یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸ -
- 21 Jul 2019
18 ذو القعدة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
بازگشت ایرانیان: «سراج»، بوسه و کفش
دولت دکتر حسن روحانی بارها ایرانیان مقیم خارج را دعوت به بازگشت به ایران کرد ... 


دولت دکتر حسن روحانی بارها ایرانیان مقیم خارج را دعوت به بازگشت به ایران کرد. رییس جمهوردر گزارش عملکرد ۱۰۰ روزه خود بار دیگر از «وجود فضای امن برای ایرانیان خارج از کشور در صورت بازگشت» سخن گفت. وی در جمع ایرانیان مقیم نیوریورک تاکید کرد که «این حق طبیعی هر ایرانی است که از سرزمین خود دیدار کند».

رئیس دفتر نهاد ریاست جمهوری و رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، از تشکیل کمیته‌ای از سوی رییس‌جمهوری برای بررسی بازگشت ایرانیان خبر داده و گفت: «تلاش دولت این است که حق ایرانیان برای سفر به کشور و میهن خود کاملا تحقق پیدا کند».

معاون کنسولی و پارلمانی وزارت امورخارجه با اعلام اینکه کمیته بررسی بازگشت ایرانیان متشکل از نمایندگان چندین وزارتخانه از جمله وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه است، گفت: «به عقیده من ترس بسیاری از ایرانیان خارج از کشور برای بازگشت، یک ترس خودساخته است و هیچ ریشه‌ای ندارد. بخشی از نیامدن هموطنان ما ناشی از القائات اپوزیسیون در خارج از کشور است. در ایران هم مطلقا ترسی بابت ورود ایرانیان مهاجر به کشور وجود ندارد».

* * *
سعدی در بوستان حکایت درویشی را نقل می کند که همراه با دراویش به دیدار پیرطریقت رفتند. پیر که مشهور به نیکی و مهمان نوازی بود، آوازه ای پیدا کرده بود و رسانه های دورانش (افواه عمومی) نام وی را به نیکی یاد می کردند. درویش و دوستانش به دیدن وی شتافتند تا از خرمن کرامت وی خوشه ای برچینند و از دریای کرامت وی جرعه ای بنوشند. پیر بسیار محبت کرد، و بوسه های گرمی نثار سر و روی آنان کرد:

«شنیدم که مردی است پاکیزه بوم
شناسا و رهرو در اقصای روم
من و چند سالوک صحرا نورد
برفتیم قاصد به دیدار مرد
سرو چشم هر یک ببوسید و دست
به تمکین و عزت نشاند و نشست».

میهمانان در انتظار پذیرایی جوانمردانه وی بودند. هر بار که پیر به اندرون می رفت و باز می گشت میهمانان گمان می کردند که هم اکنون سفره را پهن خواهد کرد، ولی پیر هر بار که نزد میهمانان باز می گشت با ظاهر خندانش در پی تکریم میهمانان، لبخندی به آنان می زد و آنان را در آغوش گرفته و غرق بوسه های محبت آمیز خویش می ساخت. تا سحرگاهان صدای ذکر و مناجات وی قطع نمی شد، با خدا گرم مناجات بود و با میهمانان نیز به گرمی برخورد می کرد ولی تنور منزل همچنان سرد و خاموش بود و بوی نانی به مشام میهمانان گرسنه نمی رسید:

« به لطف و لبق گرم رو مرد بود
ولی دیگدانش عجب سرد بود
همه شب نبودش قرار هجوع
ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع».

صبر و طاقت درویشی از دراویش میهمان به سر آمد. خدمت پیر عرضه داشت عوض آن بوسه ها به ما توشه بده! ما را نیازی به این محبت های ظاهری و ادبیات فخیم تو نیست! به جای آنکه کفش هامان را به حرمت میهمان جلوی پایمان جفت کنی، کفش هامان را بر سرمان بزن ولی به ما نانی بده! کرامت به نان دادن است نه به ادعای کرامات داشتن!

«یکی بُد که شیرین و خوش طبع بود
که با ما مسافر در آن ربع بود
مرا بوسه گفتا به تصحیف ده
که درویش را توشه از بوسه به
به خدمت منه دست بر کفش من
مرا نان ده و کفش بر سر بزن».

سراج را به شش سال قفس محکوم کرده اند ولی ایرانیان مقیم خارج را برای بازگشت، «بوسه» می زنند، و «کفش» جلوی پایشان جفت می کنند.

* * *

پدر سراج که مشگل گشای شهر ما بود، خود اینک در دام بلا گرفتار آمده است. اگر حمل بر تملق نمی شد دوست داشتم می نوشتم که این نازنین مَرد، برای رفع مشکلات دیگران چگونه کفش و کلاه می کرد و در روزهای عسرت دوستان، برای رفع مشکلات آنان، چگونه خود را به آب و آتش می زد، اما هم اینک برای رفع مشکل فرزند، کرامتش اجازه نمی دهد که لب به تقاضا بگشاید، که اگر لبی گشوده بود...!

به گفته آقای سید حسین میردامادی «متاسفانه علی رغم وعده‌های مسئولین مبنی بر دعوت و استقبال از بازگشت ایرانیان خارج از کشور به وطن ما با برخوردهای غیر اصولی و بی‌تدبیرانه مواجه هستیم. حتی خود قاضی صلواتی در یکی از جلسات گفته بوده که برخوردی با تو می‌کنیم که دیگران خیال به کشور برگشتن نکنند. یعنی دقیقاً عکس آنچه در قانون آمده و رئیس جمهور وعده داده بود».

* * *

برادرش، آقا صدرا به درستی می گوید: «به نظرم چون اینها یک توهم توطئه ای نسبت به همه چیز دارند که همه دارند با یک برنامه خیلی از پیش تعیین شده‌ی با سازماندهی از خارج از کشور که مامورش سراج میردامادی بوده و پروژه بازگشت را کلید زده که واقعا اینطور نیست...». اجازه می خواهم فرض کنیم که سراج کلید بازگشت را زده (که البته اینگونه نبوده) ولی این کار نه تنها جرمی نبوده است بلکه اگر فرضا کلید بازگشت بوده، کمک به خواسته دولت برای بازگشت ایرانیان بوده است. لذا این برنامه خیالی، حتی بر فرض حقیقت داشتن، نه تنها جرمی نیست بلکه کمک به پیشبرد سیاست های داخلی و خارجی دولت است که بایستی از جانب دولت مورد حمایت قرارگیرد. بازگشت او خنثی کننده آن ترسی است که به گفته دولت «ناشی از القائات اپوزیسیون در خارج از کشور است».

* * *

پسرش، متین چند ماه پیش در تعطیلات زمستانی که به ایران رفته بود (و پدرش زندان نبود و فقط ممنوع الخروج بود) خیلی به وی خوش گذشته بود. از سفر که برگشت علاقه به مشهد و خاطره های همراهی با پدر را تا مدتها مزمزه می کرد. از سفرش و از پدرش و از هرچه پرسیدم، خوشی های مشهد را تعریف می کرد. از او پرسیدم که تهران چطور بود؟ پاسخ داد: «خوب بود ولی مشهد خیلی خوش گذشت».

اما این بار، آیا مشهد خوش خواهد گذشت؟ اخیرا که به ایران رفته بود، در روزهای نخستین، هیچ علاقمند نبود برای دیدن پدر به اوین برود، می گفت که از اوین می ترسد.

اگر از متین بپرسند که به پدرش بوسه بدهند یا توشه؟ بدون تردید ترجیح می دهد به جای بوسه به پدر، نَه «توشه سفر» که «اجازه سفر» بدهند.

«مرا بوسه گفتا به تصحیف ده
که درویش را توشه از بوسه به
به خدمت منه دست بر کفش من
مرا نان ده و کفش بر سر بزن ...
کرامت، جوانمردی و نان دهی است
مقالات بیهوده، طبل تهی است».
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.