شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ -
- 29 Feb 2020
05 رجب 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
موافقان و مخالفان یک نامه
در موافقت با نامه نگاری خطاب به اوباما در کنار خطاب قرار دادن مقامات ایرانی، توجه مخالفان را به نکاتی جلب می کنم


در آغار باید از شورای ملی صلح یاد کرد که در سال ۱۳۸۵ ه.ش با کوشش خانم عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر در مخالفت با جنگ و تحریم، صدای جامعه مدنی ایران را بلند کردند. صدایی که تندروان افراطی در مقابل بلند شدن آن، با زندان و تبعید و مصادره اموال خانم عبادی پاسخ گفتند.


در کیفر خواست بخشی از زندانیان حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین و دیگر کسانی که پرونده‌ای دارند، عضویت در شورای ملی صلح جرم تلقی شده است؛ یعنی تلاش برای تشکیل گروه غیر قانونی به قصد اقدام علیه امنیت ملی.


در این خصوص می توان نام هایی ردیف کرد که هزینه صلح خواهی خود را می دهند. نام بسیاری از اعضای شورای ملی صلح هم در نامه ۵۵ نفر وجود دارد و هم در نامه ۴۶۶نفر.


انتخاب حسن روحانی به عنوان رییس جمهوری ایران، بازتاب این پیام مردم ایران بود که تحریم و جنگ نمی خواهند. این پیام را مردم به رهبری نظام هم دادند.


در نامه ۵۵ نفر از زندانیان سیاسی فعلی و سابق به باراک اوباما و همچنین نامه حمایتی ۴۶۶ نفر از فعالان سیاسی و مدنی به اوباما فرض بر این گرفته شده است که جامعه مدنی ایران پیام خود را پیش از این به حکومت داده است. بنابراین آنان از طریق طرح درخواستشان خطاب به آقای روحانی، بار دیگر خواسته‌های خود را تکرار می کنند. یعنی اقدام سازنده دولت برای رفع تحریم‌ها را خواستار هستند. این موج در روزنامه‌های کشور در مصاحبه‌های مختلف با نمایندگان تحت فشار جامعه مدنی نیز منعکس می شود.


بنابراین در موافقت با نامه نگاری خطاب به اوباما در کنار خطاب قرار دادن مقامات ایرانی، توجه مخالفان این نامه نگاری‌ها که از طیف‌های مختلف فکری و سیاسی هستند را به نکات زیر جلب می کنم:
 

۱- در جواب این سوال که چرا زندانیان سیاسی و فعالان سیاسی و مدنی در نامه خود، رهبر ایران را خطاب قرار نداده اند باید گفت که این نامه از طریق رأی دادن به آقای روحانی به رهبر حکومت نوشته شده است. چرا که شعارهای مطلوب رهبری، اقتصاد مقاومتی و در آستانه فتح خیبر قرار گرقتن بود و همچنین سخن ازپشت خیمه دشمن رسیدن زده می شد. اما رای مردم به صلح خواهی و نه تشنج و نه به تحریم بود.

بنابراین شعارهای مورد حمایت رهبری، همان شعارهایی بود که ذکر شد اما از آن جایی که وی به نامه‌های مردم، مستقیم پاسخ نمی دهد، مردم هم غیر مستقیم پیام خود را انتقال دادند.

همچنین نکته مهم تر این است که مردم ایران مطابق قانون اساسی، رئیس جمهور را بالاترین مقام اجرایی کشور می دانند. در نتیجه اجرای سیاست خارجی را برعهده رئیس جمهوری می دانند. در دو نامه مزبور این نکته رعایت شده است و دو مقام رسمی و مسئول مخاطب قرار گرفته اند. حتی می توان گفت که این نوع مخاطب سازی نوعی آموزش مدنی به حاکمان در تهران است که قانون خود را محترم شمارند.

باید توجه داشت که این نامه هدف مشخصی را دنبال می کند. پس مخاطب معینی دارد. قرار نیست که همه نکات مطرح شود یا همه مخاطب نامه باشند. در این صورت هدف پیام گم می شود. بسیاری از امضا کنندگان نامه در فرصت‌های مقتضی رهبری را خطاب قرار داده اند. این نکاتی است که خرده گیران به دو نامه مزبور، توجه نکرده اند.
 

۲- از آن جایی که اوباما با مردم ایران چند بارمستقیم سخن گفته، پس شایسته است که صدای بخشی وسیعی از مردم ایران (بعد از پیام روشن مردم به حاکمیت) به اوباما برسد که زمان انجام اقدام متقابل است. یعنی اگر روحانی دست خود را برای مذاکره دراز کرد، این دست نباید به واسطه فشارهای تندروها در کشور شما پس زده شود. اگر چنین شود، تندروها در کشورما قدرت می گیرند.
 

۳- گفته شده است که این نامه تبلیغاتی است و برد و تاثیری ندارد. در این مورد باید گفت که مخالفت برخی افراد که لابی کار هستند، نشان می دهد که این نامه برد داشته است که تا این حد مخالفت آنان را برانگیخته است. البته این نامه به شکل معمول رسانه ایی به مقامات امریکایی رسیده است.
 

۴- برخی از مخالفان می گویند که نویسنده گان نامه، حکومتی هستند. باید توجه داشت، زمانی که خواسته‌ای عمومی شد، این هنر جامعه مدنی است که حکومت را وادار به همراهی با خود کند.

در این نامه خواست جامعه مدنی منعکس شده است. هم اکنون جناح تند رو با این نامه نگاری مخالف است و این را فضولی در تصمیم گیری‌های کلان می داند که بر عهده رهبری نظام است.
 

۵- این نامه، راهبرد مسالمت جویانه برای ایجاد تحولات در ایران را مناسب می داند؛ پس هم طرف دار تعامل با جهان و هم طرف دار تعامل در داخل است تا مشکلات کشور حل شود. نویسنده گان نامه براین باور بوده اند. پس این نامه نگاری را باید در این نوع راهبرد تحلیل کرد.
 

۶- نقد و بررسی عملی بس پسندیده است اما زبان اتهام و تخریب از هر سو نادرست است. نه شایسته است که اقدام موافقان را به حکومت منتسب کنیم و نه پسندیده است که همه مخالفان را وابسته به خارجی بدانیم و یا بدون مدرک، پیروان آئینی را متهم به موافقت با تحریم‌ها بدانیم. آئین گفت و گو را می توان با رعایت تفاوت‌ها پاس داشت. البته زبان غنی فارسی نیش و کنایه فراوان دارد؛ اگر چه کلمات پر مهر هم کم ندارد که می توان در عین تفاوت نظر، از آن سود جست.
 

۷- بی‌گمان صدای جامعه مدنی ایران در مخالفت با تحریم‌ها بلندتر می شود. اینک زمان آن فرا رسیده است که نویسندگان نامه و دیگر موافقان این نامه با بلندتر کردن صدای خود از آقای روحانی بخواهند تا در سفر آینده خود به نیویورک با برنامه پیشنهادی روشن، با جامعه جهانی وحکومت‌های غربی سخن بگوید. اگر او چنین توانی ندارد، بهتر است که به نیویورک نرود. اما مهم این است که کارشناسان مسائل سیاست خارجی در فضای رسانه‌ای آنچه حسن روحانی باید انجام دهد را با افکار عمومی مطرح کنند تا قدمی اساسی برای حل مشکل تحریم‌ها برداشته شود.

 

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.   


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.