
از ديد گاه روان تحليل گري شخصيت انسان سه بخش دارد خودآگاه ، نيمه آگاه و نا آگاه. که بيشترين حجم شخصيت هر فرد را بخش نا آگاه او تشکيل مي دهد که در بيان عظمت اين بخش مثال کوه يخي فرويد بسيار معروف است. اين بخش يعني نا خودآگاه بزرگترين محرک افکار، خيال پردازي ها و رفتار فرد است که منبع اصلي مشکلات و بيماري هاي او نيز محسوب مي شود. دشواري کار درمانگر در درمان بيماري ها از ديد روان تحليلي اين است که اين بخش به سختي قابل دسترسي است و درمان تنها از طريق آگاهي يافتن به بخش نا آگاه امکان پذير است. از ديد روانکاوي روزنه هايي از اين بخش هر از گاهي به صورت رويا و يا پرش های لفظي به بيرون پرتاب شده و امکان راهيابي به عمق شخصيت فرد را به روان کاو مي دهد به همين دليل است که يکي از معروفترين و پرکاربردترين روشهادرروان تحليل گرياستفاده از تداعي ازاد، يعني در خواست پرحرفي بدون سانسور بيمار است. در اين روش بخش آگاه بيمار به واسطه حرافي زياد قادر به کنترل و سانسور بخش نا آگاه نيست لذا مکنونات دروني فرد به طور ناخواسته به بيرون پرتاب شده و به عنوان سرنخ مشکلات دروني بيمار اين امکان را به درمانگر مي دهد که به تحليل شخصيت و درمان او بپردازد
در مملکت ما فردي وجود دارد که بدون کمک درمانگر دائم به تداعي آزاد پرداخته و درمقابل چشمان شگفت زده مردم مکنونات دروني خويش را آشکار مي سازد بدون توجه به اين که اين گفته ها و رفتارها پرده از درون آلوده او و همفکرانش برمي دارد. اخيرا احمدي نژاد ضمن معرفي وزيران پيشنهاي خود به تداعي آزاد پرداخته و بدون توجه به ذهن آگاه شنوندگان و بينندگان انحرافات دروني خود را آشکار کرده است.داستان هلو خوري ايشان يکي از موارد فوق است که زبانزد عام و خاص شده.مورد ديگر ارايه دلايل حضور زن در کابينه بخصوص وزير بهداشت است که اگر توجه شود تمام سخنان ايشان حول محور بيماري هاي جنسي و تناسلي زنان دور مي زند که با اصرار زايدالوصفي آن را توجيه مي کند.در اين مقوله.اهميت بيماري هاي خاص زنان به گونه اي مطرح مي شودمثل اين که سيستم بهداشتي کشور هيچ مشکلي به جز بيماري زنان ندارد که همه امکانات، نيم ديگر جمعيت که اين بيماري هارا ندارند يعني مردان و حتي وزيربهداشت هم بايد تمام همت خود را صرف حل اين معضل اساسي بکنند. نکته سومي که به عنوان دليل براي ضرورت حضور زن در کابينه مطرح شد جلوگيري از بي پردگي و آلودگي جلسات هيات دولت به گفتگوها جوک هاو شوخي هاي جنسي به جاي برنامه ريزي براي حل معضلات ونجات کشور از بحرانهايي که با آن روبه رو است.
حال اگر به تفکر سيستمي معتقد باشيم و آقايان به عنوان تئوريسين هاي دولت کودتا چنين انديشه و رفتاري داشته باشند، آنگاه متوجه مي شويم که تجاوز به زندانيان چندان هم از اين سيستم بعيد نيست. تفکر و انديشه اي که انسان اشرف مخلوقات و جانشين خداوند روي زمين را از کمر به پايين تشخيص مي دهد، براي جبران چنين انديشه فاسدي دائما جوانان معصوم را با اتهام تمايل به فساد تخت فشار گذاشته و با طرح امنيت اجتماعي سعي در کنترل آلودگي هاي فرا افکنده شده از جنبه ها پنهاني وجود خود دارد.اين جريان با جدا کردن اماکن عمومي، محدود و تنگ کردن فضا براي حضور زنان درجامعه و محيط هاي شغلي و بزن و ببندهاي خياباني سعي دارد با رفتارها افراطي و جبراني انديشه و نگرش خود را پنهان کند غافل از اين که تداعي آزادچنين انديشه و افکاري در پيروان و دست نشاندگان آنان در زندانها به صورت تجاوز و سوئ استفاده جنسي خود را نشان مي دهد. اکنون به روشني مي توان رابطه بين انديشه هلو خوري و تجاوز در زندانها را درک کرد.

.jpg)



