پنج‌شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸ -
- 17 Oct 2019
16 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
خرد سیاسی و سخنان رئیس‌جمهور
فایده‌ی «مشخص» سخنان آقای روحانی چیست جز خنک کردن دل موافقانش؟  آیا این دل خنکی به پیامد‌هایش می‌ارزد؟


دو روز پیش مطلب کوتاهی نوشتم در نقد این سخن رئیس جمهور که گفته بود به جهنم که مخالفان توافق هسته‌ای می‌ترسند و می‌لرزند.‌‌ همان طور که حدس می‌زدم این نوشته با مخالفت‌ها و انتقادهایی بیش از معمول روبرو شد. وقتی نظر منتقدانم را مرور می‌کردم به نظرم رسید که چند موضوع -غیر از مواردی که در ذیل کامنتها به آن‌ها پاسخ داده‌ام - باید روشن یا تصریح شود. شاید به این ترتیب معلوم شود که اختلاف نظر دقیقاً در باره‌ی چیست.


نخست اینکه من معتقدم ما به رئیس جهور رای نمی‌دهیم تا معلم اخلاق یا مجسمه‌ی ادب باشد یا برای ما به شیوایی سخنوری کند یا فلسفه ببافد و حرف‌های قشنگ بزند. ما به او رای می‌دهیم تا کارهایی را انجام دهد که بر عهده‌ی یک رئیس جمهور است. بنابراین نقد او هم باید برپایه‌ی انتظاری باشد که از یک رئیس جمهور داریم. به همین دلیل، نقد من بر سخن رئیس جمهور نیز نه جنبه‌ی اخلاقی داشت نه مبنای ادبی یا فلسفی یا روشنفکرانه یا آرمان گرایانه. بلکه پایه‌ای کاملا سیاسی، کارکردگرایانه و سودانگارانه داشت و دارد. من نه در مقامی هستم که بخواهم به آقای روحانی درس ادب و اخلاق بدهم نه ایشان به این درس‌ها نیاز دارند. اساس استدلال من کاملا مبتنی بود بر خردورزی سیاسی، یعنی سنجش سود وزیان یک عمل سیاسی معین.


منطق نقد سخن رئیس جمهور بر این اساس استوار است که رئیس جمهور در وهله‌ی اول سیاستمدار است. سیاستمدار خوب، همانا سیاستمداری است خردمند. رئیس جمهور خوب هم رئیس جمهوری است خردمند. خردمندی رئیس جمهور البته این نیست که مثلا از آراء و نظریات کانت و هگل و دیگر فیلسوفان حرف بزند و به آثار فوکو یا فوکویاما ارجاع بدهد. رئیس جمهور لازم نیست دانشمند باشد و یا فیلسوف تا خردمند به حساب بیاید. خرد سیاسی در اینجا یک خرد کاملاً عملی و بلکه عملیاتی است. عقل و خردی که صرفاً ناظر است به ارزیابی سود و زیان، و تناسب وسیله و هدف، در هر عمل معین، در شرایط مشخص.


اگر رئیس جمهور نتواند سود و زیاد عمل خود را (که شامل گفتارش هم می‌شود) به درستی بسنجد، یا متوجه نباشد که با وسیله‌ای معین به هدف موردنظرش نمی‌رسد، رئیس جمهور خردمندی نیست، گیرم دانشمندی والاقدر باشد یا معلم اخلاقی برجسته یا استاد ادبیات و اسوه‌ی ادب. به همین دلیل ملاک رئیس جمهور خوب بودن هم نه این است که او مودب باشد یا ادبیاتش درست باشد، نه این است که با مخالفان مثل خودشان برخورد کند و حالشان را بگیرد و جگر موافقانش را حال بیاورد، نه این است که یک سره اهل مدارا باشد یا یک سره اهل جدل. مهم این است که مودب بودن یا نبودنش، مثل مخالفان حرف زن یا نزدنش و مداراگری یا تندی و درشتی‌اش برای هدف سیاسی مورد نظرش سودمند باشد یا دست کم زیانش بیش از سود آن نباشد.


اما ببینیم سخن اخیر آقای روحانی در مقام رئیس جمهور تا چه اندازه خردمندانه بوده، یعنی به سود او تمام خواهد شد. رئیس جمهور در خطاب به مخالفانش از زبانی تند و آمیخته به طعنه و دشنام سیاسی استفاده کرده است. اما آیا رئیس جمهور قادر است به این روال ادامه دهد؟ آیا می‌تواند در این بازی پیروز شود؟ آیا گل‌های زده‌اش در این بازی از گل‌هایی که خوهد خورد کمتر خواهد بود؟


برای پاسخ بد نیست عرصه سیاست را به یک بازار تشبیه کنیم که اقدامات سیاسی در آن قیمت مشخصی دارد. اگردر این بازار برخی از بازیگران سیاسی از رانت– یعنی موقعیتی ویژه - برخوردا باشند قیمت اقدامات آنان ارزان‌تر است. در نتیجه از آن اقدامات بیشتر استفاده می‌کنند. در بازار سیاست ایران نیز نیروهایی که به رهبری نزدیک‌تر هستند از رانت بیشتری برخوردارند‌‌ همان طور که خود رهبر از این موقعیت ویژه برخوردار است (مهم ترینش اینکه اختیار زیاد و مسوولیت کم دارد و در نتیحه اقداماتش برای او کم هزینه‌تر از معمول است).


گذشته از این، می‌دانیم دلواپسانی که خطاب آقای روحانی به سوی آنان بود،‌‌ همان کسانی هستند که از رانت رهبری برخوردارند و نشان داده‌اند که برای برخورد با مخالفان نه تنها از زبان ناسزای سیاسی به وفور استفاده می‌کنند که حتی از زبان فحاشی کوچه و بازار هم کم بهره نمی‌گیرند. آیا آقای روحانی می‌تواند در این میدان با آنان مقابله کند؟ آیا این نوع سخن گفتن به مثابه‌ی هدیه‌ای برای آنان نیست که به ایشان اجازه می‌دهد بازی‌ای را به دعوت آقای روحانی شروع کنند که برنده‌اش هر که باشد آقای روحانی و حامیانش نیستند. اگر فردا روزی رهبر آمد و همین حرف را خطاب به موافقان مذاکرت ژنو زد و گفت «به جنهم که شما از مقاومت در برابر دشمن می‌ترسید»، آیا آقای روحانی و حامیانش می‌توانند منطقا با آن مخالفت کنند در حالی که خودشان این رویه را در برابر مخالفان‌شان در پیش گرفته‌اند؟


به علاوه، و مهم‌تر از همه‌ی این‌ها، فایده‌ی «مشخص» سخنان آقای روحانی چیست جز خنک کردن دل موافقانش؟ آیا این دل خنکی به پیامد‌هایش (=قیمت این سخن) می‌ارزد. آیا آقای روحانی قرار است عمل مشخصی انجام دهد که نیاز به چنین سخنانی برای پشتیبانی از آن عمل دارد؟ یا فقط این کار به مثابه‌ی گشودن جبهه‌ای فرعی است و افزایش هزینه‌های اقدامات بعدی رئیس جمهور؟


پاسخ به پرسش‌هایی از این دست است که نشان می‌دهد سخنان آقای روحانی تا چه اندازه از منظر خرد سیاسی عملی قابل دفاع است. هر چند اگر این سنجش از منظر سیاست دموکراتیک انجام گیرد حساب آقای روحانی خیلی سنگین‌تر خواهد شد. 

منبع: فیس بووک نویسنده 
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :