یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸ -
- 15 Sep 2019
15 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
زنان خودسرپرست،رهاشده در بین قوانین نیم بند و ناقص
جرس: «زنان خودسرپرست» عنوانی است که در سالهای اخیر رایج شده است. عنوانی که به زنان دارای خانواده ناقص اطلاق می شود. بخشی از زنان خودسرپرست در ایران که کم هم نیستند یا پدر و مادر و نزدیکان خود را از دست داده و تنها زندگی می‌کنند و از ازدواج بازمانده‌اند یا همسر خود را بر اثر مرگ یا طلاق از دست داده‌اند. دختران و زنان خودسرپرست، تکیه گاهی جز کار و شغل روزانه خود ندارند.  

 

حال، این پرسش مطرح می‌شود که چند درصد از این زنان زیر پوشش حمایت‌های قانونی سازمان‌هایی نظیر بهزیستی و کمیته امداد قرار گرفته‌اند؟ آیا پوشش بیمه تامین اجتماعی شامل حال آنان می‌شود. از همه مهم‌تر این‌که آیا بازار کار، آنان را در مشاغل مناسب جذب می‌کند؟ نبود شغل واحد و درآمد کافی برای زنان خود سرپرست را باید بزرگ‌ترین معضل پیش روی زنان خود سرپرست دانست.


قوانین ناقص، حامی زنان خودسرپرست


حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، اردیبهشت ماه سال جاری در این زمینه گفته بود: «تعداد خانوارهایی که توسط زنان و دختران خودسرپرست اداره می‌شوند، طبق سرشماری سال ۹۰ به ۲ میلیون و ۵۵۰ هزار خانوار می‌رسند. در حالی که این آمار در سال ۸۵ به یک میلیون و ۶۶۰هزار و ۱۰ سال قبل به یک میلیون و ۲۰۰ هزار خانوار می‌رسید. پس می‌بینیم که زنان سرپرست خانوار روز به روز در جامعه ما در حال افزایش هستند و این افزایش، بیشتر ناشی از بالارفتن آمار طلاق در کشور ما است. این زنان و دختران گاهی بار نوع نگاه مردم را هم بر دوش می‌کشند و معمولاً با خواسته‌های غیرمنطقی روبه رو هستند که گاهی فقر مالی و ناتوانی در رفع نیازهای مالی باعث کشیده شدن آن‌ها به سمت جرم و بزهکاری می‌شود. چرا که بیشترین دغدغه آن‌ها تامین هزینه‌های مالی است. » (روزنامه ایران شماره ۵۳۶۰)
یک سال پس از فعالیت دولت دهم در مهرماه ۱۳۸۹ لایحه بیمه اجتماعی زنان سرپرست خانوار و دختران خود سرپرست از سوی وزارت رفاه به هیئت دولت ارائه شد که براساس آن لایحه، سالانه ۴۰۰ هزار زن سرپرست خانوار و دختر خود سرپرست بیمه می‌شوند. قانونی که هیچ‌گاه به صورت کامل اجرا نشد.


این افراد، برپایه قانون باید از کمک‌های دولتی برخوردار باشند البته تا حدودی سازمان بهزیستی و کمیته امداد این وظیفه را بر عهده دارند و کمک‌هایی نظیر مستمری و کمک‌های مادی موردی در برخی از استان‌ها به این زنان ارائه شده است.
در کنار این دو نهاد دولتی، برخی از سازمان‌های اجتماعی نیز به صورت موردی و ‌گاه به‌گاه، ارائه می‌کنند. اما برپایه قانون، این زنان باید دست کم، یک سوم حقوق کارمندان دولت را دریافت کنند که به دلیل موانع پیش رو، این قانون تاکنون به اجرا درنیامده است. در طول این سال‌ها شاهد اجرای قوانین نیم بند و ناقص در مورد حمایت از زنان خودسرپرست و نیز کم توجهی مسئولان جمهوری اسلامی به این موضوع مهم بوده‌ایم.
مصطفی اقلیما، مددکار و آسیب‌شناس مسائل اجتماعی سال گذشته در این زمینه چنین گفته بود: «بر اساس تعاریف مسئولان دولتی و به ویژه سازمان بهزیستی کشور، زنانی که شوهران آن‌ها فوت کرده و یا متارکه کرده‌اند و یا زنانی که شوهران آن‌ها مفقودالاثر هستند در گروه زنان بی‌سرپرست قرار می‌گیرند که تازه به این دسته از زنان در صورتی که دارای دو بچه یا بیشتر باشند مبلغ ۳۰ تا۴۰ هزار تومان در ماه تعلق می‌گیرد» (روزنامه قانون)

دولتمردان، فقط زمان انتخابات به فکر آن‌ها می‌افتند


در زمینه موانع قانونی پیرامون ارائه تسهیلات به این زنان، فریبا داوودی مهاجر، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان معتقد است: «۳۴ سال از عمر جمهوری اسلامی گذشته است و ما هنوز با مشکل زنان خودسرپرست روبرو هستیم. زنانی که شوهرشان مفقود الاثر یا سرباز یا مهجور است و دولتمردان، فقط زمان انتخابات به فکر آن‌ها می‌افتند و به هیچ وجه زنگ خطر را نمی‌شنوند. واقعیت این است که زنان با مشکلات مختلفی بیشتری از فقدان خدمات حمایتی روبرو هستند. به عنوان مثال، سطح سواد پایینی دارند. مهارت‌های فنی و شغلی ندارند. دسترسی به مشاغل سود آور و منابع تولید ندارند. در صورت فوت والدین ازآن‌ها ارث کامل نمی‌برند. به دلیل محدویت‌های جنسی نمی‌توانند به هر کاری مشغول شوند و مراکز سیاستگذاری با مشکلات این زنان آشنا نیستند بنابراین این زنان با مشکلات مختلفی در اداره زندگی خود روبرو هستند.زنان خودسرپرست همواره طی این سال‌ها در موازنه توزیع کمک‌های دولتی در چرخه ناموزون تبعیض و نابرابری قرار داشته‌اند.»

داوودی مهاجر، فعال حقوق زنان ادامه می‌دهد: «رسیدگی به زنان خودسرپرست از موضوعاتی است که علی القاعده جمهوری اسلامی نباید با آن مشکلی داشته باشد و با توجه به ادعای حکومت مبنی بر عدالت خواهی می‌بایست تا به حال فکری جدی برای این زنان شده باشد در حالی که هنوز جامعه ما با مشکل زنان خود سرپرست به صورت جدی روبروست. می‌دانید مشکل کجاست؟ زنان ازدواج می‌کنند و با تبلیغ کار خانگی در خانه می‌نشینند مهارتی یا حرفه‌ای ندارند. یک باره همسرشان فوت می‌کند یا به زندان می‌افتد یا مریض می‌شود و از کار می‌افتد یا طلاق می‌گیرند. زنانی که باید بار زندگی با چند بچه را به دوش بکشند. جامعه هم خدمات حمایتی سازمان یافته برای آن‌ها ایجاد نکرده است. زنانی که با انواع و اقسام مشکلات و آسیب‌های اجتماعی و عاطفی و فرهنگی و مالی روبرو می‌شوند و متاسفانه هیچ پناهگاهی ندارند. متاسفانه با افزایش آمار طلاق، روز به روز بر تعداد این زنان افزوده می‌شود. مشکلات مالی، این زنان را در معرض جرم و بزه و آلوده شدن به مواد مخدر و.. قرار می‌دهد در حالی که باید بار تربیتی فرزندان را به دوش بکشند. در چنین شرایطی دولت کجاست؟ خدمات حمایتی چگونه عمل می‌کند؟ هیچ پاسخی وجود ندارد. شما درست می‌گویید، این افراد بر طبق قانون باید از کمک‌های دولتی برخوردار باشند و بهزیستی و کمیته امداد این وظیفه را به عهده دارند. بر طبق قانون این زنان باید یک سوم حداقل حقوق کارمندان دولت را دریافت کنند ولی تاکنون این قانون به اجرا درنیامده است. حالا بگذریم در جامعه‌ای که انواع و اقسام تبعیض‌های جنسیتی وجود دارد این زنان با مشکلات دو چندان روبرو هستند و در بسیاری مواقع مورد سو استفاده‌های جنسی قرار می‌گیرند.»


دلبر توکلی، روزنامه نگار نیز در زمینه موانع قانونی پیرامون ارائه تسهیلات به زنان خودپرست معتقد است: «برای ارائه تسهیلات به زنان خودسرسرپرست منع قانونی وجود ندارد. اما مشکل اینجاست که هیچ قانونی هم برای کمک به این افراد وجود ندارد. در واقع در جامعه مرد سالار، جایی برای این زنان دیده نشده است چرا که در تمام جوامع مرد سالار زن باید صاحب داشته باشد. و قبل از ازدواج، پدر و برادر و عمو و پسرعمو‌ها صاحب دختر محسوب می‌شوند و بعد از ازدواج، شوهر می‌شود اختیار دار و صاحب زن و بعد‌ها هم پسر می‌شود به نوعی صاحب مادرش.»


زنان خودسرپرست در معرض آسیب‌های اجتماعی


مواد مخدر و افسردگی‌های شدید، مسائل عاطفی، اجتماعی و فرهنگی از جمله آسیب‌های مهمی هستند که این بخش از جامعه را تهدید می‌کند. داوودی مهاجر در این زمینه می‌گوید: «اما زنان خودسرپرست به دلیل شرایطی که در آن به سر می‌برند با مشکلات خانوادگی روبرو می‌شوند. کمتر کسی به مشکلات خانوادگی آن‌ها توجه می‌کند. این زنان سخت کار می‌کنند و امکان رسیدگی و تربیت فرزندان را ندارند به همین دلیل امکان کجروی اجتماعی برای فرزندان آن‌ها وجود دارد. بسیاری از آن‌ها با بزرگ شدن فرزندان با خشونت، افسردگی و آسیب‌های روانی فرزندان روبرو هستند. از سویی دیگر فشارهای اجتماعی و فامیلی بر روی این زنان وجود دارد. اگر بیوه هستند یا طلاق گرفته‌اند مرتب مورد قضاوت و اتهام قرار می‌گیرند. به خصوص اگر در شهر‌ها و مناطق حاشیه نشین شهری اسکان داشته باشند. از سوی دیگر، این زنان و فرزندانشان امکانات بهداشتی مناسبی ندارند. در حالی که حداقل دولت می‌تواند در این زمینه آن‌ها را مورد حمایت قرار دهد. همچنین این زن‌ها با حقوق اجتماعی خود نا‌آشنا هستند. نمی‌توانند از حقوق معمولی خود بهره‌مند شوند. اگر جایی مشغول به کار باشند به دلیل فقدان نظام صنفی در ایران تحت پوشش حمایت‌های حقوقی و صنفی قرار نمی‌گیرند و به تنهایی نمی‌توانند از حقوق از دست رفته خود دفاع کنند. به همین جهت مسایل مربوط به این زنان نیاز به کار کار‌شناسی گسترده دارد و نمی‌توان به راحتی امیدوار بود که بدون کار‌شناسی مشکلات آن‌ها حل شود.»


دلبر توکلی نیز در این زمینه چنین می‌گوید: «وقتی که زنان، تعریفشان دائم «آشپزخانه» داری باشد و به طور کلی به عنوان جنس به او نگاه شود به طور طبیعی دچار مشکلات زیادی برای اثبات و حضورش در جامعه می‌شود. حالا درجامعه‌ای مثل ایران که زنان در همه جا به طریق مختلف مورد تعرض و تجاوز قرار می‌گیرند خب بیشتر هم درمعرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرند. از سوی دیگر وقتی به طور فراگیر، زنان نمی‌توانند فعالیت‌های اقتصادی داشته باشند به خصوص آن دسته از زنان که خود سرپرست یا سرپرست خانوار هستند بیشتر و بیشتر در دامن آسیب‌های اجتماعی فرو می‌روند.»


برنامه ریزی برای توسعه مشاغل خانگی ویژه زنان خودسرپرست نیز از آن دسته طرح‌هایی است که از سوی مسئولان دولتی در ایران طراحی شده است طرحی که به گفته فعالان حقوق زنان، معایب بسیاری داشته است.
توکلی در این زمینه معتقد است: «ما با طرح‌هایی از این دست زیاد مواجه شدیم، طرح‌هایی که موفقیت چندانی نداشته‌اند. چرا که خواست اصلی حاکمیت بر حضور زنان در اجتماع نیست و اگر فعالیتی هم هست هم چنان سعی می‌شود طرح‌هایی باشد که باز هم زنان در خانه بمانند. البته یکی از دلایل آن هم نقش و حضور پر رنگ زنان ایرانی در طی این سال‌ها در فعالیت‌های سیاسی، مدنی و اجتماعی بوده است.» به عقیده وی تا زمانی که خواست حاکمیت بر حضور زنان در جامعه نباشد و تعریف زن از فقط «مادر» بودن، خارج نشود چنین طرح‌هایی فقط به صورت صوری به اجرا درمی می‌آید و تاثیر چندانی در بارور کردن زندگی زنان نخواهد داشت.»


وی در ادامه تاکید می‌کند که «جایی برای این زنان در تعریف‌های قانونی و پروژه‌هایی که برای کمک به زنان سرپرست خانوار شده، این گروه از زنان جایی ندارند. به نوعی در یک قانون ننوشته دولت و جامعه آن‌ها را به این سمت و سو سوق می‌دهند که دوباره تن به ازدواج بدهند و به نوعی «صاحب دار» شوند»

پایان عمر دولت دهم نزدیک است در شرایطی که قانون مربوط به دختران خود سرپرست، مسکوت مانده و هم چنان هیچ برنامه‌ای در این زمینه اجرا نشده است، تنها اتفاق، شناسایی صوری زنان و دختران خودسرپرست و سرپرست خانوار از سوی برخی استانداری‌ها و مراکز بهزیستی بوده، بدون آنکه راهکاری عملی برای حل مشکلات این بخش از جامعه ارائه شود. ۲۵ تیرماه روز بهزیستی و تامین اجتماعی را نیز پشت سر گذاشتیم در حالی که سازمان بهزیستی یکی از سازمان‌های مهم حمایتی در ایران که حمایت از زنان به شکل‌های مختلف یکی از وظایف این سازمان شمرده می‌شود در طول هشت سال اخیر عملکرد مثبتی نداشته است. باید از مسئولان سازمان بهزیستی پرسید که بهزیستی در طول این چند سال برای مشکلات زنان به ویژه زنان خودسرپرست چه کرده است؟


کنشگران حقوق زن امیدوارند در دولت حسن روحانی که وعده‌های بسیاری برای بهبود وضعیت زنان در ایران داده است دست کم، روزنه امیدی برای رسیدگی به مصائب و مشکلات زنان خودسرپرست در ایران ایجاد شود.
 

ارسال به :