دوشنبه ۰۵ تیر ۱۳۹۶ -
- 26 Jun 2017
01 شوال 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فلج ملی
ما دولت روحانی را برای نجات کشور از جنگ و فقر روی کار آوردیم، راهی جز حمایتش نداریم 


ما گرفتار فلج ملی شدیم


یک: دولت اعتماد ندارد که حداقل بیش از پنجاه درصد مردم حامی « روحانی، هاشمی، خاتمی» اند، با وجود اینکه مطمئن است چنین رایی آورده است.


دو: مخالفان دولت وانمود می کنند که اکثریت مردم با آنان هستند، در حالی که نه آمار و نه هیچ منبعی این را تائید نمی کند.


سه: اصولگرایان و تندروهای جبهه پایداری همبسته با سلطنت طلبان و براندازان، مشکلات اقتصادی مانند بیکاری، فقر، آلودگی هوا، بحران پول و تورم را با وجود اینکه همه می دانند عامل آن دولت سابق است، اما آن را گردن دولت فعلی می اندازند.


چهار: دولت روحانی به چاه ویل بحران فقر ناشی از سیاست زمین سوخته احمدی نژاد و میلیاردها دزدی افتاده و علیرغم همکاری‌های بین المللی توانایی کافی برای پاسخ به نیاز اقتصادی مردم افتاده و از کارهای دیگر بازمانده است.


پنج: بطوری آشکار، شفاف و دشمنانه، مجلس و قوه قضائیه تلاش می کنند تا دولت را زمین بزنند و حواشی بسیار برای آن ایجاد کنند. قوه قضائیه با اعدام‌های هر روزه، که ربطی به دولت ندارد و مجلس با پرونده سازی برای دولت، سپاه با دخالت در توافقنامه هسته‌ای و صدا و سیما با مخالفت علنی با دولت، و نیروهای برانداز خارج از کشور هماهنگ با مرتجع‌ترین بخش بدنه نظام منعکس کننده خبرهای تلخ و سیاهی هستند که عامل آن دولت قبلی است ولی دولت روحانی باید عواقب آن را بپردازد.


شش: محافظه کاران با تندترین برخوردها، مانع اجرای سیاست‌های فرهنگی و هنری دولت که می تواند بستر مطلوبی برای امید بخشی برای جامعه فراهم کند، می شوند و با تعطیل روزنامه ها، پرونده سازی برای هنرمندان حوزه سینما و نمایش و ادبیات و موسیقی دولت را ناتوان جلوه می دهند.


هفت: تمام تلاش محافظه کاران این است که از دام تحریم اقتصادی بگریزند ولی به توافق با آمریکا و صلح با غرب نرسند، از این طریق امکان همکاری‌های بین المللی برای حل مشکلات داخلی گرفته می شود. رهبری گمان می کند که اگر به سوی آشتی با آمریکا و غرب برود، این به معنی انکار بنیادها و اصول انقلاب است. از همین رو توافق‌ها عملا به نفع غرب و نه الزاما به نفع جامعه ایران تمام می شود و دولت با وجود داشتن امکان رهبری منطقه در انزوایی که دولتمردان جنگ طلب می طلبند می ماند.


هشت: رسانه‌های حکومتی که در انحصار تندروهاست باضافه رسانه ملی با همه امکاناتش علیه دولتی که کسی مدافعش نیست تبلیغ می کند و دولت را ناتوان جلوه می دهد. در حالی که دولت بسیار بیشتر از انتظارات رفتار کرده و جامعه جهانی نیز با ایران همکاری کرده. در نتیجه دولت ضعیف و ناتوان نمایانده می شود. جبهه وسیعی از جنگ طلبان شامل دولت سابق، صدا و سیما، بخشی از مجلس و بخش مهمی از قوه قضائیه که مایلند تا ایران همچنان در موقعیت تضاد با غرب بماند، عملا پاشنه آشیل دولت شده است. یعنی عامل اصلی ناموفق شدن دولت همان حکومت است. این موضوع توسط کسانی که در دوران هشت سال بلبشوی سیاسی اقتصادی دچار فربهی مالی و سیاسی شده اند، تقویت می شود.


نه: رهبر نظام می دانست که اگر وارد جنگ شود کشور و حکومت به باد می رود، لذا مانعی برای تشکیل دولت میانه رو ایجاد نکرد، اما در صحنه عمل حکومت می داند که اگر این روند ادامه پیدا کند اصلاح طلبان و تغییرخواهان قدرت را به دست می گیرند. این واقعیتی محتوم است. در حال حاضر تضاد اصلی میان حکومتی است که جنگ می خواهد تا نابود شود و دولتی که می خواهد دولت مدنی باشد تا هم اوضاع ایران را اصلاح کند و هم هژمونی منطقه را در دست بگیرد.


ده: آمریکا مایل است که ایران به عنوان قابل اعتماد‌ترین بدنه اجتماعی منطقه رهبری منطقه را در دست بگیرد، اما تندروها مایلند ایران پیکان ستیز با آمریکا باشد. رهبری در میان این انتخاب بسیار دشوار وامانده است. شخص هاشمی رفسنجانی با اصلاح طلبانه‌ترین و درست‌ترین مشی هر روز حرف هایی می زند که شنیده نمی شود و تندروها سعی می کنند آنچه را که تندروهای منطقه( تندروهای اسرائیل، تکفیری ها، وهابی‌ها و القاعده) بزنند


در این میان

یک: تندروهای کشور اعم از فاسدین اقتصادی که تندروی را می خواهند تا از آب گل آلود جنگ ماهی‌های طلایی صید کنند، حزب اللهی هایی که گمان می کنند دین و ایمان‌شان در گرو تفسیر کمونیستی رهبر و احمدی نژاد از جنگ با آمریکا و غرب است و بی‌لیاقت‌ها و معلولین فکری مثل شریعتمداری و ده نمکی که فقط در بلاهت می توانند قدرت و رانت و پول به دست بیاورند، نمی خواهند دولت روحانی حتی دو سال دیگر بماند. ماندن روحانی برای دوسال دیگر به معنی نابودی آنهاست.


دو: اکثریت جامعه ایران رفاه، احترام، آزادی فردی و صلح می خواهند؛ اقلیت‌های خودتعریف کرده‌ای که نامشان را نیاورم بهتر است، همه و همه در قالب فرقه فرو رفته اند. اعتقادات صلب و سخت و روابط تاریخی اساس ارتباط‌شان است. آنان نه با کسی بحث می کنند و نه وارد گفتمان و اصول گفتمانی می شوند. آنان فقط می خواهند فرقه خودشان قدرت پیدا کند. اقلیتی هستند که می خواهند اکثریت را رهبری کنند. اینها خطرناک اند.


سه: ما چاره‌ای نداریم جز اینکه حول محور سه سیاستمدار « روحانی، خاتمی و هاشمی» گرد بیاییم، این سه تن بالاترین رای را از مردم ما در انتخابات گرفته اند. نه در انتخابات بسته و کنترل شده، بلکه حتی در انتخابات مطلقا آزاد هم همین سه نفر شاخص خواسته‌های مردم و نماینده اکثریت آنان است. متاسفانه ما ایمان نداریم که اکثریت مردم با ما هستند، در حالی که هستند، و آنان توهم می کنند که اکثریت دارند در حالی که ندارند. حتی در فضای مجازی هم نماینده متشکل‌ترین گروه یعنی سلطنت طلبان یک سوم نماینده دولت موجود خواهان دارد. ما باید در این شرایط که مردم دچار فلج هستند دست به تلاش بزنیم. من نمی خواستم، برایم تلخ بود که باز هم رو به سیاست بیاورم، اما سیاست نان روزانه ماست. باید با مخالفان منافع کشور بجنگیم.


چهار: دو تجربه مرا به این واداشت که بگویم مبارزه اینترنتی تا چه حد ضروری است. اول اینکه حکومت همه درها را بسته و جز اینترنت که خودش هم به آن نیازمند است راهی باقی نگذاشته. فیس بوک بطور اخص و اینترنت بطور اعم مهم‌ترین رسانه ماست. کاش من وتو و صدا و سیما و رادیو فردا را داشتیم، کاش بی‌بی سی را داشتیم، ولی نداریم. باید به آنها هم فشار بیاوریم تا معتدل و منطقی بنویسند و حامی منافع ایران باشند. یا حداقل از اصول تعریف شده‌ای مثل حقوق بشر دفاع کنند. تعداد مخاطبان چند صفحه اینترنتی، که با زهم نام نیاورم بهتر است، بیش از همه رسانه‌ها و از جمله روزنامه و کتاب مخاطب دارد.


پنج: ما نیاز به یک جبهه ی ملی برای ایستادگی و مقاومت داریم. هر آدم وفادار و متعهدی می تواند صد برابر کسانی که فقط حرف می زنند کمک کند. ما دولت روحانی را برای نجات کشور از جنگ و فقر روی کار آوردیم، راهی جز حمایتش نداریم. از دولت مردمی، و از خاتمی و هاشمی و روحانی حمایت کنیم.

 
 نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست. 

ارسال به :


نظرات
ناظر : ۱۱ اسفند ۱۳۹۲, ساعت ۸:۰۹ قبل از ظهر
اصولگرایان به هیچ وجه در این توهم نیستند که اکثریت مردم با انان هستند . به همین جهت نیز جنتی دم از حفظ حکومت از سوی اقلیت مومنین با استفاده از زور میزند و رئیس دفتر رهبر هم برای دادن قوت قلب به اعضای وحشتزده جامعه مدرسین از یک میلیون نیروی مسلح در اختیار رهبر در قالب سپاه و بسیج سخن میگوید . اصولگرایان و حاکمیت ولایی هم بخوبی از میزان محبوبیت خود در بین مردم اطلاع دارند و هم از رنگ باختن ارزشهایی که به بهانه حفظ انها تا اینجا آمده اند ، آگاه هستند . اما نمیدانند چونه از این بن بستی که در آن خود را گرفتار کرده اند ، بیرون آیند ، چون میزان بدهی آنان به ملت ایران به حدی رسیده است ، که پرداخت آن جز با اعلام ورشکستگی ممکن نیست .
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.