جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ -
- 31 Mar 2017
02 رجب 1438 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تنها صداست که می ماند
گزارشی از  «زندگی نامه فکری و سیاسی عبدالکریم سروش»  

 

« صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک/ صدای انعقاد نطفه ی معنی/ و بسط ذهن مشترک عشق/ صدا، صدا، صدا، تنها صداست که می ماند»[۱]


واگویی و ضبط خاطرات از شیوه‌های رایج و مؤثرِ مستند کردنِ تجارب و تأملات و تلاطم‌های زندگی است، از اینرو بسیاری بر آنند تا با در مطالعه گرفتن خاطراتِ شخصیت‌های سیاسی، هنری، ادبی.... بر غنای تجربۀ زیستۀ خود بیفزایند. روشنفکران، در جوامعی مثل جامعۀ ایران که دوران گذار را تجربه می کنند، با تقریر و تثبیت احوال وجودی و سیر تطورِ ایده‌های خویش در قلمروهای اجتماع و فرهنگ و سیاست، نقش مهمی در ارتقاء سطح فرهنگ عمومی ایفا می کنند؛ خصوصا روشنفکرانی که مخاطبان زیادی داشته و در برهه‌ای از تاریخِ یک مرز و بوم نقش آفرینی کرده و تحولات زیادی را رقم زده اند.


عبدالکریم سروش، به گواهی دوست و دشمن، از روشنفکران و متفکرانِ بحث انگیز و پر نفوذِ سه دهۀ اخیر ایران است. او دانش آموختۀ رشته‌های داروسازی، شیمی آنالیتیک و فلسفه علم است؛ در سالهای منتهی به انقلاب بهمن ۵۷ که در انگلستان و در کالج چلسیِ دانشگاه لندن مشغول تحصیل بود، با انتشار آثار « نقدی و درآمدی بر تضاد دیالکتیکی» و « دانش و ارزش» و « نهاد نا آرام جهان» به عرصۀ عمومی پای نهاد. پس از پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و ابتدائا در دانشگاه تربیت معلم به تحقیق و تدریس اشتغال یافت. در سالهای پر تب و تابِ ابتدای انقلاب و پس از بسته شدن دانشگاه‌های کشور، در بهار سال ۵۹ شمسی با حکم آیت الله خمینی به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی در آمد. در همین ایام است که به اتفاق آیت الله مصباح یزدی در جلسات مناظره با گروه‌های چپ ( حزب توده و چریک‌های فدایی خلق اکثریت) در تلویزیون حاضر می شود؛ جلساتی که در آن عبدالکریم سروش و محمد تقی مصباح یزدی در مقابل احسان طبری و فرخ نگهدار به بحث و گفتگو دربارۀ مارکسیسم و ماتریالیسم دیالکتیک و مقولاتی از این دست می پردازند. با تند شدن سیر تحولات سیاسی در سال ۶۰ و پس از انفجار حزب جمهوری در تیرماه همان سال، ضبط و پخش آن مباحثات تلویزیونی ناتمام می ماند. طنز روزگار است که در دهه‌های آتی، سروش و مصباح یزدی به جدی‌ترین منتقدانِ دینی و سیاسیِ یکدیگر بدل می شوند؛ اختلافات بنیادین وعمیق آنها تا روزگار کنونی ادامه یافته است. در همین سالیان است که دروس « در حضور حضرت مولانا» که متضمن شرح «مثنوی» به روایت سروش است، از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود. پس از مدتی، پخش این برنامه ها، به سبب طوماری که برخی از روحانیون مشهد در اعتراض به پخش این برنامه برای آیت الله خمینی می نویسند، چنانکه آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت به عبدالکریم سروش می گوید، متوقف می شود. سروش در سال ۶۲ از ستاد انقلاب فرهنگی استعفا می دهد و به عضویت « انجمن حکمت و فلسفه» در می آید و بیش از دو دهه در دفتر خویش در یکی از ساختمان‌های قدیمیِ انجمن در خیابان نوفل لوشاتو تهران مشغول تحقیق و تدریس و نگارش آثار خویش می شود. انتشار مقالات و کتاب هایی چون « قناعت و صناعت»، « جامۀ تهذیب بر تن احیا»، « شریعتی و بازسازی فهم دینی»، « قبض و بسط تئوریک شریعت»، « روشنفکری و رازدانی»، « انتظارات دانشگاه از حوزه»، « فربه تر از ایدئولوژی»، « اوصاف پارسایان»، « قصۀ ارباب معرفت»،« حکمت و معیشت»، « اخلاق خدایان»، « آنکه به نام بازرگان بود نه به صفت»، « حریت و روحانیت»، « تحلیل مفهوم حکومت دینی»، « بسط تجربه نبوی»، « ذاتی و عرضی در ادیان»، «دین حداقلی»، «تصحیح نسخه قونیۀ مثنوی» ... متعلق به همین ایام است. او همچنین در این دوران، کتاب‌های « فلسفه علوم اجتماعی» نوشته آلن راین، « مبادی ما بعد الطبیعی علوم نوین» نوشته آرتور برث، « تبیین در علوم اجتماعی»، نوشته دانیل لیتل و « علم شناسی فلسفیِ» دائره المعارف پل ادواردز را به فارسی ترجمه کرده، « منطق اکتشاف علمی» نوشتۀ کارل پوپر را که توسط حسین کمالی به فارسی برگردانده شده، ویرایش می کند. سروش اواسط دهۀ هفتاد شمسی به حکم مهدی گلشنی، رئیس وقتِ «پژوهشگاه علوم انسانی» از وزارت علوم اخراج می شود، حکمی که در دوران وزارت مصطفی معین نقض می شود و بار دیگر در زمان وزارت کامران دانشجو مجددا ابرام می گردد.


اواخر دهۀ هفتاد شمسی، ایدۀ ضبطِ «زندگی نامه فکری و سیاسی عبدالکریم سروش» در قالب گفتگو توسط یکی از دوستان نیکخواه طرح شد. متعاقب آن پیشنهاد، ضبط آن سلسله جلسات را آغاز کردیم. پس از ضبط چند جلسه، به دلایل مختلف، از جمله سفرهای خارجی متعددِ عبدالکریم سروش و سفر نگارنده به انگلستان برای ادامۀ تحصیل، آن پروژه متوقف شد و ناتمام ماند. ده سال بعد، که از قضای روزگار هم عبدالکریم سروش و هم راقم این سطور ساکن آمریکای شمالی شده بودیم، به پیشنهاد من، ضبط دوبارۀ سلسه جلساتِ زندگی نامه فکری و سیاسی عبدالکریم سروش در قالب گفتگو را آغاز کردیم. این پروژۀ درازآهنگ از اردیبهشت سال ۹۰ شمسی آغاز شد و پس از ضبط ۳۵ جلسه که هریک به طور متوسط ۱.۵ ساعت به درازا انجامید، خوشبختانه سرانجام در اسفند ماه سال ۹۲ به پایان رسید؛ اکثر این جلسات در آمریکا ضبط شد، برخی از آنها نیز در لندن و پاریس. در میانۀ کار، ۷-۶ جلسه از جلساتی که در لندن ضبط شده بود و روی لپ تاپ برادرم بود؛ در جریان سرقت از منزل ایشان و دزدیده شدن لپ تاپ متأسفانه از دست رفت؛ از اینرو مجبور شدیم دوباره آن جلسات را ضبط کنیم. افزون بر بُعد مسافت و برگزاری جلسات به نحو غیر منظم، ضبط مجددِ این جلساتِ هفت گانه از علل به درازا انجامیدنِ اتمام این پروژه بود. شیوۀ کار بدین صورت بود که در ابتدای هر جلسه، با مطالعه و طرح قبلی، پاره‌ای نکات و پرسشها را طرح می کردم، در ادامه، عبدالکریم سروش به پرسشها پاسخ می داد و به اقتضای مقام، مسائل متعددی به بحث گذاشته می شد. واگویی خاطرات از دوران دبستان در دهۀ ۳۰ شمسی آغاز شد و پا به پای تحولات فکری و دینیِ عبدالکریم سروش و وقایع سیاسیِ پیرامونی تا انتهای سال ۹۲ پیش آمد. در این جلسات، سروش از کثیری از دیدارها و نشست و برخاست‌ها و گفتگوهایی که در زمانهای مختلف با افراد گوناگون داشته پرده برگرفته، علل و زمینه‌های پیداییِ اندیشه‌های دین شناختی، فلسفی، عرفانی و سیاسی او، با عنایت به زمان انتشار آنها در قالب مقالات، گفتگوها، سخنرانیها و تدریس‌های دانشگاهی- حد فاصل سالهای ۵۶ تا ۹۲ شمسی- به تفصیل به بحث و گفتگو گذاشته شده است. علاوه بر این، در این سلسله جلسات، انتقاداتِ ناقدانِ فکری و سیاسی سروش طرح شده و ایشان تا حد مقدور به اشکالات و ایرادات پاسخ گفته، همچنین از برخی از تجربه‌های معنوی و اگزیستانسیلِ سروش نیز در این جلسات ذکری به میان آمده است.


در این خاطرات از زبان سروش می شنویم که در دوران دبیرستانِ علوی، با برخی از کسانی که بعدها در زمرۀ سران سازمان مجاهدین خلق درآمدند، همکلاس و دوست بوده و با ایشان دربارۀ فهم قرآن و نسبت میان دیانت و سیاست گفتگو می کرده؛ همچنین برخی متونِ اخلاقی و فقهی را نزد مرحوم علی اصغر کرباسچیان، مدیر مدرسۀ علوی می خوانده؛ برای تقویت زبان عربی خویش، برخی نشریات عربیِ آن روزگار را به جد در مطالعه می گرفته و با عنایت به ذوق ادبی‌ای که داشته، اشعار عربیِ چندی می سروده و برخی متون را از فارسی به عربی باز می گردانده؛ با غلامعلی حداد عادل از دوران دبیرستان تا پایان دهۀ شصت شمسی دوستی عمیقی داشته، اما رفته رفته این رفاقت به سبب اختلاف نظرهای عمیق سیاسی به سردی گراییده است. سروش در دهۀ چهل شمسی در جلسات مرحوم مطهری در مسجد دانشگاه تهران حضور می یافته و به پیشنهاد ایشان به مدت پنج سال نزد حجت الاسلام شریعتمداری فلسفۀ اسلامی می خوانده؛ همچنین در جلسات مرحوم شریعتی در حسینیه ارشاد شرکت می کرده است. در دهۀ پنجاه، سروش به اتفاق تنی چند از دوستان جلسات تفسیر قرآنی با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد داشتند؛ در جلسات سالانۀ انجمن اسلامی دانشجویان اروپا، سروش با سید ابوالحسن بنی صدر مناظرۀ مبسوطی درباره مفهوم « ابطال پذیری» و علمی بودن نگرش توحیدی می کند. پس از مرگ نا بهنگام علی شریعتی در خردادماه سال ۵۶، به اتفاق مجتهد شبستری و یزدی و قطب زاده جسد مرحوم شریعتی را در انگلستان شستشو می دهند. همان ایام مرحوم مطهری در لندن بوده و در جلسه‌ای در حضور عبدالکریم سروش و کمال خرازی تعابیر تندی درباره مرحوم شریعتی به کار می برد و سفر آخر او به اروپا را مأموریتی از جانب ساواک قلمداد می کند، به طوری که کمال خرازی هیچ سخنان مطهری را بر نمی تابد و به ایشان اعتراض می کند. در ایام اقامت آیت الله خمینی در پاریس، در ماه‌های منتهی به انقلاب بهمن ۵۷، سروش به اتفاق حسن روحانی از لندن به دیدار او می رود. در ۲۲ بهمن ۵۷، روزی که انقلاب به پیروزی رسید، وی که جهت شرکت در جلسه‌ای در اشتوتگارت آلمان به سر می برده، خبر پیروزی انقلاب را به همراه سید محمد خاتمی می شنود.


عبدالکریم سروش در ابتدای انقلاب پیشنهاد عضویت در حزب جهموری اسلامی را از هاشمی رفسنجانی دریافت می کند، همچنین پیشنهاد وزارت آموزش عالی در کابینۀ مرحوم باهنر را، همچنین پیشنهاد آیت الله مشکینی و آیت الله منتظری را برای پذیرش ریاست دانشکدۀ الاهیات دانشگاه تهران؛ اما هیچکدام را نمی پذیرد. آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت، تأسیس «بنیاد مولوی» را به عبدالکریم سروش پیشنهاد می کند؛ شهید محلاتی، نماینده آیت الله خمینی در سپاه نیز پیشنهاد می کند نام سروش در فهرست جامعۀ روحانیت مبارز برای انتخابات مجلس قرار گیرد؛ این دو را هم نمی پذیرد. هنگامی که سروش در ستاد انقلاب فرهنگی کار می کرد، در جلسه‌ای که به اتفاق علی شریعتمداری و جلال الدین فارسی و سید احمد خمینی در حضور آیت الله خمینی تشکیل شده بود، ناظرِ سؤال شریعتمداری از رهبر انقلاب بوده؛ علی شریعتمداری از آیت الله خمینی می پرسد شما در یکی از سخنرانی‌های خود گفته اید دکتر محمد مصدق مسلمان نبود، می شود دلیل آنرا برای ما بگویید؟ آیت الله خمینی در پاسخ می گوید، برایم نقل کرده اند که مصدق نمی دانسته نماز عصر چند رکعت است. سروش در جلساتِ زندگی نامه فکری- سیاسی به تفصیل دربارۀ « انقلاب فرهنگی» سخن گفته و مدعای کسانی چون ناصر کاتوزیان، محمدرضا باطنی، رضا براهنی، اسماعیل خویی... مبنی بر اینکه سروش نقشی در اخراج ایشان داشته را قویا رد کرده است. او همچنین با توضیح این مطلب که اخراج مرحوم عبدالحسین زرین کوب و مرحوم عباس زریاب خویی به اتهام «فری ماسون بودن» پیش از تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی رخ داده و این امر هیچ ربطی به اعضای ستاد نداشته و سخنان اخیر تورج دریایی دربارۀ نقش سروش در اخراج زریاب خویی بالمره عاری از حقیقت است، از نامه‌ای یاد می کند که زریاب خویی همان ایام خطاب به عبدالکریم سروش نوشته و در آن به تندی از فرصت طلبی و سیاسی کاریِ سید احمد فردید و رضا داوری انتقاد کرده بود. در ابتدای دهۀ هفتاد شمسی و پس از سخنرانیِ بحث انگیز « انتظارات دانشگاه از حوزه» در سال ۷۱ که متضمن فشارها و تضییقات سیاسیِ چندی برای سروش بود، او با هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهورِ وقت ملاقات می کند و در این دیدار از ایشان به صراحت می شنود که متولی فرهنگ در این کشور شخص دیگری است و نه رئیس جمهور.


برهم زدن محافل سخنرانی و کلاس‌های درس عبدالکریم سروش توسط گروه انصار حزب الله در دانشگاه‌های اصفهان، تهران، امیرکبیر در سالهای ۷۴-۷۶؛ دریافت نامه‌های تهدید آمیز در منزل و کلاسِ دانشگاه توسط گروه‌های تندرو؛ تطمیعِ سروش به گرفتن پول در بازجویی‌های وزارت اطلاعات در دوران علی فلاحیان؛ غائلۀ خرم آباد در سال ۷۹؛ اذعان ضارب سعید حجاریان بدین امر که هدف اولیه ما عبدالکریم سروش بود، چون او را نیافتیم سراغ حجاریان رفتیم؛ دریافت جایزۀ اراسموس در هلند و ملقب شدن به «اراسموس اسلام» در سال ۸۳ شمسی پس از اینکه در دهۀ هفتاد توسط برخی از تحلیل گران غربی، سروش لقب «لوتر اسلام» را دریافت کرد؛ قصۀ « روشنفکری دینی» و مدافعان و منتقدانش؛ نشریات «کیهان فرهنگی»،« کیان» و قصۀ « حلقه کیان»؛ تأسیس و راه اندازی مؤسسات «صراط» و«معرفت و پژوهش» و فصلنامۀ « مدرسه»؛ تدریس و تحقیق در دانشگاه‌های آمریکایی و مؤسسات تحقیقاتی اروپایی نظیر هاروارد، پرینستون، ییل، استنفورد، شیکاگو، جرج تاون، مریلند، ویسن شافتس کولگ[۲] .. و انتشار دو کتاب « عقل، آزادی و دموکراسی در اسلام»[۳] و «بسط تجربه نبوی»[۴] از عبدالکریم سروش به زبان انگلیسی توسط انتشارات آکسفورد و بریل، از دیگر موضوعاتی است که در این سلسله جلسات به بحث گذاشته شده است.


امیدوارم تدبیر موافق تقدیر افتد و طی ماه‌های آینده، کار پیاده سازی و ویرایشِ این فایل‌های صوتی به پایان رسد و صورت منقح و مکتوبِ این گفتگوی شفاهی در قالب کتابی منتشر شود و در اختیار علاقه مندان قرار گیرد.
 

--------------------------------
1] فروغ فرخزاد، دفتر " ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"، شعر « تنها صداست که می ماند»

[2] Wissenschaftskolleg

[3] Abdulkarim Soroush ( 2000) Reason, Freedom and Democracy in Islam: Essential Writings of Abdolkarim Soroush, Translated, Edited and with a Critical Introduction by Mahmoud Sadri& Ahmad Sadri ( UK: Oxford University Press).

[4] Abdulkarim Soroush( 2009) The Expansion of Prophetic Experience: Essays on Historicity, Contingency and Plurality in Islam, Translated by Nilou Mobasser, Edited with Analytical Introduction by Forough Jahanbakhsh ( Netherland: Brill). 


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.
 

 

ارسال به :


نظرات
علی : ۰۲ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۸:۲۸ قبل از ظهر
امیدوارم به یاری خداوند.فضایی ایجاد شود تا دوباره دکتر سروش به ایران برگردند
رحیم منظمیr : ۰۲ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۱۱:۵۰ قبل از ظهر
روشنگری شما مایه ی مباحات افتخاراست
کندوکاو اندیشه عالمان وروشنفکران موجب میگرددتا ایندگان نگاهی عمیق ودقیق به زندگی واثار این بزرگان داشته باشندو
اندیشه انان از اجمال به تفضیل دراید
اینکه نوع نگاه دکتر سروش به جوهردیانت نگاهی عقلانی ومعرفت
شناختی است ونگاه شریعتی نگاهی جامعه شناختی وایدولوژیک وبرون دینی ومرحوم مطهری نگاهی فقیهانه درون دینی داشته اند
وتفاوت در اموزه های مختلف دینی انان نه تنها مشکلی ایجاد
نمی کند بلکه از نظر حقیراین کاوش راه وصول به دینداری روشنگرانه جدید است ومسیر جهل وانسدادرا هموار خواهد کرد
ا
همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیده اند
افشین : ۰۲ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۹:۴۶ بعد از ظهر
با سلام.
کاش این جلسات را به صورت تصویری ضبط می کردید.بنده با آنکه به لحاظ فکری قرابتی با جناب دکتر سروش ندارم اما خیلی دوست داشتم که یک مستند در باب ارباب اندیشه در ایران بسازم اما به جهت بعد مسافت نمی توانم مصاحبه ای با افرادی مانند دکتر سروش و جناب کدیور داشته باشم.خدا را شکر امروزه دیگر دوربین کبریت احمر نیست.شما که زحمت کشیدید فیلم می گرفتید تا به کار امثال بنده هم بیاید چرا که مردم ایران بیش از آنکه بخوانند دوست دارند ببینند!!!
سامان : ۰۳ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۶:۲۱ قبل از ظهر
امیدواریم در این گفتگو و زندگی نامه دکتر سروش به تشکیک که در مدرک تحصیلی ایشان وارد شده است پاسخ روشن و قانع کننده بدهد که ایا ایشان لیسانس دارو سازی دارند فوق لیسانس شیمی دارند یا دکترای فلسفه . در دید و بازدید نوروزی در منزل یکی از دوستان روزنامه نگار در خصوص همین نوشته شما می گفت که ایشان پست وزارت را نپذیرفته تا معلوم نشود که دکترایی در کار نیست و پرونده اش زیر دست مجلسی ها نرود
علی آزادمنش : ۰۳ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۱۰:۲۱ قبل از ظهر
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
امید که این صدا جاودانه بماند به یادگار از دوستداران حقیقت...
دست مریزاد.
علی آزادمنش : ۰۳ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۹:۱۴ بعد از ظهر
برای آن دسته از کسانی که در درجه تحصیلی دکتر سروش تردید دارند، این توضیح کافیست که از آغاز تاسیس دانشکده داروسازی ، طول دوره تحصیل این رشته مثل رشته دندانپزشکی، شش ساله و مدرک آن دکتری بوده است! حتی اگر دکتر سروش در بقیه تحصیلات تکمیلی خود در خارج از کشور مدرک دکتری شیمی یا فلسفه علم هم دریافت نکرده باشند، کماکان مدرک دکترای داروسازی ایشان به قوت خود باقیست! امیدوارم داوری و استدلال همه روزنامه نگاران ما از این دست نباشند که اینجا به عنوان منبع خبر ذکر شده است!
احسان : ۰۳ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۹:۲۳ بعد از ظهر
اهیدوارم فضایی بوجود اید که ما در داخل ایران بتوانیم از وجود ایشان استفاده بیشتری ببریم
واز اقای دکتر سروش خواهش میکنم به سهم خود تلاش بیشتری برای از بین بردن این اختلاف و دشمنی که بین شیعه و سنی درست کرده اند تلاش کنند
با تشکر
changiz : ۰۳ فروردین ۱۳۹۳, ساعت ۱۰:۲۹ بعد از ظهر
سلام

مگر همه وزرا و وکلا مدرک دکترا دارند؟
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.