شنبه ۰۹ مرداد ۱۳۸۹ -
- 31 Jul 2010
19 شعبان 1431
| آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۳:۴۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مروري بر روزنامه هاي سه شنبه ۱۵ دي ۸۸
مروري بر روزنامه هاي سه شنبه ۱۵ دي ۸۸

 

مردم سالاري

 

«برخورد با راديکاليسم نياز امروز ما» عنوان يادداشت روز روزنامه‌  مردم سالاري به قلم فروزان آصف نخعي است كه در اين مطلب آمده است :« پيامبر اسلام (ص) در راس نهضت آزاديبخش خود شعار قولو لا اله الا الله تفلحوا را قرار داد. اين شعار درعمل، اکثريت به حاشيه رانده شده را به متن آورد اما با چه روشي؟ يکي از روش هاي مهم پيامبراکرم (ص) توجه به منابع توليد و بازتوليد خشونت بود. اين نگاه که از يک زيربناي توحيدي مي جوشيد، به دنبال آن بود تا سرچشمه هاي خشونت ناشي از تبعيض و فساد عدم شايسته سالاري قريش را بخشکاند.

 

روش ديگر آن بود که برخورد با منابع خشونت و ستم، تنها از سيستم و اشخاصي ممکن مي شود که ماهيت تبعيض و ستم و خشونت ناشي از آن را شناخته باشند و بدانند با چه پديده اي مواجه اند.  از اين رو پيامبراکرم(ص) در شناخت پديده مستحدثه تبعيض و ستم کاملا جدي بودند.  روش سوم آنکه سيستم و اشخاصي قادرند با تبعيض به عنوان مهمترين منبع خشونت برخورد کنند که از پاک ترين ابزارها بهره بگيرند. همانگونه که شهيد مطهري نيز تاکيد داشت هدف وسيله را توجيه نمي کند و با روش و وسيله ناپاک قادر نخواهيم بود به اهداف پاک و مقدس برسيم.

 

پيامبراکرم(ص) در اين باره نهايت دقت را به خرج مي دادند. آن شعار اصلي با سه روش بعدي، دين سمحه و سهله اي به جهانيان عرضه کرد که منشور اصلي آن مبتني بر اصول برادري، برابري، عدالت و آزادي توام با نفي طاغوت ها و صنم ها و بت ها بود و تئوريسين، نظريه پرداز و رهبري نهضت يعني پيامبر اکرم(ص) با تکيه به منبع عظيم وحي، تاکيد داشت همه اينها زماني به دست خواهد آمد که «اخلاق» در حرکت کانوني به عنوان جوهر نهضت قرار داشته باشد«اني بعثت لاتمم مکارم الاخلاق». به همين دليل قرآن مي فرمايد: پيامبر اکرم(ص) اگر اخلاق غير ملا يم داشتي مردم از اطرافت پراکنده مي شدند. از اين رو پيامبر اکرم(ص) بر قلب ها  نفوذ داشت و دائما براساس آموزه هاي وحياني عقول را به تدبر و تعقل دعوت مي کرد. چرا که هر نفسي در گرو انتخاب و اعمال خويش و در قيامت، هر کسي، خود بايد پاسخگوي اعمال خويش باشد.

 

به همين دليل در زمان فتح مکه، هنگامي که يکي از فرماندهان سپاه فرياد انتقام سر مي دهد، پرچم را از او گرفته، فرمان مي دهند آن روز را روز رحمت و عطوفت اعلام کنند به نحوي که جان و مال اهالي مکه در امنيت کامل است و هر کسي که به خانه ابوسفيان، رهبر اپوزيسيون برانداز، پناهنده شود، در امنيت خواهد بود. اين سيره عملي روشي بود که شيوه حکومتي نويني را بر جزيره العرب حاکم مي کرد.

 

 جزيره العربي که تا پيش از آن قبايلش براي قدرت نمايي، تنها با برق شمشير، درنده خويي و پراکندن تخم وحشت و ترس براي غلبه و تامين منافع مانوس بودند. براي رسيدن به اين مرحله پيامبر اکرم(ص) در زمان حيات خويش با ديگر منابع توليد و بازتوليد خشونت مقابله کردند. قرآن کوثر را در وجود حضرت زهرا(س) متبلور ساخت و زن و مرد را در پيشگاه خداوند از نظر وجودي و تولد يکي دانست و ايمان به خداوند و انجام امر به معروف و نهي از منکر ميان آنان را ملاک و معيار برتري ذکر کرد.

 

پيامبر اکرم (ص) همواره به دنبال جذب حداکثري و دفع حداقلي بود و چتر سياسي حاکميت خويش را با دفع و اصلاح منابع خشونت نه بر گروهي خاص که بر همه جزيره العرب گسترش داد.  منابع سرمايه براساس حکم قرآن از دست نيروهاي خاص بيرون آمد و همه اقشار توليد کننده ونه انگل و استثمار کننده را در برگرفت.»

 

نويسنده در ادامه مي نويسد :« اين الگوي سياسي و اجتماعي اکنون نياز مبرم زمانه ماست. اينکه محمدرضا باهنر عضو هيات رئيسه مجلس شوراي اسلا مي مي گويد پيدا کردن هزار خائن و محاکمه آنها، راه حل کنوني کشور نيست را اصولگرايان، به ويژه اصولگرايان افراطي بايد به آن توجه جدي داشته باشند اين سخن به روش پيامبري به ويژه در درک واقعيات و ارائه راه حل ها بسيار نزديک است. همچنين بردن فضاي کشور به شرايط يا«باما» يا «برما» نيز گذراز اصل عدالت و عدم تمايز ميان معترضان قانوني با براندازان است که مي تواند در التهاب ناشي از آن شاهد صدور احکام غير عادلا نه باشيم، موضوعي که رئيس قوه قضاييه کاملا  در سخنان ديروز خود با تاکيد بر اين که تسريع و قاطعيت نبايد به حکم غير عادلا نه منتهي شود، نافي آن بوده است.

 

بي ترديد «باما» يا «برما» کردن «امرسياسي» در شرايط کنوني هم با فضاي انقلا ب اسلا مي 57 و هم فتح مکه در زمان پيامبر مغايرت دارد. هر چند دو اصولگراي ميانه روي فوق الذکر با توجه به خاستگاه خود سخناني مهم را عليه راديکاليسم مطرح کرده اند اما اميد است آرامش و امنيت رواني  با اطلا ع رساني به موقع به جامعه برگردد موضوعي که پس از حوادث انتخابات ضرورت آن صد چندان احساس مي شود. »

 

  رسالت

 

محمد مهدي انصاري  در روزنامه رسالت و در مطلبي با عنوان «باد کاشتند توفان درو کردند» مي نويسد :«  همه اجتماعات و راهپيمايي هاي سراسري ملت ايران در طول سي سال گذشته ديدني و شورانگيز بوده اند اما چهارشنبه گذشته حال و هواي ديگري در تجمع ميليوني مردم حاکم بود. تجمعي که بيشتر به يک خيزش و جوشش وصف ناپذير منبعث از ايمان و اعتقادات يک ملت شبيه بود . «حماسه9 دي» يک «اعلان حضور» يک «نقطه عطف» و يک «اتمام حجت» و يک «اجتماع شگفت انگيز» اما در عين حال عکس العملي «طبيعي» و عادي به حساب مي آيد. ملت و نظام اسلامي و رهبري آن درحالي اين نقطه عطف بسيار تعيين کننده را در پي6 ماه التهاب بي امان عوامل دشمن و جريان نفاق و الحاد پيش روي خود ديدند که حقيقتا «فتنه اي» دشوار ، پرهزينه و با عوارضي مخرب پشت سرگذاشته شد.»

 

 نويسنده در بخش ديگري از مطلب خود مي نويسد :«  فتنه سال88  و عبرتهاي عيني آن که پس از انتخابات رياست جمهوري در قالب آشوبها ، واقعه روز قدس، روز16  آذر و عاشورا و ... نمودار گرديد با اينکه تلخ و انزجار آور بودند ، همه و همه تلنگري براي ما بوده و هستند تا براي شتاب گيري انقلاب در پيمودن مسير و تکامل آن و تحقق اهداف و آرمانهايش تلاش کنيم.

 

نکته ديگر اينکه عبور از فتنه يا بحران يا هر عنواني که براي وقايع و التهابات سال88  در نظر بگيريم، تنها با تدبير و مديريت رهبري اتفاق افتاد . در اين جريانات همه شاهد بودند که رهبري دورانديش و فرزانه انقلاب چگونه در عين مظلوميت با اقتدار و صلابت نظام را از ورطه يکي از پيچيده ترين بحران ها به سلامت عبور دادند . رهبر انقلاب به هيچ فرد يا گروهي امتياز نداد بنابراين احدي در آينده تاريخ انقلاب نخواهد توانست ماجرا را مصادره به مطلوب کند و تحليل نمايد و خاطرات منتشر کند که در آن سال «من» فلان و بهمان کردم و «من» راه حل ارائه دادم و ... !! نه تنها برخي نخبگان و خواص انقلاب که انتظار بيشتري از آنها مي رفت کمکي به آرامش و اقناع افکار عمومي نکردند بلکه«باد» کاشتند و امروز با «توفان» اراده ملت در هميشه تاريخ انقلاب طرد و حذف شدند.»

 

 

ابتكار

 

«اصلاحات در گرداب هلنيسم» عنوان يادداشت  روزنامه‌  ابتكار است كه در اين مطلب آمده است :« براي نقد،بررسي و تحليل يک دوره زماني ويا اتفاقاتي که در آن دوره زماني رخ داده است ابتدا بايد زاويه ديد خود را مشخص کنيد. به عنوان مثال اگر شما بخواهيد به تفسير قرآن بپردازيد چند راه پيش رو خواهيد داشت. استفاده از منطق کلامي،هرمونوتيک (نوعي تقدس زدايي از قرآن به وجود مي آورد)،منطق ارسطويي و..... اين زاويه ديد هاي گوناگون مانند زبانهاي برنامه نويسي عمل مي کنند و هر کدام معيار ها و شيوه هاي مخصوص به خود را خواهند داشت.

 

اين مطلب تلاش مي کند با انتخاب زاويه ديد درست،دوم خرداد و همچنين احزاب و گروه هاي پديد آورنده و ادامه دهنده اش را برسي کرده و در پايان آينده اين جنبش را براي خواننده روشن تر سازد. بدون مقدمه چيني بايد گفت از آنجا که پايه گذاران ايدئولوژي دوم خرداد مجذوب فلسفه غرب و تئوري ها و شخصيت هاي کليدي غرب جديد هستند بزرگ ترين امتيازي که مي توان به اين جنبش داد برسي آسيبشناسانه اين جنبش در قالب سير تاريخي غرب است. »

 

 

نويسنده در بخش ديگري مي نويسد :« طبق تعاليم سقراط که توسط شاگردانش مکتوب شده، اگر جامعه را مانند يک وسيله نقليه در نظر بگيريم،علوم انساني و پايه هاي تئوريک مانند سوخت خواهند بود(مثال اصلي مثال قصر و پايه هاي آن است). مي دانيم که در دوم خرداد سال 1386 گروهي موسوم به اصلاح طلب قدرت اجرايي کشور را به دست گرفت،پايه هاي تئوريک اين گروه کجا و چگونه زاده شده بود؟ با تقريب خوبي مي توان زمان مديريت "دکتر تاجيک" را بر مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام و همچنين جلسات هفته نامه کيان را شروع منسجم پايه هاي اين جنبش در نظر گرفت.

 

مديريت دکتر تاجيک بر اين مرکز خود گوياي اين بود که تمرکز گروهي که گرد او جمع شده اند قرار است بر علوم انساني بوده و در سياست هاي کلي کشور تاثير بگذارد. لازم به ذکر است تعداد زيادي از اعضاي اصلي اين جنبش در همين برهه زماني با سرعت مشغول تحصيل در دوره هاي علوم انساني بودند و مدارک خود را اخذ مي کردند.

 

طبق تعاليم ارسطو پايه هاي تئوريک يک حکومت بايد با آزمون و خطا عملي شود، اما آيا اين گروه امکان تجربه اصول خود را داشتند؟ مي توان گفت سالهاي پاياني دولت سازندگي (دولت ايت الله هاشمي رفسنجاني) کلاس درسي بود تا اعضاي اين گروهها در وزارت خانه هاي اين دولت،دست به تطبيق گزاره هاي حکومت ليبرال با وضعيت فعلي جامعه بزنند. با پيروزي جريان اصلاحات در انتخابات دوم خرداد اين گروه به همراه برخي مهره هاي دولت سازندگي بر کرسي هاي اجرايي کشور تکيه زدند. و اين جا فرصتي بي بديل براي اين گروه پديد آمده بود تا تئوريهاي حکومت غرب را در کشور محک بزنند و براي اجراي آنها راهکار ارائه بدهند.

 

در ميان ذکر اين نکته الزامي است که در حکومت هاي ليبرال غربي که ادعا مي شود از عصر فلسفه يونان پايه گرفته اند هنگامي که يک جريان قدرت را در دست مي گيرد جريان يا جريانهاي مقابل با هدف قرار دادن انتخابات بعدي شروع به توليد سوخت تئوريک براي ماشين قدرت خود مي کنند تا هنگامي که به قدرت رسيدند بتوانند از اين مباني تئوريک بهينه شدهبراي اداره جامعه به سبک خود استفاده کند. به عنوان مثال در آمريکا هنگامي که جمهوري خواهان قدرت را به دست مي گيرند پايگاههاي توليد استراتژي و دکترين حزب دموکرات مشغول توليد و تکامل استراتژي براي انتخابات بعدي مي شود.

 

با توضيحات فوق مي توان حدس زد که مباحث تئوريکي که اين جريان در مدت زمان کم و با افرادي محدود توانسته بود توليد يا ترجمه کند کفاف اداره جامعه را نمي داد از طرفي اين جريان مدت زيادي نبود که به صورت منسجم دست به فعاليت در زمينه توليد و ترجمه فکر زده بود و در سدد بود تا آنجا که مي تواند با قدرتي که در دست دارد مباني ايدئولوژيک توليد کند. پس اولويت اصلي اين جريان توليد و ترجمه افکار منطبق با ليبراليسم و حکومت سکولار قرار داده شد. »

 

نويسنده در ادامه مي نويسد :« اين مساله دو مشکل اساسي پيش روي اين جريان گذاشت: نخست:به علت برخي سياست هاي غلط اقتصادي در دوران سازندگي اوضاع اقتصادي بايد به شدت کنترل مي شد در حالي که اولويت اين جريان ترجمه فکر و القاي آن به جامعه بود. دوم:به علت ضعف تئوريک در آغاز کار اين گروه برنامه تدوين شده خاصي براي آينده کشور در دست نداشت. در دوره اول مديريت جريان اصلاح طلب در کشور،پايه هاي ايدئولوژيک اين جريان مقاطع پرکار و پر توليدي را پشت سر گذاشت. هنگامي که اين جريان وارد چهار ساله دوم شد با چند مشکل بزرگ مواجه بود.

 

نخست: اگر چهار ساله اول مديريت اين جريان را از حيث توليد مباني تئوريک مانند "عصر انديشه " در يونان باستان در نظر بگيريم در دوره دوم به اين خاطر که ديگر اولويتي براي توليد فکر وجود نداشت اين جنبش مشغول مصرف کردن انديشه هاي توليد شده در دوره اول بود و از اين حيث مي توان آن را عصر "هلنيسم" يا يوناني معابي ناميد. يه اين صورت که جامعه بر روي مباني فکري عصر اول بنا شده بود اما در عصر دوم توليدي از خود نداشت. دوم: مباني ليبراليسم و سکولاريسم با اصل و پايه نظام در تضاد بود در حالي که قدرت اين گروه تا وقتي در قوه مجريه حضور داشتند صرفا در چهار چوب نظام تعريف مي شد پس تعداد زيادي از انديشمندان اين جريان به از بدنه آن خارج شده و با انتقاد و قشار دولت را به سمت خروج از حاکميت مي راند از طرفي ضعف توليد فکري اينجا خودنمايي مي کرد پس اين تقابل به جاي پيشرفت به خود خوري اين جريان منتهي شد و جريان فوق دچار چند شاخگي شد.

 

از اين منظر بايد گفت انديشمندان اين جنبش هنگامي که القا و ترجمه افکار غرب را امري مشکل يافتند کمي دچار سر خوردگي شدند و در چهار ساله دوم با انتقاد از دولت خود،آن را به تقابل با نظام سوق دادند تا مشکلي جهت تطبيق انديشه ليبراليسم با نظام ولايتي کشور نداشته باشند. اجازه دهيد از دوره دوم به قدرت رسيدن اين جريان و نتايج اش سريع تر عبود کنيم.

 

همچنين بيان اين نکته را لازم مي دانم که در اين مدت گروهي که تا به حال در قدرت جائي نداشت مشغول توليد فکر و به دست آوردن کرسي هاي مردمي در کشور بود. جريان اصلاح طلب به علت تقابل دروني و ريزش زياد از درون و بيرون نتوانست وارد چهار ساله سوم شود. اما هنگامي که مشاهده کرد جريان مقابل با برنامه پيش مي رود نهضت جديدي را آغاز کرد.

 

اين نهضب بيشتر در درون انديشه مي ساخت و در بيرون با القاي شبه نيرو جذب مي کرد. افرادي که اينک ديگر تئوريسين هاي کامل و عملي اين جريان بودند با تجربه اي که پشت سر داشتند با سرعتي زياد رويه ايجاد تفکر در درون و القاي شبه از بيرون را پيش گرفتند تا بتوانند چهار سال بعدي را از آن خود کنند.

 

اما با برسي درست شرايط دريافتند که از طريق انتخابات اين امر ممکن نيست پس در سال 86 پروژه جديد اين جريان براي پائين کشيدن دولت حاکم به جاي بالا کشيدن خود را آغاز کردند. با توجه به توضيحات فوق مي توان نتيجه گرفت حوادث بعد از انتخابات سال 88 همه آن چيزي بود که جريان اصلاح طلب در چنته داشت و اين جريان براي چند دوره نمي تواند قدرت را به دست بگيرد.

 

از طرفي با برسي عصرهلنيسم به اين نتيجه مي رسيم که جريان صلاح طلب طي تلاشي که در انتخابات براي خروج از عصر هلني خود داشت شکست خورد و همچنان در حال تاختن بر تفکرات دوره اول مديريت خود است.»

 

 

  جوان

 

احمد حاجیان در روزنامه جوان  و در مطلبي با عنوان « فرار به جلو » مي نويسد :« تلاش برای رهایی از پیامدهای خشونت عوامل «فتنه» در روز عاشورای حسینی که با حمله به نیروهای ایثارگر ناجا و دستجات عزاداری و اهانت به قرآن و نمادهای عزاداری سالار شهیدان و... چهره کریه آنها را برای مردم مسلمان ایران روشن ساخت، به تاکتیک جدید فرماندهان پیدا و پنهان «فتنه» تبدیل شده است.

 

پس از انتشار بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی که طی آن تلاش کرده بود خود را از عاملیت این رسوایی مبرا کند و مدعی شده بود که برای حضور عوامل فتنه در روز عاشورا فراخوانی نداده است، اسناد موجود نشان دهنده وجود صدها فراخوان در سایت‌های مرتبط با او در این روز بوده و صفحه «فیس‌بوک» نیز گواهی بر کذب گفتار اوست. مضافاً‌ اینکه همپیمانان موسوی در خارج از کشور در سایت‌ها و پیام‌های ماهواره‌ای به گونه‌ای فراخوان داده بودند که گویا کار نظام در روز عاشورا به پایان می‌رسد و آنها باید در این روز پیروزی نهایی را جشن بگیرند.

 

متأثر از این فضا بود که شبکه عنکبوتی رسانه‌ای جریان «فتنه» با همگرایی مشترک ماهواره‌های تلویزیونی آمریکا و انگلیس و سایت‌های اینترنتی احزاب داخلی و ضد انقلاب خارج از کشور در روز عاشورا به زمینه‌سازی برای این رویداد مورد انتظار پرداخته و زمانی که در جریان آشوب‌ها عوامل میدانی موفق می‌شوند که در برخی از مناطق مرکزی تهران چند مأمور نیروی انتظامی و یا عابرین بی‌گناه را آماج ضربات قمه، چوب وسنگ خود قرار داده و مجروح کنند، بلافاصله در رسانه‌های عنکبوتی خود در یک هم‌افزایی خبری اعلام می‌کنند که «پیچ شمیران» آزاد شد و یا اینکه چهار راه ولی‌عصر(عج) به تصرف نیروهای جنبش درآمد.

 

رادیو فردا در گزارشی از یکی از حوادث این روز به نقل از یکی از عوامل حاضر در صحنه نقل می‌کند که: من از معدود کسانی بودم که در جریان اتفاق میدان ولی‌عصر (عج) بود. عده‌ای از مردم(؟!) که به میدان ولی‌عصر(عج) می‌آمدند می‌گفتند: «ولی عصر(عج) آزاد شد.«الله اکبر» و یک نفر هم روی کیوسک پاسگاه (نیروی انتظامی) رفت و پرچم یا حسین را تکان داد و مردم (؟!) می‌گفتند «یا حسین میرحسین» همین زمینه‌سازی‌ها بود که سبب شد اوباما در وسط تعطیلات سال نو پشت دوربین‌ها حاضر شده و اعلام کند که «ما شاهد یک رویداد شگفت‌آور و فوق‌العاده‌ای هستیم که در ایران به وقوع پیوسته است» و میلیبند وزیر امور خارجه انگلیس نیز از آنچه آن را «شجاعت عظیم» هواداران جنبش اعتراضی تعبیر می‌کند حمایت کرده و نظام جمهوری اسلامی را به دلیل مقابله قانونی با فتنه‌گران محکوم می‌کند.

 

اکنون و در شرایطی که برکات نهضت حسینی یک‌بار دیگر چهره کریه فتنه‌گران را روشن‌تر کرده‌ است، فرماندهان خشونت برای فرار از تبعات این رسوایی سعی در فرافکنی داشته و می‌کوشند راه میانه‌ای را برای تداوم آشوب‌ها بیابند. پس از صدور بیانیه شماره 17 موسوی که مصداق بارزی از این تاکتیک جدید بود، عزت‌الله سحابی که او نیز نقش عمده‌ای درتحریکات گذشته داشت، با اشاره به نقش عوامل بیرونی و داخلی فتنه در نامه‌ای با عنوان هموطنان خارج از کشور می‌نویسد: «خواهران و برادرانم تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغه‌های فردی‌‌تان به خاطر خدا و مردم(؟!) غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید» و عبدالکریم سروش و کدیور و مهاجرانی و اکبر گنجی و ... نیز با انتشار بیانیه‌ای که از سوی برخی از رسانه‌ها به عبور از موسوی تعبیر شد، می‌نویسند: «بیانیه اخیر موسوی فاقد عقلانیت سیاسی است و کمکی به حل اختلافات سیاسی ایران نمی‌کند، چرا که راه‌حل‌های ارائه شده بر مبنای شعار و تخیل است و رویکرد عملی ندارد.»

ارسال به :
هموطنان عزیز،
نهال سبز آبیاری دائمی طلب می کند.


در شرایطی که باغبان متولی ملک ما، علف هرزه هارا حمایت می کند وخارهای گزنده پرورش می دهد، حفظ و نگهداری جوانه های مستقل سبزبرای سرفراز زیستن فرزندانمان در آینده مهم ترین وظیفه است. ادامه ...