سه‌شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸ -
- 18 Jun 2019
14 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
چرا دیگر روسیه از غرب نمی ترسد؟
جرس: غرب از روی ناباوری دارد چشمانش را باز و بسته می کند؛ 

 

ولادمیر پوتین قسمتی از اوکراین را تصرف کرد. دیپلمات‌های آلمانی، فرانسوی‌های کمیسیون اروپا و تحلیلگران امریکایی از این شگفت زده شده‌اند که چرا روسیه با مناسبات تریلیون دلاری خود و غرب قمار کرد؟
علت حیرت رهبران غربی این است که آن‌ها نفهمیده بودند که صاحبان روسیه دیگر آن احترام دوران پس از جنگ سرد را برای اروپایی‌ها قائل نیستند. از نظر روسیه غرب دیگر یک اتحاد صلیبی نیست و امروز تنها چیز پر اهمیت برای غرب پول است.
نزدیکان و خدمه پوتین این موضوع را شخصا می‌دانند که حاکمان روسیه برای سال‌ها در اروپا مشغول خرید بودند. از غرب لندن گرفته تا منطقه ساحل لاجوردی (۲) فرانسه، روس‌ها در همه جای اروپا قصر و آپارتمان لوکس دارند. جای فرزندانشان در مدارس شبانه روزی بریتانیا و مدارس خصوصی سوئیس امن است، همینطور جای پول‌هایی که در بانک‌های اتریشی و پناهگاه‌های مالیاتی (۳) بریتانیایی پنهان کرده‌اند.


دیگر کسی در حلقه درونی حاکمان روسیه از یک سازمان اروپایی نمی‌هراسد. برای مدت‌ها تنها چیزی که مسئولان روس از اروپا می‌دانستند سازمان‌های امنیتی بریتانیا بود، ولی امروز از مناسبات اروپا اطلاع بیشتری دارند. اطرافیان پوتین از نزدیک دیده‌اند که وقتی بوی پول‌های میلیاردیشان شنیده شود، چطور اشرافیان چاپلوس اروپایی و غول‌های تجاری این کشور‌ها از آن‌ها استقبال می‌کنند. ریاکاری اروپایی‌ها [همان‌هایی که به کمکشان ثروت‌های خود را مخفی کرده‌اند] بر حاکمان روسیه ثابت شده است.


در گذشته هر وقت سفارت‌های اروپایی بیانیه‌ای راجع به فساد عظیم شرکت‌های دولتی روسیه منتشر می‌کردند، روسیه [با تمام قدرتش] به آن‌ها گوش می‌کرد. ولی امروز اوضاع تغییر کرده است، چون آن‌ها به خوبی می‌دانند که این بانکداران، تجار و وکلای اروپایی هستند که تمام مراحل عملیات غیر قانونی پنهان کردن درآمد حاصل از فساد روس‌ها را در جزایر آنتیل هلند (۴) تا جزایر ویرجین بریتانیا (۵) انجام می‌دهند.


راجع به پول‌های زیاد حرف نمی‌زنیم، پول مورد بحث ما از زیاد خیلی بیشتر است. مبالغ جابجا شده سرسام آورند. بانک مرکزی روسیه طبق ردگیری‌های انجام گرفته تخمین می‌زند که دو سوم از ۵۶ میلیارد دلاری که در سال ۲۰۱۲ از روسیه خارج شده به فعالیت‌های غیر قانونی تعلق دارد. این پول‌ها حاصل جرم‌هایی همچون رشوه در تنظیم قرارداد‌های مالی، فساد مالیاتی و قاچاق مواد مخدر هستند. این‌‌ همان پولی است که بانکداران شیک پوش و مشهور انگلیسی در لندن دست‌های خود را به آن آلوده کرده‌اند.


روسیه در پس پرده فساد اروپایی‌ها ضعف امریکا را می‌بیند. کرملین باور ندارد که کشور‌های اروپایی، به استثناء آلمان، واقعا از ایالات متحده مستقل باشند. روسیه معتقد است که دولت‌های اروپایی سر سپرده واشنگتن هستند و اگر ایالات متحده به آن‌ها دستور دهد، همانطور که در دوران جنگ سرد دستور داد، باید تجارت خود با کرملین را قطع کنند.


مسکو وقتی به رقابت اسپانیا، ایتالیا، یونان و پرتغال برای تبدیل شدن به بهترین شریک تجاری روسیه در اتحادیه مالی یورو [در مقابل اشاره نکردن به وضعیت حقوق بشر در روسیه] نگاه می‌کند، متوجه می‌شود که کنترل امریکا بر اروپا خدشه دار شده و در حال کاهش است.
روسیه حتی می‌تواند نشانه‌های ضعف امریکا را در سفارت این کشور در مسکو ببیند. در گذشته کرملین از اینکه ماجراجویی‌های خارجی برایش گران تمام شود بیم داشت و می‌ترسید که این حملات به کشیده شدن ماشه تحریم‌های دوران جنگ سرد علیه این کشور منجر شود؛ تحریم‌هایی از جمله ممنوعیت صادرات کلیدی صنعت نفت مسکو و حتی کوتاه کردن دستش از بخش بانکی غرب. امروز دیگر چنین ترسی در طرف روس مشاهده نمی‌شود.


روسیه سردرگمی امریکا را متوجه شد. شروع بازی شطرنج اوکراین توسط پوتین به مبانی سیاست خارجی ایالات متحده شوک وارد کرد. امریکایی‌ها ترجیح می‌دهند که درباره چین صحبت کنند یا در مذاکرات صلح فلسطین و اسرائیل می‌انجیگری کنند. مسکو یک امریکای نیازمند را در مقابل خود می‌بیند. ایالات متحده برای ادامه رساندن تجهیزات به افغانستان، برگزاری هر نوع کنفرانس در مورد صلح سوریه و اجرای تحریم‌های ایران نیازمند کمک و همراهی روسیه است.


مسکو حتی نگران هم نیست. نخبگان حکومتی روسیه عدم آسیب پذیری خود را به نحوی گسترده نمایان کرده‌اند، چرا که تمام چیزهایی که برایشان مهم است در حساب‌ها و مستقلاتشان در اروپا جای امنی دارند. روی کاغذ این به معنی آسیب پذیری این افراد است، چرا که اتحادیه اروپا با انجام تحقیقات پولشویی به صورت ناگهانی و ممنوعیت صدور روادید، می‌تواند به سرعت دست این افراد را از ثروتشان کوتاه کند. اما گذر زمان در این مورد هم چیز دیگری را نشان داده است. مسئولان روسیه دیده‌اند که بار‌ها اروپایی‌ها از تصویب هر چیزی که تا حدی به قانون مگنیتسکی (۶) ایالات متحده شبیه بوده طفره رفته‌اند.


تمام این مشاهدات پوتین را دلگرم می‌کند. او از این مطمئن شده که نخبگان اروپایی بیش از اینکه دغدغه ایستادگی در برابر او را داشته باشند به فکر این هستند که بیشتر پول درآورند. شواهد به همین سادگی است؛ زمانی که در سال ۲۰۰۸ نیروهای روسیه تا حومه تفلیس پایتخت گرجستان پیشروی کردند و همینطور زمانی که مخالفان روسیه در دادگاه‌های نمایشی محاکمه می‌شدند، اظهارات و هیاهوی اروپایی‌ها تمامی نداشت اما حتی یک کلمه به پول‌های میلیاردی مسئولان روس در اروپا اشاره نشد.
کرملین فکر می‌کند حالا راز کثیف اروپایی‌ها را می‌داند و دیگر تشکیلات اروپایی در برابر روسیه مانند توپی روی گوه، لغزان و سست هستند. در نظر مردان عبوسی که روسیه پوتین را اداره می‌کنند، اروپایی‌ها نسخه‌ای جدید از سیاستمداران زمان شوروی هستند که در دهه ۱۹۸۰ از مارکسیسم بین المللی صحبت می‌کردند اما دیگر به حرف‌های خود باور نداشتند. به عقیده روسیه امروز بروکسل راجع به حقوق بشر تنها شعار می‌دهد اما بدان باور ندارد. در حال حاضر اخلاقیات گردانندگان واقعی اروپا مثل صندوق‌های سرمایه گذاری شده است؛ به هر قیمتی پول در بیاورید و آن را به جزایری با میزان مالیات پایین [یا‌‌ همان پناهگاه مالیاتی] انتقال دهید.


کرملین می‌تواند شواهد این مدعا را در رهبران پیشین اروپا ببیند. تونی بلر نخست وزیر سابق بریتانیا هم اکنون به قزاقستان در مورد روش‌های بهبود تصویر این دیکتاتوری در غرب مشاوره می‌دهد. نیکلاس سارکوزی رئیس جمهور سابق فرانسه پیش‌تر مشغول بررسی راه اندازی یک صندوق سرمایه گذاری با پول حاکمان مستبد قطر بود. و گرهارد شرودر صدر اعظم پیشین آلمان رئیس کنسرسیوم جریان شمالی (۷) با سرمایه گذاری عمده گازپروم (۸) روسیه است. این کنسرسیوم مالک خط گازی است که از طریق دریای سیاه گاز روسیه را مستقیما به قلب اروپا [برای آلمان] هدایت می‌کند.
روسیه خاطر جمع است که ضد حمله اقتصادی از طرف غرب در پیش نخواهد بود. آن‌ها معتقدند که اروپایی‌ها پول الیگارش‌های روس را تحریم [یا توقیف] نمی‌کند و همینطور ایالات متحده دسترسی آن‌ها به بانک‌های بین المللی را محدود [یا ممنوع] نخواهد کرد. البته روسیه اطمینان دارد که گزینه پاسخ نظامی اصلا مطرح نخواهد بود. عضویت روسیه در گروه هشت (۹) را لغو خواهند کرد؟ چه کسی اهمیت می‌دهد؟


از آنجایی که پوتین از عکس العمل احتمالی غرب هیچ ترسی ندارد، او می‌تواند توجه خود را در روسیه به آن چیزی که برای خودش مهم است جلب کند؛ ماندن در قدرت. وقتی در اواخر سال ۲۰۱۱ پوتین قصدش مبنی بر بازگشت به ریاست جمهوری را مطرح کرد، سوال اصلی مخالفان این بود که چرا؟
مردم خریدار داستانهای رژیم نبودند. با عدم کنارگیری از قدرت، پوتین می‌خواست به چه چیزی برسد؟ ارزش خود را بالا ببرد؟ دیمیتری مدودف، رئیس جمهور دست نشانده او حداقل داستان تجدد روسیه را خوب عرضه می‌کرد. چه چیز به غیر از تشنگی قدرت، پوتین را مجبور کرد تا به ریاست جمهوری بازگردد؟ علت این است که تصمیم سازان استراتژیک و چرخشی کرملین چیزی برای جایگزینی نداشتند.


در دسامبر ۲۰۱۱ تظاهرات گسترده‌ای مسکو را به لرزه درآورد. بیش از ۱۰۰ هزار نفر در برابر کرملین خواستار تغییر شیوه حکومت روسیه شدند. با تهدید و ارعاب معترضان از خیابان‌ها خارج شدند، اما مشکل مشروعیت رژیم حل نشد. پوتین یکبار با شعار ایجاد ثبات و افزایش درآمد‌ها، پس از هرج و مرج دهه ۱۹۹۰ در انتخابات پیروز شده بود. اما در شرایطی که مردم روسیه با کند شدن رشد اقتصادی از رکود نگران بودند، نه از هرج و مرج، مشخص نبود که این ثبات به چه دردی می‌خورد.
این‌‌ همان جایی است که دستگاه‌های تبلیغاتی از اعلام موجودیت اتحادیه اوراسیا (۱۰) خبر دادند. این نام نهاد مبهم و جدیدی است که پوتین می‌خواهد بوسیله آن کشور‌های شوروی سابق را در یک اتحاد [در برابر اتحادیه اروپا و ایالات متحده] قرار دهد و سنگ بنای آن با ایجاد اتحادیه گمرکی مشترک بین روسیه، قزاقستان و بلاروس [توسط روسیه] گذاشته شد. پوتین امیدوار بود که اوکراین با رهبری یانکوویچ هم به این اتحادیه بپیوندد. این فقط به معنی ایجاد یک امپراتوری نیست، بلکه به معنی استفاده از امپراتوری برای مشروعیت بخشیدن به رژیم و سرپوش گذاشتن بر مقیاس عجیب و غریب فساد‌های دولتی است.


روسیه ترجیح می‌داد که اوکراین را یکجا می‌بلعید، اما نمایش باید ادامه پیدا کند. تلویزیون روسیه باید هر روز در اخبار شبانگاهی از افتخار آفرینی‌های پوتین بگوید. سیاست روسیه دچار چرخش شده است البته این چرخش به معنی تغییر بنیادین نیست. جوهر اصلی سیاست‌های روسیه خارج کردن میلیارد‌ها دلار پول از کشور و انتقالشان به پناهگاه‌های مالیاتی خوش آب و هوای اروپا است. پنهان کردن این فساد گسترده دلیل اصلی نیاز روسیه به داستان سازی دائمی و مدیریت از بالای روابط عمومی درباره سیاست‌های پوتین است. از اینکه پوتین برای کرملین یک هواپیمای لوکس یک میلیارد دلاری سفارش داده خشمگین شده‌اید؟ از ناپدید شدن یک سوم بودجه ۵۱ میلیارد دلاری المپیک سوچی بخاطر فساد و رشوه خواری مسئولین ناراحتید؟ همه را فراموش کنید چون روسیه دوباره درگیر جنگ شده است.


کریمه (۱۱) برای پوتین بی‌عیب و نقص است. اینجا دیگر اوستیای جنوبی (۱۲) نیست، کریمه روستاهای دور افتاده در مناطق کوهستانی گرجستان با ساکنین غریبه برای روس‌ها نیست. اینجا قلب مکتب رمانتیک روسیه است. این شبه جزیره تنها منطقه‌ای از دنیای باستان است که روسیه توانست آن را فتح کند و این خود دلیل عشق بی‌حد و حصر اشراف تزاری به این منطقه بود. کریمه نماد تخیلات قرن‌های هجدهم و نوزدهم روسیه مبنی بر فتح قسطنطنیه (۱۳) و آزاد کردن مسیحیان ارتدوکس یونانی از دست حاکمان مسلمان است. کریمه بخاطر شعر و قصرهای زیبایش به زمین بازی سلطنتی تبدیل شد تا جایی که آن را نگین تاج سلطنت روسیه می‌نامیدند.


کریمه تنها سرزمینی بود که روس‌ها بخاطر از دست دادنش ناراحت شدند. علت، جاذبه‌های جهانگردی آن است. اتحاد جماهیر شوروی این افسانه تزاری را به یک کمپ تعطیلاتی بزرگ، پر از آسایشگاه‌های کارگری و کمپ‌های پیشاهنگی تبدیل کرد. بر خلاف دیگر شهر‌های روس در خارج [مثلا در شمال قزاقستان] کریمه جایی است که مردم روسیه آن را دیده‌اند، حتی امروزه بیش از یک میلیون روس سالانه برای گذراندن تعطیلات به کریمه می‌روند. این منطقه یک شبه جزیره معمولی نیست؛ تلفیقی است از یک گردشگاه ساحلی و تاریخچه رمانتیک امپراتوری روسیه.


ولادمیر پوتین اهمیت این شبه جزیره را می‌داند و همینطور متوجه است که اگر کریمه را به روسیه بازگرداند، میلیون‌ها نفر از مردم او را به عنوان یک قهرمان تشویق خواهند کرد. او می‌داند که بوروکرات‌های اروپایی اظهارات تندی خواهند کرد، اما سریعا به کسب و کار مشترکشان باز می‌گردند و به نخبگان روس کمک خواهند کرد تا در لندن خانه و در فرانسه منازل ویلایی بخرند. او خیلی خوب می‌داند که ایالات متحده دیگر نمی‌تواند یک تغییر رویه تجاری را به اروپا تحمیل کند. او می‌داند که عکس العمل ایالات متحده چیزی بیشتر از مانور‌های نظامی تهدید آمیز نمی‌تواند باشد. این دلیل تسخیر کریمه توسط ولادمیر پوتین است. او فکر می‌کند که با این کار هیچ چیزی را از دست نخواهد داد.

منبع: مجله پالیتیکو

 

۱ * Ben Judah

او تحلیلگر مسائل روسیه و نویسنده کتاب «امپراتوری شکننده: چگونگی آغاز و پایان عشق روسیه به پوتین» است.
۲ Cote d «Azure
۳ Tax Havens
پناهگاه‌های مالیاتی به مناطق، ایالت‌ها و یا کشور‌هایی گفته می‌شود که برای افزایش جذب سرمایه گذاری‌های خارجی، نظام مالیاتیشان به گونه‌ای طراحی شده [عمدتا توسط کار‌شناسان اقتصادی بانکهای بزرگ جهان] که به سرمایه گذاران خارجی امکان می‌دهد که در یک یا چند زمینه تجاری از میزان پائین [و یا حتی معافیت] مالیات استفاده کنند و در عوض مالیات از کارمندان این شرکت‌ها [مالیات از پائین] اخذ شود. در نتیجه بسیاری از سرمایه داران یا شرکت‌های بزرگ اقدام به ثبت تجارت خود در این مناطق می‌کنند تا از این معافیت‌ها بهره‌مند شوند. این نوعی فرار مالیاتی است و خارج شدن پول از جیب مردم در کشورهایی که این شرکت‌ها واقعا در آن فعالیت می‌کنند را در پی دارد. این مساله بین کشور‌های مختلف پدیده‌ای به نام «رقابت مالیاتی» را ایجاد کرده است. طبق قوانین بین المللی هر منطقه‌ای که دارای دستگاه قضائی مستقل باشد می‌تواند نرخ مالیات خود را تعیین کند. این مناطق می‌توانند کشورهای مستقل یا مناطق خود مختار تحت قیومیت دیگر کشور‌ها باشند؛ از کشورهای مستقلی که از آن‌ها به عنوان پناهگاه مالیاتی یاد می‌شود می‌توان به لوکزامبورگ، قبرس، هلند و ایرلند اشاره کرد و در میان مناطق مهم باید از مجمع جزایر ویرجین و کایمان، جزیره جرسی، مانین و برمودا که همگی تحت قیومیت بریتانیا هستند و همینطور از ایالت دلاور امریکا نام برد.
۴ Dutch Antilles Islands
۵ British Virgin Islands
۶ Magnitsky Act
 قانونی که تعداد انگشت شماری از مسئولان مجرم دیگر کشور‌ها [از دید امریکا] را از ورود به ایالات متحده منع می‌کند.
۷ Nord Stream Consortium
۸ Gazprom
۹ G۸
۱۰ The Eurasian Union
۱۱ Crimea
۱۲ South Ossetia
۱۳ Constantinople

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.