چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸ -
- 16 Oct 2019
16 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
روحانیون در مدارس؛ تحمیل دینی از دوران کودکی
جرس: بر اساس تفاهمنامه میان مدیریت حوزه علمیه برادران استان تهران و اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران، مدارس دولتی تحت پوشش طرح به مدارس وابسته به حوزه علمیه تبدیل می‌شوند و مدیریت حوزه با استقرار روحانی ثابت، مدیریت تربیتی مدارس وابسته را بر عهده خواهد گرفت.  

مسئولان حوزه علمیه برادران استان تهران و اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران در حالی به دنبال احیای دوباره و قانونمندکردن حضور روحانیون در مدارس هستند که به گفته رئیس ستاد همکاری‌های حوزه علمیه و آموزش وپرورش در سال تحصیلی ۹۲-۹۱ بیش از ۲۱‌هزار نفر از روحانیون در ۲۶‌هزار مدرسه در سراسر کشور نماز جماعت برپا کردند. از سوی دیگر بیش از ۵ هزار نفر از مربیان قرآنی با گزینش حضوری در نظام آموزش و پرورش سراسر کشور جذب شده‌اند و این در حالی است که هنوز وضعیت استخدام معلمان حق التدریس، مطالبات فرهنگیان و مشکلات مالی آن‌ها به خاطر بی‌تدبیری محض و بی‌توجهی دولت‌های گذشته حل نشده باقی مانده است.
البته این نخستین بار نیست که موضوع واگذاری برخی از مدارس به حوزه علمیه مطرح می‌شود. حجت الاسلام ابوطالب خدمتی، مدیر کل مدارس وابسته به حوزه‌های علمیه قم سال ۱۳۸۶ در گفتگو با خبرنگار مهر گفته بود که بیش از ۳۰ حوزه علمیه در سراسر کشور خواستار تاسیس مدارس وابسته به حوزه علمیه شده‌اند که تاکنون موافقت اصولی یک مدرسه در تهران صادر شده است.


در آخرین روزهای فروردین ماه ۱۳۸۸ بود که در خبر‌ها اعلام شد، آموزش و پرورش در نظر دارد ۴۲۰۰ مدرسه را به حوزه واگذار کند. بطوری که از هر ۷۰۰ منطقه آموزش و پرورش کشور ۶ مدرسه در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و متوسطه به تفکیک جنسیت بدین منظور انتخاب خواهند شد.
اما پنجم اردیبهشت ماه‌‌ همان سال، فرشاد ابراهیم‌پور رئیس سازمان مدارس غیر دولتی و توسعه مشارکتهای مردمی با تکذیب واگذاری چهار هزار مدرسه به حوزه در سخنانی گفت: «هنوز تعداد این مدارس مشخص نیست و اصلا در تفاهم نامه همکاریهای حوزه و آموزش و پرورش سخنی از واگذاری چهار هزار مدرسه نیامده است.»


تفاهم نامه آموزش و پرورش و حوزه نقض صریح قانون است


شاهد علوی، عضو پیشین شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران، طرح واگذاری مدارس دولتی به حوزه علمیه را طرح جدیدی ندانسته و به جرس می‌گوید: «سال ۸۵ در زمان وزارت فرشیدی در آموزش و پرورش، ستادی با عنوان ستاد همکاری حوزه و دانشگاه تشکیل شد. از‌‌ همان زمان تلاش‌هایی برای افزایش نفوذ و حضور حوزه‎های علمیه در ساختار آموزش و پرورش رسمی آغاز شد.»
وی نقطه اوج فعالیت‌های ستاد یادشده را اعلام واگذاری مدیریت ۴۲۰۰ مدرسه در مقاطع مختلف تحصیلی به ۲۵۰ حوزه علمیه سراسر کشور در سال ۸۸ می‌داند و می‌افزاید: «هرچند وبسایت رسمی وزارت آموزش و پرورش، بدون اعلام دقیق تعداد مدارس و یا پراکندگی جغرافیایی آن‌ها در‌‌ همان سال، این واگذاری و صدور مجوز برای مدیریت حوزه بر آن‌ها را تایید کرد اما متاسفانه موضوع از نظر خانواده‌ها و جامعه فرهنگیان چندان جدی گرفته نشد.»
روزنامه اعتماد چهارم آذر ماه ۸۸ در گزارشی پیرامون این موضوع نوشت: «عملیات اجرایی واگذاری شماری از مدارس به حوزه‌های علمیه آغاز شد تا هیچ جای تردیدی درباره اجرایی شدن این طرح و سایر طرح‌های مشابه مانند طرح استقرار دائمی روحانیون، تشکیل بسیج دانش آموزی در مدارس ابتدایی، اعزام مدرسان تربیت سیاسی به مدارس و... وجود نداشته باشد.»


شاهد علوی، عضو پیشین شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران، در ادامه می‌گوید: «واگذاری مدیریت آن مدارس در سال ۸۸ ظاهراً مبتنی بر منشور همکار‌ی حوزه و آموزش و پرورش بوده و با توجه به کلی بودن این منشور و روشن نبودن جزئیات واگذاری نمی‌توان درباره آن اظهار نظر دقیق کرد اما تفاهم نامه اخیر بین آموزش و پرورش و حوزه علمیه تهران نقض صریح قانون اساسی و قوانین عادی مربوط است.»
وی با طرح این پرسش که اموال و مالکیت دولتی را بدون طی تشریفات قانونی چگونه می‌توان به نهادی غیردولتی واگذار کرد؟ تاکید می‌کند که چگونه می‌‎توان معلمانی را که از بودجه‌های عمومی حقوق می‌گیرند در مدارس واگذار شده، ولو به طور موقت) به حوزه به کار گماشت؟ حقوق دانش آموزان و اولیای آنان نیز با این تصمیم نابخردانه ضایع می‌شود. نمی‌توان به دانش‌آموز و سرپرست او گفت چون حوزه از مدرسه فرزند شما خوشش آمده از فردا این مدرسه به حوزه واگذار می‌شود بلکه تربیت دینی فرزند شما بهتر شود.»


آیت الله مرتضی مقتدایی، مدیر حوزه علمیه قم ۲۰ آبان ماه سال ۱۳۸۸ در دیدار با دبیران کمیته‌های همکاری حوزه علمیه و آموزش وپرورش سراسر کشور مدعی شده بود که «اگر توانستیم آموزش وپرورش را دینی و اسلامی کنیم، نیازی نیست که به سوی اسلامی کردن دانشگاه‌ها برویم، زیرا دانش آموزان از پایه درست تربیت شده‌اند.»
مقتدایی با بیان اینکه حوزه‌های علمیه وظیفه تبلیغ دین را برعهده دارند و آموزش وپرورش نیز نیازمند چنین تبلیغی است افزوده بود: «آثار و برکات ارشاد در مدرسه و هدایت یک دانش آموز به مراتب بالا‌تر از تبلیغ در مسجد است و طلاب حوزه‌های علمیه برای تبلیغ در مدارس باید بیشتر همت کنند. برخی کتاب‌ها از ابتدا در دانش آموزان بدبینی و انحراف نسبت به دین ایجاد می‌کند که باید اصلاح شود.»


ضرورت مخالفت یکپارچه افکار عمومی


شاهد علوی در ادامه، با بیان اینکه نتایج این طرح را باید در پیوند با اهداف غایی طراحان آن دید تاکید می‌کند: «در خود تفاهم نامه به صراحت سخن از اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با محوریت و نشر اندیشه تبعیت از ولایت فقیه آمده است.»


به گفته این کار‌شناس آموزش و پرورش، «نظام جمهوری اسلامی برونداد فعلی آموزش و پرورش را مطلوب خود نمی‌داند و برای تلقین اندیشه تبعیت از ولایت فقیه به دانش‌آموزان دست به دامن حوزه‌ها شده است.
وی در ادامه می‌گوید: «در شرایطی که نسل جوان به طور روزافزونی از علایق ایدئولوژیک حاکم فاصله می‌گیرد و در فضاهای رسمی که امکان القای این ایدئولوژی وجود دارد حضور نمی‌یابد، راویان ایدئولوژی خود به میان آنان رفته و برای ادامه راه از آنان یارگیری می‌‌کنند. پیش‌تر معاون تبلیغ حوزه علمیه گفته بود که متوسط بهره هوشی طلبه‌ها پایین است و ما با حضور در مدارس به جذب افراد با استعداد برای تشویق آن‌ها برای رفتن به حوزه خواهیم پرداخت.»


در طول چند سال اخیر، بسیاری از روحانیون از تمسخر، برخورد‌ها و واکنش‌های منفی جوانان نسبت به مذهب و روحانیت صحبت می‌کنند، از این رو، به نظر می‌رسد، روانه کردن روحانیون به مدارس، جوانان را به سوی انزجار بیشتر از مذهب سوق خواهد داد.
شاهد علوی در ادامه معتقد است که با توجه به عطش سیری ناپذیر روحانیت برای تصاحب هر آنچه ممکن است و با توجه به ضرورتهایی که تعقیب این سیاست‌ها را برای نظام ناگزیر می‌سازد به نظر می‌رسد ابراز مخالفت یکپارچه جامعه معلمان، خانواده‌ها و در ‌‌نهایت افکار عمومی با این طرح، ضروری است چرا که طرح به لحاظ نتایج ناگواری که از لحاظ تربیتی و آموزشی به دنبال دارد قطعا به زیان جامعه بوده و سیستم حاکم نیز تنها در صورت مقاومت جامعه مدنی و بالا رفتن هزینه‌های اجرای آن ممکن است مجبور شود از اجرا و گسترش منصرف شود.


این در شرایطی است که بسیاری از مسئولان وزارت آموزش و پروش، همواره در سخنان خود، حضور روحانیت در مدارس را موجب آرامش و تقویت آموزش و پرورش می‌دانند.
سعید پیوندی، جامعه‌شناس ایرانی ساکن پاریس در بخشی از مقاله خود با عنوان «واقعیت‌های نظام آموزشی امروز ایران» نوشته است: «فرهنگ مدرسه و فرهنگ دانش آموز نتیجه مجموعه پیچیده‌ای از کنش‌های متقابل فضا‌ها و واقعیت‌ها، و رفتارهایی است که در ذهن دانش آموز با یکدیگر تلاقی می‌کنند و دانش آموز با تجربه و نگاه و فرهنگ خاص خود به آن‌ها معنا می‌دهد. درست به همین دلیل است که نظام‌های ایدئولوژیک در همه جای دنیا در استفاده ابزاری ازمدرسه برای تولید اعضای مورد نیازجامعه مطلوب خود ناموفق می‌مانند.»


تحمیل سیطره سیاسی و ایدئولوژیک حکومت بر جامعه


شاهو حسینی، معلم سابق و روزنامه نگار ایرانی نیز در گفت‌و‌گو با جرس این تفاهم‌نامه منعقد شده میان مدیریت حوزه علمیه‌ برادران استان تهران و اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران را با هدف همکاری مشترک برای راه‌اندازی و توسعه‌ مدارس امین وابسته به حوزه علمیه دانسته و می‌افزاید: «مدارس ایمن از نظر بانیان این طرح در واقع به مدارسی گفته می‌شود که در چارچوب احکام دینی و مقررات نظام جمهوری اسلامی در راستای اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با محوریت و نشر اندیشه و تبعیت از ولایت مطلقه فقیه فعالیت آموزشی می‌کنند، در واقع بر اساس این طرح، تمام تصمیم‌سازی‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و تعیین محتوا، بر عهده‌ مدیریت حوزه‌ علمیه گذاشته شده است، و آموزش و پرورش تنها مجری تصمیمات و برنامه ریزیهای حوزه علمیه است.»
وی می‌افزاید: «به نظر می‌رسد که این طرح درواقع برای جامعه پذیر‌تر کردن جامعه با نظارت بیشتر حاکمیت است، در واقع حاکمیت با توجه به تحولات پس از خرداد ۷۶ تا انتخابات خرداد ۹۲ به این نتیجه رسیده که برنامه‌ها و اهدافش برای ولایت پذیر کردن جامعه عملاً تحقق نیافته و چه بسا حاکمیت با چالش‌های جدی نیز روبه رو شده، بنابراین با این طرح حاکمیت عریان‌تر و آشکار‌تر از گذشته در صدد تحمیل سیطره سیاسی و ایدئولوژیک خود برجامعه با هدف شکل دادن به جامعه‌ای مطیع و گوش به فرمان است، در واقع این طرح پیگیری رادیکال‌تر طرح مبارزه با هجوم فرهنگی غرب است که نظام را به این قناعت رسانده، این مبارزه با نظارت غیر مستقیم شکست خورده و به نتیجه نرسیده، بنابراین اسلامی کردن نظام آموزشی را به شکل پایه‌ای شروع کرده‌اند، تا طرح‌های دیگری همچون اسلامی کردن دانشگاه‌ها و در معیار بزرگ‌تر اسلامی کردن جامعه با چالش‌ها و بحرانهای کمتری اجرایی شوند، و با شکل دادن به دانش آموزی مطیع و ولایت مدار عملا جامعه‌ای مطیع و ولایت مدار پرورش دهند.»


تارنمای خبرآنلاین با انتشار یادداشتی از شیرزاد عبداللهی، در این زمینه نوشته است: «به نظر می‌رسد آخرین راه حل حضور تمام قد روحانیون به نمایندگی از حوزه‌های علمیه است تا مستقیما ایده‌های تربیت دینی را در برخی از مدارس اجرا کنند. حضور مستقیم نمایندگان حوزه در مدارس از این نظر که آن‌ها از نزدیک با مشکلات تعلیم و تربیت در مدارس آشنا می‌شوند، می‌تواند سطح انتظارات از دستگاه تعلیم و تربیت کشور را تعدیل کند، اما حضور مستمر یک روحانی در مدرسه با اختیارات ویژه در حوزه تربیتی و مدیریتی ممکن است در سازمان مدرسه ایجاد دوگانگی کند و کارآمدی مدرسه را کاهش دهد. اثرات منفی این طرح بر روحیه معلمان و مربیان نیز غیر قابل انکار است و تخمعنای روشن آن عدم صلاحیت کادر تربیتی مدرسه در پیگیری مسائل تربیتی دانش آموزان است.»


به نظر می‌رسد، با حضور روحانیون در مدارس از یک سو و اجرای طرح‌هایی نظیر محرم سازی مدارس یا‌‌ همان طرح استتار مدارس دخترانه و اسلامیزه کردن کتاب‌های درسی مدارس و دانشگاه‌ها از سوی دیگر، حاکمیت در تلاش برای تربیت جوانانی با هویت بسته و دگم مذهبی و تولید افراد «اسلامی» و «متعهد» است.
 

ارسال به :