دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۹ -
- 30 Mar 2020
04 شعبان 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مشی آیت الله طالفانی؛ مخالفت با استبداد دینی با استناد به دین
جرس: نام آیت الله طالقانی با ستیز علیه نظام و پرهیز از استبداد پیوند خورده است. او نماد جریانی در بین پژوهشگران اسلامی است که در امتداد خود به روشنفکران دینی مشهور شدند. طالقانی با هر آنچه مظهر استبداد و خودرایی بود سازگاری نداشت. با ولایت فقیه مخالف بود چرا که آن را نفی کننده حق مردم برای تعیین سرنوشتشان می‌دانست. با حجاب اجباری مخالف بود چرا که به نظرش این تحمیلی علیه زنان بود و آنان را از مشارکت فعال در جامعه بازمی داشت و منادی شورا و کسب رای مردم برای اداره کشور بود و این را راه حکمرانی خوب و سازگار با سنتهای الهی می‌دانست.  


تاوان مبارزه

آیت الله طالقانی در یکی از پر تب و تاب‌ترین دوره‌های تاریخی ایران زیست. او در ۱۲۸۹ یعنی تنها ۴ سال پس از پیروزی مشروطه در ایران به دنیا آمد. روح حاکم بر عصر خود را شناخت و به رغم اینکه تحصیلات حوزوی‌اش را تا سال ۱۳۱۷ با کسب مجوز اجتهاد از آیت الله حائری یزدی با موفقیت به پایان برد اما خود را منحصر به حوزه نکرد و راه سیاست را پیش گرفت. طالقانی در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت از یاران دکتر محمد مصدق و از اعضای جبهه ملی بود و بعد از آنکه سایه سیاه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بر کشور سایه افکند، راه عافیت پیشه نکرد و در نهضت مقاومت ملی به مبارزه پرداخت.

او در در سال ۱۳۴۰ به اتفاق مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی نهضت آزادی ایران را بنا نهاد و تا پایان عمر در عضویت این تشکل ماند. راه سیاست پیشه کردن همانا و گرفتار حبس و زجر زندان شدن ه‌مان. آن هم نه یک بار و دو بار. آیت الله نخستین بار در ۱۳۱۸ به مدت شش ماه زندانی شد. بار دیگر در ۱۳۳۶ به علت پناه دادن به تحت تعقیب قرارگرفتگان گروه فداییان اسلام به حبس افتاد. یک بار دیگر در ۱۳۴۱ بابت فعالیت‌هایش در جبهه ملی بازداشت شد. سال بعد در جریان محاکمه سران نهضت آزادی به ۱۰ سال حبس و تبعید گرفتار آمد اما در ۱۳۴۶ آزاد شد.

در سال ۱۳۵۰ بار دیگر نوک پیکان حساسیت ساواک متوجه او شد و تبعید به زابل و بافت به مدت یکسال و نیم تاوانی بود که او برای حمایت از مردم فلسطین پرداخت. ۴ سال بعد پس از لو رفتن توسط اعضای گروه پیکار «شاخه انشعابی درون سازمان مجاهدین خلق ایران» بار دیگر بازداشت شد و این دوره زندان تا روز ۸ آبان ۱۳۵۷ ادامه یافت. اگر عمر حکومت پهلوی استمرار پیدا می‌کرد بعید نبود که زنجیره حبس آیت الله طالقانی هم طولانی‌تر شود.

رابطه پر نوسان


نوع ارتباط آیت الله طالقانی با سازمان مجاهدین خلق یکی از بحث برانگیز‌ترین سرفصلهای مربوط به وقایع انقلاب اسلامی است. حلقه اولیه سازمان مجاهدین یعنی حنیف‌نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع زادگان پیش از آنکه هنوز دست به تاسیس این سازمان بزنند در دوران دانشجویی از طریق خطابه‌های آیت الله طالقانی در مسجد هدایت با افکار و اندیشه‌های او آشنا شدند. آنان از منتقدان نظام سنتی حوزه بودند و تفسیر قرآن طالقانی را تفسیری امروزی و راهگشا برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی ایران تلقی می‌کردند. در سال ۱۳۴۴ بود که سازمان مجاهدین خلق راه اندازی شد و موسسان‌اش دست طلب به سوی آیت الله طالقانی دراز کردند. طالقانی از تشکیل این سازمان استقبال کرد و مبارزه مسلحانه آنان علیه رژیم پهلوی را نیز مجاز شمرد. مجاهدین به واسطه ارادتشان نسبت به طالقانی لقب پدر به او دادند اما رابطه پدر و پسری دوام چندانی نداشت.

زمانی که این سازمان در سال ۱۳۵۳ تغییر ایدئولوژی داد و خود را به دامان مارکسیسم انداخت دیگر جایی برای همنوایی نبود. طالقانی به آن‌ها گفت که دیگر روی حمایت‌اش حساب نکنند. او با این حال مجاهدین را دعوت به بازگشت از تصمیمشان می‌کرد و پس از آزادی از زندان در ۱۳۵۷ خطاب به آن‌ها گفت: «اگر اشتباهاتی بوده، جبران کنید. اگر نقص‌هایی بوده، تکمیل کنید و اگر نارسایی‌هایی بوده، رساترش کنید. از گرایش به چپ و راست برحذر باشید و بدانید ایدئولوژی و مکتب بت شده، مخرب می‌شود. ایدئولوژی واقعی آن است که بر اساس تعالیم قرآن و منطبق با آن باشد.» او در خطبه‌های نماز جمعه عید سعید فطر سال ۱۳۵۸ وقتی دیگر از مجاهدین خلق قطع امید کرده بود، نیت‌اش را از گفتگو با این سازمان شرح داد و گفت «من غرضم از مدارا با این‌ها این است که این‌ها به اسلام جلب شوند تا بتوانیم اشتباهاتشان را رفع و کاری کنیم که به راه بیایند.»


فرصت کوتاه برای ایفای نقش


پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از معادلات پیشین را دگرگون کرد. آیت الله طالقانی بعد از آیت الله خمینی مورد توجه‌ترین شخصیت روحانی در بین افکار عمومی بود. او هم به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌اش و هم به واسطه تفسیر‌هایش از قرآن در بین عامه مردم مشهور بود. خطبه‌های گیرای او عاملی بود که آیت الله خمینی حکم نخستین اما جمعه تهران را در روز ۵ مرداد ۱۳۵۸ به نام وی بزند. او در روز ۱۶ مرداد‌‌ همان سال به عنوان نماینده مجلس خبرگان نیز انتخاب شد و با اصل ولایت فقیه مخالفت کرد. طرفداری او از نظام شورایی به عنوان نکته‌ای قابل توجه در کارنامه رفتار سیاسی‌اش ثبت شده است و او را متمایز از اغلب روحانیون هم عصر خود می‌کند که به هواداری از ولایت فقیه برخواستند و مسیر را برای استبداد دینی هموار کردند. زمان به آیت الله طالقانی مجال نداد که نقش خود را به عنوان یک مرجع اجتماعی در جریان تحولات سیاسی تاسیس نظام جمهوری اسلامی ایفا کند. شاید اگر او زنده بود و مجال بیشتری برای بیان نظرات خود می‌یافت این نظام تازه تاسیس در مسیر دیگری می‌افتد. شاید او هم مانند مراجع مورد وثوق و منتقد دیگری نظیر آیت الله منتظری به انزوایی اجباری فراخوانده می‌شد و از فعالیت سیاسی محروم می‌ماند.

 

ارسال به :