دیدار تازه و دیوار کهن
اصلاحات زنده است
اصلاح یا انقلاب
جزیره سرگردانی در وطن و سرگردانهای خارج
هشتم مارچ روز آشتی با خود
پیوند با زحمتکشان، یک ضرورت است
جنبش سبز و اقوام ایرانی
انقلاب ۵۷ نگاه به جهان از منظر خیر و شر
قرآن انحصار طلب نيست
معناي «عدالت» در قرآن *
هزینه نوشتن؛ پردهبرداری از زندگی خصوصی
نهال سبز آبیاری دائمی طلب می کند
در شرایطی که باغبان متولی ملک ما، علف هرزه هارا حمایت می کند وخارهای گزنده پرورش می دهد، حفظ و نگهداری جوانه های مستقل سبزبرای سرفراز زیستن فرزندانمان در آینده مهم ترین وظیفه است ادامه ...
سید ابراهیم نبوی
تقلب( Taghallob ): برگشتن از حالی به حال دیگر. دیگرگون شدن چیزی که یک جور دیگر بوده است. واژگون شدن کسی که انتخاب شده و نصب کردن کسی به جای او. زیرورو کردن. در کاری بنفع خود و بضرر دیگری تصرف کردن( فهم اللغه، ج 2، ص 23). دغلکاری. تقلب کردن: حقه زدن. متقلب: وزیر محترم کشور. تقلبی: هرچیز که بوسیله تقلب ساخته شود. مثال: احمدی نژاد، نماینده مجلس هشتم. جمع تقلب: تقلبات. جمع دقیق تقلب: هیات دولت و شورای نگهبان و اون یکی. کاربرد در شعار: " تقلب یه درصد، دو درصد، سه درصد، نه پنجاه و سه درصد." کاربرد غیرمستقیم در شعار: " رای ما رو دزدیدن، دارن باهاش پزمی دن." کاربرد در جمله: " برخی زندانیان پس از هفتاد روز زندان انفرادی، اعلام کردند که هیچ تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است."
انواع متقلب
متقلب باهوش: کسی که ریاضیات بلد است و طوری تقلب می کند که کسی شک نکند.
متقلب باهوش متوسط: کسی که برای اعلام نتایج حداقل از عقل دیگران استفاده می کند.
متقلب با هوش پائین: کسی که اول نتیجه را اعلام می کند، بعد می کشد، بعد می شمرد.
چطور می فهمیم تقلب نشده است؟
از طریق اطلاعات: مردم را سه ساعت پس از اعلام نتیجه انتخابات، می اندازیم در زندان و هیچ اطلاعاتی در مورد هیچ چیز به آنها نمی دهیم، آنها می فهمند تقلب شده است.
از طریق کیهان: در کیهان می خوانیم که در انتخابات تقلب نشده، مطمئن می شویم تقلب شده، اعتراض می کنیم، ما را می گیرند و وقتی دندان مان در زندان شکست، می فهمیم تقلب نشده.
از طریق رژیم: در زندان بیست کیلو لاغر می شویم، در اثر کاهش وزن متوجه می شویم که رژیم ما را گرفته و تقلب نشده است.
از طریق شمارش: روزهای زندان مان را می شماریم و متوجه می شویم که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است.
از طریق نزدیکی با منابع اطلاعاتی: یک منابع اطلاعاتی به زور با ما نزدیکی می کند، متوجه می شویم تقلبی اتفاق نیافتاده است.
چطور بفهمیم تقلب شده است؟
- بیست روز قبل از انتخابات مشاور رئیس جمهور تعداد دقیق آرای او را اعلام می کند.
- شش ساعت قبل از شمارش خبر پیروزی توسط خبرگزاری فارس اعلام می شود.
- سه ساعت بعد از اعلام نتایج طرفداران نامزد مخالف را دستگیر می کنند.
- قبل از اینکه نتیجه انتخابات تائید شود، رهبر پیروزی را تبریک می گوید.
- مسوول برگزاری انتخابات به رئیس جمهور کمک مالی می کند.
- مسوول امنیت کشور به رهبر کودتا کمک جنسی می کند.
- کاندیدایی که برنده اعلام شده، کودتا می کند.
- هفتاد درصد حکومت اعلام تقلب می کند و توسط سی درصد دیگر دستگیر می شود.
- چهار هزار نفر دستگیر و هفتاد نفر کشته می شوند و تعدادی مورد تجاوز قرار می گیرند.
- بازجوها و زندانبانان اعلام می کنند که تقلب نشده است.
- پنج دقیقه فکر می کنیم، متوجه می شویم که تقلب شده است.
دلیل اصلی: کیهان اعلام می کند که انتخابات درست انجام شده است.
تقلب در فرهنگ عامیانه: " یارو اسم باباشو درست نمی گه، می خواستی تقلب نکنه."، " یه روده راست تو شیکمش نیست، عوضش بیست تا وزیر راست تو کابینه شه."، " آدم دستپاچه، تقلب می کنه به شماچه."، " رئیس جمهور پیشکشی، رای شو نمی شمرن."، " اگر علی ساربون بود، شترش رو توی ارادون نمی خوابوند."، " چطوری حرفت تو باور کنم؟ با اون هاله نورت، با اون چشمای شورت، یا با اون گفتن زورت؟"، " با کدخدا بساز، ده رو بچاپ."، " بچه سر راهی برداشت پسرش بشه، شوهرش شد."، " به رئیس گفتن شاهدت کیه؟ گفت اونهایی که انداختم زندون."
در همین زمینه:
jaras@sabznameh.com





