوبي عرضه مي كند.

آيت الله منتظري رفت، كسي كه مراتب علمي و فقاهتش بر عاقلان پوشيده نبوده است. زندگي اش تكرار تاريخ مظلومانه و حكيمانة علي(ع) است. در حالي كه به تبعيت از مولايش علي(ع) مهار شتر خلافت را رها كرد و از آن به راحتي صرف نظر مي كند.

"با وجود اين، ميان خود و خلافت پرده اي آويختم، (و آن را نديده گرفتم) و از آن پهلو تهي كردم(يا از آن روي گرداندم). پس از آن كه ميان دو كار بسي انديشيدم كه با دست بريده (ياران دست بسته) و براي مطالبة حق حمله آرم، يا بر آن تاريكي كوري افزا شكيبايي ورزم؛ همان شب تاري كه در آن، سالخوردگان پير و فرسوده شوند و خردسالان سالخورده گردند، همان تيرگي حيرت آوري كه مؤمن در آن به رنج و تعب افتد، و براي نجات همي كوشد تا مرگش فرارسيده، پروردگارش را ملاقات كند." نهج البلاغه، خطبة3(شقشقيه)

"پس دنيا يي كه چنين است بايد در چشم شما ناچيزتر از برگ سَلَم و خرده پشم هاي دم قيچي جَلَم باشد. شما از گذشتگان پيش از خود پند گيريد پيش از آن كه آيندگان به وسيلة شما پند گيرند. دنياي آرزوهاي پست و شهوات فضيلت كش را نكوهيدگي دور اندازيد، چنان كه دنيا كساني را كه از شما بدان شيفته تر بودند، به خواري دور انداخت." نهج البلاغه، خطبة32

همرزم سيد محمود طالقاني در تمامي لحظات عمر، مراقبت و دفاع از حقوق انساني و ملت و امت را پيشه و تكليف خود مي دانست.

"پس چنين ديدم كه پايداري بر همة اينها خردمندانه تر است. پس صبر كردم، صبر كسي كه در چشمش خاري خليده، و در گلويش استخواني جاي گرفته است. با چشم خود مي ديدم كه ميراثم را به غارت مي برند." نهج البلاغه، خطبة3(شقشقيه)

"آري، به حق آن كس كه دانه را در ميان تودة خاك سرشكافت، و به قدرتش جان از باطن جنين به جهان بتافت، اگر حضور حاضران و برپاشدن حجت با وجود اعلام ياران نبود، و چنانچه خداوند بر دانشمندان رباني آگاه، پيماني سخت نگرفته بود كه در برابر پرخوري ستمگر و گرسنگي ستم رسيده هيچ آرام و قرار نگيرند، بي تأمل ريسمان مهار حكومت را بر گردنش مي انداختم و با همان جام نخست آخرش را هم سيراب مي كردم. و بي گمان خوب دريافته ايد كه اين دنياي شما نزد من بي ارج تر از آبي است بزي در وقت عطسه از بيني مي پراند!" نهج البلاغه، خطبة3(شقشقيه)

آيت الله منتظري لحظه اي ظلم ظالمان را برنتافت و در اوج مصائبي كه برايش ساختند، از مرگ نهراسيد در حالي كه در آماج انواع اتهام و فتنه قرار داشت.

"پس اگر سخني گويم، گويند: بر ملك و سلطنت حريص گشته است، و اگر خاموش نشينم، گويند از مرگ هراسيده است." نهج البلاغه، خطبة5

درازدستی این کوته آستینان بین كه از اين همه حكمت ها و پندهاي الهي و قرآني درس نمي گيرند و دين و اخلاق و شرافت و انسانيت را به پاي لذت دو روزه اي مي ريزند. اين همه شرافت و بزرگي و مناعت و آگاهي را به سادگي و ساده لوحي تعبير كرده اند و"... مطالبة خوني را مي كنند كه خودشان ريخته اند ... ."(نهج البلاغه، خطبة22). و لباس دين را وارونه پوشیده اند. تا به تدبيري كه در ناپاك دل دارند ...

"هان بيدار باشيد! شيطان دارودستة ناپاك خود را بسيج كرده است، دسته هاي آماده و سوارانش را يكسره فراخوانده تا بيدادگري به جايگاه هاي نخست خود بر گردد، و باطل به حد پيشين خود رجوع كند!" نهج البلاغه، خطبة22

عمل پيروان راستي و حق و طالبان حقوق انساني و ملت را به فتنه تعبير مي كنند، غافل از اينكه خداوند خيرالماكرين است.

" مردم هوشيار باشيد، امواج خروشان فتنه را با كشتي هاي نجات بشكافيد، از راه باليدن به نفرات]و قدرت و اختلاف[ سرپيچيد و خود را برتر آريد، و تاج هاي افتخارات جاهلانه را فرو نهيد." نهج البلاغه، خطبة5

توصيه به احترام! هجوم شعبان جعفري ها!، جلوگيري و تهديد به برگزاري مراسم ها!، حتي لحظه اي وداع پرشكوه خيل عظيم مردم را برنمي تابند، آيا اين، خيانت به خدا و خلق خدا، و امانت داري از دين خداست؟!. آيا اين همان اسلام آمريكايي نيست؟! كه با فسادِ ناشي از ترويج شايعات بي پايه و اساس و گسترش شبهات، زندگي و حكومت مي كنند و به انشقاق و بدعت گذاري در دين خدا مشغولند!؛ تفكر و روح شيطاني استبداد را در خود پرورش مي دهند و مردم را مورد هجمة بي حيايي خود قرار مي دهند و در چپاول روح و شرافت ملت از استكبار پیشی گرفته اند!.

بي شك(!) نرسي به کعبه اي اعرابي اين ره كه تو مي روي به شرمستان(!) است

" آغاز ظهور فتنه ها تنها هواهايي است]پست و آرزوهايي كه از نفوس شرير و هواپرست برمي خيزد و[ پيروي مي شود، و احكام باطلي است كه نو به نو ظهور مي كند كه در اجراي آن مخالفت با كتاب خدا شروع مي شود، و مردماني متولي آن احكام نوظهور مي شوند و بر غير آيين خدايي دست به دست توليت آن را به يكديگر مي سپارند. پس اگر باطل از آميختگي با حق جدا شود، بر مردمي كه در انديشه و جست وجوي حقند، پوشيده نمي ماند، و اگر حق از لباس باطل برهنه و خالص شود، زبان دشمنان حق از آن بريده گردد، ولي] براي فريب در ميان توده[مشتي از باطل و مشتي از حق گرفته و باهم مخلوط مي گردد؛ در اينجاست كه شيطان]دست آويزي به دست آورده[بر اولياي خود مسلّط مي شود، و در اين هنگام فقط كساني نجات مي يابند كه از جانب خدا نيكي برايشان پيش بيني شده است." نهج البلاغه، خطبة50

خوشا به سعادت آيت الله العظمي منتظري كه پیرو مولایش علی(ع) ، از نجات يافتگان و رستگاران است.

مجتمع فرهنگی آیت الله طالقانی

ارسال به :