دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ -
- 17 Jun 2019
12 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مذاکرات هسته‌ای؛ گزینه‌های دشوار پیش رو
به جای عجله برای بازگشت بر سر میز مذاکره، بهتر است که دیپلمات‌های خسته به پایتخت کشورهای خود بازگردند و مبادلات و انتخاب‌های دشوار پیش رو را با دید متفاوتی بررسی کنند.  

اگرچه تاکنون پیشرفت قابل توجهی در مذاکرات به وجود آمده است، اما به دلیل برطرف نشدن شکاف‌های بزرگ بین دو طرف و مخصوصا به خاطر عدم تمایل ایران و کشورهای ۵+۱ نسبت به گزینه‌هایی که بعد از شکست احتمالی مذاکرات باقی خواهند ماند، تصمیم جمعه شب آن‌ها مبنی بر ادامه مذاکرات برای چهار ماه دیگر، موجه و منطقی بود.


این تمدید چهار ماهه برای ایالات متحده و شرکایش خبر خوبی است. چرا که مثل شش ماه گذشته تمام جنبه‌های حساس برنامه اتمی ایران متوقف باقی خواهد ماند و همچنین به علت خنثی سازی تمام ذخایر گاز اورانیوم ۲۰ درصدی تهران، مدت زمان مورد نیاز ایران برای تولید اورانیوم کافی برای ساخت یک سلاح هسته‌ای طولانی‌تر می‌شود. در واقع ایران قبول کرده است که طی چهار ماه آتی بخشی از اورانیوم ۲۰ درصدی خود را برای استفاده در راکتور تحقیقاتی تهران به صفحات سوخت تبدیل کند. در نتیجه استفاده تسلیحاتی از آن‌ها به مراتب سخت‌تر خواهد شد.


از طرف دیگر، لغو تحریم‌ها به شکل بسیار محدودی که طی شش ماه گذشته اجرا شده است، از جمله تعلیق بعضی از تحریم‌های ثانویه و آزادسازی بخش کوچکی (ماهانه ۷۰۰ میلیون دلار) از درآمدهای نفتی ایران که در حساب‌های مسدود شده‌اش در خارج از کشور ذخیره شده‌اند، برای چهار ماه دیگر تمدید شد. اما از آنجایی که فشار و اثر فاجعه بار تحریم‌ها بر اقتصاد ایران حفظ خواهد شد، همچنان تهران برای دستیابی به یک توافق جامع بیشترین انگیزه را خواهد داشت.

سود بیشتر کشورهای ۵+۱ از تمدید پیمان موقت
هرچند افکار عمومی کشورهای غربی به نتیجه این مذاکرات امیدوار بود، اما این مردم ایران هستند که بیشتر از همه از به نتیجه نرسیدن مذاکرات در موعد مقرر ۲۰ جولای و به خصوص ادامه پیدا کردن تحریم‌های فلج کننده، ناراضی و نگرانند. منتقدان غربی طرح اقدام مشترک (توافق ژنو)، بالاخص دولت اسرائیل، پیش بینی می‌کردند که توافق موقت در نوامبر گذشته، به شکست ساختار تحریم‌ها و سراسیمگی غرب برای تجارت با ایران بیانجامد.


ولی هیچکدام از این پیش بینی‌ها واقعیت پیدا نکرد. طی این مدت، شرکت‌ها و دولت‌های سراسر جهان در تجارت با ایران شدیدا محتاط بوده‌اند. آن‌ها منتظر پایان تحریم‌ها هستند و به خوبی می‌دانند که تحریم‌ها تنها بعد از دستیابی به توافق جامع از بین می‌روند.
در نظر گرفتن تاریخ ۲۴ نوامبر برای مهلت پایانی مذاکرات، انتخاب مناسبی بود. چرا که این تاریخ با بیانیه دو طرف در زمان ارائه طرح اقدام مشترک در ۲۴ نوامبر ۲۰۱۳ مبنی بر اینکه رایزنی‌ها برای دستیابی به راه حل جامع «بیشتر از یک سال بعد از تصویب این سند طول نخواهند کشید،» سازگار است. و مهم‌تر اینکه، این تمدید چهار ماهه به دولت‌ها فرصت خواهد داد که بر سر مسائل اساسی تصمیم‌گیری کنند، همچنین زمان کافی را برای چانه زنی بر سر جزئیات در اختیار دیپلمات‌ها قرار می‌دهد. در عین حال چهار ماه آن قدر هم طولانی نیست که به منتقدان در تهران، واشنگتن و جاهای دیگر القا کند که طرفین می‌خواهند مذاکرات را تا بی‌‌‌نهایت ادامه دهند.


ولی شاید مهم‌ترین نتیجه تمدید مدت مذاکرات این باشد که به دو طرف فرصت می‌دهد تا با برداشتن یک گام به عقب شرایط را مورد بازبینی قرار دهند و با مداقه و بررسی انتخاب‌های سخت پیش رو، راهکار مناسبی را برای مذاکرات ماه‌های آتی انتخاب کنند.
هر دو طرف در اظهارات علنی خود اعلام کرده‌اند که در چند هفته اخیر، مذاکرات پیرامون برخی از مسائل مهم پیشرفت ملموسی داشته است. به طور مشخص طرف‌های مذاکره بر روی تغییراتی در طراحی راکتور آب سنگین اراک کار می‌کنند که خروجی پلوتونیوم آن را به مقدار زیادی کاهش خواهد داد و در نتیجه فرصت گریز پلوتونیومی به سوی تسلیحات اتمی را از ایران خواهد گرفت. همچنین طبق گزارشها، ظاهرا بحث و بررسی درباره چگونگی اعمال تغییرات بر تاسیسات غنی‌سازی زیر زمینی فردو برای به حداقل رساندن نگرانی‌ها پیرامون استفاده بالقوه از این سایت در یک برنامه تسلیحاتی هنوز ادامه دارد.


اما وقتی که سخنگویان هر کدام از دولت‌های حاضر در مذاکرات درباره فاصله قابل توجه باقی مانده صحبت می‌کنند، قبل از هر چیز منظورشان شکاف وسیعی است که همچنان بین ۵+۱ و ایران، به ویژه بین واشنگتن و تهران، بر سر ظرفیت مجاز غنی‌سازی ایران وجود دارد.

غنی‌سازی همچنان بحث داغ مذاکرات هسته‌ای


ایران اصرار دارد که باید از ظرفیت غنی‌سازی کافی برای تامین سوخت مورد نیاز نیروگاه بوشهر بعد از اتمام قراردادش با روسیه در سال ۲۰۲۱ برخوردار باشد. چنین چیزی مستلزم این است که ایران ظرفیت کنونی غنی‌سازی خود را تا ۱۰ برابر یا بیشتر افزایش دهد. از طرف دیگر، برخورداری از این ظرفیت غنی‌سازی بدین معنی است که اگر ایران تصمیم به ساخت سلاح هسته‌ای بگیرد، تنها ظرف چند هفته اورانیوم غنی شده لازم برای یک بمب را تولید خواهد کرد.
این درحالی است که ایالات متحده و شرکایش در ۵+۱ کاهش قابل توجه ظرفیت غنی‌سازی کنونی ایران را خواستار شده‌اند. امروز ایران ۱۹ هزار سانتریفیوژ در اختیار دارد که کمتر از ۱۰ هزار دستگاه از آن‌ها فعال هستند. آمریکا با اعمال فشار می‌خواهد که این تعداد کاهش پیدا کند و شاید به چند هزار سانتریفیوژ نسل اول یا تعداد کمتری سانتریفیوژ پیشرفته‌تر برسد. آن‌ها مدعی هستند که این میزان از اعمال محدودیت بر ظرفیت غنی‌سازی، باز هم به ایران اجازه خواهد داد تا نیازهای کوتاه مدت و واقع بینانه برنامه هسته‌ای خود را برآورده کرده، و سوخت راکتور اراک پس طراحی مجدد، راکتور تحقیقاتی تهران و شاید یک راکتور تحقیقاتی آب سبک کوچک را تامین کند. اعضای ۵+۱ به این نکته اشاره می‌کنند که روسیه نسبت به تامین سوخت نیروگاه بوشهر پس از سال ۲۰۲۱ مشتاق است، به علاوه اینکه تامین سوخت این نیروگاه توسط روسیه نسبت به تهیه آن توسط خود ایران ایمن‌تر، ارزان‌تر و به مراتب مطمئن‌تر است.


اختلاف دو طرف بر سر ظرفیت غنی‌سازی طی چند ماه گذشته هرگز پوشیده نبوده است. اما به نظر می‌رسد که پس از سخنان رهبر جمهوری اسلامی در هفتم جولای مبنی بر اینکه ۱۹۰ هزار سو (۱) «نیاز قطعی» کشور است، اختلاف دو طرف عمیق‌تر شده باشد. فردای آن روز، علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرد که نسل جدید سانتریفیوژ‌ها طی هشت سال آینده آزمایش می‌شوند، به تولید انبوه می‌رسند و به مرور به چرخه غنی‌سازی اضافه خواهند شد، تا در زمان خاتمه پیمان با روسیه در سال ۲۰۲۱، ایران بتواند ۱۹۰ هزار سوی مورد تاکید رهبر را برای نیروگاه بوشهر تولید کند.


دیپلماسی ایران و مفهوم «حقوق خزنده»


روند تکامل مواضع ایران در مورد غنی‌سازی را می‌توان «حقوق خزنده» نامید. یعنی تا زمانی که آمریکا می‌گفت ایران نباید برنامه غنی‌سازی داشته باشد، ایرانی‌ها هدف اصلی خود از مذاکره را به رسمیت شناخته شدن «حق غنی‌سازی» عنوان می‌کردند. این موضع‌گیری چندین سال ادامه داشت تا توافق ژنو به دست آمد. هرچند ایالات متحده هنوز هم «حق غنی‌سازی» را به رسمیت نمی‌شناسد، ولی سال گذشته قبول کرد که در چارچوب یک توافق اتمی جداگانه، ایران می‌تواند برنامه غنی‌سازی محدودی را دنبال کند. پس از گرفتن این امتیاز بزرگ، ایرانی‌ها این مساله را مطرح کردند که توانایی غنی‌سازی اورانیوم برای تامین سوخت نیروگاه و راکتورهای داخلی، در حالی که کشور پیشرفته ژاپن هم چنین قابلیتی را ندارد، یک حق بوده و تضمین و اعمال این حق از جمله حداقل‌های مورد نیاز یک توافق قابل قبول است. حالا ایران گام دیگری رو به جلو برداشته است و استدلال می‌کند که باید ظرفیت تولید مورد نیاز خود در سال ۲۰۲۱ را داشته باشد.
هفته گذشته، جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در مصاحبه‌ای با نیویورک تایمز ضمن اعلام برخی از مواضع دولت متبوعش، سعی کرد که حرکت‌های ایران به سمت گروه ۵+۱ را برجسته کند. وی گفت که ایران بر افزایش سریع ظرفیت غنی‌سازی اصراری ندارد، بلکه می‌خواهد توسعه غنی‌سازی را به چند سال دیگر موکول کند و تا قبل از آن زمان، تعداد سانتریفیوژهای خود را در سطوح فعلی نگه دارد. اما برآیند کلی مواضع ظریف، رهبری و صالحی نشان می‌دهد که راهبرد ایران در مورد غنی‌سازی به وضوح با رویکرد ایالات متحده و اعضای ۵+۱ در تضاد است.


بنا به گزارشات علنی، ظاهرا عناصر کلیدی استراتژی اتمی ایران عبارتند از:
× حفظ سطح کنونی سانتریفیوژهای فعال طی مدت اجرای قرارداد و مقاومت در برابر فشار برای کاهش آن‌ها؛
× اخذ مجوز برای تحقیق، آزمایش، و تولیدات پژوهشی نامحدود؛
× و حتی شاید نصب سانتریفیوژهای پیشرفته در طول مدت قرارداد؛
× انجماد یا کاهش ذخایر اورانیوم غنی شده (حتی در حالت اکسیده)؛
× کوتاه کردن زمان قرارداد تا حدی که امکان دارد؛
× و اطمینان حاصل کردن از اینکه، بعد از خاتمه پیمان، ایران آزاد خواهد بود که شمار سانتریفیوژهای نسل جدید فعال خود را با حداکثر توان افزایش دهد تا در اسرع وقت بتواند به ظرفیت ۱۹۰ هزار سو برسد.
ادامه پافشاری بر چنین رویکردی از سوی ایران پس از سرگیری مذاکرات در آینده، برای آمریکا و بعضی از اعضای ۵+۱ قابل قبول نخواهد بود و در نتیجه بن‌بست فعلی از سر راه مذاکرات برداشته نخواهد شد.
مقامات ایران همواره می‌گویند که آمریکا و شرکایش در ۵+۱ باید «واقع بین» باشند، یعنی دیپلمات‌های غربی باید واقعی بودن طرح‌های هسته‌ای ایران را بپذیرند. ولی این ایران است که اگر حقیقتا می‌خواهد مذاکرات به نتیجه برسند و تحریم‌ها از میان برداشته شوند، باید از خود واقع بینی بیشتری نشان دهد.

رویکرد ایران به مساله غنی‌سازی واقع‌گرایانه نیست


رویکرد فعلی ایران در سطوح مختلف با واقعیت‌ فاصله دارد. ابتدا باید به این موضوع اشاره کرد که ایران به هیچ وجه مجبور نیست که بعد از سال ۲۰۲۱ سوخت نیروگاه بوشهر را خودش تولید کند. روس‌ها نسبت به تمدید قرارداد تامین سوخت بوشهر برای تمام طول عمر مفید این نیروگاه، یا هر راکتور دیگری که ایران از آن‌ها می‌خرد، بیشترین تمایل را دارند. اما تهران با اشاره به تجربیات تلخ گذشته، مهم‌تر از همه عدم پایبندی کنسرسیوم غنی‌سازی «یورودیف» (۲) نسبت به تعهداتش به ایران، بر این مساله تاکید دارد که نمی‌تواند به عرضه کنندگان خارجی اعتماد کند و در زمینه تولید سوخت باید خودکفا باشد.


اما روسیه در چند دهه گذشته ثابت کرده که برای ایران شریک قابل اعتمادی است. تکمیل ساخت و راه اندازی نیروگاه بوشهر با وجود تمام فشارهای ایالات متحده خود نشانگر این است که ایران می‌تواند روی همکاری روسیه حساب باز کند. و حتی اگر ایران به روسیه و یا نسبت به عرضه ممتد اورانیوم در بازارهای جهانی هم اطمینان کافی را ندارد، باز هم می‌تواند با استفاده از شیوه‌های گوناگون از عدم اختلال در عرضه اورانیوم مورد نیازش اطمینان حاصل کند؛ مثلا خرید مستمر از روسیه با قرارداد تجدید پذیری که پنج سال سوخت یدکی در اختیار ایران بگذارد و این سوخت داخل خود ایران ذخیره شود.


ایران همچنین درباره توانایی‌های خود در مورد چگونگی در دست گرفتن فرآیند تولید سوخت مورد نیاز راکتور بوشهر بعد از پایان همکاری با روسیه در سال ۲۰۲۱ واقعیت‌ها را در نظر ندارد. همان‌طور که مارک هیبز (۳)، متخصص مسائل هسته‌ای در بنیاد کارنگی (۴) هفتم جولای در مقاله‌ای خاطر نشان کرد «ایران تجربه و زیرساخت لازم برای تولید صنعتی سوخت راکتور بوشهر (۵) را در اختیار ندارد. به علاوه، بین روسیه و ایران هیچ توافقی پیرامون مالکیت معنوی پروژه که به ایران امکان دسترسی به اطلاعات طراحی داخلی راکتور را بدهد، صورت نگرفته است. ایران بدون در اختیار داشتن این اطلاعات نمی‌تواند راساً سوخت راکتور بوشهر را تولید کند، و در صورتی که بدون همکاری روسیه دست به چنین اقدامی بزند، قرارداد دوجانبه آن‌ها که طبق آن روسیه مسئول مشکلات ایمنی نیروگاه شناخته می‌شود، خود به خود فسخ خواهد شد.»


بنابراین طرح ایران برای تولید مستقل سوخت نیروگاه بوشهر تا سال ۲۰۲۱، نه تنها غیر ضروری و غیر اقتصادی است، بلکه از نظر فنی اجرایی نیست، از لحاظ حقوقی سوال برانگیز بوده و برنامه زمان‌بندی آن هم به هیچ وجه واقع بینانه تنظیم نشده است. در ضمن اگر ایران به هر نحوی که شده، بتواند سوخت نیروگاه بوشهر را خودش تولید کند و عملیات سوخت‌گذاری را هم انجام دهد، چنین چیزی می‌تواند از نظر ایمنی پیامدهای خطرناکی را در پی داشته باشد.
آن «امتیاز» آقای ظریف، مبنی بر اینکه ایران برای رسیدن به ۱۹۰ هزار سو تا چند سال دست نگه می‌دارد و ظرفیت غنی‌سازی خود را افزایش نخواهد داد، در واقع اصلا واگذاری امتیاز نیست. ایران نمی‌خواهد که با سانتریفیوژهای منسوخ فعلی‌اش ظرفیت غنی‌سازی خود را بالا ببرد، بلکه باید دستگاه‌هایی نصب کند که از نسل فعلی سانتریفیوژهای در اختیارش به مراتب پیشرفته‌تر باشند. اما این کار به تحقیق و آزمایش فراوان نیاز دارد و به نظر می‌رسد که چند سال طول بکشد تا ایران از عملکرد دستگاه‌های آزمایشی خود رضایت پیدا کند، و بعد تازه مدل نهایی باید به تولید انبوه برسد. در واقع حتی در صورت عدم دستیابی به توافق جامع، مراحل مقدماتی غنی‌سازی اورانیوم با مقیاس صنعتی در ایران به زمان قابل توجهی نیاز دارد.
به دنبال اعلام عمومی اینکه ایران برای تامین سوخت راکتور نیروگاه بوشهر و شاید نیروگاه‌های دیگری در آینده، به یک برنامه غنی‌سازی صنعتی نیاز دارد، و بالا‌تر از آن، بیانات دستوری رهبر جمهوری اسلامی درباره «نیاز قطعی» کشور به ۱۹۰ هزار سو، احتمالا قدرت مانور دیپلمات‌های ایرانی کمتر شده است. مخصوصا حالا که تندروهای ایرانی دستاویز ۱۹۰ هزار سویی را هم پیدا کرده‌اند.


البته این را هم بگویم که تا حدودی نشانه‌های انعطاف‌پذیری در ایران دیده می‌شود؛ روز ۱۵ جولای، ظریف در یک کنفرانس خبری گفت «این میزان یک نیاز فوری و آنی نیست و ما تا رسیدن به آن مرحله فاصله داریم. ما همچنین برای ارتقای تکنولوژی و رسیدن به این سطح، به زمان نیاز داریم. وجود این زمان، امکان رسیدن به یک راه حل را برای ما فراهم خواهد کرد.»

خروج از بن‌بست غنی‌سازی


سخنان آقای ظریف از این حکایت داشت که در مورد غنی‌سازی هم راهی رو به جلو وجود دارد. طبق حدس نگارنده، در طول مدت قرارداد، که به احتمال زیاد به زمان پیشنهادی غرب نزدیک‌تر خواهد بود، ایران ظرفیت غنی‌سازی خود را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد، اما با این وجود قادر خواهد بود که نیازهای معمول و کوتاه مدت خود را برطرف کند. هرچند کاهش ظرفیت غنی‌سازی طی مدت قرارداد از مقدار مورد نظر ایران بیشتر خواهد بود، اما احتمالا توافق به ایران این اجازه را می‌دهد که تحت نظارت آژانس و با پذیرفتن محدودیت‌های مشخص، بتواند حرکت خود به سوی اهداف بلند پروازانه و صلح آمیز هسته‌ای خود را ادامه دهد. فعالیت‌های مجاز در این راستا، می‌توانند شامل تحقیق و آزمایش سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر، همچنین کسب تخصص و ایجاد زیر‌ساخت‌ مورد نیاز برای تولید صنعتی سوخت باشند.


چنین توافقی از ایران انتظار ندارد که برنامه‌های اعلام شده هسته‌ای خود را‌‌ رها کند، بلکه فقط می‌خواهد که ایران یک چارچوب زمانی بلند مدت و واقع بینانه‌تر برای رسیدن به اهدافش در نظر بگیرد. علاوه بر این، ایالات متحده و دیگر اعضای ۵+۱ باید درباره فعالیت‌هایی که ایران طی مدت قرارداد مجاز به انجام آنهاست، تصمیم‌های دشواری بگیرند.


در چند سال گذشته و مخصوصا طی چند ماه اخیر، مقامات جمهوری اسلامی همواره بر این تاکید کرده‌اند که ایران به ناحق با اتهامات غیر واقعی آزرده شده است و خواستار این هستند که تحریم‌های ناعادلانه از سوی اعضای ۵+۱ و جامعه جهانی، همین‌طور روند تلاش برای گرفتن امتیازهای نابجا از ایران متوقف شوند. آن‌ها می‌گویند که حقوق هسته‌ای مشروع جمهوری اسلامی مانند دیگر کشورهای تابع قوانین بین الملل باید به رسمیت شناخته شوند. همین چند وقت پیش، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس جمهور سابق ایران عنوان کرد که ایران تنها می‌خواهد مانند ژاپن از حقوق خود استفاده کند.

سوابق ابهام برانگیز هسته‌ای ایران و «کمبود اعتماد» ناشی از آن


اما با توجه به نقاط تاریک پرونده هسته‌ای ایران در چند دهه گذشته، از جمله موارد متعدد نقض تعهدات منع گسترش تسلیحات و شواهد معتبری که از تلاش‌های سابق ایران برای تحقیق، آزمایش و تدارکات مربوط به تسلیحات هسته‌ای حکایت می‌کنند، نباید انتظار داشت که مثل ژاپن با جمهوری اسلامی برخورد شود. ایران نباید انتظار داشته باشد که جامعه جهانی این سوابق را فراموش کند. به قول محمد البرادعی، رئیس قبلی آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران همچنان از «کمبود اعتماد» رنج می‌برد.
احتمالا رهبران جمهوری اسلامی دیگر علاقه‌ای به دستیابی به سلاح هسته‌ای نداشته باشند، اما اگر می‌خواهند سایر کشورهای جهان هم به این باور برسند که اهداف برنامه هسته‌ای ایران تنها و تنها صلح آمیز است، باید این حقیقت را با عمل خود نشان دهند و نه فقط با حرف. و بدون شک اثبات عملی اهداف برنامه هسته‌ای ایران پروسه‌ای زمان‌بر خواهد بود. تا وقتی که ایران هنوز اعتماد جامعه جهانی را جلب نکرده است، اینکه ظرفیت غنی‌سازی تهران به نحوی باشد که بتواند مواد لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای را در مدت کوتاهی تولید کند، به هیچ وجه قابل قبول نیست. تعویق، و نه لزوما لغو، بخشی از برنامه‌های هسته‌ای به منظور کسب اعتماد جامعه جهانی، معامله معقولی برای ایران است. در این صورت دستیابی به یک توافق جامع که با لغو تحریم‌ها، جان دوباره‌ای به اقتصاد ایران بخشد و کشور را از انزوای کنونی خارج کند، عملی خواهد بود.


این چهار ماه اضافه برای از بین بردن شکاف‌های بزرگ باقیمانده زمان زیادی نیست. اما به جای عجله برای بازگشت بر سر میز مذاکره، بهتر است که دیپلمات‌های خسته به پایتخت کشورهای خود بازگردند و مبادلات و انتخاب‌های دشوار پیش رو را با دید متفاوتی بررسی کنند و به اطلاع سیاست‌گذاران برسانند. حتی با اختصاص این مهلت اضافه، موفقیت مذاکرات اصلا تضمین شده نیست.

نوشته: رابرت آینهورن (۶)
منبع: موسسه بروکینگز
---------------------------------------------------------------------
پانوشت‌ها:
۱- SWU – Separative Work Units
نوعی یکای اﻧﺪازه‌ﮔﯿﺮی ﻛه در ﺻﻨﺎﯾﻊ ﺗﻮﻟﯿﺪی اﻧﺮژی هسته‌ای ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار می‌ﮔﯿﺮد. تعریف علمی «ﺳﻮ» بدین شرح است: ﻣﻘﺪار ﻛﺎر ﻻزم ﺑﺮای ﺟﺪاﺳﺎزی اﻳﺰوﺗﻮپ ۲۳۵ اورانیوم از ایزوتوپ سنگین‌تر آن یعنی ایزوتوپ ۲۳۸. با استفاده از این یکا توانایی یک واحد جداساز، مثلا یک دستگاه سانتریفیوژ، اندازه‌گیری می‌شود. بنا به گفته مسئولان سازمان انرژی اتمی، توانایی هر کدام از سانتریفیوژهای قدیمی ایران معادل یک سو و قدرت سانتریفیوژهای نسل دوم ما معادل ۵ سو است.
۲- Eurodif
«یورودیف» یا «کنسرسیوم اروپایی غنی‌سازی اورانیوم با استفاده از انتشار گازی» یکی از زیرمجموعه‌های شرکت فرانسوی آروا است. کارخانه غنی‌سازی یورودیف در مرکز انرژی تریکاستن در شهر پیراِلت در جنوب فرانسه واقع شده است و در عین‌حال بزرگ‌ترین تاسیسات موجود در این مرکز به حساب می‌آید. شرکت سهامی یورودیف در سال ۱۹۷۳ توسط فرانسه، بلژیک، ایتالیا، اسپانیا و سوئد تاسیس شد. سوئد در سال ۱۹۷۴ از پروژه کنار رفت و در سال ۱۹۷۵ به دنبال توافق دولت‌های ایران و فرانسه سهام ۱۰ درصدی سوئد از یورودیف به ایران واگذار شد. در حقیقت شرکت فرانسوی کوگما و دولت ایران «کنسرسیوم فرانسوی-ایرانی غنی‌سازی اورانیوم با استفاده از انتشار گازی» را با نسبت سهم ۶۰ به ۴۰ بنیان گذاشتند. این کنسرسیوم علاوه بر اینکه مسئولیت ساخت چند راکتور در ایران را به عهده داشت، ۲۵ درصد از سهام یورودیف را هم خرید و در نتیجه ایران مالک ۱۰ درصد از سهام یورودیف شد. ضمنا محمدرضا پهلوی در سال ۱۹۷۴ مبلغ یک میلیارد دلار و در سال ۱۹۷۷ مبلغ ۱۸۰ میلیون دلار دیگر را برای کمک به ساخت کارخانه یورودیف پرداخت کرد و در مقابل یورودیف متعهد شد که ۱۰ درصد از تولید خود را به مصارف ایران اختصاص دهد.


ایران در مجموع چیزی بیش از ۲ میلیارد دلار در یورودیف سرمایه‌گذاری کرده است و همچنان سهام آن را در اختیار دارد. اما یورودیف هرگز به تعهدات خود نسبت به ایران پایبند نبوده است. سال گذشته محمد جواد ظریف در کنفرانس امنیتی مونیخ در همین باره گفت «جمهوری اسلامی ایران صاحب ۱۰ درصد از سهام شرکت یورودیف است و پول سهام مربوطه را هم به طور کامل پرداخت کرده، ولی تاکنون قادر نبوده است حتی یک گرم اورانیوم از شرکت یورودیف دریافت کند.» وی در‌‌ همان نشست افزود «ما در تهران یک راکتور تحقیقاتی ساخت آمریکا داریم و از سال ۱۹۹۱ مجبور بوده‌ایم برای تامین سوخت آن راکتور از همه کمک بخواهیم. ما کشوری نیستیم که دستش را به هر سو دراز کند. ما هرگز این کار را نخواهیم کرد.»
۳- Mark Hibbs
۴- Carnegie Endowment for International Peace
۵- Водо-водяной энергетический реактор -VVER
یک نوع راکتور آبی تحت فشار با چهار حلقه خنک کننده که طراحی و تکامل ابتدایی آن به دوران اتحاد جماهیر شوروی باز می‌گردد. قدرت خروجی این راکتور‌ها می‌تواند از ۳۰۰ تا ۱۷۰۰ مگاوات باشد. راکتور ۱۰۰۰ مگاواتی نیروگاه بوشهر که توسط روسیه ساخته شده از همین نوع است. در طرح توسعه این نیروگاه ساخت دو راکتور دیگر از همین نوع پیش بینی شده است.
۶- Robert Einhorn
رابرت آینهورن عضو ارشد مرکز امنیت و اطلاعات قرن ۲۱ و همچنین طرح کنترل و منع گسترش تسلیحات است که هر دو قسمتی از برنامه‌های سیاست خارجی موسسه بروکینگز هستند. آقای آینهورن سابقه معاونت وزارت امور خارجه در دولت بیل کلینتون را در کارنامه دارد و در دولت قبلی اوباما به عنوان مشاور ویژه وزیر خارجه در زمینه کنترل و منع گسترش تسلیحات خدمت کرده است. او از برجسته‌ترین کار‌شناسان برنامه هسته‌ای ایران است.
 

 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.