شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ -
- 20 Jan 2018
02 جمادى الأولى 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
دکتر سروش: حقیقت دیانت اخلاق است/ تغییر دین از نظر خداوند گناه نیست و مجازاتی ندارد
دکتر سروش: حقیقت دیانت اخلاق است/ تغییر دین از نظر خداوند گناه نیست و مجازاتی ندارد
جرس: دکتر عبدالکریم سروش پیرامون موضوع صدور حکم ارتداد در صورت تغییر دین در ایران و کشورهای اسلامی « ارتداد جنبه سیاسی دارد و به حکومت برمی گردد. در حقیقت برای این است که اگر در کشوری مسلمان نشین مسلمانی دینش را عوض کرد، موجب گسترش نشود. در حالی که تغییر دین از نظر خداوند گناه نیست و مجازاتی ندارد.»


دکتر عبدالکریم سروش روز چهاردهم بهمن 1391 در جمع گروهی از ایرانیان مقیم بلژیک حاضر شد و به مناسبت میلاد پیامبر گرامی اسلام سخنانی ایراد کرده و در ادامه به به پرسش های حاضران پاسخ داد.


به گزارش جرس، وی ضمن اظهار خوشنودی از دیدار با جمع ایرانیان گفت که این نخستین بار است که به زبان فارسی و در جمعی ایرانی در بروکسل سخن می گوید. وی تا پیش از این چندین بار به دعوت دانشگاههای بلژیک در مجامع آکادمیک حاضر شده و برای آنان سخن گفته بود.


دکتر سروش با اشاره به ولادت پیامبر اسلام و هفته وحدت بیان داشت « در زمان پیامبر اسلام همه یک عنوان و دین داشتند و شیعه و سنی و این همه فرقه مطرح نبود.» به گفته او ویژگی ها و مختصات انسانها بگونه ای است که گونه گونی و اختلاف عقیده و فکر ذاتی حیات انسانی است و عرضه دین به عامل انسانی در گذرتاریخ و زندگی اجتماعی باعث شده تا برداشت های متفاوت و حتی متضاد از دین عرضه شده بوجودآید و این درمورد همه ادیان ازجمله اسلام و مسیحیت مصداق دارد.


دکتر سروش درادامه گفت: « باید ببینیم با فرض دینداری چگونه می توانیم با هم همدلی کنیم و در کنار دیگرکسانی که اعتقاد دینی ندارند زندگی کنیم؟»


وی در پاسخ به پرسشی در مورد علت کاهش برخوردهای حکومتها درغرب با دین شناسان و اینکه چرا مجادله بر سر دین و دینداری و حیات دینی در این جوامع کمرنگ شده گفت: « فتیله دینداری در این سرزمین چنان پائین کشیده که دیگر کسی در مورد آن مجادله و مشاجره نمی کنند.»


به گفته دکتر سروش « وقتی دین اسلام تاریخی شد فرقه ها تشکیل شدند و اشاعره و معتزله و سنی و شیعه و مالکی و حنبلی و... به وجود آمدند. و همین شد که مسلمانان نه 72 فرقه که 72 هزار فرقه شدند. لذا همواره نگاه به سرچشمه دین لازم و ضروری است. ممکن است سوال کنید اگر مساله اینقدر روشن است چرا عقلای عالم آن را تصدیق نمی کنند و اختلاف را برطرف نمی کنند؟ به این خاطر است که آدمی فقط عقل نیست، بلکه ابعاد مختلف اخلاقی و انسانی دارد که این ابعاد موجب می شود تا بقول حافظ جنگ هفتاد و دو ملت به دلیل ندیدن حقیقت به سوی 72 هزار افسانه برود. و آدمها به جای حقیقت به دنبال افسانه پردازی بروند.»


دکتر سروش که به دلیل اندیشه های اصلاحی خود در حوزه دین شناسی با برخوردهای سختی در ایران مواجه شده و در حال حاضر در دانشگاههای کشورهای غربی به تدریس و تحقیق مشغول است، اظهار داشت: « عقل خودش عامل اختلاف انگیزی است. عقول مختلف اند و مختلف می بینند. اختلاف نظر میان افراد طبیعی ترین موضوع زندگی است. حتی منافع هم در میان نیاید باز به دلیل گوناگونی عقل آدمیان اختلاف پیش می آید. جز این که اکثریت وجود انسان وجوه و امیال غیرعقلانی است و همه اینها موجب اختلاف و نزاع می شود. و همین است که خداوند می گوید انسان تا ابد در اختلاف خواهد بود. خداوند به پیامبر می گفت: « انتظار نداشته باش که همه به حرف تو گوش کنند و ایمان بیاورند. مومنان باید مایوس شوند که همه انسانها ممکن است ایمان بیاورند.» خداوند به پیامبر می گوید: « ایمان نیاوردن آدمها تو را محزون نکند.»


وی با ارجاع به اشعاری از مولانا جلال الدین رومی گفت: « مولانا هم می گوید که آدمیان باید سازش کنند و بسازد با دیگران، وگرنه موجودی که حاضر نیست با بقیه بسازد باید فرشته شود و به آسمان برود.» وی تاکید کرد: « علت اختلاف میان ادیان و افکار مختلف وجود آدمیان است. آدمیان با امیال درونی خود حقیقت و دین را تغییر می دهند. باران تا زمانی که در آسمان است پاک است، وقتی روی زمین می آید با خاک و گل و کف و کثافت آلوده می شود. اگر نمی خواهی آب آلوده شود آن را به زمین نفرست، اگر فرستادی آلوده می شود.»


عبدالکریم سروش که نظراتش در بیست سال گذشته همواره اعتراض روحانیون سنتی و محافظه کار را برانگیخته است، درباره اختلاف شیعیان و اهل سنت گفت: « انشعاب دین اسلام به سنی و شیعه نیز بخاطر انسانهاست. اختلاف ارتودوکس و کاتولیک و پروتستان هم ربطی به حضرت عیسی ندارد. این دین بخاطر گذر از درون انسان به فرق و گروههای مختلف تبدیل شده است. و این اختلافات در همه ادیان و مکاتب طبیعی است. هیچ چیز خالص در این جهان پیدا نمی کنید. حق همیشه آمیخته به باطل است. این تفاوت ها خصلت این جهان است و خداوند از این موضوع ناراحت و عصبانی نیست. بقول حافظ وقتی آدم یعنی پدر همه ما گناه کرده، همه ما اهل گناهیم. گل آدم را وقتی می سرشتند شراب آلوده بوده است. ما باید بدانیم که همه انواع بشر خواب آلوده و سجاده شان شراب آلوده است. اما حاصل این اختلافات روئیدن هزاران گل متفاوت در جهان است. و این اختلاف زیبایی است. آیا بخاطر اینکه هوا آلوده می شود می توان همیشه پنجره ها را بست؟»


وی گفت: « حالا وقتی پنجره را باز کردی اگر حشرات هم آمدند طبیعی است و کاری نمی شود کرد.»


وی آنگاه به شیوه برخورد برخی از شیعیان غالی با اهل سنت اشاره کرده و گفت: « با این مقدمات اختلاف میان آدمیان از سویی و دینداران از سوی دیگر کاری طبیعی است. شیعیان غالی کار بدی کرده اند که 1200 سال بزرگان اهل سنت را لعنت می کند. حتی امروز هم وقتی می گویند ناسزا به بزرگان اهل سنت نگوئید این واقعی نیست و بخاطر مصلحت اندیشی است و از همین رو اثر نمی کند و فایده ندارد.»


دکتر سروش گفت: « شیعه و سنی اصولا اختلاف زیادی ندارند.» وی سپس به کتاب کیمیای سعادت امام محمد غزالی اشاره کرده و توضیح داد که وقتی ملامحسن فیض کاشانی به عنوان یک عالم شیعه کتاب غزالی سنی بنام احیاء علوم الدین را در محجه البیضاء شیعیزه کرد، در حقیقت 75 درصد آن کتاب دست نخورده باقی ماند و فقط 25 درصد از کتاب تغییر کرد. وی نتیجه گرفت: " در حقیقت اختلاف میان شیعه و سنی همین 25 درصد است و به شهادت همین اثر غزالی و فیض کاشانی اختلافات میان شیعه و سنی تنها در مباحث کلامی و فقهی است؛ در حالی که حقیقت دیانت اخلاق است" . او افزود " اگر شما خدا را به هزار زبان اثبات کنید، ولی وجودتان شیطانی باشد فایده ندارد. دین یعنی پاکیزگی اخلاقی. خلاصه دین این است: مجاهده با نفس و شفقت بر دیگران." وی آنگاه به گفتگوی میان سهروردی و سعدی اشاره کرد و گفت که سهروردی به سعدی می گوید " به خودت خودبین نباش و به دیگران بدبین نباش." و گفت اصل دین همین است.


دکتر عبدالکریم سروش گفت: « عامل بیشتر اختلافات میان پیروان ادیان رهبران آنها هستند. در حالی که ما به این دنیا برای دعوا کردن نیامدیم، بلکه برای از بین بردن بیماری های درونی مان آمده ایم و اصولا ما برای همین آمدیم، مگر آنان که شانس می آورند و عاشق می شوند.»


درادامه دکتر سروش به سئوالات مختلف حاضران پاسخ داد. یکی از حاضران با اشاره به کتاب " زوال جهان اسلام" نوشته حامد عبدالصمد گفت، در این کتاب نویسنده با ارجاع به کتاب " زوال جهان غرب" اشپنگلر گفته است همان طور که جهان غرب و تمدن مسیحی در قرن هفدهم به سوی زوال رفت، تمدن اسلامی و در حقیقت اسلام حکومتی نیز از یک قرن قبل به سوی زوال رفت، اما پول نفت ایران و عربستان و تبلیغات دینی این دو کشور موجب تاخیر درزوال اسلام ایدئولوژیک شد و امروز هم وقتی گروههای مختلف بنیادگرای اسلامی می گویند اسلام در خطر است و احساس می کنند غرب قصد نابودی اسلام را دارد، همه بخاطر این است که احساس می کنند اسلام ایدئولوژیک در خطر است. در حالی که در واقع هم در میان مسیحیان و یهودیان و هم مسلمانان گرایش به حفظ هویت دینی و گرایش به دین به عنوان یک موضوع اخلاقی گسترش یافته. نظرتان درباره این پارادوکس چیست؟


دکتر سروش پاسخ داد: « به نظر من سکولاریسم سرنوشت دنیای آینده نیست، خود فاندامنتالیست های اسلامی هم حاصل مدرنیسم اند. حضور بنیادگرایی علت دارد، ولی دلیل ندارد. بنیادگرایان چون هویت شان به خطر افتاده خودشان را و بازوی شان را کلفت می کنند. اما بقول هابرماس جهان آینده جهان پست سکولار و فرادینی است. نه دینی است و نه سکولار، ولی ارزش های هر دو را دارد. جهان سکولار جهان تک منبعی بود، فقط عقل مبنایش بود. جهان آینده جهانی چند منبعی است.»


وی در پاسخ یکی دیگر از حاضران که به تغییر دین برخی افراد اشاره کرده بود، گفت: « در اغلب موارد افرادی که دین شان را تغییر می دهند و من خودم با برخی از آنها از نزدیک گفتگو کرده ام افرادی هستند که معمولا اطلاع و اعتقادی به دین قبلی شان نداشتند و در خیلی موارد براساس مطالعه و تحقیق دین شان را تغییر نمی دهند، بلکه علل دیگری وجود دارد. مثلا من با یک آمریکایی که الان استاد فلسفه است و در دوران انقلاب ایران مسلمان شده بود، سئوال کردم چرا مسلمان شدی؟ او گفت وقتی قبل از انقلاب دانشجویان مسلمان ایرانی را می دیدم که با چه شور و شوقی مبارزه می کنند تصمیم گرفتم مسلمان شوم.»

وی گفت: « به نظر من مبنای اصلی دین اخلاق است. اگر فردی مسلمان است و اخلاق نیکی دارد و بعدا مسیحی می شود و باز هم اخلاق نیکی دارد، این بخاطر شخصیت اخلاقی خود اوست، نه بخاطر اعتقاد قبلی اش به آن دین و اعتقاد فعلی اش به این دین.»


سروش در پایبندی به دینداری گفت: « انجام فرائض دینی برای دیندار باید رضایبخش باشد. عبادت باید لذتبخش باشد، به همین دلیل روزه برای مسافر واجب نیست، چون او را در عذاب می گذارد. دینداری همین است، اگر کسی دین اش را عوض کند به این دلیل که برایش رضایتبخش نیست بنظر اشکالی ندارد، چون اعتقاد و عمل به دین باید موجب ارضاء آدمی شود.»


وی در پاسخ به یکی از حاضران که به صدور حکم ارتداد در صورت تغییر دین اشاره می کرد، گفت: « ارتداد جنبه سیاسی دارد و به حکومت برمی گردد. در حقیقت برای این است که اگر در کشوری مسلمان نشین مسلمانی دینش را عوض کرد، موجب گسترش نشود. در حالی که تغییر دین از نظر خداوند گناه نیست و مجازاتی ندارد.»

 

ارسال به :