پنج‌شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۸ -
- 21 Nov 2019
23 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
گفتگو با همسر سیامک قادری؛ فشارها در سال ۹۲ بیشتر شد
جرس: فرزانه میرزاوند، دانش آموخته  رشته روانشناسی بالینی و مدرس زبان انگلیسی، همسر سیامک قادری، روزنامه نگار و از جمله زندانیان جنبش سبز و حوادث پس از انتخابات ۸۸ است.

 

وی از جمله همسران زندانیان سیاسی است که در این سالها هم پای دادخواهی از همسر دربندش سکوت نکرده است. با او به مناسبت پایان سال ۹۲ و در آستانه پایان چهارمین سال حبس همسرش که بدون حتی یک روز مرخصی طی شده در مورد بیم و امیدهایش به گفتگو نشسته ایم.


خانم میرزاوند شما چهار سال گذشته از اطلاع رسانی پیرامون وضعیت همسرتان فروگذار نکردید و فشارها و محدودیت های اعمال شده توسط نهادهای قضایی و امنیتی را افشا کردید. آیا اوضاع در سال ۹۲ به واسطه روی کار آمدن دولت روحانی تفاوتی با قبل از آن داشت؟


در چهار سال گذشته سختی ها زیاد بود هم برای زندانیان سیاسی و هم خانواده آنان. شرایط حبس بر خلاف نص صریح اصول حقوقی- یعنی اصل شخصی بودن مجازات- حتی به فرض عادلانه بودن احکام صادره نه تنها کلیت زندگی زندانی سیاسی را در چنبره خود قرار می دهد، بلکه به طور گریز ناپذیری تار و پود زندگی خانواده زندانیان را نیز در می نوردد.‌ حتی گاهی به جرات می توان گفت بیشترین بها را خانواده زندانی سیاسی می پردازد و نه خود زندانی و گاهی خانواده ها این بها را با جان خود می پردازند که متاسفانه امسال شاهد نمونه بارز این مساله ( تصادف منجر به فوت خانواده زندانی تبعیدی). در مورد همسر من با توجه به همزمانی آغاز حبس او با اخراج از ایرنا و مشکلات روحی به همراه تلاطم چشم انداز های مالی به خانواده هجوم آورد. به این موارد باید شرایط جدید روانی که به زندگی بار می شود را هم در نظر گرفت. پسر من در آغاز بازداشت همسرم که متصل به اجرای حکم اوشد، در انتهای دوران کودکی قرار داشت و دوران بلوغ خود را دقیقا زمانی طی کرد که پدر در زندان بود و من هم با انبوهی از مشکلات ناگهانی مالی، عاطفی، اجتماعی و پیگیری های قضایی و ...رو به رو بودم. با این حال روح حاکم همراهی و همدردی با خانواده های سایر زندانیان سیاسی موجب شد تا بخش زیادی از این مشکلات دیده نشود. از بیم ها گفتم شاید اگر میدان به درد دل دهم مثنوی هفتاد من کاغذ شود.

از امید هم بگویم . روحیه ایستادگی زندانیان و ایمان و ایقانی که به راه داشتند، انگیزه ای بود برای استوار بودن و ایستادن. در این چهار سال و به خصوص پس از انتخابات ۹۲ امیدمان به پایان حبس و حصر بیشتر شد، اگرچه هر چه انتظار ها بیشتر می شود، نتیجه دور تر از دسترس به چشم می آید. روی کار آمدن دولت اعتدال و امید، امید را هم به دل ما خانواده های زندانیان سیاسی باز گردانده بود تا شاید تغییری در روند جاری ایجاد شده ، با آزادی زندانیان سیاسی و اجرای قانون آزادیهای مشروط ، تجمیع حکم و یا حتی اعطای مرخصی به زندانیان محروم از حقوق خود، مرهمی بر دلهای خسته مان حس کنیم. اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه فشارهایی را هم تجربه کردیم که در طی این سالها نادر بود. فشارهای وارده بر زندانیان سیاسی افزایش پیدا کرد، تبعیدهای ناگهانی و بی دلیل را شاهد بودیم و از اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی جلوگیری به عمل آمد. گویی دستهایی عصبی و خشمگین از اراده مردم، سعی داشتند عرصه را بر ما تنگ تر کنند.


به نظر می آید که این دوره، در نگاه و چشم انداز شما تیرگی ها و بیم ها را پر رنگ تر از امیدها حک کرده است؟


خیر درست بر عکس! امید در مسیر راه سبز امید، بخش بزرگی از اصول اساسی سبز هاست. معنی راه سبز امید همین است. اگر امید نبود، مقاومت خلق نمی شد و اگر مقاومت محو می شد، دستاوردی وجود نداشت. هنوز امیدواریم که حصر ها پایان یابد ،حبس های طولانی و تداوم کینه توزی ها به پایان خود نزدیک تر شود، دلجویی از خانواده های شهدای جنبش سبز به عنوان اقل اقدامات در دستور کار قرار گیرد و دولت اعتدال آقای روحانی در مسیر اصلاحی که می پیماید موفق باشد


به دستاوردها اشاره کردید، ممکن است به عنوان نمونه یکی از این دستاوردها را عنوان کنید؟


اگر نگاهی تاریخی به این وقایع داشته باشیم که در ۵ سال گذشته جریان یافت می توان بزنگاه و نقطه عطف را در تاریخ سیاسی این مرز و بوم شاهد باشیم. من فکر میکنم اعتراض به بی بند و باری سیاسی که در جریان انتخابات ۸۸ رخ داد و ایستادگی رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی و خانواده ، راه را بر یک انحراف بزرگ بست. من امیدوارم کسانی که مسئول این سیاه کاری بودند کمی با خدای خود خلوت کنند و اندیشه کنند که اگر آن انحراف و خیانت در سال ۸۸ با مقاومت مردم مواجه نمی شد، با تعطیل قانون اساسی که ثمره خون هزاران شهید دوران انقلاب و دوران دفاع بود و انهدام نهاد انتخابات که دستاورد ۱۰۰ سال مبارزه در راه آزادی مبارزین آزادیخواه از مشروطه تاکنون بود، بر پیشگاه دادگاه الهی و نسل آینده چه پاسخی داشتند؟ طبیعتا اگر فراموش کنیم تاثیرات این مقاومت را در منطقه و دیگر کشورها، تنها همین مقاومت در برابر انحراف از قانون دستاورد بزرگی محسوب می شود.


در حال حاضر چه خواسته ای دارید؟


خواست من به عنوان خانواده زندانیان سیاسی پایبندی حکومت به میثاقی است که با مردم بسته در چارچوب التزام به اقتضائات جمهوریت و اسلامیت، حفظ حرمت و کرامت ایرانیان که طی ۸ سال رنج و سختی و کمبود و تحریم و ... را تحمل کردند. در مورد همسرم دوران حبس او به پایان خود نزدیک می شود ولی دوست دارم اینجا بار دیگر خواستار آزادی زندانیانی شوم که در جریان احکام ناعادلانه هنوز باید سالها ی دیگری را در زندان و یا تبعید سپری کنند تا پایانی باشد بر درد و رنج خانواده های آنان.


در پایان از امیدها در سال آینده یا هر موضوعی که می خواهید اینجا مطرح شود٬ بگویید.


به عنوان عضوی از خانواده زندانیان سیاسی این مرارت و رنج خانواده ها و مجاهدت زندانیان را، خون شهدای جنبش سبز، و اشک ها و دریغ های خانواده آنان را ادای دینی به میهن مان تلقی کرده، آنان که این ظلم را بر ما روا داشتند را می بخشیم ولی این برگ از زندگیمان را فراموش نمی کنیم تا بار دیگر چنین برگی در زندگی نسل های آینده رقم نخورد. امید که سال آینده با آزادی رهبران در حصر و زندانیان سیاسی احسن الحال خلق و ملک رقم خورد و در بهار آزادی تنها دریغ و افسوسمان جای خالی شهدا باشد.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.