یکشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۸ -
- 17 Nov 2019
19 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
زینب حجاریان به آیت الله العظمی موسوی اردبیلی:به بهانه دادخواهی از مراجع تقلید، خانواده‏ام را مورد بازخواست
زینب حجاریان دختر سعید حجاریان که قریب به یک ماه است در زندان به سر می‏برد، به آیت الله موسوی اردبیلی نامه نوشته است. در این نامه آمده:در این شرایط از جنابعالی که سالها مسئولیت قضا در نظام اسلامی را عهده دار بوده اید و کتب متعددی در زمینه قضای اسلامی تألیف نموده اید، عاجزانه درخواست میکنم که به مسؤلیت شرعی و انسانی خود عمل نموده و پدر مظلوم و بی پناه مرا از این مهلکه نجات داده و مقدمات آزادی ایشان را فراهم نمایید.

محضر مبارک حضرت آیة الله العظمی موسوی اردبیلی

با سلام و عرض تبریک به مناسبت مبعث خجسته حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم)

قریب دو هفته از نگارش نامه تظلم خواهی اینجانب به حضرتعالی و سایر آیات عظام میگذرد. در این مدت نه تنها پدرم آزاد نشده و نه تنها بهبودی در شرایط نگهداری ایشان حاصل نشده، که بالعکس با تهدید و ارعاب و بازجویی های طولانی مدت از مادر و برادرم، فشار مضاعف و بی سابقه ای به پدرم وارد شده تا ایشان را بشکنند و وادار به اعترافات کذب و ساختگی نمایند. همچنین عکسهای خانوادگی ما بدون اجازه و بدون در نظر گرفتن ضوابط شرعی و در حین یکی از ملاقاتها از روی تلفن همراه مادرم ضبط شده است.

به بهانه دادخواهی اینجانب از مراجع گرانقدر تقلید، خانواده من را مورد بازخواست قرار داده و با تهدید از هرگونه تظلم خواهی و اعتراض منع نموده اند. مادرم را فراخوانده و با اتهامات واهی و بی اساس رسماً از او بازجویی کرده اند و همزمان پدرم را درجریان این امور قرار داده اند تا به خیال خود و با این ترفند رسوا او را وادار به همکاری در راستای مقاصد شومشان نمایند به نحوی که پدرم به فریاد آمده و گفته است: "من که به دستور شما اعلام کردم از شرایط زندان رضایت دارم، دیگر به خانواده ام چه کار دارید؟"

به من بگویید برای مردی که روزگاری از بازوان توانمند این انقلاب بوده است چه دردی از این بالاتر است که به ضرب گلوله مجروح و سپس از عوارض ناشی از آن معلول شود، سالها خانه نشین شود و خانواده اش مجبور شوند بار زندگی را بدون کمک او بدوش بکشند و او همواره بکوشد با تن رنجور و بیمار خویش به نوعی این سختی ها را برای آنها آسانتر کند. پس از ده سال رنج و تالم ایشان را با آن حال نزاز و تن رنجور به زندان ببرند و در حالیکه او برای انجام کوچکترین امور شخصی محتاج کمک است و در چنگال زندانبانان اسیر است، همسر و پسرش را به پیش چشمش بیاورند و بازجویی کنند؟ همسری که سالهاست همچون یک مادر فداکار از او نگهداری میکند و در عین حال به عنوان یکی از دلسوزترین پزشکان همواره در راه بهبود خدمات و آموزش پزشکی فعالیت نموده است.

به من بگویید چه ظلمی از این بالاتر است؟ به من بگویید کدامین مسلمانی به این امر راضی است؟

همه این اقدامات در حالی صورت میگیرد که پزشک معالج پدرم به من گوشزد کرده که به علت قطع شدن یکی از رگهای خونرسان به مغز (کاروتید آرتری) در اثر ضایعات گلوله، هرگونه استرس که منجر به بالا رفتن فشار خون ایشان بشود، ممکن است به یک سکته فراگیر مغزی بیانجامد.

در این شرایط دشوار، مطبوعات وابسته به بازجویان وقیحانه اعلام میکنند که پدرم به رضایت خود در زندان مانده است. اگر چنین است، پس چرا مادر و برادرم را دستگیر و بازجویی میکنند. این ترفند رسوا که مادر و برادرم را وسیله فشار بر پدرم قرار داده اند و با تهدیدات گوناگون پدرم را وادار به ابراز رضایت از شرایط زندان کرده اند به نحوی که مطبوعات فوق صریحاً بیان کرده اند که پدرم در خارج از زندان امنیت جانی نخواهد داشت، از پیش مردود است.

در این شرایط از جنابعالی که سالها مسئولیت قضا در نظام اسلامی را عهده دار بوده اید و کتب متعددی در زمینه قضای اسلامی تألیف نموده اید، عاجزانه درخواست میکنم که به مسؤلیت شرعی و انسانی خود عمل نموده و پدر مظلوم و بی پناه مرا از این مهلکه نجات داده و مقدمات آزادی ایشان را فراهم نمایید.

با تشکر و احترام

زینب حجاریان کاشانی

رونوشت: آیة الله سید محمود هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضائیه

ارسال به :