دوشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۸ -
- 26 Aug 2019
24 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
گزینه‌های پیش روی جهان عرب
جرس:  فراگیر بودن نظام سیاسی تنها راه برقراری ثبات است. هر کشوری میتواند با انتخاب روش صحیح، موفق به ساختن آیندهای بهتر شود.


وقتی بیداری اعراب در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، هدف اصلی آن رسیدن به تکثرگرایی و دموکراسی بود؛ همان مسائلی که در خیزش ضد استعماری اعراب در قرن بیستم مورد غفلت قرار گرفته بودند. اما بعد از سه سال مبارزه٬ تازه کار آغاز شده است. آیا بیداری مجدد اعراب در نهایت به اهداف خود می رسد؟


پاسخ سوال بالا به این بستگی دارد که کشورهای عربی کدامیک از سه الگوی موجود را برای پیشبرد فرآیند انتقال برگزینند؛ الگوی فراگیر با دیدگاهی بلند مدت که هدفش ایجاد وحدت و اجماع است، یا روشی که بر مبنای آن برنده همه چیز را تصاحب خواهد کرد و بخش بزرگی از اقشار اجتماع [در پایان] نادیده گرفته میشوند، و یا اتخاذ روش توقف بدون دستاورد با هدف بقای رژیم. این سه الگو نمایانگر تفاوت گسترده در شرایط کنونی و چشم اندازهای آتی کشورهای مختلف عربی است.


برجسته ترین نمونه از الگوی فراگیر تونس است که در آنجا رقبای سابق بدون دخالت نظامیان یک دولت ائتلافی تشکیل داده اند. البته که روند آن آسان نبوده است. اما بعد از مبارزاتی پرتنش، تونسی ها متوجه شدند که همکاری تنها راه رو به جلو است.
در ماه فوریه، مترقی ترین قانون اساسی کشورهای جهان عرب در تونس به تصویب رسید. این قانون اساسی که حمایت هر دو گروه سکولار و اسلامگرا را پشت خود دارد، برابری میان زنان و مردان را فراهم آورده، روشهای مسالمت آمیزی برای جابجایی دولت پیش بینی کرده و در اقدامی بی سابقه در کل منطقه حق شهروندان در نداشتن اعتقاد مذهبی را به رسمیت شناخته است. تجربه تونس تجسم اهداف بیداری اعراب، یعنی تعهد به کثرت گرایی و دموکراسی است.
خوشبختانه تونس تنها کشوری نیست که در این راه قدم برداشته. یمن و مراکش هم هر دو، فرآیندهای سیاسی نسبتا فراگیری را به کار گرفته اند. یمن در تلاش برای ایجاد یک گفتوگوی ملی است و مراکش دولتی ائتلافی تشکیل داده.
ولی این الگو در بسیاری از کشورها به کار گرفته نشده است؛ مثلا مصر با اتخاذ روش انحصار طلبانه از الگوی دوم تبعیت میکند. تمام گروهها و احزاب مصر بر این باورند که تنها خودشان حقیقت را میگویند، در نتیجه درصدد نادیده گرفتن یا سرکوب رقبای خود بر آمده اند. زمانی که اسلامگرایان مصری با رهبری اخوان در قدرت بودند، چنین طرز تفکری داشتند. و سپس نیروهای سکولاری که در جولای گذشته به وسیله کودتای نظامی آنان را سرنگون کردند، شیوه مشابهی را اتخاذ کردند.
خلاصه اینکه سیاست مصر به یک بازی با حاصل جمع صفر تبدیل شده است؛ با توجه به اینکه کشور با تهدیدات امنیتی، بی ثباتی اقتصادی و هرج و مرج سیاسی مواجه شده، حاصل جمع واقعا صفر بوده است. مشکلاتی با این مقیاس را هیچکدام از دو گروه عمده به تنهایی نمی تواند حل کند. اگر رهبران هر دو طرف کار مشترک را شروع نکنند، بیداری مصریها تنها رویایی دست نیافتنی باقی خواهد ماند و شهروندان عادی به علت مواجهه با پیامدهای اجتماعی و اقتصادی نابسامانیها به قربانیان اصلی ماجرا تبدیل میشوند.
اما روش سوم، همانطور که سوریه نشان داد، از این هم مخرب تر است. رژیم بشار الاسد با جنگ برای بقا در نقطه بدون دستاورد کنونی توقف کرده، این در حالی است که مخالفان پراکنده باقی مانده اند و تنها برنده این درگیریها گروههای افراطی، با مبارزانی عمدتا خارجی، هستند که از خلاء امنیتی موجود سوء استفاده کرده اند. نتیجه این الگو، جنگ داخلی هولناکی بوده است که تاکنون جان بیش از ۱۵۰ هزار نفر را گرفته، میلیونها نفر را آواره کرده و هیچ چشم اندازی برای پایان آن دیده نمی شود.


تفاوت آشکار سه الگوی فوق و نتایج بکارگیری آنها، درس عبرتی ساده است؛ فراگیر بودن نظام سیاسی تنها راه برقراری ثبات است. هر کشوری می تواند با انتخاب روش صحیح، موفق به ساختن آینده ای بهتر شود.
البته راهی که توسط بیداری دوم اعراب [بعد از بیداری اول علیه استعمار] انتخاب شده است، هنوز نتوانسته خطوط قرمز جوامع را کاملا بشکند. ولی به واسطه آن، تابوهای قدیمی جهان عرب خدشه دار شده است. مشخصا دو گروهی که صحنه سیاسی اعراب را تحت تسلط داشتند، یعنی حاکمان سکولار که اغلب حمایت نظامیان را پشت سر میدیدند و مخالفان مذهبی آنها، وضعیت غیر قابل سوال خود را از دست دادهاند. امروز آنها با سوالاتی مواجه شدهاند که شاخصه نظامهای دموکراتیک است. حتی در خیلی از کشورهای عرب، لیبرال بودن به امری قابل قبول تبدیل شده است.
هرچند نظامهای اجتماعی صلب که مدتها مانع اصلی پیشرفت بوده اند، طی سه سال اخیر در بسیاری از کشورهای عربی فرو ریخته اند و علیرغم اینکه نسبت به گذشته لیبرالیسم به دیدگاه قابل قبول تری تبدیل شده است، اما تجربه های مصر و سوریه نشان می دهند که اهداف بیداری مجدد اعراب در همه جا یکسان و مشترک نبوده است. رقابتهای قدیمی، دیدگاههای ایدئولوژیک و عادتهای مخرب همچنان مانع اصلی تلاشهایی است که به منظور یافتن راه حلی برای مشکلات اجتماعی و اقتصادی انجام میگیرد.
جوامع عرب سزاوار چیز بهتری هستند. و همانطور که تونس نشان داد، اگر آنها با به رسمیت شناختن چند صدایی سیاستهای فراگیر را دنبال کنند، به آن آینده بهتر خواهند رسید.

نوشته: مروان معشر (۱)
منبع: بنیاد صلح کارنگی
مروان معشر
آقای معشر معاون بخش مطالعات بنیاد صلح کارنگی است، جایی که او بر پژوهشهایی که در واشنگتن و بیروت درباره امور خاورمیانه انجام میشود، نظارت دارد. معشر از سال ۲۰۰۲ الی ۲۰۰۴ وزیر خارجه، و از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۵ معاون نخست وزیر اردن بوده است. در کارنامه اجرایی او سابقه کار در بخشهای دیپلماسی، توسعه، جامعه مدنی و ارتباطات دیده میشود.
روزنامه نگاری او از کار برای روزنامه تایمز اردن آغاز شد. پس از آن در وزارت برنامه ریزی خدمت کرده، مشاور رسانهای نخست وزیر بوده و مدتی هم به عنوان مدیر دفتر اطلاعات اردن در واشنگتن فعالیت داشته است.
وی اولین سفارت اردن در اسرائیل را در سال ۱۹۹۵ راه اندازی کرد و در سال ۱۹۹۶ وزیر اطلاعات و سخنگوی دولت اردن شد. از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۲ باز هم در واشنگتن مشغول بود؛ این بار با سمت سفیر اردن. اولین پیمان تجارت آزاد ایالات متحده و اردن به دلیل تلاشهای او به امضا رسید. و بعد از آن در زمان تصدی وزارت خارجه نقش مرکزی در آماده کردن طرح صلح و نقشه راه خاورمیانه ایفا کرد.
در سال ۲۰۰۴ آقای معشر معاون نخست وزیر شد و مسئولیت ایجاد اصلاح در کارایی دولت به عهده او بود. تلاشهای وی در این زمینه منجر به تدوین طرح ده ساله اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شد. بعد از پایان کار دولتی، او به مدت دو سال عضو مجلس سنای اردن بود. سپس از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۰ به عنوان معاون ارشد بانک جهانی در امور الحاقی فعالیت داشت.
کتاب او با نام «مرکز عربی؛ وعده اعتدال» در سال ۲۰۰۸ توسط انتشارات دانشگاه ییل به چاپ رسیده است. 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.