یکشنبه ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ -
- 23 Apr 2017
26 رجب 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نامه‌ی آیت الله ارسنجانی به فقهای شورای نگهبان
نامه‌ی آیت الله ارسنجانی به فقهای شورای نگهبان
 خدای را شاکرم که به گوشهایم توانائی آن بخشیده است که از همان اوان جوانی صدای پاهای شتری را که بر در خانه همه مان خوابیده است و خواهد خوابید به گوش خود بشنوم


باسمه تعالی

آقایان فقهای محترم شورای نگهبان
سلام علیکم

با توجه به نامه شماره ۱۳۱۷/ س/خ/ الف مورخه ۲۳/۸/۸۵ که در تاریخ ۲۴/۸/۸۵ به اینجانب سید محمدحسین حسینی ارسنجانی داوطلب نمایندگی مجلس خبرگان رهبری، دوره‌ی چهارم واصل گردیده است و در آن به استناد نامه شماره ۸۲۸۳/ س/۸۵ مورخ ۲۲/۸/۸۵ هیات مرکزی نظارت بر انتخابات عدم صلاحیت اینجانب را برای این دوره از نمایندگی اعلام کرده اند، نظر به اینکه ماده‌ی سوم قانون انتخابات و آیین نامه‌ی داخلی مجلس خبرگان شرایط انتخاب شوندگان را تعیین می نماید و موضوع عدم صلاحیت داوطلبان را صرفا به فقدان همین شرایط می داند، هر چند نظریه شورای نگهبان نسبت به اینجانب هیچ اشاره ای به هیچیک از شرایط مذکور ندارد تا با اطلاع از مفاد آن بتوان مشروحا و به نحو مدلل اعتراضی ایراد نمود، به اختصار و در مهلت قانونی اعتراض اجمالی خود را اعلام و به منظور دستیابی به یک نظر عادلانه تقاضای رسیدگی و نقض نظر معترض عنه را دارم.

اینجانب معروض می دارد شما اعضای محترم شوای نگهبان بعضا خود سامع یا ناظر بوده اید که عمری به راه بوده ام، نه در پی جاه. سائل سؤال بوده ام، نه در کسب مال و منال، و در همه عمر

یوسفم تحصیل دانش گشت و من یعقوب وار
از فراقش کو به کو، کوکو به بانگ ی اأسف

و در این راهم، جانی به لب رسیده تا جامی به لب رسیده.

و در پیشگاه حق اقرار می کنم که گرچه بیش از دو اربعین عمر از او گرفته ام، شرابم هنوز صاف صاف نیست، و سایه‌ی وجود من به بلندای سایه‌ی «صفصاف» نیست، و خدای را شاکرم که او از چشمه حیات سیرابم کرده است و همه توان و حیات و مماتم در ید قدرت اوست و اوست که به من آن نیرو بخشیده است که

سبحان ربّی ما اعزّ عوالمی
و اعظم شأنی فی مکامن بیتی

و سپاس می گزارم خدای را که دلم را تا آنجا که توفیق او بوده است، حرم ما سوی الله نکرده و

پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
تا در این پرده جز ادیشه او نگذارم

و خدای را شاکرم که به گوشهایم توانائی آن بخشیده است که از همان اوان جوانی صدای پاهای شتری را که بر در خانه همه مان خوابیده است و خواهد خوابید به گوش خود بشنوم، و همه تلاش و توانم آن بوده است که برای خدمت به مردم صادقانه و بی مزد و منت گامهایم را استوار کنم، و حرامم باد آن زندگانی را که نه در عشق به او و راه او گذرانیده ام.

قیل و قال مدرسه را بسیار شنیده و بر آستان میکده دوست خون دلها خورده ام و از خداوند منّان خواسته ام تا دنیا را همت بزرگ من قرار ندهد.

خدای را سپاس می گویم که در دو دوره نمایندگی ام در پی آن نبوده ام که از کیسه خبرگان وجهی برای خویش بگیرم و در حال رویم به جانب وجه الله بوده است. گرچه: ما أُبَرِّیءُ نفسی [إنّ النّفس لأّمّارةْ بالسّوء] الّا ما رَحِمَ ربّی [یوسف ۵۳].

اما در مورد بندهای مختلف آئین نامه:

ماده سوم در بند الف) به یمن توفیقات حضرت باری‌تعالی و با الهام از مکتب انسان سازِ قرآن، شایستگی خویش را نسبت به دوست و دشمن به اثبات رسانیده ام و در مورد اشتهار به دیانتم، بحمدالله عمری بر زبان های بندگان صالح خداوند جاری بوده ام.

و در بند ب): اجازه نام های مراجع عظام در امور حسبیه و نوشته ها و پیامهایشان همچنین توجه مردمان گواهی است براین‌که بحمدالله مورد وثوق عام و خاص بوده ام. موقعیت علمی و اجتهادم را عالمان بزرگ مکتوب نموده اند و قدرت استنباطم را تعدادی از مراجع عظام و عالمان گذشته و حال در نجف و ایران به برکت تأییدات الهی مورد تأیید قرار داده اند که اسناد همه‌ی آنها موجود است و تأییداتی را از قبیل تأییدهای مکرر دو عالم فرزانه مرحوم حضرات آیات عظام آیت الله العظمی بروجردی و امام خمینی (ره) در بر دارد.

در مورد بند ج): چه در دوران پیش از انقلاب و چه عملکردهای بعدی، همه جا نشانی است از یک بینش سیاسی و اجتماعی متعادل و همه نشان آن است که چونان بید در کوره راههای حوادث به خود نلرزیده ام که در همین مسیر پر از فراز و نشیب هرگز نلغزیده ام و بسیار کسانی بودند که در همین راه‌ها یا از پای افتادند و یا راه گم کردند و اینها همه نبود جز یاری خداوند بزرگ و نیروئی که از طرف حق به این‌جانب عطا شده بود.

در مورد بند د): چه حضور من در همه صحنه های انقلاب و چه حضور مستمرم بدون هیچ وقفه و غیبت در مجالس دو دوره نمایندگی دلیلی است بر وفاداری من به نظامی که بر دو پایه جمهوریت و اسلام استوار گردیده است.

و در پایان در مورد بند ه): باید اشاره کنم به اینکه در این عمر دراز تلاشم بر آن بوده است که سیاستم از دیانتم نبرد و دیانتم رنگ سیاست های دنیایی پوچ را به خود نگیرد و اینها همه صفاتی هستند که جز با یاری محبوب و اخلاص در مطلوب و رنج بی‌شمار به دست نیاید:

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

این است دلایل روشن این‌جانب تا در پیشگاه شما چه قبول افتد و چه در نظر آید. به امید اعتلای جامعه و رفع گرفتاریهای همه مسلمین جهان و مردم ایران، به ویژه جوانان عزیز که چشمانشان به پیشکسوتان است و دل به خدا بسته اند.

فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید
شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد
ربِّ أَنزِلنی مُنزَلا مبارکا و أنتَ خیرُ المُنزِلین [مومنون ۲۹]


سید محمد‌حسین حسینی ارسنجانی

(منبع: روزنامه‌ی توقیف شده‌ی اعتماد ملی، ۳۰ آبان ۱۳۸۵ ، شماره ۲۳۴، ص۷)
 
 

ارسال به :