پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ -
- 20 Jun 2019
16 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مطهری و ضرورت اصلاحات درحوزه  فقاهت و روحانیت
مطهری برای سازگاری فقه  با روح زمان، دو راه در پیش رو گذاشت: تخصصی شدن فقه و شورای علمی در فقاهت. 


شاید پیش از مرحوم استاد شهید مرتضی مطهری کسانی بوده اند که درمورد آسیب شناسی روحانیت وانتقاد از عالمان دین ونا آشنایی روحانیون به حوادث زمان سخنانی گفته باشند وفقه واصول موجود در حوزه‌ها را چاره گر زمان ندانند. اما در این میان آرای مطهری مبنایی تر وعمیق تر به نظر می رسد ؛ زیرادر میان آسیب شناسی هایی که مرحوم شهید مطهری پیش رو داشت، آسیب شناسی روحانیت و به دنبال آن آسیب شناسی در حوزه فقاهت برایش بیش از هر چیز ضرورت می نمود. چرا که نامبرده، سازمان روحانیت و شیوه اجتهاد رایج در حوزه‌ها و متد لوژی علوم دینی را مطابق با روح زمان نمی دانست و آنرا قادر به پاسخ گویی در برابر نیازهای زمان نمی دید. ایشان اصلاح در سازمان روحانیت را، از مسایل اقتصادی طلاب تا متد وشیوه تدریس در حوزه را، مقدمه‌ای برای اصلاح در حوزه فقاهت و اجتهاد ودر نهایت در حوزه دین می دانست و پس از مرگ مرحوم آیت الله بروجردی با همکاری وهم فکری همدردان خود ضرورت این کاررا بر زبان وقلم جاری ساخت.


کتاب مرجعیت وروحانیت که درسال ۱۳۴۱ به اهتمام آقایان علامه سید محمد حسین طباطبایی، شهید بهشتی، مهندس مهدی بازرگان، آیت الله طالقانی، شهید مطهری و آیت الله سید ابوالفضل مجتهد موسوی زنجانی انتشار یافت، گویای دغدغه این بزرگان در سازمان روحانیت ومرجعیت بوده است. این که نهاد روحانیت باید آسیب شناسی شود تا بتواند در برابر مکتبهایی که در دو قرن اخیر سر بر آورده اند، سخنی برای گفتن داشته باشد. شهید مطهری نقدهای خود را، علاوه بر ان کتاب، در جاهای مختلف دردمندانه مطرح کرد و را ه حل‌های چندی را ارایه داد. در میان نقدهایی که مرحوم شهید مطهری به روحانیت وارد می دانست، عوام زدگی این نهاد برایش اسفناک تر بود.


ایشان در یک تحلیل می گوید :«اگر اتکای روحانی به مردم باشد قدرت به دست می آورد، اما حریت را ازدست می دهد واگر متکی به دولتها باشد قدرت را از کف می دهد اما حریتش محفوظ می ماند؛ زیرا معمولا توده مردم معتقد و با ایمانند، اما جاهل ومنحط و بی‌خبر و در نتیجه با اصلاحات مخالفند واما دولت‌ها معمولا روشنفکرند ولی ظالم ومتجاوز. روحانیت متکی به مردم قادر است با مظالم وتجاوزات دولت‌ها مبارزه کند اما در نبرد با عقاید و افکار جاهلانه مردم ضعیف وناتوان است .


روحانیت عوام زده ما چاره‌ای ندارد از این که همواره سکوت را بر منطق، سکون را بر تحرک و نفی را بر اثبات ترجیح دهد، زیرا موافق طبیعت عوام است. عوام زدگی از سیل زدگی و از زلزله زدگی و مار وعقرب زدگی بالاتراست. روحانیت عوام زده ی ما چاره‌ای ندارد از این كه آنگاه كه مسئله‌ای اجتماعی می خواهد عنوان كند، به دنبال مسائل سطحی و غیر اصولی برود و از مسائل اصولی صرف نظر كند و یا طوری نسبت به این مسائل اظهارنظر كند كه با كمال تأسف علامت تأخّر و منسوخیت اسلام به شمار رود و وسیله به دست دشمنان اسلام بدهد(مجموعه آثار شهید مطهری ج۲۴ص۴۹۹)


داستانی به نقل از شهید مطهری از مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی آمده است که شدت تاثیر عوام را در حوزه‌ها بیان می کند :


«مرحوم آیت الله حاج شیخ عبد الکریم حایری به فکر افتادند یک عده از طلاب را به زبان خارجی وبعضی علوم مقدماتی مجهز کنند تا بتوانند اسلام را در محیطه‌ای تحصیل کرده جدید بلکه در کشورهای خارج تبلیغ نمایند. وقتی که این خبر منتشر شد، گروهی از عوام وشبه عوام تهران رفتند به قم و اولتیماتوم دادند که این پولی که مردم به عنوان سهم امام می دهند، برای این نیست که زبان کفار را یاد بگیرند. اگر این وضع ادامه پیدا کند ما چنین وچنان خواهیم کرد؛ آن مرحوم هم دید که این کار موجب انحلال حوزه علمیه وخراب شدن اساس کار است، موقتا از منظور خود صرف نظر کرد » (ده گفتار ص۹)لازم به ذکر است که حوزه‌ها از آن حالت خودرا خارج ساخته، اما هنوز استقلال خودرا از لحاظ فکری باز نیافته است .


آسیب دیگری که ایشان در آن روزگار بر دامن روحانیت می دید جمود گرایی بود. رویگردانی نسل جوان از فقه اسلامی و حتی اصل اسلام به مکاتب غربی را، علت عمده آن نارسایی درفقه وجمود فکری می دانست .

 

«درقرون اخیر با کمال تاسف، در میان جوانان ... تمایلاتی در جهت غرب گرایی و نفی اصالتها ی شرقی واسلامی وتسلیم وتقلید دربست از "ایسم»های غریب پدید آمده است ... ریشه این گمراهی خواب آلود، تصور غلطی است که این گروه به اصطلاح از جنبه "دگماتیک" مقررات اسلامی در اذهان خویش دارند. عدم تحرک اجتهاد در طی قرون به این تصورات غلط کمک کرده است. وظیفه مسوولان وهادیان قوم است که هر چه زودتر به شکل منطقی در برابر این قبیل گرایشهای ناصواب بایستند. علل و عوامل این جریان بر کسی پوشیده نیست. چیزی که نباید کتمان کرد این است که جمود و رکود فکری که در قرن اخیر بر جهان اسلام حکمفرما شد ومخصوصا باز ایستادن فقه اسلامی از تحرک و پیدایش روح تمایل و نگرش به گذشته و پرهیز از مواجهه با روح زمان یکی از عوامل این شکست به شمار می رود .»(شش مقاله، ص۱۳۲)


نقد ی که ایشان به اجتهاد رایج داشت این بود که مجتهدان را متعمق در مسایل گذشته می دید که همان فتاوای گذشته را به بحث می گذارند. در صورتی که ایشان می گفت:

.. اینها اهمیت چندانی ندارند، آنچه اهمیت دارد مسایل نو وتازه‌ای است که پیدا می شود و باید دید که این مسایل با کدامیک از اصول اسلامی منطبق است؟ بوعلی سینا هم لزوم اجتهاد را روی همین مسایل توجیه می کند ومی گوید به همین دلیل در تمام اعصار باید اجتهاد وجود داشته باشد (اسلام ومقتضیات زمان ،ج۲ص۲۳۳)


راه های پیشنهادی

شهید مطهری برای این که فقه واجتهاد را از حالت گذشته بدرآورد و آنرا منطبق و سازگار با روح زمان سازد، دو راه در پیش رو گذاشت. یکی تخصصی شدن فقه و دیگری شورای علمی در فقاهت. سخن ایشان این است :
 

۱- در این جا من پیشنهادی دارم که برای پیشرفت وترقی فقه ما بسیار مفید است، این را قبلا مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حایری فرموده اند ومن پیشنهاد ایشان را عرض می کنم .ایشان گفته بودند چه لزومی دارد که مردم در همه مسایل از یک نفر تقلید کنند؟ بهتر این است که قسمت‌های تخصصی در فقه قرار دهند. یعنی هر دسته‌ای بعد از این که یک دوره فقه عمومی را دیدند و اطلاع پید اکردند، تخصص خود را در یک قسمت معین قرار دهند و مردم هم در همان قسمت تخصصی از آنان تقلید کنند ... این پیشنهاد بسیار پیشنهاد خوبی است ومن اضافه می کنم که احتیاج به تقسیم کار در فقه وبه وجود آمدن رشته‌های تخصصی در فقاهت، از صد سال پیش به این طرف ضرورت پیدا کرده و در وضع موجود یا باید فقهای این زمان جلو رشد وتکامل فقه را بگیرند و متوقف سازند و یا به این پیشنهاد تسلیم شوند ... در همه علوم دنیا از طب و ریاضیات و حقوق و فلسفه رشته‌های تخصصی پیدا شده وهمین جهت آن رشته را ترقی داده است ... در وضع حاضر و بعد ازاین که پیشرفت و تکامل که در فقه ما مانند سایر علوم دنیا پیدا شده واین پیشرفت معلول مساعی علما و فقهای گذشته بوده، یا باید علما و فقها ی این زمان جلو رشد و تکامل فقه را بگیرند و مانع ترقی آن گردند، ویا باید آن پیشنهاد متین ومترقی را عملی کنند. رشته‌های تخصصی به وجود آورند ومردم هم در تقلید تبعیض کنند ،همان طور که در رجوع به طبیب تبعیض می کنند.(ده گفتار ۱۰۴-۱۰۵)


چرا این پشنهاد مترقی که از نخست، موسس حوزه آن را ارایه داد ومرحوم آیت الله مطهری با بیانی رساترآن را توضیح داد، هنوز عملی نگردیده و دانش فقه تخصصی نگشته است؟ نمی دانیم ! با این که نیازها وموضوعات مستحدث فقهی در این چند سال صد چندا ن گشته است. لهذا گاهی نظرها و فتاوای فقهی که منتشر می شود خیلی دور از خرد وغیر قابل اجرا ست. پر واضح است که یک نفر نمی تواند از پس پاسخ همه مسایل برآید .
 

۲- دومین راه پیشنهادی شهید مطهری تاسیس شورای علمی در فقاهت و اجتهاد است. روشن است که شورای علمی با تخصصی شدن فقه تفاوت دارد. در این پشنهاد، اگر فقه تخصصی شد، باز هم فرد مجتهد باید اجتهاد خود را شورایی نماید؛ چرا که اندیشه درست از تضارب آرا به دست می آید .ایشان می گوید:


« پیشنهاد دیگری هم دارم که عرض می کنم ومعتقدم این مطالب هر اندازه گفته شود بهتر است وآن این که در دنیا در عین این که رشته‌های تخصصی در همه علم‌ها پیدا شده وموجب پیشرفت‌ها وترقیات محیر العقولی شده، یک امر دیگری نیز عملی شده که آن هم به نوبه خود یک عامل مهمی برای ترقی وپیشرفت بوده وهست و آن موضوع همکاری وهمفکری بین دانشمندان طراز اول و صاحب نظران هر رشته است. در دنیای امروز دیگر فکر فرد و عمل فرد ارزش ندارد. از تک روی کاری ساخته نیست. علما و دانشمندان هر رشته دایم مشغول تبادل نظر با یکدیگرند. محصول فکر و اندیشه خودرا در اختیار سایر اهل نظر قرار می دهند. حتی علمای قاره‌ای باعلمای قاره دیگر همفکری وهمکاری می کنند ... متاسفانه در میان ما هنوز نه تقسیم کار و تخصص پیدا شده، نه همکاری ونه همفکری؛ و بدیهی است که با این وضع انتظار ترقی وحل مشکلات نمی توان داشت .... اگر شورای علمی در فقاهت پیداشود و اصل تبادل نظر به طور کامل جامه عمل بپوشد، گذشته از ترقی وتکاملی که در فقه پیدا می شود بسیاری از اختلاف فتواها از بین می رود .چاره‌ای نیست اگر مدعی هستیم که فقه ما نیز یکی از علوم واقعی دنیا است ، باید از اسلوب هایی که در سایرعلوم پیروی می شود پیروی کنیم. اگر پیروی نکنیم معنایش این است که از ردیف علوم خارج است.» .(همان ص۱۰۴-۱۰۶)
مرحوم مطهری زمانی دردمندانه این سخنان را گفته که اندیشه جمهوری اسلامی در فکر کسی وجود نداشته و کمتر کسی بر این باور بوده که فقه به مانند الان در صحنه اجتماع وسیاست خود را بیازماید.
 

سی واندی سال از جمهوری اسلامی می گذرد. هنوز دانش فقه، نه تخصصی گشته و نه شورای فقاهتی درست شده است. وبی شک اجتهاد به شیوه موجود که در حوزه‌ها رایج است نمی تواند از پس پاسخ ها بر آید .
 

در شورای علمی اجتهاد باید کارشناسان غیر حوزوی در رشته‌های اقتصاد، حقوق، جرم شناسی، روانشناسی و جامعه شناسی و سایر علوم حضور داشته باشند تا موضوعات به شیوه علمی برای فقیهان مورد بررسی قرار گیرد. به نظر می رسد پاره‌ای از موضوعات فقهی در این روزگار مسیری را می پیماید که چندان به مقاصد شریعت نزدیک نیست؛ بویژه در عرصه‌های اجتماعی و جزایی. خطری که شهید مطهری از جمود گرایان و اخباریون احساس می کرد واین که فقه مترقی تشیع را از حالت عقل محوری به سمت نص محوری کشانده است، این خطر همچنان باقی است .

 

 

  
نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.