جرس: آقا دکتر مهاجرانی، ضمن تشکر از قبول مصاحبه با جرس به عنوان نخستین سوال، بیانیه "خواسته های بهینه جنبش سبز" غیر مترقبه بود. مواضع و خط مشی قبلی امضاکنندگان متفاوت بود، چه ضرورتی شما را به امضای مشترک این بیانیه در این زمان خاص رسانید؟ آیا قرار است این موضعگیری ها ادامه داشته باشد؟ آیا ما شاهد تولد یک هسته فعالیت سبز در خارج از کشوریم؟ آیا اتاق فکر تازه ای تشکیل شده است؟
مهاجرانی: جمعی که بیانیه را امضا کرده اند. جمعی شناخته شده بودند. هر یک از ما مواضع خود را پس از انتخابات 22 خرداد به صراحت مطرح کرده ایم. نظر جمع ما این بود که در این مرحله مهم و حساس جنبش سبز ملت ایران به هماهنگی و جهت گیری و تبیین دقیق شرایط نیاز دارد. این رویکرد و دغدغه جمعی در انتشار بیانیه تبلور پیدا کرد.
به گمانم تعبیر "اتاق فکر" تعبیر مناسبی است. جمع ما می تواند تجربه و اندیشه و نظر خود را در اختیار رهبران جنبش سبز در ایران قرار دهد. از سوی دیگر فرصتی ایجاد کند تا مردم ایران به ویژه نخبگان و جوانان با زاویه دید و نظر ما آشنا تر باشند. به عبارت دیگر بیانیه محصول اندیشه ورزی جمعی است و گر نه هر یک از ما در نگارش مقاله ها و یا سخنرانی ها به تشریح زاویه دید خود پرداخته ایم.
بیشترین ابهامها درباره نسبت شما پنج تن با رهبران جنبش سبز در ایران است، بویژه میرحسین موسوی؟ بالاخره بیانیه شما با بیانیه هفدهم موسوی که دو روز قبل از بیانیه شما منتشر شده بود، فرق داشت، به یک معنی بیانیه شما مطالبات بیشتری داشت. واقعا شما چه می خواستید بگوئید؟ و آیا وقت مناسبی برای بیان نقطه نظرهای خود انتخاب کردید؟
همگی ما بر نقش رهبران جنبش سبز در ایران که عملا نقش محوری و مرکزی دارند، تاکید تمام داریم، باور داریم که این جنبش بدون رهبری به سامان نمی رسد. آقایان موسوی، کروبی و خاتمی به شایستگی ثابت کرده اند که از چنین توان و تدبیری بهره ور اند. از سوی دیگر رهبران جنبش سبز در ایران ملاحظات و محذورات مشخصی دارند. از این رو ما این توجه را داشتیم که مبادا در میان بدنه جنبش سبز و رهبری آن فاصله ای ایجاد شود. تفاوتی که در میان بیانیه ما و بیانیه هفدهم مهندس موسوی مشهود است برای پرکردن چنین فاصله ای است.
بگذارید برایتان مثالی از تاریخ اسلام بزنم. فاصله موضع گیری ابوذر و امام علی از این رو بود که امام علی به دلایل و عللی خاموش بود اما ابوذر فریاد می زد و امام علی در وصف او گفت: او صادقترین انسان زمانه است!
در مورد هنگام انتشار بیانیه هم، نقطه نظر های متفاوتی وجود دارد. چنان که می دانید برخی بیانیه موسوی را به نوعی پس روی ازمطالبات جنبش سبز تلقی کردند، که البته تلقی نادرستی بود. بیانیه ما هر گونه ابهام و مجال سوء استفاده را بر طرف کرد
وجه مشترک شما پنج تن در چیست؟ شما در خود بیانیه هیچ صفتی به خودتان ندادیده اید، نه روشنفکر، نه روشنفکر دینی، اما بالاخره طیفی از نواندیشی دینی در بین شماست با تفاوتهای فراوان از دین شناسی و وحی پژوهی گرفته تا رادیکالیسم و اعتدال سیاسی؛ راستی برای خیلی دوستان داخل و خارج جای تعجب دارد که شما و آقای گنجی با دو مشی و روش کاملا مغایر سیاسی الان هم امضا شوید، یا مثلا دکتر سروش و آقای کدیور، وجه اشتراک شماها در چیست؟ چرا دیگر نواندیشان دینی را بین امضاها نمی بینیم؟ چرا از دیگر فعالان جنبش سبز که داعیه رهبری آن را هم دارند دعوت نکردید؟
برای هم امضایی در یک بیانیه در مورد مطالبات جنبش سبز ملت ایران ضرورت ندارد که امضا کنندگان در تمام زمینه های اندیشه دینی و سیاسی هم نظر و هم راه باشند. البته همگی ما افراد متدینی هستیم. مسلمانیم و در جهت تبیین اندیشه اسلامی همگی کوشا بوده و هستیم. همگی ما کتاب هایی را منتشر کرده ایم، که پایه و مایه اندیشه دینی مارا نشان می دهد. در برخی مفاهیم دینی هم اختلاف نظر جدی داریم. خوشبختانه آن اختلاف نظر ها هم پنهان نمانده است و در مقالاتی که منتشر کرده ایم، هر یک از زاویه دید و دستاورد اندیشه و نظر خویش دفاع کرده ایم. داوری هم با خوانندگان و نخبگان و دین پژوهان است. در یک کلام در هم امضایی در یک بیانیه نباید انتظار داشت که افراد دیدگاه های اندیشه دینی و سیاسی شان کاملا بر یکدگر منطبق و موافق باشد. مهم توافق در خط مشی و اهداف جنبش سبز در این مرحله تاریخ ماست.
در باره امضا های دیگر هم در فرصت تنگی که وجود داشت مشورت شد. از سویی این بیانیه آخرین بیانیه جمع ما نیست. یک هسته مرکزی اتاق فکر تشکیل شده است.
برخی به شما ها اشکال گرفته اند که دوباره نزاع دینی عرفی، یا مذهبی و سکولار، یا دیندار و لائیک، را راه انداخته اید، حال آنکه جنبش سبز متکثر است و موسوی هم حتی این را به رسمیت شناخته است، راستی چرا از سبزهای عرفی یا فعالان سکولار یا لائیک یا دین ناباور کسی را راه ندادید، حال انکه خیلی از این گونه افراد می گویند ما همه اکثر مفاد بیانیه را قبول داریم؟
بدیهی است که هیچ کاری از آغاز به نقطه کمال خودش نمی رسد. به عبارت دیگر کوهنوردی از دامنه کوه آغاز می شود و نه از قله؛ البته به صراحت بگویم جمع ما (و یا دست کم می توانم از زاویه دید خودم سخن بگویم) با کسانی که ارزش های دینی و اسلامی را به سخره می گیرند، از اساس با انقلاب اسلامی مخالفند و دل در گرو سلطنت دارند و یا مثل مجاهدین خلق کارنامه ای تباه از آن ها بر جای مانده است، نمی توان حتی به عنوان حرکت تاکتیکی هم هم راه باشد.
البته افرادی بودند که به تعبیر شما سکولار یا لائیک هستند ، یعنی گرایش غیر دینی دارند و نه ضد دینی، برخی نیز از بیانیه حمایت کرده اند. اما ما نمی توانیم نگاه به داخل و ملت ایران را فراموش کنیم. اکثریت قوی و قاطع ملت ایران دین باور هستند و روی سخن اصلی ما با آنان است. کسانی که گرایش غیر دینی دارند، سخنگویان خود را دارند. ما سخنگویان چنان جمعیتی نیستیم.
فعالان سیاسی هم که گمان می کنند در حد رهبری جنبش سبز در خارج از کشور هستند، و در این باره بیانیه هم دادند، از شناخت حد و اندازه خویش بی خبرند. و امر بر آنان مشتبه شده است.
رهبران جنبش سبز در ایرانند. و نیز قهرمانان، فرزندان ملت ایرانند که ماه هاست در زندانها مقاوم و سربلند ایستاده اند.
چرا همه امضاکنندگان بیانیه مردند؟ کفه خانمها در جنبش سبز از آقایان سنگین تر است. چرا هیچ خانمی بیانیه شما را امضا نکرده است؟ چرا همه تان فارسید؟ چرا از دیگر اقوام در بین شما نیست؟
ما جمعی بوده و هستیم که سال های طولانی است یکدیگر را می شناسیم. در اندیشه تشکیل مجلس موسسان که نبوده ایم! خواسته ایم اندیشه و نظر جمعی خود را به عنوان یک اتاق فکر در اختیار رهبران جنبش سبز در ایران و ملت ایران قرار دهیم. در مورد حضور زنان نیز، نظر بر این بود که از بانوان شناخته شده، بیانیه را امضا کنند، ایشان با محذوراتی که داشتند نپذیرفتند.
چرا شما بحثی از حذف ولایت مطلقه فقیه در بیانیه نکرده اید؟ نکند با جمهوری اسلامی مصالحه کرده باشید!؟
بدیهی است که جمع ما نمی خواهد افق مطالبات را از توان و امکان جنبش سبز و خط مشی رهبران آن فراتر ببرد. ما معتقدیم در این مرحله بایست در جهت پاسخگو کردن مقام رهبری و مسئول بودن وی در برابر خبرگان سخن گفت. و گر نه عده ای هستند که سی و یک سال است از تغییر رژیم در ایران سخن می گویند. ما نبایست فراموش کنیم که جنبش سبز جنبشی اجتماعی و ضد خشونت و البته زمان بر است. میوه توت فرنگی نیست که چند ماهه به ثمر می رسد و با یک سرما هم فرو می ریزد.
آیا این بیانیه در پی براندازی رژیم جمهوری اسلامی و تغییر رژیم است یا می خواهید نظام را اصلاح کنید؟
ما مطلقا به اصلاح باور داریم و هر گونه سخن و حرکت تند و خشونت گرا، مثل آتش زدن ساختمان ها، مضروب کردن پلیس، و شعار های تند را محکوم می کنیم. این حرکت ها که البته به شدت مشکوک جلوه می کنند، مثل پاره شدن عکس مرحوم امام خمینی بهانه های برنامه ریزی شده ای برای سرکوب جنبش سبز است.
اگر کف مطالبات شما این ده خواسته است، می شود بفرمائید سقف آن کجاست!؟
من با اصطلاح کف و سقف موافق نیستم. حرکت اجتماعی خود ظرفیت ایجاد می کند. متناسب با شرایط و طرفیت حرکت بایست سخن گفت. به نظر من ادبیات و شیوه ای که مهندس موسوی برگزیده است، دقیق و درست و مدبرانه است. این که برخی نیت خوانی می کنند و از نیت موسوی سخن می گویند، حرکتی شتابزده و به ضرر جنبش سبز است.
راستی نظر بیانیه نویسان پنج گانه درباره نامه اخیر مهندس عزت الله سحابی چیست؟
بطور کلی ما مهندس سحابی را صاحب افق دید مناسب و منطقی و موجهی می دانیم و تند روی در سخن و رفتار را به مصلحت جنبش سبز نمی دانیم.
از شما تشکر می کنم.





اگر در شعار آزادی بیان صادقید منعکس کنید
از این بابت برای شما متأسفم
کی اصلا این.....رو گذاشته توی اتاق فکری که به نام جنبش ملته؟ به چه جراتی از طرف جنبش سبز حرف میزنی؟ تو واقعا اینقدر...... تشریف داری که نمیدونی خبرگان یک مجلس فرمایشیه؟ چرا آخه به هوش این ملت توهین میکنید؟ فرق تو با احمدی نژاد چیه؟ هر دو شما مردم رو احمق فرض میکنید. به خدا اینجا تعداد زیادی از سبزها رو به کلی نا امید کردید با این حرفها.
نوشته ای در قسمت:"سخن شما"ی سایت نوروز با نام سلام میر حسین درج شده در صورت امکان در جرس هم استفاده شود
اکثریت کسانیکه روز 25 خرداد به خیایان آمدند طبقه متوسط لیبرال (مذهبی و غیر مذهبی) تهران بودند، شاهد آنهم "نگرفتن" شعار الله اکبر است.
اکثریت مردم آمریکا هنوز "دین باورند" اما این دلیلی است بر اینکه آنها طرفدار ولایت فقیه مشروطه و حکومت روحانیون بر کشورشان هم هستند؟
وحدت مردم ما تنها با حکومتی که هیچ ایدلوژی و مذهبی را نمایندگی نمی کند، حاصل می شود . بحث تنها بر سر تاکتیک هاست نه استراتژِی. جمهوریت با هیچ پسوندی قابل جمع نیست.
لحن ایشان با لحن بیانیه کزایی بسیار متفاوت است. پیداست اجماعی در این اطاق باصطلاح فکر وجود ندارد. یاد حرف آقای سحابی در مورد انقلاب اسلامی ایران به رهبری مرحوم حضرت امام خمینی کبیر (سلام الله علیه) افتادم که گفته بودند ما آن موقع می دانستیم چه نمی خواهیم ولی نمی دانستیم چه میخواهیم!
من میخواستم بگم که من اصلآ با حرفهای این آقا موافق نیستم. دوستان من در دانشگاه و خیابون کشته و زخمی نشدن که این آقا بیاد و جنبش سبز رو به نفع نظر خودش مصادره بکنه. چکیده کلمه این آقا این هست که اسلامی که آقای خامنه ای میگوید درست نیست، اسلامی که من میگویم درست است. این دقیقا مارو به همان نقطه اول بر میگرداند. به نظر ما اکثریت مردم (دانشجویان و نسل بد از انقلاب ) هر کسی حق دارد دین خود را داشته باشد و ما اصلآ با دخالت دین در امور کشورداری مخالفیم. به نظر ما هدف اول حکومت باید سربلندی ایران و آزادیه عقیده و بیان برای همه مردم باشد.
ممنون
خدا بداد برسه امثال اینا دوباره کنترل کشور رو بدست بگیرن.
متاسفانه شما با تقسیم بندی مردم به دیندار و دین ندار بیانیه خود رو توجیه میکنید. به باور اینجانب، مردم ایران برای آزادی اندیشه، آزادی فکر، آزادی سیاسی و ... مبارزه میکنند. مردم ایران و جوانان برای یک کشور دمکراتیک مبارزه میکنند و نه برای یک کشور با مردمسلری دینی . شاید مردم ایران اکثرا که زمینه دینی داشته باشند ولی دیگر برای حکومت دینی مبارزه نمیکنند بلکه برای جدایی دین از سیاست مبارزه میکنند. به نظر اینجانب اگر بیانیه آینده شماها در این راستا باشد باعث وحدت بیشتری بین مردم خواهد شد.
با تشکر
اگر دشمن را بخواهیم حذف کنیم با رای ملت حذف میکنیم نه به حرف شما . مرسی
خیلی باید براتون تلخ و دردناک باشه که بخواهید حقایق جنبش سبز رو باز گو کنید آنچنانکه همچنانان بر طبل رویاهای کودکانه خود سرسختانه می کوبید؟؟؟
آری حقیقت تلخ است اما تنها برای شما و دوستانتون!
1-شما معتقد به جنبش برای همه ایرانیان با هر عقیده و مذهب و قومیت و جنسیت نیستید.
2- شما معتقد به رد اصل ولایت فقیه و قانون اساسی آن نیستید .
3- شما معتقد به برابری زن و مرد مطابق قوانین حقوق بشری نیستید.
4- شما معتقد به برابری انسانهای ایرانی نیستید.
شما فقط می خواهید تا حکومت از دست خامنه ای و احمدی نژاد در امده و به دست شما منتقل شود.
نه ، اقای مهاجرانی ، جنبش سبز ، جنبشی متعلق به همه ایرانیان از هر فکر و عقیده و مذهب و رنگ و جنسیت و قومیت می باشد که بدنبال حقوق بشر و دمکراسی است تا در سایه دمکراسی همه بتوانند به همدیگر احترام بگذارند.
از شما میخواهم در اتاق فکر پایه اولین رسانه آزاد سبز را پایه گذاری نمایید.
در دیداری که چند ماه قبل با فرزند شهید بهشتی داشتم ایشان گفتند : "جنبش مردم ایران بیش از هر چیز احتیاج به فکر و ایده دارد " .
با راه اندازی یک شبکه رادیویی و در ادامه یک شبکه تلویزیونی آزاد و حامی خالص جنبش سبز ایران بزرگترین حرکت آگاهی بخش در ایران شکل خواهد گرفت , چرا که حضور شخصیتهای فرهیخته و خوش نام همچون شما و سایر عزیزان تهیه کننده بیاتیه در این رسانه , قطعا پر شنونده ترین رسانه پارسی زبان جهان خواهد شد.
به اميد اينكه مردم ايران و دينداران واقعي به اين باور برسند خود دين اولين قرباني دين حكومتي مي باشد.
جنبش سبز جنبشي دموكراتيك است. ديني و غير ديني ندارد. حكومت اينده ايران هم سكولار و دموكراتيك خواهد و مشكلي با اديان مختلف نخواهد داشت. اما قطعا جمهوري اسلامي نخواهد بود با ولايت فقيه يا بدون ان.