چهارشنبه ۰۲ بهمن ۱۳۹۸ -
- 22 Jan 2020
26 جمادى الأولى 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
دایره المعارف فتنه و رنج خاموش قربانیان جنبش سبز
تبدیل کردن مجموعه ای از دروغ های رسمی که یک دولت سرکوبگر می گوید به حقیقت، معجزه ای است که از هیچ معجزه گری بر نمی آید. 


تبدیل کردن مجموعه ای از دروغ های رسمی که یک دولت سرکوبگر می گوید به حقیقت، معجزه ای است که از هیچ معجزه گری بر نمی آید. اما از دید یک دولت سرکوبگر، مهم تر از این که مردم این دروغ ها را باور کنند این است که آن ها را تبدیل کند به تاریخ رسمی برای تکرار در هر جا و هر زمان که لازم باشد.

 


این تاریخ رسمی سراسر دروغ که نمونه ای از آن در آنچه دایره المعارف فتنه هشتاد و هشت خوانده شده منتشر شده است، شاید برای احمد جنتی که سرکردگی اشاعه دروغ علیه رهبران جنبش سبز را بر عهده دارد و برای کسانی که این مجموعه را گرد آورده اند نان و آبی داشته باشد اما بیش از این راه به جایی نمی برد که به یک متن رسمی پر تناقض و سطحی برای دستگاه های دروغ پراکنی سیستم سرکوب در بسیج و سپاه و وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی تبدیل شود.


با این وجود انتشار این مجموعه توسط شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی این پرسش را مطرح می کند که آیا اشاعه همه این اتهام ها و دروغ ها توسط یک سازمان رسمی به این معنا نیست که این سیستم اسنادی را برای محکوم کردن رهبران جنبش سبز آماده می کند؟


دردناک آن که این مجموعه در سالگرد روز هایی منتشر می شود که تن بی دفاع فرزندان ملت به زیر چرخ های خودرو های نیروی انتظامی می رفت و دختران و پسران حق جوی این ملت قربانی بی رحمی دستگاه دروغ و سرکوب آقای خامنه ای و حامیانش می شدند. اما امروز به جای این که رهبران اصلاحات و مقام های دولت اعتدال و تدبیر و دیگر بازماندگان رهبری جنبش سبز از مسوولیت دولت در برابر خون های به زمین ریخته شهدای جنبش سبز بپرسند، در سکوت نظاره گر دروغ هایی هستند که یکی از اهداف آن به فراموشی سپردن خون بنا حق ریخته فرزندان ملت است.


حکومت ایران به طور غیر رسمی و تلویحی به این خواسته مردم تن داده است که اگر صداقت دارد، میر حسین موسوی و مهدی کروبی را در دادگاهی علنی محاکمه کند و به همین دلیل می کوشد زمینه هایی برای برگزاری این دادگاه فراهم کند.


تازه ترین نشانه برای برگزاری دادگاه آقایان موسوی و کروبی، قولی است که اخیرا علی لاریجانی رییس مجلس به اروپایی ها داده است. البته این نکته تازه ای نیست. دولتمردان جمهوری اسلامی معمولا زورشان فقط به مردم بی دفاع ایران می رسد و به غربی ها که می رسند برای این که خرشان از پل بگذرد هزار قول و وعده می دهند. اما به هر حال آقای لاریجانی می داند که وقتی او به اروپایی ها قول می دهد در برابر رسانه ها به همه مردم قول داده است.


در چنین شرایطی انتشار کتاب هایی که چهره سه تن یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی و محمد خاتمی را به عنوان رهبران فتنه بر روی جلد دارند، به معنای نقض اشکار قوانین عادی و قانون اساسی کشور است. این دستگاه رسمی پیش از برگزار شدن دادگاهی که قول آن داده شده است و بی آن که حکمی صادر شود، مشغول آماده کردن اذهان برای ترتیب دادن بساط مجازاتی دیگر است تا به مردم بگوید در دادگاه هم انتظار حکمی دیگر نداشته باشید.


این خطایی جبران ناپذیر برای آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی است که اعتبار و هویت شخصی و سیاسی خود را به دروغی پیوند زده است که حامیان او این چنین رسوا ناگزیر به وصله پینه کردن آن به زور کتاب سازی و سند سازی هستند. اما تلخ تر این که کار به جایی رسیده است که دفتر رهبر جمهوری اسلامی پوستر تبلیغاتی را منتشر می کند که بر آن بر پرونده سال هشتاد و هشت پیشاپیش مهر نابخشودنی زده شده است. به این ترتیب رهبر جمهوری اسلامی پیش از ان که اجازه برگزاری دادگاهی بدهد، نتیجه چنین دادگاهی را پیشاپیش به همه اطلاع داده است. و قبل از همه تکلیف قوه قضاییه را روشن کرده است. به همین دلیل است که رییس قوه قضاییه به تنور حمله به رهبران جنبش سبز می دمد تا در مسابقه میان حامیان ظاهرا سینه چاک آقای خامنه ای جا نماند. حامیان سینه چاکی که یکی از آنان از فرط شجاعت گفته که خودش به دست خودش حاضر است طناب دار برگردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی بیاندازد.


کار روحانیون حامی آقای خامنه ای به جایی رسیده است که در حالی که به گفت و گوی آشکار و پنهان با شیطان بزرگ تن می دهند و به عالم فخر می فروشند، در برابر مردم و رهبران مردمی چون موسوی و کروبی، با یکدیگر مسابقه مشارکت در اعدام دو زندانی می دهند که چهار سال است بی محاکمه ای به زندان افتاده اند.


عجب نیست اگر در این روزها هیچ کس نه در دولت و نه در قوه قضاییه فرصتی برای شنیدن صدای خانواده های قربانیان جنبش سبز ندارد. متاسفانه نه فقط توجهی به رنج ها و اعتراضات این خانواده ها و تقاضای آنان برای رسیدگی به شکایت آنان نمی شود بلکه به تدریج چنان عرصه بر این خانواده ها تنگ می شود که حتی برای رساندن صدای خود به گوش مردم و قوه قضاییه ایران باید به رسانه های خارج از کشور متوسل شوند. دلیل آن روشن است: فضای تبلیغاتی کشور چنان دربست در اختیار سخنگویان خشونت و سرکوب ملت است که اجازه ای به رسانه ها برای بازتاب دادن صدای قربانیان جنبش سبز داده نمی شود.


باز هم عجب این که درست در هنگامه ای بر طبل اعدام موسوی و کروبی کوبیده می شود که حقایق بسیاری روشن شده و امروز مردم بیش از همیشه می دانند در مناظره های انتخاباتی سال هشتاد و هشت چه کسی دروغ می گفت و چه کسانی مظلوم واقع شدند. امروز تحولات کشور و واقعیت ها نشان داده است که با دروغ نمی توان مردم را فریفت. این حقیقتی است که پیش از همه حامیان دروغ و دروغگویان باید بدانند.


منبع: دموکراسی برای ایران
 

 نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.