سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸ -
- 17 Sep 2019
17 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
شهر مالال  از سردرگمی است
خودکفای در تولید بنزین آنقدر شایسته بود که اکثریت فضای شهر را آلوده کرد. اینترنت ملی در حد شعاری چندین ساله باقی ماند  و..


گوئی در این دیار آب از آب تکان نخورده، هنوز حریم خصوصی زندگی انسان ها را عده ای دیگر مشخص می کنند. مرز دین داری و بی دین توسط پوشش مشخص می گردد. شهر ساکت و شهروندان در توقع های ساده ای همچون سنگ فرش معابر، آسفالت کوچه ها و...مانده اند. هر نوع تکنولوژی که به دنیای می آید باید مورد بررسی انجمن تشخیص شهوت مردها قرار بگیرد تا تائید گردد این صنعت جدید عامل دردسر آقایان نیست. باری به هر جهت روایت تعطیلی کارخانه ها، بیکاری و...قابل لمس نیست و در پارلمان این دیار مسئله مهم؛ ساپورت مورد بررسی قرار می گیرد.

در شهر پرندگان پر نمی زنند، معابر مالامال از حضور موش ها است. و شعار برنامه ریزی اوقات فراغت فقط بر روی کاغذ عرض اندام می کند. استفاده از شبکه های اجتماعی، بحث اصلی اکثر محافل است. اما فلسفه اصلی این شبکه ها که بیان شنیده ها است در شهر، محلی شده و اکثریت جائی برای نمایش عکس گردیده. برخی ها به این حد هم رضایت نداده اند و با تغییر جنسیت در دنیای مجازی خود را معرفی می کنند. چه فرخنده سحری است این دیار؛ تکنولوژی در هرجای دنیا، قبل از حضورش در جامعه، فرهنگش نهادینه می شود اما در شهر ابتدا تکنولوژی می آید و فرهنگ مخصوص خودش را نهادینه می کند.

رسانه ملی در پروسه برنامه های دیروز به جای مانده و نیازمندی های امروز را نمی شناسد. تحولات نظام آموزشی را هر روز می شنویم و بازار صدور مدرک بسیار گرم است اما از سواد به معنی توانایی تحلیل وضع موجود، کمتر خبری به گوش می رسد. توبه کاران راه کسب مدرک با حضور تنوع در انتخاب دانشگاه، مقاطع تحصیلی را به صورت زیبا طی می کنند. دریغ و افسوس از تحولات علمی قابل لمس در جامعه توسط این فارغ التحصیلان مکاتب پولی

روایت رفتن و رسیدنی در کار نیست، آنان که مهرانگیزیشان گل کرده بود و تمام احاد جامعه را صاحب خانه می کردند، ساده از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردند و در گوشه انزوا به ایام شکوه و جلال خود می اندیشند. سرود مسافرت های استانی و جمع آوری نامه های پر از درد ملت را نهادینه کردند و رفتند. ما مانده ایم یک خرواv کاغذ کهنه ای که به حرف خوبان وقت بی تاثیر بود و اما زندگی را بدجور زهرماری کرده است. چه تغییراتی که دادند و نتیجه اش انزوای بیشتر شهر شد. آرزو به دل ماندیم تا که دوباره بتوانیم با آبکش و قابلمه انرژی غنی شده تولید کنیم.

خودکفای در تولید بنزین آنقدر شایسته بود که اکثریت فضای شهر را آلوده کرد. اینترنت ملی در حد شعاری چندین ساله باقی ماند و دیگر مسکوت اعلام شد. چه حراج های که برای وسایل خوبان برگزار شد و از پولش خبری نشد. چه پول هائی که بلوکه نشد، چه تولیدهای که به اتمام رسید و صادرات به دیگر مناطق دنیا در حد خاطره ای زیبا در اذهان تداعی می شود. چه شلوارهائی که کوتاه نشد، چه روسری های که عقب نرفت. چه آمارهایی که برای اشتغال بیان شد و آخرش صفوف بیکاران افزایش یافت، آمار طلاق رو به صعود است، حضور کوکان کار رشد چشم گیری یافت. بحث زنان خیابانی ترقی یافته و در آخر فقط بیان داشتند؛ که شهری مالامال از گل و بلبل را به برخی ها تحویل دادیم. اما شهر مالامال از سردرگمی است.

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.