سه‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ -
- 17 Oct 2017
26 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سیدعلی صالحی: مشکل خودِ سانسور است، نه پهلو به پهلو شدن آن
جرس: سیدعلی صالحی معتقد است سانسور یعنی رنج، یعنی بی‌عمل کردن انسان خلاق و می‌گوید: «سانسور در هر شکلی، ویرانگر است، چه پیش از اقدام به امر فرهنگی و هنری، و چه بعد از آن. این گرفتاریِ تاریخی ما است.»  


از نظر او جابجایی ممیزی،‌حکمِ درمان‌های اورژانسی را دارد که هیچ دردی را درمان نمی‌کنند. همچنین معتقد است نمی‌توان از ناشران انتظار داشت رسولان رهایی و روشنایی باشند، زیرا با یکدیگر همسو نیستند. او می‌گوید: «من با ذاتِ سانسور مخالفم»!

 

وی در گفت‌وگو با ایلنا تاکید کرد: بحث آزاردهنده سانسور در ایران چنان مزمن و چرک‌تاب شده است که دست زدن به آن، تنها زخم را ناسور‌تر می‌کند. در دهه شصت هم ممیزی را به ناشران سپرده بودند، چه عاید شد که باز‌‌ همان تجربه شکست خورده را مطرح کرده‌اند. اگر این تدبیر می‌توانست «گام اول» برای حذف تدریجی سانسور باشد، پس چرا پاسخ نداد!؟

 


صالحی ادامه داد: درست است که روند ورود کتاب به بازار سرعت می‌گیرد و دوره انتظار مجوز از بین می‌رود، اما یادمان نرفته است که در آن دوره، ناگهان کاغذ از بندی چهل تومان به دویست تومان رسید. و ناشر دچار وحشت می‌شد که با این هزینه کمرشکن مبادا کتاب سرنوشت خمیر شدن را تجربه کند. این جابجایی پروسه ممیزی است، گام اول و آخر ندارد. در واقع امر سانسور ناخواسته به عهده عوامل انتشاراتی‌ها گذاشته می‌شود. این موضوع رابطه میان مولف و ناشر را مکدر خواهد کرد. ناشر حق دارد از منافع مالی خود مراقبت کند، صنف است. کسب و کار بازار، زیر نظر عقل اقتصادی رونق می‌گیرد. طبیعی است که در حوزه کتاب هم بحث سود و زیان مطرح است. سپردن امر ممیزی به حوزه نشر –نسبت به سیاست پیشین– تغییر مهمی محسوب نمی‌شود، تنها مکان و سلیقه سانسور جابجا می‌شود،‌‌ همان «جیب به جیب شدن» است.

 

 

این نویسنده با بیان این که "ناشرین همه همسو نیستند" توضیح داد: بعضی کاسب محض‌اند و به کتاب، به چشم کالای مطلق نگاه می‌کنند. البته هستند ناشرین شریفی که حقیقتاً فرهنگی‌اند، مستقل‌اند، و نگاهی کیفی به اثر دارند. حالا ثابت قدم بودن را در این کشاکش تعریف کنید؟! غیرممکن است. من با شیوه ممیزی پیشین به شدت مخالفم، نه با شیوه، با ذات سانسور مخالفم! اصلاً این بحث تغییر شکل سانسور بحثی انحرافی است. درد باید از ریشه درمان شود، و گر نه «مُسَکن» که شفا محسوب نمی‌شود.


وی گفت: مشکل؛ خودِ سانسور است، نه پهلو به پهلو شدن آن. ناشرین با تجربه می‌دانند که این نوع پیشنهادات چه دردسرهایی در پی دارد. اراده‌ای که ممیزی پیش از چاپ را کنار گذاشته است، خود می‌داند یکی دو ماه نخست، فضا عالی خواهد شد و شادی و شیرینی و امید به جامعه اهل کتاب بازمی گردد. اما فقط چند ماه است. بعد به سرعت دردسر‌ها، تبعات و تلخی‌های تازه‌تر فضا را تیره خواهد کرد. در واقع ناشرین تازه کار در می‌یابند که خود به کارمند دایره کتاب و ممیزی تبدیل شده‌اند. شیوه پیشین جواب نداد، و گرنه لغو آن پیشنهاد نمی‌شد. شیوه جدید نیز در دهه شصت و هفتاد امتحان خود را داد و پشت کنکور کدورت به گِل نشست.

 

 

وی با با طرح این سوال که "چرا باید به ناشرین به چشم رسولان رهایی و روشنایی نگاه کنیم؟" گفت: ناشرین که احزاب آزادی خواه نیستند. نوعی نهادِ کوچک اقتصادی است که حالا کالایش از جنس کلمه و کاغذ است. موافق نیستم که ناشرین را جانشین اهل رسالت بدانیم. حالا اگر گاهی در تعامل میان مؤلف و ناشر مشکل پیش می‌آید، خُب اتفاق عجیبی نیست. اشاره کردید به سال‌های اخیر و دود ممیزی! با شما موافقم، ما کم آزار ندیدیم، کم رنج نکشیدیم، گاهی چنان حالِ ما را می‌گرفتند که تا مرز نومیدی پیش می‌رفتیم. اما درد کجاست!؟ درد به نگاه و روایت‌های کلان عده‌ای بازمی‌گردد که برای مدتی بر سریر می‌نشینند و اهل شتاب و حتی حسادت‌اند. سلایق مختلف بر امور چیره می‌شوند اما مظروف تغییر نمی‌کند. شکل برخورد، یکی است! تفاوت در کُند و تند کردن این چرخه است. جامعه‌ای که در دروغ به حیات مسموم خود ادامه دهد، نابهنجار می‌شود. در جامعه عاری از اخلاق، «نصیحت» کارگر نمی‌شود. سانسور نوعی نصیحت توام با وهن است، راه به جایی نمی‌برد.

 

 

از نظر صالحی بعد از چاپ کتاب – در مکانیزم جدید وزارت ارشاد- آن قدر شکایت‌های کاذب و احضارهای بی‌سرانجام شدت خواهد گرفت که "احتمالاً جنب هر انتشاراتی، یک دادگاه بر پا می‌شود. مساله صدور مجوز پخش -در چاپخانه – هم یکی از معضلات پیش رو است. بعد هم سیاه و سفید به جان هم می‌افتند."
 

ارسال به :