شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ -
- 18 Nov 2017
28 صفر 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سکانس کلمات
 روزشمار یک پالت؛ مازیار پرتو درگذشت؛ نشاط، صلح و دموکراسی،  نجیب الله دهزاد و « طنجیزه» هایش      

 


ایرانشهـــر
( ۱۴ )
**************

 

سکانس کلمات

مجموعه کم نظیری منتشر شده در همین یکی دو ماه اخیر از سید حسن حسینی به نام « سکانس کلمات». اسم کتابش مثل سایر اسامی کتابهای سید ویژه خود اوست و همان لحن طنز بر عنوان کتاب نشسته که بطور معمول و معقول از او ناشی می شود. پیش از آن که من ذوق زده‌ای که کلمه به کلمه تب و تاب خواندن و گفتن کلمات سید حسن را دارم، دستپاچه شوم، بگذار کمی هم از بقیه کتابهایش بگویم که در این سالها، یا شاید در آن سالها منتشر شده است. این را می نویسم تا جماعت ویکیپدیاچی هم بروند فهرست را کامل کنند که لااقل یک چیزمان درست و درمان بماند.


فهرست کتابهای سید حسن برحسب اولین چاپ و به روال تاریخی چنین است: « همصدا با حلق اسماعیل»( ۱۳۶۳)،« براده ها»( ۱۳۶۴)،« حمام روح» ( ترجمه از جبران خلیل جبران/ ۱۳۶۴)، « گنجشک و جبرئیل»( ۱۳۶۵)، « بیدل، سپهری و سبک هندی»( ۱۳۶۷)، « مشت در نمای درشت» ( ۱۳۷۱)، « گزیدهٔ شعر جنگ و دفاع مقدس»(۱۳۸۰)، « نوش داروی طرح ژنریک»( ۱۳۸۰)، « طلسم سنگ»( نثرهای عاشورایی/ ۱۳۸۰)، « شقایق نامه»،« سفرنامه گردباد»( ۱۳۸۶)،« در ملکوت سکوت» ( ۱۳۸۷)، « از شرابه‌های روسری مادرم»، « نگاهی به خویش»( ترجمه با موسی بیدج)، « شعر و آئینه» ( ترجمه از دکتر احسان عباس/ ۱۳۸۸)، « تنها طرف آفتاب را گرفت»( شعرهای آئینی/ ۱۳۸۹)، « بال‌های بایگانی»( ۱۳۹۲) و « سکانس کلمات»( نشرنی/ ۱۳۹۲) که باید آخرین کتاب منتشر شده از سیدحسن حسینی باشد. یعنی از هجده اثر منتشره سید، چهار کتاب ترجمه از شعر غرب است، دو کار در حوزه شعر و طنز و حکمت است که من سالها دنبالش کرده ام، دو کتاب در ادبیات شاعرانه است و یک کتاب در خوزه سینما که مثل بقیه نسل ما سید هم چوبش را خورد و هم حالش را برد. تقریبا بقیه آثار او که دو سه کتابی نثر شاعرانه است، بقیه شعر است.


به گمان من « سید حسن حسینی» در ادبیات فارسی معاصر از آن آدمهاست که هر بلایی دلش خواسته بر سر کلمه آورده است. چنان زبان فارسی را عاشقانه دوست می دارد که آن را « زبان اهل بهشت» خوانده و کتاب سکانس کلمات او که نامش به عاریت آمده از سینماست و جانش برگرفته از تصویرها و ایماژهای او، در تصویر پردازی شاعرانه بی‌نظیر است. کتاب سکانس کلمات، با سه زیر عنوان « مقالات»، « روایات» و « خاطرات» شاید تا امروز مهم‌ترین مجموعه‌ای است که سید حسن حسینی شاعر بزرگ زمانه ما را معرفی می کند. با نوشته‌ای در آغاز کتاب که « یک نکته، یک نگاه، چه نعمتی است نادانی برای بال‌های پرنده، دانستن، حجم قفس را به رخ بال پرنده می کشد. آه! چه می شد اگر نمی دانستیم! همین معنی را بیدل دهلوی پیچیده در حله‌ای از فلسفه و دانایی عرضه می کند. خوشا به حال آن‌ها که نمی دانند و بال‌های‌شان با قفس فالوده می خورد: زین پیش که دل قابل فرهنگ نبود/ از پیچ و خم تعلقم ننگ نبود/ آگاهی‌ام از هر دو جهان وحشت داد/ تا بال نداشتم قفس تنگ نبود! حسن حسینی( مسیحا) به تاریخ هشتم فروردین ۱۳۸۳ نوشته شده در ساعت ده و ۴۲ دقیقه شب.» این نوشته آخرین متنی است که سید نوشته است و رفته است به انتظار دوستان در نهم فروردین ۱۳۸۳.
 

کتاب در سه فصل است؛ نخست یادداشت‌ها و مقالات که تقریبا تمام آنها در باب شعر و جهان شاعری و بررسی‌های مفهومی در باب شعر است. بخش دوم کتاب با عنوان « روایت گونه ها» هشت قطعه بی‌نظیر و شگفت انگیز است. با عناوینی چون دستها، سکانس کلمات، چهل سالگی، سجده، مهندس منصور، از هیچ چیز نوشتن و چیزهای دیگر. بخش سوم کتاب ترجمه هاست که همه از زبان عربی است و از بزرگان شعر عرب، و نه الزاما فقط شعر از ابن عربی تا نزار قبانی را در این مجموعه می توان دریافت. بخش چهارم کتاب، یا کوته نوشت ها، شامل براده هاست و نوشته‌ای به نام فرهنگ خودمانی که در حقیقت شوخی هایی است با کلمات. و آخرین بخش کتاب یا بخش پنجم خاطرات و یادداشت‌های اوست. از ماجرای تغذیه خواندنش تا جامعه مدنی و حل مشکلات خانوادگی. خاطراتش و نوشته‌هایش خواندنی است: « ۲۳ آذر ۱۳۷۰ در سرمقاله سوره یکی از آن قلمچماقان!( با قلچماق اشتباه نشود!) جمله‌ای گرفته بود از « کامو!» و دورآن، کلمه تنیده بود و مقاله ساخته! که کامو گفته: در عصر ما کلمات به فحشاء کشیده می شوند! از این همه کلمه روسپی شده به « آزادی» بند کرده بود! مگر نه این که در کنار کلمات؛ واژه ها، رنگ ها، درنگ ها، لحظه های، لبخندها و اشک‌ها و آه‌ها و دعاها و نفرین‌ها همه به فحشاء کشانده شده اند؟» معرفی کتاب را یعنی معرفی سید حسن آن روزهای تلخ و سخت که همه درها به رویش بسته بود، را می گذارم به فرصتی دیگر. فعلا همین بس که سید حسن حسینی هیچ جایی برای مصادره به نامطلوب خودش و قیصر امین پور برای شاعران چارواداری اهل بیت و در جستجوی بیت باقی نگذاشته. فعلا بروید کتاب " سکانس کلمات" سید حسن حسینی نشرنی را بخرید و بخوانید که تحفه‌ای است.


نجیب الله دهزاد و « طنجیزه» هایش

جلال نورانی، کاکه تیغون، احسان الله سلام و نجیب الله دهزاد چهار نام مهم تری هستند که از طنز امروز افغانستان باید به یاد بسپاریم. در این ستون تا کنون سه نفر اول را معرفی کردم. جلال نورانی که از اجله طنزنویسان سالهای اخیر افغانستان است، درباره دهزاد گفته است: « زمانی که مجموعه نخستین طنزهای نجیب الله دهزاد زیر عنوان " تولد هیولا" را خواندم، فهمیدم که طنزپرداز تازه نفسی تولد یافته است که خانواده طنز افغانستان باید به گریه‌ها و خنده‌هایش اعتماد نماید.» دهزاد نیز مانند احسان الله سلام اهل بدخشان است و شاید به همین سبب است که نورانی معتقد است که بدخشان را نه فقط زادگاه شاعران و اهل ادب بلکه باید زادگاه طنزنویسان نیز به شمار آورد. از نجیب الله دهزاد تا امروز آثاری با عناوین « تولد هیولا»( ۱۳۸۱)، « خطبه‌های مولوی مایکل» ( ۱۳۸۶)، « کاریکلماتورها»( ۱۳۹۱) و « اصحاب کیف» ( ۱۳۹۲) منتشر شده یا من تا کنون در جریان انتشار آنها قرار گرفتم.


در مقدمه کتاب « کاریکلماتورها» ی دهزاد، او به تعریف واژه کاریکلماتور از دیدگاه سیروس شمیسا به عنوان یک نوع ادبی اشاره کرده و به نحوه ایجاد این واژه توسط پرویز شاپور و احمد شاملو می پردازد. وی همچنین به جمله ابوالفضل زروئی نصرآباد اشاره کرده و شتابزدگی خواننده امروز را دلیل توجه بیشتر به این گونه ادبی در طنز می داند. آنگاه واژه « طنز وجیزه» یا مخفف آن طنجیزه را برای این نوع طنز می آورد و بقول جلال نورانی« این ترکیب ساخته شده توسط دهزاد، دست کمی از ترکیب کاریکلماتور ندارد و طنزپردازان می توانند آن را بپذیرند و « طنز وجیزه»‌های خود را در آینده زیر همین عنوان به چاپ برسانند.» ضمن سفارش دوستان به خواندن آثار نجیب الله دهزاد چند کاریکلماتور او را از کتابش با عنوان « افغانستان قلب آسیاست؛ خون پمپاژ می کند.» برایتان می نویسم:


« شریف‌ترین شاه دنیا در خانه شطرنج زندگی می کند / تا قانون رخم نکند، عدالت نمی میرد/ خشم مغز را سبک، مشت را سنگین می کند/ رنگ گناه آدم گندمی است/ «درد» قوی‌ترین دوای نافراموشی خداست/ جیب قانون و شکم عدالت، مانند مغز خشونت خالی است/ مزه عشق در ماه عسل می رود/ قرآن کتاب زندگی ست، بیشتر به مردگان می خوانیم/ درس « درد» معلم افغانستان از معده شروع می شود/ مرگ محرم تمام خانه‌های دنیاست، در نمی کوبد/ وسوسه شارژر گناه است/ ما نازدانه‌ترین ملت جهانیم، غیر طالع همه چیزمان خارجی ست/ عشق در دشک دفن می شود/ تنه تاریخ ما آنچه کم دارد، کله است/ مادر خشونت مرد است/ سیمکارت هوس همیشه آنتن می دهد/ شهر ما دو کمبود دارد، دوم؛ آدم شهرنشین/ عشق غرب بیمزه، ایمان شرق شور است/ طنز، تلخ‌ترین دوا برای بی‌دردان است/ دشمنی زن و آئینه، از یک چین پیشانی آغاز می شود/ اشک ماهی قطره نیست، دریاست/ تنها اشتباهی که تکرار نمی شود تولد است.»


به نظر من در قیاس با کاریکلماتورهای پرویز شاپور، یا براده‌های سید حسن حسینی که ما در ایران خوانده ایم، کاریکلماتورهای دهزاد بیش از آنکه بازی با کلمه باشد، به حکمت نزدیک است. گاهی این نزدیکی ناشی از بیانی بلند برای درک مشتی کم دانش است و گاهی مکاشفه‌ای ظریف و دقیق که آدمی را به فکر فرو می برد. من کار نجیب الله دهزاد را که به نظرم سی چهل درصدش قابل توجه است دوست می دارم، و بعید می دانم نویسنده خوبی که کار معمول و معقول می کند چندان فراتر از این برود. در روزهای آینده سعی می کنم که آثار دیگر نجیب الله دهزاد را هم معرفی کنم.


نشاط، صلح و دموکراسی

خانم شیرین نشاط هنرمند بزرگ ایرانی از آقای روحانی که در داووس به سر می برد، خواست از دموکراسی و صلح دفاع کند. کاری بس نیکو بود. بخصوص اینکه تعداد زیادی از هنرمندان درجه یک همه عرصه‌های هنری اعم از داستان نویسی و موسیقی و سینما و هنرهای تجسمی ده روز قبل با روحانی گفتگو کرده بودند و خانم نغمه ثمینی و محمود دولت آبادی هم در این مورد نوشته هایی منتشر کردند. از طرف دیگر برخوردهای بخش کتاب و سینما و نمایش و موسیقی ارشاد ظاهرا نشان می دهد که فضای کار هنری و فرهنگی به سوی نسبتا قابل قبولی در حرکت است، یا حداقل می توان گفت که دیالوگ میان هنرمندان مهم و اهل کار کشور با دولت برقرار شده است.

شیرین نشاط، عکاس و فیلم‌ساز ایرانی، ضمن دریافت جایزه کریستال در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد از حسن روحانی خواست که با دفاع از دموکراسی و صلح، تصویر ایران را در جهان بهبود بخشد. خانم نشاط عصر سه‌شنبه، یکم بهمن به همراه مت دیمن، بازیگر هالیوود و آندیگو فلورز، هنرمندی از کشور پرو، این جایزه را که سالانه در آغاز مجمع جهانی اقتصاد به هنرمندان متعهد در عرصه‌های اجتماعی، محیط زیست و حقوق بشر اهدا می‌شود، دریافت کرد. سخنرانی او به هنگام دریافت این جایزه حاوی اشاراتی به وضعیت آزادی‌های اجتماعی و سیاسی و دینی در کشور بود و از جمله به فشار حکومت بر هنرمندان و «آزار و اذیت» آنها اعتراض می‌کرد.


به گفته خانم نشاط، تصویر ایران با انقلاب سال ۱۳۵۷ به ناگهان تغییر یافت و اگر قبل از آن کشور ایران به واسطه تمدن کهن خود و شعر شناخته می‌شد، اکنون جهانیان آن را سرزمینی می‌پندارند که «تحت فشار و خشونت روحانیون و جزم‌اندیشان» قرار دارد. این هنرمند سپس خطاب به حسن روحانی گفت که اگر در چند دهه گذشته هنرمندان و روشنفکران ایرانی از منزلت ملی ما در جهان محافظت کرده‌اند حالا این وظیفه به او محول شده و این بار نوبت رئیس جمهور است که «نجات‌دهنده ملت ما» باشد.


شیرین نشاط پیام خود به حسن روحانی را چنین ادامه داد: «ایرانیان داخل و خارج از کشور به شدت آسیب دیده‌اند، دچار تفرقه شده‌اند. به آنها اتحاد و دموکراسی را نشان بدهید. نشان بدهید که ما علی‌رغم طبقات اجتماعی و مذاهبی که داریم، خواه مسلمان، خواه مسیحی و خواه یهود، همه ایرانی هستیم. یک تصویر جدید از کشور ارائه بدهید که بتواند الگویی برای صلح و دموکراسی و عدالت باشد.»


وی در نهایت به رئیس جمهور ایران توصیه کرد که از هنرمندان و روشنفکران کشور محافظت کند و بداند که هنر جرم نیست، بلکه این وظیفه هنرمندان است که از تغییر، اتحاد و صلح دفاع کنند. آقای روحانی نیز یکی از مهمانان مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس است و گفته که هدف مدعوین او آشنایی با «چهره جدید» ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۴ خرداد است.


مازیار پرتو درگذشت

مازیار پرتو درگذشت. او که فرزند علی پرتو متخلص به شین پرتو، نویسنده و محقق ادبی بود و در آبان‌ماه سال ۱۳۱۱ به‌دنیا آمده بود. وی از هنرستان صنعتی تهران دیپلم خود را گرفت و سپس در سال ۱۳۳۲ با گذراندن دوره فیلمبرداری دانشگاه سیراکیوز در تهران به‌عنوان فیلمبردار فیلم‌های گزارشی، خبری و مستند در وزارت فرهنگ و هنر استخدام شد. پرتو افزون بر فیلمبرداری، کارگردانی و تدوین چندین فیلم را نیز انجام داده و در چند فیلم هم بازی کرده است. نخستین فیلمی که پرتو فیلمبرداری کرد “شقایق سوزان” نام داشت. “قیصر”، “طوقی”، “باباشمل”، “برزخی‌ها”، “جعفرخان از فرنگ برگشته”، “روز واقعه”، “کفش‌های میرزانوروز”، “سفر جادویی”، “آدم‌برفی”، “روز واقعه”… و مجموعه‌های تلویزیونی “هزاردستان”، “امام علی”و “مردان آنجلس” از جمله آثاری هستند که او فیلمبرداری کرد. اصولا جز اینکه در ده روز آینده سینمای ایران خودش را برای برگزاری جشنواره فیلم فجر بعد از هشت سال بلاهت مستقیم آماده می کند، انفجار پشت صحنه فیلم مسعود ده نمکی که موجب کشته شدن برخی از عوامل تولید فیلم شد، حادثه بد این روزهای سینمای ایران بود.


روزشمار یک پالت

نمی دانستم که در مورد یک سال کار خودم و سعید بشیرتاش بنویسم، یا به موضوع مهمی که در فضای موسیقی ایران پیش آمد اشاره کنم. سعی می کنم به هر دو موضوع بپردازم. اولی خیلی ساده است، این که صدا و سیما بالاخره دستش را از روی ناموس موسیقی برداشت و اجازه داد که آلت موسیقی نشان داده شود. گروه پالت به عنوان یک گروه آلترناتیو و بسیار جذاب و مورد توجه که آلبوم آقای بنفش را بدون هیچ ربطی به روحانی منتشر کرده، در یک اجرای تلویزیونی شرکت کرد. البته هیچ سازی نشان داده نشد، بلکه فقط شبیه نواختن ساز بود، یعنی فرض کنید کسی دارد وسط استودیو شنا می رود. البته امیدواریم که باز هم آقایان از این کارها با سازش بکنند، دست بردارید، فقط جای دوری نروید که گم می شوید. از این گذشته، من و سعید بشیرتاش، دوست خوبم، یک سال تجقیق کردیم تا به مناسبت سی مین سال انقلاب ایران در سال ۱۳۸۷ در رادیو زمانه برنامه‌ای با عنوان روزشمار یک انقلاب را عرضه کنیم و امیدواریم که کتاب این روزشمار هم در داخل ایران منتشر شود. این کار در هنگام انتشار در زمانه واکنش بشیاری برانگیخت چرا که نخستین بار بود که ما تلاش می کردیم قضاوت خود را در کار دخالت ندهیم. ضمنا من تلاش می کنم مطالب ایرانشهر فعلا حداقل هفته‌ای یک بار منتشر شود. و اگر خیلی خوشتان آمد خبر بدهید که هر روز یکی بنویسم. و اگر واقعا از خوشحالی داشتید هلاک می شدید، بگوئید تا همان را به یک برنامه یک ساعته تلویزیونی و اگر واقعا خوشتان می آمد که اصلا جرس را خودم تنهایی به یک شبکه تلویزیونی تبدیل کنم. اصلا هم خوشتان نمی آید هم درش را گل بگیرم برود پی کارش.


این هم لینک روز شمار یک انقلاب که از همین جا ببینید.


 نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست. 

 

ارسال به :