دوشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۸ -
- 26 Aug 2019
23 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نامه به هموطنان خارج از کشور
خواهران و برادرانم تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغه‌های فردی‌تان، به خاطر خدا و مردم، غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید. به خصوص جوانان عزیز میهنم، با همه حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوب‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها دارند، به خاطر نسل خودشان و آینده مردم و مملکت‌شان باید برخوردهای ولو واکنشی و احساسات پاک‌شان را کنترل کنند و درس‌های تاریخ پرفراز و نشیب و مملو از درد و رنج و هزینه‌های بسیار ایران عزیز را آویزه گوش‌شان نمایند و الا صداقت و شجاعت ستودنی و قابل احترام‌شان برای دستیابی به آزادی و عدالت کافی نیست.

 

      به نام خدا

      تجربه‌های تاریخی‌مان را فراموش نکنیم 
 

      خدمت همه هموطنانم در خارج از کشور سلام و عرض ارادت و برای همه آرزوی سلامت و موفقیت روزافزون دارم. ای کاش شرایطی فراهم بود که شما سرمایههای ملی کشور همه توان، انرژی و سرمایه مادی و معنویتان را ‌‌‌برای همین مرز و بوم و مردم رنج‌‌کشیدهاش صرف میکردید. اما همین که بسیاریتان علیرغم مهاجرت در سالهای دور یا نزدیک، هم چنان درد وطن و مردم دارید و سرنوشت و حوادث ایران را دنبال میکنید باعث خوشحالی و تقدیر است. آنچه برادر پیرتان را وادار به نوشتن این سطور می‌کند شرایط خاصی است که در آن به سر می‌بریم و به علت تحت فشار بودن و آزاد نبودن رسانه‌های داخلی، شما هموطنان خارج از کشور، هر یک کم و بیش، نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و احیانا طرح و بازگویی تحلیل‌هایتان از طریق رسانه‌های خارجی دارید.

      در همین رابطه، بی‌هیچ مقدمه‌ای ذکر دو نکته را ضروری می‌دانم. از بنده هم بپذیرید که اگر حرفی می‌زنم، همان طور که به آقای خاتمی نیز عرض کرده‌ام اولویت اولم «ایران» است نه مسئله نظام و حاکمیت غالب. بنده هم سال‌ها و شاید ماه‌های آخر عمرم را طی می‌کنم و دیگر شائبه رد یا حفظ قدرت بنا به مصلحت‌های فردی و احیانا قدرت‌طلبانه برایم منتفی است. اما آن دو نکته:

      الف با توجه به وضعیت خاصی که کشور ما در آن به سر می‌برد و پس از انتخابات پرمسئله آن یک جنبش اعتراضی از مردم و نخبگان ناراضی و معترض بر نتایج انتخابات (و هم چنین اوضاع مملکت و رفتارها و سیاست‌های حاکمیت، به ویژه در چند ساله اخیر)، شکل گرفته است؛ اینک بیم و امیدهایی بر سر راه این حرکت قرار دارد. یکی از آنها سوق یافتن این حرکت مدنی و مسالمت‌آمیز به سمت تندی و خشونت است. در این مورد کلیه افراد باتجربه و علاقه‌مندان به مردم و وطن ابراز هشدار و نگرانی کرده‌اند. از شماها نیز همین توقع می‌رود. بنده بارها گفته‌ام که در این مسئله حاکمیت و جناح غالب متجاوز اصلی است و در طول تاریخ هم همیشه این حاکمیت‌های استبدادی هستند که مردم و جنبش‌های مردمی را به صورت واکنشی به سمت تند و رادیکالیزه شدن پیش می‌رانند. این مسئله در همه جای دنیا مصداق دارد. الان هم متأسفانه آقایان سخت ایستاده‌اند و حاضر نیستند این جنبش خودجوش مردمی را به رسمیت بشناسند و یا در برابر آن مصلحت‌اندیشی کنند و اگر دل‌شان به حال ایران نمی‌سوزد لااقل به حال بقای حاکمیت‌ خود بسوزد. بنابراین فعلا از این که آن جناح به حرف‌های معقول و مشفقانه گوش دهد، مأیوسیم. اما از این طرف انتظار می‌رود که به نصایح و هشدارها توجه کنند. هر گونه حرکت جنبش فعلی، به سمت خشونت به ضرر ایران، مردمان آن و خود جنبش سبز است. چرا که وقتی حرکت خشونت‌آمیز شود، جناح غالب و قاهر دست بالا را خواهد داشت و آنها برنده بازی خشونت خواهند بود. به علاوه آنکه آنها بهانه‌ها و دستاویزهایی دست‌شان می‌افتد تا بتوانند علیه جنبش مردم سمپاشی کنند و صف در هم ریخته خود را (چه در بین روحانیون و مراجع و چه در بین اصول‌گرایان منتقد و ناراضی و چه برخی مردم سنتی مذهبی) متحد و منسجم سازند. این امر باعث انسجام طرف مقابل و برعکس ایجاد تشتت و اختلاف در صف جنبش که بخش اعظمی از آن مخالف تندروی هستند خواهد شد. اما بالاتر از آن، بر فرض خشونت به پیروزی هم منجر شود، تجربه تاریخ جهان و خود ایران نشان داده است که خشونت عواقب مثبتی ندارد و آنها که با خشونت پیروز می‌شوند خود وقتی حاکم می‌شوند  دست به سرکوب و خشونت و حذف مخالفان و منتقدان می‌زنند و این دور باطل هم‌چنان ادامه پیدا می‌کند.

      این نکته را هم بیفزایم که افراد و جناح‌های تندرو در حاکمیت اکنون خود طالب خشونت‌آمیز شدن اعتراضات هستند تا راحت‌تر بتوانند آن را سرکوب کنند. آنها با تحلیل‌های ساده‌انگارانه‌ای فکر می‌کنند اکثر مردم بینابینی و بی‌طرف‌اند و یک اقلیت طرفدار حکومت و یک اقلیت کوچک‌تر معارض و مبارز با آن‌اند. و آنها باید با اعمال خشونت نگذارند آن اکثریت وسیع بینابینی به این‌ها بپیوندند. دوستان عزیز پا در تله خشونت افراطیون سرکوب‌گر نگذارید. عده‌ای از نظامی‌ها، مثل پزشکان جراحی‌اند که عادت کرده‌اند که برای هر بیماری راه حل جراحی دهند. آنها الان دارند همین نسخه را برای برخورد با مردم معترض می‌پیچند.

      ب نکته دوم هم این است که اینک نباید به هیچ وجه به شبیه‌سازی حوادث کنونی ایران با دوران انقلاب پرداخت. افراد آگاه و ناظران باتجربه و عمق‌نگر به خوبی می‌دانند که الان نه سال 42 است که حاکمیت بتواند جنبش اعتراض مسالمت‌آمیز مردم را سرکوب و نابود کند و نه سال 56 است که مردم و جامعه از یک سو و دولت و حاکمیت از سوی دیگر در شرایط یک انقلاب قرار داشته باشند. بنابراین دوستان عزیز نصیحت و انذار و هشدار این برادر پیرتان را بپذیرید و در آن تأمل کنید که نباید با دادن تحلیل‌های تند و اغراق‌آمیز و احساسی بر تنور احساسات آتش بریزید و حرف‌ها و کارهای بی‌پشتوانه را تشویق کنید. تند کردن خواسته‌ها و شعارها با شبیه‌سازی‌های نادرست با دوران انقلاب دومین نگرانی بنده است. عزیزان من انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست. تجربه حرکت و مواضع قانونی  و مسالمت‌جوی دکتر مصدق در دوران نهضت ملی و حتی در بیدادگاهی که او را محاکمه می‌کرد و نظرات و تجربه مهندس بازرگان در دوران انقلاب و تجربه همگی ما در سی ساله اخیر نشان داده است که حرکت مطالبه‌محور و تدریجی و رفتارها و خواسته‌های معقول و معتدل نتایج بهتر و ماندگارتری باقی می‌گذارد. اما در دوره دکتر مصدق، عده‌ای با تندروی و طرح شعار جمهوریت و یا پایین کشیدن مجسمه‌های شاه در برخی میادین و نظایر آن، جناح مقابل را متحد و عصبانی و مصمم کردند و یا نصایح بازرگان کمتر به گوش فعالان سیاسی آن روز نشست و در هر دو مورد نیز ما بهای سنگینی برای بی‌توجهی به تجارب معقول و منطقی و تسلیم احساس شدن خود پرداخته‌ایم.

      از طرف دیگر هر انقلاب فرضی مستلزم دو قطبی کردن جامعه است. دوستان عزیز همه قبول داریم که جامعه ایران جامعه متکثری است، از مذهبی شدیدا سنتی تا بی‌مذهب. از راست و محافظه‌کار تا چپ و معترض. عزیزان دقت داشته باشید همین دولتی که با وضع آن چنانی مجددا به کرسی نشست به هر حال در ایران صاحب چند میلیون رأی است. تشدید حرکات و مطالبات عمل نادرستی است که جامعه ایران و نیروهای مختلف ذی‌نفوذ و مرجع را در آن دچار تعارض دوقطبی می‌کند. امروزه نباید با رادیکالیزه کردن شعارها، برخی از روحانیون  و مراجع مذهبی و نیز اصول‌گراهای منتقد و نیز برخی از بخش‌های جامعه سنتی را به سمت جناح غالب راند. از سویی همه می‌دانیم که جنبش سبز، جنبش متکثری است که تند کردن شعارها و خواسته‌ها عملا باعث انسجام جناح مقابل و برعکس ایجاد تردید و تشتت در درون این جنبش خواهد شد.

      هموطنانی که در خارج از کشور به سر می برند از این نظر در معرض آسیب بیشتری قرار دارند. چون طبع زندگی در خارج، کم و بیش، «ذهنی» شدن تدریجی روی شرایط داخلی کشور است. هم چنین به لحاظ روانی بسیاری از ایرانیان وطن‌دوست و ملی که درد ایران و زاد و بوم‌شان را دارند، معمولا دلشان برای بازگشت به کشور بیشتر می‌تپد و همین امر آنها را عجول و «شتاب‌زده» می‌کند. هم چنین متأسفانه برخی افراد نیز به لحاظ شخصی و شخصیتی دنبال «موقعیت‌طلبی»‌ها و جایگاه‌طلبی‌های فردی‌شان هستند و همین امر خصیصه شتابناکی آنها را بیشتر تشدید می‌کند. عده‌ای نیز هستند که به علت سوابق سلطنت‌طلبی و یا دیگر سوابق، عصبانیت و نفرت شدیدی از اصل انقلاب و یا از جمهوری اسلامی دارند. مجموعه این عوامل (ذهنی شدن، عجله، جایگاه‌طلبی، نفرت و عصبانیت و...)، خود محرک‌هایی می‌شود برای تند کردن دور حوادث و برخورد احساسی و غیرمنطقی با آن و هر دم بالا بردن سطح مطالبات و شعارها، بویژه با شبیه‌سازی دوران کنونی با مقطع انقلاب سال 57.

      من به ویژه باید برای هموطنان ایران و مردم دوست‌مان در خارج از کشور که نگاه و درد ملی دارند، و بنا به تجربه تاریخی به سیاست‌ها و عوامل و مقاصد و رفتارهای بیگانگان همواره با تردید و شک می‌نگرند، و خود آرزوی سربلندی و استقلال و آزادی و رفاه و توسعه و عدالت برای ایران و ایرانیان را دارند؛ تأکید کنم که دوستان عزیز مسائل عملی سیاسی را نه صرفا بر مبنای «حقیقت» بلکه بر مبنای «موفقیت» باید سنجید. «حقیقت» شاخص عرصه اندیشه و عقل نظری است و عمل «موفقیت‌آمیز» شاخص سنجش عرصه عمل و استراتژی. مردم معترض و بویژه جوانان ایران «حق» دارند که از سرسختی، سرکوب و توهین و تحقیر مقامات و رسانه‌های دولتی در رابطه با خواسته‌ها و حرکت مدنی و مسالمت‌آمیزشان ناراضی و عصبانی باشند و در  ذهن حقیقت‌جوی خود بر راه حل‌های رفع مشکل و موانع پیش رو بیندیشند. اما خیلی حرف‌ها ممکن است حق و «حقیقت» باشد، اما عمل سیاسی و استراتژیک نه صرفا بر اساس حقیقت بلکه بر اساس قدرت، مصلحت و تناسب قوای اجتماعی صورت می‌گیرد. بنابراین در این رابطه از بنده بپذیرید که حتی اگر انقلاب به نفع ایران و مردمانش باشد (که در آن بسیار تردید وجود دارد)، اینک در ایران، اگر ما با آن به صورت احساسی و اغراق‌آمیز برخورد نکنیم، شرایط انقلاب نیست. مهم‌تر از همه این که سعادت ملت ایران اقتضاء می‌کند روش‌ها و مطالبات جنبش سبز به گونه‌ای باشد که در افق پیش روی آن جا برای همه ایرانیان، بدون هر گونه حرکت تقابلی و تعارضی و قطبی، باز باشد. هر حرکت و مطالبه و شعار ما باید بر همبستگی ملی و نیز بر انسجام جبهه سبز بیفزاید و از تشدید قدرت و انسجام جناح معارض با خواسته‌های به حق‌ جنبش (و رفتارهای جناح مقابل که منافع ملی و موجودیت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ما را روز به روز تخریب می‌کند) بکاهد و در کل در حد توان و تحمل افراد و نیروهای حامل و موثر و دخیل در جنبش باشد. دوستان گرامی هرگونه برخورد «تندش کن، لنگش کن»، بویژه از راه دور، ما را به سمتی می‌برد که دودش به چشم همه خواهد رفت. من ضمن اذعان و تأکید مجدد بر اینکه سیاست‌های حاکمیت باعث تشدید شعارها و خواسته‌ها می‌شود اما باید همان گونه که اخیرا در مصاحبه‌ای اشاره کردم به همه دوستان و بویژه جوانان عزیز بگویم که همیشه ایثار و فداکاری این نیست که انسان آماده چوب خوردن و حتی گلوله خوردن در راه آزادی و استقلال و... باشد، اینها هم گاه لازم است، اما همه عزیزان باید بدانند که گاه تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن هم سخت‌تر است. گاه انسان در یک لحظه گلوله می‌خورد  و از این اوضاع راحت می‌شود. اما اگر بخواهد چند سال تحمل ناملایمات را بکند تا در مبارزه سیاسی‌اش منطقی و آرام باشد و در برابر تهمت‌ها و افتراها و سرکوب‌ها و حبس‌ها خویشتن داری نماید، این هم خود یک نوع فداکاری و ایثار است. شاید هم سخت‌تر باشد. دوستان عزیز، پس از سهم عمده و اصلی جناح غالب و تندرو حاکمیت در برخورد با اصلاحات (و اینک جنبش سبز) و ناکار کردن آن، در این سوی صف نیز اگر بسیاری از شما به نقد بزرگان اصلاحات به خاطر فرصت‌سوزی و کوتاه آمدن و یا به اصطلاح راست‌روی در «حرکت از  بالا»ی اصلاحات می‌پردازید، در «حرکت از پایین» نیز هرگونه چپ‌روی می‌تواند آثار مشابهی در ناتمام و ناکام گذاشتن حرکات و مبارزات داشته باشد. خطاهای سیاسی، محاسباتی و استراتژیک، چه فردی و چه جمعی، چه در بالا و چه در پایین، چه راست‌روی و چه چپ‌روی؛ روزی در محکمه وجدان خود افراد، حافظه تاریخی مردم و بالاتر از آن در پیشگاه خداوند قابل نقد و پاسخ‌گویی و حسابرسی است.

      بنابراین خواهران و برادرانم تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغه‌های فردی‌تان، به خاطر خدا و مردم، غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید. به خصوص جوانان عزیز میهنم، با همه حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوب‌ها و دروغ‌ها و تهمت‌ها دارند، به خاطر نسل خودشان و آینده مردم و مملکت‌شان باید برخوردهای ولو واکنشی و احساسات پاک‌شان را کنترل کنند و درس‌های تاریخ پرفراز و نشیب و مملو از درد و رنج و هزینه‌های بسیار ایران عزیز را آویزه گوش‌شان نمایند و الا صداقت و شجاعت ستودنی و قابل احترام‌شان برای دستیابی به آزادی و عدالت کافی نیست.

      در پایان به یک نکته نیز اشاره کنم. دوستان عزیز اینک باید از هر نوع دوقطبی‌سازی‌های افراطی خودداری کرد. یکی از این قطبی‌کردن‌ها، قطبی کردن مذهبی غیرمذهبی است. جنبش سبز مانند خود جامعه ایران، پدیده متکثری است و در آن از افراد شدیدا مذهبی تا افراد شدیدا غیرمذهبی حضور دارند. آنها می‌توانند در عرصه بحث و نظر، هر یک عقیده خود را داشته باشند، اما در عرصه عمل سیاسی آنها باید موجودیت یکدیگر را به رسمیت بشناسند و به عقاید هم احترام بگذارند. در حاشیه رحلت آیت‌الله منتظری و مباحثی که در این رابطه درگرفت، این حالت دو قطبی خود را نشان داد. دوستان عزیز،  بزرگی آیت‌الله منتظری به «صداقت» و «شهامت» او هم در نظر و هم در عمل‌ بود. ایشان یک مرجع تقلید مذهبی است که در سنتی‌ترین شهر ایران زندگی می‌کرد. آرا و نظرات ایشان را باید در این چارچوب دید. صداقت و شهامت فکری ایشان، حال در هر مرحله از زندگی‌شان به گونه‌ای که می‌اندیشیدند، زبانزد همگان بوده و هست. از تقریظی که در آن شرایط بسته قم بر کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی نجف‌آبادی نوشت تا آخرین فتاوایشان در باره حق شهروندی بهائیان (که فقه عقیده‌محور را به فقه انسان‌محور نزدیک کردند)، شهامت و شجاعت نظری‌شان را در میان و چارچوب روحانیون حوزوی نشان دادند. ایشان در عرصه عمل نیز همین صداقت و شهامت را داشتند و از «امتحان»های بزرگ «اخلاقی» تاریخی سربلند بیرون آمدند و به خاطر عقاید و ارزش‌های اخلاقی‌شان، به پست و منزلت و قدرت پشت کردند. ممکن است بساری از روشنفکران و نواندیشان مذهبی و یا دیگر روشنفکران، به لحاظ فکری و ذهنی و زبانی جلوتر از آقای منتظری بیندیشند، اما آنها نه نقشی را که آیت‌الله منتظری در میان حوزه‌ها، روحانیون، مردم سنتی و نظرگاه‌های حقوقی دینی موثر در قدرت و اجرا ایفا می‌کنند دارا هستند و نه، بالاتر از آن، بسیاری‌شان امتحان تاریخی شخصی و تاریخی اخلاقی آن چنانی که آیت‌الله منتظری پس داد، داده‌اند. هم اینهاست که به آیت‌الله منتظری نقش ویژه‌ای در رابطه با دفاع از حقوق بشر در ایران می‌دهد.

      در انتها از اینکه مصدع اوقات‌تان شدم عذر می‌خواهم. بنده هم مطلع و هم مطمئنم که اکثر قریب به اتفاق ایرانیان فعال در خارج از کشور نگاه و شخصیت ملی و درد ایران دارند و از مواضع و مواقع مشکوک و ملکوک پرهیز می‌کنند و همین طور بنا به آثار و مواضع منتشره بسیاری‌شان، خوشحالم که افراد با تجربه، معقول و منطقی و دوراندیش نیز در آنجا هم بسیارند و هم انشاءالله دست بالا را دارند. امید است نصایح این برادر پیر بر برخی مواضع احساسی و غیردوراندیش بعضی دیگر موثر افتد و حداقل آنها را به تأمل وادارد. پیروز و سربلند باشید.

      عزت‌الله سحابی

      11 دی ماه 1388

ارسال به :


نظرات
fereydoun ( از Germany ) : ۱۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۴۰ بعد از ظهر
نه برادر رفتار امروز مردم در نقطه مقابل رفتار حکومت است مردم در ابتدا چه می خواستند که کشتار و تجاوز جواب حرفشان بود و اگر امروز دیگر حاضر نیستند ساکت بنشینند که ماموران برادران و خواهرانشان را بکشد شکنجه کند و اعدام نماید این چه ارتباطی به خارج از کشور دارد شما هم بیماری آقای خامنه ای را دارید که به رفتار خود نمی نگرد و همیشه به دنبال وهم و دشمن تراشی است و دوما هر کسی نظری دارد که شما نمی توانید از او بخواهید که خود را سانسور کند بخاطر وهمیات شما پس دمکراسی چه مفهومی از نظر شما دارد
Mehrdad ( از Atlanta, GA ) : ۱۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۰۶ بعد از ظهر
Salam Bar Agai Sahabi Aziz
Zendeh Ve Pirooz Bashid
Man 100% Ba Shoma Movafegh Hastem Ve Fak rMikonam Ke DEMOCRACY Az Har Cheez Digari Behter Ast Ve Manafeh Iran Aziz Ijad Mikond Ke Heme Mardom Motehad Ve Yekparch Azadi Ve Democracy Braye Heme Ra Dar Sader Barnamehai Khood Gharar Bedehand
Zendeh Bad Iran
امیر ( از انگلستان ) : ۱۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۲۷ بعد از ظهر
ممنون استاد. نصیحت بجا و پدرانه ای بود که از یک کهنه کار سیاسی با آرمان ایران آباد و آزاد انتظار می رفت
نام تو همچون مهندس بازرگان جاودانه باد.
Hossein ( از Canada ) : ۱۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۳۱ بعد از ظهر
I appreciate his advices. Radicalism atmosphere always think how to train solders, but in intelligent atmosphere we thinking wider and. Unfortunately, our corrupt government is a radicalism and narrow minded. It is our duty to think wider, otherwise we are the looser.
Suma ( از Norway ) : ۱۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۳۹ بعد از ظهر
درود بر همه ایران دوستان و شما

در شروع جنبش ازادی خواهانه من به عضویت سایت بالاترین درامدم و باعث تاسف است که کسانی که برای

ازادی بیان مبارزه می کنند تاب خواندن اولین نوشته را نیاورده و حساب من را بستند. چیزی که به این راحتی در

سایتهای کشورهای دیگر اتفاق نمی افتد


ایرانی خارج از کشور چه شهرستانی چه تهرانی ارزوی ایرانی ازاد را دارد ولی وقتی در بین ازادی خواهان هم

خودی و نا خودی قائل می شویم ووقتی اندیشه ی فرا و پس ز اندیشه خود بر نمی تابیم شاید بهتر است گلایه را

فراموش کنیم و خویش را دریابیم.

با ارزوی ایرانی ازاد.
محمد ( از کانادا ) : ۱۲ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۴۸ بعد از ظهر
همیشه گفتن دود از کنده بلند می شه. فکر کنم استاد سحابی بیشتر از یک توصیه نوشتن، یک درس جامعه شناسی شاید تعبیری بجا از این نوشته پرمغز باشد. درد ایران در این نوشته هویدا است، آنهم از شخصی که با گوشت و پوست و استخوان این درد رو چشیده و کشیده. بر ماست که این متن گرانبها را چون یادگاری از پدر پیرمان بپذیریم و در جمله جمله ان به اندیشه بنشینیم.

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بی خبر نبود زرسم راه و منزلها
iman ( از Toronto ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۰۵ قبل از ظهر
این همه ان چیزی است که باید گفته می شد. اگر جمهوری اسلامی مثل زمان دولت موقت از آقایان سحابی، یزدی، امیر انتظام و بقیه افراد وطن دوست دانا استفاده میکرد، الان با مشکل عدم مشروعیت مواجه نبود.
امیدوارم که طرفداران گروه ها به ویژه گروه های کمونیستی که فکر میکنم بیشتر مد نظر آقای مهندس هستند توجه کنند. عاقلانه نیست ۲۸ مرداد دیگری را تجربه کنیم.
فریدون ( از لندن ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۳۲ قبل از ظهر
با تقدیم احترام
هشداری که بسیار متین و به موقع آمد. آقای سحابی را اول بار در سال چهل که دانشجوی سال اول بودم دیدم واز آنوقت تا کنون همیشه از ارادتمندانشان بوده ام . سلامت باشید و پایدار
سید امیرپاشا ( از تهران ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱:۴۱ قبل از ظهر
با درود به جنای آقای سحابی وتمامی کسانی که درد ملت ومیهن در سینه دارند
خط به خط نامه سراسر پند آموز و دلسوزانه جنابعالی را مطالعه واز تفسیر جامع .علمی و واقع نگرانه شما نسبت به اوضاع موجود کشور تحت تاثیر قرار گرفتم.امید آن است. تمام کسانی که دغدغه جامعه ای دموکراتیک وکشوری پیشرفته که در آن تمامی ایرانیان با تمام اختلاف صلیقه ها و نگرش های سیاسی و مذهبی و...در کنار هم زندگی کنند در دلشان است به این نصایح دلسوزانه جنابعالی که سراسر لبریز از تجربه و پختگی سیاسی است گوش جان فرا دهند تا به حول و قوه پروردگار متعال به پیروزی نهایی دست پیدا کنیم....
iran doost ( از United States of America ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۲:۲۵ قبل از ظهر
You remind me of lebas shakhsiha who walk among people and try to change the direction movement and report names to their bosses. only in jomhori islami under their arbic god, allah.
مرتضی ( از کانادا ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۳:۰۸ قبل از ظهر
من نگران تچزیه طلبان هستم که به شهادت برخی از مقالات و نظرهایشان منتظر پیشرفت بیشتر جنبش سبز هستند تا در شرایط از هم پاشیدگی حکومت منویات خائنانه خود را محقق کنند. یادمان باشد بعد از پیروزی انقلاب لمپن ها موفق تر عمل کردند. تجزیه طبها هم به اندازه آخوندها و لمپنها دروغگو و فرصت طلبند. و ضمنا از حمایت مالی و تبلیغاتی دشمنان ایران زمین هم برخوردارند.
mostafa ( از iran ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۳:۱۶ قبل از ظهر
ba salam bayad az tarikh iran makhsosan enghelab 57 dars gereft va ella hazine poshte hazine va diktatori poshte diktatori khahad amad va mardom bigonah baraye hagheshan baha midehand vali haghi jari nemishavad hamantor ke didim va motoasefane khodam ham docharash shodam va faghat az kodaki ashke madaram ra didam nalehayash ghalbam ra feshord va li aghar aram modavem va ba fekr bashim hargez dochare diktatori nemishavim haman tor ke sahabi aziz goft
اکبر : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۳:۵۰ قبل از ظهر
آقائ سحابی , شما گویا ساختار رژیم برایتان روشن بیست . آب در هونگ میکوبید, مسلمان باید در مقابل ظلم ایستادگی کند و نه چون .... قصابی شود. سی سال صبر بس است. ایرانیان خارج در چهار چوب قوانین کشور مسکونی خویش فعالند و در اوج قیام نقش لازم در براندازی این دستگاه کفر و خیانت اجراع میکنند. بجه علت بخارج کشوری ها پند میدهید , نمیدانم !!؟؟
محمد ( از هلند ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۴:۰۷ قبل از ظهر
خداوند کمک کند تا در سایه پندهای تاریخ این جنبش "سبز" بماند. درینصورت همگان از برکاتش بهره مند خواهیم شدو هیچکس حتی جناح غالب حاکمیت زیان نخواهد دید. و در غیر اینصورت این جنبش در ابتدای راه به سرخی و در نهایت به تاریکی و سیاهی خواهد گرایید.
مینا زند ( از نیویورک ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۴:۴۹ قبل از ظهر
اقای سحابی عزیز که حالا چون ما ها در ایران نیستیم همه (ذهنی شدن، عجله، جایگاه‌طلبی، نفرت و عصبانیت و..) هستیم و باید «بر احساسات، روحیات و دغدغه‌های فردی‌مان، به خاطر خدا و مردم، » غلبه کنیم؟ واقعا که !
به جوانان جان بر کف که شما همه باید تا استخوان بانها مدیون باشید هم با نخوت بهشان «حق» میدهید؟ چه خوب!
اما مثل اینکه قرار بود مقایسه نکنیم. نیمی از این مقاله که مقایسه بود برادر!
یک کمی تواضع هم بد نیست ها!
NO NAME ( از USA ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۴:۵۴ قبل از ظهر
سخنان آقای سحابی بسیار متین و درست و منطقی است اما خشونتی که معترضان داخل ایران دارند نشان می دهد را خود آن معترضان، به ناچار، شروع کرده اند و ربط چندانی به تحریکات وارد شده از طرف ایرانیانی که در خارج از ایران زندگی می کنند ندارد. بسیاری از ایرانیان خارج نشین دقیقاً همین خط مشی پیشنهادی آقای سحابی را دارند دنبال می کنند.
زهرا : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۵:۱۶ قبل از ظهر
واقعا ممنون آقای سحابی
سخنانتان بسیار منطقی و متین بود، امیدوارم که چنین شود که شما خواسته اید
:میهندوست : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۵:۵۰ قبل از ظهر
درود، خسته نباشد.
اندرزهای جناب مهندس سحابی این مبارزه دلسوخته میهنمان که پشت تک تک واژههای آن درد میهندوستی، ایراندوستی و عشق به سرنوشت و آینده مردم ایران نهفته است بسیار به دلم نشست، گر چه من شخصان فردی سکولار هستم و برای میهنم آرزوی یک جمهوری پارلمانی دارم که بنیادش بر جدایی نهاد دین از حکومت و برابری حقوق همه شهروندان میباشد. اما نوشتارجناب مهندس سحابی دلنگرانیهای فردیست که به شدت به سرنوشت جنبش خود را متعهد و مسول میداند و با عقل سرد ولی قلبی گرم کوشش دارد تا به مانیروهای جوانتر یاداوری کند پیروزی دیرتر بهتر از شکست و ناکامی
میهندوست : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۵:۵۷ قبل از ظهر
ناکامی برآمده از شتاب و کار نسنجیده است. تاکید ایشان بر عدم خشونت براستی همان چشم اسفندیار جنبش سبز است .
گر چه میدانم هنگامیکه ایشان به جوانان توصیه میکند ، در برابر خشونت افسار گسیخته و ددمنشانه مشتی جانی ضد ایرانی از خود خویشتن داری نشان دهند در درون برای هم میهنان جوان جانباخته در این جنبش در تنهایی میگرید و تاسف میخورد . اما بر حسب دانش و تجربه زندگی سیاسی خود، خواهان آن میشود که نیروهای درگیر در جنبش همچنان که دست بالا را در صحنه اخلاقی و ملی دارند، برای نگهداشت این موقعیت ازهر کاری که رژیم را در موقعیت برتر قرار دهد، خود داری کنند.
میهندوست : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۶:۰۱ قبل از ظهر
موقعیت برتر برای رژیم هنگامی پیش میاید که زور و اسلحه جای مبارزه مدنی و شهروندی را بگیرد
جناب سحابی تلاش دارد که به جوانان میهندوست ایران زمین یاداوری کند که مبارزه برای به دست آوردن حاکمیت ملی تنها با بسیج و سازماندهی بیشترین افراد ملت امکانپذیر است، وهر کاری که سبب ترسیدن و از میدان بیرون رفتن مردم شود، در نهایت به سود دیکتاتور و یارانش خواهد بود.
با مهر بسیار :میهندوست
Sasan Raissi ( از Nashville, TN ,USA ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۶:۲۸ قبل از ظهر
عالی‌ بود، عالی‌...

بعد از مدت‌ها این مقاله به همراه مقالهٔ آقای اکبر گنجی همان دغدغه همیشگی‌ ما را عنوان کردند.
سبز خوشنام ( از california ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۶:۵۵ قبل از ظهر
می پذیرم هم اون بخش عطش و عجله برای بازگشتش رو و هم اون بخش قطبی کردن مذهبی - غیر مذهبی اش رو.

اما جناب سحابی عزیز ، برای من روشن کنید با توجه به سطح مطالباتی که الان مطرح است ،که نه آرزو و توهم ما خارج نشینان بلکه متن شعارهای مردم در تظاهرات هاست،چطور می شود طرف را مهار کرد که بدون خشونت به این خواسته ها تن در دهد؟
الان ما می گوییم می خواهیم تو بر سر قدرت نباشی و او نیز می گوید می خواهم به هر قیمتی سر کار باشم.چطور می شود حد وسط این را گرفت؟...
علی ثابت فخری ( از toronto ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۰۶ قبل از ظهر
سلامی بر شما، درودی بر زنده‌ ياد دکتر یدالله سحابی معلم علم و فرهنگ
سخنی نیک بود. و اما، آرامش لازم است و اصلاح فرهنگی واجب
سبز خوشنام ( از california ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۲۸ قبل از ظهر
...نه اینکه من آدم سفید یا سیاهی باشم ؛مساله ماهیتا سفید یا سیاه است و آدم،حداقل من،نمی تواند آن را خاکستری ببیند.شما لطف کنید و خاکستری بودن آن را به من نشان دهید.
از نظر من با توجه به نحوه بازی طرف مقابل،خشونت علیرغم میل باطنی من نوعی،به ما تحمیل شده و اجتناب ناپذیر است و تند یا کند روی ما صرفا زمان وقوع آن را جلو یا عقب می اندازد اما نه اصل وقوع آن را.

اما بازهم می پذیرم حرف دیگر شما رو درباره دور باطل نفرت و اینکه اگر ما سبز ها به خشونت عادت کنیم و آن را به جای مبارزه بی خشونت سر لوحه و ابزار اصلی خودمان قرار بدهیم ...
سبز خوشنام ( از california ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۳۸ قبل از ظهر
...آن وقت خشونت روح و روان و ذهن ما را افسون و تسخیر خواهد کرد و قلب ما تبدیل خواهد شد به بستری برای زایش ققنوس وار استبداد و دیکتاتوری نسل بعدبه نحوی که خودمان تبدیل می شویم به همانی که امروز با او در ستیزیم(همان طور که خود او نیز روزگاری چنان بود و چنین شد).چیزی که در اولین نگاه به فیلم های عاشورا و مقایسه شدت عصبی بودن مردم به نسبت تظاهراتهای خرداد وتابستان به چشم من هم آمدومرا هم نگران کرد.
خلاصه امیدوارم بپذیریدبه صورت مقطعی وگذری از خشونت گریزی نیست (یا مرا قانع کنید گریزی هست)و این نهادینه شدن خشونت در جنبش سبز است که باید از آن ترسیدنه خشونت مقطعی.
ازاده : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۸:۴۸ قبل از ظهر
جناب اقای سحابی
امیدوار بودم که قبل از اینکه شما نظرات خود را بیان کنید ابتدا توضیح بدهید که چرا در استانه انقلاب ایران زمانی که افرادی بدون برخوردار بودن از دادگاه عادلانه به صورت سرپائی محکوم به اعدام میشدند حضرتعالی و دوستان گرامی از جمله اقای ابراهیم یزدی ضمن مشارکت در اینگونه برخوردها تا به امروز ساکت ماندید؟
گمان میکنم شما برادری تان را سالها قبل ثابت کرده اید حتی برای من سی ساله همه چیز مثل روز روشن است.
leila : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۸:۵۹ قبل از ظهر
اقای سحابی
اگر یک نفر الان شما حمله فیزیکی کند شما می ایستید و نگاه میکنید؟ این که شما در صدد دفاع از خودتون بر بیایید خشونت نیست دفاع از جان خود میباشد که عزیزترین گوهر الهی است .شما هم تا حالا اگر از خودتون دفاع نکرده بودید الان در خدمت شما نبودیم.
bahman ( از toronto ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۲۱ قبل از ظهر
من خیلی بنا ندارم در باب فرمایشات ایشان نظر بدهم ولی ۴ نکته به نظرم آمد که شاید من هم توانسته باشم قدمی در این راهه مقدس بر داشته باشم .
1. در باره خشونت و نظر منفی ای که به شدت از تعرفه مخلفان ان مطرح میشود ، هیچ تحلیل ای درباره عواقب خشونت به صورت علمی هیچ جا نمیبینم,بلکه بیشتر آقایان بر مبنای تجربه خود نتیجه گیری میکنند.حال این دوران با دورانهای گذشته کاملا متفاوت است و جالب خود نیز در جاهای دیگر همین قضیه را متذکر میشوند که خود یک دوگانگی بارز است. امیدوارم متخصصان تجربه و تجزیه و ترکیب علمی از شرایط فعلی را با هم مورد توجه قرار دهند .
پارسا ( از شيراز ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۵۱ قبل از ظهر
بنده نيز كاملا موافقم. هدف از ادامه جنبش سبز نهادينه كردن دموكراسي است و دموكراسي جز به واسطه حركات مسالمت آميز ولو با دادن شهيد و زخمي امكان پذير نيست. در هيچ جاي دنيا ديكتاتورها حاضر به پذيرش دموكراسي نيستند و اين خود باعث ايجاد خشونت در حركات مسالمت آميز مي گردد كه طبيعي است (هر چند كه تندروهاي حكومت اين خشونت را به كمال رسانده اند). اما دوستان سبز بايد بدانند با ادامه حركات مسالمت آميز، هرچند كه از طرف دستگاه سركوب حكومت به خشونت كشيده شود، باعث جذب هر چه بيشتر افرادي مي گرديم كه حداقل احساس مسوليت در قبال كشور و مردم هنوز در آنها زنده است.
پارسا ( از شيراز ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۵۳ قبل از ظهر
ما بايد معني دموكراسي را به همه بفهمانيم تا جنبشمان پر قدرت و وسيع تر گردد و با مسالمت صفوف دشمن را به سمت خود بكشانيم و روز به روز و به صورت تدريجي از قدرت و تعدادشان بكاهيم. حق با ماست. پس بايد با منطق دوستان بسيجي و پاسدارمان را نيز براي هشيار شدن و پيوستن به جمع خود متقاعد كنيم. امروز ايران مي طلبد كه سبزها در صفوف دشمن رخنه كنند نه در مقابلش باستند. بايد مردم را هشيار كرد تا اندك احمقاني كه ايران را به اين روز انداخته اند و قدرت را انحصاري كرده اند تنها بمانند و به خودي خود از صحنه كنار روند.
bahman ( از toronto ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۰:۲۱ قبل از ظهر
2.برای اینکه بدانیم چه راهی درست است اول باید هدف مشخص باشد سپس مشکلات پیش رو . طبیعت این حکومت حفظ قدرت به هر روشی است و از جمله وحشیگری و پرهیز از هرگونه رفتاره انسانگونه و منطقی است,یا در یک کلمه توصل به زور. تجاوز به حقوق و ناموس و کوچکترین حقوق انسانی خلاصه ای از این حکومت است .این مشکل ایران از نگاه به داخل است. چیزی که میتواند جای سوال باشد این است که چه گونه یک جنبش کاملا مدنی و به قول معروف متمدن خواهد توانست به خواسته های خود در این حکومت با ویژگی های خاص خود شود .مشکل از نگاه فراتر مانوور کشورهای فرصت طلب برای گرفتن ماهی از آب گل الود است.
bahman ( از toronto ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۰:۴۷ قبل از ظهر
3. با توجه به خواسته های نسل جوان ،که به مراتب الویت دارد به افراده مو سفید ... گاها محافظه کار که عقیده به محافظه کاریی آنها بقای این رژیم را تضمین کرده و خواهد کرد, و ظرفیت های موجود وموقعیت سیاسی ایران هر ثانیه از عمره این رژیم به ضرر ایران و ایرانی است.. نسل جدید به بلوغ کافی رسیده است که اگرچه با بی میلی ولو اگر لازم شود از خشونت به صورت منطقی و با دیده ابزار استفاده کند نه مثل انقلابه ۵۷ با احساسات همراه با آرمانهای توهم گونه.
bahman ( از toronto ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۰:۵۹ قبل از ظهر
4. حال نه در جهت تاید یا نفی خشونت, که از دیده اینجانب اگر بازدهی بیشتر داشته باشد بلامانع است, امیدوارم که حرکته مردم جهت دار و سازماندهی شده بر مبنای تحلیل های عمقی تر و هوشیارانه تره افراده متخسس و دلسوز همراه شود.

به امیده سرزمینی آزاد و پاینده آزاد
Arash ( از Teh ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۳۴ قبل از ظهر
به نظر من هم باید آرامش و حرکت درست و تا فکر و اندیشه رو مد نظر قرار بدیم تا ایران ما بعد از صدها سال مبارزه برای آزادی به آرامش و موفقیت برسد.
hadi : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۳۴ بعد از ظهر
دلم می سوزد که ما بدلیل مشکلات داخل کشور مخاطب ایشان نتوانسته ایم باشیم
آرش ( از France ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱:۴۲ بعد از ظهر
با سلام
پیشنهاد می کنم طی نامه ای به رییس قوه قضاییه نظر رسمی این قوه را نسبت به اظهارات اخیر آخوند حایری در شیراز (در باب کشتار مخالفان به شیوه مورد نظر وی) جویا شوید. اگر تایید کند ضربه ای بر خود وارد می کند و اگر رد کند ضربه ای علیه آقای حایری خواهد بود و به شکاف میان این گروه متحجر کمک خواهد کرد.
مجتبا ( از فرانسه ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۲:۳۰ بعد از ظهر
دوست عزیز در اصل همه با این شعار عدم خشونت موافقند اما باید راه عملی و استراتژیک برای رسیدن و رساندن به آزادی های دموکراتیک را مطرح و به بحث گذاشت تا اعتقاد به راه حل صحیح افراد را از آنچه شما تندروی می نامید جدا کند. به یک کلام به جای کلیات راهکار عملی گذار از استبداد را ارائه کنید بهتر است
نازنین افخم ( از Montreal ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۳:۱۰ بعد از ظهر
این که ما باید به مبارزه بدون خشونت ادامه بدهیم کاملا درست است اما از چه ابزارهایی می توانیم استفاده کنیم؟ این نظام تمام راه ها را می بندد. به بیانیه مهندس موسوی نگاه کنید، این کف مطالبات ماست. اما حاکمان هیچ وقت آن را نخواهند پذیرفت چون اصلا ما را به رسمیت نمی شناسند. در این نامه خیلی عاقلانه گفته اید که چه نباید کرد اما ما همه منتظر آن هستیم که کسی "چه باید کرد" را تدوین کند.
همه شما را می شناسند و به حسن نیت شما معتقد هستند، لطفا در کنار نصیحت کردن و نهی از خشونت، به ما راهکارهای عملی برای وادار کردن نظام به مذاکره بدهید. ما به شما اعتماد خواهیم کرد.
Hossein ( از Norway ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۴:۲۰ بعد از ظهر
با سلام ، ممنون از نظرات بزرگوارانه و خردمندانه شما آقای سحابی !
همانطور که میگویید لازمه رسیدن به ایران آزاد و سربلند که در ان آزادی و احترام به حقوق انسان بنای قانون و حکومت ان باشد، رنج " تحمل حرکت تدریجی " را باید به جان خرید و از هر گونه حرکت خشونت آمیز و عجولانه دوری کرد.
حسین, نروژ .
varamini ( از alman ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۵:۰۳ بعد از ظهر
bayad ba lebas shachsiha mesle chodeshan barchord kard.lebas shachsii ke dar varamin be man goft ta vaghti ke ma az koshte shodan tarsi nadarim moshkele mardo zadan va chaghu keshi ham ndarim
کسی که هیچ ادعایی ندارد ( از yejaee roye in koreye khaki ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۶:۲۰ بعد از ظهر
جناب آقای سحابی
ضمن احترام کامل به شما،می خواهم بگویم شما از همان الیتهایی بودید که به قانون اساسی جمهوری اسلامی که با آن یک مدرسه نمی توان اداره کرد رای مثبت دادید، چه تضمینی وجود دارد که این بار توصیه پدرانه شما درست باشد. جناب آقای سحابی تاریخ هیچ رحم و مروتی ندارد.
shohreh Bozorgui ( از france ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۳۸ بعد از ظهر
The series of execution continue since 1979 of the best people when during a life these people became what they are and that all the people do not want to be like like them –in Iranian society or in other societies, like Chomsky , a “militant intellectual “in united states of America who is known by Power intellectual and political even in france as an “anti-Semitic”,for exemple in a documentary about Chomsky- and an individual like them needs of others to change a system, a collective action. And they do not kill Chomsky, as in france they did not kill Sartre and so...
fatemi : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۸:۱۳ بعد از ظهر
bakhsh 1

آقای سحابی،

لطفا نام مصدق بزرگ را به کار نبرید به خصوص در مورد تبعیض مذهبی‌ سنتی گروه شما که از افتضاح سران شما در جبهه ملی‌ دوم و خروج رهبران شما تا امروز ادامه دارد. حالا هم نام خود را ملی‌-مذهبی‌ کرده اید. اولا، مردم خشونتی نکرده اند و از خود دفاع کردند که حتا گاندی و مصدق هم بر آن اصرار داشتند. دوما اگر خارج نشینان اسیر "ذهنیت" هستند و ناوارد به ایران و بی‌ اثر، پس چرا اینقدر خود را به آب و آتش برای عدم بر اندازی رژیم میزنید؟
fatemi : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۸:۱۹ بعد از ظهر
bakhsh 2
یا این تناقض ساده غیر منطقی‌ فاحش را که اصل مطلب این نامه است نمیبیند و یا بد تر. اما ۲ مطلب دیگر. اولا لحن نامه شما به مردم داخل که اکثر آنها خارج از فرقه حاکم هستند و مظلوم توهین آمیز است. در مورد خارج نشینان که بسیار بد تر است. دوما مگر شما در ۱۸ تیر نرفتید در دانشگاه همین حرف‌ها را زدید و گفتید ده‌ها سال تجربه دارید و سفیر آمریکا در دوبی‌ چه کار می‌کند؟ و به دانشجویان گفتید بروند خانه؟ وقتی که خامنه‌‌ای در تلویزیون از ترس گریه میکرد؟ و سپس معلوم شد خواست شما خواست رژیم نیز بود؟
fatemi : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۸:۲۸ بعد از ظهر
bakhsh 3
الان هم همان است. وقتی‌ ملیون واقعی‌ آخوند‌های تبعیض گر ضد اکثریت ملت را از وزارت خانه‌ها بیرون کردند مگر مهدی بازرگان نبود که شخصا دست خامنه‌‌ای و رفسنجانی‌ را گرفت و آورد کابینه؟ تمام زندگی‌ شما و رهبرانتان بر خلاف نوشته نا‌ راست شما، تحلیل و استراتژی اشتباه بوده است. الان هم ملت نه تند میرود و نه یواش و بسیار صحیح است و بزرگترین خطر برای جنبش مردم خامنه‌‌ای و رفسنجانی‌ و شخص شما هستید.

عمرتان دراز بعد تا آزادی اکثریت ملت ایران از بردگی تبعیض فرقه حاکم.
کوروش ( از ایران پاک-تهران سربلند ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۴۸ بعد از ظهر
بنظر من ایشان واقعا درست فرموده اند خشونت در هر شکلی نکوهیه و زشت است یادمان باشد به فرموده آن ازاد اندیش بزرگ مرحوم دکتر شریعتی هر انقلابی آن هم به صورت خشن کشور را ساله عقب افتاده نگاه خواهد داشت درضمن ما باید توجه داشته باشیم که نخبه های این نهضت باید محافظت شوند که جبران هرکدام از این عزیزان هزینه های ببسیاری برای این نهضت خواهد داشت شاید در مواردی غیرقابل جبران .مانند مرحوم آیت الله منتظری.پس خداوند سایه آنها را و آقای مهندس سحابی را از سر ما کم نکند انشاالله
irani ( از paris ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۱۱ بعد از ظهر
باسلام
جناب آقای سحابی، ازاین که مخاطب شما ملیون و طرفداران استقلال و آزادی و مسلمانان خارج از کشور است، معلوم نیست منظور شما از اجتناب از خشونت از سوی کدام اشخاص یا کدام دسته است؟ آیا شما درمیان آزادی خواهان مستقل چه مذهبی و چه غیر مذهبی کسی را سراغ دارید که طرفداری از خشونت کرده باشد؟ به نظر من منظور اصلی شما ازاین نامه کوتاه آمدن آنان دربرابر تمامیت خواهی می باشد. خشونت را بهانه قرارداده اید تا "آرامش " را برای ادامه استبداد فراهم آورید.
amir : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۴۷ بعد از ظهر
همه میدونیم که جنبش سبز ایران خوستار خشونت نبوده و نیست. مردم ایران فقط خوا هان آزادی بیان، قلم و اندیشه همراه با بر قراری رفاه هستند. یک انسان آگاه، با شعور و آزاده نمیتواند مرگ یک انسان دیگر را ببیند و احساس رضایت کند. حتی مرگ دشمن هم موجبات خوشحالی را فراهم نمیکند. اما یک چیز را هم باید در نظر داشت. حکومت ایران مملو از افراطیونی است که راه را بر مصالحه و توافق بسته اند. آنها هر روز بر طبل جنگ میکوبند وازهیچ جنایتی ابایی ندارند. چگونه میتوان خوشونت بی حد آنها را در خیابانها، زندانها، و رسانه ها دید و هنوز راه مبارزه مسالمت جویانه را ادامه داد؟
شهرام ( از ایران ) : ۱۳ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۵۱ بعد از ظهر
استراتجی کج دار و مریزی که شما پیشنهاد میکنید یکی دو قرن طول میکشد که بر روی این سیستم تاثیری داشته باشد. متا سفانه ملت صبور ایران آنقدر هم نمیتواند صبر کند. 30 سال بس نیست؟ آیا باید چندین دهه دیگر صبر کرد تا شاید این حکومت حوصله اش سر برود یا ذهنیتش بلکه عوض شود؟

گر چه با خشونت تام مخالفم ولی راه پیشنهادی شما را هم فرسایشی و کم تاثیر اگر نه بی تاثیر میبینم.

با احترام
شهرام
نور : ۱۴ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱:۵۲ قبل از ظهر
نکتهٔ خیلی‌ مهمی‌ بود،

اما خواندنش سخت و طولانی‌ بود! مخصوصا برای جوانان مقیم خارج!

به شدت پیشنهاد می‌کنم که این متن و موضوع را به شکل خیلی‌ خلاصه و ساده دوباره بنویسید تا بشه تکثیرش کرد!
mahmoud ( از amrica ) : ۱۴ دی ۱۳۸۸, ساعت ۵:۲۵ قبل از ظهر
ba salam
drood be shoma va rohe marhome pederatan shad baad hamchenin kolye shohaye vatan ,khili mamnoon ke tajrobiyat garnghdare khodetan ra be ma ke kharej az keshvar hastim monteghel farmodid
roya rezaee : ۱۵ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۳۱ قبل از ظهر
jenabe aghaye sahaby noghte nazarate shoma kamelan delsozane va be dor az hargone manfeat talabist.MAMNONIM
"فرياد" ( از tehran ) : ۱۵ دی ۱۳۸۸, ساعت ۴:۲۵ بعد از ظهر
دمت گرم و سرت خوش باد...
متین ( از تهران ) : ۱۵ دی ۱۳۸۸, ساعت ۶:۵۴ بعد از ظهر
برادر گرامی جناب آقای سحابی، نامه شما بر پایه چند فرض استوار است که صحت آنها تا کنون برای من اثبات نشده است:
فرض اول انکه مردم مرتکب خشونت شده اند. همچنان که آقای دباشی در مصاحبه با بی بی سی اظهار کردند این جنبش شاخه نظامی ندارد و تنها سلاح آن برپا کردن تظاهرات صلح آميز است پس خشونتی که ساخته برخی رسانه هاست وجود خارجی ندارد و تنها بهانه ای است برای مشروع جلوه دادن مذاکرات بعضی دولتها با دیکتاتوری ایران ، پس هر بحثی در این باره منتفی است.
متین ( از تهران ) : ۱۵ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۰۵ بعد از ظهر
من یک سوال ازشما دارم، اگر مردم به تظاهرات رفتند و پلیس با باتون و زنجیر و چماق و قمه و گلوله بهشان حمله کرد و داشت عده ای را به قصد شکنجه و تجاوز با خود می برد مردم باید چه کنند؟ احتراما راه حل غیر احساسی و منطقی خود را ارائه دهید.
فرض دوم جنابعالی که به اهداف اصلی جنبش مربوط ميشود حاکی از تندروی در شعارهاست و تاثیر مخربی که بر اتحاد جنبش دارد. سوال اینجاست که از کجا معلوم که تندروی گروهی در وقایع تاریخی مذکور باعث تفرقه و شکست جنبش شده و نه کندروی بیش از حد عده ای دیگر؟
متین ( از تهران ) : ۱۵ دی ۱۳۸۸, ساعت ۷:۴۰ بعد از ظهر
نکته سوم در مورد مقایسه جنبش با انقلاب ۵۷ است.سخن شما در مورد تغییر شرایط زمانی کاملا متین، اما آیا مبارزات مسالمت آمیز که همه ما طرفدارش هستیم مربوط به شرایط کنونی ایران هستند یا از لای کتب تاریخ کشورهای هند، آفریقای جنوبی، جمهوری های شوروی سابق واروپای شرقی بیرون آمده است؟ چه تضمینی برای راهگشایی آنها در برابر حکومتی با این سطح از خشونت است؟
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.