سه‌شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۸ -
- 20 Aug 2019
18 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تهنيت عيد خود شكوفايي و عاشقي به جانهاي عاشق
چه نسبت زيبا و پيوند وثيقي است ميان«دين فطرت» ، «خداي فاطر» و« عيد فطر»


نوميد مشو جانا كاوميد پديد آمد/اوميد همه جانها از غيب رسيد آمد
نوميد مشوگر چه مريم بشد از دستت/كان نور كه عيسي را بر چرخ كشيد آمد
نوميد مشو اي جان در ظلمت اين زندان/ كان شاه كه يوسف را از حبس خريد آمد
يعقوب برون آمد از پرده مستوري/ يوسف كه زليخا را پرده بدريد آمد
اي شب به سحر برده در يارب و يارب تو/آن يارب و يارب را رحمت بشنيد آمد
اي درد كهن گشته،بخ بخ كه شفا آمد/وي قفل فرو بسته بگشا كه كليد آمد
اي روزه گرفته تو از مائده بالا/روزه بگشا خوش خوش كان غره عيد آمد
عيد آمد و عيد آمد وان بخت سعيد آمد/بر گير و دهل مي زن كان ماه پديد آمد
عيد آمد اي مجنون،غلغل شنو از گردون/كان معتمد سدره از عرش مجيد آمد
غمهاش همه شادي،بندش همه آزادي/يك دانه بدو دادي،صد باغ مزيد آمد

چه نسبت زيبا و پيوند وثيقي است ميان " دين فطرت " ، " خداي فاطر" و" عيد فطر". عيد نوروز در بهار، لبخند خداوند به طبيعت است و عيد فطر لبخند خداي عاشق به بنده ي معشوق پس از يكدوره ي " عشق ورزي " است تا اين همه تفسيري باشد بر آيه كريمه ي " يحبهم و يحبونه" و مگر جز اين است كه داستان خدا و انسان ، داستان عاشقي و معشوقي و بالعكس است و صداي عشق خوشترين صدا و ماندگارترين يادگار در اين هستي.


عيد فطر عيد شكستن قالبها و حصارهاي پيشين و شكفتن و آفريده شدن انساني جديد با انديشه ، منش و اخلاق و روش خداپسند (فطري). فطر في الواقع بيان هم سنخي ، همگوني و هم روحي و در يك كلام يگانه شدن انسان با خداست. مگر نه اين است كه به تصريح قرآن ، انسان پرتوي از روح خدا و حامل امانت اوست و بر صورت خداوند آفريده شده است ( ان الله خلق آدم علي صورته) و به تعبير عارفان "علي سيرته". پس فطر ، بازگشت روح بي قرار انسان به اصلش مي باشد زيرا آرامش روح انسان در بازگشت به اصل خويش و در تحقق وصل خويش است. در نگاه عارفان كه زيبا ديدن جان ، جهان ، جامعه و انسان از آموزه‌ها و ميراثهاي گرانقدر آنهاست ، تمام پديده هاي جهان ، تجلي و پرتو اسماء و صفات الهي اند و در اين ميان انسان ، بزرگترين و كاملترين جلوه ي حقيقت خداوندي در اين هستي است و خداوند متعال خود را در آئينه وجود انسان به تماشا مي نشيند زيرا همو انسان را بر صفت خويش ساخته و خواسته است. بنابراين مي توان گفت فطر يعني شكوفا شدن و تجلي و تحقق بخشيدن اسماء و صفات خداوند در وجود انسان و آراسته شدن به اخلاق خدايي. اصرار قرآن بر تكرار آيه و عبارت " لله الاسماء الحسني" يعني نيكوترين نامها از آن خداست و توصيه انسانها كه خداوند را به اين نامهاي نيكو بخوانند ، متضمن معنايي بس والا و عميق و عرفاني است. طبيعي است كه اين خواندن ، امري انتزاعي و صرفا زباني نيست بلكه ما به ازاي آن آراستگي و متخلق شدن انسانها به اين نامها و صفات نيكو و ايجاد آمادگي در ذهن و دل وجان خويش براي گام برداشتن در اين مسير متعالي است. آنچه در احاديث آمده است كه " تخلقوا باخلاق الله" يعني خود را به اخلاق خداوند آراسته نماييد ، تأكيد و تفسيري بر همين حقيقت مي باشد. و چه ماه و زماني مناسبتر و فراهم تر از ماه رمضان براي تمرين و ممارست در امر خداگونه شدن و آراستگي به اين صفات حسناي خداوندي؟ تلاوت آيات قرآن و تدبر در آن در حقيقت يادآوري و توجه دادن به اين امر مهم است كه آرامش جان و آسايش دو جهان دو امر مهمي هستند كه در اتصال و وصال با حقيقت متعال و سرچشمه ي هستي و هماهنگي و همگوني با او امكانپذير مي گردد و در اين مسير است كه آدمي به نقطه تعادل و هماهنگي با نظام هستي مي رسد و به مقام والاي خودشكوفايي نائل مي گردد. عيد فطر يعني بازگشت انسان به حقيقت متعالي به وديعه گذاشته شده از سوي خداوند فاطر در وجود فطري او. همان فطرتي كه ويژگي شاخص دين حنيف است و اديان ابراهيمي ، انسانها را به آن فرا مي خوانند.


عيد فطر ، عيد انسانهاي خود شكوفا و انسانهاي نوين و تربيت شده در مكتب رمضان و در پرتو توبه ( انقلاب و تحول دروني ) است. فطر يعني شكستن خود داني و جايگزين نمودن خود عالي به جاي آن. فطر يعني جاري شدن خدا در لحظه لحظه هاي زندگيمان ، يعني نهادينه شدن اخلاق و صفات خدا در عميق ترين لايه هاي وجوديمان ، يعني ما به ازاء داشتن نامهاي نيكوي خداوند در تجربه ي شهودي باطني مان. تجربه اي كه تبلورزيباترين ومتعالي ترين احساس هم نشيني، همزيستي و هم صحبتي و انس و الفت و قرب به " ذات متعال" است. همان كه حضرت مولانا در مواجهه با شمس چنين تجربه ي" عاشقي و معشوقي" را در زندگي بدست آورد و به " قدر" خويش واقف گشت و اين تجربه ي عشق زميني را معراج و نردبان عشق عارفانه آسماني گرداند. فطر يعني شكفته شدن شكوفه هاي عشق و عرفان بر درخت وجود. عشقي عارفانه كه در درون هر انساني افروخته گردد ، وجود او را مشتعل و سرشار از انوار و اشراق مي نمايد و حيات جاودان مي بخشد. به باورمن براتي كه حضرت حافظ در ديوانش از آن ياد مي كند ، اعطاي همين اكسير حيات (عشق) بوده است عشقي كه محصول معرفت انسان به حق تعالي و آراستگي او به صفات حق و تجربه باطني او در سحرهاي رمضان است. همصدا با حضرت حافظ از خداوند مي خواهيم كه " آب حيات" عشق را به همه ما عنايت كند و عيد فطرمان را در پرتو " برات تازه شبهاي قدر" مبارك گرداند.

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وا ندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند

بيخود از شعشعه ي پرتو ذاتم كردند
باده از جام تجلي صفاتم دادند

چه مبارك سحري بود و چه فرخنده شبي
آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند

چنين باد. بمنه و كرمه.


نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.