شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ -
- 21 Sep 2019
21 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
۱۰۰۰ روز حصـــــــــر
حصر رهبران جنبش سبز، وارد هزارمین روز خود شد و نوزدهمین ویژه نامه جرس به این موضوع می پردازد. گفتگو با محمد تقی کروبی، اردشیر امیرارجمند، عیسی سحر خیز و اسماعیل گرامی مقدم  به همراه مجموعه یادداشت ها و گزارش های اختصاصی جرس در این ویژه نامه آمده اند.


گزارش

محافظه کاران و مساله حصر؛ موضع گیریهایی برای خدمت به رهبر /علیرضا حق جو


گفتگو

رفع حصر تابع مطالبه عمومی و مسوولیت پذیری مقام هاست / گفتگو با محمد تقی کروبی
تاخیر و تعلل در رفع حصر رهبران جنبش سبز هیچ توجیهی ندارد / گفتگو با اردشیر امیرارجمند
 رفع حصر نشانه عقلانیت خواهد بود / گفتگو با عیسی سحرخیز
 هزینه‌های ادامه حصر متوجه حکومت است / گفتگو  با اسماعیل گرامی مقدم

 

یادداشت

در پس هزار روز سیاه / سید ابراهیم نبوی
هزار روز بدون روزنامه / مرتضی کاظمیان
درخواست برای پایان دادن به حصر /اعظم طالقانی
حصر در زندان /محمدرضا سرداری

-------------------------------------------------------------------------------------------------

  

محافظه کاران و مساله حصر؛ موضع گیریهایی برای خدمت به رهبر /علیرضا حق جو


جرس: «من رفتنی‌ام و آفتاب عمرم لب بام است. دیری نخواهد پایید که دیگر نیستم. من برای قبر، برزخ و قیامت جواب می‌خواهم و این آقایانی که بر مرکب احساسات سوارند در آن دنیا نمی‌توانند جواب مرا بدهند.» بهمن ماه ۹۱ مرحوم حبیب الله عسگراولادی این هشدار‌ها را درباره ادامه حصر رهبران جنبش سبز به اصولگرایانی داد که کماکان بر طبل حصر می‌کوبیدند و ساز فتنه دستشان بود. هشدارهای پیشکسوت موتلفه‌ای‌ها اما ناشنیده ماند، عمر او به پایان رسید و عمر قفل نظام جمهوری اسلامی بر درب خانه موسوی و کروبی هم به ۱۰۰۰ روز رسید.

 

در این زمان مدید اما اصولگرایان ایرانی درباره حصر رهبران جنبش سبز رنگین کمانی از مواضع داشته‌اند، تنوعی که نشان دهنده گستردگی اختلاف نظر‌ها درباره تداوم این وضعیت بین آن‌ها نیز هست. این مواضع را به طور کلی می‌توان ذیل چند شاخه دسته بندی کرد.


توبه بی‌فایده است، مجازات لازم است

شق اول رویکردهای اصولگرایانه به موضوع حصر، بر این جمله مشهور آیت الله خامنه‌ای بنا نهاده شده که چند بار بر آن تاکید ورزیده است، از جمله در سخنرانی نوروز ۹۲: «اینکه در سال ۸۸ اتفاق افتاد، یکی از خطاهای جبران‌ناپذیر است.» این جبران ناپذیری شامل توبه هم می‌شود. به گفته جواد کریمی قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، «مقام معظم رهبری در جلسه‌ای فرمودند که اگر این افراد توبه هم کنند توبه آن‌ها پذیرفته نیست.» (گفت‌و‌گو با سایت نسیم آنلاین، تیرماه ۹۲) بر همین اساس است که حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان در مناظره مشهورش با عسگراولادی، گفت: «این دو نفر، مرتکب جرم شده‌اند و جنایت آن‌ها هم از جنایات بزرگ است. امام به شما گفته‌اند اگر از در بیرونتان کردند از پنجره وارد شوید، اما نگفتند اگر شخص خیانتکاری را بیرون کردند باید بازگرداند.» و یا احمد جنتی در خطبه‌های نماز جمعه تاکید می‌کند: «فتنه‌گران فکر می‌کنند براساس تعارفات می‌توانند مطالبی را بیان کنند و مردم آن را بپذیرند. اگر این قشر از جریان‌ها احیانا توبه‌های مصلحتی و فریب‌کارانه می‌کنند، به آن‌ها اعلام می‌کنیم که بین خود و خدایشان توبه کنند. اقدام علیه نظام اسلامی گناه کوچکی نیست و مقابله با اسلام، پیامبر و نظام اسلامی است.» در چنین رویکردی، رهبران جنبش سبز به دلیل اقدام علیه نظام الهی، توبه‌شان هم پذیرفتنی نیست، امکان بازگشت سیاسی هم ندارند و باید به مجازات خویش که تداوم شرایط حصر است، گرفتار شوند. آن‌ها این رویکرد را پیشگیرانه هم می‌دانند، چرا که به گفته، حسین ابراهیمی، عضو جامعه روحانیت مبارز، «اگر برای آقایان موسوی و کروبی محدودیت وجود نداشته باشد باز هم فتنه دیگری را ایجاد می‌کنند، بنابراین لازم است این افراد مجازات شوند تا درس عبرتی برای کسانی که فکر فتنه را در سر می‌پرورانند، باشد.» (گفت‌و‌گو با فارس، آبان ۹۲) درباره نوع مجازات کروبی و موسوی پیش از همه روح الله حسینیان، عضو جبهه پایداری سخن گفته بود: اعدام با چوبه دار در یکی از میادین شهر تهران. اصولگرایان چنین مجازاتی را از آن جهت روا می‌دارند که به گفته باقری لنکرانی، عضو دیگر جبهه پایداری، «نظر رهبری راجع به فتنه‌گران ۸۸ حکم مفسد است و حکم مفسد در اسلام کاملا مشخص است و نظام با حبس خانگی در مورد آن‌ها خیلی اغماض کرده است.» (سخنرانی در جمع بسیجیان خراسان، آذرماه ۹۰)


توبه و جبران کنند

شق دوم رویکردهای اصولگرایانه تفاوت چندانی با بخش اول ندارد ولی نگاهی مهربانانه‌تر دارد. ریشه این رویکرد را می‌توان در سخنان مردادماه ۹۲ رهبر ایران در جمع دانشجویان یافت: «چرا و به چه دلیل مدعیان تقلب در انتخابات ۸۸ برای مواجهه با مسئله، به خیابان‌ها اردوکشی کردند؟! بار‌ها و بار‌ها این سؤال را نه در مجامع عمومی بلکه به‌شکلی که قابل پاسخ دادن باشد مطرح کرده‌ایم، پس چرا جواب نمی‌دهند، چرا عذرخواهی نمی‌کنند؟ در جلسات خصوصی می‌گویند تقلبی رخ نداده بود، پس به چه علت کشور را دچار آن ضایعات کردید و به لبه پرتگاه بردید؟» بر همین اساس، کثیری از اصولگرایان در سال‌های اخیر خواستار این بوده‌اند که رهبران جنبش سبز توبه و از آیت الله خامنه‌ای عذرخواهی کنند. البته شرایط توبه‌ای که مدنظرشان است، پیچیده می‌نماید. به گفته حجت الاسلام رحیمیان، نماینده آیت الله خامنه‌ای در مسجد جمکران و بنیاد شهید، «این افراد بدون توبه قطعا قابل تطهیر نیستند. بحث دیگر این است که آیا این افراد توبه کرده‌اند و قابل بخشش هستند؟ پاسخ این است که توبه شرایط خاص خود را دارد، در برخی از گناهان که منشأ گمراهی برخی از افراد شده باید آن فرد گمراه کننده هم اصلاح کرده و هم جبران نماید. از برخی از آیات قرآن این گونه استنباط می‌شود که علاوه بر اصلاح خود باید تبیین کنند تا آن کسانی را که گمراه کرده‌اند حقیقت برایشان روشن شود که در واقع تبعات آن گمراهی‌ها و ضلالت‌ها بر طرف و جبران شود.» (گفت‌و‌گو با سایت رجانیوز، بهمن ۹۱) این نگرش البته مختص اصولگرایان تندرویی چون رحیمیان نیست و برخی میانه رو‌ها هم بدان اعتقاد دارند. به گفته محمدرضا باهنر، «حتما نظرات کروبی و موسوی در رفع حصر آن‌ها مؤثر است، نمی‌خواهم بگویم آن‌ها چه کاری را انجام بدهند، آن‌ها ظلم بزرگی را به انقلاب، نظام و منافع ملی وارد کردند، حتما تمام ظلم‌ها را نمی‌توانند جبران کنند و باید در درگاه خداوند توبه کنند، اما مقداری را که می‌توانند باید جبران کنند و قطعا این رفتار‌ها بر تصمیمات نظام اثر گذار است.» (گفت‌و‌گو با خبرگزاری خانه ملت، مهر ۹۲) نبی حبیبی، دبیرکل حزب موتلفه هم خرداد ماه امسال در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین، با تاکید بر اینکه، موسوی و کروبی، «تاکنون هیچ اقدامی برای پس گرفتن هیچ کدام از اقداماتشان انجام ندادند»، گفت در این شرایط، نیازی به رفع حصر نیست. تاکنون اصولگرایان درباره مصداق‌های این درخواست‌ها کمتر سخن گفته‌اند ولی به نظر می‌رسد کف انتظاراتشان از رهبران جنبش سبز این است که بگویند تقلبی در کار نبوده، کارشان اشتباه بوده، عذرخواهی می‌کنند، مدیریت آیت الله خامنه‌ای را تحسین کنند، سکوت پیشه کنند و به زندگی خویش ادامه دهند. یک پروژه چندمنظوره برای شکست مقاومت موسوی و کروبی، احیای شخصیت و اقتدار سیاسی رهبر ایران و بازیابی مشروعیت انتخابات ۸۸.


مجازات شوند

درخواست محاکمه و مجازات رهبران جنبش سبز از جمله گسترده‌ترین رویکردهای اصولگرایان به مسئله حصر بوده که در دوره‌های مختلف، لایه‌های متنوع این طیف بدان تاکید ورزیده‌اند. چکیده این درخواست در بیانیه اخیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی تهران مطرح شده بود: «۴ سال از آن دوران پرالتهاب و پر هیاهو می‌گذرد و امت بزرگ اسلامی ما تجربه‌ انتخاباتی دیگر را که آن نیز باشکوه بود در کارنامه خود دارد، بررسی عملکرد سران فتنه و اتهامات وارده به ایشان می‌تواند در جهت روشن شدن عمق و ماهیت آن فتنه در شرایط حاضر مؤثر واقع شود... اکنون شرایط مهیای محاکمه مته‌مان باقی مانده از پرونده انتخابات سال ۸۸ و در رأس آن‌ها میرحسین موسوی و مهدی کروبی است. اینک وقت آن است که به اتهامات وارده به این دو نفر رسیدگی شود تا حقیقت بر همگان آشکار شود و آن‌چه در پس پرده مانده است از پرده برون آید.» با وجود این درخواست‌ها و ادعا‌ها، اصولگرایان پیش از این، بار‌ها اعتراف کرده‌اند که امکانی برای محاکمه علنی رهبران جنبش سبز وجود ندارد، چرا که به گفته علی سعیدی، نماینده آیت الله خامنه‌ای در سپاه، «برخی می‌گویند که چرا موسوی و کروبی را محاکمه نمی‌کنند، دلیل این است که آن‌ها حریم و یک عده هوادار دارند که من نمی‌توانم اسم هواداران آن‌ها را ببرم.» (سخنرانی در جمع پیشکسوتان بسیج، دی ماه ۹۰)


اهمیتی ندارد

در رویکردی دیگر، اصولگرایان تلاش کرده‌اند بگویند که حصر، اساسا مسئله روز یا اولویت مهم جامعه نیست. مردم به این مسئله اهمیت نمی‌دهند و پس از رویدادهایی چون ۹ دی ۸۸ از آن گذشته‌اند. محمدحسین صفارهرندی، مشاور فرهنگی فرمانده سپاه پاسداران از جمله مبلغان این گزاره است: «از نگاه بسیاری از مردم این‌ها از موضوع و مسأله بودن در جامعه خارج شدند، یعنی جامعه احساس می‌کند که مسأله‌اش این‌ها نیستند، چه بسا دولت روحانی هم چنین احساسی دارد که مسأله دولت این‌ها نیستند.» (گفت‌و‌گو با هفته نامه مثلث، مهرماه ۹۲) این رویکرد در ماه‌های اخیر و پس از پیروزی حسن روحانی با شدت بیشتری مطرح شده تا به تعبیر حسین مرعشی «با طولانی شدن حصر و طولانی شدن پروسه آزادی زندانیان سیاسی آقای روحانی در عرصه سیاسی تنها بماند» (گفت‌و‌گو با روزآنلاین، مهرماه ۹۲) و یا به تعبیر سید محمد خاتمی، عقبه اجتماعی این دولت نا‌امید شود. هر چند اصولگرایان حاضر در دولت روحانی مانند مصطفی پورمحمدی نیز همسو با چنین رویکردهای از عدم دخالت دولت در این پرونده سخن گفته‌اند.


جمع بندی دیدگاه‌ها

سویه‌های مختلف طرح شده از سوی اصولگرایان به خوبی نشان می‌دهد که گزاره‌های مختلفی از سوی آن‌ها برای حل مشکل حصر پیشنهاد شده است. از مهربانانه‌ترین گزاره‌ها که توسط عسگراولادی مطرح شد و از بازگشت موسوی و کروبی به سان بازگشت براداران یوسف سخن به میان آورد تا درخواست اعدام رهبران جنبش سبز، همه و همه بر یک نکته کلیدی تاکید دارند: عذرخواهی از رهبر ایران و تمجید مدیریت سیاسی اقای خامنه‌ای. در واقع به نظر می‌رسد هدف همه آن‌ها رفع حصر، شکستن بن بست سیاسی و بازگشت تعادل به جامعه ایرانی نیست، می‌خواهند خدمتی دیگر به ولی فقیه خویش کرده باشند.
 

بازگشت به بالا

 

***



رفع حصر تابع مطالبه عمومی و مسوولیت پذیری مقام هاست / گفتگو با محمد تقی کروبی

جرس- 
مهدی تاجیک:حالا دیگر صحبت از هزار روز است. هزار روز از زمانی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به حصر افتادند. هزار روز از غروب ۲۵ بهمن ماه سال ۱۳۸۹. از امروز دیگر عددهای حصر ۴ رقمی می‌شود و هیچ معلوم نیست که درهای زندان خانگی به روی رهبران جنبش سبز باز می‌شود. میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در خانه خودشان زندانی‌اند و مهدی کروبی در خانه امن وزارت اطلاعات. دور از آفتاب و هوای آزاد. هیچ کدام از این سه نفر از حقوق بدیهی یک زندانی برخوردار نیستند. هیچ رویه قضایی درباره آن‌ها اعمال نشده است. نه دادگاهی. نه اتهام رسمی و حقوقی. نه نهاد یا شخصیتی که مسوولیت حصر آن‌ها را به عهده بگیرد. همه چیز در هاله‌ای از ابهام. معما گونه و حل نشده. حالا که هزار روز گذشته است و فضای سیاسی کشور هم به واسطه روی کار آمدن دولت حسن روحانی تا حدودی تغییر کرده است، انتظار‌ها برای رفع حصر از رهبران جنبش سبز بیش از گذشته است اما آیا می‌توان خوشبین بود؟ پاسخ محمد تقی کروبی فرزند مهدی کروبی به این سوال منفی است. او در گفتگو با جرس معتقد است که نه خوشبین و نه بدبین است و حل موضوع حصر را در گرو وقوع مجموعه‌ای از تحولات می‌بیند. کروبی با این حال از دولت انتظار دارد که به تعهد خود برای دفاع از حقوق و آزادی‌های اساسی شهروندان پایبند باشد و در حد حیطه مسوولیت‌اش برای رفع حصر تلاش کند.


درباره وضعیت جسمی آقای کروبی گزارشهای نگران کننده ای منتشر می شود و ظاهرا مشکلات سلامتی ایشان افزایش پیدا کرده است. وضعیت کنونی ایشان در حال حاضر چگونه است؟

متاسفانه وضعیت سلامت ایشان به دلیل کمبود هوای آزاد و نور آفتاب مناسب نیست و به تازگی هم از درد مفاصل و دیسک کمر احساس ناراحتی داشتند. چند روز پیش امنیتی ها ایشان را برای انجام معاینات و آزمایش هایی به بیمارستان لاله بردند که نتایج آن حکایت از ابتلا به پوکی استخوان دارد. تیم معالج ایشان تاکید کردند که شرایط نگهداری فعلی به شدت برای ایشان خطرناک است و برای روند درمانی دستورهایی دادند که منوط به تمکین مقامات امنیتی است و متاسفانه تاکنون محقق نشده است.


یعنی در حال حاضر پرونده پزشکی ایشان در اختیار پزشک معتمد خانواده قرار دارد؟

پرونده پزشکی ایشان بعد از بستری شدن در مرکز قلب تهران به خانواده داده شد. با این حال اصرار بر حبس پدرم در خانه امن اطلاعات که اداری بوده و امکان بهره گیری از نور آفتاب و هوای آزاد در آن وجود ندارد، معضل اصلی ماست.


آیا برخوردهای امنیتی بعد از روی کار آمدن دولت آقای روحانی تغییری نکرده است؟

در زمان آقای مصلحی یکی از معاونت های وزارت به طور مستقیم مسئولیت حصر آقای کروبی و اقای موسوی و خانم رهنورد را به عهده داشتند و دو خانواده می دانستند که برای پیگیری برخی از مسائل مانند روند درمانی باید با چه کسی صحبت کنند. اینکه پیگیری و صحبت با این شخص نتیجه ای هم بدنبال داشت بحث دیگری است اما بدنبال روی کار آمدن وزیر محترم اطلاعات این شخص برکنار شده و تاکنون فردی جایگزین او معرفی نشده و همین آشفتگی معضل خانواده ها را دو چندان کرده است. با این وجود باید گفت که رفتار ماموران مکان حصر نسبت به گذشته تغییر کرده است.


در حال حاضر آیا مقامی از طرف وزارت اطلاعات به عنوان مسوول حصر تعیین نشده است؟

شنیدیم که فردی تعیین شده است اما وی تاکنون هیچ گونه ارتباط با خانواده و یا پدرم برقرار نکرده است. به همین دلیل خانواده برای پیگیری مسائل ابتدایی دچار سردرگمی است.


اطلاع دارید فردی که پیشتر از سوی نهادهای امنیتی تعیین شده بود در چه محدوده ای اختیارات داشت؟

لازم است من ابتدا این توضیح را بدهم که تاکنون که نزدیک هزار روز از حصر می گذرد هیچ یک از مسؤولان سیاسی و قضایی کشور با آقای کروبی و آقای موسوی و خانم رهنورد دیدار نکرده اند. تنها یک مقام امنیتی تعیین شده بود که او هم مسوولیت نگه داری عزیزان ما در حصر را به عهده داشته است. به عبارت ساده تر پرونده حبس و حصر رهبران و فرزندان در حوزه کاری او بوده است، این فرد ظاهرا معاون وزیر هم بود. راستش نمی دانیم دامنه اختیارات اش تا کجا بوده اما فراموش نکنیم این پرونده زیر نظر نهاد اصلی قدرت اداره می شود.


آیا در حال حاضر ملاقات های خانواده با آقای کروبی به صورت مرتب انجام می شود؟

بله، مدتی است که ملاقات فرزندان به استثنای حسین آقا به صورت هفتگی انجام می شود.


نحوه رفتار مقام های امنیتی در حال حاضر چگونه است؟

رفتار آنها در طول این هزار روز تابع شرایط کشور بوده است. زمانی رفتار آنها بسیار ناشایست و مشمئز کننده بود و زمانی دیگر معقول و عادی.فقدان به رسمیت شناختن آنها بعنوان زندانی رسمی موجب سلیقه ای عمل کردن ماموران در مقاطع مختلف شده است. برای مثال در یک دوره به مدت 4 ماه ارتباط پدرم با کل اعضای خانواده قطع شد و حتی نمی دانستیم او در چه وضعیتی قرار دارد. با این حال از اردیبهشت ماه امسال نحوه ملاقات ها و دیدار خانواده ها یک نظمی پیدا کرد که می توان گفت نسبت به گذشته بهتر شده است.


یعنی این تلقی را می شود داشت که بهتر شدن برخوردها به دلیل تغییر دولت است؟

قطعا این مساله بی تاثیر نبوده است. البته واقعیت این است که قبل از روی کار آمدن دولت هم برخوردها تا حدودی بهتر شده بود اما بعد از انتخابات و تغییر فضا در سطح کشور، نحوه برخورد ماموران هم معمولا بهتر شده. البته اتفاق های تلخی هم در این ایام افتاده که مهم ترین آن مربوط به برخوردهای ماموران با فرزندان محترم مهندس موسوی در روز عید غدیر بوده است.

در جریان هستید که بعد از انتخابات، از آقای روحانی انتظار برای رفع حصر وجود دارد اما هنوز موضع مشخص و واحدی از سوی دولت در این زمینه ابراز نشده است. وزیر دادگستری هم به تازگی گفته که دولت در موضوع حصر دخالت نمی کند حال آن که شخص آقای روحانی پیشتر نسبت به حل این موضوع ابراز امیدواری کرده بود. شما به طور مشخص چه انتظاری از دولت در زمینه رفع حصر دارید؟
ساختار حقوقی حکومت ایران به گونه ای است که نمی توان از دولت و شخص آقای روحانی در بسیاری از امور انتظار داشت اما می توان شفاف و صحیح سخن گفتن را از دولت انتظار داشت.امروز از دولت انتظار می رود که به طور شفاف بگوید آیا در شورای عالی امنیت ملی تصمیمی مبنی بر حصر آقایان کروبی و موسوی گرفته شده یا نه؟ اگر پاسخ مثبت است دامنه این تصمیم چه بوده؟ مبنای حقوقی آن بر چه اساسی استوار است؟ دستگاه قضایی که می گوید در این موضوع ورود نکرده و این موضوع در حوزه اختیارش نیست. حالا سوال این مطرح است که آیا شورای عالی امنیت ملی در دوره دولت جدید مسئولیتی در قبال حصر پیدا کرده یا خیر؟ ما هنوز جواب این سوال را هم نمی دانیم. ببینید 6 عضو شورا عالی امنیت ملی از اعضای دولت فعلی هستند و طبیعی است که اگر این پرونده در شورا مطرح باشد، دولت در قبال ان مسئول است. در مجموع باید بپذیریم که دولت آقای روحانی نسبت به حقوق تک تک آحاد مردم ایران مطابق قانون اساسی متعهد است.


آیا این انتظار به معنای درخواست از دولت برای رفع حصر است؟

من اصلا چنین سخنی نمی گویم و چنین درخواستی از دولت اقای روحانی نداریم. پدر دستور داده در قبال رفتار حکومت حق رایزنی و درخواست نداریم اما یادآوری مسئولیت حقوقی و رعایت قوانین از سوی حاکمیت بحث دیگری است. اما انتظار داریم که دولت راستگویان تصمیم حاکمیت را شفاف بیان کند. دیگر اینکه نحوه نگهداری عزیزان در حصر بر عهده وزارت اطلاعات دولت است. وظیفه اطلاعات راستگویان است که آقای کروبی را در منزل خود اش حبس کنند. چه معنی دارد که ایشان را ساختمان وزارت اطلاعات نگه داری می کنند؟ برخوردها ی قهر آمیز با فرزندان مهندس موسوی چه معنا دارد؟ این مسئولیت ها به عهده دولت است و دولت نمی تواند از زیر بار اینها شانه خالی کند.


پیامی به تازگی از سوی آقای کروبی منتشر شد مبنی بر این که ایشان برای برگزاری دادگاه اعلام آمادگی کرده بودند. فکر می کنید اگر موضوع از طریق دولت و شورای عالی امنیت ملی قابل حل نباشد، این موضوع امکان بررسی از مسیر قضایی و ارجاع پرونده به دادگاه را پیدا می کند؟

مرجع تصمیم گیر در این زمینه قوه قضاییه است. متاسفانه رویه کشور در این حوزه به گونه ای رقم خورده که دستگاه قضا دخیل نشده. در مورد حصر این عزیزان تاکنون هیچ مقامی مرجع تصمیم گیر را اعلام نکرده است. پدرم اعلام کردند که بهتر است حکومت او را به زندان اوین منتقل کند. این آمادگی به چند دلیل است. اول این که اگر در اوین بودند حداقل از حقوق یک زندانی بطور مستمر برخوردار بودند. دوم این روال قضایی در مورد شان طی شود و در یک محاکمه علنی اتهامات مورد نظر حکومت را استماع و پاسخ های مستدل خود را به اطلاع مردم برسانند. پدرم صریحاً در اخرین پیام شان گفتند که داور نهایی خدا است و نسبت به حکم هم اعتراض نمی کنند. فکر می کنم طی شدن روند قضایی را هم برای کشور مفید می داند و هم برگزاری دادگاه را فرصتی برای صحبت با مردم میدانند تا سخنان ناگفته را بگویند و در نهایت وجدان عمومی در باب آن قضاوت کند.


شما به تعهدات و همچنین محدودیت های دولت در زمینه حصر اشاره کردید. روی هم رفته آیا خوشبین هستید که این موضوع در یک بازه زمانی مشخصی به سرانجام برسد؟

من نه بدبین هستم و نه خوشبین. خوشبین نیستم چون از روز اول هم عنوان شد که حصر چند ماه بیشتر طول نمی کشد و بدبین هم نیستم چون تداوم حصر تابع شرایط کشور و باید ها و نباید هاست.


اقای کروبی! برداشت برخی تحلیلگران این است که دولت روی مشکلات سیاست خارجی و اقتصاد تمرکز کرده و روی موضوعات داخلی از جمله موضوع حصر حساسیت کافی ندارد. آیا شما هم این برداشت را دارید؟

برخی در تلاش اند که دولت را به سمت مسائل بین المللی سوق داده و از حل و فصل مسائل داخلی دور کنند. این تصور باطلی است که دولت در عرصه بین المللی فعالانه عمل کند ولی در عرصه های داخلی منفعلانه. این دو موضوع با هم ارتباط تنگاتنگ دارد. دولتی که نفوذ خود را در داخل از دست بدهد در عرصه بین المللی هم توفیق چندانی نخواهد داشت. بنابراین موفقیت بین المللی دولت روحانی منوط به این است که در داخل کشور بتواند قدمهای جدی بردارد و فضای امنیتی امروز را به یک فضای باز سیاسی تبدیل کند. این مساله هم امکان پذیر نیست مگر این که عزیزان ما هر چه زودتر از زندانها آزاد شوند و سپس رهبران جنبش هم از حصر بیرون بیایند.


اطلاع دارید که در حال حاضر دیدگاه آقای کروبی نسبت به دولت اقای روحانی چگونه است؟

آقای روحانی از دوستان آقای کروبی محسوب می شوند، به لحاظ شخصیتی ایشان فردی فهیم و دارای مواضع خوبی هستند. اگر چه به لحاظ تعلق جریانی ایشان عضو جریان اصلاح طلبی نبوده اما فردی مستقل، معتدل و با اصول مشخصی است. پدرم از هر دولتی که با رای مردم روی کار بیاید حمایت می کندو بدنبال پیروزی ایشان اظهار امیدواری کردند که بتوانند مسائل و مشکلات کشور را کاهش دهند. آقای کروبی در پیام اخیر خود بسیار صریح و روشن از آقای روحانی خواسته بودند که به فصل سوم قانون اساسی که مربوط به حقوق شهروندان است توجه ویژه ایی داشته باشند. ایشان تصریح کردند که استبداد در کشور ما نهادینه شده و دولت باید برای نهادینه کردن آزادی ها و حقوق شهروندان اقدام جدی بعمل آورد. من فکر می کنم اشاره ایشان به دوران اصلاحات بود که در آن دوران اصلاح طلبان نتوانستند فصل سوم قانون اساسی را به طور جدی و عملی در کشور نهادینه کنند. لذا روی کار آمدن ایشان را فرصتی برای کشور و مردم می دانند. من فکر می کنم این بخش از پیام آقای کروبی به آقای روحانی اهمیت بسیاری دارد و امیدوارم به آن عمل شود.

 

بازگشت به بالا


***


تاخیر و تعلل در رفع حصر رهبران جنبش سبز هیچ توجیهی ندارد / گفتگو با  اردشیر امیرارجمند


جرس- مژگان مدرس علوم: 
مصطفی پورمحمدی روز شنبه این هفته اعلام کرد که پرونده حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی در شورای عالی امنیت ملی در حال بررسی است. وزیر دادگستری اشاره کرد که این پرونده از ابتدای تشکیل در شورای عالی امنیت ملی بوده و از این به بعد هم هر تصمیمی قرار باشد گرفته شود، در‌‌ همان جا باید بگیرند. این در حالی است که از آغاز حصر تاکنون هیچ مرجع قانونی نسبت به این فرایند غیرقانونی حاضر به پاسخگویی نبوده است

اردشیر امیرارجمند مشاور ارشد میر حسین موسوی با تاکید بر اینکه وضعیت آقای موسوی و خانم رهنورد تغییری نکرده است، به «جرس» می‌گوید: «تاکنون هیچ تغییر و تحولی در وضعیت حصر خانگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد صورت نگرفته است جز اینکه ملاقات‌ها با دخترانشان بطور نسبتا منظم و هفتگی در آمده است. البته تعداد ملاقات‌ها زیاد نبوده است، اما پس از ترخیص آقای موسوی از بیمارستان ملاقات‌هایی که قبلا امکانش نبوده به تدریج به طور منظم درآمده است.»


پس از انتصاب علی شمخانی در ۱۹ شهریور به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، اخباری مبنی بر دیدار وی با مهندس میر حسین موسوی منتشر شد. پس از انتشار این شایعه، میرحسین موسوی در ملاقات با دختران خود خبر دیدار با شمخانی را تکذیب کرده و گفته است که در صورت تماس، دیدار یا هر اتفاقی قطعا آن‌ها را در جریان قرار خواهند داد. 
مشاور ارشد میر حسین موسوی در زمینه خاطرنشان می‌کند: «اگر قرار بر آزادی این عزیزان بود قطعا باید مسئله را با آن‌ها در میان گذاشته و حل می‌کردند. در هر حال این مسئله یک فرآیند مشخصی دارد و چیز پنهانی و غیر شفافی نمی‌تواند باشد. یک عمل غیرقانونی انجام شده است و باید بدون قید و شرط رفع اثر شود و ان‌ها آزاد شوند. طبیعی است که رفع حصر و ترتیبات آن باید مستقیما با خود آن‌ها مطرح شود اما تا الان که با شما صحبت می‌کنم متاسفانه چنین اقدامی صورت نگرفته است.»


امیرارجمند درباره پیامدهای حصر می‌گوید: «آزادی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد نشانه‌ای برای تغییرمعنا دار وضعیت است، به عبارت دیگر نشانه‌ای برای تغییر از وضعیت امنیتی کشور به وضعیت عادی است. اگر این اتفاق نیافتد به این معنا است که به خواست مردم که در انتخابات تجلی یافت توجه نمی‌شود و اینکه نهادی دیگر به رییس جمهور برای تحقق وعده‌های خود کمک نمی‌کنند. زمانیکه قرار است تنش زدایی در سطح بین المللی انجام شود باید ابتدا تنش زدایی در داخل کشور صورت گیرد. در این شرایط، آزادی آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد امنیت و همبستگی ملی را تقویت می‌کند و باعث نشاط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور می‌شود. هر چقدر این حصر طول بکشد به زیان کشور است و بهتر است این اتفاق هر چه سریع‌تر رخ دهد.»


میرحسین موسوی که در مدت حصر چند بار به دلیل وخامت حال جسمانی به بیمارستان منتقل شده است، در مردادماه سال جاری هم به منظور انجام معاینات پزشکی و رسیدگی درمانی چند روز در بیمارستان بستری بود و پس از آن مجددا به زندان خانگی بازگشت.


تداوم حصر میرحسین موسوی ومهدی کروبی و خانم رهنورد در حالی صورت می‌گیرد که مراجع بلند پایه و علما از آغاز حصر، استمرار حتی یک روز حصر خانگی آن‌ها را خلاف عرف و شرع دانسته‌اند و بار‌ها با ابراز نگرانی از استمرار چنین وضعیتی، خواستار رفع حصر رهبران جنبش سبز شده‌اند. این مراجع تقلید با تاکید براینکه رفع حصر رهبران جنبش سبز و آزادی تمام زندانیان سیاسی مطالبه بحق مردم و آنهاست از آقای روحانی خواسته‌اند به قولی که در این زمینه به مردم پیش از انتخابات داده است جامه عمل بپوشاند.


مشاور میر حسین موسوی با تاکید بر اینکه باید جلوی تداوم اقدامات اشتباه گرفته شود، می‌افزاید: «بیش از هزار روز پیش آقای میرحسین موسوی بیانیه شماره هفده را منتشر کردند و آقای مهدی کروبی هم در بهمن ماه صحبتهایی مشابه کردند، مبنی بر اینکه کشور باید با حرکت به سمت آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و احزاب سیاسی از حالت امنیتی به سیاسی تغییر یابد. متاسفانه تا الان که این شرایط اتفاق نیافتاده، کار اشتباهی بوده است و صدماتی زیادی بر کشور وارد کرده و در صورت استمرار، خسارت باز بیش از این خواهد بود. امیدواریم هر چه زود‌تر شاهد آزادی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم رهنورد باشیم و این تاخیر، تعلل و تردید‌ها کنار گذاشته شود و به خواست مردم و امنیت کشور به معنای واقعی پاسخ داده شود و کشور از این مرحله گذر کند.»


اردشیر امیرارجمند در پایان تصریح می‌کند: «اساسا تردیدی نباید وجود داشته باشد و به هر دلیلی اگربه اشتباه فکر می‌شده که این حصر به امنیت کشور کمک می‌کند، الان شرایط تغییر کرده و هیچگونه دلیلی برای استمرار این وضعیت نادرست و غیرقانونی وجود ندارد. این حصر با هر تحلیلی در شرایط کنونی به نفع امنیت کشور نیست. اگر به منافع ملی، به آرامش و صلح کشور و جایگاه ایران در صحنه بین المللی فکر می‌کنند دیگر جای تردید باقی نخواهد ماند. برخی از افراد دچار توهم توطئه هستند و از امنیت برای خود دکان ساخته‌اند. باید این طرز تفکر کنار گذارده شود و واقع بین باشند. اگر واقع بین باشند قطعا تردیدی باقی نخواهد ماند و آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد را هر چه سریع‌تر آزاد خواهند کرد. وقتی آقای رییس جمهور به حق تحریم‌ها را ناقض حقوق بشر می‌دانند وبه دقت حقوق نقض شده را بر می‌شمارند، طبیعی است که همه انتظار داشته باشند که خود حکومت نیز به نقض آشکار حقوق شهروندان خویش پایان دهد.»
 

بازگشت به بالا


***


عیسی سحرخیز؛ رفع حصر نشانه عقلانیت خواهد بود

جرس: رفع حصر از رهبران جنبش سبز مطالبه‌ای است که پس از روی کار آمدن حسن روحانی در مقام ریاست قوه مجریه با طنین بیشتری مطرح شده است. در روزهای اخیر زمزمه‌های قابل اعتنایی درباره امکان رفع حصر مطرح بود اما غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه در کنفرانس خبری روز دوشنبه این زمزمه‌ها را تکذیب کرد.

رفع حصر از رهبران جنبش سبز مطالبه‌ای است که پس از روی کار آمدن حسن روحانی در مقام ریاست قوه مجریه با طنین بیشتری مطرح شده است. در روزهای اخیر زمزمه‌های قابل اعتنایی درباره امکان رفع حصر مطرح بود اما غلامحسین محسنی اژه‌ای سخنگوی قوه قضاییه در کنفرانس خبری روز دوشنبه (بیست و دوم مهر) این زمزمه‌ها را تکذیب کرد. میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی از ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹ در حصر خانگی به سر می‌برند و امکان تماس آن‌ها با دنیای خارج در این مدت بسیار محدود بوده است. جرس در زمینه بحث‌های انجام شده پیرامون رفع حصر از رهبران جنبش سبز با عیسی سحر خیز مدیر کل داخلی وزارت ارشاد دولت اصلاحات و از بنیانگذاران انجمن دفاع از آزادی مطبوعات گفتگو کرده است که خود پس از ۴ سال تحمل حبس از زندان آزاد شده است.


متن گفتگوی «جرس» با عیسی سحرخیز در خصوص شرایط سیاسی کشور و لزوم بکارگیری عقلانیت در پی می‌آید:


آقای سحر خیز، در این یک هفته‌ای که بعد از چهار سال از زندان آزاده شده‌اید، ارزیابیتان از فضا و شرایط سیاسی کشور چیست؟

به اعتقاد من فضای سیاسی کشور مرتبط با فضای اجتماعی کشور است و مشاهداتم بدلیل اینکه فرصت رفتن به درون جامعه و شرکت در جلسات را نداشته‌ام محدود بوده است. اما آنچه بصورت ظاهری و در لایه‌های رویین جامعه دیدم این است که یک فضای امیدواری را می‌شود در همه جا دید. اگر خواسته‌ها و مطالبات مردم تحقق پیدا نکند یا مسیری که باید طی کند را نرود، می‌تواند منجر به چرخشی شود و مردم امیدواری خود را از دست دهند. بویژه در مسائل معیشتی، اشتغال و گرانی‌ها که مردم به بهبود آن امید بسته‌اند و منتظر یکسری تحولات هستند. در کنار این بحث، توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی وجود دارد که در خصوص آن دولت تاکنون کاری را شروع نکرده است. یعنی کمیسیون ماده ده درعمل تشکیل نشده است و همینطور هیئت نظارت بر مطبوعات روند مثبت خود را عمل نکرده است، البته شرایط به بن بست نرسیده اما تاخیر وجود دارد. به نظر من اگر این تحولات صورت نگیرد مردم کم کم صبر و حوصله خود را از دست خواهند داد و این فضای امیدواری به فضای ناامیدی در جامعه تبدیل می‌شود. امیدواریم این گونه نشود و دولت آقای روحانی سریع‌تر کارهای خود را بویژه در زمینه سیاست خارجی انجام دهد.


این تنش زدایی در سیاست خارجی قطعا مستلزم بهبود سیاست داخلی است و بهبود شرایط داخلی هم بدون رسیدگی به مطالبات مردم امکان پذیر نیست. یکی از مهم‌ترین مطالبات مردم و موضوعی که آن‌ها را به پای صندوق‌های رای آورد، رفع حصر رهبران جنبش سبز و برقراری شرایط آزاد در کشور بود. اما تاکنون بویژه پس از انتقال پرونده آن‌ها به شورای عالی امنیت ملی تغییر و تحولی در وضعیت آن‌ها صورت نگرفته است. علت تاخیر چیست و آیا جای امیدواری هست که طی روزهای آینده شاهد رفع حصر و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی باشیم؟

همه منتظر هستند که در فاصله دو عید قربان و غدیر تحولی ایجاد شود. من گمان نمی‌کنم که رفع حصر بطور کامل صورت بگیرد و این اقدام غیرقانونی را کنار بگذارند.


علت آن چیست؟

به هر حال جریان مقابل قوی است و درست است که نتوانست در انتخابات نامزد خود را به پیروزی برساند و او را به ساختمان پاستور بفرستد اما در ایجاد فضای ناامیدی و اینکه دولت کارآیی لازم را ندارد، تلاش می‌کند. بویژه این مسئله در رفع حصر و حبس زندانیان سیاسی و عقیدتی کاملا دیده می‌شود زیرا در شرایط حاکمیت دوگانه، دولت تنها بخشی از تحولات را می‌تواند انجام دهد. بویژه اینکه نهادهای امنیتی و نظامی و همچنین قوه قضاییه عمدتا منصوب رهبری هستند.


شورای عالی امینت ملی می‌تواند در این زمینه تصمیم بگیرد؟

درست است که در شورای عالی امنیت ملی باید در این مورد تصمیم گیری شود اما به اعتقاد من یک فرد در جمهوری اسلامی است که قدرت را در دست دارد و قطعا اوست که می‌تواند با یک اشاره خیلی از مسائل را در بهم بریزد. همانگونه که نگذاشت روند آزادی‌ها را پیش از سفر آقای روحانی به نیویورک بطور کامل انجام شود و آزادی‌ها بر اساس لیست‌های تهیه شده صورت گرفت. به هر حال امیدواریم تا عید غدیر تمامی زندانیان سیاسی چه سبز و چه غیر سبز، چه کسانی که در رابطه با انتخابات اصلاح طلبان و تحول خواهان بودند و چه کسانی که بدلایل عقاید خود و مسائل اقلیت‌های قومی و مذهبی در زندان هستند بتوانند آزاد شوند.


به تصمیم گیرنده اصلی یعنی مقام رهبری اشاره کردید. فکر می‌کنید انتقال پرونده رهبران جنبش سبز به شورای عالی امنیت ملی به دستور رهبری صورت نگرفته است؟

فکر می‌کنم این روند را می‌توانستند از فردای بعد از انتخابات انجام دهند. یعنی ضرورتی به این مسائل نبوده است. همانطور که می‌دانید برای آقایان موسوی و کروبی بویژه خانم رهنورد هیچ حکمی صادر نشده است و زمانی که حکم قضایی صادر نشده باشد و به صورت غیرقانونی اقدامی صورت گیرد، باید سریعا برای رفع آن اقدام شود.


شما بار‌ها بر ضرورت عقلانیت تاکید کرده‌اید. آیا آزادی سریع و بی‌قید و شرط رهبران جنبش سبز می‌تواند نشانه‌ای از خردورزی برای خروج کشور از بحران داخلی و پشتوانه‌ای برای دولت در مذاکراتش در عرصه بین المللی باشد؟

عقلانیت یک مسئله نسبی هست و فکر نمی‌کنم در کشوری مانند ایران عقلانیت مطلق را بتوانیم ببنیم، زیرا خواسته‌ها و امیال و مسائل مختلفی حاکم است. اما بطور نسبی شاهد این مسئله هستیم که بخشی از فضای امنیتی تضعیف شده و فضای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی باز شده است، البته نه به آن صورتی که ما آرمان خواهانه می‌خواستیم و آقای روحانی در صحبت‌ها و برنامه‌های انتخاباتی خودشان مطرح می‌کردند. اما با تمام این‌ها امیدوارم عقلانیت حاکم شود و در این حالت به سمت مردم سالاری و حقوق بشر حرکت کنیم و اجازه بدهند که حرف آخر را مردم بزنند.


چه پیشنهادی به دولت برای رسیدن به این عقلانیت و حاکمیت مردم دارید؟

همانطور که به فضای حاکمیت دوگانه اشاره کردم بیشتر از آنکه دولت را مورد خطاب قرار دهیم باید به کل حاکمیت بویژه نقش نهادهای انتصابی توجه کنیم. در هر حال دولت برآمده از یک عقلانیتی بوده است که منشاء آن مردم بودند. در حقیقت کسانی که انتصابی هستند و قبلا افرادی مانند احمدی‌نژاد چهره و سمبلشان و آقای جلیلی نامزد اصلی انتخاباتیشان بود باید تصمیم بگیرند که عقلانیت را حاکم کنند و به مطالبات و خواسته‌های مردم گردن نهند و امیدواریم آن‌ها واقعیات تلخ و سخت اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی جامعه را درک کنند و مسائل منطقه‌ای و بین المللی را مورد توجه ویژه قرار دهند و کمک کنند تا صلح، آرامش و امنیت در کشور، منطقه و جهان حاکم شود.

 

بازگشت به بالا



***


اسماعیل گرامی مقدم؛ هزینه‌های ادامه حصر متوجه حکومت است

جرس: در حالی به هزارمین روز حصر میر حسین موسوی و مهدی کروبی و زهرا رهنورد نزدیک می‌شویم که تاکنون تغییری در وضعیت رهبران جنبش سبز ایجاد نشده است. این در حالی است که با ترکیب جدید شورای عالی امنیت ملی و ارجاع پرونده رهبران جنبش سبز به این شورا، گمانه زنی‌ها درباره رفع حصر میر حسین موسوی و مهدی کروبی و زهرا رهنورد افزایش یافته است.

در همین زمینه، هفته گذشته مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران از بررسی پرونده حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی در شورای عالی امنیت ملی خبر داد. 
مستقل از ارجاع پرونده به این شورا، آنچه از اظهارات مقام‌های بلندپایه در خصوص پرونده حصر رهبران جنبش سبز بر می‌آید؛ این است که مسئولیت حصر آن‌ها و رفع حصر بر عهده مقام رهبری است. چندی پیش نیز محمدتقی کروبی، در صفحه فیسبوک خود از دیدار هاشمی با رهبری و طرح موضوع پایان دادن به وضعیت حصر و حبس غیرقانونی رهبران جنبش سبز خبر داد که رهبری هم موافقت خود را با ارجاع این پرونده به شورای عالی امنیت ملی اعلام کرده است.


اسماعیل گرامی مقدم  در خصوص ارجاع پرونده رهبران جنبش سبز به شورای عالی امنیت ملی به «جرس» می‌گوید: «همانگونه که بار‌ها حقوق دانان اعلام کرده‌اند، این حصر فاقد مبنای حقوقی است. شاید به همین دلیل هم طی هزار روز حصر مسئولین حکومتی نتوانسته‌اند به یک اظهار نظر مشترک در باب دلایل حصر و مرجع حصر دست پیدا کنند، در گذشته دیدیم که آقای احمدی مقدم مدعی شد رهبری مسئول حصر است و آقای صادق لاریجانی به نوعی اشاره داشتند تصمیم گیری در این خصوص بالا‌تر از دستگاه قضایی است و برخی‌ها هم برای آنکه به آن جنبه قانونی بدهند در اواخر دولت قبلی شورای عالی امنیت ملی را مسئول این حصر می‌دانستند! فارغ از اینکه کدام یک از این مراجع مسئول این حصر بوده‌اند، واقعیت این است هیچ کدام از نظر قانونی نمی‌توانند مسئول حصر باشند. شورای عالی امنیت ملی وظیفه تعریف شده‌ای در خصوص تعیین جرم ندارد و تنها مرجعی که می‌توانست قانونی عمل کند، دستگاه قضایی بود اما این دستگاه هرگز به خواست آقایان موسوی و کروبی و خانواده‌های آن‌ها برای محاکمه عادلانه تن در نداد، حالا هم فکر می‌کنم درست است که ترکیب شورای عالی امنیت ملی تغییر کرده و مسئولیت این حصر را به این شورا واگذار کرده‌اند اما چه کسی است که نداند تصمیم در خصوص شکستن یا ادامه حصر بدون هماهنگی با مقامات ارشد نظام می‌سر نخواهد شد. تصور من این است که آقای روحانی با جدیت به دنبال برداشتن حصر است، در حالی که بخوبی می‌داند مسیر ناهموار است و نیاز به هماهنگی همه قوا در حاکمیت دارد.»


وی به هزینه‌ها و پیامدهای تداوم این حصر برای حاکمیت اشاره کرده و می‌افزاید: «هر تصمیمی که حاکمیت در خصوص ادامه شرایط امنیتی و یا فضای باز سیاسی گرفته یا بخواهد بگیرد بطور طبیعی هزینه فایده‌هایی برای حکومت خواهد داشت. دراین هزار روز به نظر می‌رسد حکومت هزینه‌های بیهوده‌ای را پرداخت کرده و گواه این سخن من هم، نتیجه انتخابات سال ۹۲ است، یعنی می‌خواهم این را بگویم که حصر و زندان جریان حاکم را به مقصودش نرساند و آن رابه اقلیتی کوچک تبدیل کرد، رای ۴ میلیونی این جریان مستندی است به عدم توفیق در ایجاد شرایط امنیتی، شما ببینید مسئولین جمهوری اسلامی در هر نهاد بین المللی که حاضر می‌شدند مورد پرسش واقع می‌شدند که چرا این همه زندانی سیاسی دارید؟ چرا نخست وزیر و رئیس مجلس در ایران زندانی هستند؟ مسلم است که دنباله دار کردن و به تعبیر دیگر کش دادن مسئله حصر و زندانیان سیاسی پیامدهای دیگری نیز خواهد داشت که یکی از آن‌ها همین شمار روز افزون حمایت روحانیون بلند پایه در رفع حصر و زندانیان سیاسی است که به صلاح انسجام حاکمیت و ملت نیست. هر روز که از حصر می‌گذرد هزینه رفع آن افزایش پیدا می‌کند. شما تصور کنید اگر پس از انتخاب آقای روحانی حصر برداشته می‌شد امروز این مطالبه اصلا وجود نداشت که هزینه‌ای داشته باشد ویکی از دل مشغولی‌های حاکمیت هم امروز این مسئله نبود.»


از وی در خصوص تاثیر رفع حصر بر انسجام داخلی می‌پرسم. وی پاسخ می‌دهد: «در این خصوص دو دیدگاه وجود دارد: یک دیدگاه اصولگرایان اقتدارگرا هستند، که باور دارند آزادی زندانیان سیاسی و برداشتن حصر ورفع فضای امنیتی ضمن اینکه کمکی به انسجام ملی نمی‌کند باعث از هم پاشیدگی این جریان اقلیت اقتدار گرا می‌شود. در مقابل، جریانهای اصلاح طلب، معتدل و اصولگرایان سنتی و ریشه دار که از دریچه منافع ملی به آثار رفع فضای امنیتی نگاه می‌کنند، تحلیلشان این است که ایجاد فضای باز سیاسی نه تنها منجر به انسجام ملی و آشتی ملی می‌شود، بلکه فشارهای خارجی را که در قالب تحریمهای اقتصادی متراکم شده و کشور را به شدت مورد تهدید قرار داده کاهش خواهد داد.»


حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد یکی از مهم‌ترین معضل‌های سیاسی چند سال اخیر بوده، بطوری که در ایام انتخابات ریاست جمهوری و افزایش مطالبات سیاسی مردم برای رفع حصر، حسن روحانی اظهار امیدواری کرد شرایطی را در یک سال آینده بشود فراهم کرد که نه تنها آن‌هایی که در حصرند آزاد شوند، بلکه حتی آن‌هایی که به خاطر سال ۸۸ در زندان هستند هم آزاد شوند. وی از عملکرد خود به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی در اوایل دهه ۸۰ برای رفع حصر آیت‌الله منتظری دفاع کرده و گفته بود با اجماع‌ می‌توان مصداق‌های فعلی حصر را هم برطرف کرد.


به گفته مشاور مهدی کروبی، حکومت درباره برداشتن فضای امنیتی مردد است و از سوی دیگر هنوز همه مسئولان ارشد نظام نتوانسته‌اند دغدغه‌های یکدیگر را پس ازآزادی زندانیان سیاسی و برداشتن حصر برطرف کنند. او معتقد است که شورای عالی امنیت ملی اگر بتواند در لابی‌های پشت صحنه، مسئولیت نگرانی‌ها و دغدغه‌ها ی آینده پس از حصر را به عهده بگیرد می‌شود امیدوار بود نهادهای موثر نیز به این مسئله کمک کنند.


عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در پایان تصریح می‌کند: «اگر حصر برداشته شود توجیه و دلیلی برای ادامه فشارهای امنیتی باقی نمی‌ماند و در پی آن زندانیان سیاسی نیز آزاد خواهند شد. چه بخواهیم، چه نخواهیم ادامه فضای امنیتی با ادامه حصر و در زندان ماندن فعالان سیاسی بهم گره خورده است و این دو به فشارهای بین المللی نیز تا حدودی گره خورده است، یعنی به محض اینکه اراده‌ای باشد که فضای امنیتی برچیده شود، حصر باید برداشته شود، زندانیان سیاسی آزاد شوند و در پی آن آشتی ملی بوجود خواهد آمد و این همبستگی ملی سدی دربرابر تهدید‌ها و فشارهای خارجی است.»

بازگشت به بالا


 

***



در پس هزار روز سیاه / سید ابراهیم نبوی


میرحسین عزیز و زهرای عزیز!

هزار روز گذشت که در آن خانه به رویتان بسته ماند و چشمان دوستداران تان تصویر آن کوچه و ذهن شان نام کوچه اختر را بخاطر سپردند. اختری که همواره چون ستاره ای سبز در آسمان سیاه این مرزوبوم امید را به مردم داد. می گویم مردم و همه آنهایی را می گویم که وفادار به شما ماندند، دل به راهی دیگر نسپردند و جفا نکردند. پیش از این گفته ام که نام میرما هماره در ذهن مردم به عنوان رفیق شفیقی می ماند که مردمان هماره او را به نام کوچکش خواندند، که او را رفیق می دانستند و یاری شفیق. ما با شما ماندیم.

هزار روز گذشت و هر آنچه گفته بودید اتفاق افتاد. نام و یادتان در پشت درهای بسته زنده است و آن که از حلقومش جز دروغ برنمی آمد، زشتخوی تیره روز که خود را در ماه دیده بود و ادعای اعجاز و پیامبری کرده بود، چنان گم شده است که نه تنها در شهر که در خانه و محله خودش نیز اعتباری ندارد. نه از تاک شان نشان مانده و نه از تاکنشان شان اثری. گفتید این ماجراجویان ایران را به مهلکه جنگ می کشانند و تا توانستند کشاندند، ارزش پول کشور را رئیس جمهوری که به زور کودتا آمد، چنان نازل کرد که حتی یک جنگ بزرگ هم نمی توانست چنین بلایی به سرمان بیاورد. آنهایی که تهدید می کردند که فهرست مفسدین اقتصادی را منتشر می کنند، نام شان در فهرست بزرگترین دزدان تمام تاریخ ایران ثبت شد و اگرچه خواستند با تباهی و سیاهی ایران را به لجن بکشانند، اما مردم نگذاشتند که این تیره روزی و دریوزگی بر سرنوشت کشور بنشیند.

هزار روز گذشت و دوستان و دوستداران میرحسین ما و شیخ شجاع ما و بانوی پرافتخار ما ایستادند، پشت به پشت هم در زندان و در روزهای دشوار تنهایی در سلول های انفرادی ماندند، ماندند تا با افتخار از ثمرات جنبش عظیم مردم ایران حفاظت کنند و کردند. آنها تمام تلاش شان را کردند تا از سرزمین مان جز زمینی سوخته باقی نگذارند و ما با تمام توان مان کوشیدیم تا هر چه مانده بود نگهداریم و حفظ کنیم و امانتی را که صدها سال است برگرده مان گذاشته شده حفظ کنیم. بهترین فرزندان کشور چهار سال همپای میر و شیخ و بانوی جنبش در زندان و تبعید روزهای تلخ جدایی از بهترین های زندگی شان را تاب آوردند، از پیرمردهای هفتاد ساله که زندان را تحمل کردند، تا جوانهایی که زندگی و تحصیل و همسر و کار و همه چیزشان را از دست دادند، اما ماندند.

گفته بودید به ملت که مراقب خودشان باشند که این دیوانگان موقع رفتن شان خانه را به آتش می کشند و کشیدند، ما نگذاشتیم که کشور مانند مصر و لیبی و عراق و افغانستان قربانی جنگ یا شورش شود، ایستادیم تا راهی درست بیابیم و یافتیم. احمدی نژاد و دارودسته اش ارزش پول ملی را نازل کردند، تورم را به مرز انفجار رساندند، تمام کشورهای منطقه را به دشمنان ایران تبدیل کردند، میلیاردها دلار سرمایه ملی را در دست دولت زورگوی چین به باد دادند، هر کدام از این مدعیان پاکدستی میلیارد میلیارد ثروت کشور را به حساب های شخصی شان منتقل کردند و باز ملتی که جنبش بزرگ خود را جدی گرفته بود، توانست صندلی قدرت اجرایی را از دست دزدان حقیر پس بگیرد و دولتی لایق و توانمند را بر صندلی بنشاند. حجم تخریب این کشور چنان است که ماهها و سالها کار دارد تا از کثافت وجودی دزدان و دریوزگان پاک شود، اما روند نابودی متوقف شده و مسیر بهبودی در پیش گرفته شده.

هزار روز گذشت و هزار روز علیه جنبش سبز و جنبش اصلاحات و موسوی و کروبی و رهنورد و خاتمی و هاشمی هر چه خواستند گفتند و مردم را از خیابان به کنج خانه ها راندند، درها را بستند و حریم ها را شکستند و مردم بر پیمان خویش بازماندند. شاهکار بزرگ مردم در زمانی بود که هوشمند و خوش رفتار ایستادند و از همان صندوق رای به خواسته های شان رسیدند. بازی بی بدیل مردمی که حق هیچ تبلیغی نداشتند، چنان با دقت صورت گرفت که خاتمی و هاشمی، به عنوان سیاستمداران معتمد مردم و تندروهای جنگ طلب درون و بیرون حکومت را مات کردند و روحانی و دولتش را به عنوان دولتی میانه رو و اصلاح طلب برسر کار آوردند. امروز مردان وفادار دولت اعتدال بدون ماجراجویی حرمت گمشده ایران را در مجامع بین المللی بازیابی کرده اند و داریم به تدریج ویرانه های این هشت سال را بازسازی می کنیم.

هزار روز گذشت، بسیاری از یاران شما را در دادگاههای استالینی تحت امر قاضی مرتضوی محاکمه کردند و به زندان انداختند، بسیاری را کشتند و امروز قاضی مرتضوی خود تحت تعقیب است و هر روز دنبال پناهی می گردد تا مکافاتش را به تاخیر بیاندازد. حکومت و تندروها همه تلاش شان را کردند تا مردم را مغزشویی کنند، لجاره های جنگ طلب اپوزیسیون تندروی خارج از کشور هم در این کوشش طابق النعل بالنعل دنبال آنان رفتند. اما مردم ماندند بر سر پیمان خویش. بگذریم از آن معدود هواداران جنبش که در داخل ساکت شدند و در بیرون کشور وقتی به مشروطه شان رسیدند، یک چند روزی طرفداری از شما کردند و وقتی باد فرنگ به پشت شان خورد، دور کشور را خط کشیدند و از موهبت زندگی در فرنگ استفاده کردند و ابراز ندامت از دستبندهای سبزشان کردند، اما آنها هم روز به روز توسط مردم کشور کنار گذاشته شدند. این هزار روز سخت و دشوار بود. امتحانی غریب و سنگین برای تک تک آدمها. آنها که از مدرسه شما آموخته بودند همراه خاتمی و هاشمی شدند و در روزهای سختی پشت آنان را خالی نکردند، و اغلب مردم همین بودند.

هزار روز گذشته و هر آنچه میر ما گفته بود، رخ داد و واقعیت معلوم شد. بسیاری از آنها که مرگ شما را می خواستند یا به سوی مردم آمدند، یا ساکت ماندند. امروز دیگر کسی نمی تواند چنین آرزوهایی بکند. هزار روز گذشت و حالا دیگر واقعیت روشن تر از همیشه است. ما ایمان داریم که نقاش سپیدموی شهر درهای خانه اش باز می شود، می دانیم که بانوی هنرمند جنبش به سر کلاس درس اش می رود و شیخ شجاع ما جای واقعی خود را پیدا می کند. شهر امروز بسیار امیدوار تر از روزی است که درها را به روی شما بستند، آینده از آن ماست و می دانیم که بالاخره پاهای شما بر خیابان های شهر محکم و استوار گام برمی دارد. وقتی امید به دل ملت برگشت همه آبهای رفته به جوی بازخواهد گشت. گرچه هنوز تا روشنی صبح مانده است، ولی شب رو به پایان است.

بازگشت به بالا

 


****



درخواست برای پایان دادن به حصر /اعظم طالقانی


خبر برخورد توهین آمیز ماموران امنیتی مستقر در منزل مهندس موسوی و خانم رهنورد با فرزندان ایشان در روزی که آنان برای ملاقات و تبریک عید غدیر به دیدار پدر و مادر رفته بودند بسیار تلخ و دور از انتظار بود. آنطور که در اخبار غیررسمی شنیده شد مسبب این برخورد درخواست غیر موجه یکی از مامورین زن برای بازدید و تفتیش بدنی خانم نرگس موسوی بود که در نتیجه یک کشمکش لفظی کار به برخورد فیزیکی کشیده و رفتار زشت آن مامور امنیتی یعنی لگد پرانی و گاز گرفتن دست دختر آقای موسوی و زخمی شدن آن به اوج رسیده است. دلایل پیش آمدن چنین رویداد زشتی از ابعاد مختلف قابل بررسی است و شاید بهتر باشد که نپرسیم درباره اعمال چنین رفتاری چه توجیهی می توان کرد!

اما فارغ از اینها همانطور که مسئولین مستحضرند آیت الله منتظری با آن سوابق و کارنامه درخشان و با آن روش و منشی صادقانه‌ای که داشتند شرایط به گونه‌ای برایشان رقم خورد که از ۲۸ آبان سال ۱۳۷۶ تا ۱۰ بهمن ۱۳۸۱ یعنی بیش از ۵ سال به همراه همسر خود در حصرخانگی بودند. حصر ایشان تا زمانی ادامه یافت که تیم پزشکی طی گزارشی مستند وضعیت جسمی و روحی ایشان را نگران کننده اعلام کرد و اطلاع داد که ادامه این وضعیت خطرات زیادی را در پی خواهد داشت. احتمال وقوع هر حادثه تلخ در طول دوران حصر که در نهایت منجر به زیر سوال رفتن نظام می شد سبب گردید تا تصمیم به پایان دادن به حصر ایشان گرفته شود. در نتیجه آیت الله منتظری پس از طی بیش از ۵ سال حصر توانست به زندگی عادی خود بازگردد. البته تا مدتی هم دید و بازدیدهای دوستان و آشنایان و شاگردان و طرفداران ایشان ادامه داشت که به مرور شرایط عادی تر شد.

۲۹ آذر ۱۳۸۸ که آیت الله منتظری ندای حق را لبیک گفتند آنچه به چشم خود دیدیم حضور هزاران نفر از دوستداران و خیل مشتاقان ایشان بود، در مراسم وداع با مردی که برای میلیونها نفر از مردم ایران اسطوره مقاومت و پایداری بود. تجربه حصر آیت الله منتظری نشان داد که اتخاذ چنین تصمیماتی هر قدر هم طولانی مدت باشد، آن را از خاطر مردم نمی زداید. تجربیات دیگران هم صحه بر این مدعاست. اعمال حصرخانگی در صحنه بین المللی هم ناموفق بوده، خانم «آنگ سانگ سوچی» از مخالفان دولت میانمار (برمه) وقتی پس از ۲۰ سال زندان و حصرخانگی آزاد شد طرفداران ایشان با چه شور و هیجانی به استقبالش رفتند و پس از چند روز شرایط عادی شد. بنابراین وقتی حکومت برمه بتواند چنین تصمیمات مثبتی اتخاذ کند بی‌تردید توقعات داخلی و بین المللی از جمهوری اسلامی بیش از آن خواهد بود.

باید قبول کنیم زندانی کردن و حصر فعالین سیاسی، اجتماعی و عقیدتی گرچه با گذر زمان از نظر روحی و جسمی باعث تحلیل آنان می شود و امراض و بیماری‌های مختلف به سراغش می آید، اما موقعیت اجتماعی و سیاسی تثبیت شده‌ای به آنان می دهد و در کانون توجهات رسانه‌های بین المللی قرار می گیرند.

یعنی هرگونه رفتار مثبت و منفی در خصوص آنان یا اطرافیان آنان بازتاب گسترده‌ای خواهد داشت. حال که مسئولین تصمیم گرفتند در چارچوب مصالح ملی و آینده نگری و عقلانیت مذاکرات بین المللی را ادامه دهند چه فرصتی از این بهتر که وضعیت خانم زهرا رهنورد و آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی روشن شود و با آزادی آنان فرصت مناسبی را پیش روی خود در جامعه بین المللی ایجاد کنیم و شاهد یک نقطه عطف تاریخی باشیم. در حصر نگهداشتن چنین افرادی جز بهانه دادن به دست بهانه جویان هیچ بهره‌ای ندارد. بی‌تردید مسئولین محترم خوب می دانند که پایان بخشیدن به حصر آنان هزینه‌های نظام را کاهش خواهد داد و به دنبال آن خشونت و عصبیت نیز کاهش می یابد و برگ مثبتی برای نیل به اهداف آینده ورق خواهد خورد. 

بازگشت به بالا

 


***

هزار روز بدون روزنامه / مرتضی کاظمیان

این تنها روزنامه‌نگاران و روزنامه‌خوان‌ها نیستند که می‌فهمند «هزار روز بدون روزنامه بودن» چه معنایی دارد؛ طراحان شکنجه‌ی سفید و بازجوهای درس آموخته‌ نیز خوب می‌دانند که آزار دادن یک متهم با بی‌خبر نگه داشتن وی، چه پیامدها و درد و رنجی برای قربانی به همراه دارد.

 

میرحسین موسوی و زهرا رهنورد ـ چنان‌که دختر ایشان در مصاحبه‌ی جدیدش تصریح کرده ـ حدود هزار روز است که از داشتن روزنامه محروم‌اند. نخست وزیر جمهوری اسلامی که دهه‌هاست اهل مطالعه‌ی نشریه و خبر و تحلیل بوده و خود، زمانی دستی در روزنامه‌نگاری نگاشته، و همسر فرهیخته‌اش که اهل قلم و مطبوعات است، به کین کانون مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی، از دست‌رسی به روزنامه منع شده‌اند.


رهبر جمهوری اسلامی که ـ به گزارش محسنی اژه‌ای ـ زمانی به مسئولان دستگاه قضایی توصیه کرده بود: «بهتر است حتی‌الامکان قضات فردی را به زندان انفرادی محکوم نکنند اگر هم کردند در کمترین زمان ممکن در انفرادی باشند زیرا زندان انفرادی شرایط سختی دارد و هر روز آن مانند ۱۰ روزی عادی است»؛ حالا نه تنها همراهان دیروز خود در نظام را در خانه محبوس و محصور ساخته، بلکه آنان را از خواندن نشریات نیز محروم کرده است.


در این رویداد، این تنها عمق کینه‌توزی تمامیت‌خواهان به رهبران جنبش سبز نیست که عریان می‌شود؛ بلکه عمق استیصال و حقارت و عجز دشمنان آزادی جلوه‌گری می‌کند. امنیتی ـ نظامی‌های مسلط بر پرونده‌ی رهبران جنبش سبز دریافته‌اند که حتی خواندن «ارگان تحریف حقیقت و تقدیس خشونت» (کیهان) نیز موسوی و کروبی و رهنورد را بر اوضاع زمانه، مشرف خواهد ساخت. اگرچه خواندن «محصول برادر حسین و همکاران امنیتی» اعصابی از پولاد می‌خواهد، اما برای زیرکانی چون میرحسین، به‌قدر لازم واجد «داده» خواهد بود و ایشان را «به‌روز» خواهد کرد. پس، حکم از بالا می‌رسد که هیچ نشریه‌ای در اختیار رهبران جنبش سبز قرار نگیرد. آزاری دیگر؛ فشاری جدید؛ که ببّرند، که مستهلک و تسلیم شوند.


برای ناظر بی‌خبر یا کم‌اطلاع بیرونی، عدم دسترسی به روزنامه، چندان واجد اهمیت نیست. چه بسا که نشریه، کالایی لوکس و غیرضرور قلمداد شود. اما ـ همچون بسیاری مقوله‌های دیگر ـ در وضعی خاص (انفرادی)، اهمیت آن رخ می‌نمایاند. این را آن‌هایی که «سلول انفرادی» را تجربه کرده‌اند، نیک درمی‌یابند.


سال ۱۳۸۱، وقتی جمعی از فعالان ملی ـ مذهبی آزاد شده به قید وثیقه (ازجمله زنده‌یادان مهندس سحابی و هدی صابر، و نیز دکتر پیمان، دکتر ملکی، دکتر رجایی، دکتر مدنی، و دکتر پدرام) در نامه‌ای سرگشاده به رییس دستگاه قضاییه و دیگر مقام‌های ارشد نظام، از برخی محدودیت‌های خود در زمان بازداشت در سلول انفرادی در بازداشتگاه مخفی ۵۹ سپاه پاسداران پرده برداشتند، کم نبودند کنشگران و اصلاح‌طلبانی که با تعجب و حتی انتقاد با مکتوب ایشان برخورد کردند. محدودیت در استفاده از توالت، حمام، کتاب، و روزنامه ازجمله موارد مطرح شده در آن بیانیه بود. بعدتر که به تدریج سرکوب و بازداشت‌ دامن اصلاح‌طلبان و کنشگران منتقد بیشتری را گرفت، اهمیت موارد درج شده در آن نامه، ملموس شد. ماجرای محدودیت و محرومیت در انفرادی، حکایتی جدا و ویژه است.


در انفرادی، این تنها دوری از خانواده و دوستان نیست که رنج‌آور می‌شود؛ چنان‌که بازجویی‌های گاه و بی‌گاه و تهدید و خشونت و تطمیع و دروغ‌های بازجوها نیز، تنها وجه فشار نیست؛ دوری از روزنامه و نشریه، قرار گرفتن در خلأ اطلاعاتی و عدم دستیابی به کانال‌های اطلاع‌رسانی موثق، خود به‌مثابه‌ی ابزاری سخت علیه «قربانی» (متهم) ایفای نقش می‌کند. این را شکنجه‌گران و طراحان انفرادی، آگاهانه به‌کار می‌گیرند.


حالا، اینجا، و در مورد رهبران جنبش سبز، ستمی که بر آنان می‌رود، جنبه‌ها و وجوهی دارد که هر یک می‌تواند چونان شکنجه و رفتاری غیرانسانی، مورد داوری قرار گیرد. یکی از آن، همین محرومیت از دسترسی به نشریات رسمی کشور است که با خودسانسوری و زیر هزار و یک فشار و محدودیت منتشر می‌شوند.


بیچاره حاکمان و حکومتی که کارش بدان‌جا می‌کشد که از سر استیصال و فقدان اقتدار دموکراتیک و نداشتن توان اقناع و توجیه افکار عمومی، نه تنها منتقدان مصلح و معترضان فرهیخته‌ای چون رهنورد و موسوی و کروبی را بی‌هیچ دادگاهی به حبس می‌برد، بلکه به هر حیله و ابزار متوسل می‌شود تا درد و رنجی متوجه ایشان کند؛ آزادگان صبوری که ۷۰ سالگی را پشت سر نهاده‌اند و به دلایل گوناگون در خور رعایت می شدند. 

بازگشت به بالا



****


حصر در زندان /محمدرضا سرداری

حصر شخصیتهای سیاسی و فرهنگی بدون حکم دادگاه و صرفا با دستور عالی‌ترین مقام در جمهوری اسلامی از پدیده‌های خاص در نظام جمهوری اسلامی است. مسئله حصر در واقع یک مسئله قضایی نیست و هیچ گونه حکم قضایی بر آن جاری نیست. حصر فعلی است که صرفا بر حسب یک اراده سیاسی جاری می شود و بر زندانیان خاصی اعمال می گردد که صرفا در مقابل شخص رهبری در جمهوری اسلامی موضع گیری کرده اند.


در تعریف دانشنامه آزاد حبس خانگی (حصر خانگی، بازداشت خانگی) از نگاه حقوقی یعنی حوزه آزادی یک شخص توسط صاحبان قدرت محدود به خانه یا محل سکونت او شود. معمولاً در این شرایط هرگونه سفر، ملاقات با دیگران، ابراز عقیده یا ارتباط با دنیای خارج ممنوع و یا بسیار محدود می‌باشد. بازداشت خانگی به عبارتی جایگزین خفیفی برای بازداشت در زندان است. بازداشت خانگی در شرایطی استفاده می‌شود که مجازات زندان به دلایل مختلف مناسب به نظر نمی‌رسد و اغلب توسط دولت‌های خودکامه و استبدادی علیه مخالفان سیاسی اعمال می‌شود. به طور معمول شخصی که در بازداشت خانگی می‌باشد به ابزار ارتباطی دسترسی ندارد. اگر ارتباطات الکترونیکی مجاز باشد، یقیناً مکالمات و ارتباطات کنترل و شنود می‌شود.


سابقه حصر در جمهوری اسلامی به دهه شصت باز می گردد. مهدی حائری یزدی فقیه و فیلسوف شیعه ایرانی و اولین سفیر ایران در آمریکا پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود که از سال ۵۹ تا ۶۱ در حصر خانگی قرار گرفت. حصر آیت الله شریعت مداری با دستور ویژه رهبر وقت جمهوری اسلامی مصداق دیگری در این زمینه است. شریعت مداری به اتهام دخالت در طرح کودتای قطب زاده در حصر قرار گرفت در حالیکه تحقیقات اخیر نشان می دهد ریشه حصر ایشان به اختلافاتی باز می گشت که این دو شخصیت پس از انقلاب با یکدیگر پیدا کردند. صرف نظر از محتوای این دعوا، این حصر بدون حکم دادگاه و صرفا با دستور رهبری جمهوری اسلامی صورت گرفته بود که این مسئله خود بدعتی در نادیده گرفتن قانونمندی در نظام جمهوری اسلامی بود.


حصر بعدی در دهه هفتاد و دوران رهبری آیت الله خامنه‌ای رخ داد. حصر آیت الله منتظری که این روزها در ایام سالگرد درگذشت ایشان بودیم بعد از یک سخنرانی در نقد سیاستهای رهبری جمهوری اسلامی روی داد. این حصر نیز بدون حکم قانونی و صرفا با دستور رهبری و مصوبه شورای عالی امنیت ملی صورت گرفت. همچنین نور الدین کیانوری دبیرکل حزب توده نیز پس از آزادی از زندان تا لحظه درگذشت در حبس خانگی قرار داشت.
 

۱۳ سال پس از حصر آیت الله منتظری و پس از رویدادهای انتخابات ۸۸، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و میر حسین موسوی پس از فراخوان دادن به مردم برای راهپیمایی در ۲۵ بهمن ۸۹، با دستور آیت الله خامنه‌ای حصر شدند و این حصر غیر قانونی تا کنون ادامه دارد و هم اکنون در آستانه هزارمین روز حصر این سه شخصیت سبز هستیم. دلیل اصلی این حصر نیز مقاومت و مخالفت صریح این سه شخصیت با سیاستهای جاری رهبر جمهوری اسلامی و سازش نکردن آنان با وی در مسئله تقلب در انتخابات سال ۸۸ است.


اما مسئله حصر زندانی در داخل زندان یکی از پدیده‌های نوظهور در جمهوری اسلامی است. دلیل حصر زندانی در زندان نیز شباهت کامل با علت حصر سایر شخصیتها در منزل شخصی یا خانه‌های امن وزارت اطلاعات دارد اما قابل درک نیست که چرا فردی که در حصار زندان قرار دارد باید از سایر زندانیان نیز تفکیک شود و نتواند همانند سایر زندانیان حتی زندانیان عادی، معاشرتی در زندان با سایر زندانیان داشته باشد.


مصداق کنونی این نوع حصر وضعیتی است که مصطفی تاجزاده عضو جبهه مشارکت و از اعضای پیشین دولت اصلاحات سه سال است با آن روبرو است. تاجزاده پس از ابلاغ حکم زندان و پس از دوره کوتاه مرخصی درمانی خویش از آبان ۸۹ تا کنون در قرنطینه زندان اوین بسر می برد. در حالیکه هیچ قانون و رویه قضایی مبنی بر جدا کردن یک زندانی دارای حکم از سایر زندانیان وجود ندارد. نه حقوق جزای عمومی و نه حقوق جزای اختصاصی و نه آیین نامه سازمان زندانها اشاره‌ای به حصر کردن زندانی ندارند.


گرچه در زندانهای جمهوری اسلامی موارد مختلفی از نقض حقوق زندانیان از دهه شصت تا کنون وجود داشته است و بارها زندانیان را به دلیل مقاومت و سرسختی در انفرادی محبوس کرده اند اما مسئله حصر کردن زندانی مسئله کاملا متفاوتی از مواردی مثل شکنجه یا انفرادی است. برای این موارد معمولا توجیهاتی نظیر تعزیز یا اخلال در نظم زندان وجود دارد اما هیچ یک از این توجیهات مشمول حال تاجزاده نشده است.


حصر تاجزاده درواقع یک فعل سیاسی است نه قضایی و اجرای آن در کشوری که قانون درآن باید حاکم باشد توجیهی ندارد. تاجزاده دراعتراض به این رویه ناعادلانه هزار و نود و پنج روز است که روزه داری می کند و تا کنون به گواه پزشکان سلامتی وی در معرض خطر قرار گرفته است اما اعتراض تاجزاده به این تصمیم ناعادلانه همچنان ادامه دارد. خانواده وی بارها اعلام کرده اند که دلیل این حصر دستوری است که از سوی رهبری جمهوری اسلامی صادر شده و فرزند آیت الله خامنه‌ای مستقیما پرونده تاجزاده را دنبال می کند.


حصر تاجزاده گواه دیگری از برعدم وجود استقلال قضایی و حاکمیت اراده رهبری بر دستگاه قضا است. حصر مجازات نانوشته‌ای است که علیه منتقدان رهبری در جمهوری اسلامی اعمال می شود و نیازی به حکم قاضی و دادستان نیز ندارد. مفهوم این عمل باز بودن دست رهبری در جمهوری اسلامی است که می تواند بدون در نظر گرفتن قوانین فطری و قراردادی در امر قضا حکم به حصر مخالف خویش دهد. حکمی که هیچ گونه مبنای فقهی وحقوقی ندارد و ازهیچ از ضوابط قضایی جاری در نظام جمهوری اسلامی اقتباس نمی شود.


بازگشت به بالا


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.