یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸ -
- 15 Sep 2019
15 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
جمشید اسدی؛ کارنامه اقتصادی روحانی کمتر از انتظار بود
جرس: تابستان امسال، وقتی حسن روحانی دولت را تحویل گرفت، از عالی‌رتبه‌ترین مسئولان حکومت گرفته تا مردم عادی همه می‌دانستند وضع اقتصاد کشور بحرانی است؛  
مسئولان از درصد‌ها و عدد‌ها و مردم عادی از جیب خالی و مایحتاج هر روز گران‌تر شده‌شان. رشد اقتصادی منفی، تورمی کم نظیر در دنیا، درصد بالای بیکاری، سقوط آزاد ارزش ریال، رونق فساد و رانت‌خواری و تحریم‌های همه‌جانبه همگی به پیکر «اقتصاد بیمار ایران» هجوم آورده بودند. دولت هم که قرار بود طبیب باشد و بیمار را تیمار کند خود گرفتار هزار مرض و از همه مهم‌تر سوء مدیریت بود و چشم‌انداز نه چندان روشنی در برابر دولت جدید قرار داشت. اما حالا در روزهایی که سال پرحادثه ۹۲ نزدیک به پایان است، دولت جدید مدعی است رشد تورم را متوقف کرده و برای سال آینده کاهش تورم و رکود را پیش‌بینی کرده است. 
برای بررسی وضعیت اقتصادی ایران در سال ۹۲ و چشم انداز سال آینده با دکتر جمشید اسدی استاد اقتصاد در فرانسه گفتگو کردیم. او معتقد است که سیاست های اقتصادی جمهوری اسلامی ناهمگون است و گرچه دولت طرفدار اقتصاد بازار است ولی رهبر شعار اقتصاد مقاومتی سر می دهد . به عقیده او در چنین شرایطی رسیدن به رشد اقتصادی عملا نشدنی است. متن کامل گفتگو را بخوانید. 
 
آقای اسدی! ارزیابی شما از عملکرد اقتصادی دولت در ماه‌های گذشته چیست؟ 
 
پاسخ کوتاه من این است که کارنامه اقتصادی دولت آقای روحانی کمتر از انتظار و درست به همین دلیل برای آینده نگران کننده است. زمانی که ایشان با قول اعتدال و توسعه و تعامل با جهان به جای محمود احمدی‌نژاد تنش افروز به قدرت رسیدند، تکانهٔ روانی مثبتی در دل و جان دست‌اندرکاران اقتصادی و بلکه بسیاری دیگر برانگیختند که نتایج مثبتی هم داشت؛ همچون ایست نسبی سقوط ریال در برابر ارز خارجی، کم شدن سرعت صدور سرمایه به برون مرز و حتی کاهش اندک اما محسوس تورم. 
اما هر چه که از آن زمان گذشت اثر تکانهٔ روانی کم شد یا حتی از میان رفت. چرا که تکانهٔ روانی عمر کوتاهی دارد و اگر مابه‌ازای عینی نداشته باشد دست‌اندرکاران اقتصادی واکنش منفی نشان می‌دهند و نتایج مثبت کم‌کم از میان می‌روند و یا بسیار کم رنگ‌تر از پیش می‌شوند. چنانچه در روزهای پیش، بهای ارزهای خارجی نسبت به ریال دوباره افزایش پیدا کرد. 
 
تیم اقتصادی دولت از گروهی تشکیل شده که اغلب مشهور به اعتقاد به اقتصاد بازار و آزادی اقتصادی هستند. شما چنین دیدگاهی را برای شرایط امروز اقتصادی ایران مفید می‌دانید و آیا معتقدید جهت‌گیری اقتصادی دولت هم در همین راستا پیش خواهد رفت؟ 
 
بدون شک تیم اقتصادی دولت آقای روحانی بهترین و توانمند‌ترین تیم اقتصادی است که تاریخ جمهوری اسلامی به خود دیده است. از جمله دلایل توانمندی این تیم، همچنان که خود در پرسش بدان اشاره کردید، نگاه اقتصاد بازار بنیاد بسیاری از اعضای آن است. با وجود این، دو نکته نگران‌کننده را نباید فراموش کرد. 
 
یکی اینکه این تیم یک دست نیست و بلکه در مواردی تنش‌زاست. متالی بزنم. پایه و شالوده‌اش اقتصاد بازار بنیاد، پاسداری و نگاهداشت حقوق مالکیت است، در حالی وزیر که دادگستری این دولت کسی است همچون آقای پورمحمدی که تا به امروز نشان داده است که بزرگ‌ترین توانایی‌اش پاسداری و نگاهداشت امتیازهای خودی‌های نظام در برابر جامعه مدنی و بخش خصوصی است. خب این تضاد چگونه حل خواهد شد؟ 
نکته نگران کننده دوم دربارهٔ تیم اقتصادی آقای روحانی این است که تاکنون در برابر رانت‌خواران موضع‌گیری خاصی نکرده و شوربختانه هم چون آقای احمدی‌نژاد تنها به ذکر مصائب بسنده کرده است. بار‌ها شده است آقای روحانی و به ویژه معاونان ایشان همچون آقای ترکان مرتب اشاره می‌کنند به تخلفاتی که در دوران آقای احمدی‌نژاد شده است. اما نه خبر روشن تری داده شده است و نه کاری در خور انجام گرفته است. به یاد دارید که آقای احمدی‌نژاد هم به ویژه در نخستین سال‌های زمامداری‌اش، پشت هم تکرار می‌کرد که سیاهه‌ای از آقازادگان رانت‌خوار در جیب دارد و افشا می‌کند. همچنان که او افشا نکرد ـ چه رسد به آنکه کاری کند ـ تا امروز هم از دولت آقای روحانی آگاهی رسانی و کار در خوردی ندیده‌ایم. 
 
با توجه به تاکید آخرتان، در شرایط فعلی برخورد با فساد و رانت‌خواری در اجرای برنامه‌های اقتصادی تا چه میزان اهمیت دارد و اصلا از نظر شما امکان کاهش یا احیانا ریشه‌کن کردن این مشکلات در ایران امروز وجود دارد؟ 
 
چاره‌ای جز این نداریم! اما باید مرد میدان چاره‌اندیشی و چاره سازی بود. گول غوغای به وجود آمده در مورد این یا آن شخص را نخوریم. چه فروکاهیدن کل فساد به کسی همچون آقای بابک زنجانی اشتباه و گمراهی و بلکه ندیدن ریشه بیماری است. ریشه فساد در اقتصاد رانت‌خواری است به گونه‌ای که سپاه پاسداران بسیاری از امتیازات اقتصادی را بدون مناقصه و بدون رقابت در اختیار می‌گیرد؛ واردات در اختیار عدهٔ خاصی باقی می‌ماند؛ وام‌های کلان نصیب افراد ویژه‌ای می‌شود. 
نکته‌ای را به روشنی بگویم که شاید برانگیزنده شگفتی شما و خوانندگان گرامی شود. در میان کسانی که به فساد اقتصادی مشهورند و اقتصاد رانت‌خواری را می‌گردانند، به باور من فساد بابک زنجانی از همه این‌ها کمتر است. رانت‌خواران٬ نظامی به وجود آورده‌اند که بابک زنجانی پرور است. با این حساب ریشه فساد در کجاست، در بابک زنجانی یا نظام؟ بابک زنجانی که حالا به گفته همه آقایان نمونه فساد است، در واقع میوه و محصول این نظام است. 
اگر آقای روحانی مرد میدان مبارزه با فساد است با نظام به وجود آورندهٔ بابک زنجانی‌ها مبارزه می‌کند. یعنی با رانت‌خواری و اقتصاد انحصاری مبارزه می‌کند تا مگر اقتصاد بازار بنیاد شود. مادامی که چنین نکند گیرم تمام تیم اقتصادی از دوست‌داران اقتصاد بازار بنیاد باشند و گیرم آقای روحانی تمام چهار سال زمامداری‌اش صرف انتقاد از فساد شود، هیچ سودی به دست نخواهد آمد و نظام رانت‌خواری فساد پرور به جای خود باقی خواهد ماند. 
 
موضوع دیگری که دولت جدید از زمان روی کار آمدن با آن دست به گریبان بوده، مسئله حذف یارانه‌ها و پرداخت یارانه‌های نقدی است. بسیاری پرداخت یارانه‌های نقدی را سنگی می‌دانند که دولت قبلی در چاه انداخته و بیرون آوردن‌اش برای دولت روحانی به این آسانی نیست. دولت هم بار‌ها از اینکه به صورت مداوم متعهد پرداخت نقدی و تحمل کسری بودجه ناشی از این پرداخت است، نالیده است. فکر می‌کنید دولت چگونه می‌تواند از این مانع عبور کند؟ 
 
نخست اشاره‌ای به بحث یارانه‌ها کنیم و سپس به سیاست دولت آقای روحانی در این زمینه بپردازیم. در اینکه آقای احمدی‌نژاد با سوء مدیریت و تنش‌افرروزی٬ اقتصاد ایران را زمین‌گیر کردند جای شک و تردیدی نیست. در این هم جای شک و تردیدی نیست که سوء مدیریت و بی‌تدبیری دامن یارانه‌ها را هم گرفت. اما اجازه می‌خواهم دو نکته را در این مورد بگویم. 
نکتهٔ نخست اینکه در هشت سالی که آقای احمدی‌نژاد سوء مدیریت داشتند و با بی‌تدبیری طرح یارانه‌ها را پیاده کردند، مگر نظام جمهوری اسلامی رهبر نداشت، مجمع تشخیص مصلحت نظام نداشت، مجلس نداشت؟ مگر در‌‌ همان دوران، همین رهبر معظم از گفتهٔ آقای مشایی که ما با ملت اسرائیل دوست هستیم ناراحت نشد و واکنش نشان نداد؟ سوء مدیریت اقتصادی آقای احمدی‌نژاد در مورد یارانه‌ها، به اندازهٔ گفته آقای مشایی ضربه زن به نظام نبود که رهبر را بیازارد و به واکنش کشاند؟ مگر همین مجلس نبود که به گفته آقای مشایی واکنش نشان داد؟ سوء مدیریت یارانه‌ها و در هم شکستن اقتصاد به اندازهٔ آن سخن برای مجلس اصول‌گرا مهم نبود؟ سوء مدیریت آقای احمدی‌نژاد به اندازه کافی امنیت ملی را به خطر نیانداخته بود که همین آقای روحانی واکنش درخور نشان دهد؟ حالا مُد شده است که همه آقایان اصول‌گرا برای گریز از مسئولیت در ورشکستگی کارنامه آقای احمدی‌نژاد، سرود «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم» سر دهند. اما راستی آن است که گر حکم شود که مست گیرند. 
 
نکتهٔ دوم اینکه یارانه در یک اقتصاد سالم نادرست است و باید برداشته شود. همچنان که بدن سالم هر روز به مُسکِن و ویتامین نیازی ندارد. اما بدنی که سالم نیست نیازمند داروست. از این دیدگاه، اقتصاد سالم به یارانه‌ نیازی ندارد و می‌بایستی برچیده شود. بسیار خوب، اقتصاد سالم کدام است؟ اقتصادی که در آن انحصار و رانت وجود نداشته باشد. نکته در همین جا است. 
ستم آقای احمدی‌نژاد به اقتصاد و جامعه این بود که انحصار و رانت‌ را برنداشت، اما یارانه‌ها را برداشت. در نتیجه مردم ‌مزدبگیر فقیر‌تر شدند و خط فقر گسترش پیدا کرد. البته که من موافق برداشتن یارانه‌ها هستم اما در یک اقتصاد بازار بنیاد. این کار یک مقدمه و صغرا و کبرایی دارد. یارانه را زمانی می‌بایستی برداشت که اقتصاد سالم یعنی بازار بنیاد باشد. بر‌داشتن یارانه در اقتصاد انحصاری تمام سنگینی را روی دوش دست مزدبگیر می‌گذارد. به یاد داشته باشید که این‌ها را یک معتقد به اقتصاد لیبرال و بازار بنیاد می‌گوید. 
شوربختانه این وضع در زمان آقای روحانی هم ادامه دارد. اگر آقای روحانی نمی‌توانند اقتصاد رانت‌خواری را تبدیل به اقتصاد بازار بنیاد بکنند، بهتر است از برداشتن یارانه چشم بپوشند و‌‌ همان رویهٔ پیشین را در پیش گیرند. 
 
اما دولت آقای احمدی‌نژاد معتقد بود با پرداخت یارانه نقدی٬ حذف یارانه به کالا‌ها مشکلی به وجود نمی‌آورد. 
 
اما دیدیم که آورد. این را هم به شما بگویم که دایره دریافت‌کنندگان یارانهٔ نقدی را هم به طور مداوم کم می‌کنند. در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۹ که قرار بود این طرح اجرا شود قرار بود به ۶۳ میلیون ایرانی یارانه بدهند. اما به تدریج سخن از آن رفت که از شمار یارانه بگیران بکاهند. مگر آقای اسحاق جهانگیری به تازگی در فیس بوک از مردم درباره افراد واجد شرایط دریافت یارانه نظرخواهی نکرده بود؟ روشن است که قصد کم کردن دایرهٔ یارانه‌بگیران و شاید قطع آن را دارند و می‌خواهند از این روش‌ها استفاده کنند و بگویند این کار را با نظر مردم انجام دادیم و مثل همیشه مردم را در برابر همدیگر قرار دهند. 
حالا چرا نمی‌خواهند پرداخت یارانه را ادامه بدهند؟ نخست چون پول کم ‌آورده‌اند و دوم دیگر اینکه تزریق پول در این شرایط باعث تورم می‌شود و دولت آقای روحانی می‌خواهد جلوی افزایش قیمت‌ها را بگیرد و دراین مورد اشتباه نمی‌کند. 
 
چشم‌انداز اقتصادی ایران را به صورت عمومی در سال آینده چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 
 
اگر مسئلهٔ پروندهٔ هسته‌ای حل شود و گروه‌های سرسخت سنگ‌اندازی نکنند و روحانی گام خردمندانه‌ای را که برداشته بتواند تا به آخر پیش برد، خب، وضع اقتصاد بر زمین‌نشسته اندکی بهتر می‌شود. البته رشد و توسعهٔ شگرفی نخواهیم داشت، اما وضعیت اقتصادی از اینکه هست بهتر می‌شود. اما شرط بهبودی، همچنان که اشاره شد، این است که دولت اعتدال در برابر انحصارگران رانت‌خوار و سرسختان مخالف حل پروندهٔ هسته‌ای بایستد. 
اگر دولت آقای روحانی بتواند بر پایه موافقت‌نامه ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ با جامعه جهانی، در دورهٔ شش ماه‌ای که از ژانویه ۲۰۱۴ آغاز شد، خردمندانه عمل کند، سرسختان را پس بنشاند و اعتماد بین‌المللی به دست آورد، آنگاه تحریم‌ها ممکن است یکی‌یکی برداشته شود و بدین ترتیب باز هم اوضاع اقتصادی بهتر خواهد شد. البته اقتصاد کشور کماکان نیازمند جراحی اقتصادی خواهد بود. از چنین دیدگاهی، موافق و مخالف باید کمک کنیم تا تیم مذاکره کننده آقای روحانی در مدیریت پرونده هسته‌ای و ایجاد تفاهم با جامعه جهانی موفق شود؛ چون سخن بر سر کشور و شهروندان در رنج است. 
 
نکتهٔ نگران‌کننده دیگر، حکم اقتصاد مقاومتی رهبر است. ببینید، آقای روحانی در داووس از سرمایه‌گذاران خارجی دعوت می‌کند. در بندرعباس هم از سرمایه‌گذاران ایرانی برون مرز برای بازگشت به کشور دعوت می‌کند. آقای زنگنه نیز از شرکت‌های نفتی و گازی برای سرمایه‌گذاری در ایران دعوت می‌کند. در پی همین تلاش‌ها بود که یک هیئت بزرگ فرانسوی به ایران رفت. 
 
همه این‌ها نشان از آن دارد که تیم اقتصادی دولت آقای روحانی می‌خواهد اقتصاد ایران را باز و با جهان تعامل کند. اما رهبری حکم مقاومت می‌دهد. نگرانی من ناشی از همین دو دیدی است که درباره اقتصاد ایران وجود دارد. رهبر صحبت از اقتصاد مقاومتی می‌کند که اسم رمز تنش افروزی با جهان است و آقای روحانی ـ گذشته از تمام انتقاداتی که به ایشان می‌توان داشت ـ می‌کوشند تا که اقتصاد کشور با سرمایه‌گذاری تکانی بخورد ـ و این کار نیکی است. 
این دو دید با هم نمی‌توانند کشور را اداره کنند. نتیجه ورشکستگی باز هم بیشتر اقتصاد خواهد بود. اگر آقای روحانی از اعتدال میانه گیری میان دو دید ناهمساز را می‌فهمد، بی‌شک شکست خواهد خورد و کارنامه بی‌مایه‌ای خواهد داشت. اما آیا پروای انتخاب خواهد داشت؟ شوربختانه باید گفت که تا به امروز نشانه دلگرم‌کننده‌ای به دست نداده است و همین بسیار نگران کننده است.

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.