یکشنبه ۰۲ مهر ۱۳۹۶ -
- 24 Sep 2017
02 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مطالبه امروز ما یک کلمه
در سیستم سلطانی، از هرگونه ساماندهی و برنامه ریزی پرهیز می شود زیرا برنامه و سازمان دهی، موجب کاهش اقتدار سلطان می­شود. 

 

مقدمه:

قدرت در فرهنگ اجتماعی و سیاسی ایرانیان دارای ارزش و منزلت مهمی است. بدین خاطر دستیابی به قدرت مقدمه بهره مندیی از مزایای اجتماعی و اقتصادی می­باشد. بدین خاطر ایرانیان سعی در رسیدن به قدرت یا پیوند خوردن با حلقه‌های وابسته به آن دارند.

دستیابی به قدرت در عصر قاجار و قبل از آن قاعده و قانونی نداشت. قدرت در این دوره در دست ایل­ها بود. تکیه ایلی بر اریکه قدرت مصادف با حذف ایل دیگر بود. تغییر سلسله‌ها به معنای جابجای قدرت در دست ایل­ها است. عشایر و ایلات قرن‌ها بر ایران حاکم بودند. این سلطه موجب شکل گیری فرهنگ عشیره‌ای شد. فرهنگ عشیره­ای حاکم ساختاری را شکل می­داد. این ساختار فرهنگی از نسلی به نسل دیگر انتقال می­یافت.

حاکمیت ایلی، ساختار فرهنگ اجتماعی، اقتصادی ، سیاسی و حقوقی خاصی را شکل داده است که دارای سلسله مراتب عشیره‌ای می باشد.

براساس ساختار عشیره‌ای خان در راس هرم ایل و طایفه قرار دارد. همه تحت قیمومیت و اوامر ، مراحم او قرار دارند. دستیابی به هر منصب منوطه به مقدار وفاداری و تبعیت نسبت به خان است. این فرهنگ در نظام سیاسی ایران در عصر حاکمیت ایلات نهادینه شد. تقسیم مناصب، عزل و نصب‌ها به اهلیت و وفاداری فرد به سلطان توجه دارد. مصالح کشور با صلاح دید فرد محور، ورق می­خورد. در فرهنگ عشیرهای کلام ، فرمان سلطان واجب الاطاعه است.

برخورداری از مواهب اقتصادی نیز مخصوص گروه وفادار به سلطان بود .اراضی مرغوب به فرماندهان لشکری به اقطاع داده می شد. معیار تخصیص مناسب کارگردگرایی و تخصص نبود.

در فرهنگ عشایر قاعده‌ای برای حل اختلاف و رقابت­ها و برخورد با منتقدان وجود ندارد. یگانه شیوه حل و فصل خصومات سرکوبی و خشونت بود.

آشنایی ایرانیان با پیشرفتهای اروپاییان و دنیای جدید موجب آگاهی آنها گردید. آگاهی ایرانیان ساختار فرهنگ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی حاکم بر ایران عصر قاجار را به چالش کشید.

روشنفکران، دلسوزان به ملک و ملت در پی چاره بر آمدند. ساختار عشیره‌ای مسند محور حاکم با هرگونه اظهار نظر، نقد و گفتگو، عقلانیت، قاعده مندی، عقل جمعی بیگانه بود. سیستم، چاکر و نوچه پروری، مدیحه سرایی، در پی حفظ وضع موجود بود. شاه هم قانون را وضع، اجرا کننده و قضاوت می کرد.

تفاوت شاه و خان در حیطه قدرت آنها بود؛ در حالیکه ویژگیهای مشترکی داشتند. در عصر بیداری ایرانیان در نیمه دوم حکومت ناصر الدین شاه، دسته‌ای از روشنفکران متعهد در پی تغییر وضع موجود برآمدند.

از کسانی که در این مسیر گام برداشت، ميرزا يوسف خان مستشارالدوله تبریزی است. مستشار الدوله با جمع بندی از شرایط ایران و تجارب گران بهایی که طی سال‌ها حضور در خارج از ایران اندوخته بود «یک کلمه » را در پاریس نوشت.

او راه حل پیشنهادی خود برای جامعه «یک کلمه» می دانست. آن یک کلمه «تأسیس قانون» بود. قانون، جامعه و قدرت را قاعده مند می­کرد. در سایه قاعده مندی است که می­توان ساختار فرهنگ عشیره­ای حاکم برجامعه را مدیریت، تغییر داد و راه پیشرفت را مهیا نمود. مستشارالدوله فقط به بيان علل پيشرفت اروپا و عقب ماندگي ايران اکتفا نمي­کند٬ بلکه براي رهايي ايران از عقب ماندگي و رسيدن به وضعيت مطلوب راه را نشان می­دهد.

مستشار الدوله پس از انتشار کتاب «یک کلمه» مورد غضب ناصر الدین شاه قرار گرفت. پس از بازداشت به قزوین منتقل و به دستور ناصر الدین شاه آنقدر با کتاب یک کلمه بر سر او کوفتند که در اثر آن نابینا گشت. اموال او مصادره و القاب او بازپس گرفته شد. و در اثر شکنجه نابینا و در غربت به دیار باقی شتافت.


پیامد فرهنگی- اجتماعی نظام ایلی

اقتصاد کشاورزی و تولید روستایی به ارث مانده نظام ایلی، فرهنگ اقتدارگرایی ایلی را بازتولید می­کرد. در نظام اقتدارگرای بر شخصیت، آراء و زندگی انسان­ها تسلط وجود دارد. اصالت فردی انسان­ها گرفته می­شود. از انسان­ها وفاداری تمام نامحدود، بی­چون و چرا و دگرگون ناپذیری انتظار می­رود. برای آنکه وفاداری تام تحقق یابد، هرگونه محتوا و اندیشه و تفکر ممنوع می­شود تا وفاداری به فرد در فضایی از توهمات امکان پذیر گردد.[۱]

در سیستم سلطانی، از هرگونه ساماندهی و برنامه ریزی پرهیز می شود زیرا برنامه و سازمان دهی، موجب کاهش اقتدار سلطان می­شود. در این حاکمیت اراده شاه و مصلحت نظام ایلی مد نظر است و در نظام عشیره‌ای جایی برای منافع ملی، خواسته‌های مردم، معنی ندارد.

در نظام عشیره­ای تحرک اجتماعی محدود است. مبانی ترقی، بهره­گیری از منافع مادی و اقتصادی به مقدار وفاداری، فرد به نظام ایلی است. پایه حاکمیت سلطانی بر تبعیت محض از ریاست ایل است. فرایند این فرهنگ، مردن فردیت، تعطیلی اندیشه، استقلال در این نظام خواهد شد.

در نظام سلطانی تفاوت پذیرفته نیست. تفاوت امری منفی است. متفاوت فکر کردن ، متفاوت رفتار کردن و متفاوت زندگی کردن به نسبت الگویی که شخص شاه در راس هرم ایجاد کرده تخطی از اصول است و شالوده نظم و مراتب اقتدار را آشفته می کند.[۲]

در فرهنگ ایلی، تبعیت محض اصالت دارد؛ پس در این جامعه روند رشد عقلی، استدالی در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی متوقف می­شود. این فرهنگ در حالی شکل می­گیرد که هریک از انسان­ها دارای تمایلات، استعدادها، بینش. آرزوها و ... هستند. هرگاه فرد نتوانند خود را با فرهنگ مسلط اقتدارگرا همراه سازند از گردونه بهره گیری از امکانات و موقعیت­ها محروم می­شود. افراد در این جامعه سعی دارند، خود را در ظاهر به فرهنگ مسلط همراه نشان دهند. دسته‌ای تمایلات خود را آشکار و دسته‌ای را پنهان می­سازند؛ این پنهان­کاری انسان­ها را چند چهره می­کند.

از تاثیرات فرهنگ ایلی – سلطانی عدم پذیرش «تفاوت» انسان­ها است. آنها برای انسان­ها تفاوت قائل نیستند. در نظام سلطانی مردم رعیت هستند. رعایا همه مثل همند و با هم تفاوت ندارند. این روند در سطح اجتماع هم پذیرفته شده بود.

اقتدارگرایی در تاریخ ایران به حدی است که بسیاری از ایرانیان حتی سطح روابط اجتماعی متفاوت بودن را نوعی تمرد قلمداد می­کنند و شخص متمرد کسی است جرات کرده متفاوت فکر کند. [۳]

با این فرض در نظام سلطانی، انسان‌ها باید یک نوع بیاندیشند، رفتار کنند. در این جامعه کسانی که متفاوت می اندیشند و رفتار می کنند حذف خواهند شد، زیرا رفتار در نظام سلطانی دستوری است، نه مشورتی و قاعده ­مند. پس آنان که متفاونتد حذف خواهند شد.


نظام حقوقی

اختلاف انسان­ها امری طبیعی است. اما در نظام ایلی و فرهنگ اقتدار گرایی پذیرفته نیست. اختلاف انسان موجب شکل­گیری و تکوین نظام­های حقوقی در تمدن­ها گردید. در این رابطه می­توان گفت، ایجاد نشدن یک نظام سیاسی حقوقی، علت اصلی موفق نشدن مبارزات سیاسی، اجتماعی ایرانیان در دوره قاجار است. دست آوردهای نهضت نهادینه نشد. نظام حقوقی، سازکار محدودکننده، اقتدارگرایی است. بدین خاطر این سیستم با هرگونه قاعده­مندی، تقسیم کار، قانون به مخالف بر می­خواست.

تا زمانی که انسان­ها سواد نداشتند و فرصت مشاهده نبود و جایی جز روستای خود ندیده بودند، می­شد نظام اقتدارگرا را حفظ کرد اما با توسعه سواد آموزی، صنعت چاپ، شکل­گیری مدنیت و شهرنشینی، سفر، آموزش و رشد فکری افراد، نظام‌های اقتدارگر نمی­توانند با آسایش خاطر تداوم یابند. [۴]

آنگاه که فرهنگ عشیره­ای، به فرهنگ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی تبدیل و استمرار یافت موجب خسارت­های جدی در حوزه فرهنگ و اندیشه شد.


عصر بیداری

آشنایی ایرانیان با پیشرفت­های اروپا در عصر قاجار از راه­های مختلف صورت گرفت. جنگ ۲۰ساله ایران و روسیه جرقه بیداری ایرانیان از خواب گران چند قرنه شد. عباس میرزا نایب السلطنه در دیدار با نماینده ناپلئون بناپارت مسیو ژوبر در منطقه قره چمن تبریز می آورد:

«نمی­دانم این قدرتی که شما اروپایی­ها را بر ما مسلط کرده چیست و موجب ضعف ما و ترقی شما در قشون جنگیدن و فتح کردن و به کار بردن تمام قوای عقلیه متبحرید و حال آن که در جهل و شغب غوطه ور و به ندرت آتیه را در نظر می گیریم. مگر جمعیت و حاصلخیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می­تابد، تأثیرات مفیدش را بر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است، خواسته شما را بر ما برتری می دهد؟ گمان نمی­کنم. اجنبی حرف بزن ، بگو چه بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم؟» [۵]

گروهی از ایرانیان در قرن ۱۹ به اروپا مسافرت کردند. آگاهی از ترقی ملت‌های دیگر، ایرانیان را در برابر این سوال قرار داد چرا آنها پیشرفت کرده­اند و ما عقب مانده ایم؟ دسته­ای از این مسافران مشاهد­های خود را بنام سفر نامه منتشر کردند. کارمندان دولتی، دانشجویان و مهاجرین ایرانی از دیگر گروه­هایی بودند که طی سفرهای خود به اروپا با همین پرسش روبرو شدند. انتقال این اخبار به داخل ایران ، توده­های مردم را هم متأثر ساخت.همراه با دیگر تحولات، عده­ای از ایرانیان متعهد که خود را در برابر ملت و کشور مسئول می دانستند در پی پاسخ به این سوال بر آمدند.

اولین پاسخ به «چرا ما عقب مانده ایم» از سوی عباس میرزا نایب السلطنه داده شد. او نبود « ارتش ملی» را عامل عقب ماندگی می­دانست. میرزا ابوالقاسم قائم مقام اقداماتی در جهت ساماندهی اوضاع نابسامان اداری ایران برداشت. پس از او امیرکبیر، «نبود نظام آموزشی» را عامل می­دانست. میرزا حسین سپهسالار فقدان دیوانسالاری و سامان اداری و اجرایی و نبود راه آهن و تلگراف را عامل عقب ماندگی می پنداشت. گروهی دیگر از روشنفکران هم راه حل­هایی را مطرح کردند. میرزا ملکم خان فقدان «تنظیمات» و میرزا فتحعلی­خان آخوندزاده گره این مشکل را «تغییر خط و آموزش» می دانست و....

در میان راه حل‌های ارائه شده در عصر ناصری به راه­حلی که از سوی میرزا یوسف خان مستشار الدوله برمی­خوریم.


اوضاع ایران

میرزا یوسف­خان مستشارالدوله در کتاب « رسائل یک کلمه» [۶]می آورد: « چرا اینطور غافل و معطل نشسته­اید و چرا از حالت ترقی سایر ملل اندیشه نمی­کنید، همسایه شما وحشیان کوهستان را داخل دایره مدنیت کرده و هنوز شما منکر ترقیات فرنگستان هستید؟ در کوچکترین بلد­های مجاور شما، مریضخانه­ها (بیمارستان) و معلم خانه­های (مدرسه) منظم برای ذکور(پسران) و اناث(دختران) بنا کرده­اند و هنوز در معظم­ترین شهر شما یک مریضخانه و یک معلم­خانه نیست. کوچه­های دهات همجوار شما منظم و توسیع و تطهیر یافته، ولی در شهرهای بزرگ شما به سبب تنگی و اعوجاج و کثافت و سوراخ­های بی­نهایت که در کوچه هاست عبور نامقدور گردید.

در هم جواری شما راه آهن می­سازند و هنوزشما به راه عراده (دورشکه) نپرداخته­اید، در همسایگی شما جمیع کارها و امورات اهالی در محکمه­های(دادگاه ها) منظمه از روی قانون بروفق حقانیت فیصله می­یابد . در دیوار خانه‌های شما هنوز یک کتاب قانون نیست. در همسایگی شما هر کس بدهی خود را بی­محصل (مامور مالیات) آورده به دیوان ( اداره دارای) می­دهد در ملک شما را مجبور به گماشتن تحصیل داران می­کنند فلا و فلان... این غفلت و بی­اعتنایی برای شما و اخلاف شما موجب خسارت و ندامت عظیم خواهد گشت. در روز جزا در حضور خداوند مسئول و شرمنده خواهید شد، از خواب غفلت بیدار بشوید. بر خود و اخلاف خود ترحم کرده به معاونت و ارشاد و ارشاد و اولیای دولت و به اتفاق و اتحاد علمای دین راه ترقی خود را بپایید. [۷]


چرا عقب مانده ایم

مستشارالدوله پس از سال­ها حضور در اروپا و کشورهای دیگر در پی پاسخ به این سوال بود که ما چرا نتوانسته کشور ملت خود را به این درجه از ترقی و بهروزی برسانیم. علت چیست؟

روشنفکران قرن ۱۹ ایران، پاسخ­های چند بر این پرسش داده­اند. عمده پاسخ­ها از جنس سیاسی است. زیرا روشنفکران ایران به طور عمده سیاسی بودند و از این رو به­ویژه به دو بحث اساسی تجدد خواهی که پیوندهای پیچیده­ای با اندیشه سیاسی داشتند، چون به اندیشه حقوقی و اقتصادی بی‌اعتنا مانده اند.[۸]


راه حلی از جنس دیگر

مستشارالدوله می­آورد، با یکی از دوستان که از تواریخ و احادیث اسلام اطلاع کامل داشت ملاقات کرده، سر این معنی را بفهمم که چرا سایر ملل به چنان ترقیات عظیمه رسیده­اند و ما در چنین حالت کسالت و بی­نظمی باقی مانده ایم. به آن دوست رسیده این مطلب را با او به میان آورده، سر این معنی را پرسیدم، جواب چنین داد که بنیان و اصول نظم فرنگستان یک کلمه است و هرگونه ترقیات و خوبی­ها در آن­جا دیده می­شود و نتیجه همان یک کلمه است. خوبی­ها در آنجا دیده می شود نتیجه همان یک کلمه است.

گفت: اهل مملکت شما از اصول مطلب دور افتاده­اند. پرسیدم چگونه؟ دوست مزبور جواب داد که بعضی از شما نظم و ترقی فرنگستان را از فروعات غیر برقرار می­دانید و برخی از علوم و صنایع تصور می نمایید. مانند تلغراف و کشتی­ها و عرابه‌های بخار و آلات حربیه که اینها نتایج است نه مقدمات و فقط به نظریات ساده قصد نظر می­کنید و از عملیات صرف­نظر می نمایید و اگر می­خواهید در ایران اسباب ترقی و مدنیت را بیندازید در بدو کارها از تعیین کلمه واحده غفلت می­نمائید.

هرگاه کسی از دانشمندان اسلام محض خدمت وطن تألیفی براین مواد می­نویسد از تاریخ و صنایع فرنگستان تعریف می­کند و از بنیان و اصول عمل اداره آنها اشاره نمی نماید این است که کودهای (قانون ها)کارگزاران دول اسلام بی­ثمر و نوشته­های مؤلفین این مطلب متروک و بی­اثر مانده مگر با یک کلمه، این همه ترقیات می­تواند حاصل برد؛ آن کلمه چیست؟ معنی آن را به من بیان کنید. [۹]

مستشارالدوله علت اصلی پیشرفت‌های اروپا را قانون می­داند عقب ماندن ما از این قافله، نبود نظام حقوقی در ایران است.


قانون جدید

یوسف خان چه تصوری از قانون داشت؟ من نگفتم کود فرانسه با سایر دول را برای خودتان استنساخ کرده، معمول بدارند؛ مراد من کتابی است که جامع قوانین لازمه و سهل العباره و سریع الفهم و مقبول ملت باشد. تدوین چنین کتابی با شرطی که در شرح تفاوت‌های نجگانه بیان کردم ممکن است خصوصاً در دیوانی که اجزای آن از رجال دانش و معرفت و ارباب حکمت و سیاست باشند همه مکتب معتبره اسلام را حاضر در جمله کودهای دول متمدنه را جمع کنند در مدت قلیل کتابی جامع نویسند چون کتابی چنین مقبول عقلای ملت نوشته شود لامجاله وظیفه ملت و دولت برقانون می باشد. یک کلمه که من گفتم این است. ( یک کلمه، ص ۱۲.)

یوسف خان جامعه سنتی ایران عصر قاجار را می­شناخت. بر حساسیت­های مردم مسلمان و علماء واقف بود: برعقب ماندگی ملک و ملت آگاهی داشت. سعی او انتخاب راهی بود که به صواب نزدیکتر و قابلیت اجرا داشته باشد. مستشارالدوله بسیار مواظب بود که در تبیین دیدگاه­های خود، بین قانون مورد نظر او و اسلام شریعت مدار تعارضی به وجود نیاید.

پس از اینکه یوسف خان از استانبول به ۱۸۶۷ پاریس منتقل شد. او سه سال در آن شهر ماند. در این دوره که انسان ایرانی در شتاب حوادث و پیشرفت و توسعه همه جانبه اروپا حیران و بهت زده نظارگر این تحولات بود.

« در این مدت می دیدم که در فرانسه و انگلیس انتظام لشکر و آبادی کشور و ثروت اهالی و کثرت هنر و معارف و آسایش و آزادی عامه، صد آن قدر است که در مملکت سابق الذکر( روسیه و عثمانی) دیده بودم و اگر اغراق نشمارند، توانم گفت نمونه بوده است: از آن بعد در فرنگستان می دیدم اگرچه سبب این نظم و ترقیات و این آبادی را از عدل می­دانستم به سبب آن که این سلطنت و این ثروت و این آبادی و عمارت و به غیر عدالت میسر نمی­شود، چنانکه در اثر ( حدیث ) آمده است.

« لاسلطان الا بمال و لا مال الا بعماره و لاعمارۀ الا بعدل » هیچ سلطنت جز به مال و هیچ مالی به سازندگی و هیچ سازندگی جز به عدل صورت نمی­گیرد.

پیش خود خیال کرده و به خود گفتم با این که بنیان دین اسلام بر عدل و انصاف است و با این که در چندین جای قرآن مجید، خدای تعالی عدل را ستوده و سلاطین و حکام اسلام نیز هیچ وقت منکر عدل نبوده اند، پس چرا ما چنین عقب مانده و چرا این طور از عالم ترقی خود را دورتر داشته ایم؟ [۱۰]


کارنامه مستشار الدوله

او از جمله شخصیت­هایی است که از هر دو صفت نخبگی برخوردار بود. ضعف و مشکل نخبگان فکری این است که به اندازه کافی بومی نمی­اندیشند. نخبگان فکری باید این را مد نظر قرار دهند که دست­یابی به آرمان­ها و ایده­آل­ها ناگهانی نیست. نخبگان فکری باید متوجه باشندکه ایجاد تغییر و تحول در جامعه، تابع یک نظر تسلسلی است. طرح اندیشه­های آرمان گرایانه مفید است. اما باید در چار چوب واقعیت­های یک جامعه باشد که بتواند کل جامعه را در بر بگیرد. در تاریخ صد سال اخیر، افراد بسیار اندکی می­بینیم که که تغییر و تحول تابع یک تسلسلی ببینند، بسیار اندک بودند افرادی که مراتب تسلسلی فعلیت بخشیدن به آرمان­های خود را متوجه باشند. [۱۱] اندیشه اصلاحی مستشارالدوله چند دوره را پشت سر گذشته است.


دوره اول: اندیشه اصلاح و تغییر خط

در روزگاری که انسان ایرانی از پیشرفت و توسعه اروپا ، حیران و بهت زده بود در پی راه گریزی از این اوضاع نابسامان برآمد . اندیشه اصلاح و تغییر خط نتیجه برخورد انسان ایرانی با غرب است. میرزا یوسف در سال ۱۳۰۳ ه ق « رساله در وجوب اصلاح خط اسلام » نوشت. مستشار الدوله نیز در سال۱۲۹۷ ه ق در روزنامه اختر علل رویکرد به اندیشه اصلاح یا تغییر خط فارسی را توضیح می­دهد.


دوره دوم: آرمان دستیابی به تکنولوژی

«تجدد طلبان پیشگام بیش از هر چیز در پی دستیابی به تکنولوژی جدید و تشکیلات نظامی بودند. بدین منظوردولت، دانشجویانی به اروپا فرستاد و چندی بعد هم دارالفنون را تأسیس کرد. توجه به عقب افتادگی تکنولوژیک احتمالاً زمانی به اوج رسید که مستشارالدوله اعلام کرد ساختن راه آهن کلید توسعه ایران است. [۱۲]

میرزا یوسف برای نیل به این هدف دیدارهایی با علمای تهران داشت تا موافقت آنها را جلب کند.


دوره سوم: حکومت قانون

راه حل مستشارالدوله یک کلمه است ، قانون. او دریافته است که ترقی و توسعه غرب محصول حاکمیت قانون است. پس اگر دولت و ملت ما خواهان ترقی هستند، باید قانون در کشور برقرار نماید. در این دوره یوسف خان « رساله یک کلمه » را در فرانسه نوشت . او در این رساله طرح اصلاحی خود را ارائه کرد.. طرح مبتنی برتأسیس نظام حقوقی در کشور است. ابتدا عنوان کتاب را «روح الاسلام » انتخاب کرد.

او جان خود را نیز بر سر «یک کلمه» گذشت. در پی دستگیری دوم که او را به قزوین منتقل ­کردند به دستور ناصر الدین شاه آنقدر با کتاب «یک کلمه» بر سر آن مرحوم کوفتند که موجبات نابینای او و سپس مرگ آن زنده یاد شد.

میرزا یوسف قانون­گرایی را روح اسلام نامید. با این تفسیر از قانون عرف توانست، جلو شبهه­ها و جوسازیی که در مقابل این طرح اصلاحی بوجود آید، ببندد.

توجه روشفکر ایرانی به حقوق، گام بلندی در تحقق جامعه مدنی و فاصله گرفتن از فرهنگ عشیره­ای حاکم بود. توجه مؤلف به حقوق طبیعی غیر قابل نسخ انسان، چون آزادی، حق مالکیت، امنیت و مقاومت در برابر ستم، این ادبیات را وارد نظام حقوقی ایران کرد . اعلامیه حقوق بشر متأثر از دیدگاه‌های جان لاک، روسو و ولتر بود. او در توضح اصول حقوق بشر به آیات و روایات استناد کرده و بنیان اسلام را بر عدل و انصاف دانسته و به نزدیکی آن با اسلام تأکید دارد. با این روش میزرا یوسف سعی دارد بین قانون شرع و عرف پیوند زند تا برای مسلمانان شک و شبهه­ای حاصل نگردد. [۱۳]


تاثیر برنظام حقوقی ایران

نگاه مستشارالدوله به دين٬ نگاهي بيروني است؛ يعني بـا اسـتفاده از عـلوم جـامعه شناسي٬ اقتصاد٬ انسان شناسي و مکاتب نظري٬ به دين و انديشه ديني نظر کردن. اما نگاه از درون به دين٬ يعني بدون استفاده از علوم رايج و فقط با اتکا به کلام و منبع دين، به مقوله دين پرداختن. منظور از استفاده از علوم٬ نه احاطه کامل بر همه آنها٬ بلکه به کارگيري نتايج آنهادر مطالعه رخدادهاست.

میرزا یوسف خان مستشار الدوله از مدافعان خستگی ناپذیر قانون­خواهی در ایران بود و همه عمر خود را نیز در این راه که در زمان او به جایی نرسید صرف کرد. در میان کسانی که به مقام او در قانون خواهی و سلامت نفس، وطن خواهی این خادم آزادی پی بردند. [۱۴] او مفاهیم جدیدی وارد اندیشه حقوقی و سیاسی ایرانیان کرد.


اعلامیه حقوق بشر

او با نقش تعیین کننده حقوق و قانون در ساماندهی قدرت و نظام اجتماعی آگاه بود. قانون اساسی فرانسه و مقدمه آن، اعلامیه حقوق بشر را مبانی تدوین طرح پیشنهادی خود برای ایرانیان قرار داد. قانون اساس فرانسه، به او کمک کرد تا در نوشتن « یک کلمه» از آن بهره گیری نماید. دریافت­های او از اعلامیه حقوق بشر و مبانی اسلام بسیار نزدیک بود، بدین خاطر ابتد برآن بود تا نام کتاب را « روح الاسلام » با الهام از روح القوانین منتسکیو بگذارد.


شرع و قانون

ضرورت تبدیل کتاب شرع به قانون که از نظر شرعی اشکالی ندارد که علمای اسلام احکام شرعی ، عرفیات را به صورت کتاب قانون تدوین کنند. [۱۵]

مستشارالدوله بر اين عقيده­است که در دين مبين اسلام قوانيني مشابه قوانين اروپايي وجود دارد که مي­توان با آن وضعيت ايران را بهتر کرد و حتي قوانين اروپايي را نيز مشابه قوانين اسلامي و همان قوانين را براي پيشرفت ايران مناسب می­دانست. تأثير عميق انديشه­هاي مستشارالدوله در پيشبرد جنبش مشروطه خواهي و قانون خواهي ايران آشکار است.


پیوند اسلام و حقوق بشر

یوسف خان بر آن بود که اعلامیه حقوق بشر که در مقدمه قانون اساسی فرانسه آمده است یکی از نخستین اسناد حکومت قانون در دوران جدید اسلام نشان داد، می­توان برآن اساس نظام حقوقی جدید ایران را تدوین کرد. [۱۶]


تبیین مشروعیت

اندیشمندان دوره­های مختلف، آرای گوناگونی در باره مشروعیت قدرت آورده­اند. عده­ای خداوند را منبع مشروعیت و گروهی مردم و جمعی نفس تسلط منبع مشروعیت دانسته­اند. اولین نویسنده‌ای دوره جدید که نظریه منشآ قدرت را اراده ملت دانست، مستشارالدوله بود. منشأ و قدرت دولت، اراده ملت است. و در ادبیات حقوقی و سیاسی ایرانیان وارد کرد. [۱۷]


مفهوم آزادی

در عصر مستشارالدوله واژه حریت بجای آزادی به کار می رفت. آزادی از مفاهیم بنیادی است که در اولین اصل اعلامیه حقوق بشر آمده و همه اصول آن ناشی از آزادی می­باشد. یوسف­خان واژه حریت را می­آورد. او حریت را در پیوند با کرامت جسم انسان و امنیت او می آورد: «که این حریت شخصیه تالی‌های ( دنباله ) بسیاری دارد از جمله این که احدی در درون خانه کسی حق دخول و تجسس نیست و هیچ کسی را به گناه دیگری عقوبت نمی توان کرد و کسی را با ظن مجرد نمی توان گرفت».[۱۸]

 

مفهوم نمایندگی

میرزا یوسف سخنی از مجلس تنظیمات به میان نمی آورد. او دو مفهوم مجلس و نمایندگی را عنوان اساس قانون گذاری جدید وارد می­کند. [۱۹]


تفکیک قوا

«اگر در فواید و محسنات تفریق دو اختیار صد کتاب نوشته شود، باز هم هزاریک فواید آن شرح نمی­توان داد و الان هرگونه ترقی و قدرت و ثروت و معموریت (آبادی) و تجارت که در فرنگستان دیده می شود از نتایج این دو قوه است». [۲۰]


تدوین قانون آیین دادرسی

نقش اجرایی که میرزا یوسف­خان داشت او را در فهم بهتر مشکلات توان­مند می ساخت. در عصر قاجار محاکم قضایی منحصر در محاکم شرعی بود. این محاکم فاقد نظم و توان­مندی در اجرای عدالت بودند.

مستشار الدوله می­آورد: «در همسایگی شما جمیع کارها و امورات اهالی در محکمه‌های منتظمه از روی قانون بر وفق حقانیت فیصله می­بابد. در دیوان خانه ( دادگستری) شما هنوز یک کتاب قانون نیست که احکام عرف تکلیف خود را از روی آن بدانند». [۲۱]

باز گشت میرزا یوسف­خان از پاریس مصادف با صدارت میرزا حسین­خان سپهسالار است. یوسف­خان به مستشاری عدلیه منصوب شد. او از کاردان‌ترین نیروهای عدلیه بود که با حقوق اسلامی و قوانین اروپایی آشنایی داشت».

فریدون آدمیت می­آورد: «او در تنظیمات قانونی این دوره سهم عمده­ای دارد. در تدوین قوانین عدلیه دخالت مستقیم داشته و نخستین طرح رسمی قانون اساسی را او نوشت». [۲۲]

تأسیس عدلیه مستلزم نوشته شدن قانون آیین دادرسی بود. اولین آیین دادرسی توسط میرزا یوسف خان نوشته شد. آئین مزبور با تدوین در قانون وزارت عدلیه اعظم و عدالتخانه­های ایران شامل یکصد و نوزده ماده تکامل یافت. در ربیع الثانی ۱۲۸۸ به تصویب رسید.


هیئت منصفه

از پیشنهاده‌های مستشارالدوله حضور هیئت منصفه در محاکم است. او در رساله یک کلمه می آورد: «ضرورت حضور هیات منصفه در حین تحقیق جنایات متذکر می شود.» [۲۳]

در ايران براي اولين بار با تصويب متمم قانون اساسي مشروطيت در سال ۱۲۸۶ هجري شمسي مطابق با ۱۳۲۵ هجري قمري به موجب اصل هفتاد و نهم هيأت منصفه مورد توجه و به رسميت شناخته شد. در حالیکه تا امروز این قانون مترقی در محاکم ایران جای خود را بازنکرده است.


امنیت

میرزا یوسف مفهوم امنیت فرد را در زمینه‌های مختلف مورد توجه قرار داد. « با عدم امنیت روز بر روز مملکت ایران و اهالی آن به اطراف عالم متفرق و پریشان خواهند گردید». [۲۴]


یک کلمه امروز ما

شکل­گیری نظام حقوقی در ایران مرهون سال‌ها تلاش و جان فشانی­های زیادی است. بیش صد سال از نوشتن اولین قانون اساسی در ایران می گذرد. در طی یک قرن ایرانیان دوره‌های مختلفی را تجربه کرده اند. دوره­ای که همه قانون اساسی را تعطیل کردند و دوره­ای که نگاه گزینشی به قانون شکل­گرفت ، اصول آن چاق و لاغر گردید. «یک کلمه» مسشارالدوله و مشروطه خواهان نوشتن قانون بود.

«یک کلمه» امروز ما بازگشت به قانون و اجرای بدون تنازول آن است. اجرای قانون‌اساسی در تمامی مراحل مبتنی بر آرای مردم است و مردم‌سالاری را تعمیق و گسترش می‌دهد.

مهندس لطف الله میثمی در مقاله اجرای بدون تنازل قانون اساسی می آورد: «داشتن قانون‌اساسی که به سند وثاق و وفاق ملی معروف شده است، لازمه وحدت، ثبات ملی، توسعه، پیشرفت، تنظیم روابط در داخل و روابط کشورمان با خارج از ایران است. بنیانگذار و رهبر انقلاب اسلامی و همچنین مقام رهبری، بارها وفاداری و فصل‌الخطاب‌بودن قانون‌اساسی را برای همگان اعلام داشته‌اند. خوشبختانه شعار پرشور «اجرای بدون تنازل قانون‌اساسی» که طی چهار سال قبل جرم به حساب می‌آمد، در پی انتخابات خرداد ۹۲ فراگیر شد و حتی سردبیر کیهان نیز طی سرمقاله‌ای آن را پذیرفت.

حتی کنشگران منتقدی چون مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری و مهندس عزت‌الله سحابی تا لحظه وفات، اجرای کامل همین قانون‌اساسی را مطالبه می‌کردند. کنشگران منتقد دیگری چون حجت‌الاسلام محمد خاتمی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، دکتر ابراهیم یزدی و دکتر حبیب‌الله پیمان و ده‌ها شخصیت کنشگر مطرح، علیرغم انتقاداتی که دارند، اجرای قانون‌اساسی موجود را می‌خواهند. علاوه بر آن ظرفیت‌های این قانون‌اساسی، حماسه‌هایی چون دوم خرداد ۷۶، خرداد ۸۰، خرداد ۸۴، خرداد ۸۸ و بالاخره خرداد ۹۲ را در کارنامه خود ثبت کرده است. بنابراین صیانت، باروری و غنابخشیدن به این قانون‌اساسی و تجربه قانونگرایی، عمل صالح زمان ماست. جناح‌های مختلف سیاسی می‌توانند حول همین قانون به گفت‌وگو نشسته و اختلافات خود را حل کنند. [۲۵]

قانون اساسی موجود توسط تعدادی از مجتهدین و قانون دانان تدوین شده است و تأیید چندین تن از مراجع عصر را در کارنامه خود دارد. اجرای بدون تنازل آن تامین کننده حقوق تمام شهروندان خواهد بود.

طرح حقوق شهروندی توسط ریئس جمهور محترم جناب آقای دکتر روحانی جمهور گام مناسب دیگری در راستای اجرای فصل سوم قانون اساسی که در بردارند حقوم مردم است، می باشد.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

--------------------------------------
[۱] - اقتدارگرای ایرانیان در عصر قاجار، ص۲۶.

 

[۲] - اقتدارگرای ایرانیان در عصر قاجار، ص ۲۸.

 

[۳] - اقتدارگرای ایرانیان در عصر قاجار، ص ۳۱.

 

[۴] - اقتدارگرایی ایرانیان در عصر قاجار، ص۳۰.

 

[۵] - نخستین رویاروی اندیشه گران ایران با غرب، ص۳۰۸.

 

[۶] - رساله یک کلمه مشهور‌ترین اثر میرزا یوسف خان تبریزی (مستشارالدوله) می‌باشد. چاپ اول آن در سال ۱۲۸۷ ه ق و چاپ‌های بعدی در سال ۱۳۰۵ و ۱۳۲۵ در تهران به شیوه چاپ سنگی تجدید گردید. این رساله از یک مقدمه و بیست و یک فصل و دو بیانیه در خاتمه آن، تشکیل شده است.

[۷] - یک کلمه،ص ۲۲ .

[۸] - کتاب قانون، ص۲۰۱.

 

[۹] - یک کلمه ،ص ۲۴.

[۱۰] - یک کلمه، ص ۲۱.

 

[۱۱] - عقلانیت و توسعه یافتگی ایران، ص ۵۹.

 

[۱۲] - ایران جامعه کوتاه مدت، ص۷۷.

 

[۱۳] - یک کلمه، ص ۲۷.

 

[۱۴] - نظریه حکومت قانون در ایران، ص ۲۴۵.

 

[۱۵] - کتاب قانون، ۲۱۵.

 

[۱۶] - کتاب قانون، ص۲۰۷.

[۱۷] - فکر آزادی،ص ۱۸۶.

[۱۸] - یک کلمه، ص۵۱.

[۱۹] - نظریه حکومت قانون در ایران، ص ۲۱۵.

 

[۲۰] - یک کلمه، ص ۶۴.

 

[۲۱] - یک کلمه ، ص۲۲.

 

[۲۲] - اندیشه ترقی،ص۱۷۴.

 

[۲۳] - یک کلمه، ص ۶۴.

 

[۲۴] - اندیشه قرقی،ص۱۹۷.

[۲۵] - چشم انداز ایران - شماره ۸۱ آبان و آذر ۱۳۹۲.

 

 

منبع: چشم انداز ایران 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :