
پیشنهادات موسوی- کروبی ؛ واکنش گروه های سیاسی و روشنفکران
خواسته های پنجگانه موسوی بسیار واضح و مشخص بود. در عین حال به باور همگان این خواسته ها کاملا حداقلی بود و موسوی نیز به آن اشاره می کند "که می توان به این پیشنهادات موارد دیگری را نیز اضافه کرد" ، اما دلیل این حداقلی بودن نیز در بخش پایانی بیاینه آمده است. آنجا که موسوی اشاره می کند که "همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود".
موسوی پیشنهاداتی را ارائه می کند که به راحتی قابل اجراست و هیچ کدام از موارد طرح شده شخصی نیست. موسوی حتی درخواست برکناری دولت را ندارد تا حاکمیت مطلقه نتواند وی را به سهم خواهی از قدرت متهم کنند.
این خواسته ها همچنین مورد حمایت گروه ها و جریانات سیاسی درون کشور همچون جبهه مشارکت ایران ، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و مجمع روحانیون مبارز و شخصیت های برجسته ای همچون سید محمد خاتمی قرار گرفت. در جبهه اصولگرایان نیز کسانی به حمایت از این پیشنهادات پرداختند. محسن رضایی یکی از این افراد بود.
در خارج از ایران نیز واکنش های مختلفی بروز کرد. شخصیت ها و فعالین سیاسی واکنش های مختلفی داشتند. اکثریت این واکنش ها مثبت بود اما در همین حال انتقادات تندی نیز نسبت به لحن آرام بیانیه بیان شد.
در این میان برخی گروه ها و جریانات سیاسی خارج از کشور نیز خواسته های دیگری را مطرح کردند. محسن سازگارا و محسن مخملباف در واکنشی بیانیه موسوی را کف مطالبات خواندند و موارد دیگری را نیز افزودند. پنج تن از روشنفکران سرشناس دینی و از چهره های مخالف حکومت ایران نیز در بیانیه دیگری ضمن حمایت از بیانیه شماره 17 مهندس موسوی ، ده مورد را به عنوان بخش دیگری از خواسته های جنبش مطرح نمودند.
در بیانیه روشنفکران دینی که با عنوان "خواسته های بهنیه جنبش سبز" طرح شده بر نکاتی تاکید می گردد که پیش از این بارها در بیانیه ها و سخنان رهبران جنبش سبز و جریان اصلاح طلبی شنید شده است: "جنبش سبز ایران مدافع تمامیت ارضی ایران، مخالف حمله ی نظامی به کشور، مخالف دخالت بیگانگان در تعیین سرنوشت مردم ایران و نگران تحریمهای اقتصادی زیانمند به حال ملت ایران است. این جنبش، مسالمت آمیز و ضد خشونت است. نزاع جنبش با اقتدارگرایان، نزاع بر سر رعایت حقوق بشر و گردن نهادن به خواست های دموکراتیک مردم، تحقق جامعه مدنی، مدارا دینی، به رسمیت شناختن تکثر و تنوع در فضای سیاسی کشور و بالاخره نفی ولایت جائر است."
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: " بخشی از این خواسته ها [ی جنبش] را آقای میر حسین موسوی در بیانیه هفدهم خود آورده است که با توجه به تنگناهای سیاسی داخل کشور جنبه حداقلی دارد. ما ضمن حمایت کامل از مواضع رهبران جنبش در داخل کشور (موسوی، کروبی و خاتمی) روایت خود را از خواسته های بهینه جنبش سبز مردم ایران در این مرحله اعلام می کنیم:."
مهدی کروبی نیز خواست های مشابهی را طرح کرد. خواسته های این کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات 5 محور اصلی داشت:
- توبه و درخواست بخشش جریان اقتدارگرای حامی رهبری از اقداماتشان در کشتار و سرکوب معترضان و بخشش مردم
- اصلاح انحرافاتی که در اهداف انقلاب صورت پذیرفته است
- پرهیز از خشونت
- ریشه یابی علل حوادث پس از انتخابات
- مناظره با جریانات مخالف در رسانه ملی که بی طرفی را لحاظ نمای
اشتراکات پیشنهادات میر حسین موسوی و روشنفکران دینی را اینگونه می توان خلاصه نمود:
- مسولیت پذیری دولت در قبال عملکردش بدون حمایت های رهبری ایران
- آزادی همه زندانیان سیاسی
- آزادی مطبوعات و فعالیت رسانه های مستقل
- اصلاح قانون انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد
- آزادی برگزاری اجتماعات و راهپیمایی های مسالمت آمیز توسط معترضان-
گرچه در طرح این خواسته ها از ادبیات مختلفی استفاده شده اما از نظر محتوا و نتیجه یک هدف را دنبال می نماید.
خواسته های اصلاحی یا انقلابی؟
به وضوح اما می توان متوجه شد که آنچه به عنوان بیانیه روشنفکران دینی مطرح می شود در نهایت می تواند منجر به تغییراتی در ساختار حکومت گردد. این خاصیت گرچه در بیانیه شماره هفده میر حسین موسوی و پیشنهادات مهدی کروبی دیده نمی شود اما می توان پیش بینی نمود به هر حال هر فضای باز سیاسی ، مطبوعات آزاد و اعتراضات مسالمت آمیز قانونی در نهایت رزیم را دچار تغییرات عمده خواهد نمود.
نقطه قوت این پیشنهادات اما داوطلبانه بودن و تغییرات تدریجی و کم هزینه در ساختار قدرت در ایران است. اتفاقی که می تواند هزینه ها را کاهش دهد و سهم جناح محافظه کار را در قدرت حکومت آینده محفوظ و تضمین نماید.
اما شروطی که روشنفکران دینی از آن به عنوان کف و بخشی از مطالبات نام می برند و در بیانیه میر حسین موسوی به آن اشاره نشده را می توان به شکل زیر خلاصه نمود:
- برکناری دولت احمدی نژاد، اصلاح قانون و برگزاری مجدد انتخابات زیر نظر نهادهای بی طرف
- مجازات عاملان و آمران سرکوب و کشتار مردم
- انتخابی و محدود شدن کلیه مقامات اصلی جمهوری اسلامی
- اصلاح ساختار قوه قضائیه و برکناری قضات و ضابطان سر سپرده به حکومت
- خروج نیروهای نظامی و انتظامی از ساختار سیاست، فرهنگ و اقتصاد
- استقلال دانشگاه ها از حکومت و نظام سیاسی
- استقلال حوزه های علمیه و پرهیز از دولتی کردن دین و روحانیت و مرجعیت
اما پر واضح است که این موارد گرچه کف مطالبات محسوب می گردد اما واقعیت اینکه اجرای شروط میر حسین موسوی و مهدی کروبی می تواند زمینه محقق شدن این خواسته ها را نیز فراهم آورد.
در همین حال محسن کدیور از امضا کنندگان بیانیه روشنفکران به دنبال برخی واکنشها با رد این نظر که این بیانیه عبور از خواست ها و مطالبات موسوی است مدعی شد: "نفس بیانیه ما هیچ ارتباطی به بیانیه هفدهم آقای موسوی ندارد. مسایل ایران به چنان سرعتی رسیده که زمانی که ما توانستیم درباره بندهای مختلف این بیانیه توافق کنیم، بیانیه آقای موسوی صادر شده بود."
وی با اشاره به تفاوت محتوای بیانیه روشنفکران با راهکارهای میر حسین موسوی تصریح کرد: "زمانی که بیانیه هفدهم صادر شد، ما مطالب وی را هم با دقت تمام مطالعه کردیم و آن را در این بیانیه قرار دادیم بنابراین پنج بند اصلی مورد نظر موسوی به طور کامل در بیانیه ما قرار دارد و پنج بند دیگر هم از سایر بیانیه ها و همچنین بیانیه هفدهم قابل استخراج است و یک نکته اضافه شد که آن هم انتخابی بودن رییس قوه قضاییه است."
وی که با تلویزیون بی بی سی فارسی سخن می گفت با رد این موضوع که آقای موسوی در بیانیه اش دولت احمدی نژاد را به رسمیت شناخته تاکید کرد : "هیچ کجای بیانیه هفدهم نیامده است که دولت احمدی نزاد مشروع است. آقای موسوی 17 بیانیه نوشته است و مجموعه این بیانیه ها مطالبات وی را تشکیل می دهند."
اما جریانات سیاسی که خواسته های خود را بر اساس براندازی به شکل انقلابی دنبال می کنند نسبت به بیانیه میر حسین موسوی،کروبی و روشنفکران دینی موضع خصمانه ای داشته اند. برخی جریانات سیاسی - مجاهدین خلق ، نیروهای سلطنت طلب ، برخی جریانات چپ تندرو و ... - که خواستار انقلاب و حذف تمامیت جمهوری اسلامی هستند معتقدند این روشنفکران در پی نجات جمهوری اسلامی هستند.
البته بخشی از این تحلیل ها و اظهار نظرها نیز برخاسته از رقابت های سیاسی است. این جریانات از اتحاد استراتژیگ گروه های چپ میانه و روشنفکران دینی و حتی غیر دینی برآشفته اند و در پی افزایش سهم و نقش خود در تغییرات امروز جامعه ایران هستند.
جالب آنکه این گروه ها در درون کشور نیز همپیمانانی را یافته اند. جریانات تندرو حامی رهبر ایران و خصوصا محمود احمدی نژاد که در تلاش برای دامن زدن به خشونت ها و اختلافات و حذف همه رقبا حتی در درون جبهه اصولگرایان به واقع آنروی سکه گروه های برانداز همچون مجاهدین و سلطنت طلبان هستند. در هرگونه تغییرات اصلاحی حتی اگر بنیادین نیز باشد نقش گروه های تندرو بسیار کمرنگ خواهد بود.
خواسته های مردم یا استراتژی رهبران
اما در این میان خواسته های عمومی چیست؟ آیا آنگونه که برخی معتقدند خواسته های جنبش از درخواست های رهبران آن فراتر رفته است؟ یکی از راه های سنجش خواسته های عمومی شعارهای مردم در راهپیمایی ها و اعتراضات عمومی است. مهمترین شعارها که در این هفت ماه به شکل ثابت و عمومی طرح شده را می توان به شکل زیر طرح نمود:
- برگزاری مجدد انتخابات و به رسمیت شناخت رای عمومی
- شعارهای حمایت از رهبران جنبش
- شعار علیه دیکتاتوری و استبداد
- درخواست برکناری احمدی نژاد
- شعار علیه رهبری ایران و باطل دانستن ولایت مطلقه
این شعارها البته در شرایط مختلف قوت و ضعف نیز داشته است. در هفت ماه اخیر این شعارها از "رای من کجاست؟" به "مرگ بر خامنه ای" تغییر روشنی کرده است. کشتار و خشونت های صورت گرفته علیه معترضان در تغییر فضای موجود به شدت موثر بوده است. گرچه شعارهای مردم از درخواست های رهبران و راهبران جنبش تند تر به نظر می رسد اما در اکثر مواقع می توان هماهنگی و همراهی میان رهبران و مردم را مشاهده نمود.
به هر حال این روند نیز مخالفان خود را دارد. بخش هایی از اپوزیسیون و خصوصا جریانات تندرو چندان به این هماهنگی ها اعتقاد ندارد و سعی می نمایند اینگونه وانمود کنند که جنبش از رهبرانش فاصله گرفته و خواسته های متفاوتی را دنبال می کند. این جریانات اتفاقا در این موضوع نیز با بخش های اقتدارگرای حامی رهبری ایران هم نظرند. آنها نیز معتقدند که کنترل جنبش از دست رهبران آن خارج شده است. اما به واقع دلایل و شواهد روشن و مشخصی در اثبات این ادعا ها در دست نیست.




