این دو عکس را با هم مقایسه کنید. هر دو را به یک اندازه کادر بسته ایم که حرفی در آن نباشد. تازه اگر ذره بین بگذارید و آدمها را درست بشمارید، بهتر! تصویر سمت راست را آسوشیتد پرس ده روز پیش از مراسم تشییع جنازه آیت اله العظمی منتظری در قم و حضور خود جوش مردم در آن منتشر کرد و عکس سمت چپ را خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) از تظاهرات برنامه ریزی شده دولتی روز چهارشنبه نهم دیماه در میدان انقلاب تهران با عنوان "تجمع عاشورائیان" برای "برخورد قاطع با آشوب طلبان"، حمایت از ولایت مطلقه آقای خامنه ای و تائید دولت احمدی نژاد در سرکوب کردن اعتراضات مردمی برداشته است. عکاس ایسنا کوشیده با یک لنز "واید" قوی هر کس را که در میدان و اطراف آن وجود دارد، جمع و جور کرده و در عکس خود جای بدهد تا این تجمع تا آنجائی که می شود "عظیم" جلوه کند و عکاسی که آسوشیتد پرس از ترس داروغه های حکومتی نام او را ننوشته، نتوانسته همه تشییع کنندگان را در تصویرخود بگنجاند و عکس به اصطلاح عکاسان خبری "کادر بسته" دارد.
با اینهمه، هر چه حاضرین و ناظرین بی طرف می گویند در مراسم تشییع پیکر آیت اله منتظری بین پانصد تا هفتصد هزار نفر حضور داشتند، رسانه های دولتی می گویند نخیر یک میلیون نفر را اگر در یک خیابان بریزید باید ده کیلومتر طول داشته باشد، اینهمه را نمی شود در یک میدان جا داد. حتی کیهان حسین شریعتمداری نوشته که اینها پنج هزار نفر بیشتر نبوده اند! اما در لید خبر ایسنا از تجمع میدان انقلاب تهران به عبارت "گردهم آئی میلیونی مردم" بر می خوریم. اینجاست که باید گفت: خدا چشم باز، دل روشن و قدری انصاف به شما بدهد!

یادمان نمی رود که برای مراسم تشییع جنازه آیت اله منتظری، حکومتیان هر چه از دستشان برآمد کردند تا مردم نتوانند خود را به قم برسانند و در وداع آخر با فقیه حکیم وآزاده خود حضور داشته باشند. جاده ها را بستند، جلوی اتوبوسهائی را که از شهرهای دور و نزدیک می آمد گرفتند و به مبدا بازگرداندند ، بسیاری از راهیان قم را دستگیر کردند و به زندان بردند و دست آخر مسجدی را هم که قرار بود مراسم "شام غریبان" منتظری در آن برگزار شود اشغال کردند تا مردم نتوانند در آنجا بنشینند و سوگواری کنند. زدند و بستند و بردند، اما بازهم نتوانستند از شکوه حضور مردم بکاهند.
حالا مراسم چهارشنبه را ببینید که برای آن از چند روز مانده در تمام رسانه های تبلیغ کردند. در همه مجموعه ها و برنامه های پربیننده تلویزیونی برایش زیر نویس گذاشتند، بسیاری از ادارات و مدارس و بسیج دانشجوئی دانشگاهها را تعطیل کردند تا مردم را به مراسم ببرند. هیچ کس نمی ترسید که در آنجا گلوله بر مغزش بزنند و چاقو در پهلویش فروکنند. هیچ زنی هراس از این نداشت که باتوم الکتریکی بر سرش بکوبند و نقش بر زمینش سازند. هیچ دختری فکر نمی کرد که با آن باتوم بر زانوانش بکوبند و چلاقش کنند. هیچ پسری هراس نداشت که به جرم شرکت در این گردهمائی بگیرند و ببرند و در کهریزک تجاوز کنند و زیر شکنجه جانش را بگیرند. هیچ مادری نگران بچه اش نبود که مبادا بجای بازگشت به خانه سر از سرداب عشرت آباد در بیاورد. هیچ پدری قرار نبود شب تا صبح دنبال جگرگوشه اش از بیمارستانی به بیمارستانی و از این کلانتری به آن کلانتری برود و آخر سر به پزشکی قانونی حواله اش بدهند. هیچ یک از این دلهره ها وجود نداشت. تازه شربت و ساندویچ و لقمه خرما هم بود. با اینهمه "تجمع عاشورائیان حکومتی" برای مردم آنچنان جذابیت نداشت که یک میدان را پر کنند و تلاش عکاس حرفه ای هم به جائی نرسید!
همان روز علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی که این روزها حرفهایش نشان می دهد دارد تمرین می کند تا در صورت سقوط احمدی نژاد جای او را بگیرد، در یک سخنرانی گفته است: "زمانی خط فتنه کور می شود که ملت ایران یک صدا در صحنه باشند." آقای لاریجانی، به خدا ما نیز همین را می گوئیم. فقط تعریفمان از "ملت ایران" با هم فرق دارد. یک بار، فقط یکبار بگذارید این ملت بی دغدغه خاطر و بی هراس از مرگ و زندان و شکنجه به "میدان" بیاید، حتی در سکوت، آنوقت می فهمید که شما و اربابان و دوستانتان در کدام سوی این میدان قرار دارید و مردم در کجا؟


