پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸ -
- 19 Sep 2019
19 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
شکاف بی سابقه‌ی سه قوه؛ رهبری بازنده اصلی اختلاف ها
 جرس: "نباید این قضیه را کش دهند"، این دستور را آقای خامنه ای 11 مهرماه امسال صادر کرد تا شاید اختلاس 3000 میلیارد تومانی که سه قوه درگیرش بودند، پایانی یابد. دستوری که البته مختص آن داستان نبود و در ماجرای افشای سوءاستفاده مالی فاضل لاریجانی توسط محمود احمدی نژاد هم در خفا صادر شد. نشست لاریجانی و احمدی نژاد به فرموده لغو شد، دو رسانه مهم دو طیف که نخستین یادداشت ها را در این باره نوشتند، یعنی رجانیوز و بازتاب برای مدتی از دسترس خارج شدند، صداوسیما از کنار مساله گذشت، نشست خبری فاضل لاریجانی لغو شد، به روزنامه ها بخشنامه شفاهی شد که تیترهای خنثی برگزینند، سایت ها در روز بعد از استیضاح درباره این ماجرا حداقل نوشتند، دعوت به وحدت و توجه به منویات رهبری ورد زبان همه اصولگرایان شد و ... این سکوت اما از چه سبب است؟

 

مدیر برجسته مارک دار شد
ماجرای افشای فساد خاندان لاریجانی تازگی ندارد. چند صباح پیش، پرونده جواد لاریجانی هم نخست توسط احمدی نژاد به اشاره بازگو شد و پس از افشاشدن اسناد، دادگاهی درباره اش در شعبه جوادآباد در حوالی شهریار تهران تشکیل شد. در همان پرونده ماجرای زمین های صادق لاریجانی هم مورد اشاره قرار گرفت ولی سندها برای اثبات فساد راضی کننده نبود. فساد دوم در خانواده لاریجانی اما متفاوت بود. رئیس جمهور در صحن علنی مجلس، رسما سند ارایه کرد و از فساد فردی از این خانواده سخن گفت که مدعی بود دو برادر دیگر را یعنی رئیس قوه مقننه و رئیس قوه قضائیه راضی هستند در فرایند چنین روابط فسادآلودی مشارکت و مماشات کنند. این در حالی است که مهم ترین شعار صادق لاریجانی در قوه قضائیه مبارزه با فساد بود و در خط مقدم این مبارزه، هم یاران احمدی نژاد قرار داشتند که به تعبیر صادق لاریجانی در دریایی از فساد غوطه ورند. در واقع تیمی که مفسدان درجه خوانده می شدند، برچسب فساد را بر پیشانی رئیس عدلیه جمهوری اسلامی و خانواده اش چسباندند. 7 تیرماه 91، آقای خامنه ای در دیدار با هیاتی از قوه قضائیه، آصادق لاریجانی را این گونه توصیف کرده است: "از لحاظ فكر و علم و نشاط كار و ابتكار و بسيارى از خصوصيات مهمِ در مديران كلان، برجسته هستند." این مدیر برجسته اکنون بدجوری مارک دار شده است.

صف کشی مدیران عالی
یک روز قبل از دعوای مجلس و دولت، میرتاج الدینی، معاون سابق پارلمانی دولت دو بار هشدار داد که دولت قصد دارد در این ماجرا به شورای عالی حل اختلاف قوای سه گانه شکایت کند. ریاست این شورا با هاشمی شاهرودی است، رئیس سابق قوه قضائیه که رابطه ای خوب با دولت احمدی نژاد دارد و در دعواهای قوه مجریه با دو قوه دیگر، رئیس دولت معمولا سعی می کند بازی را به سمت شاهرودی هدایت کند و از او حکمیت بخواهد. پیش از این که مجلس اراده استیضاح وزیر کار را داشت، شاهرودی دخالت کرد و برای حمایت از مرتضوی، ماجرا را ناتمام گذارد. اما این اصل ماجرا نیست. در طول دو سال اخیر، با اسم مبارزه با فساد در دولت احمدی نژاد، در واقع چهار مهره نزدیک به شاهرودی یعنی مرتضوی، دادستان سابق تهران، الیاس محمودی، رئیس حفاظت اطلاعات سابق قوه قضائیه، محمد شریف ملک زاده، مشاور شاهرودی و رحیمی، معاون اول رئیس جمهور به انواع مفاسد اقتصادی و اخلاقی متهم شده بودند. این بار اما سعید مرتضوی موفق شد در یک تله گذاری دقیق، توپ فساد را به زمین خانواده لاریجانی شلیک کند. در محافل رسانه ای ایران از هاشمی شاهرودی و صادق لاریجانی به عنوان دو کاندیدای مهم برای رهبری آینده نام برده می شود. رویارویی غیرمستقیم این دو علاوه بر بی اعتبار شدن شخصیت رئیس این دو نهاد عالی در ساختار سیاسی و افکار عمومی، نشان از تشدید جنگ پنهان قدرت نیز دارد.

بی اعتباری حکم حکومتی
یک هفته قبل از دعوای لاریجانی و احمدی نژاد، نمایندگان اصولگرا از اتمام حجت رهبری با روسای قوای مقننه و مجریه سخن گفتند. معنای ضمنی اتمام حجت، صدور حکم حکومتی است و صدور حکم حکومتی یعنی جاری شدن اقتدار آقای خامنه ای در ساختار سیاسی. این اقتدار اما اکنون کاملا خدشه دار شده است. در روز دعوا، علی لاریجانی در پاسخ به احمدی نژاد بارها به سخنان و فرمایشات رهبر جمهوری اسلامی برای محکوم کردن رئیس جمهور استفاده کرد ولی این ابزار، چونان نوشداری پس از مرگ سهراب بود. در حین رای گیری هم مصباحی مقدم، نماینده نزدیک به لاریجانی اشاره کرد که رهبری درباره استیضاح سکوت کرده و اشارتی مبنی بر نارضایتی نداشتند ولی محمود احمدی نژاد این اشارت ها را پنبه کرده و فرمان حکومتی را نادیده گرفت. 29 دی ماه 1381، حبیب الله عسگراولادی در نامه اش به چهره های اصلاح طلب نوشت که برای برون رفت از انسداد و حل مشکلات: "برادرانه توصیه می کنم رهبری معظم انقلاب را فصل الخطاب و قائمه این نظام بدانیم." ماجرای دو روز پیش مجلس اما نشان داد که آقای خامنه ای حتی میان نزدیک ترین یاران خویش نیز فصل الخطاب نیست.

دو راهی دردسرساز رهبری
3 مرداد 1391 آقای خامنه ای در جمع مسئولان نظام جمهوری اسلامی ضمن تقبیح رویکرد دوران خاتمی گفت: "در همين قضيه‌ى هسته‌اى، آن وقتى كه ما با اينها همراهى كرديم و عقب‌نشينى كرديم - البته براى ما تجربه‌اى بود، اما اين واقعيت است - اينها جلو آمدند؛ اينقدر جلو آمدند كه من در همين حسينيه گفتم اگر بنا باشد كه اين روال از سوى آنها ادامه پيدا كند، من خودم وارد قضيه خواهم شد؛ و وارد قضيه شدم؛ ناچار شديم؛ اينها كار ما نيست." دعوای اخیر دولت و مجلس اما نشان داد که دیگر دخالت در همه قضایا، کار او شده است، اگر او وارد نشود، وضعیت وخیم و غیرقابل پیش بینی می شود. هاشمی رفسنجانی، 8 بهمن امسال این وضعیت را به خوبی توصیف کرد: "در دوران من و آقای خاتمی هم اختلاف بود ولی امروز هم را دارند تیکه پاره می کنند." در واقع آقای خامنه ای در دو راهی دخالت و عدم دخالت گیر افتاده است. دخالت می کند، مسئولان نظام به حرفش گوش نمی دهند و بی اعتبار می شود، دخالت نمی کند، مسئولان، آبروی یکدیگر و نظام را می برند.

استیصال تمام عیار
با وجود صدور فرمان "کش ندهید"، این احتمال وجود دارد که رهبر جمهوری اسلامی در آینده ولو به اشاره از قلب جریحه دارش سخن بگوید، از دشمن ناشناسی گله کند، فتنه انگیزی را پرهیز دهد ولی او خوب می داند در روزگاری که مدیران عالی منصوب او را حلقه ای از چهره های متهم به فساد احاطه کرده اند، حکم حکومتی اش چه علنی و چه در خفا، اعتباری ندارد و جنگ قدرت در میان مهره های نظام به حداکثر رسیده است، دیگر این حناها، رنگی برای افکار عمومی ندارد. نشست 15 بهمن مجلس شورای اسلامی، نشست استیضاح و قربانی شدن وزیر کار به پای مرتضوی، فاش شدن دوباره شخصیت و منش محمود احمدی نژاد و یا برون افتادن پرده ای دیگر از فساد خاندان لاریجانی نبود، نمایش استیصال مدیریت رهبری و نفوذ دروغ، ریا، فساد، جنگ قدرت در عمق نظام جمهوری اسلامی بود، همان نظامی که به تعبیر آقای خامنه ای، "داعيه‌هائى دارد، حرف هاى بزرگى دارد؛ هم براى كشور خودش، هم براى دنياى اسلام، هم براى عالم بشريت". ( 19 دی ماه 91، دیدار با مردم قم)

 

ارسال به :