سه‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ -
- 22 Aug 2017
29 ذو القعدة 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نامه‌ آذری قمی به جامعه‌ مدرسین، ۱۱ خرداد ۱۳۷۶
جرس: نامه آیت الله احمد آذری قمی به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۷۶ یعنی 9 روز پس از دوم خرداد 1376 که پس از ۱۶ سال، متن کامل آن برای نخستین بار منتشر می شود.

 

این رنجنامه‌ی طلبه‌ای دلسوخته است که نمی‌تواند ناظر شکست جمهوری اسلامی - که حاصل زحمات طاقت‌‌فرسای امام راحل و علماء و فضلای انقلابی و شهدای عزیز می‌باشد – [باشد]، در حالی که ایام پیری و نقاهت را به سرعت سپری می‌کند. توجه و عنایت شما مرهمی است بر دل ریش. و رحمتی است بر این بنده‌ی عاصی و نافرمان الهی. «نبّیء عبادی أنّی أنا الغفور الرحیم و أنّ عذابی هو العذاب الالیم» [الحجر ۴۹-۵۰]
احمد آذری قمی
۱۱ خرداد ۱۳۷۶

 

بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه‌ی محترم مدرسین حوزه علمیه قم و دامت برکاتهم
پس از سلام و تحیت و دعای خیر
به استحضار می‌رساند بر خود واجب می‌دانم که در شرایط حساس کنونی نکاتی را تذکرا به عرض آقایان محترم برسانم.
بحمدالله جامعه محترم مدرسین از موقعیت شایسته‌ای برخوردار و از امانت بالا و والایی برخوردار می‌باشد و مسئولیت پاسداری از نظام مقدس اسلام که با تلاش طاقت‌فرسای رهبر فقید و با معاضدت شما و همه علماء دین و ملت متدین ایران بویژه شهدای والا مقام به دست آمده به عهده شما قرار گرفته است، و تا آنجا که من می‌دانم با کمال اخلاص اقدامات مهمی در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی نقش داشته‌اید،
ولی از سال گذشته تاکنون قدم‌هایی برداشته شده که حداقل موجب تفرقه و جدا شدن عده‌ای از جمع شما گشته است. این وضع خواه ناخواه در میان مردم مسلمان هم اثر سوئی گذاشته است، بدون اینکه هیچ جاذبه‌ای داشته باشد بدانید که می‌دانید که این ضعف برخورد با مسائل اسلام و انقلاب اثر نامطلوب خود را خواهد گذاشت. «ثم جعلناکم خلائف فی الارض من بعدهم لننظر کیف تعملون» [یونس ۱۴] خدا چنین روزی را نیاورد ولی از قضاهای الهی گریزی نیست،


همان سرنوشتی که امت‌های گذشته دچار آن شدند همان ثمره تلخی که وضع رجال اسلام در صدر اسلام بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و آله و مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت که هر دو به رهبری روحانیت به وجود آمد و با عملکرد بد جناح حاکم روحانیت به شکست مفتضحانه‌ای منجر شد و مدتها روحانیت و مردم مسلمان و اسلام دچار انزوای کامل شد، در انتظار نظام مقدس ما هم می‌باشد، و لاتکونو کالتی نقصت غزلها من بعد قوة انکاثا [النحل ۹۲] شکست‌ها همه معلول مسامحه‌ی علماء إما خوفا و إما طمعا [یا از ترس یا از طمع] بوده و خواهد بود.
حضرت علی بن الحسین (ع) به [محمد بن مسلم] زهری می نویسد: «فانظر ایّ رجل تکون غدا اذا وقفت بین یدی الله فسألک عن نعمة علیک کیف راعیتها و عن حجة علیک کیف قضیتها و لاتحسبنّ الله قاتلا منک بالتنذیر و لا راضیا منک بالتفصیر ، هیهات هیهات لیس کذلک اخذ علی العلماء فی کتابه اذ قال:«لتبیننه للناس و لاتکتمونه» [آل عمران ۱۸۷] «ان الذین یکتمون ما انزلناه من البینات و الهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون». [البقرة ۱۵۹] [تحف العقول، ص ۲۷۴]


خدانکند که روحانیت حاکم از رهبری گرفته تا من درمانده به کتمان ما انزل الله ولو حرفی مبتلا نشویم که از رحمت خدا دور می افتم. لازم به ذکر است که این ابتلاء و کتمان در حق همه روحانیت متصور است اصل ۱۱۱ قانون اساسی و آیات و روایات و تاریخ و تجربه نه مراجع و نه رهبران را از این عموم استثنا نکرده است.
این جانب به عنوان النصیحة لائمة المسلمین و اتمام حجت و باقی ماندن در تاریخ و ادای وظیفه الهی توجه‌تان را به تذکراتی جلب می‌کنم ولا استثنی احدا سیما نفسی عنه «ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه أنیب. [هود ۸۸]


لازم به تذکر است که حقیر قصد مرجعیت را ندارم، نه شرایط آن را دارم و نه علاقه‌ای بلکه درصدد کسب زمینه روشنگری اسلام و احکام نورانی آن [هستم]، که متاسفانه مسئولین اقتصادی کشور مهم‌ترین رکن تورم بر آن یعنی حرمت ربا را زیرپا گذاشته‌اند. مقام معظم رهبری مسئولیت خود را نفی و دولت و مجلس را مسئول دانستند. دولت و دولت‌های بعدی به بهانه‌ی تصویب مجلس و تایید شورای نگهبان یا به بهانه‌ی ضرورت و یا به بهانه‌ی حلیت ربا و حق بودن آن تورم پنجاه درصدی یا بیشتر را بر مردم تحمیل نموده‌اند و حتی متاسفانه نسبت حلیت آن را به امام فقید دشمن شماره یک ربا و حیله‌های شرعی می‌دهند و حتی در تبلیغات انتخاباتی راهی را برای نفی رشد تورم ذکر نمی‌کنند و چنان مردم و جوانان تحصیل کرده را مخالف نظام ولایت فقیه و طرفداران آن کرده‌اند که بیم آن می‌رود در همین انتخابات دشمنان داخلی و خارجی و جوانان انقلابی به آقای ناطق نوری که معروف به تبعیت از ولایت فقیه است رای ندهند با اینکه روحانیون کثیری از مشارالیه تبلیغ کرده و می‌کنند.
مثل انتخابات مجلس شورای اسلامی که خودتان بهتر می‌دانید از قضا پشتیبانی روحانیت به ضرر کاندیداهای آنها از آب درآمد: از قضا سرکنگبین صفرا فزود، و خدا نکند شانتاژهای بی محتوای ریاست جمهوری دوره‌ی دوم آقای هاشمی و انتخابات مجلس مثل فائزه هاشمی که فقهای بزرگوار را پشتیبان همجنس خود می‌داند بیشتر از آقای ناطق یا حداقل مساوی او رای بیاورد. منشاء این شکست پشتیبانی بی چون و چرای شما از آقای هاشمی و آقای ناطق نوری و نظیر آنان است و از همه مهمتر و مضرتر تهاجم فرهنگی دفتر مقام معظم رهبری و اطلاعات است. اطلاعات و دستگاه‌های مشابه در انتخابات سخت در تلاشند دافعیتی که نسبت به حوزه و مراجع دارند تا جایی که وزیر اطلاعات [علی فلاحیان] صراحتا اعلام می‌دارد که نه فقط منافقین بلکه مراجع را هم کنترل می‌کنیم، و من این مطلب را در خبرگان هم مطرح کردم و کک احدی را هم نگزید.


دو سالی است که وزارت ارشاد رساله مرا معطل کرده و آخرین جواب همان است که پیوست است* مطالعه فرمائید. جالب این است که امام راحل قدس سره نوشته‌های مرا فاضلانه و تلاش سیاسی در راه روشنگری مردم می‌دانند [صحیفه‌ی امام، ۲۸ شهریور ۱۳۶۷]. آیت الله خامنه ای‌ در زمان آقای گلپایگانی و اراکی و سایرین مرا از همه اعلم می‌دانند (این نظر معظم له است، خود من چنین ادعایی ندارم) ممیزین ارشاد نظر مرا در مورد امر به معروف و نهی از منکر - که گفته‌ام قولی آن هم باید با اجازه ولی فقیه باشد - ضعف سیاسی و فقهی شمرده‌اند که باید حذف شود و نظر اخیرشان این است که من اگر بخواهم وارد میدان مرجعیت شوم از تعرض به مسایل حکومتی که تخصص من در آن است صرف نظر کنم. مقام معظم رهبری هم در پاسخ فرموده‌اند من در این کار دخالتی ندارم. آیا امام فقید هم در این کار دخالتی نمی‌کردند؟!
مسائلی که قابل توجه و سوال است نمونه‌هایی از آن را ذیلا یادآوری می‌کنم:**


فرهنگ راسخ و حاکم در حوزه‌ها تعیین اعلم و مشخص نمودن آن توسط اهل خبره است. آقایان محترم به استثناء برخی فتوا به جواز تقلید افراد متعددی دادند، چیزی که سابقه تاریخی ندارد و ابدا فایده‌ای جز تعمیه [پوشانیدن] و گمراهی مسلمانان داخل و خارج ندارد. شش نفر آنها را ممکن است مساوی بدانیم ولی قطعا برخلاف نظر آقای یزدی آیت الله خامنه ای به آنها نمی رسد. ایشان [محمد یزدی] فرموده‌اند که معظم له [آقای خامنه ای] یا از شش نفر دیگر بالاتر و حداقل مساوی می‌باشند.
یکی از نمایندگان مجلس اول در مقایسه بین من و آقای هاشمی در مجلس شورای اسلامی می‌گفت آقای هاشمی در زمان انقلاب به قدر تمام سلول‌های آذری شلاق خورده است رندی می‌گفت نماینده‌ی مزبور فکر می‌کرد بدن انسان حداکثر دویست یا سیصد سلول دارد - در صورتیکه می‌گویند حداقل بدن انسان هفتصد میلیارد سلول دارد - یا معنی شلاق را نمی‌دانست، باید بگویم جناب یزدی یا معنای اجتهاد و فقه را نمی‌داند یا دروغ صریح و تملق می‌گوید.


ممکن است بعضی از آقایان بفرمایند مقتضای ولایت مطلقه این است که ما با رعایت مصالح نظام معظم له را به عنوان اعلم معرفی یا جایزالتقلید ولو برخلاف واقع معرفی کنیم، اشکالاتی که به این حرف وارد است: اولا همه آقایان محترم اعتقاد به ولایت مطلقه ندارند، ثانیا ولایت مطلقه مقید به مصلحت نظام است، در صورتی که قطعا به صلاح انقلاب اسلامی نیست، زیرا راه را برای آینده باز می‌کند همه کس که بعدا به عنوان رهبر انقلاب انتخاب می‌شود ولو مجتهد هم نباشد می‌تواند مرجعیت خود را تحمیل کند، و این بزرگترین ضربه ای است به نظام فرهنگی ما و مرجعیت بلکه رهبری ما، همان طور که در مشروطیت چنین شد شیخ ابراهیم زنجانی و امثال او از انقلابیها آیت الله [شیخ فضل الله] نوری را به جرم ضدیت با ولایت فقیه و حکومت اسلامی توهین و اعدام کردند.
همین امروز هم اطلاعات در حیطه‌ی مرجعیت دخالت می‌کند و می‌گوید اعلم را نباید تعیین کرد زیرا لازمه‌اش نفی مرجعیت آقای خامنه ای است، یا شرایط رهبری را کسی نباید تعیین کند، چون توهین به مقام رهبری است، یا فتوای خلاف مشهور نباید کسی بدهد ولو به نفع نظام باشد، یا آقای منتظری مسائل حکومتی را نباید در رساله‌ی خود بیاورد، یا کسی حق تعرض به حرمت ربا ندارد، و و و، اگر اینها تهاجم فرهنگی نیست پس چیست؟ امام جمعه‌ها از دادن سهم امام به آقای بهجت و دیگران جلوگیری می‌کنند، البته این امور موفقیتی ندارد، ولی آینده‌ی انقلاب و رهبری را تهدید می‌کند، و شما آقایان مسئول درجه اول هستید، آیا انتظار خود شما از این نظام مقدس همین بوده است؟


امتیاز درجه اول انبیاء و اوصیاء آنها افقهیت سپس اقوائیت در اجراء بوده است. روی این حساب همیشه رهبری نظام الهی ما باید اعلم در فقه باشد، سپس اقوی در اجراء، همانطور که در بازنگری به تصویب خبرگان رسیده است (مراجعه فرمائید). بله اگر اعلم در فقه نه توان اجراء را مباشرتا داشته باشد نه تسبیبا نوبت به غیراعلم می‌رسد و در هر حال به نظر رهبر فقید حوزویان و مراجع باید ذی نظر و دخیل در امور حکومتی باشند. همیشه آیت الله خامنه‌ای رهبر نیستند. کمر همت ببندید.
اولا [وزارت] اطلاعات [و] وزارت ارشاد و سایر ارگان‌ها و نهادها که ممکن است اخلال در حوزه و حوزه‌های مالی و مدیریتی آن داشته باشند را نظارت کنید و آینده انقلاب و نظام را بیمه نمائید. همچون پیغمبر [ص] و علی [ع] و امام خمینی جاذبه و دافعه را با هم داشته باشید. من از خودم مثال می‌زنم کسی که از سال ۱۳۲۰ در همه‌ی نهضت‌های دینی شرکت فعال داشته و اکنون با کبر سن و مرض و قریب ۸۰ جلد کتاب که اکثرا مربوط به حکومت اسلامی و مسائل مختلف آن داشته باشد، به جرم حق گویی و دفاع از اسلام و مصالح نظام مورد بی‌مهری مقام رهبری و شما آقایان محترم قرار گیرد.


بعضی از آقایان در خبرگان ناظر بودید که آقای موسوی تبریزی مرا به عنوان منکر اصل ولایت فقیه خطاب می‌کرد در صورتیکه همین آقای محترم در زمان امام رضوان‌الله عیله مرا ملامت می‌کرد که چرا ولایت مطلقه را تثبیت می کنید، یادآور جمله‌ای که ابن سینا می‌گفت می‌باشد: در دهر چو من یکی معتقد به ولایت فقیه آن هم منکر کسی که بر حسب نقل مرحوم حاج احمد آقای خمینی آذری مطالب تازه‌ای دارد. آن گاه [که] آقای [ابراهیم] امینی کتاب «حکمت و حکومت» آقای [مهدی] حائری [یزدی] را داشتند از ایشان آن را خواستم، بعد از انکار و تجاهل مکرر من گفت: آنرا به شما نمی‌توانم بدهم، در صورتی که وقتی با آقای طاهری [خرم آبادی] صحبت می‌کردم و ایشان استماع می‌کردند به سخن من راجع به ولایت فقیه ایشان [آقای امینیی] اعتراض کردند، در پاسخ گفتم اجازه بدهید من استدلالم را بیان کنم، [آقای امینی] فرمودند من نمی‌خواهم گوش کنم. مشابه همین برخورد را دو نفر دیگر با من داشتند.


چیزی را که در مورد امام شدیدا منکر بودید، ولی اکنون در مورد مقام معظم رهبری بر آن اصرار دارید. من امیدوارم که مقام معظم رهبری را برای رهبری نظام مقدس اسلامی زنده و موفق نگه دارد و مسئله وقت نماز صبح که کاملا مورد توجه مقام معظم رهبری قرار نگرفت و نیمه کاره تایید شد، با اینکه برحسب اختلاف فصول تفاوت زیاد است. یکی از شما حضرات آنرا به شدت تثبیت کرد با این که این مسئله موضوعی است و برای عده‌ای از اعاظم مورد قبول قرار گرفت. یکی از نقاط ضعف شما است که با زور آنرا جا انداختید و حتی رادیوی قم طبق نظر برخی از مراجع اذان صبح را دیرتر می‌گفت تحت فشار اطلاعات به حال اول برگشت. اهمیت وقت نماز صبح چیزی است که تاریخ تشیع و فقه آن به آن عنایت خاصی دارد.
ما نمی‌گوییم که از ما تقلید شود ما می‌گوییم باید تفحص و بررسی بیشتر شود. آیا دفع من توسط یک مشت بی‌سواد وزارت ارشاد و اطلاعات به نفع نظام مقدس اسلامی است؟ آیا تحت کنترل قرار دادن مراجع عظام صحیح است؟ یا یک مشت جوان بی اطلاع علما را در فشار قرار دادن که آقای خامنه‌ای را اعلم معرفی کنند صحیح است؟ این همان انگیزاسیون قرون وسطای اروپا نیست؟!


سخن را کوتاه کنم و به مسئولیت خود عمل کنم اگرچه مثل مرحوم شیخ [فضل الله]نوری سرم بر دارِ اطلاعات رود و به جامعه‌ی محترم مدرسین و [جامعه‌ی] روحانیت مبارز و اعضای خبرگان رهبری که در حقیقت روحانیت اسلام اینان هستند هشدار می دهم که اگر خدای ناکرده شکست سیاسی اقتصادی فرهنگی نصیب ملت ایران گردد مسئولیتش به عهده آقایان محترم و عزیز می‌باشد. شورای نگهبان طبق قانون اساسی زیرنظر ولایت مطلقه مسئولیت دارند پس ترس سستی طمع مقام باید از آنها دور باشد، و هرگز توجیه گر اشتباهات رهبری، دولت، مجلس، شورای [مجمع تشخیص] مصلحت، وزارت اطلاعات، نیروهای نظامی سپاه و ارتش و بسیج و نیروی انتظامی و صداوسیما و سازمان تبلیغات و وزارت ارشاد، چون وعاظ السلاطین نباشند. آقایان و مقام معظم رهبری بدانند که ولایت مطلقه فقیه یعنی اختیارات مطلقه که از مسئولیت مطلقه نشأت گرفته باشد پس در اقتصاد و فرهنگ و سیاست مسئولیت مستقیم متوجه مقام معظم رهبری است. تعیین استراتژی و نصب مجری و مسئولیت آنها بر عهده معظم له می‌باشد، و روحانیت و خبرگان هم مسئولیت‌های رهبری شامل ریاست جمهوری، مجلس، دولت، وزارت اطلاعات، مجمع تشخیص مصلحت، شورای نگهبان و نیروهای نظامی و انتظامی و فرهنگ است، لذا با کمال ادب و احترام و عذرخواهی پیشنهاداتی به معظم له دارم:
در رابطه با فرهنگ دینی معظم له باید در تقویت حوزه‌های علمی بکوشند آنها و مراجع را تحت نظارت و مراقبت وزارت اطلاعات قرار ندهند تا وزیر اطلاعات رسما مراجع را تحت نظر خود بداند و فقه و فقاهت را از ارزش بیاندازد، و علمایی چون آیت الله العظمی منتظری را مهتوک ننماید. افرادی را برای ممیزی رساله‌ها و نوشته‌های علماء نگمارد که نه سیاست‌ نظام را بدانند و نه به اعتراف خودشان فقه و بگویند که [عبارت] «تعیین شرایط رهبری توهین به مقام معظم رهبری است» باید حذف شود، گفته نشود که آقای بهجت اعلم است و الا توهین به مقام معظم رهبری است. اساسا رساله‌ای مورد قبول ما است که فقط بحث از طهارت و نجاست باشد نه سیاست و معارف و اخلاق و اقتصاد و جهاد است (به ورقه پیوست* که از ممیزی وزارت ارشاد به دست من رسیده است) من نوشته‌ام که «امر به معروف قولی باید به اذن ولی فقیه باشد» گفته‌اند «این حرف برخلاف قول مشهور است»، آیا تحکیم موقعیت سیاسی ولی فقیه است یا تضعیف؟ آن گاه مقام عظمای ولایت بفرمایند من دخالتی ندارم، آیا این عذر مورد قبول است؟! آیا این دافعه است یا جاذبه؟؟ اگر سیره امام فقید مورد عمل باشد چنان پاسخی داده نمی‌شود. آیا این تهاجم فرهنگی نیست؟!


آیا همین باعث نمی‌شود که جوانان پرشور پشت به روحانیت بکنند و کسی را انتخاب کنند که به نظر علماء اعتقادی به ولایت فقیه نداشته باشد؟ امام راحل وقتی در مورد ولایت مطلقه فقیه مورد اعتراض قرار گرفت فرمود بعد از این سعی می‌کنیم که مشی قانونی داشته باشیم و هرگز آنها را به اطلاعات و دستگیری و ضدیت با نظام تهدید نفرمود. عده‌ای ساده‌اندیش می‌گویند نباید مقام معظم رهبری را زیر سوال برد، زیرا دشمنان سوءاستفاده می‌کنند. ما اگر از ولایت مطلقه حتی به معنای صحیح آن استفاده نکنیم همانطور که امام فقید وعده دادند چه می‌شود؟ آیا اگر در قانون اساسی اصل ۱۱۱ را قرار دادند به رهبری توهین شده؟ اگر در رساله های عملیه می‌گویند مرجع باید اعلم و عادل باشد به مرجع یعنی خودش توهین کرده است؟
ما نمی‌گوییم مراجع و طلاب حتی رهبری و رییس جمهور و قوه قضاییه نباید مورد نظر مقامات امنیتی قرار گیرند، ما می‌گوییم ممیز رساله مراجع را جامعه محترم مدرسین قرار دهند نه یک بیسواد که نمونه گفتارش را نقل کردیم. در زمان شاه مراحل علمی حوزه حتی اجتهاد را وزارت ارشاد و امثال آن تعیین می‌کرد امروز هم رساله علماء را زیر نظر معاون فرهنگی بیسوادی چون [علیرضا] برازش و وزارت و قائم مقامی فرد بیسواد و ورزشکاری چون عبداللهیان ممیزی می‌کنند، آن گاه مقام معظم رهبری سفارش می‌کنند که صاحبان رساله و کتاب باید ممیزی آنها را بپذیرند. خدایا ما از این انقلاب مقدس چنین انتظاری داشتیم؟!


در انتخابات چه ریاست جمهوری و چه مجلس شورای اسلامی مسئولیت اول با مقام معظم رهبری است و نصب و انتخاب افرادی که واجد شرایط هم نباشند گناه دارد و ظلم به این ملت فداکار است آیا تعهد به ولایت فقیه ولو جاهلانه مثل آقایی که می‌گوید من اهل خبره نیستم ولی خودم و زن و بچه‌ام از مقام ولایت تقلید می‌کنم کافی است[!؟] همه مکاتب اعتراف دارند که امانت داری و تعهد و تخصص دو رکن مهم در هر مسئولیتی است، آیا مسئله سیاست و مهم‌تر از آن اقتصاد کشور لازم نیست؟ آیا اقتصاد حاضر مرکب از سوسیالیستی و سرمایه‌داری نیست که اولی مستلزم ازدیاد فقر و دومی دشمن عدالت اجتماعی و مستلزم اختلاف طبقاتی است؟ همه کاندیدا هم می‌گویند ما تورم را از بین می‌بریم و عدالت اجتماعی را برقرار می‌کنیم اما راه آن کدام است؟ نمی‌دانند. جامعه مدرسین و روحانیت مبارز و سایر علما که از یکی سه کاندیدای مهم حمایت می‌کنند مردم را به سوی کسانی که تخصص در این امر مهم ندارند سوق می‌دهند. پیشنهاد من اینست که حداقل یک سال قبل از انتخابات بعد چه مجلس و چه ریاست جمهوری کاندیداها برنامه‌ها و مواد لازم را به شورای نگهبان تحویل داده تا آن شورای محترم آنها را تایید و مجوز شرکت در انتخابات را صادر کند، آن وقت مردم و جامعه مدرسین و [جامعه‌ی روحانیت] مبارز اصلح آنها [را] بفهمند و معرفی نمایند.


مقام معظم رهبری به من فرمودند که رهبری تمام اوقات مرا مشغول کرده است، پس اعلمیت و مرجعیت از کجا آمد؟ چرا وعاظ السلاطین شهادت دروغ می‌دهند؟ جزای آنها با صاحب شریعت. آیا این تهاجم فرهنگی نیست؟؟ پس مصلحت چیست؟ من نمی‌دانم. می‌گویند شیعیان در خارج مرجع را می‌شناسند. در حجاز صد نفر شیعه‌ی عالم آمدند و به من اعتراض کردند. فرق داخل و خارج چیست؟ ما نمی‌فهمیم.
امام راحل به آیت الله العظمی منتظری فرمودند: طلاب و مردم از علم شما باید استفاده کنند. وزارت ارشاد یا اطلاعات به من می‌گویند از علم تو نباید استفاده شود؟! متاسفانه قبلا هم نارضایتی اعلام شد و اوج آن رای پایین ریاست جمهوری آقای هاشمی در دوره‌ی دوم و انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی و انتخابات هفتمین دوره‌ی ریاست جمهوری حاصل شد. هیچ نباید تردید کرد که نظام ولایت فقیه با رای بالایی شکست خورد. تردیدی نباید کرد که مقام معظم رهبری و شورای نگهبان و جامعه‌ی محترم مدرسین و [جامعه‌ی] روحانیت مبارز و [مجلس] خبرگان رهبری [و] به طور کلی معتقدین به ولایت فقیه همه و همه طرفدار آقای ناطق نوری و برخی هم به عنوان أکل میته و در مقابل لیبرالیسم به ایشان رای دادند.


مردم بویژه طبقات تحصیلکرده و مستضعف مالی و بازاری‌های مبتلا به برنامه ریزی غلط رئیس جمهور و حتی بعضی از متدینین بی خبر به عنوان سیادت بر علیه ولایت فقیه قیام آرامی ‌کردند و از فرصت فضای باز سیاسی که فقط مقام معظم رهبری گشوده بودند استفاده کردند دلیلی بر تشنج وجود نداشت. اگر خدای ناکرده از نیروهای دست‌اندرکار خطایی سرمی زد آنگاه معلوم می‌شود که تشنجی بوجود می آید یا نه، یا یک انتخابات فرمایشی رسوا و یا تشنجی بالاتر از تشنج اندونزی.
اکنون که فردی مجتهد باسابقه مبارزاتی بالا و دلسوز این حقیقت تلخ را اعتراف می‌کند، بعضی از شما معتقدید که باید برای او چاره‌ای اندیشید گرچه [وزارت] اطلاعات در این گزارش (که ما اصل آن را ندیده‌ایم) زهر خود را ریخته و به جای تنبه به راه خطای قبلی خود ادامه داده است. این انتخابات متاسفانه مثل انتخابات چند سال قبل نیکاراگوئه - که از ارتگا و حیات سیاسی ساندنیستها را به ورطه‌ی سقوط انداخت - می‌باشد. البته بحمدالله تا آن مرحله فاصله زیادی است، و اگر پند گیریم و درست آن را تحلیل کنیم و راه خود را تغییر اساسی دهیم و مشکلات خود را از ریز و درشت بررسی و اصلاح نماییم قوی تر و سریع تر به جلو خواهیم رفت.


جامعه محترم مدرسین که روزی عملا در همه سیاست‌ها دخالت می‌کرد و مهر تایید امام راحل را با خود داشت، و متاسفانه اخیرا با دو تیر خلاص به مرحله کنونی سقوط کرد، [با] دافعه در حد اعلا و جاذبه‌ی در حد صفر و زیرصفر، باید برای نجات انقلاب قیام کند و خود را بازسازی کند و از خود کم بینی بپرهیزد. و خوشبختانه مقام معظم رهبری شما را به دخالت جدّی در همه‌ی سیاست‌ها و ارگان‌ها و نهادها بویژه حوزه‌ی مهم علمیه‌ی قم دعوت نمودند. اگر دیر بجنبید صحنه را باختید، و خدای ناکرده طعم تلخ شکست جمهوری اسلامی و انقلاب را خواهید چشید، و مسئولیت سنگینی بر شانه‌های شما سنگینی خواهد کرد، و ما أبرّیء نفسی إن النفس لأمارّة بالسوء إلّا ما رحم ربّی.


متاسفانه در همه‌ی زمینه ها مشکل داریم، که باید دوستان و سروران بررسی کنند، و به حل آنها اقدام نمایند. من اکنون فقط به بخش اقتصادی اشاره می‌کنم و عرض می‌کنم عمدة العلل پشت کردن مردم به نظام همین بخش است. هر روز وضع رفاه عمومی بدتر می‌شود، علی رغم سازندگی وسیع دولت به نظر من راه حل ادامه‌ی سازندگی از طریق اقتصاد اسلامی است و بس. و من به این راه حل در جزوه‌ای اشاره نموده‌ام، اگر ضرورت بدانید مطالعه، مذاکره [و] مصاحبه در این رابطه انجام دهیم. بحمدالله همه‌ی شما فقها و علما هستید. از تصدیع معذرت می‌خواهم.
احمد آذری قمی
۱۱ خرداد ۱۳۷۶
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یادداشتها:
• در دست نویس باقیمانده از آن مرحوم این پیوست الصاق نشده است.
• نویسنده در اینجا شماره یک (۱) مرقوم داشته، اما تا آخر نامه شماره‌ی دیگری ننوشته است، لذا عدد یک از اینجا حذف شد.
 

ارسال به :