شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸ -
- 20 Jul 2019
17 ذو القعدة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
فتاوی برخی از مراجع تقلید درباره چگونگی پرداخت زکات فطره
جرس: با توجه به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان و مکلف بودن هر یک از مسلمانان به پرداخت زکات فطره، ممکن است برای هر یک از روزه داران پرسش هایی درباره احکام، نحوه و مصارف پرداخت زکات فطره پیش آید.

 

پایگاه اینترنتی شفقنا، فتاوی و پرسش های 9 تن از مراجع عظام تقلید درباره زکات فطره بدین شرح گردآوری کرده است:

 


پاسخ های حضرت آیت الله العظمی سیستانی به برخی پرسش ها درباره زکات فطره


آیت الله سیستانی به پرسش هایی در رابطه با نحوه و مصرف زکات فطره پاسخ گفته است.


به گزارش شفقنا، پاسخ های این مرجع تقلید شیعیان به این پرسش ها درباره زکات فطره بدین شرح است:
پرسش: اگر در آخرین شب ماه رمضان شخصی سر زده به مهمانی برود آیا زکات فطره او به عهده صاحبخانه است ؟
پاسخ: خیر، مگر در شب عید باشد و طوری باشد که عرفا در آن شب نانخور او شمرده شود .
پرسش: اگر فرد در شب عید فطر زکات فطره را جدا کند اما سهواً گم شود یا خرج گردد وظیفه چیست؟
پاسخ: لازم است بدل آن را بدهند و بنابر احتیاط واجب به نیت قربت مطلقه باشد .
پرسش: من در آمریکا مشغول به تحصیل هستم. می خواستم در مورد زکات فطریه بپرسم که به چه صورت و چه مقدار باید بپردازم. آیا می توانم این مبلغ را نگهدارم و وقتی برگشتم به ایران به افراد نیازمند بدهم؟
پاسخ: می توانید به افراد در این وکالت دهید که از طرف شما از اموال خودتان زکات فطره را پرداخت کنند و اگر در این پول نداشته باشید می توانید از آنها بخواهید که به شما قرض دهند سپس آن را بعنوان زکات فطره با وکالت از طرف شما به فقیر بدهد. و مقدار آن ۳ کیلو گندم یا برنج یا قیمت آن است.
پرسش: شخصی در غذاخوری بدون اطلاع قبلی که فردا روز عید فطر است میهمانی داده ، بعد از اتمام میهمانی ثابت شده شب عید فطر بوده است آیا زکات فطره میهمانان بر ذمه میزبان می باشد؟ اگر بر عهده میزبان باشد آیا میهمانان می توانند از میزبان وکالت بگیرند که زکات فطره را خودشان پرداخت کنند؟
پاسخ: زکات فطره میهمانان در مورد سوال بر عهده میزبان نیست .
پرسش: آیا فطریه ماه رمضان را می توان به مصرف آسایشگاه بیماران روانی (امین آباد تهران) رساند؟
پاسخ: مصرف زکات فطره بنابر احتیاط واجب فقط فقراء شیعه.


***
پاسخ های  آیت الله وحید خراسانی به پرسش هایی درباره زکات فطره

 


حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی به پرسش هایی در رابطه با نحوه و مصرف زکات فطره پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا، پاسخ های این مرجع تقلید شیعیان به این پرسش ها درباره زکات فطره بدین شرح است:
پرسش: آیا زکات فطره میهمانی که شب عید فطر برای افطار به منزل کسی که دعوتش کرده می رود و پس از افطار خانه میزبان را ترک می کند بر میزبان واجب است؟
پاسخ: در فرض مذکور چه پیش از غروب و چه پس از آن به منزل آن شخص برود زکات فطره اش بر میزبان واجب نیست .
پرسش: میهمانی که پس از غروب شب عید فطر به منزل کسی می آید آیا زکات فطره اش بر میزبان واجب است؟
پاسخ: اگر میهمانی پس از غروب شب عید فطر به منزل کسی برود در هر صورت - چه دعوت شده باشد چه بدون دعوت برود و چه شب را در خانه میزبان بماند و چه شب را در آنجا نماند - زکات فطره اش بر صاحب خانه واجب نیست.
پرسش: در صوتی که غذای معمول خانواده ای برنج باشد آیا می تواند زکات فطره را بر اساس سه کیلو گندم بدهد یا باید سه کیلو برنج بدهد؟
پاسخ: اگر گندم غذای معمول محل او باشد می تواند گندم بدهد.
پرسش: شخصی نان خور پدرش می باشد و زکات فطره به او تعلق می گیرد ولی پدرش زکات فطره را نمی دهد، آیا بر خودش واجب است زکات فطره را بدهد؟
پاسخ: زکات فطره بر خود او واجب نیست ولی احتیاط مستحب آن است که اگر واجد شرایط وجوب زکات فطره باشد، خودش بدهد.
پرسش: آیا مصرف زکات فطره در ساختمان مسجد یا حسینیه جایز است؟
پاسخ: بنابراحتیاط واجب مصرف زکات فطره در ساختمان مسجد یا حسینیه جایز نیست و زکات فطره بنابراحتیاط واجب باید به فقرا داده شود و شخص فقیر باید شیعه دوازده امامی باشد.
پرسش: آيا مي‌توان براي هزينه هاي کانونهاي فرهنگي و هنري (برگزاري كلاسهاي تقويتي، برگزاري مسابقات علمي، ديني و غیره) از محل جمع آوري زکات فطره استفاده نمود؟
پاسخ: احتیاط واجب آن است که زکات فطره به فقرا داده شود و باید شیعه دوازده امامی باشد.
پرسش: آيا دادن زکات فطره به فقیری که نماز نمی خواند و علناً گناه انجام می دهد جایز است؟
پاسخ: بنابراحتیاط واجب زکات فطره را به کسی که نماز نمی خواند و کسی که آشکارا معصیت کبیره می کند، نمی توان داد.
پرسش: آيا دادن زکات فطره به کسی که معلوم نیست فقیر است ولی خودش ادعای فقر می کند جایز است؟
پاسخ: اگر بدانیم که قبلا فقیر بوده و سایر شرایط زکات فطره را هم دارد، ولی الان در فقر او شک کرده ایم می توانیم به او زکات فطره را بدهیم ولی اگر علم و اطمینان به این که قبلاً فقیر بوده نداریم و از گفته او نیز علم و اطمینان به فقرش پیدا نکرده ایم بنابراحتیاط واجب نمی توانیم به او زکات فطره بدهیم. و اگر بدانیم که قبلا فقیر نبوده ، نمی توانیم به او زکات فطره بدهیم مگر این که از گفته او علم یا اطمینان به فقرش پیدا کنیم.
پرسش: آيا سربازی که در پادگان است و غذای او را دولت می دهد، زکات فطره بر او واجب است؟
پاسخ: احتیاط واجب این است که هم دولت بدهد و هم خودش.
***
احکام زکات فطره از دیدگاه آیت الله شبیری زنجانی
آیت الله  شبیری زنجانی در احکام زکات فطره خود بیان کرد: زكات فطره كسى بر انسان واجب است كه «نان‌خور» - بدون هيچ قيدى- خوانده شود.


به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید در مسأله 2003 احکام زکات فطره خود اعلام کرد: زكات فطره كسى بر انسان واجب است كه «نان‌خور»- بدون هيچ قيدى- خوانده شود، ولى كسى كه فقط با قيدى نان‌خور خوانده مى‌شود مثلًا تنها «نان‌خور در شب عيد فطر» يا «نان‌خور در روز آخر ماه رمضان» به وى گفته مى‌شود، زكات فطره وى بر انسان واجب نيست.
مسأله 1999- زكات فطره بر انسانى كه بالغ و عاقل است و بيهوش و فقير نيست لازم بوده و بايد براى خودش و كسانى كه نان‌خور او هستند، هر نفرى يك صاع از خوراكيهاى رايج در آن منطقه، همچون گندم، جو، خرما، كشمش، برنج و مانند اينها، به مستحقّ بدهد و اگر پول يكى از اينها را هم بدهد كافى است، در مورد اندازۀ صاع در مسأله 1872 توضيحاتى داده شد و گفتيم كه وزن هر صاع بنا بر مشهور در تمام غلّات، 1170 درهم مى‌باشد كه با تبديل آن به اوزان كنونى، تقريبا وزن 830/ 2 كيلوگرم را به دست آورده‌اند، ولى گفتيم كه ظاهراً وزن درهم بيش از مقدارى است كه مبناى محاسبه فوق مى‌باشد، بنابر يك محاسبه وزن هر صاع تقريبا 47/ 3 و بر طبق محاسبه ديگر تقريبا 66/ 3 كيلوگرم مى‌باشد، همچنين پيشتر اشاره كرديم كه صاع، پيمانه بوده و نه وزن مشخّص و اوزان فوق ظاهراً براى گندم متوسّط تعيين شده، بنابراين حجم صاع مابين 3/ 4 تا 9/ 4 ليتر خواهد بود، اين حجم در غلّات سبكتر از گندم، همچون جو، وزنى كمتر از اوزان فوق دارد.
مسأله 2000- كسى كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسبى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذراند فقير است و دادن زكات فطره بر او واجب نيست.
مسأله 2001- كسى كه در ماه رمضان شرايط وجوب زكات فطره را كه در مسأله 1999 گفته شد دارا باشد، چنانچه اين شرايط تا طلوع آفتاب روز عيد فطر باقى باشد بى‌ترديد زكات فطره بر وى واجب است، بلكه بنا بر احتياط واجب اگر يكى از اين شرايط را تا هنگام طلوع آفتاب روز عيد فطر از دست بدهد، باز زكات فطره تعلّق‌ مى‌گيرد.
همچنين است در مورد نان‌خور انسان، كه اگر در قسمت آخر ماه رمضان نان‌خور انسان به شمار آيد و اين امر تا طلوع آفتاب روز عيد فطر ادامه يابد، بى‌ترديد زكات فطره بر انسان واجب است، و اگر تا طلوع آفتاب ادامه نيابد، مثلًا آن شخص در اين فاصله از دنيا برود، به احتياط واجب زكات فطرۀ وى لازم مى‌باشد.
اين مسأله، مبناى مسائل آينده است، ولى چون بين احتياط واجب و فتوا در عمل تفاوتى نيست، براى سهولت فهم مسائل، بين باقى‌ماندن شرايط تا طلوع آفتاب و عدم باقى ماندن آن فرقى نخواهيم گذاشت.
مسأله 2002- زكات فطرۀ تمام نان‌خورهاى انسان لازم است؛ كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود او باشند يا در شهر ديگر. و اگر كسى را كه نان‌خور اوست وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره را مى‌دهد، لازم نيست خودش فطرۀ او را بدهد.
مسأله 2003- زكات فطرۀ كسى بر انسان واجب است كه «نان‌خور»- بدون هيچ قيدى- خوانده شود، ولى كسى كه فقط با قيدى نان‌خور خوانده مى‌شود مثلًا تنها «نان‌خور در شب عيد فطر» يا «نان‌خور در روز آخر ماه رمضان» به وى گفته مى‌شود، زكات فطرۀ وى بر انسان واجب نيست.
بنابراين مهمانى كه قبل از غروب آفتاب شب عيد فطر وارد منزل انسان مى‌گردد، اگر بنا دارد مدّت طولانى مهمان بوده به گونه‌اى كه «نان خور» بدون هيچ قيدى، بشمار مى‌آيد، زكات فطرۀ وى واجب است، ولى اگر تنها همان شب را مهمان است زكات فطرۀ وى واجب نيست، هر چند احتياط مستحبّ آن است كه زكات فطرۀ او را هم بدهد و اگر در طول ماه رمضان نان خور انسان باشد بنا بر احتياط واجب زكات فطرۀ وى بر انسان واجب است.
در هر صورت در جاهايى همچون اين مسأله كه به طور مسلّم نمى‌توان زكات را به‌ گردن مهمان يا صاحب‌خانه دانست، چنانچه يكى از آن دو با اجازۀ ديگرى زكات فطره را به نيّت كسى كه واقعاً زكات فطره به گردن اوست بدهد كافى است و بر ديگرى پرداخت مجدّد زكات فطره لازم نيست.
مسأله 2004- فطرۀ مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر بدون رضايت صاحب‌خانه وارد شده و مدّتى نزد او مى‌ماند به گونه‌اى كه نان خور او حساب مى‌گردد، بنا بر احتياط واجب، لازم است و همچنين است فطرۀ كسى كه انسان را مجبور كرده‌اند كه خرجى او را بدهد.
مسأله 2005- فطرۀ ميهمانى كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مى‌شود، بر صاحب‌خانه واجب نيست، اگر چه پيش از غروب او را دعوت كرده باشد و در منزل وى هم افطار كند و قرار است مدّت طولانى ميهمان وى باشد.
مسأله 2006- اگر كسى هنگام غروب شب عيد فطر ديوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.
مسأله 2007- اگر پيش از غروب، بچه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد يا فقير غنى گردد، در صورتى كه ساير شرايط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.
مسأله 2008- بر كسى كه در هيچ مقدارى از ماه رمضان شرايط وجوب زكات فطره را دارا نباشد، زكات فطره واجب نيست ولى اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرايط وجوب زكات فطره در او پيدا شود مستحبّ بلكه مطابق احتياط استحبابى است كه زكات فطره را بدهد.
مسأله 2009- كافرى كه بعد از غروب شب عيد فطر مسلمان شود، فطره بر او واجب نيست، ولى مسلمانى كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه، شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.
مسأله 2010- كسى كه فقط به اندازۀ يك صاع (كه مقدار آن در مسأله 1999 گفته شد) گندم و مانند آن دارد، مستحبّ است زكات فطره را بدهد و چنانچه عيالاتى داشته‌ باشد و بخواهد فطرۀ آنها را هم بدهد، مى‌تواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكى از عيالاتش بدهد، و او هم به همين قصد به ديگرى بدهد و همچنين تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چيزى را كه مى‌گيرد، به كسى بدهد كه از خودشان نباشد، و اگر يكى از آنها صغير يا ديوانه باشد، ولىّ او بجاى او مى‌گيرد و احتياط مستحبّ آن است كه چيزى را كه براى صغير يا ديوانه گرفته، به كسى ندهد.
مسأله 2011- اگر بعد از غروب شب عيد فطر بچه‌دار شود، يا كسى نان خور او حساب شود، واجب نيست فطرۀ او را بدهد، اگر چه مستحبّ بلكه مطابق احتياط استحبابى است فطرۀ كسانى را كه بعد از غروب تا پيش از ظهر روز عيد نان‌خور او حساب مى‌شود بدهد.
مسأله 2012- اگر انسان نان‌خور كسى باشد و پيش از غروب، نان‌خور كس ديگر شود، فطرۀ او بر كسى كه نان‌خور او شده واجب است، مثلًا اگر دختر پيش از غروب به خانۀ شوهر رود، شوهرش بايد فطرۀ او را بدهد.
مسأله 2013- كسى كه ديگرى بايد فطرۀ او را بدهد، واجب نيست فطرۀ خود را بدهد.
مسأله 2014- اگر فطرۀ انسان بر كسى واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمى‌شود.
مسأله 2015- اگر كسى كه فطرۀ او بر ديگرى واجب است خودش فطره را بدهد، از كسى كه فطره بر او واجب شده ساقط نمى‌شود، ولى اگر از طرف كسى كه فطره بر او واجب شده با اجازۀ او بدهد، كفايت مى‌كند.
مسأله 2016- زنى كه شوهرش مخارج او را نمى‌دهد، چنانچه نان‌خور كس ديگر باشد فطره‌اش بر آن كس واجب است و اگر نان‌خور كس ديگر نيست، در صورتى كه فقير نباشد، بايد فطرۀ خود را بدهد.
مسأله 2017- كسى كه سيّد نيست، نمى‌تواند به سيّد فطره بدهد، حتّى اگر سيّدى نان‌خور او باشد، نمى‌تواند فطرۀ او را به سيّد ديگر بدهد.
مسأله 2018- فطرۀ طفلى كه از مادر يا دايه شير مى‌خورد، بر كسى است كه مخارج مادر يا دايه را مى‌دهد، ولى اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل برمى‌دارد، فطرۀ طفل بر كسى واجب نيست، ولى فطرۀ مادر يا دايه بنابر احتياط واجب از مال طفل برداشته مى‌شود.
مسأله 2019- انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، بايد فطرۀ آنان را از مال حلال بدهد.
مسأله 2020- اگر انسان كسى را اجير كند و شرط كند كه مخارج او را بدهد، بايد فطرۀ او را هم بدهد، ولى چنانچه شرط كند كه مقدار مخارج او را بدهد و مثلًا پولى براى مخارجش بدهد، واجب نيست فطرۀ او را بدهد.
مسأله 2021- اگر كسى بعد از غروب شب عيد فطر بميرد، بايد فطرۀ او و عيالاتش را از مال او بدهند، ولى اگر پيش از غروب بميرد، واجب نيست فطرۀ او و عيالاتش را از مال او بدهند، همچنين اگر يكى از عيالات انسان بعد از غروب شب عيد فطر بميرد پرداخت فطرۀ او بر انسان واجب است، ولى اگر پيش از غروب بميرد، لازم نيست فطرۀ او را بپردازند.
مصرف زكات فطره‌
مسأله 2022- اگر زكات فطره را به يكى از هشت مصرفى كه در مسأله 1933 براى زكات مال گفته شد برسانند كافى است، ولى احتياط مستحبّ آن است كه فقط به فقراى شيعه بلكه فقط به مساكين (يعنى فقراى بسيار نيازمند) بدهند.
مسأله 2023- اگر طفل شيعه‌اى فقير باشد، انسان مى‌تواند با رضايت ولىّ طفل، فطره را به مصرف او برساند يا به واسطۀ دادن به ولىّ؛ ملك طفل نمايد.
مسأله 2024- فقيرى كه فطره به او مى‌دهند لازم نيست عادل باشد، ولى به شراب‌خوار و نيز كسى كه زكات دادن كمك به معصيت اوست نمى‌توان فطره داد، همچنين بنابر احتياط واجب به فقيرى كه گدايى مى‌كند فطره ندهند چنانچه در مسأله‌ 1953 و 1954 گذشت.
مسأله 2025- به كسى كه فطره را در معصيت مصرف مى‌كند، نبايد فطره بدهند.
مسأله 2026- احتياط واجب آن است كه به يك فقير كمتر از يك صاع (كه مقدار آن در مسألۀ 1999 گفته شد) فطره ندهند، ولى اگر بيشتر بدهند اشكال ندارد.
مسأله 2027- اگر از جنسى كه قيمتش دو برابر قيمت معمولى آن است، مثلًا از گندمى كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولى است، نصف صاع بدهد كافى نيست، بلكه اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد كافى نيست.
مسأله 2028- انسان نمى‌تواند نصف صاع را از يك جنس، مثلًا گندم و نصف ديگر را از جنس ديگر؛ مثلًا جو، بدهد و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد كافى نيست.
مسأله 2029- مستحبّ است در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدّم دارد، و بعد همسايگان فقير را، و بعد اهل علم فقير را، ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحبّ است آنها را مقدّم بدارد.
مسأله 2030- اگر انسان به خيال اين كه كسى از مصارف زكات فطره مثلًا فقير است به او فطره بدهد، و بعد بفهمد كه از مصارف زكات فطره نبوده، مثلًا فقير نبوده، حكم مسأله همانند حكمى است كه در مسألۀ 1944 دربارۀ زكات اموال گفته شد.
مسأله 2031- اگر كسى بگويد فقيرم، تا از گفتۀ وى براى انسان اطمينان پيدا نشود نمى‌شود به او فطره داد، مگر انسان بداند كه قبلًا فقير بوده است كه بدون اطمينان هم مى‌شود به او فطره داد.
مسایل متفرقۀ زكات فطره‌
مسأله 2032- انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت؛ يعنى براى خداوند عالم، بدهد و موقعى كه آن را مى‌دهد نيّت دادن فطره نمايد.
مسأله 2033- اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست و احتياط‌ مستحبّ آن است كه در ماه رمضان هم فطره را ندهد، ولى اگر پيش از ماه رمضان به مستحقّ قرض بدهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعى ندارد، مگر بداند كه اكنون ديگر گيرنده مستحقّ فطره نيست.
مسأله 2034- گندم يا چيز ديگرى را كه براى فطره مى‌دهد، بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد، ولى مقدارى خاك و مانند آن كه معمولًا همراه گندم مى‌باشد مانعى ندارد و اگر بيش از مقدار متعارف به چيزى كه خالص كردن آن نياز به خرج و كار زائد داشته باشد مخلوط باشد، كفايت نمى‌كند.
مسأله 2035- اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافى نيست.
مسأله 2036- كسى كه فطرۀ چند نفر را مى‌دهد، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد، و اگر مثلًا فطرۀ بعضى را گندم و فطرۀ بعضى ديگر را جو بدهد كافى است.
مسأله 2037- كسى كه نماز عيد فطر مى‌خواند بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد، ولى اگر نماز عيد نمى‌خواند به احتياط واجب در روز عيد فطر زكات فطره را بدهد.
مسأله 2038- اگر به نيّت فطره مقدارى از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد به مستحقّ ندهد اشكال ندارد و هر وقت آن را مى‌دهد نيّت فطره نمايد.
مسأله 2039- اگر موقعى كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد معصيت كرده و به احتياط مستحب پس از آن، بدون اين كه نيّت ادا يا قضا كند فطره را بدهد.
مسأله 2040- اگر فطره را كنار بگذارد، نمى‌تواند آن را براى خودش بردارد و مالى ديگر را براى فطره بگذارد.
مسأله 2041- اگر انسان مالى داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است، چنانچه فطره را ندهد و نيّت كند كه مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشكال دارد.
مسأله 2042- اگر مالى را كه براى فطره كنار گذاشته از بين برود، چنانچه در نگهدارى مال كوتاهى كرده، بايد عوض آن را بدهد، و اگر كوتاهى نكرده، ضامن نيست، البتّه اگر مى‌توانسته زكات را به مصرف برساند، ولى دادن زكات را به تأخير انداخته، احتياط مستحبّ آن است كه عوض آن را بدهد.
مسأله 2043- اگر در محلّ خودش، نتواند فطره را به مصرف آن برساند، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعداً بتواند به مصرف برساند، بايد آن را به شهر ديگر ببرد، و به مصرف فطره برساند، و بنا بر احتياط واجب مخارج بردن به آن شهر را از فطره برندارد و اگر فطره تلف شود ضامن نيست، و در صورتى كه بتواند زكات فطره را در محلّ خود به مصرف برساند، مى‌تواند به شهر ديگر ببرد ولى چنانچه بدون اجازۀ حاكم شرع آن را به شهر ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
***
پاسخ آیت الله صافی گلپایگانی به پرسش هایی درباره زکات فطره
آیت الله  صافی گلپایگانی علاوه بر ذکر احکام زکات فطره، درباره زمان پرداخت و تعلق گرفتن زکات فطره به چه کسانی توضیح داده است.
به گزارش شفقنا، فتاوی و پاسخ های  آیت الله  صافی گلپایگانی درباره زکات فطره بدین شرح است:
احكام زكات فطره
- فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده در صورتي كه بگويند، امشب نان او را داده، بر او واجب است هر چند نان خور او حساب نشود.
- فطره مهماني كه پيش از مغرب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه وارد مي‌شود و مدتي نزد او مي‎ماند، بنابر احتياط، واجب است و هم چنين است فطره كسي كه انسان را مجبور كرده‎اند كه خرجي او را بدهد.
- فطره مهماني كه بعد از مغرب شب عيد فطر وارد مي‎شود، بر صاحب‎خانه واجب نيست، اگر چه پيش از مغرب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.
- اگر كسي را كه نان خور شخص است و در شهر ديگر است، وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنان چه اطمينان داشته باشد كه فطره را مي‎دهد، لازم نيست خودش فطره او را بدهد.
- اگر كسي موقع مغرب شب عيد فطر ديوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.
- اگر پيش از مغرب يا مقارن آن بچه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غني شود، در صورتي كه شرايط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسي كه موقع مغرب شب عيد فطر، زكات فطره بر او واجب نيست، اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرط‎هاي واجب شدن فطره در او پيدا شود، مستحب است زكات فطره را بدهد.
- كافري كه بعد از مغرب شب عيد فطر مسلمان شده فطره بر او واجب نيست، ولي مسلماني كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.
- كسي كه فقط به اندازه يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد و چنان چه عيالاتي داشته باشد و بخواهد فطره آنان را هم بدهد مي‎تواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكي از عيالاتش بدهد و او هم به همين قصد به ديگري بدهد و هم چنين تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چيزي را كه مي‎گيرد به كسي بدهد كه از خودشان نباشد، و اگر يكي از آنها صغير باشد، ولي او به جاي او مي گيرد و احتياط آن است كه چيزي را كه براي صغير گرفته به كسي ندهد.
- اگر بعد از مغرب شب عيد فطر بچه‌دار شود، يا كسي نان‎خور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد؛ اگرچه مستحب است فطره كساني را كه بعد از مغرب تا پيش از ظهر روز عيد نان خور او حساب مي‎شوند بدهد.
- اگر انسان نان خور كسي باشد و پيش از مغرب يا مقارن آن نان خور كس ديگر شود، فطره او بر كسي كه نان خور او شده واجب است. مثلاً اگر دختر پيش از مغرب به خانه شوهر رود، شوهرش بايد فطره او را بدهد.
- كسي كه ديگري بايد فطره او را بدهد، واجب نيست فطره خود را بدهد.
- اگر فطره انسان بر كسي واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمي‎شود مگر آن كه شخص غني نان خور فقير باشد كه در اين صورت احتياط لازم آن است كه غني فطره خود را بدهد.
- اگر كسي كه فطره او بر ديگري واجب است خودش فطره را بدهد، از كسي كه فطره بر او واجب شده ساقط نمي‎شود.
- زني كه شوهرش مخارج او را نمي دهد، چنان چه نان خور كس ديگر باشد، فطره‎اش بر آن كس واجب است. و اگر نان‎خور كس ديگر نيست، در صورتي كه فقير نباشد، بايد فطره خود را بدهد.
- كسي كه سيد نيست، نمي‎تواند به سيد فطره بدهد حتي اگر سيدي نان خور او باشد، نمي‎تواند فطره او را به سيد ديگر بدهد.
- فطره طفلي كه از مادر يا دايه شير مي‎خورد، بر كسي است كه مخارج مادر يا دايه را مي‎دهد. ولي اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل برمي‎دارد، فطره طفل بر كسي واجب نيست.
- انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد، بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد.
- اگر انسان كسي را اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد بايد فطره او را هم بدهد، ولي چنان چه شرط كند كه مقداري از مخارج او را بدهد و مثلاً پولي براي مخارجش بدهد، واجب نيست فطره او را بدهد.
- اگر كسي بعد از مغرب شب عيد فطر بميرد، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند ولي اگر پيش از مغرب بميرد، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند.
- احتياط واجب آن است كه زكات فطره را به فقراي شيعه اثنا عشري بدهد اگر چه در شهر ديگر باشند و چون نقل اين زكات به شهر ديگر خلاف احتياط است اگر در شهر خودش فقير شيعه نباشد مال خود را به شهر ديگر ببرد و در آنجا به قصد زكات به شيعه بدهد.
- اگر طفل شيعه‎اي فقير باشد، انسان مي‎تواند فطره را با اذن ولي شرعي او به مصرف او برساند، يا به واسطه دادن به ولي طفل، ملك طفل نمايد.
- فقيري كه فطره به او مي‎دهند، لازم نيست عادل باشد ولي احتياط واجب آن است كه به شراب خوار و كسي كه آشكارا معصيت مي‎كند فطره ندهند.
- به كسي كه فطره را در معصيت مصرف مي‎كند نبايد فطره بدهند.
- احتياط واجب آن است كه به يك فقير كمتر از يك صاع كه تقريباً سه كيلو است فطره ندهند. ولي اگر بيشتر بدهند اشكال ندارد.
- اگر از جنسي كه قيمتش دو برابر قيمت معمولي آن است مثلاً از گندمي كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولي است، نصف صاع كه معناي آن در مسأله پيش گفته شد بدهد كافي نيست و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- انسان نمي‎تواند نصف صاع را از يك جنس مثلاً گندم و نصف ديگر آن را از جنس ديگر مثلاً جو بدهد، و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
- مستحب است در دادن زكات فطره، خويشان فقير خود را بر ديگران مقدم بدارد و بعد همسايگان فقير را، بعد اهل علم فقير را ولي اگر ديگران از جهتي برتري داشته باشند، مستحب است آنها را مقدم بدارد.
- اگرانسان به خيال اين كه كسي فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقير نبوده، چنان چه مالي را كه به او داده از بين نرفته باشد، بايد پس بگيرد و به مستحق بدهد. و اگر نتواند پس بگيرد، بايد از مال خودش فطره را بدهد، و اگر از بين رفته باشد، در صورتي كه گيرنده فطره مي‎دانسته آنچه را گرفته فطره است، بايد عوض آن را بدهد، و اگر نمي‎دانسته، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد.
- اگر كسي بگويد فقيرم، نمي‎شود به او فطره داد، مگر آن كه از گفته او اطمينان پيدا شود، يا انسان بداند كه قبلا فقير بوده است.
- انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت ـ يعني: براي انجام فرمان خداوند عالم ـ بدهد و موقعي كه آن را مي‎دهد، نيت دادن فطره نمايد.
- اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست لكن جواز دادن آن در ماه رمضان بعيد نيست، و اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض بدهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعي ندارد.
- گندم يا چيز ديگري را كه براي فطره مي‎دهد، بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد، و چنان چه مخلوط باشد، اگر خالص آن به يك صاع كه تقريباً سه كيلو است برسد، يا آنچه مخلوط شده به قدري كم باشد كه قابل اعتنا نباشد اشكال ندارد.
- اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافي نيست.
- كسي كه فطره چند نفر را مي‎دهد، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد و اگر مثلاً فطره بعضي را گندم و فطره بعض ديگر را جو بدهد كافي است.
- كسي كه نماز عيد مي‎خواند، بنابر احتياط واجب، بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد و يا جدا نمايد، ولي اگر نماز عيد نمي‎خواند، مي‎تواند دادن فطره را تا ظهر تأخير بيندازد.
- اگر به نيت فطره مقداري از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد به مستحق ندهد، احتياط واجب آن است كه هر وقت آن را مي‎دهد نيت فطره نمايد.
- اگر موقعي كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، بعداً بايد بدون اين كه نيت ادا و قضا كند فطره را بدهد.
- اگر فطره را كنار بگذارد، نمي‎تواند آن را براي خودش بردارد و مال ديگري را براي فطره بگذارد.
- اگر انسان مالي داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است، چنان چه فطره را ندهد و نيت كند كه مقداري از آن مال براي فطره باشد اشكال دارد.
- اگر مالي را كه براي فطره كنار گذاشته از بين برود، چنان چه دسترسي به فقير داشته و دادن فطره را تأخير انداخته، بايد عوض آن را بدهد، و اگر دسترسي به فقير نداشته ضامن نيست.
- اگر در محل خودش مستحق پيدا شود، احتياط واجب آن است كه فطره را به جاي ديگر نبرد و اگر به جاي ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
استفتائات
پرسش: زمان پرداخت زكات فطره چه موقع است؟آيا مي‎توان براي رساندن به فقير خاصي پرداخت زكات را به تأخير انداخت؟
پاسخ: زمان پرداخت زكات فطره در روز عيد فطر است و براي پرداخت به فقير خاصي مي‎توان به تأخير انداخت؛ اما نبايد در پرداخت آن مسامحه و كوتاهي گردد و مي‎توانيد به وسيله پست يا بانك براي او ارسال نماييد.
پرسش: آيا مي‎توانيم زكات فطره را براي كمك به مدرسه و مسجد بپردازيم؟
پاسخ: احتياط واجب آن است كه زكات فطره را به فقراي شيعه اثني عشري بدهند اگر چه در شهر ديگر باشند.
پرسش: آيا مي‎توانم با پول زكات فطره، چيزي براي فقير خريداري نمايم؟
پاسخ: خير، زكات فطره‎اي را كه كنار گذاشته‎ايد، بايد به همان صورت به فقير بدهيد و تبديل آن به جنس ديگر صحيح نيست.
پرسش: حكم كساني كه سرباز هستند و شب عيد فطر در آنجا هستند، فطريه، آيا بر پدر آنها واجب است يا خودشان يا مثلاً سپاه يا ارتش يا نيروي انتظامي؟
پاسخ: در فرض سؤال با تمكّن مالي فطره را بايد خودشان بپردازند.
پرسش: اگر ميهمان با اجازه صاحب خانه، فطره‌ي خودش را بدهد، آيا از عهده صاحب خانه ساقط مي‌شود؟
پاسخ: ساقط نمي‌شود.
پرسش: آيا مي‌شود زكات فطره را به افرادي، مانند فرزند، زن، پدر يا مادر (اگر مستحقّ باشند) داد يا نه؟
پاسخ: زكات فطره را نمي‌توان به واجب النفقه داد.
پرسش: پرداخت زكات فطره به كميته امداد، سازمان بهزيستي و بعض مؤسسات خيريه چه صورتي دارد؟
پاسخ: به نظر اينجانب، زكات فطره بنابراحتياط واجب بايد به فقراي شيعه اثني عشري برسد و مكلّف بايد آنچه را تحت عنوان زكات فطره به اينگونه سازمان‌ها و مؤسسات مي‌دهد يقين كند كه بدون كم و زياد در مورد مصرف، (فقير شيعه اثني عشري) صرف شده و الا ذمّه‌اش برئ نمي‌شود. پس براي هر كس اين يقين حاصل شود، اشكال ندارد، مثلاً كسي كه زكات فطره مي‌دهد و سيّد نيست بايد يقين كند كه به مصرف فقير غير سيّد رسيده، نه سيّد و نه مدرسه و مسجد و حسينيه
***
احکام زکات فطره از دیدگاه حضرت آیت الله موسوی اردبیلی
آیت الله العظمی موسوی اردبیلی محاسبه قیمت و نحوه پرداخت زکات فطره را بیان کرد.
به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید در مسأله 2120 احکام زکات فطره خود اعلام کرد: كسى كه مى ‏خواهد قيمت زكات فطره را بپردازد ـ چنانچه قيمت ‏ها به حسب زمان و مكان مختلف باشند ـ قيمت همان مكان و زمانى كه مى‏ خواهد فطره را بپردازد، ملاك مى ‏باشد.
زكات فطره
مسأله 2115: كسى كه هنگام غروبِ شب عيد فطر، بالغ، عاقل و هوشيار است و فقير و بنده كس ديگر نيست، بايد براى خودش و كسانى كه نان‏خور او هستند، هر نفر يك صاع كه تقريبا سه كيلو گرم است، از غذايى كه در شهر و منطقه او متعارف است، به مستحق بدهد و اگر پول آن را هم بدهد، كافى است.
مسأله 2116: اگر كسى هنگام غروب شب عيد فطر ديوانه باشد، زكات فطره بر او واجب نيست.
مسأله 2117: اگر پيش از غروب، بچّه بالغ شود يا ديوانه عاقل گردد يا فقير غنى شود، در صورتى كه شرايط واجب شدن فطره را دارا باشد، بايد زكات فطره را بدهد.
مسأله 2118: زكات فطره بر كافرى كه بعد از غروب شب عيد فطر مسلمان شده، واجب نيست، ولى مسلمانى كه شيعه نبوده، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود، بايد زكات فطره را بدهد.
مسأله 2119: اگر كسى به هنگام غروب شب عيد، بى‏هوش باشد، ولى قبل از ظهر روز عيد به هوش بيايد، بنابر احتياط واجب بايد زكات فطره را بپردازد؛ ولى كسى كه به هنگام غروب شب عيد بقيّه شرايط وجوب زكات فطره را ندارد، چنانچه قبل از ظهر روز عيد آن شرايط را دارا شود، احتياط مستحب آن است كه زكات فطره را بپردازد.
مسأله 2120: كسى كه مى‏خواهد قيمت زكات فطره را بپردازد ـ چنانچه قيمت‏ها به حسب زمان و مكان مختلف باشند ـ قيمت همان مكان و زمانى كه مى‏خواهد فطره را بپردازد، ملاك مى‏باشد.
مسأله 2121: كسى كه مخارج سال خود و زن و فرزندان خود را ندارد و كسبى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و زن و فرزندانش را تأمين كند، فقير است و دادن زكات فطره بر او واجب نيست.
مسأله 2122: انسان بايد فطره كسانى را كه در غروب شب عيد فطر نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد، كوچك باشند يا بزرگ، مسلمان باشند يا كافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه، در شهر خود او باشند يا در شهر ديگر.
مسأله 2123: اگر كسى همزمان نان‏خور دو نفر حساب شود، فطره او بنابر احتياط واجب، به شركت بر آن دو نفر واجب است.
مسأله 2124: اگر كسى را كه نان‏خور او است و در شهر ديگر است و كيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد، چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره را مى‏دهد، لازم نيست خودش فطره او را بدهد.
مسأله 2125: فطره مهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر بر صاحبخانه وارد شده و نان‏خور او حساب مى‏شود، بر ميزبان واجب است.
مسأله 2126: اگر ميهمان پيش از غروب شب عيد بر صاحبخانه وارد شود ولى پيش او غذا نخورد، احتياط واجب آن است كه هم ميهمان فطريّه خودش را بدهد و هم صاحب‏خانه فطريّه او را بپردازد.
مسأله 2127: اگر كسى را مجبور كنند كه مخارج شخص ديگرى را بپردازد، واجب بودن فطريّه او بر وى محلّ اشكال است.
مسأله 2128: فطره مهمانى كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مى‏شود، بر صاحبخانه واجب نيست، اگرچه پيش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند.
مسأله 2129: اگر انسان كسى را براى كارى اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد، در صورتى كه به شرط خود عمل كند و عرفا نان‏خور او حساب شود، بايد فطره او را بپردازد؛ ولى اگر اجير در زندگى مستقل باشد ـ نظير كارمندان ادارات و كارگران كارخانه‏ها ـ بايد زكات فطره را خود او بدهد و بنابر احتياط واجب حكم سربازان پادگان‏ها نيز همين است.
مسأله 2130: فقيرى كه فقط به اندازه يك صاع ـ كه تقريبا سه كيلو است ـ گندم و مانند آن دارد، مستحب است زكات فطره را بدهد و چنانچه عائله‏اى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد، مى‏تواند به قصد فطره، آن يك صاع را به يكى از افراد عائله خود بدهد و او هم به همين قصد به ديگرى بدهد و همچنين تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر، چيزى را كه مى‏گيرد به كسى بدهد كه از خود آن خانواده نباشد و اگر يكى از آنها صغير باشد، احتياط آن است كه او را در دور دادن زكات فطره داخل نكنند و چنانچه ولىّ صغير از طرف او قبول نمايد، بايد آن زكات فطره را به مصرف صغير برساند و نمى‏تواند آن را از طرف او به ديگرى بدهد.
مسأله 2131: اگر كسى بعد از غروب شب عيد فطر بچّه‏دار شود يا كسى نان‏خور او حساب شود، واجب نيست فطره او را بدهد؛ اگرچه مستحب است فطره كسانى را كه بعد از غروب تا پيش از ظهرِ روز عيد، نان‏خور او حساب مى‏شوند، بدهد.
مسأله 2132: اگر انسان نان‏خور كسى باشد و پيش از غروب نان‏خور كس ديگر شود، فطره او بر كسى كه نان‏خور او شده واجب است؛ مثلاً اگر دختر پيش از غروب به خانه شوهر رود، شوهر بايد فطره او را بدهد.
مسأله 2133: كسى كه ديگرى بايد فطره او را بدهد، واجب نيست فطره خود را بدهد.
مسأله 2134: اگر فطره انسان بر كسى واجب باشد و او فطره را ندهد، بر خود انسان واجب نمى‏شود؛ ولى چنانچه كسى كه فطريّه انسان بر او واجب است، فراموش نمايد كه آن را بدهد، احتياط واجب آن است كه خود انسان فطريّه را پرداخت نمايد.
مسأله 2135: اگر كسى كه فطره او بر ديگرى واجب است، خودش فطره را بدهد، از كسى كه فطره بر او واجب شده، ساقط نمى‏شود.
مسأله 2136: اگر كسى كه فطريه او بر ديگرى واجب است، خودش فطريّه را از طرف او بدهد، چنانچه از او اجازه گرفته باشد، كفايت مى‏كند، وگرنه كفايت آن محلّ اشكال است.
مسأله 2137: زنى كه شوهرش مخارج او را نمى‏دهد، چنانچه نان‏خور كس ديگرى باشد، فطره‏اش بر آن كس واجب است و اگر نان‏خور كس ديگرى نباشد، در صورتى كه فقير نباشد، بايد فطره خود را بدهد.
مسأله 2138: كسى كه سيّد نيست، نمى‏تواند به سيّد فطره بدهد و چنانچه دهنده فطريّه سيّد نباشد ولى نانخور او سيّد باشد يا بر عكس، بنابر احتياط واجب نمى‏تواند فطريّه او را به سيّد بدهد.
مسأله 2139: فطره طفلى كه از مادر يا دايه شير مى‏خورد، بر عهده كسى است كه مخارج مادر يا دايه را مى‏دهد. البته چنانچه كسى مادر يا دايه را براى شير دادن اجير كرده باشد، فطريّه طفل بر عهده اوست، هرچند كس ديگرى نفقه مادر يا دايه را بپردازد؛ ولى اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل بردارد، فطره طفل بر كسى واجب نيست.
مسأله 2140: انسان حتّى اگر مخارج زن و فرزندان خود را از مال حرام نيز بدهد، دادن فطريّه آنان بر او واجب است و بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد.
مسأله 2141: اگر كسى بعد از غروب شب عيد فطر بميرد، بنابر احتياط واجب بايد فطره او و زن وفرزندان او را از مال او بدهند، ولى اگر پيش از غروب بميرد، واجب نيست فطره او و زن وفرزندان او را از مال او بدهند.
مصرف زكات فطره
مسأله 2142: اگر زكات فطره را به يكى از هشت مصرفى كه سابقا براى زكات مال گفته شد برسانند كافى است، ولى احتياط مستحب آن است كه زكات فطره را فقط به فقراى شيعه بدهند.
مسأله 2143: اگر طفل شيعه‏اى فقير باشد، انسان مى‏تواند فطره را به مصرف او برساند يا به واسطه دادن به ولىّ طفل، ملك طفل نمايد.
مسأله 2144: فقيرى كه فطره به او مى‏دهند، لازم نيست عادل باشد، ولى احتياط واجب آن است كه به شرابخوار و كسى كه آشكارا مرتكب گناه كبيره مى‏شود، فطره ندهند.
مسأله 2145: به كسى كه فطره را در معصيت مصرف مى‏كند، نبايد فطره بدهند.
مسأله 2146: احتياط واجب آن است كه به يك فقير بيشتر از مخارج سال او و كمتر از يك صاع ـ كه تقريبا سه كيلو گرم است ـ فطره ندهند؛ مگر آن كه گروهى از فقرا وجود داشته باشند و بخواهد به همه آنان فطريّه بدهد و به هر يك از آنان يك صاع از فطريّه نرسد.
مسأله 2147: اگر از جنسى كه قيمت آن دو برابر قيمت معمولى آن است، مثلاً از گندمى كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولى است، نصف صاع (حدود 5/1 كيلو گرم) بدهد كافى نيست و بنابر احتياط واجب، آن را به قصد قيمت فطريّه هم نمى‏تواند بدهد.
مسأله 2148: انسان نمى‏تواند نصف صاع را از يك جنس ـ مثلاً گندم ـ و نصف ديگر آن را از جنس ديگر ـ مثلاً جو ـ بدهد و بنابر احتياط واجب، آن را به قصد قيمت فطريّه هم نمى‏تواند بدهد.
مسأله 2149: بنابر احتياط واجب نمى‏تواند جنس معيوب را حتّى به عنوان قيمت فطره بدهد؛ بلكه يا بايد جنس صحيح بدهد و يا قيمت آن را با پول رايج بپردازد.
مسأله 2150: گندم يا چيز ديگرى كه براى فطره مى‏دهد، بايد با جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد، يا اگر مخلوط باشد، چيزى كه مخلوط شده به قدرى كم باشد كه قابل اعتنا نباشد و اگر بيش از اين مقدار باشد، در صورتى صحيح است كه خالص آن به يك صاع (سه كيلو گرم) برسد؛ ولى اگر مثلاً يك صاع گندم با چند كيلو خاك به گونه‏اى مخلوط باشد كه خالص كردن آن احتياج به خرج يا كارى بيشتر از متعارف داشته باشد، دادن آن كافى نيست.
مسأله 2151: مستحب است در دادن زكات فطره، ابتدا خويشان فقير خود را و بعد همسايگان فقير خود را و بعد اهل علم فقير را بر ديگران مقدّم دارد؛ ولى اگر ديگران از جهتى برترى داشته باشند، مستحب است آنها را مقدّم كند.
مسأله 2152: اگر انسان به گمان اين كه كسى فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد كه فقير نبوده، حكم آن مانند حكمى است كه در مسأله 2056 گذشت.
مسأله 2153: اگر كسى بگويد: «فقيرم»، نمى‏شود به او فطره داد، مگر آن كه انسان از ظاهر حال او اطمينان پيدا كند كه فقير است، يا بداند كه قبلاً فقير بوده است.
مسائل متفرّقه زكات فطره
مسأله 2154: انسان بايد زكات فطره را به قصد قربت، يعنى براى انجام دادن فرمان خداوند متعال بدهد و زمان پرداختن آن ـ و لو اجمالاً ـ نيّت دادن فطره نمايد.
مسأله 2155: اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد، صحيح نيست؛ ولى مى‏تواند در ماه رمضان قبل از غروب شب عيد، فطره را بپردازد و چنانچه پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض بدهد و بعد از آن كه فطره بر او واجب شد، طلب خود را بابت فطره حساب كند، مانعى ندارد.
مسأله 2156: كسى كه فطره چند نفر را مى‏دهد، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد؛ پس اگر مثلاً فطره بعضى را از گندم و فطره بعضى ديگر را از جو بدهد، كافى است.
مسأله 2157: كسى كه نماز عيد فطر مى‏خواند، بنابر احتياط واجب بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد، ولى اگر نماز عيد نمى‏خواند، مى‏تواند دادن فطره را تا ظهر تأخير بيندازد.
مسأله 2158: اگر فطره را كنار بگذارد، نمى‏تواند آن را براى خود بردارد و مال ديگرى را براى فطره بگذارد.
مسأله 2159: اگر به نيّت فطره مقدارى از مال خود را كنار بگذارد، چنانچه آن را تا ظهر روز عيد به مستحق ندهد، بايد هر وقت آن را مى‏دهد، نيّت فطره نمايد.
مسأله 2160: اگر هنگامى كه دادن زكات فطره واجب است، فطره را ندهد و كنار هم نگذارد، احتياط واجب آن است كه بعدا بدون اين كه نيّت ادا يا قضا كند، فطره را بدهد.
مسأله 2161: اگر مالى كه براى فطره كنار گذاشته از بين برود، چنانچه دسترسى به فقير داشته و دادن فطره را تأخير انداخته باشد، بايد عوض آن را بدهد، مگر آن كه براى تأخير انداختن، غرض صحيحى داشته باشد و اگر دسترسى به فقير نداشته، ضامن نيست، مگر آن كه در نگهدارى آن كوتاهى كرده باشد.
مسأله 2162: در صورتى كه زكات فطره را از مال خود جدا كرده باشد، اگر در محل خودش مستحق پيدا شود، احتياط واجب آن است كه فطره را به جاى ديگر نبرد و اگر با وجود مستحقّ در شهر خود، آن را به جاى ديگر ببرد و تلف شود، بايد عوض آن را بدهد.
***
احکام زکات فطره از دیدگاه  مکارم شیرازی
 آیت الله  مکارم شیرازی در احکام زکات فطره خود بیان کرد: زکات فطره بر تمام کسانی که قبل از غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و غنی باشند واجب است.
به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید در مساله 1692 اعلام کرد: زکات فطره بر تمام کسانی که قبل از غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و غنی باشند واجب است، یعنی باید برای خودش و کسانی که نان خور او هستند، هر نفر به اندازه یک صاع -تقریبا سه کیلو- از آنچه غذای نوع مردم آن محل است، اعم از گندم و جو یا خرما یا برنج یا ذرت و مانند اینها به مستحق بدهد و اگر پول یکی از اینها را بدهد کافی است.
زكات فطره

مسأله 1692ـ زكات فطره بر تمام كسانى كه قبل از غروب شب عيد فطر بالغ و عاقل و غنى باشند واجب است، يعنى بايد براى خودش و كسانى كه نانخور او هستند، هر نفر به اندازه يك صاع (تقريباً سه كيلو) از آنچه غذاى نوع مردم آن محل است، اعم از گندم و جو يا خرما يا برنج يا ذرّت و مانند اينها به مستحق بدهد و اگر پول يكى از اينها را بدهد كافى است.
مسأله 1693ـ غنى كسى است كه مخارج سال خود و عيالاتش را دارد، يا ازطريق كسب و كار به دست مى آورد و اگر كسى چنين نباشد فقير است، زكات فطره بر او واجب نيست و مى تواند زكات فطره بگيرد.
مسأله 1694ـ انسان بايد فطره كسانى را كه قبل از غروب شب عيد فطر نانخور او حساب مى شوند بدهد، خواه بزرگ باشند يا كوچك، مسلمان باشند يا كافر، واجب النّفقه باشند يا غير واجب النّفقه، نزد او زندگى كنند يا در جاى ديگر.
مسأله 1695ـ اگر كسى را كه نانخور اوست و در شهر ديگر زندگى مى كند وكيل نمايد كه از مال او فطره خودش را بپردازد، چنانچه اطمينان و وثوق داشته باشد كه فطره را مى دهد كافى است.
مسأله 1696ـ ميهمانى كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحب خانه وارد شده و نانخور او محسوب مى شود (يعنى تصميم دارد مدّتى نزد او بماند) دادن زكات فطره او نيز واجب است، امّا اگر فقط براى شب عيد دعوت شده فطره او بر ميزبان واجب نيست و در صورتى كه بدون رضايت صاحب خانه باشد نيز بنابر احتياط واجب فطره او را بدهد، همچنين فطره كسى كه انسان را مجبور كرده است كه خرجى او را بپردازد.
مسأله 1697ـ اگر پيش از غروب، بچّه بالغ شود، يا ديوانه عاقل گردد، يا فقير غنى شود، بايد زكات فطره را بدهد، ولى اگر بعد از غروب باشد زكات فطره بر او واجب نيست، هر چند مستحبّ است اگر تا پيش از ظهر روز عيد شرايط حاصل شود زكات فطره را بدهد.
مسأله 1698ـ مستحبّ است شخص فقيرى كه فقط به اندازه يك صاع (تقريباً سه كيلو) گندم يا مانند آن دارد زكات فطره را بدهد و چنانچه عيالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را بپردازد، مى تواند آن يك صاع را به قصد فطره به يكى از آنان بدهد و او هم با همين قصد به ديگرى مى دهد، تا نفر آخر و بهتر است بعداً آن را به كسى بدهند كه از خودشان نباشد و اگر يكى از آنها صغير است ولىّ او به جاى او بگيرد و بعد به شخص ديگرى دهد.
مسأله 1699ـ هرگاه بعد از غروب شب عيد فطر بچّه دار شود، يا كسى نانخور او گردد مستحبّ است فطره او را بپردازد، ولى واجب نيست.

مسأله 1700ـ اگر انسان نانخور كسى باشد، ولى قبل از غروب نانخور ديگرى شود، زكات فطره او بر عهده شخص دوم است، مثل اين كه دختر پيش از غروب به خانه شوهر رود كه شوهرش بايد فطره او را بدهد.
مسأله 1701ـ اگر زكات فطره انسان بر ديگرى واجب باشد، بر خود او واجب نيست، ولى اگر كسى كه بر او واجب است نپردازد احتياط واجب آن است كه اگر مى تواند خودش بدهد.
مسأله 1702ـ هرگاه فطره انسان بر ديگرى واجب باشد اگر خودش آن را بپردازد از او ساقط نمى شود، مگر اين كه با اذن و اجازه طرف باشد.
مسأله 1703ـ زنى كه شوهرش مخارج او را نمى دهد و نانخور ديگرى است فطره اش بر عهده كسى است كه نانخور او مى باشد و اگر زن غنى است و از مال خود خرج مى كند بايد شخصاً فطره را بدهد.
مسأله 1704ـ كسى كه سيّد است نمى تواند زكات فطره از غير سيّد بگيرد.
مسأله 1705ـ طفل شير خوارى كه از مادر يا دايه شير مى خورد، فطره او بر كسى است كه مخارج مادر يا دايه را مى پردازد و اگر از اموال خود آن طفل خرجش را بردارند فطره او بر كسى واجب نيست، نه بر خودش و نه بر ديگرى.
مسأله 1706ـ هرگاه كسى مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد واجب است فطره آنها را از مال حلال بدهد.
مسأله 1707ـ هرگاه انسان كسى را اجير كند و شرط نمايد كه مخارج او را نيز بدهد (مانند خدمتكار) بايد فطره او را هم بدهد، ولى در مورد كارگرانى كه مخارج آنها بر عهده صاحب كار است و اين مخارج جزئى از مزد آنها محسوب مى شود، فطره آنها بر صاحب كار واجب نيست، همچنين در ميهمانخانه ها و مانند آن،كه معمول است كاركنان غذاى خود را در همان جا مى خورند و اين در حقيقت جزء حقوق آنها محسوب مى شود، فطره آنها بر خودشان است، نه بر صاحب كار.
مسأله 1708ـ مخارج سربازها در سربازخانه ها يا ميدان جنگ بر عهده دولت است، ولى فطره آنها بر دولت واجب نيست و اگر شرايط در خودشان جمع است بايد زكات فطره خود را بدهند.
مسأله 1709ـ هرگاه كسى بعد از غروب روز آخر ماه از دنيا برود، بايد فطره او و عيالاتش را از مالش بدهند، ولى اگر پيش از غروب بميرد واجب نيست و در صورتى كه عيالاتش داراى شرايط وجوب فطره هستند خودشان بايد زكات فطره را بپردازند.
مصرف زكات فطره
مسأله 1710ـ زكات فطره را بنابر احتياط واجب بايد فقط به فقرا و مساكين بدهند مشروط بر اين كه مسلمان و شيعه دوازده امامى باشند و به اطفال شيعه كه نيازمند هستند نيز مى توان فطره داد، خواه به مصرف آنها برسانند يا از طريق ولىّ طفل به آنها تمليك كنند.

مسأله 1711ـ فقيرى كه فطره مى گيرد لازم نيست عادل باشد، ولى احتياط واجب آن است كه به شرابخوار و كسى كه آشكارا معصيت كبيره مى كند فطره ندهند و همچنين به كسانى كه فطره را در معصيت خداوند مصرف مى كنند.
احكام زكات فطره
مسأله 1712ـ احتياط واجب آن است كه به فقير بيشتر از مخارج سالش و كمتر از يك صاع (تقريباً سه كيلو) داده نشود.
مسأله 1713ـ هرگاه به جاى يك صاع، نصف صاع از جنس خوب بدهد بطورى كه قيمتش به اندازه يك صاع جنس معمولى باشد، كافى نيست و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد.
مسأله 1714ـ انسان نمى تواند نصف صاع را از يك جنس (مثلاً گندم) و نصف صاع را از جنس ديگر (مثلاً جو) بدهد، مگر اين كه مخلوط آن دو غذاى معمول آن محل باشد.
مسأله 1715ـ مستحبّ است در دادن زكات فطره خويشاوندان محتاج را بر ديگران مقدّم دارد و بعد همسايگان نيازمند را و مستحبّ است اهل علم و فضل را اگر نيازى داشته باشند بر غير آنها مقدّم بشمرد.
مسأله 1716ـ هرگاه به گمان اين كه كسى فقير است به او فطره دهند و بعد معلوم شود فقير نبوده، مى تواند آن مال را پس بگيرد و به مستحق بدهد و اگر پس نگيرد بايد از مال خودش فطره را بدهد و اگر از بين رفته باشد، در صورتى كه گيرنده فطره مى دانسته آنچه را گرفته زكات فطره است، بايد عوض آن را بدهد و در غير اين صورت عوض بر او واجب نيست و اگر دهنده فطره در تحقيق حال فقير كوتاهى نكرده باشد بر او هم چيزى نيست.
مسأله 1717ـ به كسى كه ادّعاى احتياج مى كند نمى توان زكات فطره داد، مگر آن كه اطمينان حاصل گردد كه او فقير است، يا لااقل از ظاهر حالش گمان پيدا شود و يا بداند سابقاً فقير بوده و رفع فقر او ثابت نشده باشد.
***
احکام زکات فطره از دیدگاه حضرت آیت الله سبحانی
آیت الله  سبحانی در احکام زکات فطره خود بیان کردند: زكات در صورتى واجب مى شود كه مال به مقدار نِصاب برسد و مالك آن، بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف كند.
به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید زکات فطره را بر گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند واجب دانست و اعلام کرد: زكات در صورتى واجب مى شود كه مال به مقدار نِصاب برسد و مالك آن، بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف كند.
شرايط واجب شدن زكات
مسأله 1536: زكات نُه چيز واجب است: گندم، جو، خرما، كشمش، طلا، نقره، شتر، گاو و گوسفند. و اگر كسى مالك يكى از اين نه چيز باشد، بايد مقدارى كه معين شده به يكى از مصرف هائى كه بيان خواهد شد برساند.
مسأله 1537: زكات در صورتى واجب مى شود كه مال به مقدار نِصاب برسد و مالك آن، بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف كند.
مسأله 1538: بعد از آنكه انسان دوازده ماه مالك گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره بود بايد زكات آن را بدهد. ولى از اول ماه دوازدهم نمى تواند طورى در مال تصرف كند كه مال از بين برود و اگر تصرف كند ضامن است و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختيار او بعضى از شرط هاى زكات از بين برود زكات بر او واجب نيست.
مسأله 1539: اگر مالك گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بين سال بالغ شود، زكات بر او واجب نيست.
مسأله 1540: زكات گندم و جو وقتى واجب مى شود كه دانه آنها بسته شود و زكات كشمش بنابر احتياط وقتى واجب مى شود كه غوره است، و موقعى هم كه رنگ خرما زرد و يا سرخ شد زكات آن واجب مى شود. ولى وقت دادن زكات در گندم و جو موقع خرمن شدن و جدا كردن كاه آنها و در خرما و كشمش موقعى است كه خشك شده باشند.
مسأله 1541: مالى را كه از انسان غصب كرده اند و نمى تواند در آن تصرف كند زكات ندارد. و نيز اگر زراعتى را از او غصب كنند و موقعى كه زكات آن واجب مى شود، در دست غصب كننده باشد، موقعى كه به صاحبش برگشت احتياط واجب آن است كه زكات آن را بپردازد.
زكات گندم و جو و خرما و كشمش
مسأله 1542: زكات گندم و جو و خرما و كشمش وقتى واجب مى شود كه به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها 288 من تبريز و 45 مثقال كم است كه 665/847 كيلوگرم مى شود.
مسأله 1543: اگر پيش از دادن زكات از انگور و خرما و جو و گندمى كه زكات آنها واجب شده خود و عيالاتش بخورند، يا مثلاً به فقير بدهد، زكات مقدارى را كه مصرف كرده واجب نيست.
مسأله 1544: اگر بعد از آنكه زكات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد مالك آن بميرد، بايد مقدار زكات را از مال او بدهند. ولى اگر پيش از واجب شدن زكات بميرد، هر يك از ورثه كه سهم او به اندازه نصاب است، بايد زكات سهم خود را بدهد.
مسأله 1545: اگر بعد از آنكه زكات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد، زراعت و درخت را بفروشد، فروشنده بايد زكات آن ها را بدهد.
مسأله 1546: اگر وزن گندم و جو و خرما و كشمش موقعى كه تر است به اندازه نصاب برسد و بعد از خشك شدن كمتر از اين مقدار شود، زكات آن واجب نيست.
مسأله 1547: اگر گندم و جو و خرما را پيش از خشك شدن مصرف كند در صورتى زكات آنها واجب مى شود كه خشك آنها به اندازه نصاب باشد.
مسأله 1548: خرمائى كه تازه آن را مى خورند و اگر بماند خيلى كم مى شود چنانچه مقدارى باشد كه خشك آن به اندازه نصاب برسد، زكات آن واجب است.
مسأله 1549: گندم و جو و خرما و كشمشى كه زكات آنها را داده اگر چند سال هم نزد او بماند زكات ندارد.
مسأله 1550: اگر گندم و جو و خرما و انگور از آب باران يا نهر يا سدّ مشروب شود يا مثل زراعت هاى مصر از رطوبت زمين استفاده كند، زكات آن ده يك است، و اگر با آب چاه هاى عميق و نيمه عميق و كم عمق آبيارى شود، زكات آن بيست يك است و اگر مقدارى از باران يا نهر يا رطوبت زمين استفاده كند و به همان مقدار از آبيارى با چاه استفاده نمايد، زكات نصف آن ده يك و زكات نصف ديگر آن بيست يك مى باشد يعنى از چهل قسمت سه قسمت آن را بابت زكات بدهند.
مسأله 1551: اگر گندم و جو و خرما و انگور، هم از آب باران يا مانند آن مشروب شود و هم از آب چاه استفاده كند، چنانچه طورى باشد كه بگويند با آب چاه مثلاً آبيارى شده نه باران، زكات آن بيست يك است، و اگر بگويند با آب باران آبيارى شده نه چاه مثلاً زكات آن ده يك است. و احتياط آن است كه در نصف ده يك و در نصف ديگر بيست يك زكات بدهد.
مسأله 1552: مخارجى را كه براى گندم و جو و خرما و انگور كرده است، مى تواند از حاصل كسر كند و چنانچه پس از كم كردن اينها به اندازه نصاب باشد، بايد زكات باقى مانده آن را بدهد.
مسأله 1553: قيمت تخمى را كه براى زراعت پاشيده مى تواند جزء مخارج حساب نمايد، و قيمت موقع پاشيدن، بايد حساب شود.
مسأله 1554: اگر زمين و اسباب زراعت يا يكى از اين دو ملك خود او باشد، نبايد كرايه آنها را جزء مخارج حساب كند، و نيز براى كارهائى كه خودش كرده يا ديگرى بى اجرت انجام داده، چيزى از حاصل كسر نمى شود.
مسأله 1555: اگر درخت انگور يا خرما را بخرد، قيمت آن جزء مخارج نيست ولى اگر خرما يا انگور را پيش از تعلق زكات بخرد، پولى را كه براى آن داده جزء مخارج حساب مى شود.
مسأله 1556: اگر تراكتور و ديگر لوازمى كه براى زراعت لازم است بخرد و به واسطه زراعت به كلى از بين بروند، مى تواند تمام قيمت آنها را جزء مخارج حساب كند،و همچنين است اگر مقدارى از قيمت آنها كم شود مى تواند آن مقدار را جزء مخارج حساب كند، ولى اگر بعد از زراعت چيزى از قيمتشان كم نشود نبايد چيزى از قيمت آنها را، جزء مخارج حساب نمايد.
مسأله 1557: اگر براى سال اول عملى مانند شخم زدن انجام دهد اگرچه براى سال هاى بعد هم فائده داشته باشد بايد مخارج آن را از سال اول كسر كند، ولى اگر براى چند سال عمل كند بايد بين آن ها تقسيم نمايد.
مسأله 1558: كسى كه بدهكار است و مالى هم دارد كه زكات آن واجب شده اگر بميرد، بايد اول تمام زكات را از مالى كه زكات آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را ادا نمايند.
مسأله 1559: كسى كه بدهكار است و گندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد، اگر بميرد و پيش از آنكه زكات اينها واجب شود، ورثه قرض او را از مال ديگر بدهند، هر كدام كه سهمشان به حدّ نصاب برسد، بايد زكات بدهد، و اگر پيش از آنكه زكات اينها واجب شود، قرض او را ندهند چنانچه مال ميت فقط به اندازه بدهى او باشد واجب نيست زكات اينها را بدهند، و اگر مال ميت بيشتر از بدهى او باشد، در صورتى كه بدهى او به قدرى است كه اگر بخواهند ادا نمايند بايد مقدارى از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبكار بدهند، آنچه را به طلبكار مى دهند زكات ندارد و بقيه مال ورثه است و هر كدام آنان كه سهمش به اندازه نصاب شود، بايد زكات آن را بدهد.
مسأله 1560: اگر گندم و جو و خرما و كشمشى كه زكات آنها واجب شده خوب و بد دارد بايد زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آنها بدهد و نمى تواند زكات همه را از بد بدهد.
***
احکام زکات فطره از دیدگاه آیت الله نوری همدانی
آیت الله  نوری همدانی در احکام زکات فطره خود بیان کرد: مالي را که انسان غصب کرده اند و نمي تواند در آن تصّرف کند زکات ندارد.
به گزارش شفقنا، وی در مسأله 1858 احکام زکات فطره خود اعلام کرد: مالي را که از انسان غصب کرده اند و نمي تواند در آن تصّرف کند زکات ندارد. و نيز اگر زراعتي را از او غصب کنند و موقعي که زکات آن واجب مي شود در دست غصب کننده باشد، موقعي که به صاحبش بر مي گردد زکات ندارد.
احکام زکات
مسأله 1849: زکات نه چيز واجب است: اوّل گندم، دوّم جو، سوّم خرم، چهارم کشکش، پنجم طل، ششم نقره، هفتم شتر، هشتم گاو، نهم گوسفند و اگر کسي مالک يکي از اين نه چيز باشد، با شرايطي که بعداً گفته مي شود بايد مقداري که معّين شده به يکي از مصرفهايي که دستور داده اند، برساند.
مسأله 1850: سلت که دانه اي است به نرمي گندم و خاصيت جو دارد و علس که مثل گندم است و خوراک مردم صنعا مي باشد، زکات هر دو بنابر احتياط واجب بايد داده شود.
شرايط واجب شدن زکات
مسأله 1851: زکات در صورتي واجب مي شود که مال به مقدار نصاب برسد و مالک آن، بالغ و عاقل و آ زاد باشد و بتواند در آ ن مال، تصّرف کند.
مسأله 1852: بعد از آنکه انسان دوازده ماه مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا ونقره بود بايد زکات آن را بدهد. ولي از ا وّل ماه دوازدهم نمي تواند طوري در مال تص رّ ف کند که مال از بين برود و اگر تصرّف کند ضامن است و چنانچه در ماه دوازدهم بدون اختيار او بعضي از شرطهاي زکات از بين برود زکات بر او واجب نيست.
مسأله 1853: اگر مالک گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در بين سال بالغ شود زکات بر او واجب نبست.
مسأله 1854: زکات گندم و جو وقتي واجب مي شود گه به آنها گندم و جو گفته شود و زکات کشکش بنابر احتاط وقتي واجب مي شود که قوره است و موقعي هم که خرما قدري خشک شد، که به او تمر مي گويند، زکات آن واجب مي شود، ولي وقت دادن زکات در گنده و جو موقع خرمن شدن و جدا کردن کاه آنها ودر خرما و کشمش موقعي است که خشک شده باشند.
مسأله 1855: اگر موقع واجب شدن زکات گندم و جو و کشمش و خرما که در مسأله پيش گفته شد، صاحب آنها بالغ باشد بايد زکات آنها را بدهد.
مسأله 1856: اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در تمام سال ديوانه باشد، زکات بر او واجب نيست. ولي اگر در مقداري از سال ديوانه باشد و در آخر سال عاقل گردد چنانچه ديوانگي او بقدري کم باشد که مردم بگويند در تمام سال عاقل بوده، بنابر احتياط زکات بر او واجب است.
مسأله 1857: اگر صاحب گاو و گوسفند و شتر و طلا و نقره در مقداري از سال مست يا بيهوش شود، زکات از او ساقط نمي شود. و همچنين است اگر موقع واجب شدن زکات گندم و جو و خرما و کشمش، مست يا بيهوش باشد.
مسأله 1858: مالي را که انسان غصب کرده اند و نمي تواند در آن تصّرف کند زکات ندارد. و نيز اگر زراعتي را از او غصب کنند و موقعي که زکات آن واجب مي شود در دست غصب کننده باشد، موقعي که به صاحبش بر مي گردد زکات ندارد.
مسأله 1859: اگر طلا و نقره و چيز ديگري را که زکات آن واجب است قرض کند و يکسال نزد او بماند، بايد زکات آن را بدهد و بر کسي که قرض داده چيزي واجب نيست.
زکات گندم و جو و خرما و کشمش
مسأله 1860: زکات گندم و جو و خرما و کشمش وقتي واجب مي شود که به مقدار نصاب برسند و نصاب آنها 288 من تبريز و 45 مثقال کم است که 207/847 کيلو گرم مي شود.
مسأله 1861: اگر پيش از دادن زکات از انگور و خرما و غوره آنها و جو و گندمي که زکات آنها واجب شده خود و عيالاتش به مقدار متعارف بخورند يا مثلاً به فقير بدهد، زکات مقداري که مصرف کرده واجب نيست.
مسأله 1862: اگر بعد از آنکه زکات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد مالک آن بميرد بايد مقدار زکات را از مال او برهند. ولي اگر پيش از واجب شذن زکات بميرد: هر يک از ورثه که سهم او به اندازهً نصاب است: بايد زکات سهم خود را بدهد.
مسأله 1863: کسي که از طرف حاکم شرع مأمور جمع آوري زکات است؛ موقع خرمن که گندم و جو را از از کاه جدا مي کنند و بعد از خشک شدن خرما و انگور، مي تواند زکات را مطالبه کند و اگر مالک ندهد و چيزي که زکات آن واجب شده، از بين برود بايد عوض آن را بدهد.
مسأله 1864: اگر بعد از مالک شدن درخت خرما و انگور يا زراعت گندم و جو زکات آنها واجب شود؛ مثلأ خرما در ملک او زرد يا سرخ شود، بايد زکات آن را بدهد.
مسأله 1865: اگر بعد از آنکه زکات گندم و جو و خرما و انگور واجب شد، زراعت و درخت را بفروشد، بايد زکات آنها رابدهد.
مسأله 1866: اگر انسان گندم يا جو يا خرما يا انگور را بخرد و بداند که فروشنده زکات آن را داده، يا شک کند که داده يا نه، چيزي بر او واجب نيست. واگر بداند که زکات آن را نداده، چنانچه حاکم شرع معامله مقداري را که بايد از بابت زکات داده شود. اجازه ندهد معامله ان مقدار باطل است. وحاکم شرع مي تواند مقدار زکات را از خريدار بگيرد و اگر معامله مقدار زکات را اجازه دهد، معامله صحيح است و خريدار بايد آن مقدار را به حاکم شرع بدهد ودر صورتي که قيمت آن مقدار را به فروشنده داده باشد، مي تواند از او پس بگيرد.
مسأله 1867: اگر وزن گندم و جو و خرما و کشمش موقعي که تر است به 288 من 45 مثقال کم برسد و بعد از خشک شدن کمتر از اين مقدار شود، زکات آن واجب نيست.
مسأله 1868: اگر گندم و جو و خرما را پيش از خشک شدن در غير آنچه که در مساله 1863 ذکر شد مصرف کند چنانچه خشک آنها به اندازه نصاب باشد، زکات آنها واجب است.
مسأله 1869: خرمائي که تازهآن را مي خورند و اگر بماند خيلي کم مي شود چنانچه مقداري باشد که خشک آن به 288 من و 45 مثقال کم برسد، زکات آن واجب است.
مسآله 1870: گندم و جو و خرما و کشمشي که زکات آنها را داده، اگر چند سال هم نزد او بماند زکات ندارد.
مسأله 1871: اگر گندم و جو و خرما و انگور از آب باران يا نهر مشروب شود يا مثل زراعتهاي مصر از رطوبت زمين استفاده کند، زکات آن ده يک است، واگر با دلو و مانند آن آبياري شود، زکات آن بيست يک است و اگر مقداري از باران يا نهر يا رطوبت زمين استفاده کند و به همان مقدار از آبياري بادلو و مانند آن استفاده نمايد، زکات نصف آن، ده يک و زکات نصف ديگر آن، بيست يک مي باشد يعني از چهل قسمت سه قسمت آن را بابت زکات بدهند.
مسأله 1872: اگر گندم و جو و خرما و انگور، هم از آب باران يا مانند آن مشروب شود و هم از آب دل و يا مانند آن استفاده کند، چنانچه طوري باشد که بگويند با دلو مثلأ آبياري شده نه باران، زکات آن بيست يک است، واگر بگويند با آب باران آبياري شده نه دلو، مثلأ زکات آن ده يک است.
مسأله 1873: اگر گندم و جو و خرما و انگور، هم از آب باران مشروب شود و هم از آب دلو و مانند آن استفاده کند، چنانچه طوري باشد که بگويند آبياريبا دلو و مانند آن غلبه داشته، زکات آن بيست يک است و اگر بگويند آبياري با آب نهر و باران غلبه داشته، زکات آن ده يک است ؛ بلکه اگر نگويند آب باران و نهر غلبه داشته ولي آبياري با آب باران و نهر بيشتر از آب دلو و مانند آب باشد، بنابر احتياط واجب زکات آن ده يک مي باشد. و اگر عرفأ بگويند با هر دو آبياري شده، زکات آن سه چهلم است.
مسأله 1874: اگر شک کند که آبياري با آب باران شده يا آبياري به دلو، بيست يک بر او واجب مي باشد
مسأله 1875: اگر گندم و جو و خرما و انگور با آب باران و نهر مشروب شود و به آب دلو مانند آن محتاج نباشد ولي با آب دلو هم آبياري شود، و آب دلو به زياد شدن محصول کمک نکند، زکات آن ده يک است و اگر با دلو و مانند آن آبياري شود و به آب نهر و باران محتاج نباشد، ولي با آب نهر و باران هم مشروب شود و آنها به زياد شدن محصول کمک نکنند، زکات آن بيست يک است.
مسأله 1876: اگر زراعتي را با دلو و مانند آن آبياري کنند و در زميني که پهلوي آن است زراعتي کنند که از رطوبت آن زمين استفاده نمايند و محتاج به آبياري نشود زکات زراعتي که با دلو آبياري شده، بيست يک و زکات زراعتي که پهلوي آن است، ده يک مي باشد.
مسأله 1877: مخارجي را که براي گندم و جو و خرما و انگور کرده است حتّي مقداري از قيمت اسباب و لباس را که به واسطه زراعت کم شده، مي تواند از حاصل کسر کند. و چنانچه پس از کم کردن اينها به 288 من و 45 مثقال کم برسد، بايد زکات باقيمانده آن را بدهد.
مسأله 1878: قيمت وقتي که تخم را براي زراعت پاشيده مي تواند جزء مخارج حساب نمايد.
مسأله 1879: اگر زمين و اسباب زراعت يا يکي از اين دو ملک خود او باشد، نبايد کرايه آنها را جزء مخارج حساب کند. و نيز براي کارهائي که خودش کرده يا ديگري بي اجرت انجام داده، چيزي از حاصل کسر نمي شود.
مسأله 1880: اگر درخت انگور يا خرما را بخرد، قيمت آن جزء مخارج نيست، ولي اگر خرمايا انگور را پيش ازچيدن بخرد، پولي راکه براي آن داده جزء مخارج حساب مي شود.
مسأله 1881: اگر زميني را بخرد و در ان زمين گندم يا جو بکارد،پولي راکه براي خريدزمين داده جزء مخارج حساب نمي شود، ولي اگر زراعت را بخرد، پولي را که براي خريد آن داده مي تواند جزء مخارج حساب نمايد واز حاصل کم کند،اما بايد قيمت کاهي را که از آن بدست مي آيد از پولي که براي خريد زراعت داده کسر نمايد مثلاً اگر زراعتي را پانصد تومان بخرد وقيمت کاه آن صدتومان باشد،فقط چهارصد تومان آن راميتواند جزء مخارج حساب نمايد.
مساله 1882: کسي که بدون گاو وچيز هاي يگرکه براي زراعت لازم است ميتواندزراعت کند،اگرآنهارا بخرد؛ نبايد پولي راکه براي خريداينها داده جزء مخارج حساب نمايد.
مساله 1883: کسي که بدون گاووچيز هاي ديگري که براي زراعت لازم است نمي تواند زراعت کند، اگر آنها رابخرد و به واسطه زراعت به کلي از بين بروند، مي تواند تمام قيمت آنها راجزء مخارج حساب نمايد و اگر مقداري از قيمت کم شود مي تواند آن مقدار را جزء مخارج حساب کند،ولي اگر بعد از راعت چيزي ازقيمتشان کم نشود،بنابر احتياط واجب چيزي ازقيمت انهارا جزء مخارج حساب ننمايد.
مساله 1884: اگر دريک زمين جو وگندم وچيزي مثل برنج ولوبيا زکات آن واجب نيست کارد،خرجهائي که براي هرمدام انها کرده فقط پاي همان حساب مي شود،ولي اگر براي هردو مخارجي کرده بايدبه هردو قسمت نمايد، مثلاً اگرهردو به يک اندازه بوده، مي تواند نصف مخارج را از جنسي که زکات دارد کسر نمايد.
مسأله 1885: اگر براي سال او عملي مانند شخم زدن انجام دهد اگر چه براي سالهاي بعد هم فائده داشته باشد، بايد مخارج آن را از سال اوَل کسر کند ولي اگر براي چند سال عمل کند بايد بين آنها تقسيم نمايد.
مسأله 1886: اگر انسان در چند شهر که فصل آنها با يکديگر اختلاف دارد و زراعت و ميوه آنها در يک وقت بدست نمي آيد، گندم يا جو يا خرما يا انگور داشته باشد و همه آنها محصول يک سال حساب شود ؛ چنانچه چيزي که اوَل مي رسد به اندازه نصاب يعني 288 من و 45 مثقال کم، باشد، بايد زکات آن را موقعي که مي رسد بدهد و زکات بقيَه را هر وقت بدست مي آيد ادا نمايد و اگر آنچه اوَل مي رسد به اندازه نصاب نباشد، در اين صورت اگر يقين دارد اينکه اکنون بدست آمده است با آنچه که بعدأ بدست مي آيد به اندازه نصاب مي شود باز هم بعد از تعلَق زکات به بقيَه واجب است زکات آنچه را که رسيده همان وقت و زکات بقيَه را مقعي که مي رسد بدهد و اگر يقين ندارد که همه آنها به اندازه نصاب شود، صبر مي کند تا بقيَه آن برسد ؛ پس اگر روي هم به مقدار نصاب شود، زکات آن واجب است و اگر به مقدار نصاب نشود، زکات آن واجب نيست.
مسأله 1887: اگر درخت خرما يا انگور در يک سال دو مرتبه ميوه دهد، اگر در هر مرتبه به مقدار نصاب نباشد، زکات آن واجب نيست، براي اينکه زراعت در هر فصلي مستقلأ مورد حساب قرار مي گيرد و زراعت در دو فصل مثل زراعت دو سال است
مسأله 1888: اگرمقداري خرما يا انگورتازه دارد که خشک آن به اندازه نصاب مي شود، چنانچه به قصد زکات از تازه آن به قدري به مستحق بدهد که اگر خشک شود به اندازه زکوتي 0 باشد که بر او واجب است، اشکال ندارد.
مسأله 1889: اگر زکات خرماي خشک يا کشمش بر او واجب باشد نمي تواند زکات آن را خرماي تازه يا انگور بدهد و نيز اگر زکات خرماي تازه يا انگور بر او واجب باشد، نمي تواند زکات آن را خرماي خشک يا کشمش بدهد، اما اگر يکي از اينها يا چيز ديگري را به قصد قيمت زکات بدهد، مانعي ندارد.
مسأله 1890: کسي که بدهکار است و مالي هم دارد که زکات آن واجب شده اگر بميرد، بايد اوَل تمام زکات آن واجب شده بدهند، بعد قرض او را اداء نمايند.
مسأله 1891: کسي که بدهکار است و گندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد، اگر بميرد و پيش از آنکه زکات اينها واجب شود، ورثه قرض او از مال ديگر بدهند، هر کدام که سهمشان به 288 من و 45 مثقال کم برسد، بايد زکات بدهد و اگر پيش از آنکه زکات اينها واجب شود، قرض او را ندهند، چنانچه مال ميَت فقط به اندازه بدهي او باشد واجب نيست زکات اينها رابدهند و اگر مال ميَت بيشتر از بدهي او باشد، در صورتي که بدهي او به قدري است که اگر بخواهند اداء نمايند بايد مقداري از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبکار بدهند، آنچه را به طلبکار مي دهند زکات ندارد و بقيَه مال ورثه است و هر کدام آنان که سهمش به اندازه نصاب شود ؛ بايد آن را بدهد
مسأله 1892: اگر گندم و جو و خرما و کشمشي که زکات آنها واجب شده خوب و بد دارد بايد زکات هر کدام از خوب و بد را از خود آنها بدهد و زکات همه را از بد نمي تواند بدهد.
زکات شتر و گاو و گوسفند
مسأله 1905: زکات شتر و گاو و گوسفند غير از شرطهائي که گفته شد دو شرط ديگر دارد:
اوّل: آنکه حيوان در تمام سال بيکار باشد ولي اگر در تمام سال يک هفته هم کار کرده باشد، بنابر احتياط زکات آن واجب است.
دوّم: آنکه در تمام سال از علف بيابان بچرد، پس اگر تمام سال يا مقداري از آن را از علف چيده شده، يا از زراعتي که ملک مالک يا ملک کس ديگر است بچرد زکات بدارد. ولي اگردرتمام سال يک هفته هم ازعلف مالک بخورد،بنابراحتياط زکات آن واجب مي باشد و اگر انسان براي شتر و گاو و گوسفند خود چراگاهي را که کسي نکاشته بخرد ؛ يا اجاره کند، يا براي چراندن در ان باج بدهد، بايد زکات را بدهد.
پاسخ های حضرت آیت الله العظمی صانعی به برخی پرسش ها درباره زکات فطره
پرسش: مقدار زكات فطره؟
پاسخ: مقدار زکات فطره تقريباً سه کيلوگرم گندم، جو، خرما، کشمش و هم چنين برنج می باشد که امروزه جزء قوت غالب است، و پرداختن قيمت هرکدام از آن ها به قيمت بازار همان محل هم کافی است و در حال حاضر قيمت سه کيلوگرم گندم در اکثر شهرهای ايران تقريباً 4000 تومان می باشد که پرداخت آن مجزی و برائت ذمه با آن حاصل می شود.
پرسش: آيا مصرف زکات فطره همان مصارف هشت گانه زکات مال است يا خير؟
پاسخ: مصارفش همان مصارف است، لکن رعايت احتياط مستحب در آن است که به فقرای مؤمنين و شيعيان داده شود؛ کما اين که رعايت جهات افضليت يعنی ترجيح خويشان بر غير آن ها و همسايگان فقير و سپس اهل علم فقير، مطلوب و موجب ثواب زيادتر می باشد.
پرسش: آيا پرداخت فطريه به مراکز و جاهايی که اطمينان به مصرف آن در مصارف معين شده توسط شرع نداريم، جايز است يا خير؟
پاسخ: مبرء ذمه نمی باشد و وثوق به مصرف در مصارف معينه شرعيه، لازم و شرط جواز و برائت ذمه است.
پرسش: يک مد طعام که بايد به عنوان کفاره يا فديه به فقير داده شود، چه مقدار است؟
پاسخ: تقريباً هفتصد و پنجاه گرم، که در كفّاره يا فديه منحصراً بايد به فقرا نان، گندم و امثال اين دو از اطعمه داده شود و قيمت كفايت نمی كند; مگر آنكه پول را به او بدهد كه او وكالتاً، نان تهيّه كند و وثوق به تهيّه آن نيز داشته باشد.
پرسش: ما در تهران زندگی می كنيم، آيا می توانيم زكات فطره را به جای ديگری غير از محل زندگى، مثل محل اولی كه در آن زندگی می كرديم يا جای ديگر بفرستيم؟
پاسخ: در هر مکانی که به مصارف معينه شرعيه برسد مانعی ندارد.
پرسش: زکات فطره بر چه کسی واجب است ؟
پاسخ: كسى كه قبل از غروب شب عيد فطر گرچه يك لحظه، بالغ و عاقل و هشيار است و فقير نباشد، بايد براى خودش و كسانى كه نانخور او هستند، هر نفرى يك صاع (كه تقريباً سه كيلو است) گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج يا ذرت و مانند اينها به مستحق بدهد، و اگر پول يكى از اينها را هم بپردازد، كافى است.
پرسش: زكات فطره ميهمان شب عيد فطر بر عهده چه كسى است؟
پاسخ: بر عهده خود ميهمان است، حتى اگر قبل از غروب وارد شود، زيرا با مصرف غذا و افطارى يك شب، نانخور بودن و عيلوليت صدق نمى كند. آرى، اگر قبل از غروب آمده و بناست چند روزى بماند به عهده صاحبخانه و ميزبان است چون عيلوليت و نانخور بودن صدق مى كند.
پرسش: آيا مى توان زكات فطره را به سيد فقير داد؟
پاسخ: سيد مى تواند زكات فطره خود را به سادات فقير بدهد، ولى غير سيد نمى تواند زكات فطره خود را به سيد بدهد.
پرسش: آيا فطريه سربازانى كه در سربازخانه ها از جيره دولتى استفاده مى كنند، به عهده خود آنان است يا دولت؟ آيا سربازان عائله دولت محسوب مى شوند يا خير؟
پاسخ: به عهده دولت نمى باشد و اگر خودشان توان پرداخت را دارند وپول غذا را مى دهند، بايد زكات را بپردازند و اگر غذا را به آنان مى دهند كه نانخور دولت محسوب مى شوند، بنا بر احتياط باز زكات فطره به عهده خود آنان است، هر چند عدم تعلق به خود آنان هم، خالى از وجه نيست.
پرسش: لطفاً زمان پرداخت زكات فطره را بيان فرماييد؟
پاسخ: از اول شب تا زوال و ظهر روز عيد مى باشد، آرى، براى كسانى كه نماز عيد مى خوانند احتياط واجب آن است كه قبل از نماز بپردازند و یا کنار گذاشته شود تا بعد به مصرف برسانند.
پرسش: آيا جايز است مكلّف زكات فطره را جدا كند و كنار بگذارد كه بعد به مصرف برساند؟
پاسخ: مانعى ندارد و بعد از جدا كردن هر زمانى كه ادا نمايد زكات فطره محسوب مى شود، ليكن اگر با وجود مستحق و محل مصرف مسامحه در اداى آن نمود و از بين رفت، ضامن مى باشد.
پرسش: اگر به جهتى از جهات، زكات فطره را تا قبل از ظهر روز عيد، نه از مالش جدا كند و نه پرداخت نمايد، وظيفه او چيست؟
پاسخ: تكليف به پرداخت باقى است، ليكن بايد قربة الى الله بپردازد و قصد ادا و قضا ننمايد.
پرسش: آيا در پرداخت زكات فطره، لازم است كه به فقير گفته شود زكات فطره است يا خير؟
پاسخ: لازم نيست و عمده رسيدن زكات به دست فقير است، و چنانچه گفتن آن او را ناراحت مى كند و موجب آسيب رساندن به شخصيت او مى شود، نبايد گفت.
پرسش: اگر شخصى زكات فطره خود و اهل خانواده اش را چند سال پى در پى به دليل تنگْ دستى كه در آن روزها حتّى براى نان شب محتاج بوده اند نپردازد، ولى بعداً به دليل امكانات مالى مى تواند بدهد، چه حكمى دارد؟
پاسخ: كسى كه غروب شب عيد شرايط وجوب پرداخت زكات فطره را ندارد، بعد از غنا و تمكّن، چيزى به عنوان زكات فطره بر او لازم و يا مستحب نيست. بنابراين، در مفروض سؤال زكات فطره، تعلّق نگرفته و نه تنها واجب نيست؛ بلكه مستحب هم نبوده است. پس پرداخت به عنوان زكات فطره هم در مفروض سؤال، مشروع نيست.
پرسش: اگر ميهمان شب عيد فطر بعد از غروب وارد شود، ليكن دعوت از او در روزهاى قبل بوده باشد، زكات فطره اش بر عهده چه كسانى است؟
پاسخ: بر عهده خود ميهمان است هرچند كه از قبل دعوت شده باشد.
پرسش: اگر ميزبان بخواهد زكات فطره ميهمان شب عيد را در صورتى كه بر عهده ميهمان باشد، بدهد، آيا كفايت مى كند يا خير؟
پاسخ: با رضايت و اجازه اش كفايت مى كند.
پرسش: آيا در احكام ميهمان و ميزبان از حيث زكات فطره كه در سؤال هاى قبل گفته شد، بين دعوت در خانه و يا دعوت در مراكز پذيرايى فرقى هست يا خير؟
پاسخ: فرقى نمى باشد.
پرسش: اگر بخواهد به جاى زكات فطره پول آن را بپردازد، آيا قيمت روز ادا را بايد پرداخت نمايد يا قيمت روز عيد را؟
پاسخ: بايد قيمت زمان ادا را پرداخت نمايد.
پرسش: آيا در زكات فطره مى توان غير از اجناس معيّن شده از قوت غالب و غير از پول آن، چيز ديگرى خريد و به فقير داد يا كفايت نمى كند؟
پاسخ: نمى توان و كفايت نمى كند، مگر با رضايت و اجازه گيرنده زكات (فقير) باشد. 

ارسال به :