سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ -
- 22 Oct 2019
22 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تکنولوژي: خطر یا ناجی؟
 ما هنوز درنیافته ایم جایی که علم و تکنولوژی مدرن ظهور نیابد، نتیجة آن چیزی جز عدم دست یابی به منابع قدرت جدید و فقر و انحطاط نخواهد بود

 


هايدگر خطرات تکنولوژي و تفکر تکنولوژيک را به ما خاطرنشان ساخت. با اين وصف، بر اساس تفکر هايدگر، ما نمي‌توانيم نتيجه بگيريم که تکنولوژي و توسعة تکنولوژيک يک مصيبت است. برخی از جریانات فکری در ایران، صرفاً بر جنبه‌هاي منفي تکنولوژي و تفکر تکنولوژیک دست گذاشته، هرگز درنيافته اند ديري است كه تكنولوژي به عنصري اجتناب ناپذير از وضعيت ما تبديل گشته است و اگر ملتي به قدرت تکنولوژيک دست نيابد، از صحنة تاريخ حذف خواهد شد و اين خطري است که مردم و جامعة کهنسال ما را تهديد مي‌کند. ایرانیان، به تبع بسياري از روشنفکران، متفکران، روحانیون و رهبران سیاسی و اجتماعی خود، درک مناسبي از ضرورت توسعة تکنولوژيک نداشته و ندارند و به نحو ایجابی و به اندازه کافی بر این ضرورت تأکید نورزیده اند. هنوز ذهن و احساس ما ايرانيان نسبت به مسأله توسعة تکنولوژيک گيج و گنگ و اراده و عزم ملي ما در اتخاذ يک تصميم تاريخي براي نزديك شدن به قدرت تكنولوژيك فلج است. روشنفکران، متفکران و رهبران انتزاعی اندیش ما، که منقطع از وضعيت تاريخي و جهانی کنونی می اندیشند در شکل‌گيري اين شرايط بي تقصير نيستند.

اگر با هايدگر موافق باشيم که در دوران ما تکنولوژي امری انتولوژیک و يک گشتل يعني چارچوبي است که به هر چيز نظم و انتظام مي‌بخشد، لذا دیگر نمی توان مثل بسیاری از روشنفکران، سنت گرایان، روحانیون، و پیروان ایدة علوم جدید دینی از ماهيت تكنولوژي، درکی سوبژه محور داشت.

متفکرانی همچون فردید، یا سید حسین نصر یا حامیان ایدة علوم جدید دینی و پیروان آنها و همة كساني كه بصيرت هاي هايدگري در باب تكنولوژي را به نحو نامتفکرانه‌ای در ايران بازگو كرده اند در شكل گيري ناهم زمانی تاریخی ما و بی‌تفاوتی مان نسبت به قدرت تكنولوژي یا عدم شکل گیری عزمیت تاریخی ایرانیان در نیل به این مهم‌ترین منبع قدرت مدرن و در نتیجه برعهده نگرفتن نقش خویش در تقدیر تاریخ کنونی خود سهيم هستند.

در ایران بسیاری بر اساس بصيرت هاي اساسي هايدگر صرفاً به نقد مدرنيته، تکنولوژي جديد غربي و پديدة مدرنيزاسيون پرداخته اند. برای نمونه به عبارات زیر توجه کنید که چگونه فردید صرفاً از منظری یکسره منفی به تکنولوژی می نگرد:

«نتیجة این متافیزیک علم و صنعت است. آنچه که در این علم و صنعت نیست خیر و برکت است. هر چه هست شرّ است». «این تکنولوژی که نشانة قهر الهی است کرة زمین را ویران می کند». «علم جدید پندار است. ... اساسش بر هوای نفس است». «تاريخ جديد نه جاهدوا فينا بلكه جاهدوا عنا است، جهاد از خداوند تاريخ چهارصد سال غرب است. در آخرين مرتبه آنجا كه غضب الهي مسبوق به رحمت اوست غفلت آمد و علم و صنعتي آمد و كشفيات كرد ولي چون مبنايش باطل بوده وِزر و وبال بشر شده». «تكنولوژي به دست كيست؟ شهوت آخرالزمان زمام آن را دارد، تا آنجا كه علم امروز به دست نفس امارّه است كه تمام علم بشر را وارد در مسابقه تسليحاتي كند. وقت غرب، وقت آخرالزمان شيطاني بي‌معني است». «بشر سروصداي ماشين را به [جای] نداي حق مي‌گيرد». «انسان امروز مي‌انديشد، اما انديشة او شيطاني است ... منطق اروپاي غربي، منطق پيشرفتِ علم همان منطق علم بمب‌ساز، [و] نفس علم در خدمت انديشة شيطاني است». «اين چهارصد سال تاريخ انسان مظهر اسم شيطان شده است». «تمام چهارصد سال تاريخ جامعه غرب طاغوت‌زده و نفس امارّه‌زده است». «غرب شتاب شيطاني است. و عصر حاضر عصر مساوعت در شرور و شتاب اهريمني است».

این نحوة بیان، بیشتر به لحن و ادبیات و نحوة نگرش سنت گرایایی چون رنه گنون نزدیک است تا هایدگر.

همچنین، بايد توجه داشت نقدهاي هايدگر از تكنولوژي بيشتر بر مبناي موقعيت تاريخي جوامع غربي صورت گرفته است. جوامع غربی که به توسعه، تکنولوژي و قدرت تکنولوژیک دست يافته‌اند، حق دارند نگران آسيب‌ها و خطرات آن باشند. ليکن متفکران جامعه‌اي که هنوز به توسعه، تکنولوژي و قدرت تکنولوژیک دست نيافته‌اند، حق ندارند، صرفاً و منحصراً بر آسيب‌ها و آفات تکنولوژي تأکید ورزند.

ما ايرانيان منابع اصيل قدرت بخش در دورة اخير، به خصوص اهمیت و قدرت تکنولوژی در جهان معاصر را هنوز نشناخته ايم؛ و درک نادرست از نقدهای رادیکال هایدگر از تکنولوژی و تفکر تکنولوژیک در این راستا بی‌تأثیر نبوده است. بسیاری از کسانی که، آگاهانه یا ناآگاهانه تحت تأثیر تفکر هایدگر، به نقد تکنولوژی می پردازند هنوز درنیافته اند که فهم تکنولوژی به منزلة گشتل در تفکر هایدگر، یعنی به منزلة نیرویی تاریخی که به همه چیز و همه کس در روزگار جدید چارچوب و انتظام می بخشد، علاوه بر مفهومی سلبی و انتقادی حاوی معنایی مثبت و ایجابی نیز هست ، به این معنا که ما به هیچ وجه نمی توانیم به حصول این نیروی تاریخی بی‌تفاوت باشیم. به تعبیر دیگر، در روزگار ما چنانچه قوم یا ملتی به این نیروی تاریخی، یعنی قدرت تکنولوژیک دست نیابد، به منزلة یک ملت بزرگ و صاحب اقتدار از صحنة روزگار محو خواهد شد.

در ایران میان سرنوشت تفکرات مارکس و هایدگر ــ به اعتبار نحوة مواجهة ما ایرانیان با اندیشه‌های این دو نقاد بزرگ عالَم مدرن ــ وجه اشتراکی وجود دارد. ماركس و هايدگر، علي رغم تفاوت هاي عظيمي كه ميان‌شان وجود دارد، هر دو از نقادان جدی و رادیکال مدرنیته هستند. اما نقطة اشتراک دیگری نيز ميان ماركس و هايدگر وجود دارد و آن این که هر دو به ساختارهاي عيني اجتماعي و نيروهاي تاريخي توجه دارند. ماركس از مناسبات توليدی و پيوندهاي پيچيدة ميان سطح رشد ابزار و نيروهاي توليدي با مناسبات اقتصادي، اجتماعي و طبقاتی سخن گفت و هايدگر بر مفهوم گشتل، به منزلة تقدير و نيرويي تاريخي سخن راند، نيرو و تقديري كه خارج از ميل و ارادة ماست.

اما هم در چپ ماركسیستي ما و هم در ميان هايدگري هاي ايراني، وجوه گوناگون تفكر انتقادی نسبت به مدرنيته با استقبال تمام پذيرفته شد، اما در هر دو گروه توجه به ساختارهاي عینی اجتماعي و نيروهاي تاريخي، از جمله فهم قدرت تكنولوژي و سازمان اجتماعی کار مغفول ماند و اين نكته درك نشد كه در دوران ما، منابع قدرت بخش به يك ملت دگرگون گشته است و ایدئولوژی، فلسفه و مذهب نمی توانند جانشینی برای این منابع جدید قدرت قرار گیرند. هنوز نيز اين درك تاریخی در ميان ما به نحو قاطعی شکل نگرفته است، و به لیل اندیشیدن بر اساس عقل توهمی و غیر تاریخی موانع فهم نیز کماکان وجود دارند. جنبش چپ و مارکسیستی در ایران، تحت تأثیر اندیشه‌های مارکس، صرفاً به نحو یک سویه بر مبارزة طبقاتی و آرمان‌های نفی مالکیت، نفی دولت بورژوایی و نفی وجود طبقات اجتماعی دست گذاشت، غافل از این که ساختارهای عینی یک چنین مبارزة طبقاتی، از جمله وجود خود طبقات اجتماعی، از اساس در ایران وجود ندارد. به همین قیاس، ناقدان تکنولوژی غربی در ایران، با تأکید یک سویه بر نقد مدرنیته و تفکر تکنولوژیک، بر فقدان تکنولوژی و عدم ظهور قدرت تکنولوژیک در جامعة ما به اندازة کافی و به نحو ایجابی تأکید نداشتند.

نقد مارکس از تکنولوژي بر نقد هايدگر تقدم دارد. فهم هايدگر و نيز نقد وی از تکنولوژي، از بعضي جهات شبيه اندیشه‌های مارکس است. مارکس قانون حاکم بر رشد تکنولوژي را در چارچوب مفهوم ارزش افزايي نسبي ــ يعني در چارچوبی اقتصادی و نه همچون هایدگر در ساحتی اونتولوژيک ــ چنان تعيين مي‌کند که در نهایت همچون هايدگر و مقدم بر او تحول افسارگسيختة تکنولوژي را امري اجتناب ناپذير تلقی می کند.

از نظر مارکس نیز همچون هایدگر نتیجة رشد افسارگسیختة تکنولوژیک ، چیزی جز برخي از اشکال از خود بيگانگي نخواهد بود. اما در همان حال، مارکس تکنولوژي را نیز شرط لازم براي رهايي و تحقق آزادي انسان و سوسياليسم برمی شمارد. از نظر وی، جامعة صنعتي شرايط پيشين براي تحقق بخشيدن به عقل و آزادي را فراهم آورده است؛ و رشد و تكامل نيروهاي توليدي، همراه با تسلط انسان بر طبيعت و كسب ثروت مادي سرشار، به اندازه اي هست كه بتواند لااقل نيازمندي هاي بنيادي و ضروري همة افراد جامعه را در سطحي مناسب و شايسته براي برخورداري از نوعي زندگي فرهنگي و انساني فراهم نمايد. به عقيدة ماركس، با انقلاب صنعتي و رشد ابزار توليد شرط اولیه براي تحقق آرمان عدالت و سوسياليسم، و لذا تحقق عقل و آزادي فراهم شده است؛ تنها كافي است ابزار توليد از انحصار نيروهاي استثمارگر خارج شده، در اختيار همة آحاد جامعه قرار گيرد.

در تفکر هایدگر در باب تکنولوژی نیز همچون مارکس، دو وصف انکاری و انتقادی از یکسو و ایجابی و مثبت از سوی دیگر به نحو توأمان دیده می شود. علم و تکنولوژی از یکسو به دلیل غفلت از وجود ما را با خطرات سهمگینی مواجه می سازد، اما از سوی دیگر راه نجات و رهایی در خود تفکر در باب تکنولوژی و فهم آن به منزلة تقدیری تعین بخش نهفته است.

پرسش از ذات تکنولوژی برای هایدگر به هیچ وجه نه به معنای نفی، بلکه تلاش برای دریافتن ماهیت تکنیک، نقد محدودیت‌های آن و نوعی تلاش برای آسیب‌شناسی ساحت وجودی انسان در عصر حاکمیت تکنولوژی است. تفکر هايدگر به هیچ وجه با بحث‌هايي همچون پایان تاریخ یا بحث از تاريخ انحطاط نسبتی ندارد ، امری که صبغه هایی از آن در تفکر و مباحث آخرالزمانی برخی از سنت گرایان ما دیده می شود . از نظر هایدگر علوم جديد ميراث سنت متافیزیک و عنصری اجتناب ناپذير از حيات معاصر است. وي همچون پوزیتیوست ها، سیانتیست ها، مدرنیست‌ها و شیفتگان عقلانیت جدید و جهان بینی روشنگری به علم و تکنولوژی به معناي متعارف و رایج کلمه «خوش بين» نبود، و ما را به انديشيدن به امکان و آغاز ديگری دعوت می کرد، لیکن «امکان و آغاز دیگری» که خود علم و تکنولوژی جدید فراهم‌ساز آن بود. در روزگار کنونی «تفکر ابژه گر و حسابگرانة علمی» و «تفکر معنوي يا حضور شاعرانه» هر دو مورد نياز بشر و مقوم حيات ماست.

نقد هایدگر بر علم و تکنولوژی جدید این بود که در حيات کنوني ما تفکر علمی و تکنولوژیک غلبۀ کامل یافته است و همین امر سبب فقر تفکر معنوي و گريز از آن گردیده است. هايدگر بر اساس نحوة نگرش اونتولوژیک و پدیدارشناسانة خویش از ما می خواهد که در نسبت با تکنولوژي، «وارستگي» پيشه کنيم. وارستگي يعني آري و نه گفتن به اشياء؛ یعنی مي‌گذاريم که تکنولوژي در عالَم روزمره مان وارد شود و در عين حال آن را بيرون نگه خواهيم داشت. این سخن بدین معناست که با آری گفتن به تکنولوژي، آن را به منزلة عنصری ضروری و قوام بخش حیات کنونی خویش می پذیریم ولي با نه گفتن بدان همواره به ياد داریم که تفکر علمی و تکنولوژیک یگانه نحوة ممکن تفکر نبوده، نمی تواند به همة ساحات وجودی انسان و اصیل‌ترین نیازهای وی پاسخ گوید.

ايرانيان هنور درنیافته اند که باید به تکنولوژي آري بگويند، و برخی از روشنفکران، متفکران و سنت گرایان ما نیز در این غفلت نقش داشته اند. تفکر معنوی و بازگشت به ساحت حضور در روزگار ما، بيش از آنکه حاصل بی‌تفاوتی نسبت به قدرت علمی و تکنولوژیک باشد حاصل اندیشیدن به آن مبنا و رویداد یگانه و رخ دهنده‌ای است که خود سرچشمه و بنیاد هر گونه تحول تاریخی، از جمله ظهور علم و تکنولوژی مدرن است.

دفاع هایدگر از تفکر اصیل و انتقادات صریح وی از تفکر حسابگر، به هیچ وجه مترادف با انکار علم و تکنولوژی و حتی مترادف با بی‌تفاوتی غیرمسئولانه نسبت به تکنولوژی و قدرت سرنوشت ساز آن در جهان کنونی نیست. هایدگر در جهان غرب نقش یک مُنذر را ایفا کرد. علم و تکنولوژی مدرن از زمان ظهور آن امیدهای بسیاری را در دل بشر برانگیخته است و این امیدها گاه تا سر حد افسانه ارتقاء یافته و علم و تکنولوژی در سیانتیسم و پوزیتیویسم به یک اسطوره تبدیل شده است. در جهان کنونی انتظاراتی از علم و تکنولوژی وجود دارد ــ همچون غلبه بر مرگ و بر محدودیت‌های نازدودنی بشر و خلق بهشتی زمینی و فارغ از درد و رنج و سرشار از آزادی و رهایی ــ که هیچ‌گاه به تحقق نرسیده و نخواهند رسید. علم و تکنولوژی در روزگار ما و در غرب ستایندگان و پرستندگان بی‌بصیرت بسیار داشته و دارد و لذا غرب به ناقدی چون هایدگر نیاز داشت تا محدودیت‌ها و خرافه‌های شگل گرفته در حول و حوش آنها را خاطر نشان کرده، نشان ‌دهد اگر عصر تکنولوژی از برخی جهات نوید بخش غنای زندگی بشری است، از برخی جهات دیگر نیز در آن بیم آسیب‌ها و زیان هایی بسیار و جبران ناپذیر وجود دارد. اما نکتة بسیار شایستة توجه دربارۀ تفکر هایدگر این است که او این نقد را با فراخوانی رمانتیک و نوستالژیک به عصر پیشین یا با کوشش در جهت تجلیل مقولات دوران‌های گذشته و ماقبل مدرن انجام نمی‌دهد بلکه نقد وی از علم و تکنولوژی با کشف بُعد فراموش شدۀ «استعلاء به سوی وجود» در هستی آدمی و در چارچوب خرد تفکر معاصر انجام می‌گیرد.

در نظر هایدگر، اگر آدمی در برابر خودِ تکنولوژی واکنش نشان دهد، اعم از این که تکنولوژی را با رغبت بپذیرد یا آن که آن را طرد کند، در هر دو صورت نمی‌تواند نسبتی آزاد با تکنولوژی برقرار کند و همچنان اسیر و در بند تکنولوژی باقی خواهد ماند. هایدگر از ما می خواهد تکنولوژی را صرفاً به منزلة مجموعه‌ای از وسایل و ابزار نفهمیم و درکی اونتولوژیک از آن داشته باشیم. هایدگر نخستین کسی است که از تکنولوژی درکی وجودشناختی عرضه می کند. اگر چه تفاسير رايج و گاه سطحي از هايدگر، فقط از نگرش منفي او به تکنولوژي سخن مي‌گويند، اما یک چنین نگرشی منفی با درک وجودشناختی هایدگر از تکنولوژی به منزلة بخشی از تاریخ خود هستی سازگاری ندارد.

هدف نقد هايدگر از تکنولوژي نشان دادن ضرورت مواجهه با «امری استعلایی»، و در همان حال «حقیقتی زیبایی شناختی» ــ که برای هایدگر این دو از امری یگانه حکایت می کنند ــ در خود تکنولوژی و فهم تکنولوژی به منزلة تقدیر به منظور غلبه بر محدوديت‌هاي ذاتی آن است. در چنین درکی وجودشناختی، تکنولوژی، درست همچون خود وجود/ حقیقت دارای وصفی دوگانه است. وجود/ حقیقت به نحو توأمان از دو وصف ظهور و خفاء برخوردار است.

تکنولوژی نیز، به منزلة گشتل، به نحو توأمان هم از یک سو به جهان خارج به گونه‌ای عنان‌گسیخته متعرض شده، همه چیز و همه کس را صورت بخشی و نظم بخشی می کند و بدین ترتیب، با مبالات به موجودات و تقلیل موجود به موجودی، یعنی با تقلیل آنچه هست به انرژی و منبعی ذخیره برای بهره داری، هر نوع نگرش و تلقی از خود وجود و «رخداد» انکشاف را سرکوب و متوقف می‌کند و به نحوی بسیار ریشه‌ای و اساسی، نسبت خاص آدمی با «وجود/ حقیقت» را به خطر می‌افکند و بدین ترتیب، با غلبة نیهیلیسم افق معنادار استفاده از همین قدرت تکنولوژیک از کف می رود؛ از سوی دیگر، تکنولوژی به منزلة گشتل به نوبة خود بخشش و افاضه‌ای است که موجب می‌شود انسان بقا داشته باشد تا شاید بتواند به حقیقت خویش دست یافته، در قرب وجود سکنی گزیند. به تعبیر ساده تر، این امکان وجود دارد که تکنولوژی خود را به صورت نیرویی نجات بخش هویدا سازد.
هایدگر اظهار می دارد «آدمی هنگامی آزاد می‌شود که به قلمرو تقدیر تعلق داشته باشد».

از نظر او، تقدیر باب تحقق امکانات است و در «امکان»، هیچ گونه ضرورت بالذاتی نهفته نیست، بنابراین، هیچ‌گونه ضرورت و جبری در باطن تقدیر نهفته نیست. تقدیر باب امکانات را به روی آدمی می‌گشاید و در واقع آدمی با تعلق به تقدیر با ابواب امکاناتی که می‌تواند تحقق یابند روبرو می شود. لذا آدمی با تعلقش به تقدیر، نه تنها مجبور نیست، بلکه به آزادی، یعنی به امکاناتی گوناگون و حقیقی که تقدیر در اختیار وی می نهد، دست می یابد.

در دورة تاریخی کنونی، از نظر هایدگر، تکنولوژی به منزلة گشتل، نقش همان نیروی تاریخی تقدیربخش را ایفاء می کند. انسان با تعلقش به تقدیر نه مجبور می‌شود که تسلیم تکنولوژی شود نه مجبور می‌شود علیه تکنولوژی طغیان کند. تعلق به تقدیر، آدمی را در برابر تکنولوژی نه تسلیم می‌کند و نه طاغی.

از نظر هایدگر «اساس تکنیک، به عنوان صورتی از حقیقت تاریخ متافیزیک ... بخشی قابل توجه و مرحله‌ای قابل تأمل از تاریخ وجود است». به بیان دیگر، تکنولوژی جدید خود به اعتباری نحوی انکشاف وجود است.

در ایران در بسیاری از مواقع نقد تکنولوژی و تفکر تکنولوژیک یکسویه گشته و مواجهة پدیدارشناسانة هایدگر با تکنولوژی و درک اساس تکنیک، به منزلة بخشی از تاریخ هستی و قدرتی تقدیرساز و رهایی بخش در دورة کنونی، کاملاً مغفول می ماند.

در تفکر هايدگر، تقدير در بطن خود «آزادي»، و در همان حال «خطر در بطن خود نيروي نجات بخش» را به همراه مي‌آورد. از نظر هايدگر تکنولوژي، امکانی را در خود فراهم مي‌آورد که ما اصلاً اين امکان را نمی توانیم حدس بزنیم. این امکان عبارت است از «امکان پيدايش نيروي نجات بخش». «پس ماهيت تکنولوژي هم مي‌تواند عين خطر باشد و هم در عين حال مبشر و منادي نيروي نجات بخش». از نظر هايدگر فعاليت بشري نه هرگز مي‌تواند اين خطر را خنثي کند و نه می تواند فی نفسه و به تنهایی پيدايش و ظهور نيروي نجات بخش را میسر سازد.

به تعبیر ساده تر، هایدگر هر گونه تفکر اومانیستی (بشر محور) و سوبژه محور در باب تکنولوژی را به چالش می کشد و این چیزی است که در نقدهای تکنولوژی در میان ما ایرانیان دیده نمی شود یا بسیار کم تر دیده می شود. در نزد بسیاری از ایرانیان، تو گویی تکنولوژی امری است که می تواند متعلَّق میل و انتخاب ما قرار گیرد.
در مقالة «پرسش از تکنولوژی» آنجا که هایدگر تکنولوژی را به منزلۀ تقدیر و حوالت تاریخی خود وجود بیان می‌کند، اظهار می‌دارد «تکنولوژی خود خطرناک نیست. تکنولوژی، امری شیطانی نیست»، و ما نباید آن را به عنوان ره آوردی شیطانی لعن و نفرین نماییم. از نظر هایدگر نفی تکنولوژی و پذیرش در بست آن، هر دو یک چیز است.

به اعتقاد هایدگر، «درست به عکس، وقتی که ما به صراحت خود را در معرض ماهیت تکنولوژی قرار دهیم ... ، به ناگهان خود را درگیر با فراخوانی آزادی بخش می یابیم».

هایدگر، این شعر هولدرلین، از قطعة پاتموس را در مقالة «پرسش از تکنولوژی»، دوبار تکرار می کند: «اما هر جا که خطر هست، نیروی نجات بخش نیز همان جا می بالد». از نظر هایدگر «نیروی نجات بخش در ماهیت تکنولوژی ریشه دارد و از آن نیرو می گیرد».

همة سخن اینجانب در این است که ما ایرانیان چرا وصف قدرت بخشی و رهایی بخشی علم و تکنولوژی مدرن را برای جوامعی چون خود درنمی یابیم و بر اهمیت آنها برای ملت خود تأکید ایجابی نمی ورزیم و به این امر التقات نیافته ایم قومی که در دوران کنونی از دو عنصر علم و تکنولوژی ــ که در واقع امر واحدی را شکل می دهند ــ بهره مند نگردد هرگز نمی تواند، به تعبیر هایدگر تعلقی به تقدیر داشته باشد و ممکن نیست یک چنین جامعه‌ای بتواند از نقشی تاریخی در روزگار کنونی برخوردار بوده، به آزادی، یعنی به امکانات گوناگونی حقیقی که تقدیر در اختیار وی می نهد، دست یابد.

ما هنوز درنیافته ایم جایی که علم و تکنولوژی مدرن ظهور نیابد، نتیجة آن چیزی جز عدم دست یابی به منابع قدرت جدید و فقر و انحطاط نخواهد بود، و خود این فقر و انحطاط صرفاً زمینه ساز رشد نیروهایی اهریمنی و قدرت‌های عقب ماندة اجتماعی و نه بستری برای ظهور نیروهای آزادی بخش قرار خواهد گرفت.


*مقاله ارائه شده در همایش ملی «فرهنگ و تکنولوژی» دانشگاه صنعتی شریف، ۲۱ و ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۹۳

 

پی ­نوشت­ها:

1. دیدار فرّهی و قتوحات آخرالزمان، ص 295.

2. همان، ص 317.

3. همان، ص 430.

4. مفردات فردیدی، ص 193.

5. همان، ص 34.

6. همان، ص 36.

7. همان، ص 132.

8. همان، ص 150.

9. همان، ص 140.

10. همان، ص 238.

11. نک: هایدگر، مارتین، «پرسش از تکنولوژی» ترجمة شاپور اعتماد، در مجلة ارغنون، شمارة 1 با عنوان «فرهنگ و تکنولوژی»، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1383، ص 27.

12. «پرسش از تکنولوژی»، ص 19.

13. Heidegger, Martin, Basic Writings, "Letter on Humanism", Edited by David Farrell Krell, Routledge & Kegan Paul, London, 1978, p. 220.

14. «پرسش از تکنولوژی»، ص 26.

15. همان، ص 26.

16. همان، ص 22.

17. نک: همان، ص 20.

18. نک: همان، ص 20.

19. همان، ص 20.

20. همان، صص 22 و 29. البته، شعر هولدرلین، در ترجمة شاپو ر اعتماد چنین آمده است: «اما هر جا خطر است، نیروی منجی نیز می­بالد».

21. همان، ص 23.
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.