شبکه جنبش راه سبز (جرس): سید مجتبی واحدی سردبیر روزنامه آفتاب یزد، اعلام کرده که دیگر با این روزنامه اصلاح طلب همکاری نخواهد کرد.
واحدی در سرمقاله امروز( پنج شنبه) آفتاب یزد با اشاره به آنچه که «فشارهایی که همیشه از جانب افراطی ها علیه وی و روزنامه اش وجود داشته» میخواند و با بیان اینکه «شرایط هیچ گاه مانند هفته های اخیر نبوده است»، دلیل قطع همکاریاش با این روزنامه را جلوگیری از توقیف و تعطیل شدن روزنامه اعلام کرده است.
در بخشی از سرمقاله این روزنامه آمده است:.. هيچگاه شرايط، مانند هفتههاي اخير نبوده است. اينجانب از مدتي قبل براي پيگيري برخي امور شخصي از جمله تحصيل، در خارج از كشور اقامت داشتهام و با استفاده از فنآوريهاي پيشرفته، ارتباط لحظه به لحظه با روزنامه را حفظ كردهام و لذا قاعدتا بسياري از مخاطبان، از غيبت اين دوست خود بياطلاع ماندهاند. در اين مدت، منش نگارنده و نحوه چرخيدن قلم او بر روي كاغذ، هيچ تغييري نسبت به 9 سال قبل از آن نداشت. در اين ماهها، معيار اصلي براي من، رضايت خالق و منافع بندگانش و در مرحله بعد، التزام به ضوابطي بود كه در زمان اقامت در ايران نيز به آنها پايبندي داشتم؛ اگر چه برخي از آنها را قابل تامل ميدانستم .همين پـايـبـنـدي و الـتـزام و نـظـارت دقـيـق بـر هـمـه اجـزاي روزنـامـه بـاعـث شـد در فـضـايـي كه دهها روزنامه در كشور با مشكل مواجه شدند، آفتاب يزد بدون هر گونه رانت دولتي يا وابستگي به هر يك از احزاب و گروهها بصورت مستمر انتشار يافت.
اقامت اينجانب در خارج از كشور اگر چه ممكن است از چشم مخاطبان مهربان آفتاب يزد مخفي مانده باشد اما قطعا تشكيلات رسمي كشور از آن بياطلاع نبودند و يقين دارم در اين مدت، مندرجات روزنامه <به ويژه سرمقالهها> را با حساسيت بيشتر رصد ميكردهاند. لذا اقدام اخير معاون جديدالورود وزارت ارشاد، بسيار سوالبرانگيز است. وي در يك گفتگوي يك طرفه تلويزيوني، اتهاماتي را متوجه اينجانب نمود كه يقين دارم هدف اصلي يا نتيجه آن، تحت فشار قرار دادن روزنامه ميباشد . البته ظاهرا در دولت جديد، اين يك رويه است كه عدهاي، خود را در مقام مدعيالعموم، قاضي و مجري حُكم قرار دهند و با استفاده يك طرفه از تريبونهايي كه امانت ملت ميباشد به اتهام افكني بپردازند.همچنين هرگاه رئيس دفتر رئيس جمهور <دُرافشاني> جديدي مينمايد كه تمام نيروهاي متدين را به واكنش وا ميدارد، عدهاي ماموريت مييابند سوژه جديدي درست كنند تا اذهان را منحرف نمايند.
آقاي معاون، مدعي شده است كه <سردبير روزنامه در لندن اقامت دارد و لحظه به لحظه، آن چه رسانههاي غرب، بيبيسي، صداي آمريكا و ديگر رسانههاي صهيونيستي منعكس ميكنند، همان را در روزنامه خود بازتاب ميدهد... ما تحليلهاي بيبيسي را هر روز در اين روزنامه ميبينيم... > آقاي معاون، در اين بخش از اظهارات خود، مستقيما از آفتاب يزد نام نبرد، اما سوال و جوابهاي بعدي با مدير مسئول، براي همگان آشكار ساخت كه مقصود، كدام روزنامه است و سردبير مورد نظر چه كسي !؟
واحدی مینویسد:«...لابد مسئولان دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي و اعضاي هيئت نظارت بر مطبوعات هم براي دفاع ازعملكرد خود، تدبيري خواهند انديشيد.»
واحدی در ادامه، سخنان رامین را به معنای «غفلت و بيتفاوتي همه دستگاههاي قضايي، امنيتي و اطلاعاتي كشور نسبت به انتشار چند ماهه يك روزنامه تحتتاثير محافل صهيونيستي» میداند.
اما از آنجا كه اينجانب مايل نيستم دريچهاي از <اطلاع رساني مشروع و قانوني> در كشور مسدود و دهها جوان ايراني، شغل خود را از دست بدهند از امروز عليرغم ميل باطني، همكاري خود با آفتاب يزد را قطع و <بدرود> خود را با <سپاس بيكران> به كساني تقديم ميكنم كه تقريبا يك پنجم از عمر خود را به طور شبانهروز در خدمت آنها بودهام.
همچنين از برخي نهادهاي رسمي كشور كه بر خلاف تعدادي از مديران كم تحمل دولتي، رويه انتقادي آفتاب يزد به ويژه ستون سرمقاله را تحملكردهاند سپاسگزاري مينمايم و آنها را به بررسي سوابق آقازاده بيست و چند سالهاي توصيه ميكنم كه با استفاده از رانت پدر، هم اكنون مديريت يكي از شركتهاي بزرگ ايراني در آلمان را به عهده دارد و لابد به بركت همين مديريت، شرايط اقامت دائم خود و خانواده در آن کشور و... را آماده ميسازد!
همچنين نهادهاي ديگر كشور را دعوت ميكنم دفاع جانانه آفتاب يزد در 9 سال گذشته از مرزهاي جغرافيايي و عقيدتي كشور را با پيشنهاد مشكوك يكي از پرمدعاترين افراد براي تغيير نام خليج فارس مقايسه نمايند، شايد ريشه بعضي از دشمنيها آشكار گردد. مراجعه به شجرهنامه افراد نيز در كشف ريشه برخي اتهامافكنيهاي خصمانه، مفيد خواهد بود. اگر عمري بود و تريبوني، در اين موارد بيشتر سخن خواهم گفت. تا آن روز، بدرود!




