با گذشت حدود هفت ماه از جنبش سبز، یکی از پرسشهایی که برای بسیاری اعم از فعالان سیاسی و مردم درگیر جنبش و دانشجویان و تحلیلگران و خبرنگاران و سیاسیون داخل و خارج و ... مطرح شده، آینده جنبش است و اینکه در نهایت این جنبش به کجا ره میبرد.
در پاسخ بدین پرسش هر کس از منظری وارد میشود و بنابر مجموعه دلایل و آرزوهای خود ممکن است چشماندازی را برای جنبش متصور شده و سعی کند آن را با ادله و مستنداتی، مستدل کند.
اما آنچه در پیشبینی رویدادهای اجتماعی، آدمی را به صبر و تامل وامیدارد، پیشبینی ناپذیر بودن آنهاست که به واسطهی آیتمها و دلایل متعدد و متفاوت و بعضا متناقض، پیشبینیهای متعدد و متناقضی میتوان داد که هر کدام از این پیشبینیها علیرغم تناقضشان دلایل و مستندات برابر دارند و این چشماندازهای پیشبینی شده را به واقع نزدیک میکند.
بنابر همین واقعیت، در این نوشتار سعی شده است، چشماندازهای احتمالیای که برای جنبش سبز متصور است را ذکر کرده و دلایل و مستندات لازم برای هر یک از این احتمالات را اقامه کنیم. اگر چه می توان دلایلی بیش از آنچه آمده است را له و علیه هر یک از این احتمالات، آورد، لیکن توان محدود نگارنده فرصتی افزون بر این نتوانست فراهم آورد لذا مفید خواهد بود اگر خوانندگان دلایلی را له یا علیه هر یک از احتمالات اقامه کنند و یا احتمالی را به این احتمالات بیافزایند.
جنبشی که پس از تخلف و تقلب بزرگ انتخاباتی 22 خرداد در گسترهای وسیع به جریان افتاد و خیابانی شد، با گذشت شش ماه هنوز دوام و قوام خویش را حفظ کرده است و از دیگر سو حاکمیت زور و قهر با انواع قوای قهریه سعی در سرکوب و انفعال جنبش داشته و با سماجت تمام در مقابل خواست و مطالبهی جنبش کمترین عقبنشینیای نداشته و همچنان بر موضع اعمال خشونت خود پا میفشارد.
این سماجت و ایستادگی دو جانبه را بخصوص در روز 16 آذر و پس از آن شاهد بودیم که جنبش سبز در گسترهای وسیع در سطح دانشگاهها ادامه یافت و حتا شدت و وسعت مطالباتش هم بیشتر شده بود و حاکمیت نیز با سخنان محسنی اژهای و لاریجانی رئیس قوهی قضایی بر موضع خشونت و ارعاب خویش تاکید کرد.
شرایط مذکور ترجمان این واقعیت است که تا به امروز جنبش و حکومت توان پس زدن و عقب راندن یکدیگر را نداشته و همچنان بر سر مواضع خود ایستادهاند.
البته برخی تغییرات هم در جنبش و هم در حاکمیت مشهود است اما در کل هر یک از طرفین بر مواضع خود ایستادهاند و گویی قصد عقب نشینی ندارند.
اما با توجه به این واقعیات و نیز روزهای پیش رو، چند چشمانداز را برای این جنبش می توان تصور کرد:
1- جنبش سبز رادیکال شده و ره به انقلاب میبرد.2- جنبش سبز با برخوردهای حاکمیت دچار فرسایش شده و نهایتا به انفعال میرسد.3- جنبش سبز در یک پروسهی کوتاه مدت ( مثلا یک ساله) پیروز شده و حاکمیت را مجبور به پذیرفتن خواستها و مطالبات خود میکند.4- جنبش سبز با حاکمیت وارد یک توازن قوای جدی شده و در یک پروسهی میان مدت یا بلند مدت (مثلا 3 تا 5 ساله) حاکمیت را به عقب نشینی واداشته و گذار به دموکراسی را به طور جدی تسهیل میکند.
گزارههای فوق چشماندازهای احتمالی جنبش سبزاند که دلایل و مستنداتی برای امکان هر کدام وجود دارد و به قرار ذیل می توان آنها را ذکر کرد.
1: جنبش سبز رادیکال شده و ره به انقلاب میبرد.
1-1: بنابر تجربهی تاریخیای که از جنبشهای ایرانی وجود دارد این جنبش نیز به سان انبوه جنبشهای پیشین به خشونت و هرج و مرج ره میبرد.
تاریخ جنبشها و قیامهای ایران از قیام گئومات یا بردیای دروغین تا انقلاب مشروطه و از مشروطه بدین سو علیرغم تفاوتهای جدی




