جمعه ۲۹ شهریور ۱۳۹۸ -
- 20 Sep 2019
19 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
دادگاه جنایات کهریزک: قوه قضائیه‬ باز هم مردود شد
 به مناسبت صدور حکم اولیه ی دادگاه جنایات کهریزک، سیزدهمین ویژه نامه جرس منتشر شد. گفتگو با صالح نیکبخت، مسعود علیزاده، مادر رامین قهرمانی و برادرامیر جوادی فر به همراه  گزارش ها، یادادشت ها و اسناد اختصاصی جرس را در این ویژه نامه بخوانید

 

گزارش
 

شوک دادگاه کهریزک؛ جنایتی با جریمه ۲۰۰ هزار تومانی / مهدی تاجیک
 

گفتگو


مجازات مرتضوی خوب ولی کافی نبود /گفتگو با صالح نیکبخت
برای اصلاح رویه‌ها پرونده را پیگیری کردیم /گفتگو با برادر امیرجوادی فر
رای دادگاه شوکه ام کرد /گفتگو با مادر رامین قهرمانی
پول کفن کشته شدگان از جریمه مرتضوی بیشتر است / گفتگو با مسعود علیزاده


یادداشت

بی‌خبری که قاضی مطبوعات شد و دادستان / مرتضی کاظمیان
 


اسناد

متن حکم دادگاه نظامی کهریزک 
بخش نخست: قرار نهایی بازپرس دادسرای نظامی تهران برای ۲۲ متهم کهریزک
بخش دوم : جزییات شهادت قربانیان کهریزک در قرار نهایی بازپرس دادسرای نظامی
بخش سوم: جزییات شکنجه قربانیان کهریزک به روایت شاهدان عینی
بخش چهارم : تاکید بازپرس دادسرای نظامی بر قتل عمدی قربانیان در کهریزک
متن کامل کیفرخواست دادستان نظامی تهران علیه ۱٢ عامل متهم فاجعه کهریزک



***

شوک دادگاه کهریزک؛ جنایتی با جریمه ۲۰۰ هزار تومانی / مهدی تاجیک


 جرس: دادگاه سرانجام رای خود درباره متهمان پرونده بازداشتگاه کهریزک را اعلام کرد. بازداشتگاهی که در آن گروهی از معترضان به انتخابات ریاست جمهوری گذشته تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفتند و دستکم سه نفر از آنان یعنی محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی به دلیل شکنجه های انجام شده جان خود را از دست دادند.
 

 

سعید مرتضوی دادستان سابق تهران، حسن زارع دهنوی (معروف به قاضی حداد) معاون او و علی‌اکبر حیدری‌فر دادیار سابق دادگستری تهران، کسانی هستند که در پرونده بازداشتگاه کهریزک نام آن‌ها به عنوان متهم وجود دارد. مقام‌های جمهوری اسلامی هر بار که بحث رسیدگی به سرکوبهای پس از انتخابات پیش می‌آمد از برگزاری دادگاه کهریزک به عنوان سند افتخاری در برخورد با خاطیان یاد می‌کردند. اعلام رای دادگاه اما موید دیدگاه کسانی بود که از پیش نسبت به اجرای عدالت درباره مته‌مان تردید داشتند. هر سه متهم این پرونده در رابطه با اتهام بازداشت غیرقانونی به انفصال دائم از خدمات قضائی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شده‌اند. سعید مرتضوی متهم ردیف اول پرونده در خصوص اتهام «گزارش خلاف واقع» به پرداخت ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی هم محکوم شده است. دادگاه او را از اتهام معاونت در قتل مرحوم محمد کامرانی تبرئه کرده است.

خبری که به مصلحت نبود!


خبرگزاری مهر ساعتی پس از آنکه حکم دادگاه درباره مته‌مان پرونده کهریزک را روی خروجی خود قرار داد ناگزیر به حذف آن شد. دلیل حذف این خبر مشخص نیست اما به نظر می‌رسد در ارتباط با اظهاراتی باشد که روز دوشنبه (۱۰ تیر) از سوی غلامحسین محسنی اژه‌ای، دادستان کل و سخنگوی قوه قضاییه ایران ایراد شد. او با اشاره به فرصت تجدیدئظر خواهی مته‌مان گفته بود که رای دادگاه پس از نهایی شدن حکم اعلام خواهد شد. در همین حال محسن افتخاری٬ رئیس دادگاه کیفری استان تهران پس از انتشار رای دادگاه به خبرگزاری فارس گفت اعلام جزئیات این حکم «غیرقانونی» و «رسانه‌ای که این خبر را منتشر کرده باید از لحاظ قانونی پاسخگو باشد.» وی اظهار داشت: «زمانی که حکم قطعی نیست حتی ما هم اجازه اعلام آن را نداریم و من نمی‌دانم برخی از کجا و با چه اجازه‌ای این‌گونه اخبار را منتشر می‌کنند.»

 

 

کاربرانِ شاکی و شوک زده
حکم دادگاه کهریزک به سرعت در شبکه‌های اجتماعی به بحثی داغ تبدیل شد. رفع اتهام از مرتضوی در زمینه معاونت در قتل و در نظر گرفتن جریمه‌ای ۲۰۰ هزار تومانی برای او، بسیاری را یاد دادگاهی انداخت که پس از وقایع کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ تشکیل شد و علیرغم سرکوبهای شدید دانشجویان توسط پلیس و لباس شخصی‌ها، سرانجام یک دادگاه با صدور رای علیه یک سرباز به اتهام دزدی ریش تراش به کار خود پایان داد.


مضمون غالب تحلیل‌هایی که از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی درباره حکم دادگاه طرح شده است مبنی بر بی‌اعتمادی به دستگاه قضایی برای اجرای عدالت است. نوشته‌های بسیاری در این شبکه‌ها با طعنه درباره رای دادگاه دیده می‌شود. کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر در نوشته‌ای با اشاره به جریمه ۲۰۰ هزار تومانی مرتضوی در دادگاه به طعنه گفته است «قوه قضاییه اعلام کرده ۲۰۰ هزار تومان جریمه متهم ردیف اول پرونده کهریزک بوده، به ردیفهای دوم تا دهم قراره لوح تقدیر و دیپلم افتخار اهدا بشه.» حسین نورانی‌نژاد از اعضای جبهه مشارکت ایران هم در یادداشتی با اشاره به رای دادگاه نوشته است: «دستگاه قضایی نظرسنجی کند و ببیند چند درصد مردم حکم مرتضوی را یک جور و حکم زندانیان سیاسی دیگر را جور دیگر ناعادلانه و سیاسی می‌دانند؟ نتیجه ناگفته معلوم است. آن‌ها بین اعتماد عمومی و حفظ مرتضوی‌ها، حفظ سعید مرتضوی‌ها را برگزیده‌اند. انتخابی که آینده نشان می‌دهد چقدر درست‌تر بوده. تکیه بر سعید مرتضوی‌ها یا تکیه بر مردم.»

 

پشتگرمی به سابقه‌ی سرکوب


مرتضوی پیش‌تر گفته بود چنانچه از سوی دادگاه محکوم شود به رای تمکین نخواهد کرد و علیه آن اعتراض می‌کند. بنابرقانون، او ۲۰ روز فرصت تجدیدنظرخواهی دارد و بعید نیست که حتی رای صادر شده کنونی هم در دادگاه تجدیدنظر شکسته شود و پرداخت ۲۰۰ هزارتومان جریمه هم از گردن او ساقط شود. بسنده کردن دادگاه به انفصال مرتضوی از فعالیت‌های قضایی و انفصال ۵ ساله‌اش از فعالیت‌های دولتی نشانگر حریم امنی است که او به واسطه سال‌ها سرکوب علیه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و مدنی به دست آورده است. مرتضوی در دوره اصلاحات قاضی رسیدگی کننده به پرونده‌های مطبوعاتی بود و رای به توقیف و زندانی کردن بسیاری از اصحاب رسانه داد. او سپس در مقام دادستان تهران اختیارات گسترده تری را برای سرکوب معترضان پیدا کرد و اوج آن را در جریان رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهموری سال ۱۳۸۸ به نمایش گذاشت. مرتضوی وقتی که موضوع دادگاه کهریزک پیش آمد با دفاعی صد در صدی از عملکرد خود مدعی شد که مظلوم واقع شده است و در این پرونده قربانی است. اظهارات او البته حاوی از تشویش و نگرانی نسبت به رای دادگاه نبود و نتیجه اعلام شده توسط دادگاه هم نشان می‌دهد که دلگرمی و آسودگی خیال وی بی‌وجه نبوده است. بسیاری از کسانی که روند دادگاه را دنبال می‌کردند انتظار داشتند که قضات حتی اگر بخواهند در این پرونده جانب ملاحظات را هم نگه دارند باید به مرتضوی حکم حبس تعلیقی بدهند اما معاف شدن او از حبس و صرفا در نظر گرفتن انفصال از خدمت برای وی به همراه حکم ۲۰۰ هزارتومان جریمه برای بسیاری شوک آور بود. 


***

برای اصلاح رویه‌ها پرونده را پیگیری کردیم /گفتگو با برادر امیرجوادی فر

جرس: پس از نزدیک به چهار سال، قضات شعبه ۷۶ دادگاه کیفری پس از محاکمه قضات متهم در پرونده کهریزک، سه متهم پرونده را در رابطه با اتهام بازداشت غیرقانونی به انفصال دایم از خدمات قضائی و پنج سال سال انفصال از خدمات دولتی محکوم کردند.

همچنین سعید مرتضوی متهم ردیف اول پرونده در خصوص اتهام گزارش خلاف واقع به دویست هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.


در این زمینه، علی جوادی فر پدر امیر جوادی فر با بیان اینکه هنوز حکمی به ما اعلام نکرده‌اند، می‌گوید: «تا زمانی که از مراجع ذی صلاح این حکم را نبینیم نمی‌توانیم اظهار نظر کنم.»


پس از دهمین جلسه دادگاه پرونده کهریزک پدر امیر جوادی فر از شکایت خود در مورد اتهام معاونت در قتل دادستان سابق تهران صرفنظر کرده است. او در عین حال گفت که رضایت‌اش تنها درباره سعید مرتضوی است و شکایت‌اش از دیگر مته‌مان این پرونده یعنی علی اکبر حیدری فر و حسن دهنوی (حداد) به قوت خود باقی است.
صالح نیکبخت در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق و در پاسخ به این پرسش که گفته می‌شود سعید مرتضوی بار‌ها با وکلا و خانواده‌های شاکیان برای گرفتن رضایت تماس گرفته، گفته بود: «در دادگاه هم گفته‌ام در حدود ۱۸‌بار مستقیم و غیرمستقیم با واسطه و بی‌واسطه سعید مرتضوی درخواست ملاقات با من یا راضی‌کردن موکل و گذشت را کرده بود ولی من به او گفتم که من یک کار حرفه‌ای می‌کنم و این‌ها در زمره مسوولیت من نیست. احتمالا همان‌طور که با من تماس گرفته‌اند با و‌کلای دیگر هم تماس گرفته شده است.» 
امیر جوادی فر به اتفاق محمد کامرانی و محسن روح الامینی، سه قربانی بازداشتگاه کهریزک هستند که به دلیل شکنجه‌های صورت گرفته در این بازداشتگاه جان باختند. 
متن گفت‌و‌گوی جرس با برادر امیر جوادی فر یکروز پیش از صدور حکم دادگاه کهریزک را با هم می‌خوانیم:


آقای جوادی فر بعد از یازده جلسه دادگاه پشت درهای بسته، پرونده رسیدگی به جنایات کهریزک طی روزهای آینده با صدور رای قاضی به پایان می‌رسد شما روند رسیدگی دادگاه در این زمینه را چطور ارزیابی می‌کنید؟


به نظر ما دادگاه خوب برگزار شد و روند دادرسی مثبت بود، اما باید منتظر رای قاضی بمانیم.


همانطور که می‌دانید افکار عمومی این پرونده را با حساسیت دنبال می‌کردند چرا دادگاه غیرعلنی برگزار شد؟


این در حقیقت بخاطر تشخیص قاضی و هیئت قضایی بود و ما به عنوان شکات و اولیاء دم به این قضیه اعتراض داشتیم و حتی آقای مرتضوی و سایر مته‌مان هم به این قضیه اعتراض داشتند. ما ترجیح می‌دادیم دادگاه بصورت علنی برگزار شود و تا روز آخر هم صحبت کردیم که بهتر است این دادگاه به صورت علنی باشد تا افکار عمومی در جریان قرار بگیرد اما تشخیص قضات و هیئت قضایی این بود که دادگاه به این شکل برگزار شود.


علت اینکه پدرتان بطور ناگهانی اعلام رضایت کردند چه بود؟


ببینید ما بعد از اعلام رضایت یک بیانیه‌ای در روزنامه شرق منتشر کردیم که جواب این سوال و دلایلمان در آن آمده است.


آیا مرتضوی و مته‌مان دیگر با شما در این زمینه صحبتی کردند؟


در هر حال هر چه که بود ما در دادگاه صحبت کردیم و به علت غیرعلنی بودن دادگاه بیشتر نمی‌توانم جزییات را توضیح دهم.


چرا تنها در مورد آقای مرتضوی که اکثر حقوقدانان معتقدند متهم اصلی این پرونده است اعلام بخشش کردید؟


به هر صورت ما به این جمع بندی رسیدیم که تنها نسبت به اتهامات ایشان اعلام بخشش کنیم.


پس هدف شما از پیگیری این پرونده چیست؟


ما تنها در مورد آقای مرتضوی اعلام بخشش کردیم، نه در مورد متهمین دیگر. ما در‌‌ همان بیانیه هم اعلام کردیم که هدف اصلی ما از پیگیری پرونده کهریزک این بود که اولا رویه‌هایی که در یک مقطع زمانی در نیروی انتظامی و در قوه قضاییه جاری بوده، اصلاح شود. در واقع روندی که مته‌مان را دستگیر می‌کردند و به خانواده‌هایشان اطلاع داده نمی‌شد و این امر باعث می‌شد که آن‌ها روزهای به جاهای مختلف رجوع کنند بدون اینکه از سرنوشت عزیزان خود باخبر باشند. هدف ما این بود که این رویه‌ها اصلاح شود و از اتفاقات مشابه جلوگیری شود. دلیل پیگیری ما همین اصلاح رویه‌ها بود چون امیر که دیگر بر نمی‌گردد و امیدواریم چنین اتفاقاتی برای سایر بچه‌های کشورمان نیافتد.


در نامه شما به دلایل و مصالحی اشاره شده می‌توانید در این مورد توضیح دهید؟


چون دادگاه غیرعلنی بوده من نمی‌توانم وارد جزییات قضیه شوم. در هر حال ما بعنوان اولیاء دم و هم متهمین مسائل خود را در دادگاه مطرح کردیم و مرجعی که باید به این قضیه رسیدگی کند و حکم قضایی را صادر کند، دادگاه محترم کیفری استان است و باز هم پیگیری‌های آتی هم وجود دارد. به هر حال ما به این جمع بندی رسیدم که تا همین مرحله هم که پرونده را پیگیری کردیم باعث شد که یکسری قضایا مشخص شود و رویه‌ها اصلاح شود. قضاوت نهایی هم بر عهده خود قوه قضاییه است که نظرش را بدهد.


اگر حکمی هم برای متهمین صادر شود اتفاقات کهریزک و آنچه بر سر قربانیان آن افتاد قابل بخشش است و کشته شدن امیر‌ها به فراموشی سپرده خواهد شد؟


قطعا نخیر، بار‌ها هم گفته‌ام شاملو شعری دارد که می‌گوید «تلخ چون غرابه زهریست». فقدان امیر هم همچون غرابه زهری است که همیشه با ماست. این غمی نیست که کهنه شود و همیشه در وجود ما زنده است. امیدواریم مسائل مشابهی در داخل مملکت اتفاق نیافتد و سایر فرزندان ایران زمین از این اتفاقات مشابه ضربه نخورند.


اگر حکمی که برای متهمین صادر خواهد شد غیرعادلانه باشد آیا اعتراض خواهید کرد؟


از نظر حقوقی نمی‌دانم به شیوه‌ای قابل پیگیری است اما چون دادگاه کیفری استان بوده شاید جای اعتراض باشد البته نمی‌دانم برای شکات هم جای اعتراض هست یا نه؟
 


***
 مجازات مرتضوی خوب ولی کافی نبود /گفتگو با صالح نیکبخت

جرس: حکم دادگاه بدوی پرونده کهریزک صادر شد و بر اساس این حکم، سه متهم پرونده برای اتهام بازداشت غیرقانونی به انفصال دائم از خدمات قضایی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شدند. همچنین، سعید مرتضوی، متهم ردیف اول پرونده از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد و برای اتهام گزارش خلاف واقع به پرداخت دویست هزار تومان جریمه نقدی محکوم شد.  
 

 محمد صالح نیکبخت در این زمینه می‌گوید: «از نظر قضایی، این حکم در مورد دو اتهام» مسئله گزارش خلاف واقع و بازداشت غیرقانونی که مرتضوی را محکوم کرده‌اند عادلانه بود، اما از نظر اینکه ایشان از مجازات معاونت در قتل تبرئه شد حکم را عادلانه نمی‌دانم.» 
متن کامل گفت‌و‌گوی «جرس» با محمد صالح نیکبخت وکیل خانواده جوادی فر را با هم می‌خوانیم:


آقای صالح نیکبخت! حکم متهمان پرونده کهریزک به شما ابلاغ شده است؟


بله، حکم را به من ابلاغ کردند. هر سه قاضی به دلیل قرار بازداشت غیرقانونی به انفصال دایم از خدمات قضایی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شده‌اند. یعنی هیچوقت نمی‌توانند قضاوت کنند و هم پنج سال نمی‌توانند کار دولتی بگیرند. به دلیل گزارش غیرواقع، آقای مرتضوی فقط به هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم شده است که آن را به جزای نقدی دو میلیون ریال تبدیل کردند. در مورد شکایت خانواده کامرانی به خاطر معاونت در جرم هم آقای مرتضوی تبرئه شده‌اند.


آیا حکم قابل اعتراض است؟


برای خانواده روح الامینی و جوادی فر به علت اینکه در مورد اتهامات پرونده، حکم صادر شده دیگر قابل اعتراض نیست. اما خانواده مرحوم کامرانی از این رایی که در مورد تبرئه آقای مرتضوی داده شده، می‌توانند تجدید نظر خواهی کنند و مرجع تجدیدنظر خواهی هم دیوان عالی کشور است.


شما از جزییات رضایت آقای جوادی فر موکل خود از مرتضوی اطلاع دارید؟ با توجه به این رضایت پرونده مختومه است؟ 
آقای جوادی فر بدون اینکه دلیلی برای کار خود بیاورد و با وکیل و دادگاه صحبت کند از مرتضوی رضایت داده و دیگر نمی‌تواند علیه مرتضوی شکایتی را مطرح کند. شکایتی که من به عنوان وکیل جوادی فر و وکیل خانواده روح الامینی در دادسرا مطرح کرده بودیم که در آنجا رسیدگی شود؛ آن پرونده به دلیل رضایت جوادی فر از طرف ما مختومه می‌شود اما از لحاظ خانواده روح الامینی می‌توانند آن را مطرح کنند و امکان دارد پرونده آن‌ها به دادگاه دیگر برود و یا دلایل دیگری ارائه داده شود که موجب محکومیت مرتضوی شود.


روند رسیدگی دادگاه به این پرونده را چطور دیدید؟


دادگاه با استاندارد نسبتا قانونی رسیدگی کرد و خیلی مناسب بود. در مورد اینکه مرتضوی چرا از معاونت در جرم تبرئه شد هر چند خواست موکل من نبوده در آن مورد هم دادگاه خوب رسیدگی کرد. در هر صورت دو نفر از سه نفر رای به این دادند که مرتضوی در معاونت در جرم در این پرونده مداخله ندارد و در این مورد هم قانونی رسیدگی کردند و نمی‌توانیم نظر دادگاه را تغییر دهیم.


در مورد اعزام این افراد به کهریزک توسط مرتضوی چطور؟


با توجه به اینکه آقای مرتضوی عامل اصلی اعزام این افراد به بازداشتگاه کهریزک بود و اگر این‌ها را به آنجا اعزام نمی‌کردند، قطعا قتلی در آنجا واقع نمی‌شد این قسمت از اتهام بدون رسیدگی باقی مانده و باید ایشان را در این رابطه تحت تعقیب قرار می‌دادند که متاسفانه مورد رسیدگی قرار نگرفت.


با توجه به حساسیت افکار عمومی نسبت به این پرونده چرا دادگاه علنی برگزار نشد و آیا غیرعلنی برگزار کردن آن بخاطر مصالحی که مقامات قضایی به آن اشاره می‌کنند با استقلال دستگاه قضایی در تضاد نیست؟


تشخیص غیرعلنی بودن دادگاه به اختیار دادگاه گذاشته شده است و قضات این دادگاه هم قضات شریفی بودند زیرا آن‌ها می‌توانستند تحت تاثیر مرتضوی که دادستان بود قرار بگیرند اما اینطور نشد. شاید اگر دادگاه غیرعلنی نبود مرتضوی با توجه به امکاناتی که در اختیار داشت آنجا را به تریبونی برای گفته‌های خودشان تبدیل می‌کرد. به هر صورت تشخیص علنی یا غیرعلنی بودن بر عهده دادگاه هست البته ما خواهان برگزاری دادگاه علنی بودیم اما الان تاثیری در موضوع ندارد.


آقای نیکبخت با خانواده قربانیان کهریزک که صحبت کردم بیشتر نسبت به این بخش از حکم که مرتضوی به دویست هزار تومان محکوم شده معترض بودند آیا با توجه به اتهام چنین جریمه‌ای شبهه آور نیست؟


ببینید در قانون پیش بینی شده که قاضی می‌تواند یک مجازات را به یک مجازات دیگر تبدیل کند. مجازات در این پرونده برای مرتضوی شلاق بوده است که ما خودمان هم مایل به مجازات شلاق در کشور نیستیم و نه تنها خواهان نیستیم بلکه نفس شلاق زدن را بد می‌دانیم؛ به همین دلیل تبدیل مجازات شلاق مرتضوی به جریمه نقدی مسئله مهمی نیست. مهم این است که یک آدمی که نزدیک به ده سال حاکم مایشاع در مورد مطبوعات، فعالین سیاسی و صنفی، فعالین حقوق بشر و به عنوان فردی که اعتقادی به هیچ کار قضایی و حقوقی و قانونی نداشته است او را در صندلی اتهام نشاندند و محکومش کردند. بدین ترتیب میزان جرم را من وجبی تعیین نمی‌کنم، بلکه نفس مجازات و محاکمه کردن و نفس بازخواست کردن و نفس اینکه فرد را موظف به رعایت قانون کنند مهم می‌دانم. مخالف این هستم که قضاوت‌ها بطور سلیقه‌ای و شخصی بیان شود مثلا اگر یک معتاد را شلاق بزنند اعتراض می‌کنیم که چرا شلاق زدند، اما اگر شلاق مرتضوی تبدیل به جریمه شود اعتراض می‌کنیم که چرا تبدیل شد.


پس شما فکر می‌کنید همین که مرتضوی با تمام کارهای غیرقانونی که انجام داده فقط بر صندلی اتهام در دادگاه نشانده شود، کافی است؟


من این را مثبت می‌دانم اما کافی نمی‌دانم. من در برخی رسانه‌های خواندم که نوشته‌اند این حکم جایزه به آقای روحانی بود. من این برخورد را غلط می‌دانم. مناسب یا نامناسب بودن هرچیزی را باید در جای خود قبول کنیم. به نظر من اینگونه برخورد، برخوردی است که در گذشته چپ‌های متعصب انجام می‌دادند. من می‌گویم نفس اینکه شخصی بنام مرتضوی که هرگز قانون را برسمیت نمی‌شناخته و قانون را چیزی می‌دانست که خودش می‌گفت، محاکمه شود همین اندازه رسیدگی کردن امر مهمی است، اما اینکه شما می‌گویید کامل نیست من هم می‌گویم کامل نیست و مثلا باید مجازات‌های بیشتری برای ایشان قائل می‌شدند. برایتان یک مثال بزنم، اگر درجه یک افسر امیر ارتشی را تا درجه ستوان دومی پایین بیاورند مجازات بزرگی برای اوست یعنی تمام آنچه در گذشته انجام داده هیچ ارزشی نداشته است. حالا مرتضوی هم وقتی می‌گویند او صلاحیت کار قضایی ندارد مجازات خوبی است، البته سقف مجازات هم به او داده‌اند نه اینکه کف مجازات را گرفته باشند.


آیا شما حکم صادر شده برای متهمان پرونده کهریزک را عادلانه می‌دانید؟ 
از نظر قضایی در مورد دو اتهام مسئله گزارش خلاف واقع و بازداشت غیرقانونی که مرتضوی را محکوم کرده‌اند این حکم عادلانه بود، اما از نظر اینکه ایشان از مجازات معاونت در جرم تبرئه شد عادلانه نمی‌دانم.

****

رای دادگاه شوکه ام کرد /گفتگو با مادر رامین قهرمانی
 
جرس:
 رامین آقازاده قهرمانی، چهارمین قربانی جنایات کهریزک است که پس از آزادی در ۲۷ تیرماه به دلیل شکنجه‌های جسمانی در این بازداشتگاه و وجود لخته‌های خون در سینه‌اش جان سپرد.

 

در بهمن‌ماه ۱۳۸۸ عبدالحسین روح‌الامینی، پدر محسن روح‌الامینی اعلام کرد که رامین قهرمانی مقتول چهارم بازداشتگاه کهریزک است. 
مادر این قربانی کهریزک پس از چند ماه پیگیری و مراجعه به دادگاه به دلیل فشارهای زیاد مجبور به دادن رضایت شد اما از نظر او پرونده قتل فرزندش هیچگاه مختومه نیست و مسببین اصلی روزی باید پاسخگو باشند. 
متن گفت‌و‌گوی «جرس» با اعظم آقا ولی مادر رامین آقازاده قهرمانی را با هم می‌خوانیم:


خانم آقازاده حکم کهریزک را اعلام شد، نظرتان در خصوص حکم صادره برای قضات متهم این پرونده چیست؟


واقعا انتظار چنین حکمی را نداشتم و شوک آور است. قاضی خراسانی با آن سابقه این بود نتیجه دادگاه؟ یعنی دویست هزار تومان نصف پول یک بازنشسته هم نیست و فقط سه تا قوطی روغن نباتی با آن می‌توان خرید. وقتی مرتضوی در تامین اجتماعی پست می‌گیرد یعنی اینکه شما بروید دنبال کارتان!


از رامین بعنوان چهارمین قربانی جنایات کهریزک نام برده می‌شود، علت رضایت شما چه بود؟


بعد از کشته شدن رامین تمام زندگی ما بهم ریخت. همسرم سر خاک سکته مغزی کرد و مدتی بعد هم فوت کرد و پسر دیگرم تاثیر حادثه بیمار و افسرده شد. من هم یک زن تنها درگیر این مشکلات بودم. گذشته از آن فکر می‌کنید اگر پیگیری می‌کردم رسیدگی می‌شد؟ الان دادگاه هم تشکیل شد اما یک دفعه دیدیم که به غیر از خانواده روح الامینی خانواده‌های دیگر رضایت دادند. چهار سال این خانواده‌ها دنبال شکایتشان بودند برایشان چکار کردند؟ معلوم است که شکایات ما به جایی نمی‌رسد اما ما خدا را داریم.


رامین بعد از آزادی از شکنجه‌ها و بلاهایی که در کهریزک بر سرش آوردند حرفی هم زد؟


در واقع علت افسردگی برادر رامین همین بود که رامین برای او اتفاقاتی را که در کهریزک افتاده بود تعریف کرد. به خود من برای اینکه می‌دانست رنج می‌کشم هیچی نگفت و برای برادرش تعریف کرده بود. غرور هم داشت نمی‌خواست آن اتفاقات وحشتناک را برای کسی بگوید تنها با برادرش در میان گذاشته بود. آثار شکنجه هم بر روی بدنش بود و علت مرگ را هم همین ضرب و شتم‌ها گفتند.


برای گرفتن رضایت شما را تحت فشار قرار دادند؟


خانم، خیلی بدبختی کشیدم اما گفتن چه فایده‌ای دارد؟ البته اول پنج و شش بار دادگاه رفتم بعد زندگی‌ام فنا شد و به خدا واگذار کردم. اصل مسئله کشته شدن رامین است. بچه سالم را خودم با دست خودم بردم تحویل دادم و چه بر سرش آوردند. 
موقع رضایت دادن هم به‌‌ همان قاضی گفتم من الان مسلمان نشدم از بچگی مادرم اسلام را به من آموخت و الان هم در این دنیا کاری از دستم بر نمی‌آید اما سر پل صراط منتظر شما می‌مانم و خدا ارحمن الراحمین است.


به عادلانه بودن دادگاه رسیدگی به پرونده کهریزک باور داشتید؟


من خودم می‌دانستم رسیدگی نمی‌شود البته این نظر من است. حالا شاید از نظر قانونی رسیدگی نشود اما ما در مملکت اسلامی زندگی می‌کنیم و معتقدیم خدا جای حق نشسته است بالاخره اینطور نمی‌ماند. واقعا چشمم آب نمی‌خورد کاری انجام داده شود. مگر حیدری فر در کرمانشاه تیراندازی نکرد؟ چی شد؟ اگر من الان تیراندازی می‌کردم همین برخورد را می‌کردند؟ قاضی که باید بیشتر تحت کنترل باشد؟ مقصر اصلی کشته شدن فرزندم را هم کسی می‌دانم که دستور انتقال فرزندم را به کهریزک داده یعنی قاضی حداد. مگر بچه من که با سختی بزرگش کردم چکار کرده بود که اینطور با او رفتار کردند؟ من توکلم بخداست. خدا خودش بزرگ‌ترین قاضی است و شکایتم را به دادگاه عدل او برده‌ام.


امسال هم مانند سالهای گذشته محدودیت‌هایی برای برگزاری مراسم سالگرد فرزندتان وجود دارد؟


بله، ما خودمان سر مزار می‌رویم و مراسم برگزار نمی‌کنیم، اذیت می‌کنند و نمی‌گذارند.
 

***
 
پول کفن کشته شدگان از جریمه مرتضوی بیشتر است / گفتگو با مسعود علیزاده

جرس: مسعودعلیزاده یکی از شکنجه شدگان بازداشتگاه کهریزک است که دو سال پس از آزادی و تهدید جانش از کشور خارج شد. این شاهد زنده جنایات کهریزک که هنوز آثار شکنجه را بر روی بدن خود دارد، همچنان پیگیر شکایت خود است.  

متن گفتگوی جرس با وی درباره رای صادر شده توسط دادگاه را بخوانید:


آقای علیزاده نظرتان در مورد حکم صادره شده برای قضات متهم در پرونده دادگاه کهریزک چیست؟


فقط این را می‌توانم بگویم که پول کفن جانباختگان کهریزک بیشتر از ۲۰۰ هزار تومان می‌شود. آقای مرتضوی در دادگاه جمهوری اسلامی که خود سراسر نقض حقوق بشر است جریمه شد ولی در دادگاه مردم که تمامی جنایات او را در ذهن دارند هیچ‌گاه تبرئه نخواهد شد و روزی باید جواب تمام جنایاتش را بدهد. حکم قتل در جمهوری اسلامی طبق نظر قوه قضاییه برای یاران نظام ۲۰۰ هزارتومان استو پس تمام قاتلین در ایران باید آزاد شوند و از آن‌ها تقدیر به عمل آید چرا که مرتضوی با این همه جنایاتی که انجام داده است و باعث کشته شدن جانباختگان کهریزک شد فقط ۲۰۰ هزار تومان جریمه شد! در هر حال با این حکم آقای مرتضوی منفور‌تر از قبل شد و باید منتظر بماند تا در دادگاه عادلانه‌ای برایش حکم صادر شود.


لطفا بطور خلاصه از روز هیجده تیرماه سال ۸۸ برای ما بگویید و اینکه چطور نام شما با کهریزک گره خورد؟


ما یک بنگاه ملکی داشتیم که در زمان انتخابات از آن به عنوان ستادی برای حمایت از میر حسین موسوی استفاده کردیم. بعد از انتخابات من به همراه مردم معترض در راهپیمایی‌ها شرکت کردم و در روز هجده تیر به همراه جمع زیادی از مردم معترض توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدم و با چشم بند ما را سوار یک تویوتا کردند و به یک محل نامعلوم بردند. با ضرب و شتم می‌گفتند بگو که ندا آقا سلطان را تو کشتی... حدود ساعت ده ما را به پلیس امنیت میدان حر بردند و آنجا ما را تقسیم کردند و ما را که حدود سیصد و پنجاه نفر می‌شدیم به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند و شب خیلی سختی را گذراندیم. فردای آن روز ما را به حیاط بردند و حیدری فر یک کاغذی که اتهام اقدام علیه ملی، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور و تخریب اموال عمومی در آن نوشته بود جلوی ماگذاشت و گفت امضا کنیم و هر کس امضا نمی‌کرد کتک می‌خورد و چند نفر از دوستان زمانیکه پرسیدند کهریزک کجاست اقای حیدری فر گفت تا آخر تابستان کهریزک هستید اگر زنده ماندید آن وقت می‌فهمید کهریزک کجاست.

وقتی وارد کهریزک شدیم مجبورمان کردند در مقابل همدیگر (از بچه هفده ساله تا پیرمرد شصت ساله) لخت شویم که خیلی برای ما شکنجه آور بود. ما حدود ۱۳۶ نفر بودیم و در داخل قرنطینه یک عده از مجرمین خطرناک را داخل کردند و شروع کردند به اذیت کردن ما.جنایاتی که در کهریزک شد فقط سه نفر کشته نداشت؛ بلکه خیلی‌ها آسیب‌های زیادی دیدند که هنوز با آن زندگی می‌کنند. در حقیقت پرونده کهریزک مربوط به تمامی ۱۳۶ نفر است و در آنجا همه مورد نقض حقوق بشر قرار گرفتند و هزینه دادند که متاسفانه باعث مرگ سه نفر از دوستانمان شد. ولی باید به همه افراد در آنجا بها داده شود و اخبارشان پیگیری شود چرا که به طور مثال پس از بازداشت دو نفر که برادر بودند مادرشان که اطلاعی از سرنوشت آن‌ها نداشت دو روز پس از آزادی آن‌ها درگذشت و این هزینه کمی نیست، یا رامین‌پور اندرزجانی پزشک بازداشتگاه کهریزک که با نیروی انتظامی و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران همکاری نکرد و به طور مشکوکی کشته شد و هیچ‌گاه پرونده کشته شدن رامین مورد بررسی قرار نگرفت. همینطور رامین آقازاده قهرمانی که آقای روح الامینی کشته شدن او را فاش کرد و به عنوان چهارمین قربانی کهریزک شناخته شد و تا به امروز به پرونده اورسیدگی نشد و نیروی انتظامی از مادر مسن رامین آقا‌زاده به زور رضایت گرفت. دکتر سود بخش هم یکی از پزشکان کهریزک بود که ایشان هم به دلیل همکاری نکردن با نیروی انتظامی به طور مشکوکی به قتل رسید. و احمد نجاتی کارگر هم یکی دیگر از قربانیان کهریزک است.

رسیدگی به پرونده شکایت شما در دادسرای نظامی چه روندی را طی کرد؟

پرونده ما در دادسرای نظامی به هیچ جا نرسید و تنها دو نفر از افسر نگهبانهای کهریزک که نقش چندانی نداشتند حکم گرفتند و متهمین اصلی تبرئه شدند. من به عنوان یکی از شاکیان کهریزک همچنان خواستار محاکمه عاملین آن جنایات هستم و پرونده من در دادسرای کارکنان دولت در ایران همچنان باز است. متاسفانه پس از ضرب و شتم و تهدید جانی ناچار شدم ایران را ترک کنم ولی شکایت من کماکان پا برجاست و هیچ وقت از شکایت خودم صرف نظر نمی‌کنم. وکیل من هم آقای عبدالفتاح سلطانی است که متاسفانه در زندان است و اگر ایشان برای دفاع از پرونده‌ام آزاد باشند و اگر روزی به من تضمین جانی بدهند، باز خواهم گشت و شکایت خود را دنبال می‌کنم.

قوه قضاییه ایران به هیچ وجه مستقل نیست و تحت تاثیر فضا و حاکمیت رای را صادر می‌کند و این بر همگان روشن است. پس اگر پرونده بسته هم شود و حتی همه تبرئه، بازهم من شخصا پیگر خواهم بود و نمی‌گذارم این جنایات به سادگی از اذهان مردم پاک شود و روزی باید در دادگاه عادلانه آمرین و عاملین آن جنایات محاکمه شوند.

هفته گذشته دومین دادگاه رسیدگی به جنایات کهریزک به پایان رسید به نظرتان در این دادگاه هم متهمین اصلی تبرئه خواهند شد؟

متاسفانه هیچ رویکردی خوبی از قوه قضاییه مشاهده نکردم و مسببین اصلی آن جنایات آزاد هستند و شاکیان هنوز هم تهدید می‌شوند. و به طور مثال می‌توان به شکایت ۱۰ الی ۱۵ نفر از جمله خود من از مرتضوی اشاره کنیم که هیچ رسیدگی بابت این شکایت نشده و حتی شاکیان را برای شهود یا توضیح به دادگاه فرا نخوانده‌اند. در پیگیری‌های ما، مقصران اصلی از جمله سردار رادان و تمدن در دادگاه حاضر نشدند. تمدن استاندار تهران که نقش مهمی در انتقال بازداشت شدگان به کهریزک داشت (و به رجب‌زاده دستور داده بودند این بازداشتی‌ها را بپذیرد) و سردار رادان که در دادسرای نظامی در شعبه یک بازپرسی محکوم شده بود، هیچگاه به دادگاه نیامدند. به گفته بازداشتی‌های کهریزک که در طرح ارتقای امنیت اجتماعی دستگیر شده بودند، رادان هفته‌ای یکبار به بازداشتگاه کهریزک می‌آمد و جزو شکنجه کنندگان بودند. یا سعید مرتضوی که متهم اول است و همچنان احساس پشیمانی نمی‌کند. الان هم معلوم نیست افرادی که حکم گرفتند آزاد هستند یا نه؟ در هر حال شاید در دادسرای کارکنان دولت هم متهمین مانند دادسرای نظامی تبرئه شوند ولی عاملین آن جنایات در اذهان و قلب مردم هیچ‌گاه تبرئه نخواهند شد.

پس از خروج از ایران برای پیگیری به مجامع حقوق بشری و دفتر احمد شهید مراجعه کردید؟

با معاون احمد شهید مصاحبه مفصلی انجام دادم که این پرونده حدود ۷۵ صفحه شد که به عنوان گزارش تکمیلی برای سازمان ملل ارسال شد و تمام اتفاقاتی که در آنجا افتاد را گفتم و اینکه پیگیری‌های ما به جایی نرسید. در نشست سالانه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو هم شرکت کردم و حدود بیست دقیقه سخنرانی کردم اما هنوز نمی‌دانم تا چه مرحله‌ای به این مسئله رسیدگی شده است.

چرا همه کسانیکه به کهریزک منتقل و تحت شکنجه قرار گرفتند بعد از آزادی شکایات خود را پیگیری نکردند؟

در ابتدا آقای خامنه‌ای دستور به رسیدگی جنایات کهریزک را دادند ولی این فقط در شروع برای موجه کردن خود بود و پس از آن فشار‌ها و تهدید‌ها بر شاکیان کهریزک افزوده شد تا جایی که عده‌ای از شکایت خود صرفنظر کردند و هنوز هم بعد از چهار سال، بازداشتی‌ها و شاکیان کهریزک را مورد بازخواست در پلیس امنیت قرار می‌دهند و گویا جای شاکی و متهم عوض شده است! حتی سرهنگ نظام دوست، دفتردار آقای رجب‌زاده فرمانده پیشین نیروی انتظامی به ما می‌گفت چرا خودتان را اینقدر اذیت می‌کنید این‌ها چند وقت دیگر آزاد می‌شوند و بهترین پست‌ها به آن‌ها داده می‌شود وتهدید می‌کردند دست از پیگیری بر داریم.

از فشارهایی که برای گرفتن رضایت بر روی خانواده‌های آسیب دیدگان کهریزک بود برایمان بگویید؟

ما به شکل گروهی پرونده را دنبال می‌کردیم اما متاسفانه نیروی انتظامی با زور و تهدید از بچه‌ها رضایت گرفت. از این حلقه اتحاد ما وحشت داشتند و نمی‌گذاشتند این حلقه تقویت شود. این فشار که چرا ما با هم رفت و آمد داریم و بهشت زهرا می‌رویم و... روی ما بود. تعداد کسانیکه در کهریزک دچار آسیب شدند زیاد بود اما متاسفانه توجه زیادی به پرونده آن‌ها نشد و الان هم پرونده کهریزک را به همین سه نفر کشته محدود می‌کنند در حالیکه آسیب دیدگان کهریزک بسیار زیاد هستند و هزینه‌های زیادی دادند و هنوز هم دارند می‌دهند. من حتی بعد از انتخابات در صفحه فیس بوک خود مطلبی خطاب به آقای روحانی نوشتم که اعتماد را به ما بازگردانید و خواستار رسیدگی به پرونده کهریزک شدم. درست است که پرونده در دست قوه قضاییه است اما باز نقش دولت را در این زمینه را نمی‌شود انکار کرد. یعنی اگر حمایت دولت احمدی‌نژاد از آقای مرتضوی نبود شاید به این پرونده‌ها رسیدگی می‌شد و مقصرین اصلی محاکمه می‌شدند.

هر صحبتی باقی مانده در پایان بفرمایید؟

چهار سال از آن فجایع گذشت اما باز پیگیریم و هدف از پیگیری ما در طول این مدت این است که از تکرار حوادث مشابه جلوگیری شود. شاید اگر‌‌ همان چهار سال پیش عدالت برقرار می‌شد و مسببین اصلی مجازات می‌شدند دیگر شاهد کشته شدن ستار بهشتی نبودیم یا آرش صادقی که نمی‌دانیم الان در کجاست؟
 

***

بی‌خبری که قاضی مطبوعات شد و دادستان / مرتضی کاظمیان

دو روز به انتخابات دوم خرداد ۷۶ مانده بود؛ روبروی قاضی سعید مرتضوی به‌عنوان متهم نشسته بودم. با کیفی پر از اطلاعیه‌ها و خبرنامه‌های رنگارنگ و گوناگون، ۲۹ اردیبهشت مقابل سر در اصلی دانشگاه تهران بازداشت شده بودم.


سعید مرتضوی قاضی دادگاه و مسئول رسیدگی به پرونده اتهامی بود. اطلاعیه‌ها و نشریات و خبرنامه‌هایی را که در کیفم بود، دید؛ سر در نیاورد. نه «دکتر حبیب‌الله پیمان»ی می‌شناخت که تعدادی از اطلاعیه‌های ستاد انتخاباتی‌اش ضمیمه‌ی پرونده بود* و نه «حزب ملت ایران»ی که انتخابات را تحریم کرده بود و دو سه نمونه از برگه‌ها و تراکت‌های کوچک تبلیغاتی‌ یاران زنده‌یاد آزاده، فروهر دیگر پیوست‌های پرونده، و نه اشرافی بر دیگر مدارک اتهامی داشت.


کسی که کنارش نشسته بود، البته از اوراق مزبور و «مستندات پرونده»، سر درمی‌آورد؛ برایش توضیح داد. او نیز پرونده‌ را به دادگاه انقلاب فرستاد و نگارنده را به زندان قصر...


نحوه‌ی مواجهه‌اش با پرونده‌ی اتهامی نویسنده به کنار ـ که به‌وضوح نشان از بی‌اطلاعی وی از جریان‌های سیاسی کشور داشت و بی‌تجربگی‌اش ـ، نکته‌ی قابل اشاره آن‌که در ابتدای رسیدگی، وکیل نشریه «عصر ما» و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در شعبه حضور یافت و از نشریه «یالثارات» (متلعق به انصار حزب‌الله) به‌خاطر درج برخی مطالب، شکایت کرد. جالب توجه بود که مرتضوی نه «عصر ما» را می‌شناخت و نه «یالثارات» را. قاضی بی‌تجربه و بی‌خبر که به‌واسطه‌ی روابط امنیتی ـ سیاسی در جوانی، از «شهربابک» روانه‌ی تهران شده بود، بی‌تعارف در مورد این نشریات مشهور وقت و جایگاهشان از همراه مشاور کنارش سئوال می‌کرد. 

با این کارنامه و شناخت از مطبوعات، مرتضوی قاضی مشهور شعبه ۱۴۱۰ شد؛ آن‌جا که «سمعا و طاعتا» اوامر هسته مرکزی قدرت و نهادهای امنیتی تابعه را در مورد نشریات اصلاح‌طلب و مستقل و دگراندیش، اجرا می‌کرد. مرتضوی ۳۰ ساله و بی‌خبر از رسانه، به «جلاد مطبوعات» تبدیل شد؛ و چنان شد که شهره است. شاید در یکی از نخستین اقدامات امنیتی‌اش، بولتنی را که در محفل دکتر پیمان به شکل زیراکسی آماده و تکثیر می‌شد و «گزیده اخبار» نام داشت، مورد اتهامی دکتر پیمان ارزیابی کرد. فعال سیاسی و اندیشمند برجسته ملی ـ مذهبی با وجود وکالت شیرین عبادی، در دادگاهی که رییس‌اش مرتضوی بود، «محکوم» اعلام شد. بعدتر بود که جامعه و توس نخستین قربانیان مشهور مرتضوی شدند و در اردیبهشت ۷۹، «توقیف فله‌ای»، حکم قتل‌عام «مطبوعات غیرخودی» را صادر کرد.


مرتضوی پله‌پله راه‌های ترقی در دولت اقتدارگرا و سرکوبگر و متکی به شخص را طی کرد؛ و تا مقام دادستان پایتخت ارتقاء یافت. تلاش نمایندگان مجلس ششم برای آن‌که هاشمی شاهرودی پس از تحویل گرفتن «ویرانه»ی قضا، مرتضوی را به‌کنار نهد، به‌جایی نرسید. در نقل ‌قولی مشهور، رییس وقت دستگاه قضایی به برخی از نمایندگان اصلاح‌طلب گفته بود: از رهبری تغییر او را خواسته‌ام، و ایشان گفته‌اند مسئولیت شرعی ادامه‌ی کار وی (مرتضوی) با من.


جلاد دیروز مطبوعات و دادستان سرکوبگر پایتخت، از قتل نشریه‌ی زیراکسی شروع کرد و در کنار متهمان ردیف اول فاجعه کهریزک نشست.


باند احمدی‌نژاد ـ مشایی، بی‌اعتنا به جایگاه منفی وی نزد افکار عمومی و به‌ویژه روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی و دگراندیشان، او را در کنار خویش نشاندند و ارتقاء دادند. شاید احمدی‌نژاد از نگاه رهبر جمهوری اسلامی به مرتضوی و نیز از «پرونده» جلاد مطبوعات و دادستان پایتخت، خبر داشت، و می‌دانست حذف او به‌سادگی ممکن نیست.


حالا، با رو به پایان رفتن دولت برآمده از کودتای انتخاباتی احمدی‌نژاد، دولت مرتضوی نیز ظاهرا رو به افول است. محکوم شدن وی در دادگاه کهریزک، به انفصال دائم از خدمات قضایی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی، اگرچه با فجایعی که مرتضوی آفرید و ستم‌هایی که همراهی کرد، هیچ نسبتی ندارد، اما دست‌کم برای افکار عمومی واجد این پیام خواهد بود که او «مجرم» است.


دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با جریمه ۲۰۰ هزار تومانی مرتضوی و عدم صدور حکم زندان برای وی، بار دیگر فاصله‌ی خود با عدالت را آشکار کرد. صدور حکم زندان برای مرتضوی می‌توانست شعله‌ی امید به رعایت انصاف را در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی، فروزان کند. اتفاقی که ـ به گونه‌ای قابل پیش‌بینی ـ رخ نداد. مرتضوی بار دیگر عدالت و انصاف را به ریشخند گرفت. «آمران اصلی احکام» نیز همچنان پس پشت پرده‌ ماندند. مهم اما، داوری افکار عمومی است. وجدان شهروندان آگاه، مرتضوی و همدستان را «مجرم» می‌داند؛ حتی اگر دادگاه تجدیدنظر، همین حکم حداقلی دادگاه بدوی را نیز منتفی کند.


*پی‌نوشت:
دکتر حبیب‌الله پیمان همچون مهندس عزت‌الله سحابی، دکتر ابراهیم یزدی و مهندس علی‌اکبر معین‌فر، برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ نامزد شده بود. ستاد انتخاباتی دکتر پیمان، پس از ردصلاحیت وی، از معدود بخش‌های اپوزیسیون ملتزم به قانون اساسی بود که به‌صراحت به نفع نامزد باورمند به مطالبات جامعه مدنی (سیدمحمد خاتمی) اعلام موضع و نظر کرد. برگه‌های اطلاعیه‌ی مورد اشاره، البته واجد اعتراض به عملکر شورای نگهبان و نظارت استصوابی بود، اما نگاهی همدلانه با موج خیزش عمومی به نفع نامزد تغییرطلب داشت.
 
***


بخش نخست: قرار نهایی بازپرس دادسرای نظامی تهران برای ۲۲ متهم کهریزک

 جرس: درادامه انتشار اسناد مربوط به جنایت کهریزک، جرس  اقدام به انتشار قرار صادره نهایی به تاریخ ٨٨/٩/۵پرونده کلاسه ۵٨٧٨/٨٨ که جدیدا بدان دست یافته، می کند. در این قرار صد و دو صفحه ای جزئیات تکان دهنده ای از جنایت کهریزک منتشر شده است که شامل اسامی متهمین، شرح اظهارات شكات، مطلعين و متهمين درباره قربانیان و نتیجه کمیسیون پزشکی  است. در صفحات ابتدایی این سند از دومین اسناد جنایات کهریزک که بر اساس گزارش نهایی تحقیقات بازپرس ویژه سازمان قضایی نیروهای مسلح تهیه و برای اولین بار توسط جرس منتشر می شود، اسامی و جزییات کامل اتهامات سرتیپ رادان و بیست و یک متهم پرونده کهریزک عنوان شده است.

 
 بدنبال انتشار کامل کیفر خواست متهمان کهریزک که به امضای معاون دادستان نظامی تهران رسیده بود و استقبال شایان توجه مخاطبان جرس، بر آن شدیم تا متن  قرار نهایی صادره تحقیقات جنایات کهریزک که  از سوی  سید رضا حسینی بازپرس شعبه اول نهایی و صادر شده است را نیز در اختیار خوانندگان قرار دهیم.


گفتنی است قرار نهایی زمانی صادر می شود که بازپرس یا قاضی تحقیق پس از اتمام تحقیقات نسبت به اقدامات معمول و نتایج بدست آمده به داوری می نشیند و سرانجام با صدور قرار مجرمیت نظر خود را مبنی بر وجود دلایل کافی جهت جلب متهم به محاکمه یا قرار منع تعقیب اعلام می دارد.
به عبارتی قاضي پس از اتمام تحقيقات مقدماتي مكلف است نظر خود را نسبت به موضوع پرونده ضمن قرار نهايي اعلام  كند . این قرار مبین اعلام پایان تحقیقات مقدماتی است.

 بر  اساس این سند که اولین بار توسط جرس منتشر می شود و در تاریخ پنجم آذر ماه سال گذشته نهایی و ارسال شده است، نام دو متهم اصلی این جنایات سردار رادان و رجبی به چشم می خورد.
 
 
این گزارش نهایی که بی شک بر اساس ملاحظات امنیتی تهیه شده است،  تنها بخشی از فاجعه کهریزک و جنایاتی است که در این بازداشتگاه انجام شده است.  عدم پرداختن به اتهامات رادان و دیگر آمران اصلی این جنایات در کیفر خواست و تحقیق نهایی نشان از محدودیتهای این سازمان  برای پرداختن به متهمان اصلی و تمرکز بر عوامل اجرایی است.
 
 
بر اساس این سند، سرتیپ احمدرضا رادان بعنوان یکی از  متهمین این پرونده، و یکی از آمران اصلی این جنایت تنها  به بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی) متهم است.
 
بنظر می رسد که آمران اصلی این جنایت که حتی در کیفر خواست نهایی نامی از آنان برده نشده است در حاشیه امنیتی قرار گرفته اند.
 
این در حالی است که خانواده سه شهید حوادث کهریزک بدنبال اعلام حکم محکومیت دو افسر نگهبان بازداشتگاه کهریزک،  گذشت خود از قصاص دو مجری محکوم به اعدام این جنایت را اعلام و خواستار آن شدند که اراده جدی و اخلال ناپذیر نظام برای پیگرد و مجازات آمران این جنایت  بزودی محقق شود. 
 
در همین حال بر اساس این گزارش  سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده به آمریت در گزارش خلاف واقع ، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)، کتمان حقیقت و فراهم نمودن موجبات ایجاد جو بدبینی به ناجا متهم می باشد.
 
 
 یکی از نکته های تامل برانگیز این قرار ذکر نام سه پزشک در بین متهمان است که البته یکی از آنها به دلیل عدم تمکین نظر مقامات نظامی و امنیتی مافوق، پس از چندی از قربانیان این پرونده می شود. پزشک وظیفه دکتر رامین پوراندرزجانی ، که خود از قربانیان این حادثه است، سروان پزشک حسین صفایی فرزند اسکندر و سرهنگ دکتر سجادالله فرهمند پور فرزند عبدالله که هر سه نفر  بر اسا س قرار صادره متهم به  عدم انجام وظیفه منجر به فوت چهار نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا هستند. این در حالیست که  در این میان نام بسیاری از متهمین واقعی اثری به چشم نمی خورد.
 
 لازم به ذکر است که در کیفر خواست معاون دادستانی نامی از این سه تن بعنوان متهم برده نشده است، بلکه در بخشی از آن کیفرخواست به رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک که بعد از چندی به صورت مشکوک فوت می کند، نیز اشاره شده، که براساس اعترافات متهمین، وی و پزشک مافوقش، از امضای گزارش خلاف و اعلام مرگ متهمین به دلیل بیماری مننژیت امتناع می کنند تا درنهایت گزارش خلاف با امضایِ خودِ متهمین امضا شده و به مقامات قضایی ارسال گردید.

 
نکته حائز اهمیت دیگر در این قسمت از کیفرخواست منتشر شده در جرس آمده بود، آمریت و نقش سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران می باشد که آمده است "بعد از امتناع دکتر پوراندرجانی و مافوقش (دکتر فرهمندپور) از امضای گزارش خلاف در مورد علت مرگِ بازداشتی ها، نامه ای توسط سعید مرتضوی تنظیم، دیکته و به ماموران داده می شود، که مرتضوی گفته بود بدلیل مصلحت، باید چنین گزارشی را به مراجع قضایی ارائه دهند و فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ نیز، دستور همکاری در این زمینه صادر می کند...."


ماموران ذیربط در گزارش خلاف واقع خود آورده بودند "بر اساس اعلام بیمارستان مهر، شهدای تجریش و لقمان، هر سه متهم بر اثر بیماری مننژیت فوت نموده و هیچگونه ضرب و شتمی در خصوص آنها در بازداشتگاه صورت نگرفته است.
..."
 

همچنین موضوع آمریت و نقش «حداد»، معاون امنیت دادستانی تهران، در دستور به اعزام بازداشت شدگانِ روز ۱٨ تیر به کهریزک، مورد اشاره قرار گرفته است.
 

 

از سوی دیگر در میان بیست و یک متهم نظامی و انتظامی این پرونده، غیرنظامی محمدرضا کرمی، که از اوباش و اراذل باسابقه بوده و توسط مسئولین بازداشتگاه بعنوان «مسئولِ بند» منصوب شده و در آزار و قتل بازداشتی ها نقش جدی داشته نیز، مورد اشاره قرار گرفته است.
 
وی متهم است به مشارکت در ایراد ضرب و جرح شکات، اهانت به شکات و مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی.


گفتنی است در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، تعداد زیادی از بازداشت شدگان اعتراضات ۱۸ تیر ماه، به دستور مقامات امنیتی و قضایی وقت- چون قاضی سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران- به بازداشتگاه مخوف کهریزک (واقع در جنوب تهران) منتقل شدند که در آنجا مورد ضرب و جرح و شکنجه قرار گرفته و گروهی از آنان بر اثر شدت شکنجه ها جان باختند. مقامات ذیربط، بویژه دادستان وقت تهران، "مننژیت و بیماری" را عامل فوت آنان اعلام کردند، که این نظر قویا توسط پزشکی قانونی کشور رد شد.


در همین راستا، روز یکشنبه ٢٨ آذرماه ٨٩، پس از ماهها فراز و نشیب، منابع خبریِ توانستند  کیفرخواست ٢٧ صفحه ای برخی از متهمان این پروندۀ ملی را در اختیار رسانه ها قرار دهند.


در این کیفرخواست که متهمین "بر اساس اقاریر و اعترافات"، به "قتل" و "مشارکت در قتل" از طریق ایراد ضرب و جرح، شکنجه و آزار بازداشت شدگان، محروم نمودن زندانیان از حقوق اولیه، ارائه گزارش خلاف واقع و تهدید شاکیان پرونده متهم شده اند، موقعیت سازمانی و اتهاماتِ سرتیپ عزیزالله رجب زاده، سرهنگ فرج کمیجانی، استوار محمد خمیس آبادی، استوار ابراهیم محمدیان، سرهنگ روانبخش فلاح، سرهنگ محمد عامریان، ستوان سوم سید کاظم گنج بخش، استوار اکبر رهسپار، استوار دوم حمید زندی، استوار دوم مجید وروایی و گروهبان دوم مهدی حسینی فر شرح داده شده است
.
 
  
اسامی کامل متهمان و جرایم آنان بر اساس گزارش نهایی بازپرس ویژه  در قرار صادره ، برای اولین بار در جرس منتشر می شود. گفتنی است که بخشهای دیگر  این سند بمرور در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت.

قسمت اول از سند دوم جنایات کهریزک 
  

  به تاریخ ۵/٩/٨٨ پرونده کلاسه ۵٨٧٨/٨٨ در وقت فوق العاده تحت نظر است و با استعانت از خداوند متعال، ختم تحقیقات را اعلام و به شرح ذیل، قرار نهایی صادر می گردد:


 
 
 
 
دادستان محترم نظامی تهران
الف) مشخصات متهمین:
۱. سرتیپ احمدرضا رادان فرزند محمدعلی، متولد ۱۳۴۲، ش‌ش ۶۱۶۱۵، صادره از اصفهان، جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، شیعه، ایرانی، باسواد، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بلاقید آزاد، متهم است به:
۱) بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)

۲. سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده فرزند سلمان، متولد ۱۳۳۵، ش‌ش ۱۰۱۵، متولد تهران، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، شیعه، ایرانی، باسواد، استخدامی ۱۳۵۷، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید التزام، متهم است به:
 
۱) آمریت در گزارش خلاف واقع
۲) بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)
۳) کتمان حقیقت
۴) فراهم نمودن موجبات ایجاد جو بدبینی به ناجا
 

۳. سرهنگ روانبخش فلاح فرزند بهرام، متولد ۱۳۴۲، ش‌ش ۸۹، صادره از رودبار، شیعه، باسواد، رئیس بازرسی فاتب، استخدامی سال ۱۳۶۰، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت به علت قرار بازداشت موقت از تاریخ ٢٣/۶/٨٨ متهم است به:
۱) مشارکت در گزارش خلاف واقع
۲) بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)
۳) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع

 
۴. سرهنگ محمدعامریان فرزند رحیم، متولد ۱۳۴۴، ش‌ش ۲۳۲، صادره از شاهرود، شیعه، ایرانی، باسواد، رئیس اداره عملیات بازرسی فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت از تاریخ ۲۳/۶/٨٨ تا ٣٠/٨/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت و از تاریخ ٣٠/٨/٨٨ به علت بیماری به قید تودیع وثیقه آزاد گردیده است، متهم است به:
۱) بی‌مبلاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)
۲) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
۳) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
۴) آمریت در ایراد ضرب و جرج
۵) کتمان حقیقت
۶) مشارکت در گزارش خلاف واقع


۵. سرهنگ دوم فرج کمیجانی، فرزند حسین، متولد ۱۳۴۱، شماره شناسنامه ۲۶۸۴، صادره از کمیجان، شیعه، جمعی ناجا، باسواد، متاهل، فاقد سابقه کیفری، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ٢۵/۵/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم به:
۱) آمریت در ضرب و جرح شکات ۲) آمریت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی ۳) محروم کردن زندانیان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) مشارکت در گزارش خلاف واقع ۵) فراهم کردن موجبات جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۶. سروان نعمت‌الله اقطایی فرزند طاهر، متولد ۱۳۴۲، ش‌ش ۲۳۵۰۲، صادره از بجنورد، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، جمعی بازرسی فاتب، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱) آمریت در ایراد ضرب و مباشرت در ایراد ضرب ۲) فحاشی نسبت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
٧. ستوان یکم حسین وسطی فرزند رضا، متولد ۱۳۵۲، ش‌ش ۵۱۴، صادره از نور، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن شهرستان نور، جمعی بازداشتگاه کهریزک، متاهل، فاقد سابقه کیفری، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱) آمریت در ایراد ضرب و مباشرت در ایراد ضرب ۲) فحاشی نسبت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) محروم کردن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۵) شروع به قتل
 
٨. ستوان‌سوم سید کاظم گنج‌بخش فرزند سیدعلی، متولد ۱۳۵۶، ش‌ش ۶۵۵، صادره از گناباد، شیعه، ایران، باسواد، متاهل، دارای سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، بازداشت از تاریخ ۱۱/۶/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:
۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) اهانت به شکات
 
٩. استوار محمد خمیس‌‌آبادی فرزند عبدالله، متولد ۱۳۵۱، شماره شناسنامه ۵، صادره از کنگاور، شیعه، جمعی از بازداشتگاه کهریزک، باسواد، متاهل، فاقد سابقه کیفری، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ٢۵/۵/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:
۱) ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی ۳) محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) اهانت به شکات ۵) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۱۰. استوار ابراهیم محمدیان فرزند سیف‌الله، متولد ۱۳۶۲، ش‌ش ۲، صادره از نطنز، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بازداشتگاه کهریزک، فاقد سابقه کیفری، متاهل، ساکن تهران،‌بازداشت از تاریخ ٢۵/۵/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:
۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی ۳) محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم
رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) اهانت به شکات ۵) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۱۱. استوار اکبر رهسپار فرزند جمعه‌علی، متولد ۱۳۵۹، ش‌ش ۱۰۴، صادره از خرم‌آباد، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بازداشتگاه کهریزک، استخدامی ۱۳۷۸، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت به علت قرار بازداشت موقت از تاریخ ۱۱/۶/٨٨ الی ٢٣/٨/٨٨ و سپس آزاد با قید تودیع وثیقه در تاریخ ٢٣/٨/٨٨ متهم است به:
۱) ایراد ضرب و جرح نسبت به شکات ۲) فحاشی ۳) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۱۲. استوار دوم حمید زندی فرزند عی قربان، متولد ۱۳۵۹، ش‌ش‌ ۲۶۷۷، صادره از ملایر، شیعه، ایرانی، باسواد، متاهل، دارای سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، بازداشت از تاریخ ۱۵/۶/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:
۱) اهانت به شکات ۲) ایراد ضرب و جرح شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) محروم نمودن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع
 
۱۳. گروهبان‌دوم مهدی حسینی‌فر فرزند محمود، متولد ۱۳۶۳، ش‌ش ۵۶۴۸، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، استخدامی ۱۳۶۸، فاقد سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، متاهل، بازداشت از تاریخ ۱٢/٧/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:
۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) اهانت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) محروم نمودن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۵) شروع به قتل آقای سیدمسعود رضوی.
 
۱۴. غیرنظامی محمدرضا کرمی فرزند علی، متولد ۱۳۶۲، شماره شناسنامه ۷۶۸۷، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، دارای سابقه کیفری، مجرد، بازداشت به علت قرار بازداشت موقت از تاریخ ٢/۶/٨٨، متهم است به:
۱) مشارکت در ایراد ضرب و جرح شکات ۲) اهانت به شکات ٣) مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی
 
۱۵. استوار دوم مهدی گودرزی فرزند احمدعلی، متولد ۱۳۶۲، ش‌ش ۹۳۱۲، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، فاقر سابقه کیفری، جمعی پلیس امنیت فاتب، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱) ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت‌شدگان در پلیس امنیت
 
۱۶. استوار دوم مجید وروایی فرزند محمود، متولد ۱۳۵۶، ش‌ش ۱۳۷۱۸، صادره از کرمانشاه، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، مجرد و بازداشت به علت عجز از ایداع وثیقه از تاریخ ٢٣/٨/٨٨ متهم است به:
۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) فحاشی نسبت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۱۷. استوار ابراهیم محبتی فرزند عیسی، متولد ۱۳۵۶، ش‌ش ۱۳۷۱۸، صادره از اردبیل، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، پرندک، فاقد سابقه کیفری، جمعی پلیس امنیت فاتب، متاهل و آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱) ایراد ضرب نسبت به شکات ۲) فحاشی نسبت به شکات
 
۱۸. سرهنگ دکتر سجادالله فرهمند پور فرزند عبدالله، متولد ۱۳۴۰، ش‌ش ۳۹۵، صادره از خدابنده، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بهداری فاتب، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱) عدم انجام وظیفه منجر به فوت چهار نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۱۹. ستوان‌دوم امان‌قلی قاضلار فرزند حسن، متولد ۱۳۴۸، ش‌ش ۳۱۱۳، صادره از گمیشان، شیعه، باسواد، جمعی بهداری فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
٢۰. ستوان سوم علی جعفرزاده فرزند هاشم، متولد ۱۵۳، ش‌ش ۱۶۲۲، صادره از مراغه، شیعه، باسواد، جمعی بهداری فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۲۱. پزشک وظیفه دکتر رامین پوراندرزجانی فرزند رضاقلی، متولد ۱۳۶۲، ش‌ش ۹۷۸، صادره از تبریز، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بهداری فاتب، ساکن تبریز، فاقد سابقه کیفری، مجرد، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا
 
۲۲. سروان پزشک حسین صفایی فرزند اسکندر، متولد 1349، ش‌ش ۱۶۹۳، صادره از تویسرکان، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی از بهداری فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، مجرد، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:
۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

 ***



بخش دوم : جزییات شهادت قربانیان کهریزک در قرار نهایی بازپرس دادسرای نظامی

جرس: در دومین بخش سند جنایات کهریزک(از صفحه ده تا صفحه چهل ) که بر مبنای گزارش قرار نهایی تحقیق بازپرسی سازمان قضایی نیروهای نظامی تهیه شده است، نحوه شهادت سه قربانی کهریزک به تفصیل بیان و بر وجود شکنجه، ضرب و جرح و توهین به زندانیان کهریزک اذعان دارد.

 

 به گزارش جرس، در این سند صد و دو صفحه ای که روز گذشته اولین قسمت آن منتشر شد، علاوه بر اسامی و اتهامات بیست و دو متهم جنایات کهریزک به  شرح اظهارات شكات،مطلعين و متهمين درباره قربانیان، چگونگی به شهادت رسیدن سه قربانی کهریزک  و نتیجه کمیسیون پزشکی نیز پرداخته شده است.

  

 

 بر  اساس این سند که اولین بار توسط جرس منتشر می شود و در تاریخ پنجم آذر ماه سال گذشته نهایی  شده است، نام دو متهم اصلی این جنایات سردار رادان و رجبی نیز به چشم می خورد.

 

 

 سند جنایت کهریزک نشان می دهد که  تحقیق بازپرسی سازمان قضایی نیروهای مسلح  بر اساس گزارش بازرسی كل ناجا، تحقیق از شاكیان، شهود و مطلعین، تحقیق و معاینات محلی، انجام استعلامات متعدد از مراجع ذیربط، معرفی شاكیان به پزشكی قانونی و اخذ نظریات پزشكی قانونی در خصوص چگونگی و میزان جراحات و صدمات وارده به شاكیان و همچنین علل فوت متوفیان، احضار متهمان مطرح در پرونده و انجام تحقیقات و مواجهات حضوری متعدد فیمابین متهمان و شاكیان و گواهان تهیه و تنظیم شده است.

  

 بر اساس این تحقیقات، سازمان زندان ها نظارتی بر بازداشتگاه مذكور نداشته است و دو قرنطینه  این بازداشتگاه  كه بازداشت شدگان ۱۸ تیر در آن نگهداری می شده اند حدود ۶۵ متر و فاقد نور و تهویه و آب آشامیدنی مناسب بوده است. 

 

 

 

در این گزارش از  میر مسعود رضوی به عنوان اولین نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات نام برده شده که در كنار بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری می شده است.

 

 همچنین بر اساس این گزارش ۱۱ نفر از بازداشت شدگان حوادث اخیر تهران (قبل از ۱۸ تیر) به نام های حسام كمانگیر، امیرارسلان محمدزاده، حسین محمودی، امین شفیعی، علی عظیمی، آروین علیزاده ،محمدرضا منیری، حسن رزاقی، سید ابوذر موسوی، ستار رحیمی، اكبر عزتی، به این بازداشتگاه منتقل و تا زمان ترخیص به همراه ۲۶ نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در بند ۳ نگهداری شده اند. 

 

 

 مشخصات، خلاصه وضعیت فوت شهدای کهریزک

 

 

 در این گزارش به وضعیت و دلایل فوت قربانیان کهریزک نیز پرداخته شده و آورده است:  مرحوم محسن روح الامینی متولد سال ۱۳۶۳ و ۲۵ ساله كه وضعیت جسمانی وی به دلیل ضرب و جرح در كهریزك، بسیار نامساعد بوده و مامورین مراقب وی نه تنها به این موضوع توجه نكرده  بلكه وی را مورد اهانت قرار داده اند به نحوی كه یاد شده قبل از تحویل به زندان اوین در تاریخ ۸۸/۴/۲۳ در اثر شدت آثار ناشی از صدمات و شرایط نامطلوب ناشی از نگهداری در بازداشتگاه كهریزك به حالت كما رفته و مامورین مراقب، با تعلل و تاخیر غیر قابل توجیه، ناگزیر وی را به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و هویت وی را بر خلاف واقع، مجهول الهویه اعلام نموده اند كه نامبرده در ساعت ۶:۱۰ صبح مورخ ۸۸/۴/۲۴ در بیمارستان فوت می نمایدكمیسیون پزشكی قانونی مركب از ۱۳ نفر از پزشكان متخصص، علت فوت وی را ضمن تائید آثار متعدد ضرب و جرح بر روی جسد، اینچنین اعلام نموده اند: "به دنبال استرس های فیزیكی و روحی شامل صدمات متعدد جسمانی و شرایط بد نگهداری نامبرده دچار یك واكنش التهابی حاد سیستمیك گردیده كه منجر به نارسایی ارگانهای حیاتی متعدد شده و نهایتا فوت نموده است. ضمنا با عنایت به آزمایش های انجام شده در بیمارستان و گزارش آسیب شناسی دلیلی بر وجود عفونت منتشر خونی و مننژیت احراز نگردید و با توجه به شرح فوق علت فوت عوارض ناشی از صدمات متعدد جسمانی متعاقب اصابت جسم سخت تعیین می گردد."

 

 

 همچنین،  مرحوم امیر جوادی فر متولد ۱۳۶۳، ۲۵ ساله كه وضعیت جسمانی و حال عمومی وی به دلیل ضرب و جرح در حین دستگیری و همچنین ضرب و جرح در بازداشتگاه كهریزك نامساعد بوده در تاریخ ۸۸/۴/۲۳ در ساعت ۱۲:۱۵ در حین انتقال از كهریزك به زندان اوین در داخل اتوبوس به لحاظ شرایط بد ناشی از نگهداری در بازداشتگاه و صدمات بدنی وارده فوت می نماید و پزشكی قانونی پس از تائید آثار ضرب و جرح متعدد روی جسد، علت مرگ وی را صدمات متعدد نسوج نرم و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم سخت تعیین نموده است.

 

 حوم محمد كامرانی متولد ۱۳۷۰، ۱۸ ساله كه مشارالیه پس از تحمل ۴ روز بازداشتی در كهریزك در اثنای اعزام و انتقال و تحویل به زندان اوین به حالت كما رفته و ابتدا به بیمارستان لقمان حكیم اعزام و سپس توسط پدرش به بیمارستان مهر منتقل و در تاریخ ۸۸/۴/۲۵ فوت نموده و پزشكی قانونی پس از تائید آثار ضرب و جرح بر روی جسد آن مرحوم، علت مرگ را نارسایی حاد كلیوی ناشی از آسیب متعدد نسوج عضلانی به دنبال اصابت جسم سخت اعلام نموده است. 

 

 

 

نتیجه كمیسیون پزشكی قانونی در خصوص علت فوت متوفیان بشرح زیر است: 
 

 الف) نتیجه كمیسیون در خصوص علت فوت مرحوم محمد كامرانی:

 

 

«كلیه صدمات و جراحت مشروحه در برگ معاینه جسد به جز ساییدگی آهیانه ای سمت چپ كه پس از مرگ حادث شده است مربوط به زمان حیات بوده كه بر اثر اصابت جسم سخت در طی ۷۲ ساعت قبل از فوت حادث گردیده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت، منجر به فوت گردیده است.»

 

 

 

 ب) نتیجه كمیسیون در خصوص مرحوم امیر جوادی فر:

 

 

 « به جز كبودی در اطراف هر دو چشم و خراشیدگی سنگفرشی در ناحیه تحتانی سمت راست قفسه سینه و كبودی بالای ستیغ ایلیاك سمت چپ كه در زمانی بیش از ۷۲ ساعت قبل از فوت ایجاد شده، سایر صدمات و جراحات مشروحه در برگ معاینه جسد مربوط به ۷۲ ساعت قبل از فوت بوده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت منجر به فوت گردیده است

  

 

ج) نتیجه كمیسیون در خصوص مرحوم محسن روح الامینی:

 

 

  « كبودی در حال جذب ثلث داخلی بازوی دست راست، كبودی كنار كف دست چپ، كبودی ناحیه داخلی مچ دست راست و كبودی كنار كف دست راست در زمان بیش از ۷۲ ساعت قبل از فوت ایجاد شده است و سایر صدمات و جراحات شرح داده شده در برگ معاینه جسد در یك فاصله زمانی نزدیك به هم و طی ۷۲ ساعت قبل از فوت ایجاد گردیده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت منجر به فوت گردیده است

 

 

نکته قابل توجه در رابطه با شهدای کهریزک آن است که در بخش اول که به ذکر اسامی متهمین می پردازد، از چهار نفر به عنوان فوت شدگان کهریزک یاد می شود که کوتاهی متهمان در انجام وظایف منجر به فوت آنها شده است. در بخش فعلی نیز در رابطه با شاکیان پرونده از خانواده مرحوم رامین آقازاده قهرمانی نام برده شده است. ولی در گردش کار که به بررسی نحوه فوت درگذشتگان پرداخته، مورد رامین قهرمانی به سکوت واگذار شده  و هیچ توضیحی در مورد نحوه شهادت و نتیجه گزارش پزشکی قانونی در مورد وی داده نشده است.

 

 

 

 تحقیق از شاكیان

 

   براساس این تحقیق، شاکیان اظهار کرده اند  كه در بدو ورود به كهریزك توسط افسر نگهبان وقت مورد اهانت و ضرب و جرح قرار گرفته و در انظار عمومی لخت مادرزاد شده اند و سپس آنان را داخل قرنطینه ۶۵ متری دلالت و ۳۷ نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نیز به آنان اضافه نموده اند.

 

 

بر این اساس، یكی دیگر از موارد شكوائیه شكات این است كه امكانات انجام فرائض دینی و واجبات شرعی مانند نماز در طول مدت بازداشت برای آنان فراهم نبوده است.

 

 

 

ضرب و جرح و آزار متهمان

 

 استوار ابراهیم محمدیان، افسر نگهبان اقرار نموده که بازداشت شدگان را در زمان پذیرش مورخ ۸۸/۴/۱۹، لخت مادرزاد نموده و آنان را مورد ضرب و جرح قرار داده است. یاد شده در تحقیقات به عمل آمده در این بازپرسی، صراحتا به جرائم انتسابی اعتراف نموده و مدعی است این اقدامات را حسب روش جاری بازداشتگاه انجام داده است.

 

 

 

وی اعتراف کرده که  بازداشت شدگان را جهت آمارگیری از قرنطینه خارج و آنان را به همراه محمد كرمی با لوله مورد ضرب و جرح قرار داده و موهای سر آنان را نیز كوتاه كرده است.

 

 

 

 همچنین استوار محمد خمیس آبادی، افسر نگهبان بازداشت شدگان را در ساعت ۱۳:۰۰ از قرنطینه خارج نموده و پا برهنه بر روی آسفالت داغ، پامرغی، كلاغ پر و چهاردست و پا می برده برخی از آنان را مجبور می كرده كه بر روی كمر یكدیگر سوار شوند و هر كسی سرپیچیده می كرده او را با لوله سفید رنگ كتك می زده و مدعی است كه سرهنگ كمیجانی به وی دستور ضرب و جرح بازداشتی ها را داده است. بعضی از شكات این موضوع را شهادت داده اند.

  

 

 

 ستوان كاظم گنج بخش، كمك افسر  به همراه استوار خمیس آبادی، مسعود علیزاده را پس از خروج از قرنطینه مورد ضرب و جرح قرار داده، همچنین نامبرده مامور بدرقه بازداشت شدگان از كهریزك به زندان اوین بوده و علیرغم اینكه مرحوم روح الامینی از نظر جسمانی در محوطه اوین بی حال روی زمین افتاده و به حالت كما رفته بود وی را با لگد مورد ضرب قرار داده است.

 

 

 

استوار اكبر رهسپار، كمك افسر نگهبان به عنوان كمك به افسر نگهبان وقت اعتراف کرده است که بازداشت شدگان را مورد ضرب و جرح قرار داده و در مورخه ۸۸/۴/۲۳ نیز به عنوان مامور بدرقه بازداشت شدگان به زندان اوین بوده است كه ضمن بدرفتاری و فحاشی در زمان انتقال به متهمان علیرغم وخیم بودن حال مرحوم جوادی فر در داخل اتوبوس با وجود تذكر و تقاضای مكرر سایر افراد، هیچ اقدامی جهت انتقال وی به اورژانس انجام نمی دهد كه در نهایت، امیر جوادی فر در داخل اتوبوس فوت می نماید و از روی ناچاری اتوبوس را متوقف و جسد را با یك خودروی ون به بازداشتگاه كهریزك بر می گردانند. 

 

 

 

 استوار حمید زندی، افسر نگهبان  اعتراف کرده که بازداشتی ها را هنگام پذیرش لخت مادرزاد نموده و آنان را مورد اهانت و ضرب و جرح قرار داده است.

 

 

  

 

 

 

 

غیر نظامی محمدرضا كرمی (معروف به محمد طیفیل) از اراذل و اوباش و سابقه دار توسط رئیس زندان سرهنگ كمیجانی به عنوان سروكیل بند بازداشتگاه انتخاب شده بود،  در تحقیقات به عمل آمده اعتراف کرده  است كه حسب دستور مسوولین زندان، افراد بازداشتی را ضمن اهانت با لوله پی وی سی مورد ضرب و جرح قرار داده است و سه تن از بازداشتی ها را با آویزان نمودن به صورت سر و ته، به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده است و به بهانه های واهی، بازداشت شدگان را مورد اهانت و آزار و اذیت قرار می داده است.

 

 

 

 

 سرهنگ دوم فرج كمیجانی، رئیس بازداشتگاه كهریزك، در مورد علت ندادن آب و غذای كافی به بازداشت شدگان اظهار داشته آنجا بازداشتگاه نبود، كثافتخانه درست كرده بودند. روزانه دو تانكر آب در اختیار بازداشتگاه می گذاشتند و دو وعده غذا برای بازداشتی ها می فرستادند. نامبرده معترف است به دستور سرهنگ فلاح نامه ای خطاب به دادستان تهران ارسال نموده و بر خلاف واقع گزارش نموده كه علت فوت امیر جوادی فر مننژیت بوده است. همچنین حسب محتویات پرونده و گواهی گواهان نامبرده با حضور در بازداشتگاه ضمن فحاشی به بازداشت شدگان شخصا شاهد ایراد ضرب و جرح آنان توسط مامورین بازداشتگاهبوده است.

 

 

 

 

 

 سرهنگ محمد عامریان، رئیس عملیات بازرسی فاتب اعتراف کرده که  بر ابلاغ دستور سردار رجب زاده و همچنین پس از تماس تلفنی سرهنگ فلاح رئیس بازرسی فاتب، دستور پذیرش بازداشت شدگان را علیرغم فقدان فضای مناسب و استاندارد در كهریزك به افسر نگهبان وقت داده است.

 

 

 دیکته نمودن گزارش توسط مرتضوی

 

  سرهنگ روانبخش فلاح، رئیس بازرسی فاتب نیز اعتراف کرده است که پس از هماهنگی با سردار رجب زاده به دستور دادستان عمومی تهران نامه ای دائر بر اینكه علت مرگ مرحوم جوادی فر بیماری مننژیت بوده است را تنظیم نموده و این نامه را جهت امضا تحویل سرهنگ كمیجانی داده است. وی معترف است كه آقای مرتضوی دادستان وقت تهران از وی خواسته كه اینچنین نامه ای تنظیم شود و این مصلحت است و نامه را آقای مرتضوی برای مشارالیه دیكته كرده است.

 

 

توجیهات غیر قابل قبول رجب زاده

 

 

 بر اساس این گزارش، سردار سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ در طول مدت فرماندهی فقط یک نوبت از کهریزک بازدید نموده است. این گزارش می افزاید: سردار رجب‌زاده با توجه به این‌که مسئولیت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را بر عهده داشته و بازداشتگاه نیز زیر نظر بازرسی فرماندهی مذکور اداره می‌شده است توضیحات و توجیهات قابل قبولی را برای رفع  مسئولیت از خود ارائه ننموده است.

 

 

 در ادامه  متن کامل بخش دوم قرار نهایی صادره توسط بازپرس دادسرای نظامی تهران که به گردش کار پرونده می پردازد، درج می شود. 

 

  لازم به ذکر است که قسمتهای دیگر این سند بمرور طی روزهای آینده در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.  

***

 

 قسمت دوم  قرار نهایی  در مورد جنایت کهریزک

 


 

 

 

ب) گردش کار:

 

در پی گزارش هیات نظارت و بازرسی حقوق شهروندی دادگستری استان تهران و دستور معاون اول محترم قوه قضاییه و تعطیلی بازداشتگاه کهریزک به دستور مقام معظم رهبری، پرونده‌ای در خصوص جرائم مسئولین و مامورین بازداشتگاه کهریزک در دادسرای نظامی تشکیل که جهت رسیدگی به این بازپرسی ارجاع گردید. این بازپرسی از بازرسی کل ناجا درخواست نمود که از این مامورین و مسئولین مربوط، تحقیق و نتیجه را گزارش نماید که پس از وصول گزارش بازرسی كل ناجا و مستندات مربوط، تحقیقات جامع و مبسوطی پیرامون موضوعات مطرح در پرونده به عمل آمد كه اجمالا شامل تحقیق از شاكیان، شهود و مطلعین، تحقیق و معاینات محلی، انجام استعلامات متعدد از مراجع ذیربط، معرفی شاكیان به پزشكی قانونی و اخذ نظریات پزشكی قانونی در خصوص چگونگی و میزان جراحات و صدمات وارده به شاكیان و همچنین علل فوت متوفیان، احضار متهمان مطرح در پرونده و انجام تحقیقات و مواجهات حضوری متعدد فیمابین متهمان و شاكیان و گواهان می باشد كه خلاصه اقدامات و تحقیقات به عمل آمده و نتایج حاصله به شرح زیر می باشد:

  

بخش اول – شرح ماوقع و خلاصه تحقیقات به عمل آمده

 

۱- سابقه و شرایط بازداشتگاه كهریزك و چگونگی پذیرش بازداشت شدگان

بازداشتگاه كهریزك در سال ۱۳۸۶ به منظور نگهداری بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در پانزده كیلومتری بخش كهریزك در جنوب تهران ایجاد شده، مستقیما زیر نظر بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، اداره می شده و سازمان زندان ها نظارتی بر بازداشتگاه مذكور نداشته است.با توجه به صورت جلسه تحقیق و معاینه محلی مورخ ۸۸/۵/۳۱ بازداشتگاه مذكور دارای دو قرنطینه می باشد كه مساحت قرنطینه ای كه بازداشت شدگان ۱۸ تیر در آن نگهداری می شده اند حدود ۶۵ متر و فاقد نور و تهویه و آب آشامیدنی مناسب بوده است.

 

بازداشتگاه دارای دو باب دستشویی بوده كه یكی از آن دو خراب و دیگری فاقد درب بوده است، ضمنا گرچه قرنطینه دارای شبكه كولر بوده ولی مورد استفاده قرار نگرفته است.

 

·        در ساعت ۱۸:۰۰ مورخ ۸۸/۳/۲۵ فردی به نام میر مسعود رضوی از سوی مامور پایگاه پلیس امنیت به نام سروان گل تالاری تحویل افسر نگهبان وقت به نام مهدی حسینی فر به عنوان اولین نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات شده و نامبرده در ساعت ۱۷:۰۰ مورخ ۸۸/۴/۲۰ از كهریزك ترخیص شده است. مشارالیه نیز تا زمان ترخیص در بندهای متفاوت در كنار بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری می شده است. 

·        در ساعت ۱۲:۴۵ مورخ ۸۸/۳/۲۶ تعداد ۱۱ نفر از بازداشت شدگان حوادث اخیر تهران (قبل از ۱۸ تیر) به نام های حسام كمانگیر، امیرارسلان محمدزاده، حسین محمودی، امین شفیعی، علی عظیمی، آروین علیزاده ،محمدرضا منیری، حسن رزاقی، سید ابوذر موسوی، ستار رحیمی، اكبر عزتی، به این بازداشتگاه منتقل و توسط گروهبان یكم اشكانی جمعی پلیس امنیت تحویل افسر نگهبان وقت استوار دوم زندی شده و بعد از گذشت ۱۱ روز در ساعت ۸:۰۰ مورخه ۸۸/۴/۶ نامبردگان ترخیص و به زندان اوین اعزام شده اند. نامبردگان تا زمان ترخیص به همراه ۲۶ نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در بند ۳ نگهداری شده اند.

·        مجددا در ساعت ۰۰:۰۳ بامداد مورخ ۸۸/۳/۲۹ دو نفر به نام های پوریا حسین و مهدی محمدی فر به بازداشتگاه كهریزك معرفی كه توسط ستواندوم بابایی جمعی پلیس امنیت تحویل استوار حسینی فر می شوند و نامبردگان نیز در تاریخ ۸۸/۴/۶ به زندان اوین منتقل شده اند. یاد شدگان نیز در بندهای بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری شده اند.

·        در ساعت ۱۷:۰۰ مورخ ۸۸/۴/۳ نیز ۹ نفر به نام های امیرحسین بابایی، امیر سهرابی، یعقوب سلیمی، نیما نخستین، رامین آقازاده قهرمانی، مجید نخستین، حجت درویشی، مجید سهرابی، سامان ابوذری توسط استوار محبتی تحویل افسر نگهبان وقت كهریزك استوار حسینی فر شده اند. ضمنا نامبردگان در تاریخ ۸۸/۴/۶ به زندان اوین اعزام شده اند و در تاریخ ۸۸/۴/۸ از زندان اوین آزاد شده اند.

·        مجددا در ساعت ۱۵:۳۰ مورخ ۸۸/۴/۱۹ ابتدا تعداد ۲۲ نفر به نام های مرتضی محمدی پور، امیر اصغری، مهدی پورشابومی، مرتضی سهرابی، علی بخشایشی، حامد پولادی، شهرام كردستانچی، حافظ محتاج، وحید وكیلی، سیاوش یوسف شاهی، بهمن امیدوار، بهزاد انصاری، نادر احمدی، امیر آقچه لو، محمد آقا بالازاده، نادر جولانی، میلاد حق پور، علیرضا اردلان، محمدرضا میرزا علی اكبر، سجاد نور محمد آبادی، فرامرز مفاخری، داوود منصوری توسط ستوان رضایی جمعی پلیس امنیت تحویل استوار محمدیان افسر نگهبان كهریزك شده است. نامبردگان پس از پذیرش به چند دسته تقسیم و در بندهای افراد بازداشت شده تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری شده اند.

·        مجددا در ساعت ۱۸:۳۰ همان تاریخ یعنی ۸۸/۴/۱۹ تعداد ۱۱۸ نفر از بازداشت شدگان ۱۸ تیر ماه ( كه اسامی آنها ضمیمه پرونده است) توسط ستواندوم بابایی جمعی پلیس امنیت به بازداشتگاه كهریزك منتقل و تحویل استوار محمدیان شده است.

·        در همان تاریخ ۸۸/۴/۱۹ ساعت ۲۲:۰۰ تعداد ۵ نفر به اسامی یوسف امامی، حامد نادری، احمد زمانپور، سجاد ایادی آذر و شهرام رضایی توسط سرهنگ دوم بهروز صالحی جمعی پلیس امنیت تحویل استوار محمدیان گردیده است.

·        تعداد ۱۴۵ نفر كه طی سه مرحله در مورخ ۸۸/۴/۱۹ به بازداشتگاه كهریزك معرفی شده اند بعد از گذشت ۵ روز در مورخه ۲۳ تیرماه ۸۸ به دستور معاون امنیتی دادستان عمومی و انقلاب تهران، به زندان اوین منتقل شده اند كه تعداد ۳ نفر از آنان فوت نموده اند.

 

۲- مشخصات، خلاصه وضعیت و علت فوت شدگان

 

 ۱-۲مرحوم محسن روح الامینی متولد سال ۱۳۶۳ و ۲۵ ساله كه وضعیت جسمانی وی به دلیل ضرب و جرح در كهریزك، بسیار نامساعد بوده و مامورین مراقب وی نه تنها به این موضوع توجه نكرده  بلكه وی را مورد اهانت قرار داده اند به نحوی كه یاد شده قبل از تحویل به زندان اوین در تاریخ۸۸/۴/۲۳ در اثر شدت آثار ناشی از صدمات و شرایط نامطلوب ناشی از نگهداری در بازداشتگاه كهریزك به حالت كما رفته و مامورین مراقب، با تعلل و تاخیر غیر قابل توجیه، ناگزیر وی را به بیمارستان شهدای تجریش منتقل و هویت وی را بر خلاف واقع، مجهول الهویه اعلام نموده اند كه نامبرده در ساعت ۶:۱۰ صبح مورخ ۸۸/۴/۲۴ در بیمارستان فوت می نمایدكمیسیون پزشكی قانونی مركب از ۱۳ نفر از پزشكان متخصص، علت فوت وی را ضمن تائید آثار متعدد ضرب و جرح بر روی جسد، اینچنین اعلام نموده اند:

 

"به دنبال استرس های فیزیكی و روحی شامل صدمات متعدد جسمانی و شرایط بد نگهداری نامبرده دچار یك واكنش التهابی حاد سیستمیك گردیده كه منجر به نارسایی ارگانهای حیاتی متعدد شده و نهایتا فوت نموده است. ضمنا با عنایت به آزمایش های انجام شده در بیمارستان و گزارش آسیب شناسی دلیلی بر وجود عفونت منتشر خونی و مننژیت احراز نگردید و با توجه به شرح فوق علت فوت عوارض ناشی از صدمات متعدد جسمانی متعاقب اصابت جسم سخت تعیین می گردد."

  

۲-۲. مرحوم امیر جوادی فر متولد ۱۳۶۳، ۲۵ ساله كه وضعیت جسمانی و حال عمومی وی به دلیل ضرب و جرح در حین دستگیری و همچنین ضرب و جرح در بازداشتگاه كهریزك نامساعد بوده در تاریخ ۸۸/۴/۲۳ در ساعت ۱۲:۱۵ در حین انتقال از كهریزك به زندان اوین در داخل اتوبوس به لحاظ شرایط بد ناشی از نگهداری در بازداشتگاه و صدمات بدنی وارده فوت می نماید و پزشكی قانونی پس از تائید آثار ضرب و جرح متعدد روی جسد، علت مرگ وی را صدمات متعدد نسوج نرم و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم سخت تعیین نموده است.

 

۳-۲. مرحوم محمد كامرانی متولد ۱۳۷۰، ۱۸ ساله كه مشارالیه پس از تحمل ۴ روز بازداشتی در كهریزك در اثنای اعزام و انتقال و تحویل به زندان اوین به حالت كما رفته و ابتدا به بیمارستان لقمان حكیم اعزام و سپس توسط پدرش به بیمارستان مهر منتقل و در تاریخ ۸۸/۴/۲۵ فوت نموده و پزشكی قانونی پس از تائید آثار ضرب و جرح بر روی جسد آن مرحوم، علت مرگ را نارسایی حاد كلیوی ناشی از آسیب متعدد نسوج عضلانی به دنبال اصابت جسم سخت اعلام نموده است.

 

نتیجه كمیسیون پزشكی قانونی در خصوص علت فوت متوفیان:

 

الف) نتیجه كمیسیون در خصوص علت فوت مرحوم محمد كامرانی:

«كلیه صدمات و جراحت مشروحه در برگ معاینه جسد به جز ساییدگی آهیانه ای سمت چپ كه پس از مرگ حادث شده است مربوط به زمان حیات بوده كه بر اثر اصابت جسم سخت در طی ۷۲ ساعت قبل از فوت حادث گردیده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت، منجر به فوت گردیده است.»

  

ب) نتیجه كمیسیون در خصوص مرحوم امیر جوادی فر:

 « به جز كبودی در اطراف هر دو چشم و خراشیدگی سنگفرشی در ناحیه تحتانی سمت راست قفسه سینه و كبودی بالای ستیغ ایلیاك سمت چپ كه در زمانی بیش از ۷۲ ساعت قبل از فوت ایجاد شده، سایر صدمات و جراحات مشروحه در برگ معاینه جسد مربوط به ۷۲ ساعت قبل از فوت بوده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت منجر به فوت گردیده است

  

ج) نتیجه كمیسیون در خصوص مرحوم محسن روح الامینی:

 « كبودی در حال جذب ثلث داخلی بازوی دست راست، كبودی كنار كف دست چپ، كبودی ناحیه داخیلی مچ دست راست و كبودی كنار كف دست راست در زمان بیش از ۷۲ ساعت قبل از فوت ایجاد شده است و سایر صدمات و جراحات شرح داده شده در برگ معاینه جسد در یك فاصله زمانی نزدیك به هم و طی ۷۲ ساعت قبل از فوت ایجاد گردیده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت منجر به فوت گردیده است

  

۳- تحقیق از شاكیان

 

 در پی آزادی تدریجی متهمان دستگیر شده حوادث اخیر، تعداد ۹۸ نفر (به شرح لیست ذیل) به عنوان شاكی كه تعداد ۵۰ نفر از آنان رضایت خود را اعلام و تعداد ۱۳ نفر به عنوان گواه به این بازپرسی مراجعه كه پس از بازجویی و تحقیق از آنان، تلخیصی از اظهارات آنان به شرح ذیل است:

 

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 اسامی گواهان

 ۱- بهزاد انصاری پور                   ۲- مشیر هاشمی

۳- حمیدرضا كمالی رهبر               ۴- حمید نادری

۵- سجاد علیزاده                           ۶- عماد یگانه اردكانی

۷- احمد بلوچی                             ۸- محمد كمیل واعظی پور

۹- مجتبی صادقی                         ۱۰- علی داورزنی

۱۱- محمد فرخی یگانه                  ۱۲- علی ولی زاده

۱۳- سیاوش یوسف شاهی

 

 

۱-۳. پس از دستگیری متهمان حوادث اخیر جهت انجام تحقیقات مقدماتی، برخی به پلیس پیشگیری فائب منتقل گردیده اند و به آنان پنج اتهام: ۱. تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی ۲. تخریب اموال عمومی ۳. اخلال در نظم عمومی ۴. فعالیت تبلیغی علیه نظام ۵. تمرد نسبت به مامورین دولت تفهیم شده است.

 

۲-۳. شكات مدعی هستند كه در بدو ورود به كهریزك توسط افسر نگهبان وقت مورد اهانت و ضرب و جرح قرار گرفته و در انظار عمومی لخت مادرزاد شده اند و سپس آنان را داخل قرنطینه ۶۵ متری دلالت و ۳۷ نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نیز به آنان اضافه نموده اند. یكی دیگر از موارد شكوائیه شكات این است كه امكانات انجام فرائض دینی و واجبات شرعی مانند نماز در طول مدت بازداشت برای آنان فراهم نبوده است. لازم به ذكر است با توجه به مراجعه تعدادی از شكات به استانداری و اخذ خسارت مادی، رضایت خود را اعلام نموده اند، لیكن اولیا دم سه نفر از كشته شدگان به نام های روح الامینی، كامرانی و جوادی فر گذشت ننموده و تقاضای رسیدگی قانونی و قصاص نموده اند.

  

۳-۳. یكی از شكات به نام میر مسعود رضوی طی دادخواهی تقدیمی اعلام نموده كه افسر نگهبان وقت وی را پس از پذیرش به روش فوق، در محوطه خارج از بازداشتگاه، در داخل گودال عمیق همانند افراد محكوم به حد رجم دفن نموده و تا نزدیكی كمر وی خاك ریخته و از ساعت ۲۰ مورخ ۸۸/۳/۲۵ الی ۶ صبح ۸۸/۳/۲۶ در داخل گودال مدفون نگه داشته و نامبرده را به مدت ۱۰ ساعت بدون آب و غذا و حتی نگهبان رها نموده است. در تحقیقات به عمل آمده از استوار حسینی فر، نامبرده معترف به انجام عمل ارتكابی خود به دستور سرهنگ كمیجانی (رئیس بازداشتگاه كهریزك) شده است. اما در مواجهه حضوری با سرهنگ كمیجانی نامبرده از اظهارات قبلی خود عدول و به شرح برگه ۲۲۶۰ پرونده اظهار نمود كه بدون دستور سرهنگ كمیجانی و فقط به خاطر ناراحتی اعصاب خود، اقدام به این عمل نموده است.

 

۴- تحقیق از متهمان

 

 پس از ارجاع پرونده به این بازپرسی و انجام تحقیقات و بررسی های اولیه تعدادی از مامورین و مسوولین بازداشتگاه كهریزك به عنوان متهم احضار و تحقیقات از آنان معمول و پس از تفهیم اتهامات انتسابی به لحاظ الزامات قانونی و اهمیت جرائم انتسابی، بیم تبانی در خصوص متهمین ذیل الذكر قرار بازداشت موقت صادر گردید. خلاصه تحقیقات به عمل آمده و اعترافات متهمین به قرار زیر است:

 

۱-۴. استوار ابراهیم محمدیان، افسر نگهبان مورخ ۸۸/۴/۱۹ و ۸۸/۴/۲۲

 یاد شده حسب محتویات پرونده، بازداشت شدگان را در زمان پذیرش مورخ ۸۸/۴/۱۹، لخت مادرزاد نموده و آنان را مورد ضرب و جرح قرار داده است. یاد شده در تحقیقات به عمل آمده در این بازپرسی، صراحتا به جرائم انتسابی اعتراف نموده و مدعی است این اقدامات را حسب روش جاری بازداشتگاه انجام داده است. ( برگ های ۱۰۰۲، ۹۳۶ الی ۹۴۴ جلد ۵ و ۱۳۵۹ جلد ۷ پرونده)

 

استوار محمدیان در مورخ ۸۸/۴/۲۲ نیز افسر نگهبان بوده و بازداشت شدگان را جهت آمارگیری از قرنطینه خارج و آنان را به همراه محمد كرمی با لوله مورد ضرب و جرح قرار داده و موهای سر آنان را نیز كوتاه كرده است.

 

۲-۴. استوار محمد خمیس آبادی، افسر نگهبان مورخ های ۲۰ و ۸۸/۴/۲۳

نامبرده در ظهر مورخ ۸۸/۴/۲۰ بازداشت شدگان را در ساعت ۱۳:۰۰ از قرنطینه خارج نموده و پا برهنه بر روی آسفالت داغ، پامرغی، كلاغ پر و چهاردست و پا می برده برخی از آنان را مجبور می كرده كه بر روی كمر یكدیگر سوار شوند و هر كسی سرپیچی می كرده او را با لوله سفید رنگ كتك می زده و مدعی است كه سرهنگ كمیجانی به وی دستور ضرب و جرح بازداشتی ها را داده است. بعضی از شكات این موضوع را شهادت داده اند.

 

استوار یاد شده ۳ تنن از بازداشت شدگان را به نام های مسعود علیزاده، سامان محامی و احمد بلوچی در ساعت ۲۲:۰۰ همان تاریخ به بهانه اخلال در نظم قرنطینه خارج نموده و به شدت مورد ضرب قرار داده و دستور آویزان نمودن آنان به طور بر عكس و ضربه زدن با لوله به آنان را داده است و خود نیز به همراه محمد طیفیل (متهم به شرارت كه سر وكیل بند نیز بوده) و ستوان گنج بخش هر ۳ نفر را مورد ضرب و جرح قرار داده است. (برگ های ۱۶۶، ۹۲۷ جلد ۵، ۱۱۶۳ جلد ۶، ۱۳۵۴ جلد ۷، ۱۷۸۹ جلد ۹ و ۸۹۳ پرونده)

 

استوار خمیس آبادی در تحقیقات به عمل آمده به شرح برگه ۹۳۳ جلد ۵ پرونده صراحتا به اقدامات و جرائم انتسابی اعتراف و اقرار نموده و اظهار داشته كه سرهنگ فلاح مسوول بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ و سرهنگ كمیجانی رئیس بازداشتگاه به وی دستور و تذكر داده اند كه بدون ترحم و با خشونت، با زندانیان برخورد نمایند و الا وی را توبیخ و تنبیه انضباطی خواهند نمود.

  

۳-۴. ستوان كاظم گنج بخش، كمك افسر نگهبان مورخ ۸۸/۴/۱۹

یاد شده در حین پذیرش افراد بازداشتی در مورخ ۸۸/۴/۱۹ آنان را مورد ضرب و فحاشی قرار داده است. نامبرده در شب مورخ ۸۸/۴/۲۰ به همراه استوار خمیس آبادی، مسعود علیزاده را پس از خروج از قرنطینه مورد ضرب و جرح قرار داده، همچنین نامبرده مامور بدرقهبازداشت شدگان از كهریزك به زندان اوین بوده و علیرغم اینكه مرحوم روح الامینی از نظر جسمانی در محوطه اوین بی حال روی زمین افتاده و به حالت كما رفته بود وی را با لگد مورد ضرب قرار داده است. در تحقیقات به عمل آمده، شهود مراتب را مورد گواهی قرار داده اند. ( برگ های ۸۹۹ جلد ۵، ۱۲۱۷، ۸۱۱ الی ۸۱۳ جلد۴، ۲۴۲۵ و ۲۴۲۶ جلد ۱۲ پرونده)

  

۴-۴. استوار اكبر رهسپار، كمك افسر نگهبان مورخ ۸۸/۴/۱۹

یاد شده از مامورین بازداشتگاه كهریزك بوده كه در تاریخ ۸۸/۴/۱۹ به عنوان كمك به افسر نگهبان وقت، بازداشت شدگان را مورد ضرب و جرح قرار داده و در مورخه ۸۸/۴/۲۳ نیز به عنوان مامور بدرقه بازداشت شدگان به زندان اوین بوده است كه ضمن بدرفتاری و فحاشی در زمان انتقال به متهمان علیرغم وخیم بودن حال مرحوم جوادی فر در داخل اتوبوس با وجود تذكر و تقاضای مكرر سایر افراد، هیچ اقدامی جهت انتقال وی به اورژانس انجام نمی دهد كه در نهایت، امیر جوادی فر در داخل اتوبوس فوت می نماید و از روی ناچاری اتوبوس را متوقف و جسد را با یك خودروی ون به بازداشتگاه كهریزك بر می گردانند.

 

یاد شده به ایراد ضرب و جرح متهمان در مواردی اعتراف نموده است و در تحقیقات به عمل آمده شهود به موارد فوق گواهی داده اند. بنابر اظهارات شهود، یاد شده در پاسخ به تقاضای كمك برای جوادی فر قبل از مرگ اجابت نكرده و الفاظ خارج از ادب و توهین آمیز به كار برده است. (برگ های ۶۰۱، ۸۲۴، ۱۰۰۲، ۱۳۷۹، ۱۸۴۰ پرونده)

  

۵-۴. استوار حمید زندی، افسر نگهبان ۸۸/۴/۲۶

 یاد شده بازداشتی ها را هنگام پذیرش لخت مادرزاد نموده و آنان را مورد اهانت و ضرب و جرح قرار داده است. مشارالیه به لخت نمودن متهمان برابر روش جاری ضرب و جرح متهمان اعتراف نموده است. (برگ های ۹۱۹، ۱۰۳۷،۱۷۷۲، ۱۷۷۶، ۲۴۲۰و ۲۴۲۱ جلد ۱۲ پرونده)

  

۶-۴. غیر نظامی محمدرضا كرمی (معروف به محمد طیفیل)

 یاد شده از افراد بازداشت شده تحت عنوان اراذل و اوباش و سابقه دار است كه توسط رئیس زندان سرهنگ كمیجانی به عنوان سروكیل بند بازداشتگاه انتخاب شده است. در تحقیقات به عمل آمده اعتراف نموده است كه حسب دستور مسوولین زندان، افراد بازداشتی را ضمن اهانت با لوله پی وی سی مورد ضرب و جرح قرار داده است و سه تن از بازداشتی ها را با آویزان نمودن به صورت سر و ته، به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده است و به بهانه های واهی، بازداشت شدگان را مورد اهانت و آزار و اذیت قرار می داده است. (برگ های ۱۳۴۸ و ۲۴۷۰ الی ۲۴۹۰ پرونده) نامبرده در تاریخ های ۸۸/۴/۱۹ الی ۸۸/۴/۲۳ به همراه افسر نگهبان وقت، كلیه بازداشت شدگان را مورد ضرب و جرح قرار می داده است.

 

۷-۴. سرهنگ دوم فرج كمیجانی، رئیس بازداشتگاه كهریزك

 یاد شده دستور پذیرش بازداشت شدگان حوادث اخیر را علیرغم نداشتن ظرفیت بازداشتگاه صادر و علت آن را دستور سرهنگ عامریان از سوی سردار رجب زاده اعلام نموده است.

 

نامبرده حسب اقاریر مامورین و اظهار شاكیان، دستور ضرب و جرح بازداشت شدگان را صادر نموده است و شخصا نیز در مواردی به اهانت و ایراد ضرب نسبت به افراد بازداشت شده اقدام نموده است. سرهنگ یاد شده در تحقیقات به عمل آمده اظهار داشته كلیه مسوولان بازرسی فاتب در جریان وضعیت بازداشتگاه كهریزك بوده و اقدامات با هماهنگی آنان انجام می شده است. نامبرده در مورد علت ندادن آب و غذای كافی به بازداشت شدگان اظهار داشته آنجا بازداشتگاه نبود، كثافتخانه درست كرده بودند. روزانه دو تانكر آب در اختیار بازداشتگاه می گذاشتند و دو وعده غذا برای بازداشتی ها می فرستادند. نامبرده معترف است به دستور سرهنگ فلاح نامه ای خطاب به دادستان تهران ارسال نموده و بر خلاف واقع گزارش نموده كه علت فوت امیر جوادی فر مننژیت بوده است. همچنین حسب محتویات پرونده و گواهی گواهان نامبرده با حضور در بازداشتگاه ضمن فحاشی به بازداشت شدگان شخصا شاهد ایراد ضرب و جرح آنان توسط مامورین بازداشتگاه بوده است. ( برگ های ۱۰۰۵، ۸۹۷، ۹۹۳، ۹۹۷، ۱۲۱۵، ۱۸۴۸، ۱۵۶۳، ۱۷۲۴، ۲۴۱۴ الی ۲۴۱۷ جلد ۱۲ پرونده)

  

۸-۴. سرهنگ محمد عامریان، رئیس عملیات بازرسی فاتب

 نامبرده معترف است كه در تاریخ ۸۸/۴/۱۹ به دنبال تماس تلفنی آجودان فرماندهی انتظامی تهران بزرگ مبنی بر ابلاغ دستور سردار رجب زاده و همچنین پس از تماس تلفنی سرهنگ فلاح رئیس بازرسی فاتب، دستور پذیرش بازداشت شدگان را علیرغم فقدان فضای مناسب و استاندارد در كهریزك به افسر نگهبان وقت داده است. نامبرده در تاریخ ۸۸/۴/۲۱ در كهریزك حاضر شده و علرغم اینكه بر حسب اظهارات سرهنگ كمیجانی به شرح برگه ۲۳۱۴ و ۲۴۴۰ جلد ۱۲ پرونده نامبرده به همراه سرهنگ كمیجانی از قرنطینه بازدید به عمل آورده و اطلاع از اینكه بازداشت شدگان از نظر آب، غذا، بهداشت و درمان در وضعیت اسفناكی به سر می برند لیكن اقدام موثری جهت رفع مشكلات بازداشت شدكان به عمل نیاورده است. (برگ های ۴۳۱،۱۰۰۷، ۱۱۵۶، ۱۷۲۱، ۲۴۳۴، ۲۴۳۵ جلد ۱۲ پرونده و صورتجلسه فی مابین سرهنگ عامریان، كمیجانی، گنج بخش و محمدیان به شرح برگه ۲۴۳۸ الی ۲۴۴۰ جلد ۱۲ پرونده)

  

۹-۴ سرهنگ روانبخش فلاح، رئیس بازرسی فاتب

 یاد شده معترف است كه در مورخه ۸۸/۴/۱۹ از دفتر سردار رجب زاده با من تماس گرفتند و دستور دادند كه بازداشت شدگان اغتشاشات اخیر در كهریزك پذیرش شوند و من هم به جناب سرهنگ عامریان دستور سردار را ابلاغ كردم. همچنین نامبرده معترف است كه پس از هماهنگی با سردار رجب زاده به دستور دادستان عمومی تهران نامه ای دائر بر اینكه علت مرگ مرحوم جوادی فر بیماری مننژیت بوده است را تنظیم نموده و این نامه را جهت امضا تحویل سرهنگ كمیجانی داده است. (برگ های ۱۰۱۵، ۱۱۵۸، ۱۸۱۴ الی ۱۸۱۶، ۲۴۵۸و ۲۴۵۹ و نیز صورتجلسه فی ما بین سردار رجب زاده و سرهنگ فلاح به شرح برگه ۱۹۸۵ جلد دهم پروندهسرهنگ فلاح به شرح برگه ۱۸۱۴ جلد ۹ پرونده معترف است كه آقای مرتضوی دادستان وقت تهران از وی خواسته كه اینچنین نامه ای تنظیم شود و این مصلحت است و نامه را آقای مرتضوی برای مشارالیه دیكته كرده است.

  

۴-۱٠. گروهبان مهدی حسینی‌فر افسر نگهبان وقت مورخ ٢۵/٣/٨٨

 یاد شده در تحقیقات به عمل آمده صریحا اعتراف نموده که به علت داشتن بیماری اعصاب، یکی از متهمین حوادث اخیر به نام میرمسعود رضوی را به قصد تهدید و ارعاب به محوطه آزاد خارج از بازداشتگاه برده و به همراه دو نفر از مامورین دیگر داخل گودالی انداخته و اطراف بدنش خاک ریخته و سپس او در همان مکان بدون محافظ رها نموده و روز بعد او را از لای خاک و سنگ گودال بیرون آورده است. وی همچنین به ایراد ضرب و جرح سایر بازداشت‌شدگان اعتراف نموده است. (برگ‌های ٩٩۶ الی ٩٩٨، ۱٢۴۱، ۱٢٣۴، ۱٧٨٠، ۱۵۱۶، ٢۴٢٢ و ٢۴٢٣جلد ۱٢ پرونده)

  

۴-۱۱. سردار سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ

 نامبرده با توجه به اتهامات انتسابی از طریق دفتر تحقیقات و پیگیری ویژه سازمان به عنوان متهم احضار که در تحقیقات به عمل آمده اختصارا عنوان نمود که روش جاری تعیین شده از قبل در خصوص رفتار با بازداشت‌شدگان مورد تایید وی نبوده، لذا مشارالیه در اردیبهشت سال ٨٨دستور داده که هیچ‌یک از مامورین حق ضرب و جرح بازداشتی‌ها را ندارد و در طول مدت فرماندهی فقط یک نوبت از کهریزک بازدید نموده است. سردار رجب‌زاده با توجه به این‌که مسئولیت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را بر عهده داشته و بازداشتگاه نیز زیر نظر بازرسی فرماندهی مذکور اداره می‌شده است توضیحات و توجیهات قابل قبولی را برای رفع  مسئولیت از خود ارائه ننموده است.

 

در خصوص دستور گزارش خلاف واقع، صورتجلسه فی‌مابین سرهنگ فلاح و سردار رجب‌زاده به شرح برگه ۱٩٨۵ جلد ۱٠ پرونده حاکی از این است که به دستور سردار رجب‌زاده، سرهنگ فلاح نامه گزارش خلاف واقع را تنظیم و با امضای سرهنگ کمیجانی نزد دادستان وقت تهران ارسال نموده است. (برگ‌های ۱٣٠٠، ۱۵٠٢ الی ۱۵٠۶، ۱٩٨۶ و ٩٨٧ جلد ۱٠ پرونده)

 

 بخش دوم – نتایج حاصله از تحقیقات و بررسی‌های عمل آمده

 

١-بازداشت‌شدگان در هنگام پذیرش در کهریزک توسط افسر نگهبانان وقت، استوار محمدیان استوار زندی و ستوان گنج‌بخش، با لوله PVC آب مورد ضرب و جرح قرار گرفته و به آنان فحاشی نیز شده است.

 

٢-در هنگان پذیرش در کهریزک به دستور افسر نگهبانان وقت، همگی متهمان بازداشتگاه در انظار عمومی لخت مادرزاد شده‌اند و بعضا برابر ادعای شکات به مدت ۴۵ دقیقه لخت بوده‌اند و سپس لباس‌های زیر آنان اخذ و دور ریخته شده و لباس‌های رو، به صورت وارونه به تن آنان شده است. مامورین علت انجام این کار را جلوگیری از تخمگذاری حشراتی مانند شپش اعلام نموده‌اند و بر حسب تحقیقات به نظر می‌رسد هدف مسئولین بازداشتگاه تحقیر بازداشت‌شدگان بوده است.

 

٣-تمامی بازداشت‌شدگان (۱٢٣ نفر) در قرنطینه‌ای به مساحت حداکثر ۶۵ متر منتقل شده و سپس ٣٧ نفر از بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش که از قبل در کهریزک نگهداری می‌شده‌اند را به جمع آنان اضافه نموده‌اند. یعنی در یک فضای ۶۵ متری ۱۶٠ نفر را نگهداری می‌نمودند. هوای داخل قرنطینه به شدت گرم و غیر قابل تحمل بوده است. سایر بازداشتی‌های حوادث اخیر نیز به ۴ دسته تقسیم شده و هرچند نفر در قفس‌های مخصوص نگهداری بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در فضای بسیار کوچکی نگهداری می‌شده‌اند. شرایط به دور از چشمان مسئولین فرماندهی انتظامی تهران نبوده است.

 

۴-در قرنطینه مذکور فضای کافی حتی برای نشستن نیز وجود نداشته است و بیشتر بازداشت‌شدگان در قرنطینه به طور ایستاده شب را به روز رسانده‌اند.

 

۵- در قرنطینه مذکور تنها راه ورود و خروج هوا ۵ دریچه بسیار کوچک در بالای قرنطینه بوده که برابر اعلام بازداشت‌شدگان ٣ دریچه آن نیز مسدود بوده است.

 

۶-در کنار قرنطینه مذکور تنها ٢ باب دستشویی وجود داشته که یک دستگاه آن نیز خراب بوده و یکی دیگر فاقد درب بوده است بنحویکه بازداشت‌شدگان در نوبت طولانی دستشویی قرار گرفته و بدون رعایت مسائل بهداشتی و به صورت پابرهنه از سرویس بهداشتی مذکور استفاده می‌کرده‌اند. همچنین بازداشتگاه فاقد حمام بوده است و بازداشت‌شدگان امکان استفاده از حمام حتی جهت رعایت مسائل شرعی و نماز خواندن را نداشته‌اند.

 

٧- در قرنطینه مذکور یک شیر آب وجود داشته که آن هم آب بهداشتی نداشته و تمامی بازداشت‌شدگان از آن آب می‌نوشیده‌اند.

 

٨-دود گازروئیل حاصل از موتورخانه به داخل قرنطینه سرایت می‌کرده است و موجب آلودگی هوا در فضای محدود قرنطینه ۶۵ متری می‌شده است.

 

٩-یکی از بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش به نام محمدرضا کرمی معروف به محمد طیفیل که دارای سوابق کیفری متعدد بوده و سابقه نگهداری قبلی به مدت ۱٣ ماه در همین بازداشتگاه را داشته و فردی خشن و فاقد صلاحیت می‌باشد، به عنوان سروکیل بند قرنطینه توسط رئیس زندان (سرهنگ کمیجانی) انتخاب شده است.

 

۱٠افسر نگهبان وقت و سروکیل بند (محمد طیفیل) در موارد متعددی با لوله آب به شدت بازداشت‌شدگان را مورد ضرب و جرح قرار داده‌اند.

 

۱۱- غذای روزانه بازداشت‌شدگان هر وعده تنها یک عدد سیب‌زمینی کوچک و نصف نان لواش بوده که در شبانه‌روز، دو بار به آنان داده می‌شد، اگرچه در شب اول، همین غذای ناچیز هم به بازداشت‌شدگان داده نشد و در طول مدت بازداشت، صبحانه نیز به آنان داده نمی‌شد و همین امر باعث ضعف مفرط جسمانی بازداشت‌شدگان و کاهش مقاومت بدنی آنان در مقابل بیماری و شرایط حاکم بر بازداشتگاه و ضرب و جرح آنان شده است. (ندادن غذای مناسب به منظور تحت فشار قرار دادن بازداشتی‌ها یکی از محورهای اصلی شکایات واصله می‌باشد.) جدول توزیع ناهار و شام بازداشت‌شدگان استخراج شده از دفاتر موجود در کهریزک به شرح زیر است:

 

 

 

 

 

 ۱٢.به دليل ايراد ضرب و جرح شديد متهمان بازداشتي توسط مسئولين بازداشتگاه و سروكيل بند ، دست و پا و بدن بازداشت شدگان مجروح شده و نبود هواي پاك و فقدان شرايط بهداشتي و فضاي مناسب در قرنطينه باعث شده كه بدن بيشتر آنان عفونت پيدا نمايد. بازداشت شدگان در زمان پذيرش توسط استوار محمديان در تاريخ ۱٩/۴/٨٨ و در مورخ ٢٠/۴/٨٨ توسط استوار خميس آبادي بيشترين ضرب و جرح را تحمل كرده اند.

 

۱٣.عليرغم وجود پزشك و پزشكيار در كهريزك،در هنگام پذيرش،بازداشت شدگان مورد معاينه پزشكيار و پزشك قرار نگرفته اند.

 

۱۴.عليرغم وجود پزشك و پزشكيار در كهريزك ، فضاي بازداشتگاه كهريزك بسيار غير بهداشتي بوده و بوي تعفن تمامي قرنطينه را فرا گرفته و در صورت درخواست بازداشت شدگان براي اعزام به بهداري به درخواست آنان توجهي نشده و كسانيكه به بهداري اعزام شده اند (از جمله مرحوم امير جوادي فر كه در تاريخ ٢٢/۴/٨٨ به بهداري اعزام شده و پس از مداواي سر پايي ترخيص و در تاريخ ٢٣/۴/٨٨ فوت نموده) مداواي صحيح و اصولي در مورد آنان انجام نگرفته است و حتي دارو هاي تجويز شده توسط پزشك به آنان تحويل نشده است.

 

۱۵.قرنطينه فاقد فرش و موكت بوده و همگي افراد ، پابرهنه در آن تردد داشته اند و به علت شرايط موجود در آن، چشم تمامي بازداشت شدگان عفونت پيدا نموده و بعضي از بازداشت شدگان حالت غش داشته و از دهان آنان كف خارج مي شده است.

 

۱۶.حسب اعلام شكات، چند نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش كه در بين آنان در قرنطينه بوده به صورت نيمه عريان و بعضا عريان بودند و بعضي اوقات يك تكه پارچه به خود مي پيچيدند كه اين امر نيز حاكي از بي توجهي كامل مسئولين بازداشتگاه نسبت به مسائل شرعي و اخلاقي در بازداشتگاه مي باشد شاكيان اتفاق نظر دارند اين امر تعمدا مديريت مي شده است.

 

۱٧.در بازداشتگاه امكانات و فضاي لازم جهت اقامه نماز و انجام فرائض ديني موجود نبوده است.

 

۱٨.خانواده متهمين بازداشت شده از زمان دستگيري تا زمان انتقال آنان به زندان اوين در سر در گمي و ناراحتي به سر برده و از دستگيري و بازداشت بودن فرزندان خود اطلاعي نداشته اند و همين موضوع باعث مراجعه خانواده ها به پزشكي قانوني ، دادسراها ، بيمارستان ها و مراكز ذرماني جهت اطلاع از وضعيت فرزندان خود شده است. در حالي كه از تمامي بازداشت شدگان دو آدرس و دو شماره تلفن در زمان پذيرش آنان اخذ شده و ليكن اقدامي صورت نگرفته است.

 

۱٩.آثار ضرب و جرح بر روي بدن بعضي از بازداشت شدگان تا زمان رسيدگي در دادسرا قابل رويت بود و بعضي از آنان به پزشكي قانوني معرفي و آن مرجع اين موضوع را تاييد كرده است. نظريه پزشكي قانوني به شرح صفحات ۶٢٩،۶٣٩،٧٨۶،٨٧٨،٩٧٨ پرونده مويد اين موضوع است.

 

٢٠.مامورين بدرقه بازداشت شدگان از كهريزك به زندان اوين (از جمله ستوان گنج بخش و استوار رهسپار) علي رغم اينكه ساير بازداشتي ها وخيم بودن حال مرحوم جوادي فر را به مامورين مراقب تذكر مي دهند ليكن آنها نسبت به وضعيت جسماني و حال عمومي بازداشتي ها بي توجه بوده اند و به آنان اهانت مي كردند و الفاظ زشت به كار مي برده اند كه حتي با فوت مرحوم امير جوادي فر در بين راه در داخل اتوبوس اين موضوع را جدي نمي گيرند و فقط اتوبوس را متوقف و جسد را با يك خودروي ون به بازداشتگاه كهريزك بر مي گردانند.

 

٢۱.مامورين بدرقه فوق از دادن آب به بازداشت شدگان امتناع نموده و پس از رسيدن به اوين نيز مرحوم روح الاميني قبل از تحويل به زندان اوين به حالت كما رفته كه باز هم ستوان گنج بخش به وي لگد زده و اظهار نموده «بلند شو و فيلم بازي نكن.»

 

٢٢.اين شعار كه «اينجا كجاست؟» پاسخ:«كهريزك» ، «كهريزك كجاست؟» پاسخ:«آخر دنيا» ، «غذا خوب است؟» پاسخ:«بله قربان» ، «راضي هستيد؟» پاسخ:«بله قربان» توسط مسئول بازرسي فاتب (از جمله سرهنگ عامريان و افسر نگهبانان) به بازداشتي ها آموزش داده شده تا نامبردگان در برابر سوال آنان پاسخ مذكور را بدهند كه خود گوياي نوع سياست و مديريت حاكم بر بازداشتگاه مي باشد.

 

٢٣.سرهنگ كميجاني كه از ايراد ضرب و جرح بازداشتي ها توسط مامورين مطلع بوده پس از فوت يك نفر از بازداشتي ها به نام امير جوادي فر كه نحوه فوت وي در بالا توضيح داده شد براي شانه خالي كردن از بار مسئوليت و تلقين اين موضوع كه علت فوت وي مننژيت بوده و متاسفانه در رسانه ها نيز اين موضوع اعلام گرديد نزد دكتر فرهمند پور رئيس بهداري فاتب رفته و از وي مي خواهد علت فوت را بيماري مننژيت و محل فوت جوادي فر را داخل بازداشتگاه كهريزك اعلام نمايد حتي براي انجام اين كار ،امضاء متن از قبل آماده شده اي را از دكتر فرهمند پور تقاضا مي كنند ليكن نامبرده برگه مذكور را امضاء نمي كند حتي سرهنگ طوماري مسئول دفتر سردار رجب زاده نيز با وي تلفني تماس گرفته و از وي مي خواهد كه آن برگه را امضاء نمايد كه باز هم سرهنگ فرهمند پور اينكار را انجام نمي دهد و در نهايت از پزشك وظيفه اندرجاني كه در بهداري كهريزك شاغل بوده مي خواهند كه اين برگه را امضاء نمايد و به دليل عدم حضور پزشك وظيفه اندرجاني،سرهنگ كميجاني فرداي آن روز مجدد در بهداري حاضر و از مشاراليه اين موضوع را مي خواهد ولي پزشك وظيفه اندرجاني هم اين برگه را امضاء نمي كند.

 

النهايه نامه اي بر خلاف واقع خطاب به دادستان عمومي و انقلاب تهران توسط سرهنگ فلاح تهيه و به امضاء سرهنگ كميجاني مي رسد دائر بر اينكه :«۱. محسن روح الاميني پس از تحويل به زندان اوين در جمع ساير متهمين رد قرنطينه دچار تشنج گرديده و توسط بهداري زندان به بيمارستان شهداي تجريش منتقل مي گردد. ٢. بنا به تشخيص هر سه بيمارستان مهر ،شهداي تجريش و لقمان هر سه متهم در اثر مبتلا به بيماري مننژيت فوت نموده اند و علت فوت آنان بيماري مذكور تشخيص و اعلام شده است. ٣. بهداري زندان ٢۱٠ كهريزك نيز در خصوص تشخيص علت اوليه فوت متهم جوادي فر مشكل تنفسي و مننژيت و همچنين ايست قلبي اعلام نموده است. ۴. هيچ گونه ضرب و شتمي در خصوص متهمين در زندان صورت نگرفته است.»

 

همچنين متهمين فلاح و كميجاني مدعي هستند كه متن نامه خلاف واقع توسط دادستان سابق عمومي تهران آقاي سعيد مرتضوي به آنان داده شده و آقاي مرتضوي از آنان خواسته است كه چنين گزارشي را به دليل مصلحت به دادستان عمومي تهران ارائه نمايند. (صفحه ۱٨۱۴ جلد ٩ پرونده) همچنين به شرح برگه ۱٩٨۵ جلد ۱٠ پرونده سرهنگ فلاح مدعي است كه از دفتر دادستان تهران با دفتر سردار رجب زاده تماس گرفته و موضوع و خواسته دادستان تهران را به ايشان منتقل نموده و سردار رجب زاده دستور داده كه با ايشان همكاري شود.

 

٢۴. در مورخ ٢٣/۴/٨٨ نيز قبل از اعزام شكات به اوين ،به دستور افسر نگهبان ،آنان در انظار ساير بازداشت شدگان لخت مادر زاد شده و لباس هاي خود را وارونه پوشيده اند.

 

ادامه دارد

***

بخش سوم: جزییات شکنجه قربانیان کهریزک به روایت شاهدان عینی



جرس: در سومین بخش از سند دوم جنایت کهریزک نتایج تحقیقات و بررسی های انجام شده و اعمال غیر اخلاقی و غیر قانونی عاملان  این جنایت به تفصیل بیان شده است. در این بخش نحوه شهادت امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی به استناد شهادت سایر بازداشتی ها و سربازان وظیفه حاضر در مکان با جزییات نقل شده است.

 

به گزارش جرس، این بخش از قرار نهایی سازمان قضایی نیروهای مسلح که بیشترین حجم گزارش( از صفحه چهل تا نود و سه )، را به خود اختصاص داده است به تفصیل به کلیه اقدامات و رفتارهای غیر اخلاقی افسران و ماموران بازداشتگاه کهریزک در شکنجه و آزار بازداشت شدگان و وضعیت سه قربانی کهریزک پرداخته است. این سند هر چند به گوشه هایی از جنایات بازداشتگاه کهریزک اشاره دارد ولی گویای همه ظلمی که بر بازداشت شدگان اعمال شد، نمی باشد. همچنان که در بخش قبل نیز ذکر شد در حالیکه تعداد قربانیان جنایات کهریزک به استناد همین قرارصادره توسط بازپرس چهار نفر است، به وضعیت نفر چهارم یعنی مرحوم رامین آقازاده قهرمانی  و نحوه شهادت وی و شکنجه های اعمال شده به وی، در این بخش نیز  کوچکترین اشاره ای نشده است.

 

این گزارش تصریح دارد که به دليل ايراد ضرب و جرح شديد متهمان بازداشتي توسط مسئولين بازداشتگاه و سر وكيل بند ، دست و پا و بدن بازداشت شدگان مجروح شده و نبود هواي پاك و فقدان شرايط بهداشتي و فضاي مناسب در قرنطينه باعث شده كه بدن بيشتر آنان عفونت پيدا نمايد. این گزارش می افزاید:  به رغم  وجود پزشك و پزشكيار در كهريزك ، فضاي بازداشتگاه كهريزك بسيار غير بهداشتي بوده و بوي تعفن تمامي قرنطينه را فرا گرفته و در صورت درخواست بازداشت شدگان براي اعزام به بهداري به درخواست آنان توجهي نشده و كسانيكه به بهداري اعزام شده اند (از جمله مرحوم امير جوادي فر كه در تاريخ ٢٢/۴/٨٨ به بهداري اعزام شده و پس از مداواي سر پايي ترخيص و در تاريخ ٢٣/۴/٨٨ فوت نموده) مداواي صحيح و اصولي در مورد آنان انجام نگرفته است و حتي دارو هاي تجويز شده توسط پزشك به آنان تحويل نشده است. بر اساس این گزارش علاوه بر ضرب و جرح و بی حرمتی به کلیه بازداشت شدگان، مامورين بدرقه بازداشت شدگان از كهريزك به زندان اوين (از جمله ستوان گنج بخش و استوار رهسپار) علي رغم اينكه ساير بازداشتي ها وخيم بودن حال مرحوم جوادي فر را به مامورين مراقب تذكر مي دهند ليكن آنها نسبت به وضعيت جسماني و حال عمومي بازداشتي ها بي توجه بوده اند و به آنان اهانت مي كردند و الفاظ زشت به كار مي برده اند كه حتي با فوت مرحوم امير جوادي فر در بين راه در داخل اتوبوس اين موضوع را جدي نمي گيرند و فقط اتوبوس را متوقف و جسد را با يك خودروي ون به بازداشتگاه كهريزك بر مي گردانند.

 

این در حالی است که جوادي فر تمام دنده هايش شكسته بود و قرنيه چشم و دماغ و فك او نيز شكسته و پاره شده بود و او را با کتک سوار اتوبوس کرده اند و کمیجانی به او شلاق زده بود. کمیجانی با لگد به پهلوی جوادی‌فر که از حال رفته بود می‌زده و می‌گفته بلند شو فیلم بازی نکن! به رغم وخامت حال شهید جوادی و معرفی وی به بهداری بازداشتگاه، به جاي مداوا به او گفته بودند بزرگ مي شود يادش مي رود! یکی از شاهدان تصریح کرده به رغم تلاش بازداشت شدگان برای جلب نظر مسئولان به وخامت حال شهید جوادی فر، به آنها گفته شده است که می‌خواهند او را اعدام کنند پس بزارین همین‌ جا بمیره!

 

بر اساس اظهارات شهود شهید روح الاميني نیز بر اثر چركي كه پشتش وارد شده بود بي حال و كسل بود و در كهريزك ايستاده مي خوابيد و پشتش جوش داشت و كل بدنش چرك كرده بود. به رغم عفونت شدید شهید روح الامینی خمیس آبادی به زخمهای عفونی او با کمربند ضربه زده است.   یکی از شاهدان گفته است: ما زمانی که به زندان اوین رفتیم و تمامی متهمین از اتوبوس پیاده شدند و یکی از متهمین به نام روح‌الامینی بر روی زمین افتاد و مسئولین زندان اوین گفتند که ما متهم را پذیرش نمی‌کنیم و زنگ زدند به اورژانس و آمد و به دستور ستوان گنج‌بخش من و سرباز خلیلی او را به بیمارستان شهدای تجریش بردیم و بعد از ۲۴ ساعت، ساعت ۶ صبح فوت کردند. سرباز وظیفه نیز در شرح ماوقع گفته است: روز واقعه به داخل زندان اوین رفتیم متهم روح‌الامینی بر روی زمین به حالت درازکش افتاده بود. دیدم بعد از تحویل نگرفتن متهم که به حالت تشنج که از داخل دهان وی کف بیرون زده و چشم‌هایش بسته بود به اورژانس زنگ زدند که بعد از کمک‌های اولیه وی را داخل آمبولانس گذاشتند و به دستور فرمانده قرارگاه وی را به بیمارستان شهدای تجریش انتقال دادند. 

 

شهود اظهار کرده اند که  ستوان گنج‌بخش در زندان اوین در حضور معاونت زندان اوین در حالی که محسن روح‌الامینی بیهوش روی زمین افتاده بود با پوتین چند بار محکم به او لگد زد و گفت بلند شو فیلم بازی نکن!

 

 

شهود در مورد محمد کامرانی نیز با دکر شکنجه های مشابه سایرین، می گویند : او در روز دوم دچار عفونت بود و نمی توانست تکان بخورد و در آمارگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود...کامرانی تا لحظه ورود به اوین مثل بقیه بچه ها بود و همراه همه کتک خورد...نحوه برخورد با مرحومین خیلی وحشیانه بود و محمد کامرانی نیز به همین صورت و با شکنجه مأمورین و ضرب و شتم بازداشت کننده های اولی فوت کرد. داخل اتاق حتی قادر به ایستادن نبود و به زمین می افتاد تا اینکه او را به بیرون بازداشتگاه بردند...محمد کامرانی که داخل اوین حالت غش و تشنج به او دست داد و رنگش پریده بود و می گفت پاهایم شل شده که فکر کردم قند خونش پایین آمده که بعد از چند روز فوت کرد....بچه ها را شکنجه کردند و طاقت نداشتند زنده بمانند ...علت فوت آنها کثیفی زندان و آب و محل بود و دود و گازوئیل می دادند! 

 

یکی از شهود در اظهاراتش یادآوری کرده بود که به آنان گفته شده اینجا آخر دنیاست و صدایتان به هیچ کجا نمیرسد .

 

 

 بخش سوم سند دوم جنایت کهریزک به بررسی تفصیلی گفته های شاهدان و شاکیان و برخی از متهمان این جنایت هولناک پرداخته است و جزییات شکنجه ها و اعمال خلاف اخلاق و قانون ماموران مستقر در کهریزک به تصویر کشیده شده است.

 

متن کامل  بخش سوم قرار نهایی که برای اولین بار در جرس منتشر می شود به شرح زیر است:

  

قسمت سوم سند دوم جنایت کهریزک

 ج) شرح اظهارات شكات،مطلعين و متهمين درباره متوفيان:

ج-۱. مرحوم امير جوادي فر فرزند علي،دانشجو،زايچه ۱٣۶٣(۱٢۶٨) رشت،نوع اتهام: تباني و اجتماع با هدف اقدام عليه امنيت داخلي ،تخريب اموال عمومي و دولتي،اخلال در نظم عمومي،فعاليت تبليغي عليه نظام،بازداشت موقت،شماره كلاسه پرونده:۵٧٠/٨۵/٨٨ ،تاريخ بازداشت:۱٩/۴/٨٨،نام بازداشتگاه:كهريزك ،شعبه اول دادياري دادسراي امنيت تهران.

تاريخ فوت:ساعت ۱٣ مورخ ٢٣/۴/٨٨ حين انتقال به زندان اوين،تاريخ تحويل به پزشكي قانوني:ساعت ۱۵/۱۶ مورخ ٢٣/۴/٨٨.

 

اظهارات سرباز حميدرضا خردي به شرح صفحه ۴۱ ج يك:

موقعي كه متهمين را به زندان اوين انتقال مي داديم من اسكورت مي كردم كه شخصي به نام جوادي فر فوت كرد در داخل اتوبوس و او را به داخل ماشيني فولكس آوردند و جناب سروان گنج بخش به من و سرباز ستار كريمي دستور داد به سمت زندان كهريزك برگرديم و دكتر آمد بالا سر فوت شده و او را داخل كاور گذاشت.

 

اظهارات سرباز مجيد قيامتي به شرح صفحه ۴۴ ج يك:

من اول از همه وارد اتوبوس شدم و در آخر اتوبوس نشستم و بعد متهمين وارد اتوبوس شدند و بعد اتوبوس حركت كرد و حدودا چند دقيقه گذشته بود كه همهمه اي در جلوي اتوبوس شكل گرفت كه اتوبوس توقف كرد مثل اينكه يكي از متهمين حالش بد شده بود كه بعد از چند دقيقه شنيدم كه متهم جوادي فر فوت كرده است.

 

اظهارات سرباز مجيد چاداشي به شرح صفحه ۴٧ ج يك:

موقعي كه متهمان را به اوين انتقال مي دادند داخل اتوبوس يك نفر به نام جوادي فر فوت كرد و يك نفر ديگر به نام روح الاميني در داخل زندان اوين حالش بد شده و به بيمارستان انتقال دادند كه در بيمارستان فوت نمود و استوار رهسپار به عنوان سر اكيپ بودند و زماني كه جوادي فر فوت كرد سربازان ستار كريمي و حمير رضا خردي او را به داخل زندان كهريزك برگرداندند.

 

اظهارات سرباز مهدي محسني صفحه ۴٩ ج يك:

متهمين را از درب زندان بيرون آوردند و دو تا دو تا دستبند زدند و وارد اتوبوس كردند در يكي از اتوبوس ها آقاي رهسپار و سه نفر مامور بدرقه و من بودم حدود ۱٠ الي ۱۵ دقيقه بود كه حركت كرديم آقاي رهسپار متوجه شد يكي از متهمين خوابيده به بغل دستي او گفت كه ببين كه خوابيده كه ايشان گفت بله و آقاي رهسپار تاكيد كرد رويش آب بريزيد و آب ريختند اما حركتي نكرد و دستور دادند متهم را پايين بياورند و به يكي از متهم ها گفت نفس مصنوعي بدهد كه مشخص شده مرده است و او آقاي جوادي فر بوده.

 

اظهارات مرتضي سهرابي پناه به شرح صفحه ٩٢ ج يكم:

شب مهمان خاله ام بودم در خيابان امير آباد رفتم شيريني بخرم كه اشتباها توسط يگان ويژه دستگير شدم . هيچ نقشي در اغتشاشات نداشتم. شب اول ما را به پليس امنيت خ مطهري بردند و فرداي آن روز ساعت ۱٠ به سمت كهريزك به همراه ٢۱ نفر ديگر حركت كرديم.ابتدا ما را لخت و عريان كردند و وكيل بند و كمك هايش شورت و جوراب هاي ما را در آوردند و بعد لباس هايمان را پشت و رو پوشاندند و بعد ما را با لوله كتك زدند. روز دوم روي آسفالت داغ مي غلتاندند و با پاي برهنه كلاغ پر و پا مرغي مي بردند و هر كس تعلل مي كرد افسر نگهبان با لوله مي زد.كف دست ها و پاها و زانوها زخم شده و تاول زده بود.وضعيت بهداشت بد بود هوا خيلي گرم بود و آب كم بود و غذا نصف نان و ۴/۱ سيب زميني دو وعده در روز بود. روز دوم افسر نگهبان و وكيل بند ۵ نفر را آويزان كردند و كتك زدند و روز انتقال به اوين مرحوم جوادي فر در اتوبوس پشت سر من نشسته بود يكي از چشم هايش و بخشي از شقيقه وي كبود بود تشنج داشت و مدام مي لرزيد به سرباز وظيفه مامور گفتم وضع ايشان وخيم است او را با آمبولانس بفرستيد يك حرف ركيكي زد(به...كه حالش بد است) راننده خودرو يك ليوان آب از داخل ظرف خود به جوادي فر داد و ايشان حتي نمي توانست ليوان را بگيرد وقتي كه آب را به او دادند پس زد مامور كادر داخل اتوبوس هواي بچه ها را داشت در مسير

راه اوين بغل دستي جوادي فر گفت فكر كنم نفس نمي كشد. اتوبوس ايستاد بغل دستي من اهل قزوين بود .گفت من بهياري بلد هستم.تنفس مصنوعي مي توانم بدهم.دست بند جوادي فر را بريدند و او را داخل ون اسكورت خواباندند چون دست من با دست بغل دستي ام دستبند شده بود ما را پايين بردند مجددا او را تنفس مصنوعي داد كه بعد از ۴ الي ۵ مرتبه به يكباره آب و خون و مايع زرد رنگي از دهان مرحوم جوادي فر خارج شد و بعد او را به زندان كهريزك برگرداندند.

 

اظهارات شهرام صادقي به شرح صفحه ٩٣ ج يكم:

حين انتقال به اوين امير جوادي فر حالش به هم خورد كه مامورين توجهي نكردند و حتي از دادن آب و باز كردن پنجره اتوبوس جهت تهويه هوا جلوگيري كردند تا اينكه روي زمين افتاد و خون بالا آورد.

 

اظهارات حامد نادري به شرح صفحه ٩۶ ج يكم:

پس از تفهيم اتهام به بازداشتگاه كهريزك منتقل كه توسط افسر نگهبان وقت مورد ضرب و جرح قرار گرفتيم در يك اتاق ۶٠ متري ۱٧٠ نفر را سكونت دادند وضعيت اسف باري داشت و روز دوم در داخل حياط ما را كلاغ پر و چهار دست و پا بردند و بعد داخل اتاق را سمپاشي كردند كه اين امر باعث بدتر شدن وضعيت شد و تعدادي از زندانيان تشنج كردند در شب سوم مسعود عليزاده را آويزان كردند و توسط محمد طيفيل به شدت به وسيله قفل از سر و صورت مورد ضرب و جرح قرار گرفت يكي از بچه ها به نام محمد جوادي فر حالش خيلي بد بود و دستبندش در داخل اتوبوس به دست من بود و اصلا توان ايستادن روي پايش را نداشت.

به يكي از مامورين گفتم كه شروع به فحاشي و اهانت كرد و توجهي به اين موضوع ننمود و نهايتا در داخل اتوبوس و در بين راه زندان اوين فوت كرد.

 

اظهارات حامد پولادي به شرح صفحه ٩٧ ج يكم:

در اغتشاشات نقشي نداشتم ،بالاتر از ميدان ولي عصر توسط عوامل لباس شخصي دستگير شدم و پس از تحويل به پليس امنيت در خ مطهري شب آنجا بودم و روز بعد به كهريزك به همراه ٢٠ نفر منتقل شدم. هنگام پذيرش ما را لخت كردند و لباس هايم را پشت و رو پوشاندند. با شيلنگ به كف دست ما ميزدند و ما را چهار دست و پا بردند و همديگر را سوار هم مي كردند. كف پاهايمان به علت دويدن روي آسفالت داغ تاول زده بود و سر زانوهايمان زخم شده بود. يكي از وكيل بندها به نام محمد اهل اتابك خيلي ضرب و شتم مي كرد. يك شب مامورين به همراه دو نفر وكيل بند تعداد ٣ يا ۴ نفر از بچه ها را پس از زدن آويزان كردند. روزي دو وعده آن هم نصف نان لواش و نصف سيب زميني به ما مي دادند.

حين انتقال به زندان اوين يك نفر به نام امير جوادي فر داخل اتوبوس روي صندلي كنار من نشسته بود كه يكباره حالش بد شد او را پايين بردند و تنفس مصنوعي دادند كه بي فايده بود و فوت كرد و به همين دليل جناب سروان همراه ما ترسيد و اجازه داد بچه ها كمي پنجره اتوبوس را باز كنند تا هوا عوض شود،چون هوا خيلي گرم بود و همه داشتند از گرما تلف مي شدند.

 

اظهارات سامان محامي به شرح صفحات ٩٧ ج يكم پرونده:

در خيابان كارگر شمالي قصد رفتن به منزل دوستم را داشتم كه توسط عوامل لباس شخصي دستگير و به پليس پيشگيري منتقل شدم. صبح روز ۱٩/۴/٨٨ با حضور قاضي حيدري فرد تفهيم اتهام شديم. پس از حضور در زندان كهريزك در يك قرنطينه ۶٠ متري حدود ۱۶٠ نفر زنداني شدند و بازداشتگاه وضعيت بسيار بدي داشت و احدي از افسر نگهبانان با لوله بچه ها را كتك مي زد. روز دوم هم بچه ها را كلاغ پر بردند و چهار دست و پا بردند و پاي آنها به شدت آسيب ديد. بنده به همراه دو نفر ديگر به نام مسعود عليزاده و احمد بلوچي كه قصد رفتن به دستشويي داشتيم يك نفر شرور به نام محمد طيفيل ما را بيرون برد و با زنجير پاهاي ما را بست و آويزان كرد و افسر نگهبان نيز حاضر بود و ۵ الي ۶ دقيقه ادامه داشت. مي گفت اگر دستتان را روي زمين بگذاريد كتك مي خوريد. حين انتقال به اوين در اتوبوسي كه من حضور داشتم مرحوم امير جوادي فر نيز بود كه حالش بسيار خراب بود و پس از حركت و در بين مسير بچه ها گفتند كه ديگر قلبش نمي زند وضعيت ايشان را به يكي از سربازن گفتم ولي اهميت ندادند.

 

اظهارات محمد حسن رشيد نيا به شرح صفحه ٢٠٩ ج ٢:

مرحوم محسن روح الاميني،جوادي فر،كامراني كليه اين بچه ها جزء گروهي بودند كه مورد شكنجه قرار گرفتند. اگر امكانات رفاهي و پزشكي در زندان بود (يعني حداقل امكانات) هيچ كدام از اين بچه ها فوت نمي كردند.

 

اظهارات نيما وزيري به شرح صفحات ٢۱۱ و ٢۱٢ ج ٢:

۴ بعد از ظهر روز جمعه بود كه وارد كهريزك كردند و سربازان وظيفه تونل كردند ولي نزدند و وقتي كه وارد حياط شديم آقاي محمديان كه افسر نگهبان بود با بي احترامي كامل با ما برخورد كرد و هر چه مي خواستيم با لوله جواب مي داد و موقع بازرسي جلوي همه ما را لخت مي كرد بدون لباس زير كه مجبور بوديم. و بعد در يك اتاق ۶٠ الي ٧٠ متري كه حدود ٢٠٠ نفر بوديم حتي جاي نشستن نبود چه برسد به هواي تميز كه ما اعتراض كرديم جوابي نداشتيم و بعد يك نفر از زنداني از خودشان مراقب ما گذاشته بودند كه اسمش عادل تركه بود و با اعتراض عادل درب زندان را باز مي گذاشتند تا ما هوا بخوريم و روز دوم خميس آبادي ما را چهار دست و پا كلاغ پر برد و در آفتاب كف پاهايمان تاول زد و چون نمي توتنستم به بدن بروم با لوله به دستم زد و شب هم سه نفر را آويزان كردند و آقاي روح الاميني بر اثر چركي كه پشتش وارد شده بود بي حال و كسل بود و حتي قادر نبود بایستد و مي خوابيد. به جوادي فر هم اهميت ندادند كه داشت از درد مي مرد و حتي در كهريزك نه دكتر خبر مي كردند و نه به حال اين دو نفر مي رسيدند و محسن روح الاميني در كهريزك ايستاده مي خوابيد و پشتش جوش داشت و كل بدنش چرك كرده بود و جوادي فر تمام دنده هايش شكسته بود و قرنيه چشم و دماغ و فك او نيز شكسته و پاره شده بود.

 

اظهارات فريد ابراهيم زاده به شرح صفحات ٢۱٧ الي ٢۱٨ ج ٢:

مرحومين روح الاميني و جوادي فر و كامراني در شرايط بدي كه ما قرار داشتيم قرار داشتند و مرحوم روح الاميني به علت چركي كه در بدنش وجود داشت و نبود امكانات بهداشتي و همچنين چند ضربه كمربند كه از آقاي  خميس آبادي دريافت كرده بود در روز آخر بدنش كمي خونريزي كرد و جوادي فر هم به همين ترتيب بود كه در اتوبوس هنگام خروج از بازداشتگاه براي او تقاضاي آب كرديم كه به او ندادند و در اتوبوس فوت كرد.

 

اظهارات روح الله شكري به شرح صفحه ٢٢۱ ج ٢:

در كهريزك به دليل وجود كثيفي و فشارهاي عصبي حال ايشان بدتر شده و تمام بدنش عفونت كرد و جوش زد و آقاي جوادي فر به علت كتك هايي كه در روز دستگيري خورده بود –شكستن فك و صورت در روز دستگيري در كهريزك با وجود فشارها- حالش روز به روز بدتر شده و بيهوش مي گرديد با وجود چنين مشكلاتي او را به پزشك اعزام نكردند و روز اعزام به اوين حالش در ماشين بد شد و با اعلام بچه ها به ماموران و بي توجهي آنها مواجه شد كه به دليل ايست قلبي فوت كرد.

 

اظهارات قاسم اكبري به شرح صفحه ٢٢٧ ج ٢:

در روز آخر در هنگام آزاد شدن از اردوگاه حال جوادي فر بسيار وخيم شد كه از طرف مسئولين جدي گرفته نشد و با كتك او را سوار ماشين كردند و در راه هم هيچ توجهي به حال وي نشد و حتي از دادن آب به وي دريغ كردند و همين امر موجب فوت وي در راه اوين شد.

 

اظهارات رضا ابراهيم زاده به شرح صفحه ٢٣٩ و ٢۴٠ ج ٢:

امير جوادي فر هم در اتوبوس در حالي جان باخت كه مامورين حاضر در اتوبوس چه سرباز و چه سروان حاضر به انجام كوچكترين عملي براي بهتر شدن حال او نكردند.

 

اظهارات فرهاد پايداري به شرح صفحه ٢۴٢ ج ٢:

برخورد مسئولين با روح الاميني و جوادي فر و كامراني مثل بقيه افراد بود كه در حال رفتن به اوين وضعيت او بحراني شد و نياز به كمك داشت كه كمكي به او صورت نگرفت و در اتوبوس فوت كرد ولي دو نفر ديگر در همان روز وارد شدن به اوين فوت كردند.

 

اظهارات مهدي ملكي به شرح صفحه ٢۴٩ و ٢۵٠ ج ٢:

رفتار مامورين بازداشتگاه با اين دو نفر مانند بقيه زندانيان فوق العاده بد بود. به طوري كه ما التماس مي كرديم كه اين دو نفر و چند تن ديگر حالشان بد است حداقل آنها را در راهروي بند قرنطينه در هواي آزاد نگهداري كنند كه بتوانند نفس بكشند ولي با بي تفاوتي آنها نسبت به حال افراد زنداني مواجه مي شديم. امير جوادي فر در طي دوران زندان كهريزك در مواقعي دچار حمله هاي تنفسي و قلبي مي شد كه با كمك بچه ها و پاشيدن آب به صورت وي و يك سري كارهاي اوليه او را به حالت قبلي بر ميگردانديم و روزي كه ما را از كهريزك آزاد كردند به اوين منتقل مي كردند در اتوبوس جوادي فر دچار حمله تنفسي و قلبي شد كه هر چه به نگهبان گفتيم كه او حالش بد است توجهي نكرد تا اينكه او در مسير در گذشت.

 

اظهارات عماد يگانه به شرح صفحات ٢۵٨ الي ٢۵٩ ج ٢:

در مورد مرگ اين اشخاص (جوادي فر ، كامراني و روح الاميني ) مي توانم بگويم كه هر سه جوان و كاملا سالم بودند و فقط به علت شكنجه هايي كه در آنجا دادند فوت كردند. در مورد جوادي فر شب قبل از فوتش در آن اتاق حالش بسيار بد شده بود و نفسش كاملا گرفته بود همان زمان بود كه دود گازوئيل داخل اتاق كردند و من او را داخل دستشويي برده و آب روي سرش ريخته و سريعا او را باد زده  و در همانجا كه خنك ترين جاي اتاق بود نگه داشتم و در اين مدت به شدت او را باد مي زدند تا حالش كمي بهتر شود ولي فرداي آن روز كه مي خواستند ما را به اوين ببرند حدود يك ساعت درون اتوبوس نگه داشتند كه پنجره هاي آن را نمي گذاشتند باز كنيم و همچنين پرده ها را هم كشيده بودند ، آن اتوبوس زير تابش شديد نور خورشيد قرار داشت و مثل دستگاه فر غذا سازي  شده بود كه آن جوان ديگر طاقت نياورد و كمي خرخر كرد كه مامورين داخل اتوبوس هيچ توجهي نكردند با اينكه ما بسيار فرياد زديم كه كمكش كنيد فقط نگاه مي كردند و او در اتوبوس جان سپرد.

 

اظهارات محمد كميل واعظي پور به شرح صفحه ٢۶۶ ج ٢:

مرحوم جوادي فر در تمام مدت در بازداشتگاه از ناحيه چشم قطعا گويا از ناحيه فك و بيني هم به شدت مصدوم بود به طوري كه روز آخر كه وي را در حياط بازداشتگاه ديدم چشم چپ او كاملا چرك كرده بود و بسته بود اما نكته تاسف بار آن بود كه گويا او را به دكتر بازداشتگاه معرفي كرده بودند ولي به جاي مداوا به او گفته بود بزرگ مي شود يادش مي رود.

 

اظهارات حامد صدرالديني به شرح صفحات ٢٧۴ الي ٢٧۵ ج ٢:

امير جوادي فر نشستن و برخاستن برايش بسيار مشكل بود و به كمك بچه ها جا به جا مي شد. غذا نمي خورد چون فكش شكسته بود البته اگر بشود اسمش را غذا گذاشت و در تمام طول تنبيه ها همراه ما بود در صورتي كه توان راه رفتن نداشت و در روز آخر (٢٣/۴/٨٨) امير رو به آسمان روي زمين افتاده بود و توان حركت نداشت ولي باز هم مامورين اجازه كمك به او نمي دادند در طول راه امير در اتوبوس ديگري حالش بد شد و خون بالا آورد و از اتوبوس توسط مامورين خارج شد كه طبق گفته همراهان در همان لحظه جان سپرده بود.

 

اظهارات داود منصوري به شرح صفحه ٢٧٧ و ٢٧٨ ج ٢:

امير جوادي فر كه ايشان در بين راه فوت كرده بود بر اثر ضرب و جرح زياد و قبل از ورود به كهريزك و بي توجهي كاملا عمدي از سوي پزشك معالج ايشان كه در كهريزك به ايشان مي گفتند بزرگ مي شوي يادت مي رود و تشديد بيشتر در اثر برخورد هاي فيزيكي كه در كهريزك بود ايشان در بين راه به اوين و ناديده گرفتن اعتراضات بچه ها به مسئولين كه حالشان خوب نيست فوت كرد و زماني كه ايشان فوت كرد تازه آقايان به فكر آمدند و كمي پنجره هاي اتوبوس را باز كردند.

 

اظهارات حميد حجارها به شرح صفحات ٢٨٨-٢٨٩ ج ٢:

در خصوص آقاي روح الاميني در كهريزك به علت آلودگي در ناحيه كمر جوشهاي بزرگي زده بود و در روزهاي آخر از آنها چرك بيرون مي زد و حال كلي ايشان خوب نبود. در بازداشتگاه كهريزك هم روح الاميني و هم جوادي فر هر دو بيمار بودند و با وجود اطلاع مسئولين بازداشتگاه هيچ اقدامي براي مداواي اين بچه ها صورت نگرفت و در مسير بدرقه به زندان اوين يك سرباز بود كه در ميني بوس بود و تا خود اوين با لوله به من حمله كرد و مرا كتك زد به خاطر اينكه من به سرباز گفته بودم به امير جوادي فر آب بدهيد اما امير مرده بود.

 

اظهارات شاهين فتحي به شرح صفحه ٢٩٢ ج ٢:

در كهريزك به صورت داوطلبانه و حس انسان دوستي تا آنجا كه مي توانستم به جوادي فر ،روح الاميني و كامراني كمك مي كردم چون در آنجا يك عدد شير آب بود كه مسئول آن اينجانب شده بودم كه بچه ها به صورت نوبتي مي آمدند و با آفتابه به روي آنها آب مي ريختم كه مرحوم جوادي فر براي نفس كشيدن به داخل دستشويي مي آمد. علت فوت آنها كثيفي و عفونت و عدم نفس كشيدن و شكنجه بود.

 

اظهارات رضا توكلي به شرح صفحات ٣۱۱ و ٣۱٣ ج ٢:

جوادي فر وقتي كه آمد حال خوبي نداشت ولي بعد از چند روز شكنجه حال او خيلي بدتر شد و او را شكنجه مي دادند و يكي از خاطره هاي تلخي كه يادم نمي رود كه در راه كهريزك به اوين بود كه يكي از بچه ها حال بدي داشت به نام جوادي فر او رفته رفته ضعيف تر مي شد، به راننده گفتيم كه حال يكي از بچه ها خراب است گفت نمي توانيم توقف كنيم بعد از چند دقيقه تقاضاي آب كرديم كه به او بدهيم آنها آب را براي خودشان نگه داشتند به ما ندادند وقتي كه حال او وخيم شد باز گفتيم كه توقف كنيد حالش بد است وقتي كه راننده فهميد حال او بد است و نفس نمي كشد ايستاد و او را پايين آورد يكي از بچه ها به او تنفس مصنوعي داد يك دفعه امير خون بالا آورد و در همانجا فوت كرد.

 

اظهارات رضا ذوقي به شرح صفحه ٣٧٨ ج ٢:

روز دوم يكي از افسر نگهبان ها به همه با پاي برهنه و در زير آفتاب كلاغ پر داد كه پاهاي همه ما تاول زد و زانوي اكثر بچه ها زخم شد پس از چهار روز به زندان اوين منتقل كردند كه در بين راه امير جوادي فر فوت كرد.

 

اظهارات محمد مهدي روح شناسان به شرح صفحه ٣٨٨ ج ٢:

در كهريزك امير جوادي فر كنار من بود و هميشه در حالت درد كشيدن بود به طوري كه هيچ نمي توانست بنشيند و هميشه در حالت دراز كش بود با اينكه بدن آن چند زخم داشت.

 

اظهارات مجتبي رفيعي كيان به شرح صفحات ٣٩۱ و ٣٩٣ ج ٢:

آقاي جوادي فر در همان روز اول ورود به كهريزك حال خوبي نداشت و با توجه به نبودن هواي كافي دچار تشنج مي شد كه هر چه به مسئولين بازداشتگاه مي گفتيم با فحش و ناسزا جواب ما را مي دادند و ايشان در روز سه شنبه در حين اعزام به اوين دچار تشنج شديد در داخل اتوبوس شد و در همان اتوبوس تمام كرد و در داخل كهريزك حتي يك پزشك نبود.

 

اظهارات حسين امامي طالقاني به شرح صفحات ۴۱۴ و ۴۱۵ و ۴۱۱ ج ٢:

علت فوت اين عزيزان همانطور كه توضيح دادم بر اثر ضرب و شتم و زخم هاي به وجود آمده و عفونت كردن زخم ها بود. در تاريخ ۱٨/۴/٨٨ روز پنج شنبه در ساعت ٣٠/۴ دقيقه در خ انقلاب روبروي انتشارات امير كبير دستگير شدم در تاريخ ۱٩/۴/٨٨ ساعت سه بعد از ظهر ما را به كهريزك بردند و در ورودي زندان حدود يك ساعت ما را نگه داشتند كه احتمالا پذيرش نمي كردند بعد از يك ساعت ما را داخل زندان بردند ساعت حدود ٩ شب ما را داخل محوطه نگه داشتند كه يك آقاي استوار و يك ستوان ٢ پذيرش كردند رفتار استوار بسيار زننده بود و بچه ها را بسيار بد ميزد و مثلا اگر كسي يك مكثي براي معرفي خود و نام پدرش داشت كتك مي زد مثلا زمان پذيرش اگر كسي شماره تلفن نمي داد مي گفتند اين شماره را براي اين مي خواهيم كه وقتي مردي تماس بگيريم  كه جنازه شما را ببرند و بعد ما را مي فرستادند گوشه محوطه دو نفر زنداني سابقه دار مسئول بودند كه ما را لخت كنند و ما بايد جلوي همه لخت مادرزاد مي شديم و لباس زير و جورابمان را داخل سطل آشغال انداختند و پيراهن و شلوارمان را برعكس كرديم و بعد ما را به سمت زير زميني كه گوشه محوطه قرار داشت و دو سالن كنار هم بود كه سمت راست پر بود ما را داخل سالن سمت چپ كه بعد فهميديم قرنطينه شماره ۱ است فرستادند وقتي داخل شديم از شدت گرما و رطوبت و بوي بد همگي ايستاديم و شوكه شديم كه فضاي بسيار كوچكي براي حدود ۱٢٠ نفر بود كه نه هوا كشي و نه كولر وجود نداشت و از نظر بهداشتي هم پر از شپش بود كه توالت بسيار كثيف و يك شير آب و محيط كثيف و ما حتي نمي توانستيم كنار هم بنشينيم و اكثرا تا صبح نخوابيدند نزديك ظهر بچه ها را بيرون آوردند براي آمار كه بعد از آمار يك آقايي كه از زندانيان همانجا بود به همراه استوار ، بنده و سه نفر ديگر كه سن بيشتر داشتيم به بيرون صف منتقل كردند و بعد شروع كردند به تنبيه بچه ها اول با دويدن پاي برهنه در آن گرما و بعد از يك شب بي خوابي و عدم اكسيژن و بدون خوردن تكه ناني تا آن لحظه كه در اين حين بچه ها را به شدت با باتوم و لگد و مشت مي زدند و بعد از حدود ده دقيقه دويدن به بچه ها گفتند حالا بايد كلاغ پر برويد كه هر كسي امتناع مي كرد البته در اثر ناتواني نه نافرماني به شدت تنبيه مي شد كه بنده در اثر ديدن چنين صحنه هايي حالم بد شد و به شدت مي گريستم و بچه ها را حدود ۱۵ دقيقه كلاغ پر بردند كه بچه ها نمي توانستند و به زمين مي افتادند و آنها هم با مشت ، لگد و باتوم شديدا به سر و رويشان مي زدند كه بعضي از بچه ها از جمله مرحوم امير جوادي فر كه از قبل هم توسط افرادي كه دستگيرش كرده بودند مضروب شده بود و صدمه ديده بود حالشان بد شد كه آنها هيچ توجهي نمي كردند و اين بچه ها را مي زدند و بعد از آن به آنها گفتند چهار دست و پا روي زمين مانند حيوانات راه برويد كه در آن گرما و بر روي آسفالت زانو ها و دست هاي بچه ها و كف پاهاي آنها همه مجروح شده بود و تاول زده بود و همه از درد به خود مي پيچيدند و ناله مي كردند بعد از حدود ۴۵ دقيقه تنبيه ما را دوباره به قرنطینه برگرداندند که بعد از ۵ دقیقه بچه‌ها می‌گفتند خدا کند دوباره ما را به بیرون از اینجا ببرند و تنبیه کنند تا بتوانند نفسی بکشند. یعنی انقدر کمبود اکسیژن بود و بوی گازوئیل هم که به داخل می‌آمد بچه‌ها ترجیح می‌دادند برای تنبیه بیرون بروند تا در آن فضای نمور و کثیف نمانند. 

 

حدود دو ساعت بعد برای بچه‌ها نهار آوردند که نصف لواش بود که بعد از خوردن فهمیدیم به اندازه یک بند انگشت سیب‌زمینی هم روی آن بود و بعد از آن از قرنطینه بغلی حدود ۴۰ نفر هم به ما اضافه کردند که همه آدم‌های سابقه‌دار و معتاد و قاچاقچی بودند که فضا را غیر قابل تحمل هم از نظر اکسیژن هم از نظر روانی و بهداشتی هم از نظر رفتاری جوری که اغلب لخت مادرزاد بودند و رفتارشان با بچه‌ها مناسب نبود. بعد از حدود دو ساعت بچه‌ها کم کم حالشان بد شد و گوشه چشم بچه‌ها شروع کرد به چرک کردن و بعضی‌ها به حالت و غش و سکته افتادند که ما آن‌ها را به نزدیک درب خروجی بردیم و در اثر فریاد ما یک آقایی که از زندانیان بود و ته ریشی داشت و به او حاجی می‌گفتند آمد که من به ایشان گفتم بچه‌ها دارند می‌میرند که ایشان گفت شما را آوردند که اینجا بمیرید که در اثر اعتراض ما که حال بچه‌ها بسیار بد بود، بچه‌ها را به بالا منتقل کردند و داخل حیاط بردند که ما شروع کردیم به کمپرس و تنفس دادن به بچه‌ها که در همین حین زندانی‌های قرنطیه ۲ را هم بالا آوردند که ما تعجب کردیم چون آن‌ها خیلی نحیف و لاغر بودند و بدنشان پر از زخم و عفونت و اغلب لخت مادرزاد که من تصمیم گرفتم با مسئول آنجا صحبت کنم با دو نفر مسن به طرف ایشان رفتم و گفتم شرایط اینجا خوب نیست اکسیژن ندارد بچه‌ها از بین می‌روند. ایشان گفتند ما هیچ امکاناتی نداریم و جا هم نداریم و ایشان گفتند من هیچ‌کاره‌ام و بعد مرا که سن زیادی داشتم به سلول‌های بالا منتقل نموده و از بچه‌ها جدا شدم و همان شب وقتی که برای آمار ما را بیرون آوردند شاهد صحنه وحشتناکی بودم که سه نفر از بچه‌ها را از پا آویزان کرده بودند و به طرز وحشتناکی کتک می‌زدند و می‌گفتند باید بگویید غلط کردیم و بعد از ۱۵ دقیقه آن‌ها را پایین آوردند و به قرنطینه بردند. من حدود سه شبانه روز نخوابیدم و از نظر روحی و روانی در شرایط بسیار بدی بودم که در تاریخ ٢٣/۴/٨٨ به ما گفتند به اوین منتقل می‌شوید که ما را به محوطه آوردند و بچه‌ها را دیدم تعجب کردم چون اغلب مریض بودند. مثلا پشت روح‌الامینی پر از زخم‌های چرکی بود و امیر جوادی‌فر گوشه‌ای افتاده بود و می‌گفت چشم‌های مرا پس بدهید چون چشم‌اش نمی‌دید یا وهاب غفاری که از نظر روانی مشکل پیدا کرده بود و گریه می‌کرد و می‌گفت مرا اعدام نکنید و بچه‌ها خوشحال بودند که از آنجا می‌رفتند ما را دو تا دو دستنبد زدند و ۶۰ نفر را داخل اتوبوس کردند و در بدو ورود به دلیل حال بد جوادی‌فر ما گفتیم به ایشان آب قند بدهید وگرنه می‌میرد که ایشان حرف بدی زدند و گفتند به درک و تمام کسانی که داخل اتوبوس بودند ماسک زدند و بوی بد ما اذیتشان می‌کرد که بعد از حرکت اتوبوس به مدت نیم ساعت بچه‌ها دوباره گفتند حال جوادی‌فر بد است که دوباره استوار گفت به درک که مرد و نگذاشتند به او حتی آب بدهیم که بعد از ۵ دقیقه بچه‌ها گفتند امیر جوادی‌فر نفس نمی‌کشد که اتوبوس ایستاد و امیر را به بیرون بردند و معلوم شد فوت کرده است که بعد از یک ربع دوباره حرکت کردیم تازه برای ما آب آوردند و رفتارشان عوض شد و پنجره‌ها را باز کردند و زمانی که به اوین رسیدیم همه از بوی بد ما فرار می‌کردند در آنجا محسن روح‌الامینی هم توسط آمبولانس که حالشان خیلی بد بود منتقل شدند که بعد فهمیدیم فوت شده‌اند و همچنین در جلوی درب ورودی اندرزگاه یک اوین محمد کامرانی‌فر حالشان بد شد که من بعد از کمک به ایشان به مسئولان اطلاع دادم که ایشان را به بهداری بردند و ایشان هم فوت کرد.

 

اظهارات مسعود بیات به شرح صفحه ۴۵۴ ج ۳:

امیرجوادی‌فر را به نزد پزشک با ما بردند پزشک معالج با وجود مشاهده شکستگی بر روی بینی و گونه و پارگی پرده چشم هیچگونه رسیدگی نکردند و پزشک به او گفت که فعلا زنده می‌ماند و هیچگونه رسیدگی نشد.

 

اظهارات محمدرضا کرمی معروف به محمد طیفیل به شرح صفحه ۴۸۹ ج ۳:

یکی از مرحومین به نام امیر جوادی‌فر را می‌شناسم که علت آشنایی با آن مرحوم عفونت شدید چشم‌هایش بود که برای معالجه زیاد به پیش دکترمی‌آمد و آن دو تای دیگر را نمی‌شناسم و مشکلی دیگری که به وجود آمده بود. مریضی عفونی بود که تمام متهمین به آن دچار شدند که دور چشم‌های آن‌ها چرک زیادی جمع می‌گردید که این موضوع به پزشک اعلام شد و گفت دارو می‌دهم که ندادند. فردای آن روز هم تمامی متهمین به اوین منتقل شدند که پس از یک ساعت از انتقال، جوادی‌فر را با هایس برگرداندند که مرده بود.

 

اظهارات پوریا رمضانیان به شرح صفحه ۵۳۱ ج ۳:

در روز آخر افسر نگهبان خمیس‌آبادی، جوادی‌فر را مورد ضرب با باطوم در حیاط قرار دادند و داشت فوت می‌کرد ولی می‌رفت با دو پا روی شکم او می‌گفت هفته‌ای ۳ الی چهار نفر در کهریزک بمیرند معمولی است و چشم سمت راست او کور و فک و بینی او شکست و در اتوبوس نفس‌نفس می‌زد و گفتیم به او آب بدهید گفتند به درک بمیره و بعد از چند دقیقه در اتوبان فوت کرد.

 

اظهارات نادر خبره به شرح صفحه ۵۴۱ پرونده ج ۳:

این نفرات (مرحومین) علی‌الخصوص جوادی‌فر به دلیل عدم رسیدگی مسئولین و پزشکان به آن‌ها جان باختند و جوادی‌فر از ناحیه چشم نابینا شده بود.

 

اظهارات اکبر طاهری به شرح صفحه ۵۴۸ ج ۳:

در کهریزک بعد از آنکه مورد ضرب و شتم قرا گرفتم حال روح‌الامینی خراب بود که حتی روزی که ما را به اوین انتقال دادند. مرحوم جوادی‌فر داخل اتوبوس فوت کرد و کامرانی هم که همان روز به اوین آمدیم در داخل اوین حالشان بد شد که بعد فهمیدم فوت کرده است که همان‌طور که قبلا توضیح دادم این سه نفر به صورت فجیع مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و شکنجه شدند اگر مدت بازداشت ما بیشتر می‌شد تعداد نفراتی که فوت می‌کردند بیشتر هم می‌شد.

 

اظهارات اسحاق رضایی به شرح صفحه ۵۵۵ ج ۳:

جوادی‌فر در اتوبوس فوت کرد و بچه‌ها را شکنجه کردند و آب و محل بازداشتگاه کثیف بود و کرم داشت و دود گازوئیل نیز بود.

 

اظهارات امیر آقچه‌لو به شرح صفحه ۵۵۸ ج ۳:

مرحوم جوادی‌فر در اتوبوس ما فوت کرد قبل از فوت من به افسر داخل اتوبوس و سرباز همراه تذکر دادم که حال مرحوم خراب است که آمدند مرا کتک زدند و فحاشی کردند و علت مرگ آن مرحوم کثیف بودن و آلوده بودن و نبودن دکتر بود.

 

اظهارات میلاد حق‌پور به شرح صفحه ۵۶۳ ج ۳:

نحوه برخورد خیلی بد بود و هیچ دوا و دکتری نبود که بخواهد آن‌ها را معالجه کند و جوادی فر به علت شدت جراحات وارده فوت نمود.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحات ۵۷۲ الی ۵۷۵ ج ۳:

از روز اول من بی‌گناه دستگیر شدم پس از ۲۴ ساعت در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ به کهریزک فرستادند. در انجا در ساعت اول آقای محمدیان اقدام به ضرب و شتم شدید و رفتارهای غیر انسانی نمود و از ظهر آن روز همه بچه‌ها را لخت مادرزاد کردند و تا شب با زور کتک نگه داشتند و تا شب گرسنه نگه داشتند و شب هم بچه‌ها را داخل یک اتاق ۶۰ متری کردند که بدون هواکش و کولر بود و اتاق به قدری کوچک بود که در این مدت نتوانستیم بخوابیم فردای آن روز بنده از هوش رفتم و چند ساعتی نفهمیدم چه اتفاقی افتاد ولی بعد که به هوش آمدم، تقاضای پزشک کردم ولی با کتک پذیرایی شدم. روز دوم خمیس‌آبادی ما را به حیاط برد و چهار دست و پا روی آسفالت داغ سر ظهر زانوهایمان تاول زد. گریه‌کنان التماس می‌کردیم ولی با کتک مواجه شدیم و روز سوم هم به حیاط بردند و به بهانه ورزش کردن تنبیه کردند و علت فوت این سه نفر عدم رسیدگی به بیماری و جراحت عفونی و چشم بود که به هیچ عنوان رسیدگی نمی‌شد.

 

اظهارات سید میلاد حسینی به شرح صفحات ۶۱۳ و ۶۱۶ ج ۴:

روز آخر ۹ صبح ما را به حیاط آوردند و در حضور رئیس زندان ما را کمی آزار دادند و تا وسایل‌مان را تحویل دادند حدود ۴ ساعت طول کشید و دوباره همان دستبندهای پلاستیکی را به دست‌هایمان زدند و سوار اتوبوس کردند و ساعتی هم در آن گرما در اتوبوس با پنجره‌های بسته نگه داشتند که حاضر به دادن کمی آب هم نبودند طوری که امیر جوادی‌فر از شدت گرما و ضرباتی که خورده بود تشنج کرد و دقایقی بعد جان باخت و مسئولان هیچ توجهی به وضعیت بد آنها نداشتند. جوادی‌فر به علت ضربه‌ای که به سرش خورده بود یک چشم‌اش نابینا شده بود و حالت تعادل خود را از دست داده بود و مشکل تنفسی داشت. هر چه به آنها می‌گفتیم توجه نمی‌کردند و امیر جوادی‌فر بعد از تشنج و بی‌رحمی افراد و سربازان که حاضر به دادن آب به او نبودند فوت کرد و با توجه به اینکه جوادی‌فر جراحت‌های فراوانی داشت باز هم او را با بقیه افراد پامرغی و کلاغ‌پر می‌بردند و شکنجه می‌دادند.

  

 اظهارات فاضلی مستخدم به شرح صفحه ۶۲۴ ج ۴:

برخورد مسئولین زندان با مرحومین خیلی بد بود. چون که زمانی که حال و وضعیت این آقایان را به مسئولین اعلام می‌کردیم رسیدگی نکردند و جوادی‌فر به علت شکنجه چشم خود را از دست داده بود قبل از مرگش.

 

اظهارات سید اشکان خراسانی به شرح صفحه ۶٣٧ ج ۴:

این دو نفر از نظر جسمانی بسیار در شرایط بدی بودند. آقای جوادی‌فر از شکستگی دنده و فک مشکل قرنیه چشم رنج می‌برد و علت مرگ‌اش ضرب و شتم شدید بوده و با تشنج فوت کرد.

 

اظهارات میثم کارگر به شرح صفحه ۶۴۳ ج ۴:

مرحوم جوادی‌فر و روح‌الامینی و کامرانی را هم مثل ما می‌زدند و کتک می‌خوردند. آنها در آنجا که بودند نیاز به پزشک داشتند که ما به مسئولین می‌گفتیم آنها اعتنایی نکردند.

 

اظهارت علی نجاری به شرح صفحه ۶۸۱ ج ۴:

مسئولین زندان با همه یک جور برخورد می‌کردند، مریض و غیر مریض برای آنها معنی خاصی نداشت و جالب این که ما آنها را فقط در زمان هواخوری می‌دیدیم و این مرحومین که فوت کردند واقعا در آن فضا زجر می‌کشیدند ولی آنها به آنان نه تنها نگاه نمی‌کردند بلکه آن‌ها را در تنبیهات هم شرکت می‌داد. امیر جوادی‌فر هم که متاسفانه در اتوبوس فوت کرد. 

 

 اظهارات محمد صادقلو به شرح صفحه ۷۱۶ ج ۴:

 مرحومین کامرانی و روح‌الامینی تحت فشارهای عصبی شدید و شکنجه‌هایی که به صورت عمومی به همه داده می‌شد و این که توان زیادی بر اثر برخورد شدید و وحشیانه آن‌ها نداشتند آسیب دیدند و منجر به مرگ آن‌ها شد.

 

اظهارات علیرضا حسینیان به شرح صفحات ۷۲۰ الی ۷۲۲ ج ۴:

روز آخر که می‌خواستند ما را به اوین انتقال بدهند وقتی سوار اتوبوس شدیم امیر جوادی‌فر در ماشین ما بود تشنج کرد و ما به اطلاع مامورین کهریزک رساندیم و به بدترین شکل برخورد کرد و یک کلمه بد گفت. بعد فوت کرد.

وقتی مرحومین را به بهیاری بردند از ۴ متری بهیار گفت که برو، خوبی چیزیت نیست و همان برخوردی که با ما می‌کردند با آن‌ها هم می‌کردند. حتی یک روز یکی از این‌ها زمین افتاده بود که نمی‌توانست بلند شود با لوله او را می‌زدند. جوادی‌فر نفر جلویی من در اتوبوس بود که ما به استوار رهسپار گفتیم این حالش خوب نیست داره می‌میره، گفت به .... که مرد.

 

اظهارات هومن رجبی به شرح صفحه ۷۲۶ ج ۴:

 نحوه برخورد مسئولین خیلی بد و وحشیانه بود. فرقی بین ما و بچه‌هایی که در حال مرگ بودند نبود. به نظر من علت فوت این سه نفر بی‌توجهی و شکنجه‌های فراوان بود به طوری که زمانی که جوادی‌فر مرحوم در راه کهریزک نیاز به آب داشت و داشت جان می‌داد درکمال بی‌رحمی با او برخورد شد. ما هر چه گفتیم این دوستمان در حال مرگ است گفتند به شما مربوط نمی‌شود و به ما ناسزا گفتند.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحه ۷۳۰ ج ۴:

روح‌الامینی در روز دوم در حین پامرغی و در حین کوتاه کردن مو دچار ضربه با لوله به سر و گردن و کمر شده بود و در شبی دیگر به همراه سه تن دیگر به بیرون خوانده شده بود.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ۷۳۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با این که حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود یعنی تنبیهات، کتک‌ها و ضرب و شتم‌ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و در مورد روح‌الامینی و کامرانی شدید بودند. جراحات و وضعیت بد آن‌ها باعث عفونت شدید شد که منجر به فوت آن‌ها شد. همچنین ستوان گنج‌بخش در زندان اوین در حضور معاونت زندان اوین در حالی که محسن روح‌الامینی بیهوش روی زمین افتاده بود با پوتین چند بار محکم به او لگد زد و گفت بلند شو فیلم بازی نکن.

 

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ۷۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می‌کردند و همه را کلاغ پر می‌بردند و به آن‌ها نیز با این که حال خوبی نداشتند همانقدر غذا و هواخوری می‌دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ۷۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آن‌ها گوش ندادند و هیچ دکتری به آنجا نیامد که به درد آنها برسند مرحوم امیر جوادی‌فر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی‌توجهی مسئولین کهریزک بود کامرانی و روح الامینی به علت بهداشت نا مناسب آنجا و عفونتی که کرده بودند فوت کردند.

 

اظهارات متهم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش به شرح صفحه ۸۲۱ ج ۵:

در آن لحظه چون متهمین با جرم سنگین داخل خودرو بودند و در آن محل نگه داشتند چندین مرتبه با گوشی ایرانسل خودم قصد تماس با اورژانس داشتم ولی موفق نشدم و چون بقیه متهمین به علت گرما و عطش بسیار سر و صدا می‌کردند جهت جلوگیری از هر گونه اتفاق احتمالی سریعا با رئیس زندان تماس تلفنی و مرحوم جوادی‌فر را به بهداری زندان که در آن لحظه به نظر من هنوز زنده بود و توسط یکی دو نفر تنفس مصنوعی داده شده با خودرو به بهداری زندان برگشت داده شد چون در آن لحظه با توجه به آشنایی منطقه بهداری نزدیک سراغ نداشتیم و متهمین باید تا قبل از وقت اداری به زندان اوین تحویل می‌شدند.

 

اظهارات متهم اکبر رهسپار به شرح صفحه ۸۲۵ ج ۵:

در خصوص نحوه اعزام متهم جوادی‌فر چون در داخل اتوبوس بدرقه ما بود من و سه نفر پرسنل وظیفه هیچگونه اطلاعی از سالم بودن متهمین را نداشتیم و موقعی که اینجانب سوار اتوبوس شدم که سه نفر وظیفه در داخل اتوبوس بودند و همراه با راننده که بعد اینجانب سوار اتوبوس شدم و کلا ده دقیقه از زندان خارج نشده بودیم که یک دفعه بر سر جاده کهریزک یکی از متهمین بی‌حرکت بودند که به نفر بغل دستی وی گفتم که چرا این‌طور ایستاده است بر روی صندلی که سریعا اتوبوس را به بغل جاده متوقف نمودیم و سریعا طی هماهنگی مراتب را به سراکیپ سروان گنج‌بخش خبر دادیم که هر چه تنفس مصنوعی به متهم دادیم و سریعا ستوان گنج‌بخش مراتب به ریاست زندان گفتند و وی اعلام نمود متهم را به زندان بیاورید.

 

اظهارات مرتضی بنایی به شرح صفحه ۸۲۶ ج ۵:

من فقط شاهد این بودم که گروهبان رهسپار با بی‌اعتنایی فراوان به اخطارهای بچه‌ها که آقای امیر جوادی‌فر که حالت نابسامانی داشت که بنده به ایشان تذکر دادم که حالش بد می‌باشد و شما باید به حال جوادی‌فر رسیدگی کنید و سربازی با ایشان بود گفت به .... که بمیره، من علت مرگ جوادی‌فر را بی‌اعتنایی این شخص یعنی رهسپار می‌دانم و از ایشان شاکی هستم.

  

اظهارات مهدی گنجی به شرح صفحه ۸۲۷ ج ۵:

من در همان اتوبوس جوادی‌فر بودم اما در انتهای اتوبوس. وقتی امیر بی‌حال شد تمامی کسانی که در اتوبوس بودند به رهسپار گفتند که حداقل پنجره‌ها را باز کنیم یا آب به امیر بدهید اما ایشان به هیچ‌وجه قبول نکردند و یک حرف بد هم زدند. با کمال بی‌رحمی با او برخورد شد. ما هر چه گفتیم این دوستمان در حال مرگ است گفتند به شما مربوط نمی‌شود و به ما ناسزا گفتند.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحات ۷۲۳ و ۷۳۰ :

در روز پایانی زمانی که امیر جوادی‌فر در حال رفتن به داخل اتوبوس بود توسط سرهنگ کمیجانی دچار ضرب و شتم و دشنام‌گویی شد و جوادی‌فر بر اثر نابینایی چشم راست و شکستگی بینی و قفسه سینه در حال درد کشیدن بود اما ایشان به داخل زندان منتقل شد و پذیرش شد و روز دوم مجبور بود با دیگران پامرغی برود و توسط خمیس‌آبادی کتک خورد و در روز پایانی به دست کمیجانی و آقای استوار مورد ضرب قرار گرفت.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ۷۳۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با این که حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود. یعنی تنبیهات و کتک‌ها و ضرب و شتم‌ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و به نظر من علت فوت جوادی‌فر ضرب و شتم شدید بود که دنده‌هایش شکسته بود و سبب شد ریه‌اش سوراخ شود و عفونت کند.

 

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ۷۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می‌کردند و همه را کلاغ پر می‌بردند و به آنها نیز با این که حال خوبی نداشتند همان‌قدر غذا و هواخوردی می‌دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ۷۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آن‌ها گوش ندادند و هییچ دکتری به‌ آنجا نیامد که به درد آنها برسند، مرحوم جوادی‌فر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی‌توجهی مسئولین کهریزک بود.

 

اظهارات متهم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش به شرح صفحه ۸۲۱ ج ۵:

در آن لحظه چون متهمین با جرم سنگین داخل خودرو بودند و در آن محل نگه داشتند چندین مرتبه با گوشی ایرانسل خودم قصد تماس با اورژانس داشتم ولی موفق نشدم و چون بقیه متهمین به علت گرما و عطش بسیار سر و صدا می‌کردند جهت جلوگیری از هر گونه اتفاق احتمالی سریعا با رئیس زندان تماس تلفنی و مرحوم جوادی‌فر را به بهداری زندان که در آن لحظه به نظر من هنوز زنده بود و توسط یکی دو نفر تنفس مصنوعی داده شده با خودرو به بهداری زندان برگشت داده شد چون در آن لحظه با توجه به آشنایی منطقه بهداری نزدیک سراغ نداشتیم و متهمین باید تا قبل از وقت اداری به زندان اوین تحویل می‌شدند.

 

اظهارات متهم گ اکبر رهسپار به شرح صفحه ۸۲۵ ج ۵:

در خصوص نحوه اعزام متهم جوادی‌فر چون در داخل اتوبوس بدرقه ما بود من و سه نفر پرسنل وظیفه هیچگونه اطلاعی از سالم بودن متهمین را نداشتیم و موقعی که اینجانب سوار اتوبوس شدم که سه نفر وظیفه در داخل اتوبوس بودند و همراه با راننده که بعد اینجانب سوار اتوبوس شدم و كلا ده دقیقه از زندان خارج نشده بودیم كه یك دفعه بر سر جاده كهریزك یكی از متهمین بی حركت بودند كه به نفر بغل دستی وی گفتم چرا اینطور ایستاده است بر روی صندلی كه سریعا اتوبوس را به بغل جاده متوقف نمودیم و سریعا طی هماهنگی مراتب را به سر اكیپ سروان گنج بخش خبر دادیم كه هر چه تنفس مصنوعی به متهم دادیم و سریعا ستوان گنج بخش مراتب به ریاست زندان گفتند و وی اعلام نمود متهم را به زندان بیاورید.

 

اظهارات مرتضی بنایی به شرح صفحه ۸۲۶ ج ۵:

من فقط شاهد این بودم كه گروهبان رهسپار با بی اعتنایی فراوان به اخطارهای بچه ها كه آقای امیر جوادی فر كه حالت نابسامانی داشت كه بنده به ایشان تذكر دادم كه حالش بد می باشد و شما باید به حال جوادی فر رسیدگی كنید و سربازی با ایشان بود گفت به ... كه بمیره، من علت مرگ جوادی فر را بی اعتنایی این شخص یعنی رهسپار می دانم و از ایشان شاكی هستم.

 

اظهارات مهدی گنجی به شرح صفحه ۸۲۷ج ۵

من در همان اتوبوس جوادی فر بودم اما در انتهای اتوبوس وقتی امیر بی حال شد تمامی كسانی كه در اتوبوس بودند به رهسپار گفتند كه حداقل پنجره ها را باز كنیم یا آب به امیر بدهید اما ایشان به هیچ وجه قبول نكردند و یك حرف بد هم زدند.

 

اظهارات مهدی بهمن‌زاده به شرح صفحات ۸۴۹ و ۸۲۵ ج:

نحوه برخورد مامورین با همه ما به یک صورت و بسیار بد بود و وقتی که به اطلاع مسئولین کهریزک رساندیم که حال مرحومین از نظر جسمی بد می‌باشد با بی‌تفاوتی آنها روبه‌رو شدیم. امیر جوادی‌فر آن‌طور که خودش گفت حین دستگیری بر اثر ضرب و شتم دچار شکستگی دنده و آسیب‌دیدگی فک و پارگی قرنیه چشم شده بود که البته واضح بود که بر اثر سهل‌انگاری مسئولین حالش وخیم و سرانجام فوت کرد و آقای رهسپار هم که در اتوبوس حین برگشت مسئول ما بود و یکی از عوامل اصلی مرگ جوادی‌فر به طوری که وقتی حال وی خراب شد بچه‌ها التماس کردند و از او خواستند یک مقدار پنجره را باز کند تا هوای داغ اتوبوس عوض شود اما با مخالفت شدید رهسپار مواجه شدند. بعد از مدتی دوباره از او خواستیم که پنجره را باز کن، اتوبوس رانگه دار یک ذره آب بده حال جوادی‌فر خوب نیست اما باز هم مخالفت کرد تا سرانجام که اتوبوس را نگه داشت و امیر را به آمبولانس منتقل کردند دیر شده بود. حین ورود به اتوبوس هم این آقا دست بچه‌ها را با دستبند پلاستیکی محکم بست که در همان دقایق اولیه دست بچه‌ها باد کرد. برخورد رهسپار و سرباز همراهش مهدی محسنی بسیار بد و بی‌رحمانه بود. حتی در جواب درخواست بچه‌ها در مورد وضع جوادی‌فر گفت که می‌خواهند او را اعدام کنند پس بزارین همین‌ جا بمیره!

 

 اظهارات سامان گنجی به شرح صفحات ۸۵۴ الی ۸۵۵ ج ۵:

نحوه برخورد با مرحومین خیلی وحشیانه بود به صورتی که جوادی‌فر در موقع بازداشت از ناحیه فک و صورت آسیب دیده بود و در کهریزک نیز پس از شکنجه و ضرب و شتم مامورین از ناحیه چشم آسیب دید و فوت کرد.

 

اظهارات علیرضا اصفهانی به شرح صفحه ۸۶۸ ج ۵:

در روز آخر آقای جوادی فر در سایه افتاده بود که آقای کمیجانی با لگد به ایشان می‌زدند گفتند برو توی صف بایست و علت فوت جوادی‌فر کتک زیاد و کمی هوا بود و خود من هم ۴ الی ۵ بار در کهریزک غش کردم.

 

اظهارات نادر نجفی به شرح صفحه ۱۱۳۹ الی ۱۱۴۱ ج ۶:

در مجموع همه بازداشتی‌ها را مورد شکنجه قرار می‌دادند بنده روز آخر آقای جوادی‌فر که در کنار من درخواست آب داشتند سرهنگ کمیجانی اعتنایی نکرد و ایشان در اتوبوس فوت کرد و مثل بنده و ایشان و بقیه مرحومین را در زندان توسط محمدیان و خمیس‌آبادی مورد ضرب و شتم و کلاغ پر قرار گرفتیم و به علت این که تعدادی توان کتک نداشتند بی‌هوش شدند و کامرانی و جوادی‌فر را نیز در آنجا شکنجه دادند و افسران باعث این حوادث و کشته شدن افراد شدند.

 

اظهارات پیمان شهنایی به شرح صفحات ۱۱۵۴ الی ۱۱۵۵ ج ۶:

رفتارشان بسیار شنیع و غیرانسانی بود به نحوی که من نظیر آن را از هیچ جلادی ندیده‌ام و مرحوم جوادی‌فر در اثر لوله آب که می‌زدند دنده‌هایش شکسته بود مجبور به کلاغ‌پر رفتن می‌کردند و او را در اتوبوس که به اوین می‌آمد حالش رو به وخامت رفت و بچه‌ها به راننده گفته بودند که ترتیب اثر نداده بود و وی فوت کرد.

 

اظهارات داود منصوری به شرح صفحه ۱۱۸۷:

مرحوم جوادی‌فر در انتقال ما به اوین در میان راه با توجه به خواسته پی‌درپی بچه‌ها مبنی بر رسیدگی به وضعیت ایشان و با بی‌توجهی مامورین ایشان به رحمت خدا رفت و لازم به ذکر است که در حیاط بازداشتگاه زمانی که بچه‌ها در حیاط برای رفتن به اوین آماده می‌شدند سرهنگ کمیجانی چند ضربه به مرحوم جوادی‌فر با اینکه می‌دانست ایشان زخمی است وارد کرد.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحه ۱۲۲۰ ج۶:

از روز اول تمام بچه‌ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند که مرحوم روح‌الامینی را کلاغ‌پر و پامرغی و جوادی‌فر به همراه او با کتک روبه‌رو می‌شدند و آقایان محمدیان و محمد طیفیل و خمیس‌آبادی بچه‌ها را از قبیل جوادی‌فر و روح‌الامینی را تنبیه بدنی با لوله می‌کردند و به تمام بدن آنها می زدند و بیشتر آنها در حیاط زندان بود و حتی روز آخر خمیس‌آبادی به کمر روح‌الامینی ضربه زد به شدت عفونت کرد و در روز آخر کمیجانی با لگد به پهلوی جوادی‌فر که از حال رفته بود می‌زد می‌گفت بلند شو فیلم بازی نکن.

 

اظهارات وحید وکیلی به شرح صفحه ۱۳۲۷ ج ۷:

با آن‌ها برخورد بسیار بدی داشتند حتی وقتی امیر جوادی‌فر روی زمین بی‌حال افتاده بود سرهنگ کمیجانی لگد به او زد و او را پرت کرد و گفت مردی که مردی و کامرانی و روح‌الامینی نیز در شرایط بسیار بدی قرار داشتند و اصلا آن‌ها را به پزشک نمی‌بردند.

 

اظهارات حسین نصر اصفهانی به شرح صفحه ۱۰۳۹، ۱۰۴۰ ج ۱۰:

در مورد این سه نفر می‌توانم به صراحت بگویم همان‌قدر که ما تنبیه شدیم آن‌ها هم تنبیه شدند. در کهریزک به دلیل وضعیت کاملا بد کهریزک و نرسیدن دارو و پزشک در راه انتقال به اوین فوت کرد.

آقایان نادر خبره، طاها زینالی، حامد زندی‌فر، سید اشکان خراسانی، حسین باغبان به شرح صفحات ۸۸۹ الی ۸۹۲ پرونده در مواجهه حضوری با متهم استوار محمدیان گواهی نموده‌اند که مرحوم جوادی‌فر توسط استوار محمدیان با لوله آب کتک خورده است.

همچنین آقایان طاها زینالی، حامد زندی‌فر، فربد ابراهیم‌زاده، رضا ابراهیم‌زاده،‌احمد زمان‌پور، حسین باغبان به شرح صفحات ۸۹۳ الی ۸۹۷ پرونده گواهی نموده‌اند که استوار خمیس آبادی در روز دوم همه بازداشتی‌ها را شکنجه و مرحوم جوادی‌فر را نیز کتک زده است.

آقایان طاها زینالی، نادر خبره، سید اشکان خراسانی، حسین باغبان، مسعود علیزاده، حامد زندی‌فر، فربد ابراهیم‌زاده و محمد محمدپور به شرح صفحات ۸۹۷ الی ۹۰۰ پرونده در مواجهه حضوری با سرهنگ کمیجانی اظهار نموده‌اند که در روز آخر یعنی مورخ ٢٣/۴/٨٨ در کهریزک جوادی‌فر به دلیل بد حال بودن در سایه نشسته بود که سرهنگ کمیجانی یک لگد به او زده است.

 

ج-٢ مرحوم محسن روح‌الامینی فرزند عبدالحسین، زایچه ۱۳۶۳/ ۳۵۱۰ تهران، مدرک تحصیلی: دیپلم.

 

نوع اتهام: تبانی و اجتماعی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی، تخریب اموال عمومی و دولتی، اخلال در نظم عمومی، فعالیت تبلیغی علیه نظام.

تاریخ بازداشت: ۱٩/۴/٨٨ زندان کهریزک، شماره پرونده: ۵٧٠/٨۵/٨٨، تاریخ فوت: ٢۴/۴/٨٨ و تاریخ تحویل به پزشکی قانونی: ساعت ٣۵/۱۱ مورخ ٢۴/۴/٨٨ تحویل دهنده: سربازه ساسان نجفی و  تحویل گیرنده: محمدپور.

 

صورتجلسه مامورین زندان در مورخ ٢٣/۴/٨٨ هنگام انتقال متهم به زندان اوین:

در رابطه با اعزام ۱۴۵ نفر متهم به زندان اوین و به علت دوری راه چند نفر از متهمین دچار گرمازدگی شده و بیهوش شدند که سریعا با هماهنگی اورژانس تهران، اکیپی از عوامل آن‌ها بر بالین متهم حاضر و اقدامات اولیه انجام و خوشبختانه جز یک نفر از آن‌ها به نام روح‌الامینی بقیه به حالت عادی برگشتند و متهم مذکور به همراه دو نفر از مامورین و ساسان نجفی و سیدجابر خلیلی به بیمارستان شهدای تجریش اعزام شد.

 

امضا کننده صورت‌جلسه: ستوان تقی‌زاده، س ۱ گنج بخش، گ ۱ روح‌الله هاشمی، علی پوش‌نگاه در تاریخ ٢٣/ ۴/٨٨.

 

اظهارات سرباز سیدجابر خلیلی به شرح صفحه ۵۱ ج یک:

من از جوادی‌فر چیزی نمی‌دانم ولی یک نفر دیگر که به زندان اوین برده بودم به نام روح‌الامینی در بیمارستان شهدای تجریش فوت کرد و من و سرباز ساسان نجفی به دستور ستوان گنج بخش او را به بیمارستان بردیم و چون بیماری او ناشناخته اعلام شده بود مسئولین زندان اوین او را پذیرش نمی‌کردند و از طریق اورژانس ۱۱۵ وی را به بیمارستان بردیم و در ساعت ۶ بامداد فوت نمودند و در زمانیکه به اوین رسیدیم روح‌الامینی به زمین افتاده بود و او را پذیرش نمی‌کردند.

 

اظهارات سرباز ساسان نجفی به شرح صفحه ۵۶ جلد یک:

ما زمانی که به زندان اوین رفتیم و تمامی متهمین از اتوبوس پیاده شدند و یکی از متهمین به نام روح‌الامینی بر روی زمین افتاد و مسئولین زندان اوین گفتند که ما متهم را پذیرش نمی‌کنیم و زنگ زدند به اورژانس و آمد و به دستور ستوان گنج‌بخش من و سرباز خلیلی او را به بیمارستان شهدای تجریش بردیم و بعد از ۲۴ ساعت، ساعت ۶ صبح فوت کردند.

 

اظهارات فرامرزی مفاخری ۵۵ ساله بازنشسته نهاجا، به شرح صفحه ۹۰ ج یک:

در ساعت ٣٠/۱٩ مورخ ۱٨/۴/٨٨ در فاصله ٣٠ متری از محل کارم در نزدیکی پمپ بنزین امیرآباد شمالی توسط دو نفر لباس شخصی دستگیر شدم و شب را در مقر پلیس امنیت گذراندم و فردای آن روز به کهریزک بردند. در داخل کهریزک ما را لخت عریان کردند و لباس‌ها را وارونه به تن کردیم و در بدو مامورین ما را با لوله آب کتک زدند و یک بار هم ماموری بور بود با محمد طیفیل که یکی از وکیل بندها بود. دست و پای دو نفر را بستند و از میله آویزان کردند. در حین انتقال به زندان اوین روح‌الامینی دارای محاسن و موهای بلند و بلوز مشکی بود و در صندلی بغل دستی من نشسته بود حال مناسبی نداشت. بدنش به طرز وحشتناکی جوش‌های چرکی زده بود. حالت غش داشت. مرتب از دهانش کف بیرون می‌آمد و دهانش قفل می‌شد. تنفس مصنوعی و کمک‌های بچه‌ها به او حیات می‌داد. یک کیف چرمی کوچک داشت که مقدار جزئی پول و مدارک شناسایی‌اش داخل آن بود. بعد از این که در مقابل اوین توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل شد مدارک وی را به مسئول اندرزگاه شماره ۲ اوین روبه‌روی درب ورودی دادیم. در کهریزک واقعا وضع بهداشت اسفناک بود. شب‌ها آب قطع بود و در فضای کم و جمعیت زیاد جای خوابیدن نداشت. غذا هم روزی دو وعده یک تکه نان و نصف سیب‌زمینی بود. انواع و اقسام متهمین با جرائم سنگین در میان ما بودند.

 

اظهارات روح‌الله شکری به شرح صفحه ۹۴ ج یکم:

مرحوم روح‌الامینی از همان ابتدا پشت‌اش جوش‌های زیادی داشت که به مرور حالش بدتر شد. و وضعیت بهداشت بسیار بد بود و امکان نماز خواندن و خوابیدن مهیا نبود.

 

اظهارات محسن دهقانی به شرح صفحه ٩۵ ج یکم:

نفر دوم (روح‌الامینی) که در اوین فوت کرد بدنش کاملا جوش زده و عفونت کرده بود به نحوی که شدیدا بی‌حال می‌شد و بچه‌ها به او آب می‌دادند حتی قادر به بلند شدن نبود.

 

اظهارات سرباز سید جابر خلیلی به شرح صفحه ۱۱۳ ج یکم:

روز واقعه به داخل زندان اوین رفتیم متهم روح‌الامینی بر روی زمین به حالت درازکش افتاده بود. دیدم بعد از تحویل نگرفتن متهم که به حالت تشنج که از داخل دهان وی کف بیرون زده و چشم‌هایش بسته بود به اورژانس زنگ زدند که بعد از کمک‌های اولیه وی را داخل آمبولانس گذاشتند و به دستور فرمانده قرارگاه وی را به بیمارستان شهدای تجریش انتقال دادند.

پس از گذراندن چند آزمایش اولیه ناگهان از بازرسی فاتب تعدادی مامور به همراه دو نفر کادر که یکی از آن‌ها لباس فرم و دیگری با لباس شخصی و به همراه دو نفر سرباز پلیس امنیت به ما سر زده و بعد از چند ساعت، ساعت ۶ صبح وی درگذشت و پس از تحویل گرفتن از بیمارستان او را به پزشکی قانونی کهریزک تحویل دادیم.

 

اظهارات حسین باغبان به شرح صفحه ۱۵۵ ج یکم:

من شاهد مرگ روح‌الامینی نبودم در مورد روح‌الامینی می دیدم هنگامی‌ که برای برخاستن دست کسی را می‌گیرد چرک پشت‌اش به زمین چسبیده و کش می‌آمد به همین خاطر او کمتر دراز می کشید و یک بار دیدم محسن را به خاطر و به عنوان مخل بودن مورد شکنجه قرار دادند.

 

اظهارات نیما وزیری به شرح صفحه ۲۱۲ ج ۲:

مرحوم روح‌الامینی در کهریزک ایستاده می‌خوابید و پشت‌اش جوش داشت و کل بدن اش چرک کرده بود.

 

اظهارات فرید ابراهیم‌زاده به شرح صفحات ۲۱۷  تا ۲۱۸ ج ۲:

روح‌الامینی به علت چرکی که در بدنش وجود داشت و نبود امکانات بهداشتی و همچنین چند ضربه کمربند که از آقای خمیس‌آبادی در روز آخر خورد بدنش کمی خونریزی کرد.

 

اظهارات سامان محامی به شرح صفحات ۲۲۲ و ۲۲۴ ج ۲:

وقتی ما را به کهریزک بردند در یک سالن ۶۰ متری انتقال دادند که نزدیک به ۱۶۰ نفر بودیم و جای نشستن نبود و خیلی گرم بود و مرا به همراه دو نفر آویزان کردند و شکنجه کردند و یک روز در آفتاب ما را کلاغ پر و چهار دست و پا بردند و با لوله پلاستیکی کتک زدند و این کار را خمیس‌آبادی کرد، روزی یک وعده نان با کمی سیب‌زمینی می دادند، جوادی فر در اتوبوس که به اوین می رفتیم ایست قلبی کرد و ما وقتی گفتیم بی تفاوت بودند و دیر عمل کردند، و مرحوم جوادی‌فر در اتوبوس ما بود که ایست قلبی کرد و به علت ضعف و شکنجه‌ها فوت کرد و روح‌الامینی پشت بدن‌اش جوش زد و چرک کرد که بعدا گفتند فوت کرده است.

 

اظهارات رضا ابراهیم‌زاده به شرح صفحات ۲۳۹ تا ۲۴۰ ج ۲:

مرحوم روح‌الامینی بر اثر ضرب و شتم بیش از حد و بسیار زیاد و عفونت بدن جان باخت که به طور کلی علت مرگ ایشان بی‌توجهی و رسیدگی نکردن مسئولین و مامورین بوده است.

 

اظهارات مهدی ملکی به شرح صفحات ۲۴۹ و ۲۵۰ ج ۲:

آثار ضرب و شتم در بدن روح‌الامینی بود ولی اندازه جوادی فر نبود و رفتارهای مامورین با این دو نفر مانند باقی زندانیان فوق العاده بد بود. به طوریکه التماس می‌کردیم که این دو نفر و چند تن دیگر که حالشان بد است حداقل آن‌ها را در راهروی بند قرنطینه در هوای آزاد نگهداری کنند تا بتوانند نفس بکشند با بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به حال افراد زندانی مواجه می‌شدیم.

 

اظهارات داود منصوری به شرح صفحات ۲۷۷ الی ۲۷۸ ج ۲:

بنده خود شاهد مرگ روح‌الامینی بودم چنان مرگ غم‌انگیزی بود ایشان از آلودگی که در محیط کهریزک بود چنان عفونتی کرده بود بنده ایشان که دچار تشنج شده بود که تا زندان اوین به کمک بچه‌ها چند بار فک قفل شده ایشان را باز کردند و تنفس ایشان را برگردانند و کم لطفی مسئولین که در جلوی درب اوین  و بی مسئولیتی کادری که ما را به اوین منتقل می‌کردند که با بی‌رحمی تمام حتی به محسن می‌گفتند که فیلم بازی نکن پاشو کثافت و فحش رکیک می‌دادند به ایشان، آرام از دنیا رفت.

 

اظهارات عبدالرضا کرمی نوری به شرح صفحه ۳۲۳ ج ۲:

مرحوم روح‌الامینی به علت فضای آلوده زندان پوست‌اش چرک کرده بود همه جوش‌هایش بیرون ریخته شده بود و خون می‌آمد. برای ایشان هم توجه و رسیدگی برای بردن به دکتر انجام نشد آب آلوده آنجا هم وضع ایشان را بدتر کرده بود تا آنجایی که یادم است بسیار دلسوز بود جای خواب خود را به بچه‌ها می‌داد و با اینکه خودش حال مناسبی نداشت به باد زدن بچه‌ها پرداخت.

 

اظهارات محمد فرخی یگانه به شرح صفحه ۴۹۹ ج ۳:

در مورد آقایان روح‌الامینی و جوادی‌فر می‌دانم که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.

 

اظهارات حامد زندیفر به شرح صفحات ۵۰۵ الی ۵۰۸ ج ۳:

پوست پشت بدن روح‌الامینی چرک کرده بود و چند بار هم در قرنطینه حالت تشنج به او دست داد که روزی می‌خواستند ما را به اوین ببرند توی ون ما بود که حالت تشنج به او دست داد و ما آمدیم که فکش قفل شده بود باز کنیم ناخن علی داورزنی گیر کرد و شکست پس از کلی التماس به راننده و سربازان گفتند که پرسیدن دم درب اوین آنجا دکتر هست. محسن واقعا حالش خراب بود ما ۱۵ دقیقه جلوی درب اوین توی ماشین بودیم که از دکتر خبری نبود. مامورین همانگونه که بقیه را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند با مرحومین نیز همین‌گونه رفتار می‌کردند.

 

اظهارات اکبر طاهری به شرح ۵۴۸ ج ۳:

زمانی‌که در کهریزک بودیم حال روح‌الامینی خراب بود و همان‌طور که قبلا گفته‌ام این سه نفر به صورت فجیع مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند شاید اگر مدت بازداشت ما بیشتر می‌شد تعداد نفراتی که فوت می‌کرد بیشتر هم می‌شد.

 

اظهارات حامد ملک‌زاده به شرح صفحه ۵۶۰ ج ۳:

من با روح‌الامینی در یک قرنطینه بودم اگر از همان روزهای اول پزشک بررسی می‌کرد هیچ‌گونه مسئله‌ای پیش نمی‌آمد و روز به روز عفونت بیشتر نمی‌شد به علت عدم اعزام نامبرده به پزشک فوت کرد.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحات ۵۷۱ الی ۵۷۵ ج ۳:

در آنجا شخصی به نام روح‌الامینی زیر شکنجه جان خود را از دست داد و علت فوت آن‌ها عدم رسیدگی به بیماری و جراحت عفونی و چشم آن‌ها بود که رسیدگی نشد.

 

اظهارات مسعود علیزاده به شرح صفحات ۵۷۸ و ۵۸۰ ج ۳:

روح‌الامینی پشت‌اش جوش زده بود که بر اثر زیاد ماندن در کهریزک جوش های بدن او چرک کرد و از جوش‌هایش چرک بیرون می‌زد و هیچ کس او را پیش دکتر نبرد و در جلوی اوین فوت کرد و علت فوت آن‌ها عدم رسیدگی به عفونت و زخم‌های چشم بود که رسیدگی نشد.

 

اظهارات مسلم عیدی به شرح صفحه ۵۸۴ ج ۳:

زمانیکه از کهریزک بیرون آمدیم روح‌الامینی تشنج گرفته بود که وقتی به زندان اوین منتقل شد بچه‌ها گفتند فوت کرد.

 

اظهارات سید اشکان خراسانی به شرح صفحه ۶۷۳ ج ۴:

روح‌الامینی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بود مثل همه ما عفونت کرد و عفونت داخلی پیدا کرده بود و از چگونگی مرگ کامرانی خبر ندارم.

 

اظهارات میثم کارگر به شرح صفحه ۶۴۳ ج ۴:

آن‌ها هم مثل ما کتک می‌خوردند و آنها در آنجا که بودند نیاز به پزشک داشتند. ما به مسئولین زندان می‌گفتیم اعتنایی نکردند.

 

اظهارات محمد صادقلو به شرح صفحه ۷۱۶ ج ۴:

مرحومین کامرانی و روح‌الامینی تحت فشارهای عصبی شدید و شکنجه‌هایی که به صورت عمومی به همه داده می‌شد و این که توان زیادی بر اثر برخورد شدید و وحشیانه آن‌ها نداشتند آسیب دیدند و منجر به مرگ آن‌ها شد.

 

اظهارات هومن رجبی به شرح صفحه ۷۲۶ ج ۴:

نحوه برخورد مسئولین خیلی بد و وحشیانه بود فرقی بین ما و بچه‌هایی که در حال مرگ بودند نبود به نظر من علت فوت این سه نفر بی‌توجهی و شکنجه‌های فراوان بود.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحه ۷۳۰ ج ۴:

روح‌الامینی در روز دوم در حین پامرغی و در حین کوتاه کردن مو دچار ضربه با لوله به سر و گردن و کمر شده بود و در شبی دیگر به همراه سه تن دیگر به بیرون خوانده شده بود.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ۷۳۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با این که حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود یعنی تنبیهات، کتک‌ها و ضرب و شتم‌ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و در مورد روح‌الامینی و کامرانی شدید بودند. جراحات و وضعیت بد آن‌ها باعث عفونت شدید شد که منجر به فوت آن‌ها شد. همچنین ستوان گنج‌بخش در زندان اوین در حضور معاونت زندان اوین در حالی که محسن روح‌الامینی بیهوش روی زمین افتاده بود با پوتین چند بار محکم به او لگد زد و گفت بلند شو فیلم بازی نکن.

 

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ۷۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می‌کردند و همه را کلاغ پر می‌بردند و به آن‌ها نیز با این که حال خوبی نداشتند همانقدر غذا و هواخوری می‌دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ۷۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آن‌ها گوش ندادند و هیچ دکتری به آنجا نیامد که به درد آنها برسند مرحوم امیر جوادی‌فر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی‌توجهی مسئولین کهریزک بود کامرانی و روح الامینی به علت بهداشت نا مناسب  آنجا و عفونتی که کرده بودند فوت کردند.

 

اظهارات امیر میر امینی به شرح صفحه ٧٧۶ ج ۴:

روح الامینی حال وخیمی داشت و مسئولین کهریزک  بی اعتنایی کردند و رسیدگی نمی کردند که روح الامینی وقتی که ما را به اوین انتقال دادند داخل اوین فوت کرد.

 

اظهارات حمید حجازها  به شرح صفحه ٧٨۱ ج ۴:

آقای روح الامینی مثل همه ی بچه ها بودند ولی نسبت به دو نفر (کامرانی و جوادی فر ) بیشتر در کهریزک کتک خوردند.

 

اظهارات محمد محمدی به شرح صفحه ٨۱۵ ج ۵:

من با روح الامینی در تهران دستگیر شدیم ولی درحال دستگیری هیچ ضرب و شتمی انجام نشد و فقط بعلت غیربهداشتی بودن و نبودن پزشک بود که تمام بدن او عفونت کرد و ضرب و شتم در کهریزک برای همه افراد بود و هیچ عذری موجود نبود حتی افرادی بودند که پلاتین در اعضای بدن خود داشتند ولی برای آنها هیچ فرقی نمی کرد.

 

اظهارات حامد زندی فر به شرح صفحات ٨۱۶ الی ٨۱٧ ج ۵:

در زندان کهریزک چون شرایط برای همه سخت بود و همه فقط تلاش می کردند که زنده بمانند و آنها هم مثل بقیه ما کتک خوردند ولی من دقیق یادم نیست چه کسی آنها را می زد، ولی افرادی که معمولا می زدند خمیس آبادی و محمدیان و گنج بخش به همراه محمد طیفیل بودند و این سه نفر هم در سطح ما کتک خوردند حالا کمی بیشتر یا کمتر.

 

اظهارات فربد ابراهیم زاده به شرح صفحه ی ٨۱٨ ج ۵ :

در خصوص کهریزک هم چون تعداد نفرات زیاد بودند بنده متوجه ضرب و شتم شخص ایشان نشدم  ولی در روز آخر خودم ایشان را دیدم که از دست خمیس آبادی چند ضربه کمربند دریافت کرد که منجر به خونریزی سطحی در پشت ایشان شد زیرا در آن چند روز پشت ایشان عفونت کرده بود و بسیار حساس شده بود.

 

اظهارات متهم گنج بخش به شرح صفحه ی ٨٢۱ ج ۵ :

 فوت مرحوم روح الامینی نیز بعد از رسیدن به اوین به علت مسافت زیاد و شدت گرما چند نفر جدا از بقیه نشستند که علی رغم تاکید این جانب به مسئول پذیرش بهداری اوین  به بالین آنها نیامد در نتیجه با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفتند و به بالین ایشان آمد بعد از بررسی اولیه سرنگ به وی تزریق کردند و اظهار داشتند که باید به بیمارستان منتقل شود .

دو نفر سرباز وظیفه مامور مراقب با اورژانس به بیمارستان منتقل شد زمانی که روح الامینی زمین افتاده بود من با لگد نزدم با مسول پذیرش اوین صحبت کردم که سریعا عوامل بهداری به بالین وی بیاید ولی اظهار داشتند به گفته ی عوامل بهداری افرادی که روی زمین هستند را پذیرش نکنند و بعد از آمدن عوامل اورژانس به زندان نیز به وی سرنگ تزریق و اظهار داشتند که ایشان مواد مخدر مصرف کرده ولی بنده اظهار کردم مواد در اختیار آنها نبوده و لحظه ای که روی زمین بود به گمانم بر اثر تشنگی افتاده بود که توسط یکی از سربازها به دهان وی آب ریختیم ولی متاسفانه افاقه نکرد و از دهان وی کف بیرون آمده بود و با اورژانس به بیمارستان منتفل شد.

 

اظهارات مهدی بهمن زاده به شرح صفحه ی ٨۴٩ ج ۵ :

محسن روح الامینی از بدو ورود بدنش جوش زده بود و اوضاع خوبی نداشت تا اینکه طی حضور در کهریزک دچار عفونت شدید به طوری که جوش های بدنش بزرگ شده و شروع به ترکیدن کرد.

 

اظهارات سامان گنجی به شرح صفحات ٨غ۵۴ ج ۵:

نحوه ی برخورد با مرحومین وحشیانه بود به صورتیکه روح الامینی دچار گیجی و منگی شده بود به علت برخورد زیاد باتوم با سرش و بدنش نیز از شکنجه عفونت کرده بود و گ ۱ رهسپار دستبند ها را محکم بستند و با فریاد و داد و بی داد فضایی از دعب و وحشت ایجاد می کردند و وقتی در اتوبوس خواستیم آب به روح الامینی بدهیم به ما ندادند و آب را خودشان می خوردند و به ما نمی دادند.

 

اظهارات احمد زمان پور به شرح صفحه ی ٨۴۴ ج ۵:

بر خورد با آنها (مرحومین) مثل همه ی ما بود لیکن حال آنها وخیم تر بود و وقتی که می گفتیم حالشان بد است می گفتند به درک بگذارید همه شان بمیرند و به خاطر شکنجه خصوصا محمد کرمی که بیشتر از همه آنها را کتک میزد و ملاحظه نمی کرد فوت شدند و دو نفر از آنها که در اتوبوس به سمت اوین میرفت حالشان بد بود که به مسئولین اتوبوس گفتیم که اینها دارند میمیرند  ولیکن اهمیتی ندادند و فوت شدند و فکر کنم روح الامینی در زندان فوت شد.

 

اظهارات علیرضا اصفهانی به شرح صفحه ی ٨۶۵ ج ۵:

محسن روح الامینی به شدت پشتش چرک کرده بود و دکتر ایشان را دید ولی هیچ تجویزی برای او نکرد و با آقای روح الامینی هم مثل همه بر خورد کردند.

 

اظهارات صادق صولتی به شرح صفحات ۱٢٨ و ۱٢٩ ج ۶:

روح الامینی نیز در بازداشت گاه ما بود .او به یکی از بیماری های عفونی پوستی نادر مبتلا بود و در آن چهار روز که در کهریزک بودیم اصلا نخوابید و همش سر پا بود و احتمال این وجود دارد که به علت شرایط بد و عفونت پشتش باعث ورود عفونت به خونش و سکته کرده باشد. مثلا به بازداشتی و اصلا شرایط خاص جسمانی آنها توجه نداشتند و همان طور که در بالا نوشتم آنها را مورد شکنجه قرار می دادند و باعث فوت شد.

 

اظهارات نادر نجفی به شرح صفحه ی ۱۱٣٩ الی ۱۱۴۱ ج ۶:

در مجموع همه ی بازداشتی ها را مورد ضرب و شتم قرار می دادند و بنده روز آخر آقای جوادی فر که در کنار من درخواست آب داشتند را دیدم که سرهنگ کمیجانی اعتنایی نکرد و ایشان در اتوبوس فوت کرد و مثل بنده ایشان و بقیه ی مرحومین در زندان توسط محمدیان و خمیس آبادی مورد ضرب و شتم و کلاغ پر قرار گرفتیم و به علت اینکه تعدادی توان کتک نداشتند بیهوش شدند.

در مجموع با تمام افراد بازداشتی در کهریزک هم برخورد بدی داشتند و کسانی که جرات صحبت کردن داشتند مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند.ولی میگفتند اینجا آخر دنیاست و صدایتان به هیچ کجا نمیرسد و آقای روح الامینی تقاضای عینک کردند و گفتند جایی را نمیبینم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.بنده چون خودم عینکی هستم به طور واضح نمیدیدم که به کدام قسمت ایشان ضربه میزدند و صدای جیغ زدنها از سلول بیرون میامد.

 

اظهارات پیمان شهنایی به شرح صفحات۱۱۵۴ الی  ۱۱۵۵ ج ۶:

رفتارشان بسیار شنیع و غیر انسانی بود و به نحوی بودکه کسی تظیر آنرا از هیچ جلادی ندیده است.

مرحوم روح الامینی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و با لوله ی آب به پشت سرش زدند که بر اثر این ضربه ها منجر به فوت آن مرحوم شد.

 

اظهارات داود منصوری به شرح صفحات ۱۱٨۶ الی ۱۱٨٨ ج ۶:

من در قفس بودم با آین اقایان (مرحومین) برخورد نداشتم تا زمانیکه به زندان اوین منتقل شدیم که در آن زمان محسن روح الامینی در ماشین ما بود که در آن لحظه حال محسن عزیز بد بود که ما هر چقدر درخواست کمک کردیم از مامورین بدرقه ولی اصلا توجه نمی کردند و با ضربات لوله ما را ساکت می کردند.بنده وضعییت محسن را چنین توصیف  کردم که بر سر و بدن ایشان ضربه هایی وارد شده بود که باعث ترکیدگی جوشهای بدن ایشان شده بود که چون محیط آنجا چنان آلوده بود که وی عفونت شدید کرده بود و در بین راه فک ایشان قفل شد و توسط شهرام کردستان چی که یکی از بچه های ما بود و دیگر بچه ها فک ایشان باز شد و کمی آرام شد ولی در نزدیکی زندان اوین دوباره دچار تشنج شد و کف از دهان محسن بیرون می آمد ما از کاروان جدا شده بودیم و بیست دقیقه زودتر به اوین رسیده بودیم هرچقدر التماس مأمورین و سربازها را کردیم محسن را انتقال ندادند و حتی در محیط زندان اوین یکی از استوارها به اسم رهسپار با لگدهایی پی در پی  او را دچار ضرب و شتم قرارداد و به او می گفت بلند شو فیلم بازی نکن و محسن روحش آرام آرام از زمین بلند شد.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحه ۱٢٢٠ ج ۶

از روز اول تمام بچه ها مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند که مرحوم روح الامینی را کلاغ پر و پامرغی و جوادی فر به همراه او کتک می خوردند تمام آقایان از قبیل محمدیان خمیس آبادی محمد طیفیل کمیجانی تمام بچه ها را از قبیل جوادی فر و روح الامینی را تنبیه بدنی با لوله به تمام بدن می کردند و بیشتر تنبیهات در حیاط بازداشتگاه بود و در روز آخر آقای خمیس آبادی با لوله به کمر روح الامینی ضربه زده حتی کمر ایشان به شدت عفونت کرده بود.

 

اظهارات وحید وکیلی به شرح صفحه ۱٣۴٧ ج ٧ :

با آنها برخورد بدی داشتند و روح الامینی نیز در شرایط بسیار بدی قرارداشتند و اصلا آنها را به پزشک نمی بردند.

 

اظهارات علی داورزنی به شرح صفحه ۱٣٣۵ ج ٧:

مرحوم روح الامینی پشتش پر از جوش بود که چرک کرده بود و چند بار توی کهریزک به حالت بی هوش افتاد که ما آب به صورتش می زدیم و او را به هوش می آوردیم. در روز آخر من و چند نفر دیگر آخرین نفراتی بودیم که داخل ون سوار کردند و بما گفتند که سرهایتان را بر روی صندلی بگذارید و بیرون را نگاه نکنید. مرحوم روح الامینی روی صندلی ردیف جلو نشسته بود و من از میان صندلی دیدم که دستانش قفل شده و من انگشت را در دهانش کردم که لای دندانهایش گیر کرد و بعد یکی از بچه ها یک بطری آب معدنی را لای دندانهایش کرد تا دهانش را باز نگه دارد بعد وی کف بالا آورد و ما او را خواباندیم کف ماشین ، بدنش داغ بود. نبضش تند و قلبش آرام می زد وقتی رسیدیم جلوی اوین تقریباً نیمه جان بود و بعد او را توی حیاط زیر درخت گذاشتند و دیگر او را ندیدم.

 

اظهارات حسین نصر اصفهانی به شرح صفحات ۱٠٣٨، ۱٠۴٠ و٢۵٣٩ ج ۱٠:

در مورد این سه نفر (مرحومین) می توانم با صراحت بگویم که همانقدر که ما تنبیه شدیم آنها هم تنبیه شدند و محسن روح الامینی و کامرانی در اوین وقتی حالت تشنج پیدا کردند آنها را به بیمارستان بردند و وقتی که حال روح الامینی بد شد در سایه او را خواباندیم که حتی یک ستوانی هم بود که به او لگد میزد تا اینکه با آمبولانس به بیمارستان منتقل کردند. امیر جوادی فر با اینکه وضعیتش بد بود او را مانند ما تنبیه می کردند و محسن روح الامینی هم همینطور و محمد کامرانی و تمامی بچه ها فرقی نمی کرد به همان شرایط اذیت می کردند و جوشهایی پشت محسن زده شده بود و ان جوشها ترکیده بود و یکی از علل مرگ او می تواند باشد.

ضمناً آقایان طاها زینالی ، حامد زندی فر ، مهدی بهمن زاده، فرید ابراهیم زاده، رضا ابراهیم زاده، حسین باغبان، مسعود علیزاده، محمد محمد پور به شرح صفحات ٨٩٣ الی ٨٩۶ پرونده اظهار نموده اندکه در روز دوم استوار خمیس آبادی مرحوم روح الامینی را با لوله آب کتک زده است.  

 

 ج-٣. مرحوم محمد کامرانی فرزند علی، تحصیلات: دیپلم، زایچه ۱٣٧٠/۱٢٧٠٨۶٨٧۶۴ اصفهان تاریخ بازداشت ۱٩/۴/٨٨ کهریزک.

نوع اتهام: تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی و تخریب اموال عمومی ، فعالیت تبلیغی علیه نظام، شماره پرونده:۵٧٠/٨۵/٨٨ ، تاریخ فوت: ٢۵/۴/٨٨  

  

اظهارات محسن دهقانی به شرح صفحه ٩۵ ج یکم:

نفر سوم (کامرانی) که در اوین دیدم چندین بار بلند شد و به زمین خورد حالش خیلی وخیم بود او را به بیمارستان منتقل کردند و فوت کرد.

 

اظهارات حسین باغبان به شرح صفحه ۱۵۵ ج یکم:

در مورد محمد کامرانی فقط میدانم به علت عفونت داخلی فوت کرده و در اوین بند ۱ اتاق ٣ نمی توانسته روی دو پای خود بایستد.

 

اظهارات محمد حسین رشیدنیا به شرح صفحه ٢٠٩ ج ٢:

مرحومین جوادی فر ، کامرانی و روح الامینی کلیه این بچه ها جزء گروهی بودند که مورد شکنجه قرار گرفتند اگر امکانات رفاهی و پزشکی در زندان (حداقل امکانات) بود هیچ کدام از این بچه ها فوت نمی کردند.

 

اظهارات رضا ذوقی به شرح صفحه ٣٧٨ ج ٢:

یکی از بچه ها به نام محمد کامرانی چندین باردر اوین به زمین افتاد که با کمک بچه های دیگر به آمبولانس انتقال داده شد و پس از چند روز متوجه شدیم فوت کرده است.

 

اظهارات علی اکبر خوش اخلاق به شرح صفحات ٣٨٠- ٣٨٣ ج ٢:

روزی ما را بردند حیاط و از ما خواستند پا مرغی برویم اگر یک لحظه توقف می کردیم با لوله پلاستیکی ما را می زدند. روزی که می خواستند ما را به اوین منتقل کنند یک نفر از دوستانمان داخل اتوبوس جان خود را از دست داده بودند که همان جلوی در اوین او را از ماشین پیاده کردند و کامرانی در داخل اتاق حتی قادر به ایستادن نبود و به زمین می افتاد تا اینکه او را به بیرون بازداشتگاه بردند.

 

اظهارات محمد فرخی یگانه به شرح صفحه ۴٩٩ ج ٣:

کامرانی از لحاظ آزار جسمی کاملاٌ مانند بقیه افراد بازداشتی بود.  

 

اظهارات حامد زندیفر به شرح صفحات ۵٠۵ الی ۵٠٨ ج ٣:

مأموران با مرحوم روح الامینی و جوادی فر و کامرانی همانگونه که بقیه را مورد ضرب و شتم و شکنجه  قرار می دادند با آنها هم همانطور برخورد می کردند. مثلاً مرحوم جوادی فر در کهریزک به دکتر فرستاده شد آن هم به خاطر التماسهای ما که پس از بازگشت گفت دکتر به من فحش داد و گفت برو تو از من سالم تری . در صورتیکه چشم امیر پاره شده بود و چرک کرده بود و واقعاً حالش بد بود و یا محسن روح روح الامینی توی راه حالش بد شد و تشنج کرد یا محمد کامرانی که داخل اوین حالت غش و تشنج به او دست داد و رنگش پریده بود و می گفت پاهایم شل شده که فکر کردم قند خونش پایین آمده که بعد از چند روز فوت کرد. 

 

اظهارات اکبر طاهری به شرح صفحات ۵۴٨ ج ٣:

آقای کامرانی که همان روز به اوین آمدیم در داخل اوین حالشان بد شد و بعد فهمیدیم که فوت کرده است. همانطور که قبل هم توضیح دادم این سه نفر به صورت فجیع مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند که اگر مدت بازداشت بیشتر می شد تعداد نفراتی که فوت می کردند بیشتر هم میشد.

 

اظهارات اسحاق رضائی به شرح صفحه ۵۵۵ ج ٣:

کامرانی فر در اوین تشنج کرد و حالش خراب شد و همانجا فوت کرد و بچه ها را شکنجه کردند و طاقت نداشتند زنده بمانند و علت فوت آنها کثیفی زندان و آب و محل بود و دود و گازوئیل می دادند و حالشان خراب شد.

 

اظهارات محمد محمد پور به شرح صفحات ۵٧۱ الی ۵٧۵ ج٣:

شخص دیگری بنام محمد کامرانی به همان ترتیب جان خود را از دست داد بنده فریاد میزدم که این بنده خدا مرده ولی محمد رضا کرمی بنده را بیرون آورد و با پابند مرا آویزان کرد و با باتوم میزد و می گفت بگو غلط کردم و علت فوت آنها عدم رسیدگی به بیماری و جراحت عفونی و چشم آنها بود که به هیچ عنوان رسیدگی نمی شد.

 

اظهارات محمد صادقلو به شرح صفحه ٧۱۶ ج ۴:

مرحومین کامرانی و روح الامینی تحت فشار های عصبی شدید و شکنجه هایی که بصورت عمومی به همه داده می شد و اینکه توان زیادی در برابر برخورد شدید و وحشیانه آنها نداشتند آسیب دیده و منجر به مرگ آنها شد.

 

اظهارات هومن رجبی به شرح صفحه ٧٢۶ ج ۴:

نحوه برخورد مسئولین خیلی بد و وحشیانه بود. فرقی بین ما و بچه های در حال مرگ نبود به نظر من علت فوت این سه نفر بی توجهی و شکنجه فراوان بود.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحه ٧٢٩ ج ۴:

در مورد محمد کامرانی آنچه که می دانم این بود که او در روز دوم دچار عفونت بود و نمی توانست تکان بخورد و در آمارگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ٧٣۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با اینکه حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود یعنی تنبیهات، کتکها و ضرب و شتم ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و در مورد روح الامینی و کامرانی شدید بودن جراحات و وضعیت بد آنها باعث عفونت بدنی شدید شد که منجر به فوت آنها گردید.

 

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ٧۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می کردند و همه را کلاغ پر می بردند و به آنها نیز با اینکه حال خوبی نداشتند همانقدر غذا و هواخوری می دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ٧۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آنها (سه مرحوم) گوش ندادند و هیچ دکتری به آنجا نیامد که به درد آنها برسد مرحوم امیر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی توجهی مسئولین کهریزک بود و کامرانی و روح الامینی به علت بهداشت آنجا و عفونتی که کرده بودند از بین رفتند.

 

اظهارات حمید حجارها به شرح صفحه ٧٨۱ ج ۴:

کامرانی تا لحظه ورود به اوین مثل بقیه بچه ها بود و همراه همه کتک خورد.

 

اظهارات محمد فرخی یگانه به شرح صفحه ٨۱٣ ج۵:

محمد کامرانی از این امر مستثنی نبود نحوه برخورد با وی در کهریزک نیز مانند ما بود و در همان حدی که من کتک خوردم محمد نیز کتک خورد تا زمان ورود به اوین وضعیتش مثل ما بود ولی در اوین وضعیتش بد شد و به بیمارستان منتقل شد.

 

اظهارات مهدی بهمن زاده به شرح صفحه ٨۴٩ ج ۵:

وضعیت محمد کامرانی را در کهریزک ندیدم ولی در اوین به نظر دچارمشکل عصبی و جسمی شد بطوریکه مغز به بدن فرمان نمی داد و خودم شاهد بودم که در اوین وقتی وارد شدیم بدنش حالت فلج داشت.

 

اظهارات سامان گنجی به شرح صفحه ٨۵۴ و ٨۵۵ ج ۵:

نحوه برخورد با مرحومین خیلی وحشیانه بود و محمد کامرانی نیز به همین صورت و با شکنجه مأمورین و ضرب و شتم بازداشت کننده های اولی فوت کرد.

 

اظهارات علیرضا اصفهانی به شرح صفحه ٨۶٨ ج ۵:

آقای کامرانی هم در اوین حالشان بد شد وکیل بند آنجا گفت ما همه اینجوری شدیم و با کامرانی و روح الامینی هم مثل همه بچه ها برخورد کردند.

 

ادامه دارد

 



***

بخش چهارم : تاکید بازپرس دادسرای نظامی بر قتل عمدی قربانیان در کهریزک

 

به گزارش جرس، بر اساس شهادت شهود و مجموعه اطلاعات جمع آوری شده، بازپرس پرونده قتل مرحوم کامرانی، روح الامینی و جوادی فر را  از مصادیق قتل عمد قلمداد کرده است. بازپرس بر این باور است که ادعای ماموران بازداشتگاه مبنی بر اینکه چند نفر از شما در کهریزک خواهد مرد، گویای وجود قصد فعل و مفروض بودن سوء نیت در متهمان می باشد. نکته قابل توجه در بخش نهایی اینکه ، به رغم استناد و اشاره بازپرس در برخی بندهای نهایی به فوت چهار نفر با این عبارت"  اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر" و ذکر اتهامات برخی متهمین در این رابطه، در اینجا نیز به جز یک بند  اثری از قربانی چهارم مشهود نیست، آنجا که می گوید: " درخصوص شکایت اولیاء دم مرحوم رامین آقازاده قهرمانی علیه متهم ردیف پانزدهم (استوارمهدی گودرزی ) باتوجه به نقص تحقیقات به عمل آمده پرونده در شعبه مطرح رسیدگی می باشد. لازم است مدیر دفتر محترم شعبه بدل مفید دراین خصوص از پرونده تهیه نماید."

 

در حالی که پیش ازین بر نقش  رادان در فرستادن بازداشت شدگان به کهریزک و مرتضوی در دیکته گزارش قتل سه قربانی کهریزک اشاره شده است، در  بخش انتهایی این سند آمده است که  متهم ردیف اول (سردار سرتیپ احمدرضا رادان) از اتهامات مبرا ست.  این گزارش مدعی است که مسئولیت نظارت بر بازداشتگاه کهریزک بعهده فرماندهی انتظامی تهران بزرگ بوده است نه سرتیپ رادان. بازپرس بر این باور است که رادان از انتقال بازداشت شدگان اعتراضات پس از انتخابات به کهریزک بی اطلاع بوده و لذا به دلیل عدم احراز وقوع جرم از ناحیه نامبرده  بازپرس معتقد به قرار منع تعقب وی دارد. در نظرنهایی بازپرس، سرتیپ عزیزالله رجب زاده، بعنوان آمریت در گزارش خلاف واقع و بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر، همچنین سرهنگ کمیجانی به اتهام آمریت در ایراد ضرب و جرح شکات، آمریت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی سه نفر ، محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی معرفی شده است.

 

بخش چهارم از سند دوم

ده صفحه آخر سند دوم جنایت کهریزک به نظریه بازپرس در خصوص متهمان پرداخته است که متن کامل آن بشرح زیر است:

 

د) نظریه بازپرس:

با عنایت به جمیع محتویات پرونده ، گزارش بازرسی کل ناجا، گزارش هیئت نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران، اظهارات شکات و گواهان مضبوط در پرونده، نظریه های پزشکی قانونی، اظهارات متهمین به شرح مندرج در پرونده، صورتجلسه های مواجهه حضوری بین شکات و متهمین و صورتجلسه محل به عمل آمده و بنا به دلایل ذیل این بازپرسی قتل مرحوم کامرانی، روح الامینی و جوادی فر را مستند به بند ماده ٢٠۶قانون مجازات اسلامی از مصادیق قتل عمد قلمداد می نماید:

 

۱-اظهارات مکرر شکات و مطلعین حاکی از این است که مأمورین بازداشتگاه در گفته های خود به بازداشت شدگان تصریح نموده اند که  چند نفر از شما در کهریزک خواهد مرد و اینکه شماره تلفن بدهید تا در پرونده شما ضبط گردد چون پس از فوت باید با خانواده شما تماس بگیریم و جسد شما را تحویل آنان دهیم. این اظهارات خود، گویای وجود قصد فعل و مفروض بودن سوء نیت در متهمان می باشد به طوریکه عمل را به همان نحوی که قصد کرده اند واقع ساخته اند.

 

٢- وضعیت بهداشت، درمان،تغذیه و نحوه نگهداری نامناسب بازداشتی ها در قرنطینه شماره یک که گاهاً فاصله بین دو وعده غذایی قریب به یک شبانه روز به طول می انجامید باعث ضعف مفرط جسمانی بازداشت شدگان و کاهش مقاومت بدنی آنان در مقابل جراحات ناشی از ضرب و جرح می شده است. توضیحاً اینکه در قتل باید بین صدمات وارده و مرگ رابطه علیت( سببیت) برقرار باشد؛ به عبارت دیگر مرگ معلول صدمات وارده باشد، در ما نحن فیه نیز مطابق نظریه پزشکی قانونی علت فوت سه نفر، شدت صدمات وارده ظرف مدت ٧٢ ساعت تشخیص داده شده است.

 

٣-با توجه به مسبوق بودن ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش و سوابق و حوادث ناخوشایند اتفاق افتاده در خصوص نامبردگان ، مأمورین از ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشتی های اخیر و حتی فوت آنان هیچ ترس و واهمه و ابایی نداشته اند.

علی ای حال از آنجا که قانونگذار در بند ب ماده ٢٠۶ قانون مجازات اسلامی مصرح نموده است:

مواردی را که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد در ما نحن فیه نیز فعل ارتکابی مأمورین ضارب (محمدیان، خمیس آبادی و محمد کرمی) واجد آنچنان خصوصیتی است که حکایت از قصد فعل نوعاً کشنده و نیز قصد انجام عمل نوعاً کشنده را نسبت به مقتولین دارد، از این رو عمل ارتکابی آنان با قتل ملازمه داشته و مستند به بند ب ماده ٢٠۶ قانون مجازات اسلامی ، از مصادیق قتل عمد می باشد. 

 

 

لذا در خصوص اتهامات انتسابی به متهمین به شرح ذیل اظهار نظر نهایی می گردد:

۱-در خصوص اتهامات آمریت در گزارش خلاف واقع و بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر منتسب به متهم ردیف دوم ( سرتیپ عزیزالله رجب زاده).

 

٢-اتهامات مشارکت در گزارش خلاف واقع، بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی درارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر، محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف سوم ( سرهنگ روانبخش فلاح).

 

٣-اتهامات بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی درارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا و محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی منتسب به متهم ردیف چهارم ( سرهنگ محمد عامریان).

 

۴-اتهامات آمریت در ایراد ضرب و جرح شکات، آمریت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی سه نفر ، محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی ، مشارکت در گزارش خلاف واقع و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف پنجم ( سرهنگ دوم فرج کمیجانی)

 

۵. اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر درقانون اساسی، فراهم کردن  موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا و اهانت به شکات منتسب به متهم ردیف هشتم ( ستوان سید کاظم گنج بخش)

 

۶. اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح الامینی ، جوادی فر و کامرانی، محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق  شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع اهانت به شکات و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم  ردیف نهم ( استوار محمد خمیس آبادی )

 

٧.اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح الامینی ، جوادی فر و کامرانی محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع، اهانت به شکات و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف دهم ( استوار ابراهیم محمدیان )

 

٨. اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، فحاشی به شکات،  محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و فراهم کردن موجبات جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف یازدهم ( استوار اکبر رهسپار)

 

٩-اتهامات اهانت به شکات ، ایراد ضرب و جرح شکات، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا و محروم نمودن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحد قانون احترام به آزادی های مشروع منتسب به متهم ردیف دوازدهم (استوار حمید زندی)

 

۱٠- اتهامات اهانت به شکات ، ایراد ضرب و جرح شکات، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا و محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی منتسب به متهم ردیف سیزدهم (استوار سید مهدی حسینی فر)

 

۱۱-اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات ، اهانت به شکات و   مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح الامینی، جوادی فر و کامرانی منتسب به متهم ردیف چهاردهم (غیرنظامی محمد رضا کرمی)و همچنین

 

۱٢-اتهامات ایراد ضرب و جرح ، فحاشی و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف شانزدهم (استوار مجید وروایی) را محرز دانسته و مستند به مواد ۵۴و۵۵ و ٧٨ قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح و بند ب ماده ٢٠۶ و مواد ۴٨٠ ، ۵٧٠ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ۱۶، ۱٧، ۴٧،۵٧ همان قانون و ماده واحده قانون احترام به آزادی مشروع ، قرار مجرمیت آنان صادر می گردد.

 

۱٣-درخصوص اتهامات کتمان حقیقت و فراهم  نمودن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف دوم(سرتیپ عزیزا... رجب زاده )

 

۱۴-اتهام آمریت در ضرب و جرح بازداشت شدگان منجر به قتل ۴ نفر منتسب به متهم ردیف سوم(سرهنگ روانبخش فلاح).

 

۱۵-اتهامات آمریت در ایراد ضرب و جرح ، کتمان حقیقت ، مشارکت در گزارش خلاف واقع منتسب به متهم ردیف چهارم(سرهنگ محمد عامریان)،

 

۱۶-اتهامات آمریت در ایراد ضرب و مباشرت در ایراد ضرب ، فحاشی نسبت به شکات و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف ششم (سروان نعمت ا... اقطایی)

 

۱٧-اتهامات ایراد ضرب و جرح نسبت به شکات، فحاشی نسبت به شکات، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا، محروم کردن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع و شروع به قتل منتسب به متهم ردیف هفتم (ستوان یکم حسین وسطی)

 

۱٨- اتهام شروع به قتل منتسب به متهم ردیف سیزدهم (گروهبان سید مهدی حسینی فر)

 

۱٩- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف هجدهم (سرهنگ پزشک سجادا... فرهمندپور)

 

٢٠- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها، کتمان حقیقت، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف نوزدهم (ستوان دوم امان قلی قاضلار )

 

٢۱- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها، کتمان حقیقت و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف بیستم (ستوان سوم علی جعفرزاده) و همچنین

 

٢٢- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها، کتمان حقیقت و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف بیست دوم(سروان پزشک حسین صفایی) به دلیل عدم احراز وقوع جرم از ناحیه آنان و دفاعیات موجه آنان عقیده به قرار منع تعقیب دارم.

 

٢٣- درخصوص اتهامات انتسابی به متهم ردیف بیست و یکم (پزشک وظیفه رامین پوراندرجانی)دائر برعدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر، کتمان حقیقت و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا به دلیل فوت وی عقیده به قرار موقوفی تعقیب مشارالیه دارم.

 

٢۴- درخصوص شکایت اولیاء دم مرحوم رامین آقازاده قهرمانی علیه متهم ردیف پانزدهم (استوارمهدی گودرزی ) باتوجه به نقص تحقیقات به عمل آمده پرونده در شعبه مطرح رسیدگی می باشد. لازم است مدیر دفتر محترم شعبه بدل مفید دراین خصوص از پرونده تهیه نماید.

 

٢۵- درخصوص اتهام انتسابی به متهم ردیف اول (سردار سرتیپ احمدرضا رادان) دائر بر بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت ٣ نفر (روح الامینی ، جوادی فر و کامرانی) با عنایت به اظهارات مشارالیه و دفاعیات موجه وی به شرح برگه های ٢۵٣٧ الی ٢۵۴٠ جلد سیزده پرونده مبنی براینکه نامبرده مسئولیت در قبال نظارت بر بازداشتگاه کهریزک نداشته و نظارت عالی برعهده فرماندهی انتظامی تهران بزرگ می باشد و بازداشتگاه مذکور محل نگهداری مجرمین خطرناک بوده و ایشان از انتقال بازداشت شدگان حواث پس ازانتخابات به بازداشتگاه کهریزک اطلاعی نداشته و پس از فوت یکی از بازداشت شدگان امیر جوادی فر در بین راه متوجه حضور نامبردگان در بازداشتگاه کهریزک شده و اساسا نامبرده مخالف انتقال بازداشت شدگان حوادث پس از انتخاب سال ٨٨ به کهریزک بوده لذا به دلیل عدم احراز وقوع جرم از ناحیه نامبرده عقیده به قرار منع تعقب وی دارم.

 

٢۶- درخصوص اتهامات ایراد ضرب و نیز فحاشی نسبت به شکات منتسب به متهم ردیف هفدهم (استوار ابراهیم محبتی) باتوجه به گذشت شکات و اینکه جرائم انتسابی قابل گذشت می باشدعقیده موقوفی تعقیب دارم.

 

٢٧- درخصوص شکایت آقایان مهدی ملکی، سید ابوذر موسوی، محمد حسن رشید نیا، هادی روشن د،ل علی رضا اصفهانی، میلاد حقپور، امین شفیعی، وحید وکیلی، داود منصوری، رضا ذوقی، رضا ابراهیم زاده، فربد ابراهیم زاده ،هادی زندی فر، حمید حجارها ،نیما وزیری، حافظ محتاج، سید اشکان خراسانی، محمد رضا میرزا علی اکبر، مهرداد گنجی، محمد گل محمدی، ستار رحیمی،، نادر نجفی، مرتضی محمدی پور، محمد محمدپور، علیرضا چاپلقی ،مازیار زارع، روح ا... شکری، شهنام زحمتکش، سامان محامی، اکبر طاهری، مرتضی بنایی، قاسم اکبری، صابر معصومعلی، علی عظیمی، مجید عابدین زاده، مسعود بیات، مرتضی سهرابی پناه ،علی اکبر خوش اخلاق، مسلم عیدی، احمد زمانپور، رحیم پایداری، سامان ابوذری، داود بابایی، امیر حسین بابایی ،مجتبی رفیعی، شاهرخ شمس افشار، حسن رزاقی، علی رضا اردلان، اکبر عزتی، نیما نخستین سرباز، محمد مهدی روح شناسان که در کلانتری و یا بازرسی فاتب به شرح صفحات ٢٠۵۵ الی٢۱٠٢ جلد یازدهم و ٢٣۶٩ الی ٢٣٧٨ جلد دوازهم پرونده رضایت بلاقید و شرط خود را اعلام نموده اند قرار موقوفی تعقیب صادر می گردد.  

 

قرارهای منع تعقیب و موقوفی تعقیب صادره ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ به شکات قابل اعتراض و رسیدگی مجدد در دادگاه نظامی دو تهران است. محل و تاریخ وقوع جرم تهران سال ۱٣٨٨ بوده است.

    
 سید رضا حسینی

     بازپرس شعبه اول دادسرای نظامی تهران

****
متن حکم دادگاه نظامی کهریزک :عدم احضار متهمان اصلی، احکام نرم ۴ عامل میانی و ٨ مباشر قتل و شکنجه

جرس: در ادامه انتشار قرار نهایی صادره پروند کهریزک در صد و دو صفحه به تاریخ پنج آذر ٨٨پرونده کلاسه ۵٨٧٨/٨٨ که توسط سید رضا حسینی، بازپرس شعبه اول دادسرای نظامی تهران نهایی شده بود و در چهار روز متوالی در جرس منتشر شد و به دنبال انتشار متن کامل کیفرخواست متهمان کهریزک که با امضای معاون دادستان نظامی تهران عباس پارساپور به شماره ۴٧٠٣/٨٨ مورخ ٢۵ آذر ۱٣٨٨ در ٢٧ صفحه در جرس منتشر گردید، امروز جزییات رای دادگاهِ متهمان کهریزک به شماره ٨٩-۵۴ که در شعبه دوم دادگاه نظامی یک در تاریخ ١/۴/٨٩ توسط دادرس این دادگاه محمد مصدق صادر شده، در ادامه اسناد قبل پیرامون جنایت کهریزک منتشر می گردد. این رای، بیست و یک صفحه (صفحه هشتاد ونه تا صد و ده) از دادنامه صد و ده صفحه ای دادگاه نظامی را به خود اختصاص داده است. بخش گردش کار این دادنامه هنوز بدست جرس نرسیده است.



مروری بر حکم دادگاه کهریزک

  گفتنی است در قرار نهایی صادره از بیست و دو نفر به عنوان متهم یاد شده بود که بعد از بررسی های بازپرس پرونده مبتنی براسناد و مدارک و اظهارات شهود و اعترافات متهمین، نهایتا کیفرخواست برای دوازده نفر صادر می شود. در رای صادره دادگاه نظامی تهران ضمن اعلام تبرئه یک نفر از متهمین یعنی سردار سرتیپ رجب زاده، برای یازده متهم دیگر رای بر مجرمیت صادر شده است. رای صادره برای ١١متهم بازداشت‌گاه کهریزک، ١۴ سال و ٧ ماه و ٣ روز حبس؛  ٢ میلیون و ٨٠٠ هزار تومان جزای نقدی؛ ۴ سال و ۶ ماه انفصال موقت از خدمات دولتی؛  ٣٩١ ضربه شلاق و ١ و هشت صدم دیه انسان کامل است . دو استوار مباشر قتل به قصاص محکوم شدند.

 

 

 

سه سرهنگ نیروی انتظامی یعنی فرمانده بازداشتگاه، معاون وی و فرمانده بازرسی بازداشتگاه مجموعا به شصت و شش ماه زندان،یک میلیون و ششصد هزار تومان جریمه نقدی و ١ سال انفصال موقت از خدمات دولتی محکوم شده‌اند. ۶  استوار و یک گروهبان و یک غیرنظامی (رئیس بند) مجموعا به ٨ سال و ٩ ماه و ٣ روز زندان؛ ٣ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شدند.

 

 

 نکته قابل توجه در این رای که مبنای تبرئه رجب زاده نیز شده است، قسمتی از اظهارات وی است که برای سلب مسئولیت از خود، از متهم اصلی پرونده قاضی مرتضوی نام می برد؛ که نه به عنوان متهم، بلکه حتی به عنوان شاهد یا مطلع نیز برای حضور در دادگاه دعوت نمی شود. رجب زاده می گوید:

 

 

"یکی از اتهام‌های من آمریت در گزارش خلاف در خصوص موضوع مننژیت است ای کاش آقای مرتضوی هم به عنوان مطلع اینجا می‌آمد تا روشن می‌شد که کجای کار من اَمریت بوده است؟! تا زمانی که کمیجانی (متهم ردیف اول) در دادگاه صحبت کرد من نمی‌دانستم موضوع گزارش خلاف واقع چیست؟ ... آقای مرتضوی را در جلسه دیدم به من گفت که آقای فلاح پیش من بیاید با او کار دارم. من هم به دفترم اعلام کردم که فلاح نزد مرتضوی برود. به ما چه مربوط است که علت مرگ مننژیت باشد یا چیز  دیگر؟ .... بازداشتگاه زیر نظر معاونت بازرسی اداره می‌شد همیشه می‌پرسیدم و گزارش می‌گرفتم".

  

بدون تردبد یکی از نقاط ضعف این پرونده و به تبع آن رای صادره بی توجهی به آمرین و کسانیست که موجب وقوع این فاجعه ملی شدند و رسیدگی صرف به اتهامات مباشرین قتل و ضرب و جرح بازداشت‌شدگان است. بدون تردید عدم رسیدگی به نقش قاضی مرتضوی، دادستان سابق تهران در پرونده متهمان کهریزک از مهمترین نقایص این پرونده است. در حالیکه همه بازداشت شدگان کهریزک به دستور مستقیم او به کهریزک فرستاده شده‌اند، دادگاه به علت مقام قضایی قاضی مرتضوی صلاحیت رسیدگی به اتهامات او را از خود سلب می کند. بعلاوه دیکته نامه جعلی، مبنی بر این که جوادی‌فر، روح‌الامینی و کامرانی به علت ابتلای قبلی به بیماری مننژیت فوت کرده‌اند توسط مرتضوی به دو نفر از افسران نیروی انتظامی که در متن اعترافات متهمین در کیفرخواست و اظهارات رجب زاده در متن پیوست به چشم می خورد، از اتهامات بارز مرتضوی در این پرونده است.به گونه ای که افسران نیروی انتظامی اظهار داشته اند که ما به توصیه و سفارش قاضی مرتضوی و حتی با دیکته ایشان این نامه رانوشتیم.

 

سرهنگ کمیجانی در همین حکم اقرار کرده است که "

من همه‌ مسایل بازداشتگاه را به فلاح گزارش می‌دادم. من قبول دارم نامه را با دستور مافوقم امضا کردم. متن نامه را آقای فلاح و مرتضوی به من داد، من تایپ کردم و امضا کردم و به مرتضوی دادم. آقای مرتضوی گفت من با پزشکی قانونی صحبت کردم که علت مرگ مننژیت بوده است."

 

 

 

 

از طرف دیگر برخی از جزئیات در رای صادر قابل خدشه است از جمله تبرئه رئیس بازداشتگاه کهریزک از اتهام ضرب و جرح امیر جوادی‌فر است حال آنکه سرهنگ کمیجانی با لگد جوادی‌فر را مورد ضرب و شتم قرار داده در زمانی که وی در آستانه مرگ بوده است.

 

نقص دیگر حکم نپرداختن به مقتول چهارم کهریزک (رامین آقازاده قهرمانی) است. 

 

سازمان قضایی نیروهای مسلح در روز نهم تیرماه ٨٩ با صدور اطلاعیه ای بدون ذکر اسامی متهمین رای غیر قطعی یازده متهم بازداشتگاه کهریزک را منتشر کرد و در انتهای آن اطلاعیه آورد:" سازمان قضايي نيروهاي مسلح مطابق با مقررات قانوني،پس از صدور حكم قطعي، اسامي متهمان را اعلام خواهد كرد."تا امروز که بیش از شش ماه از صدور این اطلاعیه و رای صادره می گذرد اطلاعاتی بیش از اطلاعیه یادشده در مورد کهریزک در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.

 

 

 

از دیگر نکات جالب این حکم مجازات توأم با اغماض تنها غیرنظامی پرونده، اراذل و اوباشی است که به عنوان رئیس بند انجام وظیفه! می کرده است. وی به ٢٣ ماه حبس و ٧۴ ضربه شلاق و یک سوم دیه انسان کامل محکوم شده است.

 

 

 

اگر این پرونده را با پرونده کوی دانشگاه تهران که منجر به محکومیت برای سرقت یک ریش تراش و ترفیع سردار فرهاد نظری فرمانده نیروی انتظامی بدست فرمانده کل قوا و دادگاه ترور سعید حجاریان سنجیده شود، مشخص می شود که حکومت به ماموران جزء خود چقدر مهربان است، و آمرین جنایات در چه حصن حصینی قرار دارند.

 

 

 

پرسشهای بی پاسخ

 

 این پرونده قضائی که زیر فشار شدید افکار عمومی برای پوشاندن جنایت کاران اصلی تشکیل شده، با چند سوال اصلی مواجه است:

 

 

 

اول. چرا قاضی سعید مرتضوی به عنوان متهم شماره یک احضار نشده است؟

 

 

 

دوم. با توجه به اینکه در حکم صادره از مباشران جنایت و عوامل میانی ذره ای پافراتر نهاده نشده است، پرسیدنی است نقش فرمانده نیروی انتظامی و وزیر کشور در این پرونده چه بوده است؟

 

 

 

سوم. با توجه به اینکه حداقل به شکل صوری دادستان تهران زیر نظر دادستان کل و رئیس قوه قضائیه انجام وظیفه می کند، چرا به اهمال مقامات قضائی در این فاجعه ملی رسیدگی نشده است؟

 

 

 

چهارم. از آنجا که عملا دادستان وقت تهران سعید مرتضوی مستقیما زیر نظر بیت رهبری انجام وظیفه می کرده است، چرا مجلس خبرگان در این زمینه از رهبری سوال نمی کنند؟

 

 

 

پنجم. با توجه به گذشت اولیاء دم از جانیان، این فاجعه ملی با نهایتا ١۴ سال زندان و ٣ میلیون تومان جریمه و ۴ سال و نیم انفصال موقت از خدمات دولتی  ظاهر سازی و رفع و رجوع شد. راستی جنبه عمومی جرم در ایران اینقدر کم اهمیت است؟ جان انسان اینقدر ارزان است؟ 

 

 

 

ششم. مقایسه احکام نرم صادره برای ماموران خاطی با احکام صادره برای شهروندان منتقد نشان می دهد جمهوری اسلامی نسبت به مامورانش اهل مهرورزی، گذشت و مجازات قطره چکانی و در برابر منتقدان غیرمسلحش بسیار خشن و غیرقانونی و اهل مجازات فله ای است. توجه کنید این حکم دادگاه بلخ نیست، اما بی شباهت به قضایای شهر هرت هم نیست.

 

 

 

ما نمی دانیم این حکم در تجدید نظر چقدر تخفیف خورده است و اصولا آیا از همین ١١ محکوم الآن کسی در زندان مانده یا نه. چه فرقی می کند وقتی آمران اصلی این فاجعه ملی هنوز بر کشور حکومت می کنند.

 

 

 

جرس در ادامه ابتدا خلاصه احکام مجازات متهمان را می آورد. سپس به متن کامل حکم صادره می پردازد و امید دارد حقوقدانان و وکلا به نقد حقوقی پرونده و زوایای پنهان آن همت نمایند.

 

 

***
 
خلاصه حکم صادره

 

 
متهم ردیف هفتم سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ؛ تبرئه
 

متهم ردیف اول سرهنگ دوم فرج کمیجانی، فرمانده بازداشتگاه؛مجموعا: ٣۵ماه حبس، ٧٠٠ هزار تومان جریمه نقدی، ۶  ماه انفصال موقت از خدمت

 

متهم ردیف پنجم سرهنگ روان‌بخش فلاح؛  معاون بازداشتگاه؛ مجموعا: ١۴ ماه حبس، ٧٠٠ هزار تومان جریمه نقدی، ٣ ماه انفصال موقت از خدمت   

 

متهم ردیف ششم سرهنگ محمد عامریان، مسئول عملیات بازرسی فاتب؛ مجموعا ١٧ ماه حبس؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ ٣ ماه انفصال موقت از خدمت

 

متهم ردیف دوم استوار محمد خمیس‌آبادی، مجموعا: دو قصاص نفس (پس از اخذ نصف دیه کامل)؛ ٢٧ ماه حبس؛ یک سال انفصال موقت از خدمت؛ ٧۴ ضربه شلاق؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ پرداخت یک سوم دیه کامل به هفت نفر

 

متهم ردیف ‌سوم استوار ابراهیم محمدیان، مجموعا: یک قصاص نفس (پس از اخذ نصف دیه کامل)؛ ٢٧ ماه حبس؛ یک سال انفصال موقت از خدمت؛ ٧۴ ضربه شلاق؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛پرداخت یک سوم دیه کامل به هفت نفر

 

متهم ردیف هشتم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش فرزند سیدعلی، ۴ ماه حبس؛ ۵ماه انفصال موقت از خدمت؛ ٢٠٠ هزارتومان جریمه نقدی

 

متهم ردیف نهم استوار اکبر رهسپار، ٧۴ ضربه شلاق، ۴ ماه حبس؛ ٣ ماه انفصال خدمت؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی

 

متهم ردیف دهم استوار دوم حمید زندی؛  ٧٠ ضربه شلاق؛ ١٨٢ روز حبس؛ ٣ ماه انفصال موقت از خدمات دولتی؛ ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ پرداخت دو و هفتاد و پنج صدم درصد دیه انسان کامل

 
متهم ردیف یازدهم استوار دوم مجید وروایی، ٢۵ ضربه شلاق؛ ٩١ روز حبس؛ دو و ۶ صدم درصد دیه انسان کامل
 

متهم ردیف دوازدهم گروهبان دوم مهدی حسینی‌فر، ۱۵ماه حبس، ۶  ماه انفصال موقت از خدمت، ٢٠٠ هزار تومان جریمه نقدی؛ دو و ۶  صدم درصد دیه انسان کامل

 

متهم ردیف‌ چهارم غیرنظامی محمد کرمی، مجموعا: ٧۴ ضربه شلاق، ٢٣ ماه حبس، پرداخت یک سوم دیه کامل به هفت نفر

 
 
****************************************
 متن کامل رای صادره بشرح زیر است:

شماره : ٨٩-۵۴

تاریخ رسیدگی ١/۴/٨٩
شعبه: دوّم

دادگاه نظامی: یک

 

 

رأی دادگاه:

در خصوص متهم ردیف اول سرهنگ ٢ فرج کمیجانیبا توجه به محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور، ( صفحه ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعین در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) و اقرار صریح وی در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع (صفحه‌های ٣١٠۶ و ٣١٠٧) با تغییر عنوان اولین اتهام انتسابی وی از آمریت در ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت‌شدگان به بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی در خصوص کلیه اتهام‌های مندرج در کیفرخواست دایر بر: ١- بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی ٢- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی ٣- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا ۴- مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع، بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان به شرح صفحه‌های ٣٠٩۶ تا ٣١٠۶ و ٣۴٨۴ تا ٣۵٠١ مبنی بر این‌که: "من همه‌ مسایل بازداشتگاه را به فلاح گزارش می‌دادم. من هیچگونه اطلاعی هم نداشتم که افسر نگهبانان بازداشتی‌ها را می‌زنند ... اگر هم بوده بعد از ظهر بوده که من آن‌جا نبودم (صفحه ٣١٠١) من قبول دارم نامه را با دستور مافوقم امضا کردم. متن نامه را آقای فلاح و مرتضوی به من داد، من تایپ کردم و امضا کردم و به مرتضوی دادم. آقای مرتضوی گفت من با پزشکی قانونی صحبت کردم که علت مرگ مننژیت بوده است. (٣١٠۶) موجه نیست. زیرا اگر نامبرده به عنوان رئیس بازداشتگاه، مدیریت خوبی اعمال می‌کرد چنین اتفاقات ناگواری در آن‌جا رخ نمی‌داد. از جمله مصادیق عدم رعایت نظامات دولتی، نگهداری تعدادی از اراذل و اوباش در بین بازداشت‌شدگان این پرونده بوده و هچنین بی‌توجهی به این موضوع که محیط بازداشتگاه بسیار گرم بوده و امکانات دستشویی، تهویه و ... حتی امکانات اولیه برای نماز خواندن نیز نبوده که این امر موجب محرومیت بازداشت‌شدگان از حقوق مقرر در قانون اساسی و ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا شده است.

بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق مفید خدمتی وی مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است به استناد مواد ۵۴ ، ۵۵ و بند «ج» ماده ٧٨ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ١٣٨٢ و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧۵ (تعزیزات) و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و ماده ٢٢ همان قانون فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی و نیر با رعایت ماده ٢ و ١۶ و (ماده ٣ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ٧٨ همان قانون) وی را در خصوص بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی به تحمل ١٨ ماه حبس تعزیزی و در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع با در نظر گرفتن مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب این بزه گردیده است به شرحی که در گردش کار آمده است به پرداخت جزای نقدی به مبلغ پنج میلیون ریال بدل از حبس و در خصوص دو عنوان مجرمانه‌ دیگر یعنی محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی، عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ مبنی بر این که دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد با رعایت مجازات اشد (مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی)، به تحمل حبس ١٧ ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت از خدمت به مدت ۶ ماه و نیز پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون اسلامی ایام بازداشت قبلی از محکومیت وی کسر می‌گردد.

 

شماره ٨٩-۵۴ تاریخ رسیدگی: ١/۴/٨٩ شعبه دوم دادگاه نظامی یک

در خصوص متهمان ردیف‌های دوم، سوم و چهارم به ترتیب استوار محمد خمیس‌آبادی، استوار ابراهیم محمدیان و غیرنظامی محمد کرمی در خصوص مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی مرحومان محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور‌ (صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠)، اظهارات مطلعین در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١، ٣٠٧٨، ٣٠۴١) و اظهارات برخی از مطلعین در مرحله تحقیقات مقدماتی مبنی بر این‌که:

١- طاها زینالی: " .... دست و زانوی بچه‌ها زخم شد بعضی از بچه‌ها مثل جوادی‌فر و روح‌الامینی غش کردند و خمیس‌آبادی هر دو نفر را کتک زد به هرکدام شش ضربه ... و بعد هم خمیس‌آبادی با هردو پا روی شکم یکی از بچه‌ها رفته بود و به ما نگاه می‌کرد (صفحه ٨٩۴) ... شخصا دیدم که محمدیان آقای جوادی‌فر را با لوله آب حداقل ٢ الی ٣ ضربه کتک زد." (صفحه ٨٩٠).

 

٢- حامد زندی‌فر: "تمام صحبت‌های طاها زینالی را تأیید می‌کنم آقای خمیس‌آبادی روی شکم یکی از بچه‌ها رفت، انگار که روی سکو رفته و به ما نگاه می‌کرد و حتی مرحوم کامرانی نیز چند ضربه خورد. ایشان مثل عوارضی بود، می‌ایستاد و همه را کتک می‌زد (صفحه ٨٩۴) ... محمدیان، امیر جوادی‌فر را ٣ الی ۴ ضربه با لوله آب زد."

 

٣-مهدی بهمن‌زاده: "صحبت‌های دوستانم را قبول دارم، صحبت‌های طاها زینالی را عیناً تأیید می‌کنم. آن روز همه کتک خوردند." (صفحه ٨٩۴)

 

۴-فرید ابراهیم‌زاده: "روز آخر خمیس‌آبادی افسر نگهبان بود که روح‌الامینی را با کمربند کتک زد که پشت محسن پر از خون شد." (صفحه ٨٩۴) و (صفحه ٢١٨)

 

۵-حسین باغبان: "عین اظهارات طاها زینالی را تأیید می‌کنم و خودم دیدم که خمیس‌آبادی روز دوم جوادی‌فر و محسن‌ روح‌الامینی را در حالی که بی‌حال بودند و روی زمین افتاده بودند، کتک می‌زد. روز دوم خمیس‌آبادی همه را کتک زد و کسی نبود که از خمیس‌آبادی کتک نخورده باشد. (صفحه ٨٩۵) ... من شب اول با جوادی‌فر بودم و به محمدیان گفتم که جوادی‌فر حالش بد است و او توجهی نکرد و با لوله آب ٣ یا ۴ ضربه به جوادی‌فر کتک زد." (صفحه ٨٩١)

 

۶- محمد فرخی یگان: "... وضعیت کامرانی کاملاً مثل من بود یعنی در حد من کتک خورد." (صفحه ٨١۴)

 

٧- نادر نجفی: "در مجموع با تمام بازداشتی‌ها برخورد بدی داشتند ... آقای روح‌الامینی تقاضای عینک کرد که مورد ضرب و شتم قرار گرفت. بنده چون خودم هم عینکی هستم بطور واضح نمی‌دیدم که به کدام قسمت بدن ایشان ضربه می‌زدند و صدای نعره و جیغ و دادشان به سلول می‌آمد و آقایان کامرانی و جوادی‌فر را نیز در آن‌جا شکنجه می‌دادند." (صفحه ١١۴١)

 

٨-پیمان شهنابی: "مرحوم روح الامینی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند که در اثر این ضربات منجر به فوت آن مرحوم شد ... مرحوم امیر جوادی‌فر را که در اثر خوردن لوله آب دنده‌هایش شکسته بود مجبور به کلاغ پر رفتن می‌کردند .. مرحوم کامرانی هم در اثر ضربات شدیدی که بر وی وارد شده بود و بر اثر بی‌آبی و عفونت شدید در گذشت." (صفحه ١١۵۴)

 

٩- مسعود علیزاده: "آقای خمیس‌آبادی با کمربند یک ضربه محکم پشت محسن روح‌الامینی زد و چون کمر آن مرحوم چرک‌های زیادی داشت ترکید و لباس‌هایش چرکی شد."

 

همچنین با توجه به نظریه‌‌های مختلف پزشکی قانونی مبنی بر این‌که اوّلا علت تامه فوت، عوارض ناشی از صدمات متعدد جسمانی متعاقب اصابت جسم سخت است و شرایط بد نگهداری جزیی از علت تامه فوت نمی‌باشد. (صفحه‌های ٣۴٢٧ و ٣۴٢٨) و ثانیاً مجموع صدمات و جراحات وارده در طی ٧٢ ساعت قبل از مرگ منجر به فوت گردیده است. (صفحه‌های ٢٢۴٩ تا صفحه ٢٢۵١ و ٣۴١۶) و ثالثاً مجموع صدمات وارده به هرکدام از مرحومین روح‌الامینی، کامرانی و جوادی‌فر نوعاً کشنده بوده است. (صفحه ٣۵۴۵) و از سوی دیگر برابر دفتر ثبت وقایع بازداشتگاه و اقرار صریح متهمان، در محدوده زمانی فوق (٧٢ ساعت قبل از فوت) افراد دیگری جز متهمان مذکور حق ورود به بازداشتگاه را نداشته‌اند و نیز با توجه به اظهار خود متهمان مبنی بر اینکه: خمیس‌آبادی: "من تنبیه کردم اما چهار دست و پا و سوار هم شدن نداشتیم (صفحه ٣١۴٧) ... با توجه به شرایط زندان و جلوگیری از شروع درگیری یک عدد لوله آب پلاستیکی جهت محافظت از جان خود به همراه داشتم. یک نفر افسر نگهبان باید ۵٠٠ نفر را کنترل کند. قبول دارم که اشتباه کرده‌ام ممکن است افسر نگهبان در اثر خستگی بعضی اوقات عصبانی شود ... قبول دارم که آن ها را پا مرغی برده‌ام ..."

 

محمدیان: "این اظهارات را قبول دارم که چند ضربه کف دست ۴، ۵ نفر زده‌ام که ممکن است متوفیان هم جزء آن‌ها باشند. (٩۴١ جلد پنجم) ... کسی که نظم زندان را به هم می‌زد چند ضربه کف دست آن‌ها می‌زدم .. هیچ‌کس مجوز زدن به من نداده بود فقط به لحاظ این‌که تعداد بازداشتی‌ها زیاد بود ... در خصوص کتک زدن متهمین عرض کنیم که فقط تنبیه چند ضربه به کف دستانشان می‌زدم ... (صفحه ٨٩٢) می‌خواستم نظم را برقرار کنم (١٣۵٨ جلد ٧) ... قبول دارم اشتباهاتی داشته‌ام که بر کف دست چند نفر زده‌ام." (٢١۶۵)

 

بنابراین با توجه به اقرار ضمنی متهمان مبنی بر تنبیه و ایراد ضرب نسبت به مقتولان (روح‌الامینی و جوادی‌فر) و همچنین قرائن و امارات مورده اشاره که موجب حصول علم گردید؛ بزهکاری متهمان ردیف‌های دوم و سوم به ترتیب استوار محمد خمیس‌آبادی و استوار ابراهیم محمدیان در خصوص ایراد ضرب و جرح منتهی به قتل عمدی دو نفر از مقتولین مرحوم محسن روح‌الامینی و امیر جوادی‌فر، محرز و مسلم است و دفاعیات آنان و وکلای مدافعشان (صفحه‌های ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ و ٣۵۵١ تا ٢۵٧۵) موجه نیست. زیرا کشته شدن مقتولان در طی ٧٢ ساعت قبل از مرگ به واسطه ضربات وارده که نوعاً کشنده بود، جز توسط متهمان مذکور فرض دیگری ندارد. لهذا به استناد مواد ٢٠۵، بند ب ٢٠۶، ٢١۴ و ٢١۵، ١٠۵، ١٢٩ و ٢٣١ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و نظر به تقاضای قصاص از سوی اولیای دم و عدم گذشت آنان هردو نفر را با رد فاضل دیه (یک دوم دیه کامل مرد مسلمان) از سوی هرکدام از اولیای دم متوفیان (روح‌الامینی و جوادی‌فر) در حق جانیان به قصاص نفس محکوم می‌نمایم و در خصوص ایراد ضرب و جرح منتهی به قتل عمدی مرحوم محمد کامرانی فقط بزهکاری ردیف دوم (استوار محمد خمیس‌آبادی) محرز است زیرا با توجه به نظریه پزشکی قانونی (صفحه‌های ٣۴١۶ و ٣۴١٧) که فقط ضربات وارده در طی ٧٢ ساعت قبل از مرگ را مؤثر در قتل دانسته است و برابر دفتر ثبت وقایع در طول این مدت فقط نامبرده به عنوان افسر نگهبان در بازداشتگاه بوده و متهم ردیف سوم ابراهیم محمدیان در ایام استراحت بوده و در بازداشتگاه حضور نداشته است در نتیجه در این فاصله زمانی ایراد ضربی از سوی وی نسبت به مرحوم محمد کامرانی متصور نیست.

 

لهذا به استناد مواد ٢٠۵ و بند ب ماده ٢٠۶ و مواد ١٠۵، ١٢٠ و ٢٣١ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و نظر به تقاضای اولیای دم و عدم گذشت آنان، متهم ردیف دوم استوار خمیس‌آبادی را در خصوص قتل مرحوم محمد کامرانی به قصاص نفس محکوم می‌نمایم و امّا متهم ردیف سوم استوار محمدیان را در مورد قتل مرحوم محمد کامرانی به علت عدم تصور ایراد ضرب مؤثر در قتل در این فاصله زمانی از سوی وی و همچنین متهم ردیف چهارم محمدرضا کرمی را در مورد قتل هر سه نفر از متوفیان روح‌الامینی، کامرانی و جوادی‌فر به علت انکار شدید وی، فقط دلیل کافی و علم‌آور نسبت به انتساب اتهام مذکور به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت تبرئه می‌کنم و در خصوص محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا نیز با توجه به محتویات پرونده، اظهارات متهمان و لایحه دفاعیه وکلای مدافع ایشان و نیز با توجه به اظهار مطلعان و شهادت شهود در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) و اظهارات مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی، بزهکاری متهمان ردیف‌های دوم و سوم (خمیس‌آبادی و محمدیان) را محرز و مسلم می‌دانم و به استناد ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی (تعزیزات) مصوب ١٣٧۵ و ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و با رعایت ماده ١۶، ١٧، ١٨، ٢٢ قانون مجازات اسلامی و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است و نیز با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد با رعایت مجازات اشد هرکدام را به تحمل ١۵ ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت به مدّت یک سال و جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت شغل دولتی محکوم می‌نمایم.

 

در خصوص مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات نیز با توجه به اظهارات شهود و مطلعان به شرحی که گذشت و نیز با عنایت به نظریه‌های پزشکی قانونی، بزهکاری هر سه نفر را محرز و مسلم می‌دانم و به استناد مواد ٢۶٩ و ۶١۴ و تبصره ٢ ماده ٣٠٢ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد ١۶، ١٧ و (٢٢ قانون مجازات اسلامی فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۶١۴ همان موضوع) هر کدام از سه نفر را در خصوص اهانت نسبت به شکات به تحمل ٧۴ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب و جرح، علاوه بر پرداخت دیه به شرح ذیل در حق مجنی‌علیهم، به سبب اخلال در نظم جامعه و بیم تجری هرکدام از متهمان ردیف‌های دوم و سوم محمد خمیس‌ابادی و ابراهیم محمدیان را به تحمل یک سال حبس تعزیزی و متهم ردیف چهارم غیر نظامی محمد کرمی را با توجه به داشتن سابقه محکومیت کیفری به تحمل حبس ٢٣ ماه حبس تعزیری از حیث جنبه عمومی جرم محکوم می‌نمایم:

 

الف) پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک در حق مجنی علیه شاهین فتحی برابر گواهی پزشکی قانونی صفحه ١١٣۴ جلد ۶ به شرح ذیل می‌باشد:

 

١- در خصوص تغییر شکل و تورم ناشی از نیمه دررفتگی در مفصل انگشت شست به کف دست چپ که حاکی از آسیب لیگامانی (تاندونی) در محل مفصل مذکور است به استناد ماده ۴٨۵ قانون مجازات اسلامی به میزان یک درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

 

٢- در خصوص تورم مفصل بین انگشتی انگشت دوم دست راست که ناشی از آسیب نسوج نرم این ناحیه است به استناد مواد ۴٨۵ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

 

٣- در خصوص جراحت در حال بهبودی معادل (دامیه) در سطح خارجی بازوی راست به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان یک صدم دیه کامل مرد مسلمان.

 

۴- در خصوص ساقط شدن ناخن انگشت شست پای چپ با توجه به رویش ناخن جدید به استناد مواد ۴٢٩ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان پنج هزارم دیه کامل مرد مسلمان.

 

ب) پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرم توسط هر سه نفر از مرتکبان به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه پوریا رمضانیان برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ۶٣٩ جلد ۴) به شرح ذیل می‌باشد:

 

١- در خصوص جوشگاه جراحت التیام یافته خلف انگشت سوم پای راست (دامیه) به استناد بند ٢ ماده ۴٨٠ قانون مجازات اسلامی با رعایت ماده ۴٨١ همان قانون به میزان یک هزار و پانصد م دیه کامل مرد مسلمان

 
 ج- پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه نادر خبره برابر گواهی‌های پزشکی (صفحه ٨۶۶ جلد ۵ و صفحه ١٣٢٢ جلد ٧ و صفحه ٣٧٠٩ و ٣٧٣١ جلد ١٩) به شرح ذیل می‌باشد:
 

١- در خصوص جراحت واجد ترشح غیر عادی در ناحیه آهیانه‌ای پس سری طرف چپ (دامیه) به استناد بند ٢ ماده ۴٨٠ قانون مجازات اسلامی به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان

 

٢- در خصوص تورم شدید آهیانه‌ای پس سری طرف چپ و تورم ناحیه پس سری طرف چپ خلف لاله گوش به استناد مواد ۴٨۵ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی مجموعاً به میزان یک صدم دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

 

٣- در خصوص جراحت‌های متعدد در مراحل پایانی التیام در بازوی چپ و راست و ساعد دست راست و چپ هر چهار مورد در حد دامیه به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ مجموعا چهار صدم دیه کامل مرد مسلمان و در خصوص ارش تورم بازوی راست به میزان نیم در صد دیه کامل به عنوان ارش.

 

۴- جراحت وسیع با ترشح عفونی در قوزک خارجی مچ پای چپ در حد دامیه به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان یک درصد دیه کامل و در خصوص تورم قوزک پای چپ به میزان نیم در صد دیه کامل به عنوان ارش به استناد مواد ۴٨۵ و ۴٩۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠.

 

۵زخم در مراحل پایانی التیام زانوی راست (حارصه) به استناد ماده ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم درصد دیه کامل مرد مسلمان.

 

۶- جراحت در مراحل پایانی التیام در کف پای راست و چپ در حد حارصه به استناد مواد ۴٨٠، ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی مجموعاً به میزان یک در صد دیه کامل مرد مسلمان

 

٧-در خصوص عوارض روانی به میزان ده درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

 

د- پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه مسعود علی‌زاده برابر گواهی‌های پزشکی قانونی (صفحه‌های ٣٨ جلد ١ و ۶٢٨ و ۶٢٩ جلد ۴) به شرح ذیل می‌باشد:

در خصوص جوشگاه جراحت‌های ساق پای راست، خارج زانوی راست، خلف مچ پای راست، خلف ساق پای چپ، خارج مچ پای چپ، خلفی فوقانی بازوی چپ و کتف چپ و ناحیه داخلی ساعد چپ، همگی ٨ مورد در حد «دامیه» به استناد مواد ۴٨١، ۴٨٠ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان هشت صدم دیه کامل مرد مسلمان.

 

٨- در خصوص جراحت پس سر طرف چپ و پشت لب فوقانی طرف راست هر دو در حد «دامیه» به استناد مواد ۴٨٠ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان چهار صدم دیه کامل مرد مسلمان.

 

٩- در خصوص ۵ مورد آثار کبودی نواری ناحیه پهلوی طرف چپ، ناحیه زیر کتف راست، روی شکم، ناحیه فوقانی بازوی چپ و قدامی فوقانی شانه چپ به استناد بند «د» مواد ۴٨۴ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ جمعاً به میزان ۵/٧ دینار .

 

هـ - پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به اضافه متهم ردیف دهم حمید زندی به صورت مشترک در حق مجنی علیه سید میلاد حسینی برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٣٠٧۵ جلد ١۶) به شرح ذیل می‌باشد:

در خصوص دو مورد تغییر رنگ طویل ساعد چپ و قدام راست قفسه صدری به استناد بند «د» ماده ۴٨۴ قانون مجازات اسلامی جمعاً به میزان ۵/١ دینار .

 

ط- پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرح توسط هر سه نفر به صورت مشترک در حق مجنی علیه پیمان شهنایی برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٢٣٣٨ جلد ١٢) به شرح ذیل می‌باشد:

 

١- در خصوص جوشگاه مربوط به جراحت لاله گوش چپ در حد (دامیه) به استناد ماده ۴٨٠ قانون مجازات اسلامی به میزان دو درصد دیه کامل مرد مسلمان.

 

٢- در خصوص جوشگاه مربوط به دو جراحت پشت دست راست و کنار زانوی راست در حد (دامیه) به استناد مواد ۴٨٠ و ۴٨١ قانون مجازات اسلامی جمعاً به میزان دو درصد دیه کامل مرد مسلمان.

 

٣در خصوص شکستگی بیست در صد قسمت نمایان دندان قدامی به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان یک درصد دیه کامل مرد مسلمان به عنوان ارش.

 

۴- در خصوص شکستگی پنج در صد از قسمت نمایان دندان قدامی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان بیست و پنج صدم درصد دیه کامل مرد مسلمان.

 

۵- در خصوص شکستگی ٢۵٪ از قسمت نمایان دندان خلفی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم در صد دیه کامل مرد مسلمان.

 

۶- در خصوص شکستگی ده درصد از قسمت نمایان دندان قدامی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان نیم درصد دیه کامل مرد مسلمان.

 

٧در خصوص شکستگی پنج درصد از قسمت نمایان دندان قدامی (یک دندان) به استناد ماده ۴٠٨ قانون مجازات اسلامی به میزان بیست و پنج درصد دیه کامل مرد مسلمان.

 

و در خصوص ایراد ضرب و اهانت به ٧ تن از شکات به اسامی محسن صادقی اصفهانی، مهدی بهمن‌زاده، امیر اصغری، حامد ملک‌زاده، علی نجاری،‌رضا احمدی و سامان گنجی با توجه به گذشت منجر آنان به ترتیب شرح صفحه‌های (٢٩۴٩ جلد ١۵)- (٣٠٢١ جلد ١۶) - (٢٩۵٠ جلد ١۵ و ٢٩٨٣ جلد ١۶) – (٢٩۴٨ جلد ١۵) – (٢٩٢۴ جلد ١۶) – (٢٩٢۵ جلد ١۶)- (٢٩٢۵ جلد ١۶) در خصوص هر سه متهم به استناد بند «٢» ماده (٨) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می کنم. 

 

 

 در خصوص متهم ردیف پنجم سرهنگ روان‌بخش فلاح فرزند بهرام،  با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور به شرح‌های صفحه ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠ و نیز اقرار صریح وی در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع در مورد کلیه اتهام‌های مندرج در کیفر خواست دایر بر: ١- مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع ٢- بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت قانون حقوق شهروندی ۴- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا، بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان به شرح‌ صفحه‌های ٣۴۵۴ تا ٣۴۶٢، ٣۵۵١ تا ٣۵۵٧ و ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ موجه نیست. زیرا بازداشتگاه زیر نظر ایشان اداره می‌شده و همه برنامه‌های بازداشتگاه از سوی ایشان ابلاغ می‌شده و مطلع نبودن ایشان از اعمال خلاف قانون و خلاف شئون اسلامی که در آن‌جا رخ داده‌، مسموع نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله سوابق مفید خدمتی، تشویق‌های انجام گرفته از سوی ناجا و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است به استناد مواد ۵۴، ۵۵ و بند «ج» ماده ٧٨ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨، (٢٢ فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و نیز با رعایت ماده ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و (٣ فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ٧٨ همان قانون، وی را در خصوص بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی به تحمل هشت ماه حبس تعزیزی و در خصوص مشارکت در تنظیم گزارش خلاف واقع با توجه به کیفیت ارتکاب بزه به شرحی که در گردشکار آمده است به پرداخت جزای نقدی به مبلغ پنج میلیون ریال بدل از حبس و در خصوص دو عنوان مجرمانه‌ دیگر یعنی محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی، عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظرگرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی یعنی فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم با رعایت مجازات اشد (مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) به تحمل شش ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت از خدمت به مدت ٣ ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت شغل دولتی محکوم می‌کنم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت آن کسر می‌گردد.

 

 در خصوص متهم ردیف ششم سرهنگ محمد عامریان فرزند رحیم، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور به شرح صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠، اظهارات مطلعین در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه‌ (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در مورد کلیه اتهام‌های انتسابی مندرج در کیفرخواست دایر بر: ١- بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به تلفات جانی و صدمات بدنی. ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا. ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی، بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان به شرح صفحه‌های ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ و ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق مفید خدمتی، تشویقی‌های مندرج در پرونده پرسنلی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب و بزه گردیده است به استناد مواد ۵۴ و ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ١٣٨٢ و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی (تعزیزات) مصوب ١٣٧۵ و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨، ٢٢ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و نیز با رعایت ماده ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح با توجه به اینکه بازداشتگاه زیر نظر مستقیم بازرسی فاتب بوده و مشارالیه مسئول عملیات آن بازرسی بوده و کوتاهی و قصور وی در انجام وظایف محول، روشن است. بنابراین وی را در خصوص بی‌احتیاطی، بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی به تحمل ده ماه حبس تعزیزی و در خصوص دو عنوان مجرمانه دیگر یعنی محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی، عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ یعنی فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم با رعایت مجازات اشد (مجازات موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) به هفت ماه حبس تعزیزی و انفصال موقت از خدمت به مدت ٣ ماه و پرداخت جزای نقدی مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.
 

در خصوص متهم ردیف هفتم سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده فرزند سلمان، با توجه به مجموع محتویات پرونده، دفاعیات وی در جلسه دادگاه مبنی بر این‌که "در طول ٣١ سال خدمتم حتی یک تذکر شفاهی هم نداشته‌ام ... یکی از اتهام‌های من امریت در گزارش خلاف در خصوص موضوع مننژیت است ای کاش آقای مرتضوی هم به عنوان مطلع اینجا می‌آمد تا روشن می‌شد که کجای کار من اَمریت بوده است؟! تا زمانی که کمیجانی (متهم ردیف اول) در دادگاه صحبت کرد من نمی‌دانستم موضوع گزارش خلاف واقع چیست؟ ... آقای مرتضوی را در جلسه دیدم به من گفت که آقای فلاح پیش من بیاید با او کار دارم من هم به دفترم اعلام کردم که فلاح نزد مرتضوی برود. به ما چه مربوط است که علت مرگ مننژیت باشد یا چیز دیگر؟ من شخصاً از روز اول که به تهران آمدم با کهریزک مخالف بودم دوستان من شاهد بودند حتی یک بار هم طرح اراذل و اوباش را اجرا نمی‌کردم من طرح امنیت اجتماعی و انضباط اجتماعی را اجرا کردم و اسم آن را طرح انضباط اجتماعی گذاشتم ... من کجا بی‌مبالاتی کرده‌ام حدود ١٠ ماه در خیابان‌ها به صورت سه شیفته درگیر بودیم بایستی امنیت ١٢ میلیون نفر را تأمین می‌کردم. در این مدت حدود ١١ میلیون تماس تلفنی داشتیم، ۴٣٠ رده و ٨٣٠ کلانتری داریم ٢٧ پایگاه داریم. من باید همه‌ این‌ها را مدیریت می‌کردم بازداشتگاه زیر نظر معاونت بازرسی اداره می‌شد همیشه می‌پرسیدم و گزارش می‌گرفتم ... "

 

لذا ضمن موجه دانستن دفاعیات وی مبنی بر اینکه هیچگونه دستوری مبنی بر اَمریت در تنظیم گزارش خلاف واقع نداشته است و هیچگونه بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی در انجام وظیفه نداشته است و اصولاً برای انجام کارهای بازداشتگاه علاوه بر رئیس بازداشتگاه، معاون بازرسی ایشان نیز به صورت مستقیم نظارت داشته و به وی گزارش می‌داده در طول این مدت هیچگونه گزارش منفی در خصوص اداره بازداشتگاه به وی نشده است. بنابراین به علت عدم احراز وقوع بزه به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را در خصوص هردو اتهام تبرئه می‌کنم.

 

در خصوص متهم ردیف هشتم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش فرزند سیدعلی، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در خصوص اتهام‌های انتسابی به وی مبنی بر ١- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکیل مدافعش به شرح صفحه‌های ٣۴٧٧ تا ٣۴٨٨ جلد ١٨ و نیز صفحه‌های ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ و همچنین صفحه‌های ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ جلد ١٨ موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله سوابق خدمتی وی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح مصوب ١٣٨٢ و ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی ( تعزیرات) مصوب ١٣٧۵ و با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ٢٢ و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ و همچنین با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه هر دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد با رعایت مجازات اشد وی را به تحمل ۴ ماه حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت پنج ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم و در خصوص ایراد ضرب و جرح و اهانت به شاکی مسعود علیزاده با توجه به انکار شدید وی و اظهارات او مبنی بر اینکه شاکی او را عوضی گرفته و تأیید این موضوع از سوی دو تن از متهمان که خود از ضاربان این شاکی هستند، به علت عدم احراز وقوع بزه ضرب و جرح و اهانت نسبت به مسعود علیزاده به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و نیز اصل مستحکم برائت وی را در این خصوص تبرئه می‌نمایم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی از محکومیت وی کسر می‌گردد.

 

در خصوص متهم ردیف نهم استوار اکبر رهسپار فرزند جمعه‌علی، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (صفحه‌های ٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در خصوص اتهام‌های مندرج در کیفر خواست دایر بر :

 ١- مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکایات هومن رجبی‌، هاتف سلطانی، طاها زینالی و سامان گنجی .

 ٢- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی.

 ٣- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکلای مدافع ایشان (صفحه‌های ٣۴٧٢ تا ٣۴٧۶) موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق خدمتی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است وی را به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد ۵٧٠ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و (ماده ٢٢ صرفاً در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ همان قانون) و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص اهانت به شکات به تحمل ٧۴ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب نسبت به شکات، با توجه به اینکه هیچکدام آن‌ها گواهی پزشکی قانونی ارائه نکرده‌اند و هیچگونه جرحی به آنان وارد نشده است و دلیلی نسبت به ایراد ضرب ساده هم وجود ندارد. لهذا به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را در این خصوص تبرئه می‌کنم و در خصوص دو عنوان اتهامی یعنی رعایت عدم حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه هر دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم م‌باشد (موضوع ماده ۵٧٠ قانون مجازات اسلامی) به تحمل چهارماه حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت سه ماه پرداخت و جزای نقدی به مبلغ دو ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم و در خصوص ایراد ضرب و اهانت نسبت به دو تن از شکات به اسامی مهدی بهمن‌زاده و سامان گنجی با توجه به گذشت منجر آنان به شرح صفحه‌های ٣٠٢١ جلد ١۶ و ٢٩٢۵ جلد ١۶ به استناد بند «٢» ماده (٨) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌کنم و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازت اسلامی مصوب ١٣٧٩ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.

 

 

 

در خصوص متهم ردیف دهم استوار دوم حمید زندی فرزند علی قربان، با توجه به مجموع محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی در خصوص کلیه‌ اتهام‌های مندرج در کیفرخواست دایر بر: ١- مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات آقایان سید میلاد حسینی، پوریا حسین ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکیل مدافعش (صفحه‌های ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ و ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣) موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق خدمتی و مجموع اوضاع و احوالی موجب ارتکاب بزه گردیده است وی را به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد ۵٧٠ ، ٣٠٢ و ۶٠٨ و تبصره ٢ ماده ٢۶٩ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و (ماده ٢٢ صرفاً در مورد مجازات موضوع ماده ۵٧٠ همان قانون) و نیز با رعایت مواد ٢، ۴ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص اهانت به شکات به تحمل ٧٠ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب و جرح نسبت به شکات علاوه بر پرداخت دیه به شرح ذیل به سبب اخلال در نظم جامعه و بیم تجری به تحمل نود و یک روز حبس تعزیزی محکوم می‌نمایم.

الف) پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از زمان وقوع جرم توسط متهم ردیف دهم استوار دوم حمید زندی به اضافه متهمان ردیف‌های دوم، سوم و چهارم به ترتیب محمد خمیس‌آبادی، ابراهیم محمدیان، محمدرضا کرمی به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه سید میلاد حسینی برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٣٠۵٧ جلد ١۶)، در خصوص دو مورد تغییر رنگ طویل ساعد چپ و قدام راست قفسه صدری به استناد بند «د» مواد ۴٨۴ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی .

 

ب) پرداخت دیه توسط وی (حمید زندی) و متهم ردیف یازدهم و دوازدهم مجیذد وروایی و مهدی حسینی‌فر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه، پوریا حسین برابر گواهش پزشکی قانونی (صفخه ٢۵٣۶ جلد ١٣)

به شرح ذیل:
 

١- در خصوص کبودی یا سیاه شدگی چهار ناحیه بدن (وسط شکم، بالای کتف راست پایین کتف راست و پهلوی راست) به استناد بند «د» مواد ۴٨٣ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی .

 

٢- در خصوص دو عدد جوشگاه التیام یافته بریدگی در کتف چپ (دامیه) به استناد مواد ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان و امّا در خصوص ایراد ضرب و جرح نسبت به شاکی محمد صادقلو با توجه به عدم ارائه گواهی پزشکی قانونی و عدم کفایت دلیل به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را تبرئه می‌نمایم و در خصوص شکایت حسین محمودی و حسین نصر اصفهانی با توجه به اعلام گذشت ایشان برابر صفحه‌های ٣١٧٠ و ٣١٧١ به استناد بند «٢» ماده ٨ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌گردد و در خصوص دو عنوان اتهامی عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه این دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد. با رعایت مجازات اشد به تحمل نود و یک روز حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت سه ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم. و در اجرای تبصره ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.

 

در خصوص متهم ردیف یازدهم استوار دوم مجید وروایی فرزند محمود، با توجه به محتویات پرونده، گزارش سازمان بازرسی کل کشور (٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات شهود و مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی در خصوص اتهام‌های مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات آقایان یعقوب سلیمی، پوریا حسین، مهدی محمدی‌فرد و مجید نخستین سرباز بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی موجه نیست. بنابراین وی را به استناد تبصره ٢ ماده ٢۶٩ و ماده ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧ و ١٨ قانون مجازات اسلامی در خصوص اهانت نسبت به شکات به تحمل ٢۵ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب و جرح به علاوه بر پرداخت دیه در حق مجنی علیه پوریا حسین به شرح ذیل به سبب اخلال در نظم جامعه و بیم تجری به تحمل نود و یک روز حبس تعزیزی محکوم می‌کنم پرداخت دیه توسط (مجید وروایی) و متم ردیف دهم حمید زندی و ردیف دوازدهم مهدی حسینی‌فر به صورت مشترک و علی‌السویه در حق مجنی علیه پوریا حسین برابر گواهی پزشکی قانونی (صفحه ٢۵٣۶ جلد ١٣) به شرح ذیل می‌باشد:

١- در خصوص کبودی یا سیاه‌شدگی چهار ناحیه بدن ( وسط شکم، بالای کتف راست و پایین کتف راست و پهلوی راست) به استناد بند «د» مواد ۴٨٣ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان شش صدم دیه کامل مرد مسلمان.

 

٢- در خصوص دو عدد جوشگاه التیام یافته بریدگی در کتف چپ (دامیه) به استناد مواد ۴٨١ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان و در خصوص اهانت و ایراد ضرب نسبت به یکی از شکات به نام حسین نصر اصفهانی با توجه به گذشت منجز وی برابر صفحه ٣١٧٠ به استناد بند «٢» ماده ٨ قانون دادرسی کیفری ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌کنم. و اما در خصوص فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با توجه به انکار شدید وی و عدم احراز وقوع بزه به استناد اصل ٣٧ قانون اساسی و اصل مستحکم برائت وی را در این خصوص تبرئه می‌کنم.

 

در خصوص متهم ردیف دوازدهم گروهبان دوم مهدی حسینی‌فر فرزند محمود، با توجه به مجموع محتویات پرونده و گزارش سازمان بازرسی کل کشور (صفحه‌های ٣۵٧٧ تا ٣۶٩٠) اظهارات مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی و نیز در جلسه دادگاه (٣٠٣١ تا ٣٠۴٢) در خصوص کلیه اتهام‌های مندرج در کیفر خواست دایر بر: ١- مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت نسبت به شکات آقایان میر مسعود رضوی، پوریا حسین، یعقوب سلیمی و مهدی محمدی‌فرد ٢- فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا ٣- محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی بزهکاری وی محرز و مسلم است و دفاعیات وی و وکیل مدافعش برابر صفحه‌های ٣۴٧٧ تا ٣۴٨١ و ٣۵۵١ تا ٣۵٧۵ و ٣۵٢٠ تا ٣۵٣٣ موجه نیست. بنابراین با در نظر گرفتن جهات مخففه از جمله فقد سابقه محکومیت کیفری، سوابق خدمتی و مجموع اوضاع و احوالی که موجب ارتکاب بزه گردیده است وی را به استناد ماده ۵۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و مواد ٣٠٢، ٢۶٩، ۵٧٠ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ١۶، ١٧، ١٨ و ۴٧ قانون مجازات اسلامی و (ماده ٢٢ فقط در خصوص مجازات موضوع ماده ۵٧٠ همان قانون) و نیز با رعایت مواد ٢ و ١۶ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در خصوص اهانت به شکات به تحمل ٧۴ ضربه شلاق تعزیزی و در خصوص ایراد ضرب نسبت به شکات علاوه بر پرداخت دیه به شرح ذیل به سبب اخلال در نظم و بیم تجری به تحمل هشت ماه حبس تعزیزی محکوم می‌کنم. پرداخت دیه ظرف مدت یک سال از تاریخ وقوع جرح توسط وی (حسینی‌فر) و متهمان ردیف‌های دوم و یازدهم حمید زندی و مجید وروایی به صورت مشترک در حق مجنی علی پوریا حسین برابر گواهی‌های پزشکی و قانونی (صفحه ٢۵٣۶ جلد ١٣) به شرح ذیل می‌باشد:

 

١- در خصوص کبودی یا سیاه‌شدگی چهار ناحیه بدن ( وسط شکم، بالای کتف راست و پایین کتف راست و پهلوی راست) به استناد بند «د» مواد ۴٨٣ و ۴٩۶ قانون مجازات اسلامی به میزان شش صدم دیه کامل مرد مسلمان.

 

٢- در خصوص دو عدد جوشگاه التیام یافته بریدگی در کتف چپ (دامیه) به استناد مواد ۴٨١ و ۴٩۶ به میزان دو صدم دیه کامل مرد مسلمان در خصوص ایراد ضرب و اهانت نسبت به یکی از شکات به نام حسین نصر اصفهانی با توجه به اعلام گذشت منجز وی برابر صفحه‌ی ٣١٧٠ به استناد بند «٢» ماده (٨) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ١٢٩٠ قرار موقوفی تعقیب صادر می‌گردد. و در خصوص دو عنوان اتهامی عدم رعایت حقوق شهروندی و فراهم کردن موجبات بدبینی نسبت به ناجا با در نظر گرفتن ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی مبنی بر اینکه دو عنوان مجرمانه از باب فعل واحد دارای عناوین متعدد جرم می‌باشد و با رعایت مجازات اشد به تحمل ٧ ماه حبس تعزیزی با احتساب ایام بازداشت قبلی و انفصال موقت از خدمت به مدت ۶ ماه و پرداخت جزای نقدی به مبلغ دو میلیون ریال بدل از محرومیت از شغل دولتی محکوم می‌نمایم. و اجرای تبصر ماده ١٨ قانون مجازات اسلامی مصوب ١٣٧٠ ایام بازداشت قبلی متهم از محکومیت وی کسر می‌گردد.

این رأی حضوری و مستنداً به مواد ٣، ٩ (بند ٢) ، ١٠ ، ١١ ، ١٢ قانون تجددی نظر آرا دادگاه‌ها مصوب ١٣٧٢ ظرف مدت ٢٠ روز از تاریخ ابلاغ، قابل اعتراض در دیوان عالی کشور می‌باشد.

 
دفتر – رأی ابلاغ و اقدامات قانونی معمول گردد.
 
محمد مصدق
 
دادرس شعبه دوم دادگاه نظامی یک تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


****
متن کامل کیفرخواست دادستان نظامی تهران علیه ۱٢ عامل متهم فاجعه کهریزک 



 


 

 

 

***



 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.