شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۸ -
- 21 Sep 2019
21 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
هارمونی زرد
پروپاگاندای ۹۳ درصدی؛ سیزده هشت نامجو در استرالیا؛ نصیراحمد نشاط و گل زقوم؛ شکوفه کاوانی، من کیستم و دکتر آنیتا هیس  


ایرانشهـــر
(۱۱)

***


سیزده هشت محسن نامجو در استرالیا

در کنسرت محسن نامجو که در آمستردام ده روز قبل برگزار شد، شرکت کردم. جمعیتی در حدود ۶۰۰ نفر از دوستدارانش جمع شده بودند و گروهی از نوازندگان درامز، گیتار و کی بورد او را همراهی می کردند. آلبوم ۱۳/۸ کاری بود که در این برنامه اجرا شد. شاید من دوست تر دارم که موسیقی نامجو را در فضایی خلوت تر که او تکنوازی می کند، بشنوم ولی همیشه ما تعیین کننده نیستیم. من در کنسرت قبلی او در آمستردام که تنها با یک سه تار و گیتار و نوازندگی خودش برگزار شد، شرکت کردم و از کار او و توانایی آوازش لذت بردم، چند ماهی بعد هم در کنسرت نامجو در سن دیه گو که کسری سبکتکین او را همراهی می کرد شرکت کردم. اما در واقع بسیاری از کارهای نامجو را مانند قطعه « الکی» بدون گروه نمی شود شنید. قطعا سازهای همراه لازم اند تا این قطعه که جزو بهترین آثار نامجو و تقریبا محبوب‌ترین کارش نزد من است، اجرا شود.

حالا محسن نامجو در استرالیاست و اجراهایش در شهرهای استرالیا از همان آغاز با استقبال عمومی مواجه شده و به نظرم ایرانیان مقیم استرالیا که به لحاظ جنس جمعیت مخاطبان خوبی برای موسیقی نامجو هستند، می توانند از موسیقی او در آلبوم جدیدش لذت ببرند. آلبوم سیزده هشت که آخرین کار اوست تلفیقی از موسیقی سنتی ایران با موسیقی راک است، تلفیقی که وقتی خودش در گفتگو با دویچه وله توضیح می دهد تازه متوجه می شویم که اصلا برای چه عنوان آلبوم را سیزده هشت گذاشته است. نامجو می گوید:

« قبل از این که با موزیک راک آشنا بشوم. یعنی از همان دوره‌ ۲۰ سالگی که دنبال نوعی فیوژن سنتی بودم. به خاطر این اعجاب‌آور بودن موزیک به ویژه منطقه‌ای که من در آن رشد کردم (خراسان) و در کنارش افغانستان و ریتم‌هایی که سال‌ها بیت‌اش را می‌شمردی و فکر می‌کردی داری درست می‌شماری و بعد می‌دیدی که این اصلاً جور دیگری دارد با ریتم برخورد می‌کند. مثلاً قطعه‌ی "بابا لیلی" را ما سال‌ها با ارکستر به عنوان ریتم پنج ضربی کار کردیم. بعد توی استودیو فهمیدیم که این ریتم لنگ نیست، ولی بیت‌هایش آنقدر نامتوازن کنار هم قرار گرفته بود که شده بود پنج تا و سه تا و آنقدر به صورت یک امر بدیهی توی وجود، توی ذهن و توی ژن ما، شاید، جا افتاده که متوجه آن نمی‌شدیم. فقط می‌توانم این واژه را به کار ببرم که من دیوانه‌ی ریتم‌های لنگ هستم و بابت آن خیلی سعی کرده‌ام بیاموزم و حتی به پدیدارشناسی‌اش فکر کنم؛ این که ریتم لنگ چه معنی‌ای می‌دهد، در زمان‌های که ما زندگی می‌کنیم. یعنی سمبلی پشت آن این عدم تعادل و عدم توازن هست که باید به آن فکر کرد.»

در آلبوم سیزده هشت ترانه‌های « تهران»، « بیایید»، « بیگاه شد»، « خط بکش»، « زان یار»، « سیزده هشت»، « رو سر بنه» و « صنما» اجرا شده است. این قطعات به عنوان یک کار تجربی در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ در دانشگاه استنفورد کار شده است. در تور اروپایی محسن، سه نوازنده فرنگی او را همراهی کردند. نکته اینکه همزمان با تور اروپایی و استرالیایی نامجو، نشریه « حاشیه» که در داخل کشور منتشر می شود، عکس نامجو را روی جلد منتشر کرد. در همین شماره من یعنی همین ابراهیم نبوی که دارد ستون ایرانشهر را می نویسد و دو هفته هم تاخیر در کارش کرده، با نشریه حاشیه درباره مهاجرت از ایران گفتگو کرد که البته دوستانی که بخواهند می توانند این گفتگو را بخوانند، آنها هم که نمی خواهند می توانند این گفتگو را نخوانند.


شکوفه کاوانی، من کیستم و دکتر آنیتا هیس

کتاب « من کیستم؟» نوشته دکتر « آنیتا هیس» یکی از دستآوردهای سفر من به استرالیا بود. این کتاب که توسط شکوفه کاوانی به فارسی برگردانده شده و به وسیله انتشارات مروارید منتشر شده از معدود آثاری است که به موضوع نسل دزدیده شده استرالیا پرداخته است. منظور از نسل دزدیده شده جمعی از بومیان استرالیایی هستند که پس از یک قتل عام بزرگ توسط سفیدپوستان مهاجر و مهاجم به این قاره نخست قتل عام شدند و سپس برای اصلاح نژاد برخی از کودکان خردسال‌شان ربوده شدند تا در مراکز میسیونری آدم شوند. می گویم آدم شوند، به این دلیل که در قانون اساسی مصوب ۱۹۰۱ استرالیا این گروه که ابوریژینال خوانده می شوند، جزو حیات وحش بشمار آمدند. مهاجمان اولیه استرالیا معتقد بودند که بومیان استرالیا آخرین حلقه میمونها و نزدیکترین موجودات به انسان هستند. آنها تا سال ۱۹۶۷ که در یک رفراندوم به عنوان انسان استرالیایی شناخته شدند، از حقوق قانونی برخوردار نبودند.

این حرف‌ها را من از خودم در نیاوردم، بلکه در گفتگو با یکی از بانوان متخصص محیط شناس که با بومیان استرالیا رابطه داشت شنیدم و از شنیدن آن شگفت زده شدم. بومیان استرالیا در همین امروز هم از نظر مشخصات اجتماعی دچار مشکلات جدی است، احتمال زندانی شدن یک بومی در این کشور سیزده برابر یک استرالیایی غیربومی است و احتمال تجاوز به عنف به یک زن ابوریژینال در این کشور هفت برابر یک زن معمولی است. البته کتاب خانم آناهیتا هیس این آمارها را ارائه نمی دهد، بلکه به موضوع مهم تری می پردازد که همان نسل دزدیده شده است. دکتر آنیتا هیس از قبیله ویراجوری در غرب نیوساوث ویلز استرالیاست. او در سیدنی به دنیا آمده و پرورش یافته است. در سال ۱۹۶۶ کتاب گاوهای مقدس را منتشر کرده و اشعارش را با عنوان « توکن کاری» دو سال بعد به چاپ رسانده. در سال ۲۰۰۳ کتاب داستان واقعی‌اش با نام « رک حرف بزن» برایش شهرت و احترام فراوانی به بار آورد. او مسئول مطالعات بومی دانشگاه مک کواری سیدنی است. در سال ۲۰۰۴ وی به عنوان یکی از صد چهره هوشمند استرالیا توسط مجله بولتن مایکروسافت برگزیده شد.

شکوفه کاوانی که این کتاب را ترجمه کرده است، اثر دیگری را به نام مولانا در گذشته منتشر کرده است. کتاب « مولانا» در مورد تاریخ صد سال اخیر فرقه مولویه در ترکیه و مراسم سماع است. این کتاب در سال ۲۰۰۳ توسط نشرنو چاپ شده و احتمالا در حال حاضر نایاب است. او در حال حاضر مشغول ترجمه کتابی درباره افسانه‌ها و داستان‌های بومیان استرالیاست.



نصیر احمد نشاط و گل زقوم

گل زقوم دومین کتاب « نصیر احمد نشاط» طنزنویس افغان است که در بهار سال ۱۳۸۹ خورشیدی توسط انجمن قلم افغانستان منتشر شده است. دهخدا در شرح واژه « زقوم» می گوید: « درختی است در دوزخ که خوراک دوزخیان است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). گویند درختی است در جهنم دارای میوه بسیار تلخ که دوزخیان از آن خورند.» در شرح حال نویسنده یعنی همین جناب نصیر احمد نشاط در بخش پایانی کتاب چنین نوشته شده به فارسی زیبای مردم افغانستان که

« می گویند نصیر احمد نشاط فرزند استاد عزیز احمد در سال ۱۳۲۵ خورشیدی در دهکده بابا ولی بخشداری دوره ولایت پنجشیر، ناآگاهانه بدنیا آمد، در ده سالگی شامل یگانه مکتب سه صنفی دهاتی شد که پدرش سمت معلمی آن را به عهده داشت و راه سه ساله را طی پنج سال پیمود و دپلوم فراغت ناچل گرفت و متیقن شد که در جهت تحصیل علوم مکتبی و امتحان دار، کاری از وی ساخته نیست. اما پدر دلسوزش از سر کل آن دست بدار نشده یک پشتکی کتب متداوله دینی را زیر بغلش گذاشت تا نزد علمای دینی دور و پیش زانو زده ملا شود. اگرچه با تبارز دادن نبوغ خاص درس آخند را از برمی کرد، ولی با پوک مغزی درس‌ها را فراموش می کرد و حتا یگان وقت صفحات درس خواندگی خود را از ترس امتحان پاره می کرد.

با هر مشقتی کارش کم کم به صرف، نحو، تجوید و تفسیر کلام الهی کشید. در این وقت بود که حوصله آخند به سر رسیده، مایوسانه و مصممانه برایش گفت: اگر چه طلب علم فرض است اما بهتر است که پیشه دیگری انتخاب کنی و تا آخر عمر هم ملا نمی شوی. همان بود که در سال ۱۳۴۰ وارد کابل شده در چندین شعبه و موسسه شامل کار شده و بعد از مدتی موقوف می شد و در کدام اداره دیگش سیاه نشد تا کچالویش حواله می شد، ترک وظیفه کرده بود. در اواخر سال ۱۳۴۹ در اداره جریده ملی « ترجمان» شامل کار شد که مسئولیت آن را مرحوم استاد علی اصغر بشیر هروی شاعر، منجم، مورخ و طنزنویس نامی کشور به عهده داشت.

همان وقت ذوق طنزنویسی و شعرتراشی به دلش جوانه زد و آن استاد بی‌بدیل زمان خود، در جهت طنزنویسی و نظم آفرینی دستش را گرفت و مغز موریانه خورده‌اش را پالش و پرورش داد و به یاری آن مرد متبحر، نثرهای مسجع و طنزگونه‌های آن بعد از کپی کشی و رنگمالی، چاپ شدند تا آنکه آن قدح بشکست و آن ساقی نماند. بعدها در یک زمان نامیمون شامل یک کورس مستعجل نظامی شده، ضابط ماشینی شده بعد از بیست و یک سال تحمل مشقات، به رتبه دگرمنی بازنشسته شده و هنوز نفس می کشد. طنزگونه‌ها و هجویات مسجع نصیر احمد نشاط در طی درازا در اکثر مجلات و جراید کشور چاپ شده اند، اما بعد از نشر یک مجموعه کامل شعری‌اش تحت عنوان « نزع کابل» این اولین دفتر طنزهای منثور است که جمعبندی و چاپ می شود.»

کتاب « گل زقوم» نصیر احمد نشاط شامل یازده حکایات طنز است، از جمله پاکت خطرناک، سرگذشت لاله تاراچند،‌ای شکم بی‌هنر پیچ پیچ، جنجال چادری، بقه و یخمالک، قومانده حاجی مفتکی، نان بلای جان، پای کشک معقول، مرد دوراندیش، از لچ کدن تا لچ کدن و عید کاندیدان و چند فیرهوایی. پسراو که کبیر احمد نشاط باشد هم طنز می نویسد، ولی زیاد سروکاری با اینترنت ندارد.


پروپاگاندای ۹۳ درصدی

فی الواقع عجب مملکت باحالی داریم. اصلا از کجایمان گل و بلبل نمی روید؟ این هم از مطبوعات مان که حضرت محسنیان‌راد در تشریح نتایج یک طرح پژوهشی گفته است که۹۳ درصد مطالب مطبوعات ایران، ستایشی و تنها ۷ درصد انتقادی است. جناب محسنیان راد که یکی از منابع اصلی تحقیق و بررسی درباره مطبوعات ایران است، گفته است: « در بررسی دقیق هزاران صفحه از نمونه‌ای شامل تمام مطبوعات ایران، مشاهده کردم که تنها ۷۲۶ صفحه یعنی چیزی نزدیک به ۷ درصد از مطالب آنها انتقادی بوده و ۹۳ درصد صفحات مطبوعات در حال ستایش و یا انتشار عکس‌ها و تصاویر غیر خبری هستند.» این گفته در دومین نشست موسسه آموزشی مکتب خبر با عنوان « الگوی آرمانی رابطه دولت، مطبوعات، ملت» عصر روز دوشنبه ۲۷ آبان با سخنرانی مهدی محسنیان راد استاد علوم ارتباطات اجتماعی در محل فرهنگستان هنر برگزار شد. یعنی با این آمار بیایید بفهمیم و درک کنیم که وقتی مسئولان قضائی کشور می گویند مطبوعات ایران سیاه نمایی می کنند، یعنی انتظار دارند همین هفت درصد انتقاد را هم موش بخورد برود پی کارش.

آقای محسنیان راد در این جلسه با استناد به پژوهشی که خود انجام داده است، گفت: « نوع مثالی مطبوعات ایران می‌گوید که محتوای مطبوعات ما کمتر دیدنی و بیشتر خواندنی و خریدنی است. به عبارت دیگر ۶۵ درصد محتوای مطبوعات ما خواندنی، ۲۳ درصد آنها خریدنی (آگهی) و ۱۲ درصد نیز دیدنی است. البته تصاویر مطبوعات ایران بیشتر پروپاگاندا است تا تصویر.» وی گفته است: « حدود ۴۴ درصد سطح زیر چاپ مجموع مطبوعات کشور مربوط به یومیه‌های سیاسی و اجتماعی سراسری است که در تهران منتشر می‌شوند که سطح عمده‌ای از این مطبوعات به طور عمده نشریات حکومتی و حزبی هستند که لباس مستقل بر تن دارند. در پژوهشی که اخیرا از میان ۲۴ روزنامه یومیه سراسری در ایران انجام داده‌ام، متوجه شدم که پنج روزنامه وابسته به حکومت شامل همشهری، جام جم، کیهان، اطلاعات و ایران ۷۰ درصد مجموع آگهی‌ها را در اختیار دارند و ۳۰ درصد بقیه در اختیار ۱۹ روزنامه دیگر است. در میان روزنامه‌های به واقع حزبی اما لباس مستقل بر تن کرده‌اند، نیز سهم آگهی‌های ثبتی (آگهی توزیع شده از سوی قوه قضائیه) که منشاء حکومتی دارد، در نشریات جناح راست اما مستقل حدودا دو برابر نشریات جناح چپ است.»


هادی پاکزاد و هارمونی زرد او

اصولا خراسان یکی از مهم‌ترین مراکز موسیقی ایران است، از موسیقی محلی بگیر که فقط همان حاج قربان سلیمانی‌اش برای یک حوزه فرهنگی عظیم کافی است و سیما بینا که موسیقی محلی بیرجند و سایر نواحی ایران را زنده کرده تا موسیقی سنتی که شجریان شاخص‌ترین آنهاست. اما در حوزه موسیقی پاپ، راک، تلفیقی، آلترناتیو، رپ و حتی متال هم خراسان شاید دومین پایتخت موسیقی ما باشد، به همین دلیل است که چندان شگفت زده نمی شویم اگر نام محسن نامجو و مینوس وان یا ماد یا دهها گروه دیگر که از خراسان برخاسته اند، بشنویم و نام هادی پاکزاد که این روزها کار تازه‌اش را منتشر کرده است. پاکزاد یکی از فرد/گرو ههایی است که از ١٢ سال قبل یعنی از زمانی که ١٩ ساله بود به طور جدی کارش را در حوزه موسیقی راک آغاز کرد. در سال ۱۳۷۹ همزمان با ورود به دانشگاه (در رشته مهندسی عمران) مطالعات خود در دوران نوجوانی در حوزه شعر و ادبیات را به فلسفه و روانشناسی تعمیم و نیز فعالیت پیشین خود در زمینه ی موسیقی را ادامه داد. نیاز چندانی به توضیح ندارد که او نیز مانند اغلب گروههای مشابه موفق به دریافت مجوز رسمی برای کارهایش نشده و به همین دلیل آثارش را به طور رایگان در پایگاه اینترنتی منظم و نسبتا کامل در معرض استفاده عمومی قرار داده است. او مانند بسیاری از گروههای مشابه نخست به موسیقی پاپ/ راک پرداخت و کم کم به سوی موسیقی راک/آلترناتیو کشیده شد. او با مسعود فیاض زاده آهنگساز و تهیه کننده موسیقی راک و یکی ازگیتاریست‌های گروه "منفی یک" یا "مینوس وان" همکاری دائمی داشت و تاثیر کار فیاض زاده در آثار پاکزاد معلوم و مشخص است.

شاید ویژگی بارز پاکزاد به قدرت ترانه سرایی او برمی گردد. اشعاری که اغلب تصویری است و ایماژهای بسیار جذاب و تازه‌ای دارد و گاه بسیار عمیق و تفکربرانگیز است. به نظر میرسد او بسیار متاثر از ترانه سرایی گروههای راک روانگردان است. ترانه هایی که سعی دارند عمق وجود خواننده/شاعر را نشان دهند و این اتفاقا در شعر ایرانی نیز سابقه فراوان دارد. نمونه بسیار بارز آن را در اشعار حافظ میتوان دید. اشعار هادی پاکزاد به ما می گوید که او یکی از شاعران ترانه سرای موسیقی نوین ایران است. ترانه‌های او آینه هایی شکسته با گوشه هایی تیز و برنده، بر زمین سنگی خانه تنهایی او هستند. شعر/آهنگ‌های او در واقع متافورهای چند بعدی در وصف جهان پست مدرن و انسان درگیر فلسفه ی بودن است. اولین آلبوم هادی پاکزاد با عنوان سرزمين ترس در سال ١٣٨٠ منتشر شد. آلبومی که آوای پاپ و اندکی راک داشت و از بی‌تجربگی و خام بودن وی خبر می داد. پس از آن "سرزمین وحشت" در اولین اجرای زنده ی هادی پاکزاد در دیماه ۱۳۸۲ در سالن سیمرغ مشهد روی سن رفت(اجرای دیگری نیز در بهمن ۱۳۸۴ در همین سالن صورت گرفت) و همینطور ویدئو قطعه "دریاد" به کارگردانی جواد جلالی در بهمن ۸۳ ضبط و مدتی بعد از شبکه پی‌ام‌سی پخش شد. آغاز همکاری هادی پاکزاد با داریوش دانش نیا (صدابردار) در سال ۱۳۸۴ منجر به تاسیس استودیوی مشترک توسط آنان شد که هنرمندان زیادی همچون عبدی بهروانفر، نوید اربابیان، حامد بهداد و بسیاری از گروه‌های راک زیرزمینی آثار خود را در آن ضبط و ثبت کردند. بعد از مجموعه سرزمین ترس، آلبوم دوم خود را در همین فضا با آهنگسازی مسعود فیاض زاده به نام "زندگى زيرزمينى" در بازار مجازی اینترنت ارائه داد. در این آلبوم که در سال١٣٨٤ تهیه و منتشر شد هادی پاکزاد اولین قدم‌های خود را در موسیقی تجربی و آوایی امروزی تر و کمی نزدیکتر به راک برداشته بود. اما از سال ١٣٨٤ تا ١٣٨٦ که سومین آلبوم خود را با عنوان "دكتر" منتشر کرد، اتفاق خاصی در تکنیک ترانه نویسی و ساختار آهنگ‌های او رخ داد. آلبوم دكتر هنوز از بهترین و جذابترین مجموعه‌های منتشر شده اوست. آلبومی که لبریز از تصاویر و حجم‌های شاعرانه ناب امروزی و خوانندگی حسی اما مالیخولیایی است که در بسته بندی موسیقی آلترناتیو- راک پیچیده شده است. ویدئو قطعه "خط قرمز" از این آلبوم به عنوان اولین همکاری وی با آرشیا شکیبایان تولید شد. در آلبوم افلاطون که در سال ١٣٨٨ منتشر شد همان تجربه آلبوم دكتر ادامه یافت، با این تفاوت که ساختار آهنگها با حداقل سادگی در پشت ترانه‌های هادی پاکزاد فقط نقش یک زمینه را بازی می کنند. آلبوم افلاطون را نسبت به آثار قدیمیتر هادی پاکزاد میتوان مجموعه‌ای کلام محور دانست. در جای جایِ این آلبوم آگاهانه یا ناآگاهانه، از قصد یا بدون قصد, ضعف در تنظیم آهنگها احساس می شود که آوای قطعات را خام و گاه غیرمتعارف کرده است. ویدئو "فرشته ی مرگ از این آلبوم کار تصویری هادی پاکزاد است که در سال ٨٩ به کارگردانی خودش و همینطور ویدئوهای "پس من چی؟" و "زمین" کارهایی متفاوت از آرشیا شکیبا تولید و از شبکه‌ها پخش شدند.

براى چهار، پنجمین آلبوم هادی پاکزاد، در سال ١٣٨٩ در بازار مجازی اینترنت ارائه شد. مجموعه‌ای که جهشی در جهت خلق موسیقی تجربی آلترناتیو فارسی است و حتی در قطعاتی آوانگارد به گوش می رسد. این آلبوم در آهنگ «فرشته سرد» ساختار آشنایی به خود می گیرد. رویکردهای گوناگون موسیقایی و تنوع در ساختار شعر/آهنگ ها، این آلبوم را به یکی از مجموعه‌های قابل توجه آلترناتیو فارسی ایران بدل کرده است. ویدئو "اسلحه" ازین آلبوم کار تصویری هادی پاکزاد با همکاری علی عظیم زاده و رسول علیرضائی است که وی از ارایه آن به شبکه‌ها خودداری و به انتشار اینترنتی آن اکتفا کرد. موسیقی و شعر هادی پاکزاد در ده سال اول کارش نشانگر تکامل هنری موسیقی پرداز شاعری است که همواره رو به جلو رفته و از کار تجربی وحشت نکرده است. شاید او را از نمونه‌های موفق موسیقی راک زیر زمینی ایران بتوان دانست.

آلبوم "ارتباط با کرها" در بهار ۹۱ منتشر شد. مثل همیشه ترانه‌های این مجموعه نیز سروده پاکزاد است و آهنگسازی‌ها را فیاض زاده به عهده داشته است. آوای آهنگ‌ها راک الکترونیک، ترانه‌ها محکمتر، عمیقتر و حتی گاه اجتماعی تر اما نه گزارش گونه بلکه در پوششی سمبلیک و غیرمستقیم عرضه شده اند. آخرین ترانه‌های هادی پاکزاد مجموعه‌ای با ٤سینگل ترک با نام "گورستان ایستاده" بود که در بهار ٩٢ به مخاطبان موسیقی زیرزمینی عرضه شد. هادی پاکزاد مانند بسیاری از کسانی که با کار مستمر تجربی می کوشند بر ثروت موسیقی مدرن ایران چیزی تازه از کشفیات خود بیفزایند، به دلیلی خودخواسته از بازاری دور هستند که آنها را مطرح کند و کارشان بیشتر شنیده شود و از سوی دیگر حامیان چنین موسیقی نیز خود توانایی چندانی در حمایت از این موسیقی ندارند. در زیرزمینهای خوش آوای موسیقی اکنون ایران، بسیاری از بچه‌ها باهوش به دنیا میآیند، ٢٠ ساله میشوند، ٣٠ ساله میشوند، گاه صدایشان به گوش جمع می رسد، پیر می شوند و می میرند.

ترانه هارمونی زرد را از همین جا می توانید بشنوید و لینک ویدئوهای او را با عنوان « پس من چی؟»، « خط قرمز»، « فرشته مرگ»، « اسلحه» و « در یاد» ببینید. دوستداران موسیقی خوشحال باشند که حالا در ساوند کلاود می توانند بسیاری از موسیقی‌های محبوب‌شان را بیابند. از « همینجا» ساوند کلاود هادی پاکزاد را پیدا کنید.


لینک پیج و صفحه ها: http://www.soundcloud.com/Hadi-Pakzad
لینک ویدئو ها:
هارمونی زرد https://www.youtube.com/watch?v=dyfM4WfYy7U
زمین https://www.youtube.com/watch?v=IA2prmbiNhg
پس من چی https://www.youtube.com/watch?v=M0LVF8L3hVI
خط قرمز https://www.youtube.com/watch?v=K3BzqvlmYBY
فرشته مرگ https://www.youtube.com/watch?v=KuK48_JRsOw
اسلحه https://www.youtube.com/watch?v=ulaoNFYBwFs
در یاد https://www.youtube.com/watch?v=hzZajGLQTDQ

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :