شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ -
- 04 Feb 2012
11 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۴:۲۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
محسن کدیور در مصاحبه با لوموند: مردم ایران استبداد دینی را نمی خواهند
محسن کدیور در مصاحبه با لوموند: مردم ایران استبداد دینی را نمی خواهند
محسن کدیور در حال حاضر استاد مدعو دانشگاه دوک ( واقع در ایالت کارولینای شمالی ایالات متحده آمریکا) است. این روحانی و فیلسوف سرشناس، نخستین روشنفکر دینی ایرانی بود که در سال 1999 به زندان انداخته شد و به خاطر انتقاد از رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه ای و مخالفت با تندروی در صدور احکام اعدام [قتلهای زنجیره ای] در نظامی که خود را "ام القرای اسلام" می خواند، هجده ماه در زندان اوین تهران به سربرد. کدیور در مصاحبه با لوموند که از طریق تلفن صورت گرفت دیدگاه های خود در مورد بحران کنونی ایران را بیان می کند، بحرانی که در پی اعتراض مردم به انتخاب مجدد احمدی نژاد شکل گرفت و علیرغم سرکوب خاموش نمی شود.

 

 

 

اکنون دیگر کار از یک اعتراض ساده به نتیجه انتخابات در ایران گذشته است. می توانید به ما بگوئید واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

ما با یک کودتای واقعی ازجانب مسئولین فعلی مواجه هستیم. در انتخابات ریاست جمهوری خردادماه نتیجه انتخابات را به کمک رهبر، آقای خامنه ای و شورای نگهبان ناظر بر انتخابات و پاسداران انقلاب که کنترل کشور را در دست دارد تغییر دادند. شخص آقای خامنه ای به طور غیرقانونی از وظایف رهبری به سود قدرت شخصی خود تخطی کرده است و ضمن قراردادن افراد وابسته به خود در همه جا از قانون اساسی یک تفسیر شخصی ارائه می دهد. در فصل سوم  قانون اساسی حقوق شهروندان تعریف شده است امّا در ایران تنها چیزی که به جا مانده سانسور و بازداشت است.

 

به سراغ نهادی که "شورای نگهبان" نامیده می شود، برویم. قانون اساسی ایران نقش شورای نگهبان را "نظارت" بر انتخابات یعنی مراقبت بر حسن جریان آن تعریف کرده است امّا آقای خامنه ای چه کرده؟ از این اصل قانون اساسی یک تفسیر افراطی و من درآوردی ارائه داده (نظارت استصوابی) که بر اساس آن شورای نگهبان، که اعضایش منصوب خود اوهستند، در وهله اوّل نامزدها را بر اساس معیارهای مورد نظر خامنه ای "گرینش" می کنند. این مسئله باعث شد که، به عنوان مثال، در آخرین انتخابات مجلس در سال 2008 وقتی رأی گیری آغاز شد عملاً هیچ نامزد اصلاح طلبی در صحنه رقابت باقی نمانده بود. از نظر من این مجلس یک" مجلس انتصابی" است نه یک مجلس انتخابی به معنای واقعی. در مورد جمهوری اسلامی هم همینطور. این حکومت دیگر نه جمهوری است نه اسلامی. فقط اسمی از آن روی کاغذ مانده، واقعاً نمی توان با این سیستم به شکل فعلی آن ادامه داد.

 

 

آیا رهبر برای رسیدن به یک غایت مذهبی است که می کوشد جمهوری اسلامی را به یک نظام استبدادی تبدیل کند؟ 

در مبارزه ای که اکنون در ایران جریان دارد دو اسلام رودررو قرار گرفته اند. یکی" اسلام سبز" به عنوان دین مدارا و معتقد به آزادی که ارزش های اسلامی را با دموکراسی کاملاً سازگار می داند. این همان اسلامی است که آیت الله العظمی منتظری که به تازگی درقم درگذشت منادی آن بود و امروز کسانی نظیر محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب سابق و میرحسین موسوی نمایندگانش به شمار می روند.

 

دیگری اسلامی است که من آن را " اسلام سیاه" می نامم. این، اسلام آقای خامنه ای و مصباح یزدی مرادِ تند رو و بنیاد گرای احمدی نژاد است. به اعتقاد آن ها باید این"اسلام سیاه" را به تمام جهان صادر کرد تا همه به آن بپیوندند و در این راه توسل به هر شیوه ای از جمله کاربرد زور را، در صورت لزوم، مجاز می دانند.

 

آقای خامنه ای پیش از آنکه در سال 1989 رهبر شود حتی آیت الله هم نبود چه برسد به آنکه آیت الله العظمی باشد. عنوان آیت اللهی او یک عنوان سیاسی است. شخص امام خمینی او را حجت الاسلام می خواند که یک عنوان رده سوم در سلسله مراتب روحانی است و آیت الله منتظری که خودش بالاترین مقام روحانی یعنی مرجعیت را داشت و یکی از مؤلفین قانون اساسی بود صلاحیت آقای خامنه ای را برای ایفای وظیفه رهبری رد می کرد.

 

 

آیا رهبری واقعاً در دست آقای خامنه ای است؟

ما هم این سئوال برایمان مطرح است. آقای خامنه ای برای پنهان کردن عدم اعتبار و صلاحیت "مذهبی" خود اجازه داده که سپاهیان پاسدار انقلاب و نیروهای امنیتی احاطه اش کنند. ایشان از وقتی رهبر شد به کل تغییر کرد. پیش از رهبر شدن آقای خامنه ای لحظاتی پیش می آمد که می شد او را  یک اصلاح طلب تعریف کرد امّا از وقتی هشتاد درصد قدرت در دستانش متمرکز شده تصورش اینست که این قدرت از جانب خداوند به او داده شده بنابراین نباید پاسخگوی هیچکس جز خدا باشد. 

 

 

راه حل پیشنهادی شما چیست؟

پیشنهاد من برگزاری یک همه پرسی است که [حداقل] سه راه را در مقابل مردم قرار دهد:

 اول،جمهوری اسلامی منهای ولایت فقیه [جمهوری اسلامی به روایت پیش نویس قانون اساسی]؛

دوم، جمهوری بدون پسوند اسلامی [جمهوری لائیک]؛

سوم، جمهوری اسلامی با ولایت فقیه [جمهوری اسلامی واقعا موجود].

فکر می کنم که فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب و بنیاد گرایان راه سوم را انتخاب کنند، بسیاری از جوانان به راه دوم رأی دهند، و نیمی از مردم راه اول را ترجیح دهند.

تصور من اینست که مردم خواستار سرنگونی نظام [=انقلاب] نیستند، امّا دیکتاتوری به نام مذهب[استبداد دینی] را هم نمی خواهند.

 

  منبع: لوموند 5 ژانویه 2010

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات
Amir ( از USA ) : ۱۷ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۰۵ بعد از ظهر
از جواب به سوال آخر نتيجه مى گيريم كه تعداد مردم ايران بالاى 100% است، چون 50% به جمهورى اسلامى (بدون ولايت فقيه) راى مى دهند، حال آنكه "جوانان" به جمهورى لائيك راى خواهند داد.
morteza : ۱۷ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱:۵۶ بعد از ظهر
http://i.imagehost.org/0615/jaras_1.jpg

سلام یه عکس ازسایت شمادراین نشانی گذاشته شده لطفآبگویید ایا این را تایید می کنید اگر تایید میکنید این چشم دربالای ان نوشته به چه منظوری است ؟ایا ان ها درست می گویند؟
باتشکر
reza : ۱۷ دی ۱۳۸۸, ساعت ۲:۲۰ بعد از ظهر
ba dorood be in mard hal bayad danest ke in roobahane makkare hookoomati joz rikhtane bi gonahan kare digari nemikonand .laanat khoda bar in yazidiyane zaman .ma anhara be zir khahim keshid be holo qoveye elahi.
ams ( از alman ) : ۱۷ دی ۱۳۸۸, ساعت ۲:۳۷ بعد از ظهر
دین باید از سیاست جدا گردد.
ali ( از iran ) : ۱۸ دی ۱۳۸۸, ساعت ۸:۱۶ قبل از ظهر
ما جمهورى اسلامى نميخواهيم، هرگز، هرگز.
ابوالقاسم ( از تهران ) : ۱۸ دی ۱۳۸۸, ساعت ۹:۱۹ قبل از ظهر
ما جمهوری لائیک
امیر ( از برکلی ) : ۱۸ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۲۴ بعد از ظهر
آقای کدیور آیا جنبش سبز مردم ایران فقط و فقط نمودی از تقابل دو اسلام سبز و اسلام سیاه است؟ آیا احتیاجی به نامگذاری و دسته بندی افکار هست؟ پس ماجرای یک جنبش متکثر از آرای گوناگون چه شد؟ به قول آقای دباشی حساب ما "شهروندان عادی" چه میشود؟
irani88 : ۱۸ دی ۱۳۸۸, ساعت ۶:۴۹ بعد از ظهر
اي كاش همه سبزها در يك اقدام نمادين وصيتنامه مان را در محيط وب بگذاريم يا كمپيني تشكيل دهيم كه اعضاي بدنمان را اگر كشته شديم به بسيجي ها سپاهي ها و نيروي انتظامي اهدا كنند
irani88 : ۱۸ دی ۱۳۸۸, ساعت ۶:۵۳ بعد از ظهر
به نظرم اين اقدام نمادين كمك مي كند كه تندروهاي سبز به روح غيرخشونت آميز اين جنبش پي ببرند. سالم هاي بسيج و ... را هم تكان خواهد داد و فاسدان آنها را منزوي تر خواهد كرد. اقدامي انساني تكان دهنده و تاثيرگذاري استكه روح مسالمت آميز جنبش سبز طالب آن است.
arsham : ۱۸ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۰:۱۹ بعد از ظهر
خیر آقای کدیور گرامی
داستان نه سر اسلام سبز است نه سیاه !
جنگ بین آزادی و خفقان است جنگ سر دخالت دین و مذهب در سیاست و حکومت است!
پس از این همه سال که مردم رو مجبور به برگزیدن میان بد و بدتر کرده اید ،شاید باورتان شده است که پس از این همه خفقان و سیاهی که ۳۰ سال براین مرزوبوم روا داشته اید و داشته اند و نگذاشتید صدایی جزبه اصطلاح اصلاحطلب و اصولگرا وراست و چپ اسلامی به گوش مردم برسد هیچ صدای دیگری وجود ندارد که ۳ راه پیشنهادیتان به اسلام ختم شده است؟ بگذارید در فردای پس از آزادی ایران که گذاشتند همه صداها به گوش مردم برسد مردم خود برگزینند!
عدالتی ( از تهران ) : ۱۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۱۱ قبل از ظهر
ا سلام
تاریخ بهترین معلم و ملاک برای احوالات مردمان است.
سوالی که برای من پیش می آید این است آیاکسانی که در خیابانهای تهرانی در نه دی ماه بیرون آمدند ایرانی بودند یا نه؟اگر ایرانی اند پس آقایانی که در هزاران کیلو متر دورتر نشسته اند برای این ملت نسخه خود را تجویز نکنند.اما اگر آن مردم ایرانی نبودند حرف دیگری است .
عدالتی ( از تهران ) : ۱۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۲۳ قبل از ظهر
دوستی که خواهان اهدای عضو بودید حرکت شما حرکتی قابل احترام و پسندیده است که نشانگر وطن دوستی و شرافت شماست که مخالف سیاسی خود را قابل احترام می دانید که امیدوارم تعدادی از بزرگان از شما ایرانی بی ادعا اما بزرگوار یاد بگیرند که برای تحقیر مخالف خود را تافته جدا بافته ندانندو ار موضع بالا به مردم نگاه نکنند.که در این چند ماه پس از انتخابات مردم را سرگردان بی برنامگی خود کرد ه حال آنکه حتی خودشانهم نمی دانند چه می کنند شما کافیست فقط بیانیه اول و آخرین بیانیه این بزرگواران را بدور از تعصب مطالعه کنید تا متوجه از هم کسیختگی فکر این بزرگوار بشوید.
مرتضی ( از ایران ) : ۱۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۲:۳۲ قبل از ظهر
یک گزینه ی دیگر هم وجود دارد، گزینه ای که به نظر میرسد موسوی و کروبی و حتی حضرت آیت الله العظمی منتظری (رض) هم بدان معتقدند؛ جمهوری اسلامی همراه با ولایت فقیه اما بدون استبداد و ظلم و ستم. پیرو راه حسین، منتظری میرحسین
alireza : ۱۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۱۱ قبل از ظهر
جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر
با همان ولایت فقیهی که امام راحل فرمودند
arash irani ( از iran ) : ۱۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۳:۰۵ بعد از ظهر
a few days ago I wrot a comment but it was more than the capacity of "this page" and I sent it to you by your e-address for comments. It is not on the board yet! Capacity of 1000 bite is not sufficient; 2000is better.

thanks a lot
arsham : ۱۹ دی ۱۳۸۸, ساعت ۵:۰۸ بعد از ظهر
ننگ ما ننگ ما سایت جنبش راه سبز ما
متاسفم که 2بار اقدام گذاشتن نظر کردم و هیچ کدوم رو نذاشتید!

متاسفم!همین!