پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ -
- 20 Jun 2019
16 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
دعوتی از خاتمی
آخرین مهره قدرتمند مردم در بازی «اصلاح»  شمایید؛ قدرت نامزدی‌تان را باور کنید و بازی ایران‌سوزان را برهم بزنید. 


جناب آقای خاتمی

 روزهای دشواری پیش روی ماست. روزهای رنج، روزهای تلخی، روزهای بغض. در این روزها هرگز لحظه‌ای را که شما برای انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری‌تان در سال ۱۳۸۰ ثبت نام کردید، فراموش نمی‌کنم. آن روزها مدت طولانی نبود که از زندان بیرون آمده بودم و تلخی آن را هنوز در کام داشتم. شما برای ثبت نام انتخاباتی آمدید، با بغض اعلام کردید که نامزد انتخابات شدید و رفتید. آن بغض را با همه وجودم احساس کردم و از آن حالاتی بود که بسیار دقیق و روشن معنی آن را فهمیدم. همان بغضی بود که صدها اصلاح‌طلب حامی شما وقتی درهای سلول انفرادی به رویشان قفل می‌شد در گلو داشتند. همان بغضی بود که صدها حامی شما وقتی در حسرت پدران و مادران و عزیزان زندانی اصلاح‌طلب‌شان فکر می‌کردند و می‌کنند در گلو دارند. همان بغضی که صدها اصلاح‌طلب تبعیدی وقتی مرزهای وطنی که چون جان دوستش دارند، پشت سر می‌گذارند و آخرین نگاه را می‌کنند و می‌روند تا به جدال برای اصلاح کشور ادامه دهند در گلو دارند. همان بغضی که ایرانیان وقتی به بی‌حرمتی نام ایران و ایرانیان که ناشی از ماجراجویی‌های گروه احمدی‌نژاد است مواجه می‌شوند در گلو دارند. همان بغض در گلو مانده مردمی که به دلیل سیاست‌های اقتصادی دولت بی‌لیاقت حاکم در مقایسه با هشت سال دولت خاتمی هر روز فقیرتر و فقیرتر می‌شوند و پدران و مادران دیگر پاسخگوی نیازهای روزمره زندگی معمول فرزندشان هم نیستند. این بغض هنوز در گلوی ماست. در گلوی میلیون‌ها ایرانی که برای حفظ جنبش اصلاح‌طلبی و برای بهبود کشور بهترین سال‌های عمرشان را در زندان گذراندند، از بهترین مردمانی که دوست داشتند جدا شدند، بی‌لیاقتی دولت را دیدند، یاوه‌های دولتمردان حاکم را هزار بار شنیدند و فقر و ناداری و ناامنی را شاهد بودند. بغض‌مان را فرو می‌خوریم به امید آن‌که خاتمی دوباره بیاید، امید و گرمی به اصلاح و بهبود زندگی مردم در جان‌مان بدمد و از سرمای کابوس نابودی سرزمین رهایمان کند.

 آن بغض فروخورده را می‌شناسم و می‌دانم که چرا خاتمی وقتی می‌خواست بر صندلی ریاست بنشیند می‌گریست، همان صندلی که ده‌ها سیاستمدار ایرانی برای نشستن بر روی آن حاضرند نه فقط حیثیت و شخصیت خود را از دست بدهند، بلکه هیچ ابایی ندارند که همه اصول سیاسی و اخلاقی‌شان را زیرپا بگذارند و حتی حاضرند مانند احمدی نژاد حتی کشورشان را هم نابود کنند تا منافع حزبی و قبیله‌ای و گروهی‌شان را حفظ کنند. آن بغض ناشی از به قمار گذاشتن همه آن " بود"مان است و حالا باید به هوس قماری دیگر حیثیت و آبرو و هستی‌مان را داو بگذاریم. شرایط کشور چنان است که فرصت مجامله و تردید نیست.

 
آقای خاتمی عزیز!

شما بارها در تنش‌های گوناگون آرام ماندید. در روزهای دشوار جنبش سبز توانستید تعادل خود را چنان حفظ کنید که نه باجی به حکومت بدهید، نه بخاطر مردم و حامیان‌تان وارد حوزه‌های ممنوعه شوید، و همه این‌ها را کردید برای آن‌که در روز مبادا به یاری ملت و کشور بشتابید. و حالا روز مباداست. در تاریخ صد سال گذشته ایران هرگز تا این حد در معرض نابودی و ویرانی کامل نبوده است. شما امروز باید بار نجات کشور را به دوش بگیرید.

 می‌دانم حتی تصور این‌که ویران‌خانه‌ای که ماجراجویی و بی‌لیاقتی دروغگویان قدرت‌طلب آن را به مرز انهدام رسانده، به هشت سال قبل یعنی همان روزی که از صندلی ریاست جمهوری پائین آمدید برسانید یک کابوس وحشت‌آفرین و کار سنگین و در عین حال بزرگ است. هر دولتی که بیاید تازه باید چهار سال مکافات و بدبختی بکشد تا با کاری سنگین و مداوم شاید موفق شود کشور را از فقر و بی‌عدالتی و دزدی و ناکارآمدی اقتصادی نجات دهد، تا مردمی را که در این سال‌ها به انحطاط و ویرانی اخلاق و منش و کردار دچار شده‌اند، به شرایط بهبود نزدیک کند، تا سایه شوم جنگ و تحریم اقتصادی را از بالای سر کشور کم‌رنگ کند، تا مدیرانی لایق و کارآمد را بر کارها بگمارد، تا فرهنگ و ادب و هنر مشرف به موت کشور را جانی تازه ببخشد.

 می‌دانم که همه این‌ها در سایه آقایانی که منتظرند تا شما بر سر کار بیایید تا هر روز هزار مانع برای اصلاح کشور بتراشند چقدر دشوار است. می‌دانم که باری که باید از زمین بردارید هزار برابر دوم خرداد ۷۶ که برسر کار آمدید سنگین‌تر است و سرمایه کشور برای بازسازی ویرانه اقتصاد و سیاست و وضع اجتماعی ایران بسیار حقیرتر و کوچک‌تر.

 می‌دانم که فضای عمل کردن در تنگنای ایران‌سوزان باند احمدی‌نژاد و تندروهای طرفدار حمله نظامی غرب دشوارتر از گذشته است و بیرون کشیدن اقتصاد ایران از حلقوم نظامیانی که اقتصاد ایران در گلوگاهشان گیر کرده است چقدر دشوار است، لقمه گلوگیری که هم اشتهای بلعیدنش را دارند و هم توان هضم آن را ندارند. می‌دانم که تصور این که پاسخگوی هزاران زندانی و متهم و به تبعید رفته بشوید چقدر دشوار و حتی ناممکن است.

 همه اینها هست و آب رفته را به جوی بازگرداندن نه دشوار که محال اندر محال به نظر می‌رسد. اما مگر چاره‌ای هم جز این داریم؟ دیوانگانی به ضربتی سنگ زندگی ملت را به چاه انداختند، حالا صد عاقل کفایت نمی‌کند برای نجات این سرزمین و این میهن. کشور در خطر است و شما، و شاید فقط شما شانس آخرین نجات آن هستید. یادتان نرود که هزاران هزار یار وفادار شما منتظرند که در کنار شما بایستند و پیش و بیش از آن‌که در سودای مصائب گذشته باشند و به رنج و کینه سختی‌های خود فکر کنند، می‌خواهند بار ساختن کشور را به دوش بکشند تا از رنج مردمی که این همه درد و مصیبت حق‌شان نیست بکاهند.

 
آقای خاتمی!

از سکوتی که حاصل وحشت و ترس حاکم بر این سال‌هاست واهمه نکنید. این سکوت سرشار از ناگفته‌های در گلو مانده است. دوستداران آینده ایران منتظرند تا اشارتی از شما ببینند تا سرود همراه شو عزیز را بخوانند و همراه و بازو در بازو تلاش کنند تا کشور را از ویرانی نجات دهند. جمع عظیمی از مردمان کشور، جوانانی که کودکی‌شان را در دوره اصلاحات گذراندند، مردان و زنانی که تلخی گرفتار آمدن به مصیبت این سال‌ها قدر عافیت اصلاحات را به کام‌شان چشاند، منتظرند تا بی‌گله و گفت و ناله و طلبکاری، کار کنند و کار کنند و کارکنند تا ایران عزیز را از این وضع نجات دهند.

 یادتان نرود که اگرچه هشت سال است دولت و حکومت جز بدگویی و زشت‌خویی در برابر شما نکردند ولی باز هم در هر نظرخواهی هنوز که هنوز است خاتمی ستاره محبوب عقل و دل مردمان است و این یعنی که بکوشید و بکوشیم تا کوه یخ تمدن ایرانی بیش از این آب نشود که در آتش افروخته دوستان بدتر از دشمن حاکم بر دین و دولت و جهانی که کینه دشنام‌های مداوم خردستیزان حاکم بر این سال‌ها را دارد یخ‌های دریای تمدن ایرانی را آب می‌کند و ادامه این وضع جز انحطاط فرهنگی و بیماری لاعلاج جامعه ایران نیست. ماجراجویی چون احمدی‌نژاد که فرهنگ و هنر ایرانی را ویران می‌کنند، نمی‌داند که ادب و فرهنگ ایرانی حاصل سه هزار سال کوشش ایرانیان است تا زبان و فرهنگ خود را تا امروز حفظ کنند. رئیس جمهوری که نه تاریخ ایران را ‌شناسد و نه فرهنگ ایران را می‌داند و نه برای فرهنگ و تمدن ایران احترامی قائل است.

 
آقای خاتمی!

شاید کسی به این فکر کند که حتی با فرض نامزدی شما، صلاحیت‌تان را رد کنند یا با مهندسی انتخابات رای حامیان شما را بدزدند، یا حتی ممکن است در یک مجادله واقعی میان شما و نامزدی دیگر، آنان برنده انتخابات شوند و به همین روند موجود ادامه دهند و کشور را نابود کنند. برخی معتقدند در چنین شرایطی باید اعتبار شما و اصلاح‌طلبان حفظ شود تا در زمانی دیگر از آن استفاده گردد. آن‌ها که چنین می‌اندیشند نه عمق فاجعه‌ای که در آنیم می‌دانند و نه به مسوولیت تاریخی خویش آگاهند. امروز ما زمانی برای از دست دادن نداریم. شما هم فرصت دیگری در آینده ندارید که بخواهید حیثیت و اعتبارتان را حفظ کنید. اگر ایران نابود شود حیثیت و اعتبار شما به چه دردتان می‌خورد و اعتبار اصلاح‌طلبان اگر بنا باشد کشور به دام ویرانی جنگ بیافتد، در خرابه‌های ایران و زیر شنی تانک‌ها و زیر بمباران جهان غرب چه دردی از ما را درمان می‌کند؟ از صدقه سر دولت بی‌کفایت و رهبران بی‌بصیرت فرصتی در آینده نیست که بخواهیم به آن فکر کنیم. روز مبادا اکنون است.

 
آقای خاتمی!

بهتر از ما می‌دانید که در انتخابات پیش رو نه «تحریم موفق» ممکن است، و نه بقیه نامزدهای احتمالی اصلاح‌طلب و میانه رو و حتی «محافظه‌کارِ توسعه‌گرا» شانس پیروزی در انتخابات را دارند. قاطبِه‌ی اصلاح‌طلبان که در این پانزده سال با همه وجودشان برای ایران تلاش کرده‌اند از شما می‌خواهند برای نجات ایران وارد عرصه شوید. ممکن است کسی گمان کند که آدم‌هایی چون من و ما در پی آن هستند که با آمدن شما موقعیت برای به قدرت رسیدن اصلاح‌طلبان و کاهش رنج و سختی زندانیان و در غربت ماندگان فراهم شود، اما چنین نیست. ما حاضریم حسرت دوری و دشواری را تحمل کنیم اما بدانیم کشور و مردم ایران از مصیبت امروز کمی خلاص می‌شوند.

 مساله این نیست که شما اگر بیایید فرهنگ رشد می‌کند و آزادی افزون می‌گردد و آبروی کشور حفظ می‌شود، نه، مساله این‌ها نیست. این موجود رو به موت در فکر آرایه و زیبایی و موی و روی خوش فرهنگ و ادب نیست، کالبد میهن در حال ویرانی ناشی از فقر و گرسنگی و ناامنی و فساد است. شما نه برای زیبا شدن چهره کشور بلکه برای حفظ جان ایران باید بیایید. پس بیایید که اگر به موقع نیایید دیگر فردایی برای حسرت خوردن هم در پیش رو نیست. حکمرانان کنونی و ویران‌کنندگان ایران نه فعال ما یشاءاند و نه تنها مهره بازی سرنوشت ایران. آخرین مهره قدرتمند مردم در بازی «اصلاح» بدون ناامنی و ویرانی و رنج بیشتر شمایید. قدرت نامزدی‌تان را باور کنید و بازی ایران‌سوزان را بر هم بزنید. جنبش و اصلاحات پیشکش، برای ایران و هفتاد میلیون ایرانی گوشت و پوست و خون‌دار بیایید. با این روند، بعدا اگر دیر نباشد، شرایط سخت‌تر است و جبران پرهزینه‌تر. از آینده‌ی ایران و سوختن یک نسل بترسید، نه از نامزدی. ‌

 
با احترام

ابراهیم نبوی، بیستم اسفند ۱۳۹۱ 

 نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
امیر.ی : ۲۳ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۱:۰۱ بعد از ظهر
هر جهار سال همین رو دوباره منتشر می‌کنید یا هربار که می‌نویسید شبیه قبلی میشه؟ من احساس می‌کنم ما چهار سال خواب بودیم الان بیدار شدیم متوجه حرف‌های شما نمی‌شویم.
مهدي خانزاده : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۲:۰۰ قبل از ظهر
واقعيت همين است.خاتمي بايد بيايد.
زهرا : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۵:۴۵ قبل از ظهر
آفای ابراهیم نبوی عزیز سلام.دعوتنامه شما را خواندم.و تا اخر متن گریستم.شما می گویید ایران نابود شده ما می گوییم مردم نابود شدند .دنیایمان و هرچه آرزوهایمان بود نابود شد .چطور می شود عاشورای 88را فراموش کرد چرخهای ماشین که مردم بی گناه را له کرد و عزیزانی را یتیم و مادرانی را بی فرزند و دوباره از انتخابات در حکومتی بگوییم که هیچ تغییری در رفتار ش نداده آقای نبوی چطور می شود این همه هزینه این چهار سال را ندید و دوباره از کسی دعوت کرد تا بیاید دوباره مردم را بازی دهد ما دیگر فریب نمی خوریم بالاتر از سیاهی که رنگی نیست ایران
الان هم نابود است با مردمانی استبداد زده و حاکمان تا دندان مسلح.چطور می توانید از انتخاباتی حرف بزنید که هنوز دو کاندیدای قبلی انتخابات در زندان مردم بسیاری آواره و مجروح و زخم دیده و
تکلیف خونهای ریخته شده مشخص نشده.آقای نبوی شما به فکر نابودی ایرانید ما به فکر آرزوهای برباد رفته جوانان شهیدمان و خودمان که تحقیر شدیم.و تحقیر شدن یک شهروند بزرگترین درد است.کاش من هم می توانستم با این قاطعیت از خاتمی دعوت کنم اما من به عنوان حامی جنبش سبز هرگز رای نمی دهم حتی با آمدن خاتمی خانواده ام هم همینطور.سال88حجت بر همه تما م شد راه دیگری را انتخاب کنید.
مسعود : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۷:۱۶ قبل از ظهر
جناب نبوی عزیز! تا کی ما باید به فکر این قهرمان افسانه ای باشیم که بیاید و ما را از شر این دیوان برهاند. ابتدا تصویری دیوآلود می کنید و بعدش هم از رستم دستان که ردای ان را بر دوش خاتمی انداخته اید می خواهید بیاید و سوار بر رخش کار دیوان را یکسره کند. دوست بزرگوار نه خاتمی ان رستم دستان است ونه میگ های جنگنده بر آسمان ایران. اتفاقا اگر خاتمی به فکر ایران باشد که به نظرم هست نباید در این میدان ورود کند.واقعا فکر می کنید در ساختار حقوقی و حقیقی ایران رئیس جمهور چقدر قدرت دارد؟ مگر همین رستم دستان در سال اخر ریاست جمهوریش از تدارکاتچی رئیس جمهور می نالید؟چرا فکر می کنید با در اختیار گرفتن قوه مجریه باعث نجات ایران می شود؟ چرا فکر می کنید ایران به مرز انهدام رسیده است و الان رستم سوار بر رخش باید وارد صحنه نمایش شود؟
جعفر : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۰:۵۰ قبل از ظهر
با سلام بجناب نبودی.بی مقدمه بگویم.مطالب شما بسیار هم اخلاقی هستند و قابل احترام.اما فرض کنید تمام سنگها برداشه شده زندانیها آزاد شده و انتخاباتی هم کم حاشیه_نمیگویم بی حاشیه برگزار شده و جناب خاتمی هم امد.بسم الله.ایاسردمداران سباه و بسیج و خود اقا جازه اقدامی که یک وجب از منافعشان بدو باشد به خاتمی میدهند.اقتصادکه چه عرض کنم دکان بقالی اقایان اجازه کمترین کاری که در تعارض با منافعشان بشد میدهند؟ایا خاتمی 4 یا 8 سال دیگر با سری از شرم بزیر افکنده بگوشه خانه اش نمیخزد؟من تعجب میکنم شما با کدام معیارسیاسی و اجتماعی و....چنین خاتمی راتشویق به امدن میکنید؟ سفارشات شمااز منظراحساس و عاطفه قابل فهم و بسیار هم انسانی است؟( فریبت میدهدآسمان این سرخی بعد از سحر گه نیست)کسانی که خورشیدرا گذاشته میخواهند بااتکابه ساعت شماطه دار خویش بیچاره خلق را متقاعد کنندکه...ایا قابل اعتمادند؟فرهنگ حوزوی که برفرهنگ ما غالب شده هر جنایتی رابرای دوام اریکه قدرت مباح میداند. جمله معروف (خدعه کردم)هنوز توی گوش ماست جناب نبوی عزیز.خدعه. تقیه ابزار وقاحت ایشان است.بگاه سختی خنده رو میشوند.ازخودمان بخودمان میبخشند.بل و خر که کنار آمدند بازهم همان گل خوشبودر حام هستند.ساده حرفم چند سوال است 1_ اقای خامنه ای قابل اصلاح است؟عوامل غارتگر(ازصدر تا ذیل )فرصت چکاری را به خاتمی میدهند؟شما تضمین(از نوع اخلاقیش )میکنید بعدازاتمام دوره یاست جمهوری بازهم خاتمی اینبار نه با چشمان اشکبار که با جنازه نیمه جان(منظورم خسته وشرمنده) نیاید و بگویدآبدارچی (بجای تدارکچی)بودم؟اگر جوابتان مثبت است باید بگویم به شهامتتان حسادت میکنم.شمارا بخدا بگذارید تاریخ کار خودش را بکند.در بازار مکاره سیاست.اخلاق و توصیه های اخلاقی رابریشخند میگیرند جناب نبوی عزیز
صدرا : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۲:۰۹ بعد از ظهر
آنچه در این سالها دیده ام، بیشتر آنهایی که همیشه دم از رای ندادن می زنند کمترین هزینه را در کار مبارزه پرداخته اند، و در عین حال با همین سالی یکبار در خانه ماندن و پای صندوق نرفتن خود را از قهرمانان جنبش آزادی خواهی می دانند.
از سوی دیگر کسانی که طعم زندان و شکنجه و هجرت به کامشان شرنگ ریخته، کسانی که داغ غم ایران را بر پوست و بر دل دارند، هربار تلاش کرده اند با گام نهادن در راه مبارزه مدنی و کاستن از تنشها و بحرانها، سرنوشت میهن و مردمشان را رنگی ـ اگر شده تنها یک پرده ـ روشنتر بزنند.
تاریخ را نمی توان یک شبه تغییر داد، اما می توان مسیرش را به آرامی از بیراهه به راه کشاند. و این سخت ترین مبارزه است، چرا که هرگز به پایان نمی رسد. و نیز سودمندترین کار است، چرا که بن و پایه دارد، و ثمر خواهد داد، هرقدر هم که به درازا بکشد.
Mohamd sanegh : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۲:۵۳ بعد از ظهر
خاتمی چهره ارزشمند و کم بدیلی است که نه دوستان میتوانند از وی صرف نظر کنند ونه بد خواهان می تواند فضایل ذاتی و نیز اشتهار به نیکویی اورا انکار نمایند.
این نام آوری مرهون فضا سازی سیاست بازان و حاکمیت نیست ، محصول فرهنگ اسلام ، انقلاب، شرافت و اصالت خاندانی بزرگوار و خوشنام است که سالیان سال پناهگاه مردم بوده وکمر به تنویر افکار ، زدودن خرافات و انتشار معالم دین بسته است.
این خوشنامی محصول اقبال جمعی مردمی است که بی مدد تبلیغ و صحنه آرایی ،با مفهوم صدق و کذب ، سلامت نفس و نجابت
آشنا بوده ومقدمش را گرامی داشته اند.
اگر در این برهه مصلحان و فرزندان اندیشمند و دلسوز کشور به این نتیجه رسیده اند که دگر بار خاتمی بیاید و مسئولیت خطیر اداره کشور را برعهده گیرد ، می باید مقدمات ورود اورا توسط مردم فراهم آورد تا باند های مسلط قدرت و ثروت نتوانند موانع جدی بر سر راهش قرار دهند و حقوق مردم را ضایع کنند.
قدر مسلم ، مطلوب حاکمیت شخصیت های مستقل قانون مدار صاحب رای نیست واقبال مردم را پیرامون نامداری چون خاتمی
نمی تواند تحمل کند.چنانچه در طول هشت سال زمامداریش حاکمیت با تمام توان و تبلیغات یک سویه با مدد جراید و رسانه های انحصاری در مصاف خاتمی بود و اجازه نداد یک روز آب خوش از گلوی ملت و دولت منتخب فرو رود.
به طور قطع امروز هم حاکمیت تن به پذیرش منتخبین آزاد مردم نمی دهد و با تمام عوامل اطلاعاتی ، سپاهی، تریبون های نمار جمعه، مراجع دست پرورده ، چهره های پابوس و وقدرت طلب و انحصار خواهی چون مصباح ، در برابر مردم می ایستد.
پس لازم است بزرگان و صاحب نظران مردم راه کارهایی بیابند تا اینان نتوانند ظلم افزونتری در حق این کشور اعمال کنند.
پیشنهاد می شود ، عالمان مستقل مذهبی ، اساتید و معلمان صاحب نام ، روزنامه نگاران و نویسندگان ، دانشجویان و محققین، نمایندگان واقعی مردم در مجالس مقنه ، سرداران و مجاهدین خوش نام و با سابقه ، خانواده های شهیدان، و........................
جدا گانه و کتبا در خواست حضور خاتمی و ایجاد امنیت انتخاباتی وی را از حاکمیت بخواهد .
همانطور که مجاهد نام آور مصطفی تاج زاده از قرنطینه زندان پیام داد کمپین در خواست ملت برای حضور خاتمی درصحنه انتخابات با وسعت فراگیر راه اندازی شود .
استقبال جمعی این خاصیت را دارد که اولا پیش از برگزاری انتخابات ، تکلیف حاکمیت را در مورد دستکاری در آرا و تقلب و خیانت در آرا را روشن می کند ، و در ثانی باند قدرت را ناگزیر می سازد به خواست ملی گردن نهند.
ملت از خاتمی درخواست کند در صورت پیروزی ، در خواست رسیدگی به وضعیت منتخبین پیشین مردم و معترضین دربند
به نحوه گزاری و تقلب در انتخابات را مطابق قانون اساسی وقوانی جزا به اجرا گذااشته شود و در دادگاهی علنی و صالح با
نظارت وکلا و حقوقدانان ،مطبوعات و...به تضییع حقوق آنان و ملت رسیدگی گردد.
ومظالمی که در طول این چند سال در حق آنان و مردم صورت گرفته ، جبران گردد.
محتوای شعارها و وعده های روشن انتخاباتی مقدمه اجرای قوی پس از پیروزی خواهد گردید.
ملت نباید در طول دوران تبلیغات کاندیداتوری ، خاتمی را تنها گزارد و از وی چشم بردارد . تا وی از گزند حاکمیت و عوامل آن درامان بماند.
بی شک امروز و فردای ایران زمین وامدار افکارخاتمی است . چه پیرو.ز انتخابات باشد چه نباشد.
حميد بيات : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱:۳۳ بعد از ظهر
اگر مي پذيريد كه اين انمتخابات نيست انتصابات است چگونه مي خواهيد با ورودتان به اين عرصه آنرا تاييد كنيد؟؟؟؟ چند بار بايد از يك سوراخ گزيده شد؟؟؟ فرموديد آنها كه چنين مي گويند نمي فهمند ! شما كه مي فهميد بگوييد ببينم با 30 درصد بلكه كمتر از ان چگونه مي توان يك مملكت را نجات داد!! مي خواهيد حماسه ملي بسازيد و رهبري را شاد كنيد؟؟؟؟ از شور و هيجان انتخابي چه كسي سود مي برد ؟؟؟ ملت يا رهبر؟؟؟
اگر واقعا طمع قدرت نداريد بجاي حرفهاي عاشقانه و دل فريب دوكلام تحليل ارائه دهيد !!
انوشیروان : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱:۴۸ بعد از ظهر
دوستان من، هم میهنانم، ما برای رهایی از این گرداب نابودی، دو راه مسالمت آمیز بیشتر نداریم: یا مقاومت مدنی (مثل اعتصاب عمومی که حاکمیت را مجبور به رفتار مسئولانه کنیم) و یا اصلاح تدریجی همین نظام سیاسی. حالا که راه اول (به دلیل ضعف فرهنگ سیاسی در عموم مردم) مسدود هست، راه باقیمانده حرکت در مسیر اصلاح تدریجی بشکل صبورانه و غیر احساساتی است.
راه های غیر مسالمت آمیز هم عبارتند از انتظار برای فروپاشی سیستم از طریق شورش عمومی یا انتظار دخالت خارجی. شورش های عمومی توانسته اند نظام های سیاسی غیر دمکراتیک را سرنگون کنند ولی عموما اونها را با نظام های غیر دمکراتیک دیگری جایگزین کردند. هیچ نمونه ی موفقی هم وجود ندارد که دخالت مستقیم خارجی بخصوص دخالت نظامی منجر به دمکراسی شده باشد.
قهر کردن سیاسی یک مقاومت مدنی هست و یک حق برای هر شهروند اما باز هم نمونه ای در دنیا وجود نداره که بعد از قهر سیاسی یا ناامید شدن مردم، دمکراسی اتفاق افتاده باشد. تارخ نشان داده دمکراسی نه یک شبه و یک ماهه به دست می آید و نه خود بخودی.
خاتمی گزینه ی مطلوب ما نیست، اصلاحات صبر میخواهد و زمان می برد، ممکن است رای بدهیم و رای مان را دوباره بدزدند، اما بیاید یک بار دیگر دست در دست هم بدهیم و نشان دهیم که قهر نمیکنیم بلکه به بلوغ سیاسی رسیده ایم وآنقدر بر سنگ سیاه استبداد می کوبیم تا بالاخره روزی خرد شود.
دیپلمات سبز : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۳:۰۹ بعد از ظهر
خیلی قشنگ بود. بیشتر کسانی که به ایده حضور خاتمی در انتخابات انتقاد میکنند هنوز مقاله محمد رضا جلایی پور با عنوان چهل دلیل در ضرورت دعوت از خاتمی را نخوانده اند.
علي : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۴:۳۳ بعد از ظهر
با همه موانع خاتمي عزيز منتظريم.
علی : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۵:۳۱ بعد از ظهر
آیاخاتمی باز هم فرصت سوزی میکند یا از فرصتها استفاده میکند؟؟؟؟؟؟
حسام : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۵:۴۸ بعد از ظهر
با سلام جناب نبوی و دیگران که می خواهند از در اصلاحات وارد شوند. چند نکته را امشب می گویم ممکن است جرش منتشرش نکند یا و...
1)خاتمی می تواند این فضای دهشتناک را ارام کند ولی خاتمی نمی تواند بصورت طولانی مدت تاثیر گذار باشد چونکه ولی فقیه داریم.
2) خاتمی انزمان که بر مسند قدرت بود بخشی از سپاه و اکثریت ارتش با او بودند نتوانست و یا جرات نداشت اقدامی موثر کند حتی دفاع از اقای سعید حجاریان
3) خاتمی مذهبی است .......
4) خاتمی چه چیزی را می خواهد اصلاح کند؟ کاملا مشخص کند و بیان کند. ایا اقای خاتمی این صراحت و جرات را دارد؟ من فکر می کنم نه.
5) امروز نه تنها خاتمی بلکه هرکس بخواهد نمادی از مردم یا نیم نگاهی به مردم داشه باشد باید ضرورتا از حکومت برائت بجوید و برعکس ان نیز صدق می کند
6) خاتمی یا بطور کل با حضور در این انتخابات فقط و فقط همان چند میلیونی که طرفدار اویند را ازدست خواهد داد.
7) مردمی که من در ایران می بینم و با انها کار می کنم خواهان سرنگونی این نظامند انها بخصوص جوانان بر این باور رسیده اند که نسل گذشته یعنی پدرانشان اشتباه تاریخی کرده اند و قادر به جبران ان نیستند و یک راه می ماند ان سرنگونی این نظام.....
8) خاتمی می گوید ما اسلامی می خواهیم که ازادی را به رسمیت بشناسد .......
علیرضا : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۶:۰۳ بعد از ظهر
آقای نبوی، شما چه دشمنی با خاتمی دارید که او را به مسلخ میفرستید، آنهم با دستهائی خالی‌. خاتمی با شناختی که از خود دارد میداند که مرد روز شنبه نیست. بقول خودش یک تدارکچی است و یک تدارکچی چگونه با این ارازل اوباش میتواند بجنگد و ایران را نجات دهد. هر چند خاتمی اعتقادی به مبارزه هم ندارد. اگر سبزید و ادعای سبز بودن دارید چرا بانگ برنمی آورید که موسوی و کروبی را آزاد کنند و کاندید شوند. لطفا از توهم بیرون بیایید و واقعیت‌های اطرافتان را ببینید.
رضا : ۲۴ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۶:۳۰ بعد از ظهر
دیگر هیچ نمی دانم.نمی دانم سرنوشت این سرزمین که فخرش را به جهان میدادیم چه می شود جناب نبوی شما و دوستانتان و آنها که مقابلتان بودند و هستند هرچه خواستید بر سر این مردم آوردید و این چند ساله بدتر. حال اگر خاتمی بیاید برای ماها فرقی نمیکند با دیگری حق مردم چه میشود آنها که کشته شدند چه.ولی با این وجود میگویم از این ستون تا آن ستون شاید فرجی باشد.
اسحاق : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۲:۵۳ قبل از ظهر
نبوى عزىزسلام ميبينى جه جالبيم همه سياسى وتحليل كرهستيم اماكوجكترين حقى براى كسانى كه بالاترين هزينه رابرداخته اند امثال مومنى ها وتاجزاده ها وديكر عزيزانى كه امروزدرزندان هستندقائل نيستيم بايك راى ندادن ويايك تظاهرات شركت كردن ازاديخواه درجه يك شديم وبه ديكران نه حق نظر ميدهيم ونه حق عمل عزيزان سياست بازى عمل وعكسلعمل هست نه بازى. ارمانها ورؤياها در سياست يك جيز اصل هست وان فايده وهزينه هست براى همينه كه دوست ودشمن دائمى درسياست معنايى نداره منافع ملى معناداره براى همينه كه درسياست بازى بردبرد معناداره وبعضى باختها بردمعنا ميده همجنانكه برد ٨٨براى بعضيها امروز به باخت تبديل شده درسياست صفروصدوجودنداره
اردشیر : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱:۵۵ قبل از ظهر
نه خاتمی آن یلی است که میگویی و نه ایران آن جهنمی که تصویر کردی، شرایط سخت است قبول! که بخش بزرگی از آن به خاطر تحریمهاست و آقای رهبر هم خوب بلد است سازش کند نیاز به شخص دوم و سومی نیست. وقتی گماشته ی او بتواند قهرمان باشد چرا خاتمی رستم دستان شود.
چون روز روشن است چراغ اصلاح طلبانی با سیاق خاتمی و از نسل او رو به خاموشی است غم انگیز است اما این رودخانه ای است که باید از این گذرگاه بگذرد تا مردمان ما بخود آیند، بی تابی نکنید!
shervin : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۲:۲۳ قبل از ظهر
احمدی نژاد تنها با دسیسه خامنه ای و سپاه رییس جمهور نشد بلکه به نظر من سرویس های جاسوسی بعضی کشورهای نظیر امریکا و اسرائل هم در حمایت پنهان از او نقش داشتند ، آقای نبوی من هم درد شما را میفهمم ول من به شما قول میدم امکان انتخاب خاتمی نزدیک صفر است چون انهای که صحنه گردان سیاست هستند احمدی نژاد را آوردند تا آخرین ضربه لازم برای نابودی ایران را بزنند و امکان اینکه این فرصت به ایران برای بازسازی مجدد داده شود نیست .من هیچ امیدی ندارم...گاهی فکر میکنم حتا خا منه ی هم مامور دشمنان ایران است چون تمام کار هاش نتیجه ی جز نابودی ایران ندارد .....به هر حال فقط باید دعا کرد .......
آرش -یاسوج : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۲:۲۵ قبل از ظهر
ضمن احترام به تمامی دوستانی که در مخالفت با کاندیداتوری اقای خاتمی کامنت گذاشتند خواستم این سوال تکراری را از این بزرگواران بپرسم که استراتژی بعدی شما چیست؟فرض کنیم آقای خاتمی به احترام نظرات شما کاندیدا نشد ،فکر می کنید چه اتفاقی می افتد؟آیا فکر می کنید در روز بعد از انتخابات حاکمیت اعلام می کندفقط 20% مردم در انتخابات شرکت کردند و ضمن عذرخواهی ار مردم و حذف ولایت فقیه و شورای نگهبان اقدام به برگزاری انتخاباتی آزاد با نظارت بین المللی می کند؟یا اعلام می کند انتخابات با مشارکت 82% (یکی دو درصد بالاتر از انتخابات 88 )و پیروزی قاطع یک کاندید اصولگرای انجام شده است؟مگر در انتخابات مجلس همین کار را نکرد؟رای ما را در سال 88 دردیند نتوانستیم ثابت کنیم،حالا میخواهیم این بار تقلب در درصد مشارکت را ثابت کنیم؟حالا ثابت کردیم ،بعدش چی؟حرکت بعدی شما بعد از این اعلام نتیجه چیست؟پایا دوباره می خواهید به خیابان بیایید؟خب چرا همین امروز نمی ایید؟یا منتظرید آمریکا بیاید و همه چیز را درست کند؟در سال 88 به اقایان بد و بیراه گفته شد که ترمز جنبش مردمی شدند و نگذاشتند این جنبش کار را یکسره کند،بعد از حصر چکار کردید؟دیگر که ترمزی نبود؟
علی : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۲:۳۶ قبل از ظهر
خاتمی نامزد میشه. خاتمی رای میاره ولی تقلب میشه. اونوقت چه برنامه ای دارید. همین حالا بگید. بزرگترین اشتباه موسوی این بود که برای این حالت هیچ برنامه ای نداشت. برنامتون رو از همین حالا برای این حالت مشخص کنید تا همه با هم بریم رای بدیم. من از آدم معقول و باتجربه ای مثل شما نبوی عزیز انتظارم خیلی بیشتر از اینه که این طور احساسی بنویسید و بدون تحلیل بگید خاتمی بیاد. با این تحلیل ساده انگارانه که اگه 30 میلیون هم رای بیاره میذارن رئیس جمهور بشه. این بار چه کار میخواهید بکنید اگه نذاشتن. باز هم کسانی میان تو خیابون باز هم کشتار باز هم کهریزک و آقایون خودشون رو کنار بکشن که ما مخالف سیستم نیستیم و اینا که تو خیابون هستن تندرو هستن. واقعا خجالت آوره این قسم اصلاح طلبی بی مسئولیت در برابر هواداران... اون رفسنجانی بود که گذاشت از تو انتخابات بدون تقلب خاتمی بیرون بیاد الان احمدی نژاد و جنتی هستن. خواهش می کنم از خواب خوش اصلاح طلبی بیدار شین که خیلی دیر شده برای این خوابا از همین الان یه راه دیگه پیدا کنین برای نجات مملکت. اگه ذهناتون رو متشکل کنید می تونید...
Reza : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۲:۵۳ قبل از ظهر
دوستان شعر گفتن کافیه. ۲ راه بیشتر نیست:

یا این حکومت رو قبول ندارید، که ظاهراً این نظر شما هیچ تثیری نداره چون این حکومت همچنان بر سر قدرت هست و با رای ندادن امثال ما بجای رفسنجانی، احمدی نژاد انتخاب میشه

یا اینکه معتقدید باید خیلی‌ تغیرات اتفاق بیفته، که در این صورت باید از کسی‌ که نزدیک تر به شمست بخواید کاندید بشه و بهش رای بدید. فکر می‌کنید از افرادی که مورد نظرتون هست کی‌ تأیید صلاحیت میشه غیر از خاتمی؟
عبدا... : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۲:۵۵ قبل از ظهر
آقا ابراهيم سلام يادمان باشد كه تمام اين نابساماني ها از دولتي بود كه حامي اصلي آن رهبر و دستگاه مربوط به اوست و اين موضوع با آمدن خاتمي كه سهله با آمدن خدا هم عوض نمي شود مادامي كه علت اصلي فراموش شود و مدام نزديك فصل اانتخابات با بيماري سندرم انتخاباتي بهجاي پرداختن به علت سراغ معلول مي رويم.
محمد : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۴:۲۰ قبل از ظهر
نبوی عزیز باید بگویم جانا سخن از زبان ما می گویی . پس خاتمی عزیز درنگ نفرمائید و ما را لبشتر از این چشم انتظار نگذارید
sh : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۴:۳۷ قبل از ظهر
من فقط نظرم رو می خوام بگم شاید تنها راه-- رای دادن باز باشه-- مثل پوکر رو باز هر کی داره رای میده اسم کاندیدای مورد نظرشو روی کاغذ به سینه بزنه تا همه ببینن یه روش جدید دردورانی جدید
sara : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۴:۵۶ قبل از ظهر
شرایط انچنان بحرانیست که فکر می کنم خود رهبر هم برای حفظ موجودیت ونظامش احتمالا دست به دامان خاتمی خواهد شد.
mohammadreza : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۵:۱۹ قبل از ظهر
جناب آقای نبوی عزیز ، تو چرا دست از سر این آقای خاتمی بر نمیداری؟ هر ۴ سال یکبار میشینی‌ یه سناریو فیلم هندی می‌نویسی و آب غوره میگیری که خاتمی بیا، خاتمی بیا. فرض کن آقای خاتمی اصلا تو این دنیا نبود واسهٔ کی‌ می‌خواستی نامه سوزناک بنویسی‌ که بیا جان من ایران نجات بده مگه آقای خاتمی سپرمن؟ فرض کن اصلا آقای خاتمی باز نشست شد از سیاست کنار گرفت. خوب می‌خواستی برای کی‌ نامه سوزناک بنویسی‌؟ چطوریه که اینقدر گیر دادی به یک نفر؟ یعنی‌ هیچ راه دیگه‌ای به نظرت نمیرسه جز خاتمی؟
داریوش : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۶:۰۸ قبل از ظهر
آقای نبوی گل و عزیزم سلام،

من برعكس شما آرزو مى كنم خاتمى حتا از نزديكى اين انتخابات رد نشه.

شما مى گین الان شرايط ١٠٠٠ برابر دشوارتر از اون موقع ست. شما يا معنى هزار رو متوجه نيستین يا در مورد ابعاد توان خاتمى اشتباه مى كنین. مى گین مافياهاى نظامى و حزبى و بيتى تو اين سال هاى احمدى نژاد و سپاه هيولاوار بزرگ تر و مخوف تر از قبل شدن، اونوقت توقع دارین خاتمى بياد و جمعشون كنه؟! اصلا فرض نزديك به محال كه بذارن خاتمى رييس جمهور شه، واقعا ممكنه بذارن كارشو بكنه؟

من بخاطر مملكتم دلم مى خواد راى ندم. قاليباف يا يه قدرتمند ديگه بياد سر كار كه توان جمع و جور كردن بخشى از اينا رو داشته باشه، يا مشايى كه همديگه رو بخورن و بدرن و اونقدر ضعيف بشن كه قواى اصلاح طلب بتونه بياد و مديريت كنه.

و بخاطر خاتمى مى خوام نياد كه از تقلب و حصر و شياف پتاسيم دور بمونه. كثافت ايجاد شده تو اين سال ها انقدر زياده كه اومدن اصلاح طلب ها نه تنها كمكى نمى كنه، شكست اين بار شايد باعث پيوستنشون به تاريخ بشه...

حرف آخرم، انقدر خاتمى برام محترم و عزيزه كه با همه مخالفتم اگه تو انتخابات شركت كنه، با اشك و تلخى ترس از آينده سياهش، به حرمت حق انتخاب سرنوشتش و به حرمت شرفش، و به حرمت تمام آن چه كرد و تمام آن خاطرات خوب باز بهش راى مى دم! و پاى رايم مى ايستم، تا آخرين توانم.
محمود سروش : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۶:۳۶ قبل از ظهر
ان موقع که خاتمی امد ما هیجده ساله بودم همان موقع هم گفتیم که این ئحکومت اصلاج پذیر نیست با اینجال جمعی را به ناچار فریب دادند اما امروز حتی مادر بزرگم هم می داند که اصلاحات واقعی ابتدا یعنی تغییر نظام دینی به نظامی دموکراتیک و سکولار طبق اعلامیه حقوق بشر و این ابتدا از انتخابات ازاد تحت نظر ملل متحد بر اساس حاکمیت مردم نه حاکمیت ولایت فقیه میگذرد
احمد : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۷:۰۰ قبل از ظهر
اگر انتخابات را قبول دارید و رای مردم تعیین کننده است شجاعانه اعتراف به شکست در سال 88کنیدو از اینکه مردم را به خیابان کشاندید و ...اظهار ندامت کنید امااگر در انتخابات 88 تقلب شده چه تضمینی وجود دارد که این کار دوباره تکرار نشود و....؟
p : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۸:۰۰ قبل از ظهر
من ۴سال پیش رای خودم را دادم و هنوز بر سر آنم... رئیس جمهور من در حصر و زندان است و تا آزادی او در هیچ انتخابات دیگری شرکت نخواهم کرد... اگر قرار به رویارویی با هیئت حاکم باشد من هنوز مطالبه رای ۴سال پیش خودم را دارم... من بر این باورم که آقای خاتمی بدون مشاوره با آقایان کروبی و موسوی به انتخابات جدید وارد نخواهد شد... اگر چنین کند به یقین اصلاحاتیون و سبزها به این نتیجه رسیده اند که امکان تغییر هست... این تئوری بسیار بعید بنظر می‌رسد... بی‌ یقین خاتمی نخواهد آمد... نه بنا به قهر از رژیم و سیاست، بلکه به این دلیل که امکان تغییر امروز ناممکن است... ماههای سختی پیش روست... باید منتظر ماند و دید چه خواهد شد...
فردا : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۰:۴۰ قبل از ظهر
من:آقا ... آقا... ما بگیم؟
ابراهیم آقای نبوی: (با انگشت اشاره) تو... بگو ببینم چی میگی؟
من:آقا شما کلاه قرمزی رو می بینید؟
نبوی: ای بابا ... هی بگم بگم راه انداختی فکر کردم بازم ردپای مموتی اینجا هم باز شده...پس چی می خواستی بگی ؟ من بگم من بگم، همین بود!؟ بیــــــشین بابا!
من: آقا اجازه ... بذارید حرفم رو تمام کنم! ولی اول بگید ببینم شما برنامه کلاه قرمزی رو می بینید؟
نبوی: خوب بـــــــــــعله! خیلی هم دوسش دارم.
من: آقا می دونید کاراکتر «فامیل دور» بیشتر حول چه محوریه؟
نبوی: حول «در»! خوب که چی؟
من: آقا اجازه ... کاملاً درست گفتید. فامیل دور معتقده که در بسته ارزشش از در باز خیلی بیشتره. چون وقتی با یه در باز روبرو میشیم دیگه کنجکاو نیستیم که چرا این در بازه یا کی پشت دره یا اصلاً پشت در چه خبره. ولی «در بسته» برای خودش ماجرائی داره. باید برای باز کردن در بسته دنبال راه حل بود ... باید راه عبور از در بسته رو همه با هم یاد بگیرن...بعضیا میگن برای باز کردن هر در بسته ای ، کلیدی لازمه ... یه عده میگن باید اونقدر به در بسته زد تا اونائی که پشت درن از رو برن و در رو باز کنن! یه گروه هم معتقدند میشه با اونائی که پشت در هستند چانه زنی کرد تا ما رو هم راه بدن داخل خونه. گروهی هم میگن :باید در رو از جا کند و یا منفجرش کرد!
نبوی: خوب ... خوب ... دیگه چی؟
من: آقا ... ما عقلمون خیلی نمی رسه. منتهی ما فکر میکنیم که اگه نشه بین اونائی که پشت درو گرفتن با اون جماعتی که میخوان از در رد بشن یه توافقی حاصل بشه اصلاً باید قید باز کردن در رو زد. اگه باز کردن در منجر به درگیری آدمای دو طرف و لطمه وارد شدن به در بشه خیلی منطقی نیست.
نبوی: نه! انگار عقلت خیلی هم پاره سنگ بر نمی داره! هوب حالا چطور باید مذاکره کرد؟
من: آقا اجازه ... اول باید اون طرفیا رو راضی کرد که 2-3 تا از رفقائی رو که از مدنی قبل پشت در محصور کردن آزاد کنن تا بعد بشینیم پای صحبت.
نبوی: خوب بعدش؟
من: آقا من نمی هوام وقت کلاس رو بگیرم...بگذارید بقیه اش رو بر و بچ بگن ... کلاه قرمزی، بع بعی، پسرعمه زا، پیر خاله ... همه هستن×
حسین عارف : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۲:۵۴ بعد از ظهر
به نام خدا
جناب آقای نبوی
می خواهم از جمله ای در عنوان برگزیده شما برای نوشته اتان( شماقدرت نامزدی‌تان را باور کنید) نقطه روی "ز" را بردارم تا درست باشد! و در تفسیر جمله ای دیگر از این عنوان(بازی ایران‌سوزان را برهم بزنید)بگویم که ایشان در ایران سوزی، خواسته یا ناخواسته، بسیار توانا عمل کرده اند!باور ندارید، بخواهید تا مستند سازی کنم!مجمل بگویم و بگذرم:احمدی نژاد هم به مقدار زیادی فرزند ناتوانی های خاتمی است!
پرنده مهاجر : ۲۵ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۸:۵۸ بعد از ظهر
بيايد و اين بار بدون ملاقات و گرفتن اجازه آقا بيايد، اينگونه بهتر است.
احسان : ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۳:۴۲ قبل از ظهر
به نظر من الان ایشان اگر وارد این عرصه بشوند نمیتوانند کاری بکنند چه رای بیاورند چه نیاورند.اما تنها کسی که میتواند شاید کمکی بکند کسی نیست جز برادرشان
علی : ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۵:۲۷ قبل از ظهر
آقای نبوی نگاهی به کامنت ها بیاندازیدمن فکر میکنم بعضی از این مردم احمدی نژاد هم از سرشان زیاد است
محمد : ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۰:۲۰ قبل از ظهر
باســلام،روی سخنــم به کاربران محترمی است که درذیل مقاله یادعوتنامه نظرات خود را نوشتند ونه به آقای نبوی،
روی سخنم باکاربران عزیزاست ازخواهرعزیزم زهرا و...الخ
دوستان عزیز!اگر مملکتمان رادوست داریم که حتمن داریم، متاسفانه کاردیگری جزصندوق رای وانتخابات درپیشمان نیست، حتا،اگر تقلب بشود، مثلن درتقلب بزرگ انتخابات سال1388چه درقبل انتخابات وچه بعدانتخابات عظمت خودراهم دیدیم وهم دیدندآن پرکردن خیابان ولی عصرتامیدان راه آهن وبعد از انتخابات که آقایان حتابافرستادن اتوبوس به اطراف نتوانستند 50هزارانسان جمع کنندتاباکمک تلویزیون وحقه های سینمایی ژست بگیرند! درحالیکه ما باترس وجلوگیری بسیاری از سرپرستان خانواده اینقدرچشمگیربودیم که وحشت همه وجود تمامیت خواهان راگرفته بود،اگرچه آن روز برزبان نیاوردند، لیکن،همان گردهمآیی قبل وبعدازانتخابات خودعظمتی بود تا اقتدارگرایان که درخلوت خود ساعت ها وروزها که نــه، بلکه سالها درباره آن رویداد بحث وتبادل نظرکنند واگراینبار هم آقای خاتمی خود راکاندیدکند،رایش درمقابل جناح مقابل بابیش از80درصد درمقابل کمتراز20درصدخواهدبود واین خود به تنهایی دست آوردکمی نیست،.
hasan : ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۱۲:۰۴ بعد از ظهر
"یادتان نرود که هزاران هزار یار وفادار شما منتظرند که در کنار شما بایستند"



اگر خود خاتمی نایستد چطور؟ که تا به امروز هم نایستاده!!
بنیامین : ۲۶ اسفند ۱۳۹۱, ساعت ۳:۳۷ بعد از ظهر
با احترام به همه دوستان.من جمله ام را با یک سوال شروع میکنم.به نظر دوستان اگر 4 سال پیش به جای جناب مهندس موسوی، آقای خاتمی می آمدند شاهد این رویه بودیم؟اینکه رای مردم به سرقت برود و آقای خاتمی در مقام وکیل ملت به دنبال احقاق حق ملت باشد؟ بنده بعید می دانم.فراموش نکنیم هاشمی به خدا پناه برد و خاتمی هیچگاه هیچ مقاومتی نکرد.از طرفی بسیار ضعف است در حالیکه کاندیداهای دوره قبل در حصر هستند و هنوز عموم روشنفکران و طبقه متوسط جامعه به اصل و نفس شرکت کردن به دلیل عدم خوانده شدن رایشان دو دل هستن، در انتخابات به نام اصلاح طلب و طرفدار مهندس موسوی و کروبی در آن شرکت کرد.
به نظر من بهترین گزینه آقای هاشمی است تنها کسی که با تمام اتفاقات هنوز وزنه ای است بخصوص با توجه به پایگاهی که در حوزه و سپاه دارد هر چند به نظر ما موجه نباشد.اما او می تواند بدون خشونت ایران را به تدریج از این اوضاع دهشتناک خارج سازد. با تشکر
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.