چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ -
- 16 Oct 2019
16 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مهندسی انتخابات آزاد
نخستین مانع پیش روی اصلاح طلبان در این انتخابات کیفیت حضور در انتخابات است. 


 در شرایطی که تا برپایی یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراها کمتر از چهار ماه باقی مانده است هنوز کاندیداهای اصلی این انتخابات مشخص نشده اند و روشن نیست چه افرادی رقبای اصلی در این انتخابات خواهند بود. این در حالی است که در انتخاباتهای پیشین ریاست جمهوری معمولا در این زمان نامزدهای اصلی انتخابات مشخص بودند. بدیهی است که شرایط امنیتی موجود و فضای تحت کنترل سپاه در چنین امری تاثیرگذار بوده است اما علیرغم فضای موجود، هنوز موضوع انتخابات آزاد یکی از موضوعات روز جامعه است.

انتخابات آزاد در ایران خاستگاهی شصت ساله دارد. گرچه جامعه ما بیش از صد سال است که با پدیده ای چون انتخابات مواجه بوده است اما از کودتای بیست و هشتم مرداد که فعالان ملی پرچم انتخابات آزاد را در مقابل سلطنت وامدار کودتا برافراشتند و عاقبت سلطنت پس از بیست و پنج سال وعده برگزاری انتخابات آزاد داد تاکنون پس از شصت سال و گذشت دوره های متوالی، جامعه دوباره طلب انتخابات آزاد کرده است. در شرایطی که سپاه به صورت علنی اعلام می کند که خواهان مهندسی انتخابات است بسیاری از مخالفان وضع موجود از نیروهای وابسته به نظام تا جریان اپوزوسیون شعار انتخابات آزاد را سر می دهند. سئوال اینجا است که آیا طرفداران انتخابات آزاد نیز توان مهندسی چنین انتخاباتی را دارند و قادرند با سازماندهی یک جریان اجتماعی از درون جامعه مدنی این نیاز مشترک را برآورده کنند؟

رویکرد مخالفان به پدیده انتخابات در ایران همواره دو سو داشته است. مشارکت مثبت به این مفهوم که مخالفان از هر فرصت و روزنه ای برای حضور در انتخابات به عنوان حق اجتماعی خویش استفاده کرده اند و رویکرد منفی به معنای قهر یا تحریم انتخابات با در نظر گرفتن فقدان آزادی حداکثری برای مشارکت در انتخابات بوده است. اما تحولات اخیر و شرایط خاص کشور وضعیت پیچیده ای را مقابل فعالان سیاسی خواستار انتخابات آزاد قرار داده است. از یک سو شرایط امنیتی موجود مجال هر گونه تحرک انتخاباتی را سلب می کند و هزینه مشارکت را افزایش داده است. در این دوره دستگاههای امنیتی با ارائه سیاست پیشگیری با تهدید و ارعاب فعالان مطبوعاتی، سیاسی و حتی چهره های مطرح برای نامزدی در انتخابات می کوشند تا فضا را تحت کنترل خویش نگاه دارند. از سوی دیگر عدم مشارکت به منزله تدوام وضعیت امنیتی حاکم و تقویت جایگاه اقتدارگرایان است و اگر در این برهه زمانی فعالان مدنی نتوانند حضوری در عرصه انتخابات داشته باشند این به مفهوم موفقیت اقتدارگرایان در بستن مجاری تنفسی جامعه مدنی است و به معنای تدوام آن در یک دوره بلند مدت خواهد بود. حال در چنین شرایطی چه می توان کرد تا با کمترین هزینه به استقبال انتخابات آزاد رفت و جامعه را به تحرک و نشاط برای خواست انتخابات آزاد فرخواند.

همچنانکه دشمنان فضای باز به محوریت سپاه از واژه مهندسی برای انتخابات بهره برده اند، این عبارت برای طرفداران انتخابات آزاد نیز می تواند کاربرد داشته باشد. مهندسی به این مفهوم که فعالان سیاسی و مدنی با محاسبه هزینه های متصور برای حضور در انتخابات و درآمد حاصله از این مشارکت طرحی را برای انتخابات آتی ارائه کنند که هدف مشخص و خواسته معین داشته باشد. در واقع همچنانکه در جوامع دموکراتیک این احزاب هستند که با مهندسی انتخابات ، سرنوشت هر جامعه ای را رقم می زنند در ایران امروز نیز در فقدان فعالیت رسمی احزاب، تنها با مهندسی یک انتخابات آزاد می توان امید به تغییر داشت.

جامعه مدنی ایران دارای ظرفیتها و توانایی بالایی برای بهره برداری از سوی فعالان سیاسی است. گرچه در شرایط امروز ایران و با ضعیف شدن طبقه متوسط در اثر فشارهای اقتصادی، گرایش عمومی به سمت مشارکت و انتخابات کاهش قابل ملاحظه ای خواهد داشت و از این رو مهندسی انتخابات آزاد باید بر اساس توان و ظرفیتهای موجود صورت گیرد. بنابراین نخست باید اندیشید که چه مطالبه ای در این انتخابات متصور است و چگونه باید این مطالبه را بر دوش نحیف طبقه متوسط قرار داد؟

پیش از ورود به بحث جا دارد تا به موانعی که اکنون از سوی بسیاری از کاندیداها برای حضور در انتخابات مطرح می شود اشاره کرد و سپس به راهکارهای موجود برای مهندسی یک انتخابات آزاد پرداخت. ابتدا به این موضوع باید اشاره کرد که شرایط امروز همانگونه که برای طرفداران انتخابات آزاد دشوار است برای اقتدارگرایان نیز حساس و خطیر است. در واقع به همان میزان که اصلاح طلبان از ورود جدی به عرصه چنین انتخاباتی واهمه دارند، ترس از ورود اصلاح طلبان به انتخابات در میان اقتدارگراین نیز وجود دارد و از سوی دیگر عدم مشارکت نیز برای هر دو طرف نگران کننده است. اقتدارگرایان به خوبی می دانند که در این انتخابات نمی توان با مشارکت سازی مشروعیتی برای خود کسب کنند و از سوی دیگر برای اصلاح طلبان نیز عدم حضورمی تواند به مفهوم حذف از صحنه سیاسی محسوب گردد.

نخستین مانع پیش روی اصلاح طلبان در این انتخابات کیفیت حضور در انتخابات است. آیا آنان این امکان را خواهند داشت تا با کاندیدای مطلوب خویش وارد صحنه انتخابات شوند؟ آیا اقتدارگرایان اجازه برپایی آزادانه ستاد انتخاباتی، تبلیغات آزادانه و طرح مطالبات و ارائه برنامه های خود را خواهند داد؟ مانع دیگر توجیه بدنه ای است که به شدت از حوادث انتخابات گذشته آسب دیده و حاضر نیست بدون تامین خواسته هایش وارد انتخاباتی دیگر شود که هیچ تضمینی را برای برگزاری سالم آن دریافت نکرده است. مانع دیگر محدودیت شدید رسانه های مستقل و وابسته به اصلاح طلبان است که با سناریوی اخیر وزارت اطلاعات تشدید نیز شده است و نهایتا فقدان اتفاق نظر میان همه فعالان برای حضور در انتخابات مانع مهم دیگری در این راستا است.

حال این موانع مهم را چگونه می توان مرتفع کرد؟ برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید پرسید هدف از حضور در انتخابات را باید بر پایه پیروزی یا راهیابی به حاکمیت قرار داد یا هدف را باید بر اساس رسیدن به خواسته ای چون طرح عملی موضوع انتخابات آزاد تعریف کرد؟ گرچه در شرایط طبیعی هدف از حضور در انتخابات کسب قدرت است اما در شرایط امروز که حاکمیت اقتدارگرا تمایلی برای تقسیم قدرت ندارد نمی توان هدف را بر اساس حضور در حاکمیت قرار داد بلکه این خواسته می تواند صرفا یک خواسته حداکثری باشد و از این رو اولویت با خواسته های حداقلی است.

با این تعبیر می توان گفت که موانع موجود قابل رفع است. در واقع اگر هدف در این انتخابات برهم زدن محاسبات اقتدارگرایان باشد این خود یک دستاورد مهم برای اصلاح طلبان بشمار خواهد رفت. در این میان دو راهکار متصور است. در فضایی که احزاب و رسانه ها یا وجود ندارند و یا در محدودیت شدید بسر می برند تنها راه مشارکت کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها، برپایی ستادهای انتخاباتی و بهره برداری حداکثری از ظرفیتهای قانونی موجود برای تبلیغات و ارائه برنامه های کاندیداها است. از این رو دو راهکار در این زمینه متصور است. حضور یک چهره شاخص در انتخابات ریاست جمهوری و حمایت غالب فعالان و گروههای سیاسی از وی تا جایی که رد صلاحیت وی هزینه بالایی برای اقتدارگرایان بدنبال داشته باشد. حالت بعدی کاندیدا شدن کثیری از کاندیداهای طرفدار انتخابات آزاد است که بعضی از آنان ممکن است شانس عبور از صافی شورای نگهبان را نیز داشته باشند. کاندیداهایی که می توانند در راستای اعلام کاندیداتوری خویش، مروج خواست انتخابات آزاد باشند و خود را هیزم تنور انتخابات مهندسی شده اقتدارگرایان نسازند. بدیهی است که حضور این چهره ها و فعالیت آنان می تواند حتی در صورت رد صلاحیت شدن نیز فضای امنیتی موجود را در هم شکند و شرایط برای آگاهی جامعه که در چهار سال گذشته زیر شدیدترین سانسور قرار داشته اند فراهم سازد. از سوی دیگر با توجه به شرایط سهلتر کاندیداتوری در انتخابات شوراها، کاندیدا شدن تعدادی بیشماری از فعالان سیاسی و اجتماعی و تبلیغات آنها در خصوص برنامه های خود و تاکید بر اصول و محورهای انتخابات آزاد خود و اعتراضات آنها در صورت رد صلاحیت یا محدودیتهای غیر قانونی برای فعالیت می تواند بسترساز یک فضای سیاسی جدید باشد و در این میان هم کمیت و هم کیفیت نامزدها می تواند موثرتر واقع شود. در واقع این حضور گسترده می تواند مانع بزرگی برای روشهای مهندسی شده اقتدارگرایان فراهم سازد و فضا از کنترل آنان خارج نماید. درچنین فضایی، فرصت برای مهندسی یک انتخابات آزاد نیز فراهم خواهد شد و صرف نظر از نتیجه، جامعه با پرداخت کمترین هزینه، اطلاعات مورد نیاز خویش را کسب خواهد کرد و با بسیاری از حقایق سر بسته ناشی از فضای امنیتی در چهار سال گذشته آشنا خواهد شد و خود را برای رویارویی با شرایط جدید آماده خواهد کرد.

برای تحقق چنین رفتار مهندسی شده ای از سوی جامعه مدنی، قدر مسلم نیاز به حضور فعال نخبگانی است که همچنان نقش مرجعیت را در جامعه ایفا می کنند. در میان نقش موثر رهبران جنبش سبز، زندانیان سیاسی و خانواده های آنان، خانواده شهدای انتخابات گذشته و بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی که در چهار گذشته خود محصور بوده یا مهاجرت کرده اند را نیز مد نظر قرار داد.

 

  نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.