سه‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸ -
- 19 Nov 2019
21 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حکومت باید بداند که نمی‌شود هویت اقوام مختلف ایرانی را انکار کرد
 جرس- مژگان مدرس علوم: بی اعتنایی به حقوق اقلیت ها محصول تقسیم بندی جامعه به خودی و غیرخودی است. 

غیرخودیها معمولا مورد بی اعتمادی حکومت قرار دارند. از آنها در سمت های کلیدی استفاده نمی شود و نگاهی توام با ترس و هراس نسبت به آنان وجود دارد. یکی از عواقب چنین نگاهی این است که اقلیت ها پس از مواجهه با سرکوب دچار سرخوردگی می شوند و انگیزه اقدام های رادیکال در میان‌آنان تقویت می شود. راه حل ریشه ای که بسیاری از تحلیلگران مسائل قومیت ها تجویز می کنند این است که اقلیت ها اعم از اقلیت های مذهبی و قومی مورد احترام قرار گیرند و جایگاهشان رعایت شود. جلال جلالی زاده نماینده دور ششم مجلس شورای اسلامی و تنها عضو سنی شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی از جمله کسانی است که به مشارکت دادن اقلیت ها در پست های کلیدی به عنوان راه چاره غلبه بر تفکرات رادیکال اعتقاد دارد. او در گفتگو با جرس به موضوع گروگانگیری ۵ مرزبان ایرانی اشاره می کند و می گوید: « دولت باید ریشه این گونه حوادث را بخشکاند و با برقراری عدالت در بلوچستان و تلاش در رفع محرومیت‌ها و توسعه اقتصادی در این منطقه با اعتماد به بلوچ‌ها اجازه ندهد گروه‌های مسلح در این منطقه زمینه این عملیات را فراهم کنند. وقتی در میان نیروی انتظامی یک نفر از بلوچ‌ها که منطقه و فرهنگ مردم آن منطقه را می‌شناسند وجود ندارد چطور مردم در این منطقه می‌توانند با مسئولین احساس نزدیکی کنند؟»

آقای جلالی‌زاده مطابق با قانون اساسی ایران، چه حقوقی برای اقلیت‌های قومی و مذهبی به رسمیت شناخته شده است؟

در چند اصل از اصول قانون اساسی به صراحت بر حقوق شهروندی و برقراری عدالت میان همه شهروندان ایرانی صرف نظر از تمایزات نژادى، قومى و جنسى تاکید شده است. برای نمونه در اصل ۱۹ قانونی اساسی به صراحت آمده است که مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردار هستند و رنگ،‌نژاد، زبان و مانند این‌ها سبب امتیاز نخواهد بود؛ و یا در اصول سوم، هفتم، پانزدهم هم بر تساوى افراد ملت و همچنین در مورد استفاده اقوام از زبان خود تاکید شده است.

بدین ترتیب با ملاحظه بسیاری از اصول قانون اساسی، در خواهیم یافت که حقوق و آزادیهای اساسی برای کلیه شهروندان و اتباع ایرانی در نظر گرفته شده و آنان در برخورداری از این حقوق بدون توجه به وابستگی قومی، نژادی، زبانی و حتی مذهبی مساوی هستند.

به نظرتان این اصول در مرحله عمل بدرستی به اجرا درآمده است؟

متاسفانه همیشه فاصله بین حرف و عمل زیاد بوده است و قانون اساسی تنها یک بحث مکتوبی است که سال‌ها در مرحله عمل مهجور و مسدود مانده است.

دولت یازدهم وعده تغییرات عینی و مشخصی را در راستای حقوق اقلیت داده است حتی در این مورد آقای علی یونسی اعلام کردند که کارگروه اقلیت‌های قومی تشکیل داده‌اند، شما در مدت این چند ماه تغییراتی در این زمینه مشاهده کردید؟

کاندیداهای دوره‌های ریاست جمهوری اخیر در زمان تبلیغات وعده‌هایی برای اجرای قانون اساسی و رعایت حقوق اقلیت‌ها دادند، اما پس از گرفتن رای از مردم وعده‌های خود را فراموش می‌کنند. آقای روحانی هم در ایام تبلیغات ریاست جمهوری با صدور بیانیه‌ای به اقوام ایرانی وعده دادند که به مطالبات آنان رسیدگی کنند و دستیار ویژه‌ای را هم در امور اقوام و مذاهب انتخاب کردند؛ اگرچه آقای یونسی از نظر فکری انسان آزادیخواه و اصلاح طلبی هستند و قصد دارند برای رفع تبعیضات میان اقوام و مذاهب در ایران اقدامات اساسی را انجام دهند اما عملا تنها هستند. در ابتدا با آقای یونسی جلساتی تشکیل می‌شد اما دو - سه ماهی است که دیگر جلسه‌ای با ایشان تشکیل نشده است و همانطور که گفتم ایشان فعال هستند و به مناطق مختلف سنی نشین سفر دارند و در شوراهای اداری بر رعایت حقوق اهل سنت تاکید دارند اما متاسفانه دولت در عمل با ایشان همراه نیست. در حالی‌ که کار اساسی باید در داخل دولت و در سطح وزراء و معاونین وزراء انجام شود اما عملا جز آقای زنگنه تاکنون از هیچ وزیر دیگری گام مثبتی در راستای مطالبات اقلیت‌ها و رفع تبعیضات بر داشته نشده است.

بی‌توجهی دولت به مناطق سنی نشین منجر به بحران‌هایی در برخی از استان‌ها از جمله عملیات گروگانگیری در استان سیستان و بلوچستان شده است، آیا نقض گسترده حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی و اعمال سیاست‌های محدود کننده با رویکرد امنیتی از سوی حکومت ایران در این مناطق تشدید کننده این درگیری‌ها نیست؟

اگر رویکرد عقلانی و استدلالی حاکم باشد به هیچوجه نگاه امنیتی و سخت گیری‌های بی‌مورد در مناطق مختلف جایی ندارد، چراکه نگرش امنیتی اگر هم منجر به سکوت در میان مردم این مناطق شود موقتی است. بنابراین باید بدنبال معالجه اساسی باشیم تا مشکلات حاد و متراکم که در این مناطق سالیان سال است وجود دارد٬ حل شود. حکومت باید بداند که نمی‌شود هویت اقوام مختلف ایرانی را انکار کرد زیرا ملت یا قومی را که سال‌ها در ایران زندگی می‌کند و دارای آداب و رسوم و فرهنگی است نمی‌توان بنام دین یا غیر دین از بین برد و یا با روش‌های مختلف آن‌ها را از حقوق خود محروم کرد. سیاست درست و منطقی این است که واقعیت‌ها را بپذیریم و حقوق اقوام مختلف ایران که جزوی از پیکره ایران هستند و در طول تاریخ از هویت ایرانی دفاع کرده‌اند را برسمیت بشناسیم و آن‌ها را خودی و محرم بدانیم و با نگاه توطئه به مسائل آن‌ها ننگریم.

در هر صورت نامحرم و غیر خودی تلقی کردن و انتظار محبت داشتن با هم تعارض دارند؛ چطور می‌شود مدام گفت که اهل سنت در ایران نامحرم هستند و نگاه‌شان به بیرون مرزهای کشور است و در عین حال انتظار داشته باشیم که محبت قلبی نسبت به مسئولین داشته باشند. این رابطه باید دوطرفه باشد. دولت باید حسن نیت خود را نشان دهد زیرا اهل سنت با مشارکت فعال و فراگیر در انتخابات‌های مختلف نشان داده‌اند که علاقمند به توسعه و رشد کشور هستند. همیشه افرادی در حاکمیت هستند که بخاطر منافع شخصی خود تلاش می‌کنند تا از مشارکت نخبگان فرهنگی و سیاسی و اقتصادی اقوام و توجه آن‌ها به مرکز جلوگیری کنند و متاسفانه از این بدبینی ایجاد شده، سوء استفاده می‌کنند. رشد نیروهای سلفی در بلوچستان و کردستان و دیگر مناطق ایران ناشی از یک واکنش منفی و سلبی حکومت به مردم است. یعنی وقتی حکومت حاضر نیست از خانواده شهدا و ایثارگران و رزمندگان اهل سنت در مناطق مختلف برای توسعه کشور استفاده کند، همین امر باعث دلسردی مردم نسبت به حکومت می‌شود و آن‌ها را به سمت جریان‌های رادیکال جامعه می‌کشاند.

درکنار سیاست‌های غلط حاکمیت که اشاره کردید عوامل بیرونی و خارج از مرز تا چه حد در رشد و گسترش جریان‌های سلفی‌گری و افراطی در مناطق سیستان و بلوچستان تاثیر دارد؟

از ابتدای انقلاب تاکنون هیچ مدرکی در مورد وابستگی اهل سنت به خارج از کشور ثابت نشده است. اهل سنت در ایران از راههای مدنی و مسالمت آمیز و در چارچوب قانون اساسی همیشه بدنبال تحقق مطالبات خود بوده‌اند. از همین رو باید این سوال را کرد که چرا در جامعه ما جریان‌های افراطی و تندرو٬ رشد و ظهور پیدا می‌کنند؟ مسلم است در جامعه‌ای که ظلم و تبعیض باشد و تمام امکانات و مسئولیت‌ها به بخشی که شیعه هستند داده شود و به اقوام دیگر توجهی نشود، از احساسات جوانان برای مقابله با این روش و سیاست استفاده می‌شود. به نظر من حکومت باید بر اساس منطق و قانون حقوق بشری و اسلامی بطور یکسان به همه شهروندان خود نگاه کند.

این نگاه بیشتر ناشی از تنگ نظری مذهبی است یا قومی؟

اگر دقیق مسئله مورد بررسی قرار گیرد اصلا شاید مسئله قومی نباشد. برای مثال در میان فارس‌های اهل سنت در استان خراسان رضوی یا در استان فارس درصد بسیار پایینی از فارس‌های اهل سنت در مدیریت‌ها استفاده شده‌اند. در حقیقت، ما با یک تنگ نظری مذهبی روبرو هستیم که در ایران رو به افزایش است و از همین رو همیشه جریانهای افراطی با استفاده از این ابزار و نگرش به رشد افراطی‌گری کمک می‌کنند. ببنید، در صدا و سیما نام بردن از ابوبکر و عمر و عایشه ممنوع است، یعنی پانزده درصد از جامعه ایران که اهل سنت هستند نمی‌توانند از صدا و سیما برای بیان اعتقادات خود استفاده کنند. یا وقتی آشپزی بعد از چهار سال از شغل خود بخاطر سنی بودن اخراج می‌شود برای احقاق حقوق خود به نوع دیگری عمل خواهد کرد. بنابراین این برخوردهای سطحی و ضد بشری که توسط برخی از مسئولین در ایران اعمال می‌شود زمینه را برای ظهور و رشد نیروهای رادیکال در جامعه ایجاد می‌کند.

به نظر شما دولت چگونه باید با مسئله گروگان گیری مرزبانان ایرانی برخورد کند؟

من شخصا معتقد به خشونت و روش‌های غیرمدنی و گروگانگیری نیستم. دولت باید ریشه این گونه حوادث را بخشکاند و با برقراری عدالت در بلوچستان و تلاش در رفع محرومیت‌ها و توسعه اقتصادی در این منطقه با اعتماد به بلوچ‌ها اجازه ندهد گروه‌های مسلح در این منطقه زمینه این عملیات را فراهم کنند. وقتی در میان نیروی انتظامی یک نفر از بلوچ‌ها که منطقه و فرهنگ مردم آن منطقه را می‌شناسند وجود ندارد چطور مردم در این منطقه می‌توانند با مسئولین احساس نزدیکی کنند. در هر حال امیدوارم شاهد ناامنیتی و گروگانگیری در منطقه نباشیم و هر چه سریع‌تر گروگان‌ها را آزاد کنند تا به آغوش خانواده خود بازگردند.

نظر شما در مورد همزیستی اقوام ایرانی چیست؟

آذربایجان، کردستان و بلوچستان و... با توجه به ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی خود یک ملت واحد هستند. بعبارت دیگر تنوع قومی و فرهنگی و زبانی در ایران واقعیتی است که نمی‌توان انکار کرد و از زمان قاجار وجود داشته است، ایران جامعه‌ای متنوع، متعدد و متکثر است. بدین ترتیب باید حقوق هر قوم را در ایران رعایت کنیم و راضی به تبعیض میان اقوام نشویم. دولت آقای روحانی هم برخلاف دولت پیشین باید نگاه مذهبی‌اش را به نگاه انسانی و ملی تغییر دهد. ما همه از هر قوم و مذهبی در ایران زندگی می‌کنیم و حق آب و گل داریم تا در راستای توسعه کشورمان تلاش کنیم. چرا کسی که هزاران سال در این کشور ریشه دارد بدلیل سنی بودن باید از رشد خود بازبماند. این گونه نگرش خیانت به تاریخ و ملت ایران است.

 

طی سال‏های اخیر اقلیت‏‌ها در برخی موارد در احقاق حقوق خود از جمله آموزش زبان مادری در مدارس با چالش‏هایی مواجه شده‌اند، برخی معتقدند که سیاست تک زبانی به تضادهای هویتی و واگرایی سیاسی منجر خواهد شد، نظر شما در این زمینه چیست؟


زمانیکه امری اجباری و دولتی شود باعث سرخوردگی می‌شود. من حتی دیده و شنیده‌ام که در میان کردهای ایران، ترکیه، عراق و حتی سوریه قبل از اینکه دانشجویان و طلبه‌ها به حوزه‌ها و مدارس دینی بروند کتابهای بوستان و گلستان سعدی را می‌خوانند. یعنی قبل از تاسیس جمهوری اسلامی و حتی در کشورهای شبه قاره احترام خاصی برای زبان فارسی قائل بودند. اما امروز اگر بخاطر سیاست‌های غلط بخواهیم زبان فارسی را تحمیل کنیم و افراد را از زبان مادری خود که حق بشری و قانونی آنان است محروم کنیم، در حقیقت به نوعی مانع نفوذ و گسترش زبان فارسی شده‌ایم. آموزش به زبان محلی و قومی از جمله مفاد مغفول مانده در قانون اساسی است.

ما می‌بینیم که در کشورهای اسکاندیناوی برای افراد مهاجر مدارسی را تاسیس می‌کنند تا زبان مادری خود را بیاموزند این اقدام نه تنها موجب لطمه زدن به زبان آن کشور نمی‌شود، بلکه همین آزادی و احترام به حقوق شهروندی باعث می‌شود توجه بیشتری به زبان رسمی آن کشور شود. بنابراین آموزش به زبان مادری در کشور ما نه تنها آسیبی برای زبان فارسی نیست، بلکه بر عکس یک سپر حمایتی برای غنی سازی زبان فارسی است و از فراموشی بسیاری از کلماتی که در فارسی کهن است جلوگیری می‌کند. از منظر دیگر هم اجرای قانون توسط دولتمردان باعث احترام مردم به آن‌ها و قانونمداری کشور خواهد شد. جای تاسف است که افراد فرهیخته در فرهنگستان زبان فارسی اجرای اصول قانون اساسی را توطئه می‌دانند.

در چهارچوب نظام سیاسی حاکم بر کشور، چطور می‌توانیم از مشارکت نیروهای بومی در مدیریت کلان استفاده کرد؟

امروز با خودم می‌گفتم چرا کشور ما نباید نمونه‌ای برای کشورهای دیگر باشد؟ مردم آزادانه در تظاهرات شرکت می‌کردند و مطالبات خود را مطرح می‌کردند. با کمال تاسف بعد از سی و اندی سال از تصویب قانون اساسی ـ قانونی اساسی که خون بهای شهدای ماست ـ بطور کامل اجرا نمی‌شود. حکومت باید تلاش کند تا مطالبه اجرای عدالت و احقاق حقوق شهروندی را دنبال کند و این امر بدون اجرای اصول قانون اساسی یعنی بهره بردن از مشارکت تمام شهروندان صرف نظر از قوم و‌نژاد و زبان محقق نخواهد شد.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.