دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ -
- 17 Jun 2019
12 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
غلط‌ها و مغالطه‌های جمعیتی
یکی از بی‌اساس‌ترین براهینی که طرفداران فرزند بیشتر ارائه می کنند رقابتی کردن رشد جمعیتی شیعه در برابر رشد جمعیتی سنی است.  


راه‌های طی شده ۵۱:

غلط‌ها و مغالطه‌های جمعیتی
 

 

در ستون گذشته "راه‌های طی شده" آنچه را سالها قبل در مورد توطئه اندیشی بیان کرده بودم بودم تکرار کردم. حال نیز بدنبال بالا گرفتن دوباره سیاست‌های جمعیتی و تاکید نابخردانه متولیان امور در جهت ازدیاد جمعیت مطلبی را که چهار سال قبل در پاسخ رئیس جمهور وقت آقای محمود احمدی نژاد در این باره منتشر کرده بودم تکرار می کنم. موجب تاثر است که امروز همان سخنان سخیف را از زبان دیگران می شنویم.


"يک فيلسوف آلماني (هگل) گفته تاريخ تکرار مي شود. ديگری (مارکس) اضافه کرده که اگر اينطور باشد تجلی اول آن در قالب تراژدي و ظهور دوم آن بصورت کمدي خواهد بود. حالا بعد از تراژدي سياستهاي جمعيتي دولت آقاي مير حسين موسوي در ابتدای تشکیل جمهوری اسلامی، که تنظيم خانواده را توطئه استعمار و سياستي ضد انقلابي قلمداد می کردند و با تشویق رشد ۳.۶% انفجار جمعيتي را به ارمغان آوردند که هنوز کمر اقتصاد مملکت از نيازهاي نسل جوان محصول آن راست نشده؛ و بعد از تصحيحات و سياستهاي جمعيتي بخردانه دولتهاي رفسنجاني و خاتمي، چشممان به کمدي آقاي احمدي نژاد روشن که همان حرفهائي را که آثار منفی آنرا يکبار تجربه کرده ايم تکرار مي کنند. حديثي داريم که مومن از يک سوراخ دو بار گزيده نميشود. تعبیر علمی‌اش اینست که هر موجود زنده اي که از يک جا لطمه خورد ديگر "شرطي" مي شود و آن تجربه را تکرار نمی کند.


آقاي احمدی نژاد مي گويند کشورهاي غربي چون خودشان جمعيت در حال نزول دارند چشم ديدن روند فزاينده جمعيتي ما را ندارند واز افزايش اقتدار ما مي ترسند، مي خواهند ما را با سياستهائي مانند "دو فرزند کافي است" اغوا کنند. بر اين استدلال دو انتقاد وارد است. اول اينکه فقط کشورهاي اروپائي يا غربي نيستند که که رشد جمعيتشان کند شده؛ هر کشوري که رشد مي کند و مردمش مرفه و فرهيخته مي شوند (بخوانيد: با سواد مي شوند، بهداشت و درمان و بيمه‌شان تامين مي شود، و حتي طبقات به اصطلاح "آسيب پذير"شان هم آينده مطمئني پيدا مي کنند) بطور طبیعی از آوردن فرزند بسيار رويگردان مي شوند و رشد جمعيتشان پائين مي آيد. اين اگر مشکل است، تنها مشکل غرب نيست. ژاپن آسایئ هم اين مشکل را دارد، مالزي مسلمان هم رشد جمعيتش کند شده. مثال بارز ديگرش دو بخش جمعيت فلسطيني است که يکي ساکن اسرائيل است و ديگري در اراضي اشغالي بعد از جنگ ۱۹۶۷ زندگي مي کند. آمار نشان مي دهد که آن گروهي که در اقتصاد اسرائيل جذب شده و رفاهي" نسبي" دارد رشد جمعيتش بطور محسوس از گروه فلسطيني محروم در کرانه باختری و غزه کمتر است. همین واقعیت در مورد فلسطینیان محروم مناطق اشغالی در مقایسه با فلسطینیان در تبعید در کشورهای دیگر مانند لبنان و اردن نیز صادق است. توجه بفرمایید: جمعیتی با هویت، باورها و سنتهای یکسان به نسبت اسکانش در مناطق مرفه تر از رشد جمعیتی پائینتری برخوردار می گردد.[۱] نمونهً ديگرش آزمايشي است که چندي پيش در سريلانکا انجام دادند: دو روستاي کاملاً همانند را انتخاب کردند، براي يکي درمانگاه و مدرسه، و براي مادرهاي آبستن آموزش، بهداشت بارداري و تغذيه کافی فراهم کردند، وسائل جلوگيري از بارداري را هم در اختيارشان قرار دادند. ولي براي ديگري هيچکدام از اينها را تهيه نکردند. فقط چند متد ابتدائي تنظيم خانواده را آموزش دادند و لوازمش را هم برايگان پخش کردند. ديدند در دهکده اول که خانواده‌ها فهميدند همان يکي دو فرزند اولشان از سوَ تغذيه وعفونتهاي معمول نوزادان تلف نخواهند شد و بعد هم مدرسه مي روند و آينده مطمئنی خواهند داشت، خودشان از داشتن فرزندان بيشتر خودداري کردند و در نتيجه رشد جمعيتي دهکده داراي شرايط بهداشتي و آموزشي ابتدائي افت محسوسي پيدا کرد. در کشور خودمان هم مي بينيد که طبقات متوسط که امکانات بيشتري دارند نسبت به طبقات کم درآمد فرزندان کمتري دارند. کوچه‌های جنوب شهر را نگاه کنید کنید پر از بچه است در حالی که در کوچه‌های شمال شهر پرنده پر نمی زند. اصلاً رشد و توسعه اقتصادي کندي رشد جمعيت بدنبال مي آورد و این پدیده‌ای جهانی است و بقدری محسوس است که برخي ظرفاي رشته هاي جمعيت شناسي و جامعه شناسي شعار "توسعه اقتصادي بهترين متد جلوگيري از بار داري است" را به میان آورده اند.[۲] البته شواهد مثال و ارقام و آمار در اين مورد بسيار است. اصلا مدلی در جمعیت شناسی هست تحت عنوان "مدل گذار جمعیت"[۳] که بر اساس آن هر کشوری که درآمد ناخالص ملی‌اش بالا می رود نرخ زاد و ولدش پایین می آید. این دیگر شعار نیست. اقتصاد شکوفا نرخ ازدیاد جمعیت را کاهش می بخشد. این امر بقدري بديهي است که نياز به تبيين بيشتر ندارد و اگر نبود بيانات شگفت انگيز آقاي احمدي نژاد همين میزان توضيح هم لازم نبود. خلاصه اينکه افت جمعيت شرقي و غربي نمي شناسد و تابع رشد اقتصادي و رفاه عمومي است.


اين ما را به ايراد دوم سخنان آقاي احمدی نژاد مي رساند. اقتدار سياسي و نيروي نظامي در دنيائي که در آن زندگي مي کنيم در درجه اول مرهون همان رشد، توسعه، و رفاه اقتصادي است نه جمعيت. اگر تراکم جمعيت پيروزي نظامي بدنبال مي آورد که بايد چين تايوان را، و اعراب اسرائيل را مدتها قبل با خاک يکسان کرده باشند؛ بياد داشته باشيم که حتي در اوج پروپاگانداي مائوتسه تنگ در باره "غرق کردن دشمن در درياي خلق مسلح" و "بقاي چين بعد از مبادله هسته اي به لحاظ جمعيت کثير آن" هم کسي روي اين بلوفها حسابي باز نکرد و تنها در دهه اخيراست که ارتش سريعا به روز شونده چين که محصول شکوفائي اقتصاد آنست نگاه‌ها را به خود معطوف کرده.


سر انجام، اگر افزايش جمعيت به هر بهائي، حتي تحويل دادن توده هاي جوان ،بيسواد، و بيکار به جامعه جهاني افتخار است که بايد مباهي و مبتهج باشيم که مازاد جمعيتي کشورهاي فقير آسيائي، آفريقائي، و آمريکاي جنوبي هر خطري را به جان مي خرند تا در کشورهاي پيشرفته که از کاهش جمعيت "رنج" مي برند کمر شکن ترين، کم درآمد ترین، و نازل‌ترین مشاغل را بپذیرند. کسانی که ميخواهند با اين سياستها افتخار ملي بيافرينند بدانند که افتخاري در پيوستن به سيل مهاجران فلکزده جهان سوم بسوي سواحل اروپا، آمريکا و ژاپن (و ساير کشور هائي که از اين نوع افتخارات براي خود نتراشيده اند) نبوده و نخواهد بود.


خلاصه سخن از تشويق يک جامعه مرفه به داشتن فرزندان بيشتر يک حرف است و ترغيب افزايش جمعيت در يک جامعه جوان در حال رشد و در گير با هزار مشکل اقتصادي و اجتماعي، از جمله کمبود شديد امکانات آموزشي و شغلي، آنهم به عنوان سلاح استراتژيکی براي خود نمائي در صحنه بين المللي حرفي ديگر. اسلحه انفجار جمعيت را بر شقيقه خود گذاشتن و تهديد ديگران به کشيدن ماشه آن از تکرار تراژدي تاريخ غم انگيز تر و از تکرار کمدي آن مضحک تراست."


پی نوشت:

آنچه در فوق آمد سخنان چهار سال قبل است. در مباحثات اخیر در باره لزوم رشد جمعیت، اما، دلایل دیگری اقامه شده اند که به جای آنکه بر اعتبار استدلال‌های گذشته بیافزایند از آنها می کاهند. یکی از بی‌اساس‌ترین براهینی که طرفداران فرزند بیشتر ارائه می کنند رقابتی کردن رشد جمعیتی شیعه در برابر رشد جمعیتی سنی است. این "تکاثر" آماری به چندین دلیل باطل و تاسف آور است. نخست اینکه شیعه و سنی هر دو شهروند این کشورند و رقابت فرضی آنها نیز باید فکری و عقیدتی، و مبتنی بر رشد شعور باشد نه رشد جمعیت. ثانیا رشد جمعیتی بالاتر اقلیت سنی نتیجه سنی بودن آنها نیست بلکه محصول محرومیت اقتصادی و اجتماعی آنهاست. آقایانی که نگران رشد جمعیت اهل تسنن هستند در مناطق سنی نشین نیز سرمایه گذاری کنند، اشتغال ایجاد کنند، خدمات برسانند، و بنگرند که چگونه رشد جمعیت آنها نیز افت خواهد کرد. ثالثا، رشد بالاتر از میانگین برای اقلیت ۹ در صدی سنی (حتی اگر نرخ آن دو برابر جمعیت شیعه نیز باشد) در مقایسه با رشد جمعیتی ۹۰% دیگر جمعیت در جامعه‌ای ۷۸ میلیونی در آینده قابل پیش بینی رقابت چشم گیری بوجود نخواهد آورد. اکثر این دعاوی ناشی از عدم تخصص "کارشناسانی" است که نه تنها جمعیت شناسی نمی فهمند، بلکه ظاهرا حساب سر انگشتی نیز نمی دانند. مثلا شخصی بنام حجت الاسلام و المسلمین ناصر رفیعی از حوزه علمیه قم اظهار داشته اند که اهل تسنن به تعدد زوجات تمایل بیشتری دارند و لذا فرزندان بیشتری بدنیا می آورند و کفه جمعیتی را به نفع خود سنگین می کنند،[۴] غافل از اینکه تعدد زوجات تعداد کل همسران را افزایش نمی دهد بلکه تعداد بیشتری از زنان را به ازدواج تعداد کمتری از مردان در می آورد و اتفاقا اگر متغیر‌های دیگر را ثابت نگاه داریم، به نسبت عمومیت یافتنش به کاهش جمعیت می انجامد. واعظ دیگری مثال آورده که فلان مولوی در زاهدان چهار همسر و ۲۰ فرزند دارد. این ادعا، به فرض صحت، چیزی جز روال عادی زندگی در جوامع سنتی که در آنها روسا تمکّن، و لاجرم زنان و فرزندان بیشتر از عامه مردم دارند را اثبات نمی کند. در این موارد فرزندان بیشتر رهبران با فرزندان کمتر پیروانشان سرشکن می شود و بر رشد کل جمعیت اثری نخواهد داشت. البته این سخنان و سیاست‌های عجولانه‌ای مانند توقف برنامه‌های تنظیم خانواده و منع عمل جراحی وازکتومی اثر محسوسی بر روند جمعیتی کشور (بخصوص در مناطق شهری، نزد طبقات متوسط و تحصیلکرده، و جوانانی که به گونه‌ای فزاینده در سنین بالاتر ازدواج کرده فرزندان کمتر بدنیا می آورند) نخواهند داشت. واقعیات اجتماعی را با وعده و وعید و شعار سیاسی نمی توان دگرگون کرد. چه بجاست ضرب المثل زیبای فارسی در این باره: اول همینهائی را که زائیده اید بزرگ کنید!
 
منابع و پانوشت ها
----------------
[1] Philippe Fargues, “Demographic Islamization: Non-Muslims in Muslim Countries,” SAIS Review 21.2 Summer-Fall (2001): 103-116; Marwan Khawaja, “The Fertility of Palestinian Women in Gaze, the West Bank, Jordan and Lebanon,” Population 58.3 (2003): 273-302.

 

[2] این جمله چهار کلمه ای را برای نخست آقای کاران سینگ وزیر اسبق جمعیت در هندوستان در کنفرانسی در بوخارست که در سال 1974 از سوی سازمان ملل در بوخارست تشکیل شده بود بیان کردند و بعدا بار ها با مشاهدات و پژوهشهای فراوان اثبات شد.

[3] در 1929 وارن تامپسون چمعیت شناس آمریکائی این تئوری را مطرح کرد که بر اساس آن جمعیت جوامع بشری در چهار مرحله دگرگون می شود. در نخستین مرحله زاد و ولد بسیار با مرگ و میر بسیار در تعادل قرار دارد. در مرجله دوم مرگ و میر کم می شود اما زاد و ولد ادامه می یابد و چمعیت ناگهان افزوده می شود. در اینجاست که نگرانی های "مالتوسی" اوج می گیرد و سخن از "انفجار جمعیت" به میان می آید. در مرجله سوم با شهر نشینی، سواد، و رشد اقتصادی، زاد و ولد نیز سیر نزولی می پیماید و با سیر نزولی مرگ و میر همراه می گردد و در نتیجه رشد جمعیت به تعادل نزدیک می شود. در مرحله چهارم با توسعه بیشتر رشد زاد و ولد کند تر می شود و حتی از آستانه جایگزینی نیز پایین تر می افتد و جامعه با پذیرش مهاجر و سیاست های دیگر به جبران و جایگزینی جمعیت روی می آورد. حال جمعیت شناسان مرحله پنجمی هم به آن افزوده اند که نشان می دهد پس از رشد فرهنگی و اقتصادی کافی، جمعیت جوامع پیشرفته بار دیگر روی به افزایش خواهد نهاد.

 

Thompson, Warren S (1929), "Population", American Journal of Sociology 34 (6), pp. 959–7;
Myrskyla, M; Kohler, H-P; Billari, F (6 August 2009), "Advances in development reverse fertility declines” Nature, 460, pp. 741–43.

 

[4] http://www.khabaronline.ir/detail/342743/society/family
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.