پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ -
- 20 Jun 2019
16 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
لحظه در غزه ...


پلک هایم را روی هم گذاشتم، وقتی چشمانم را گشودم، در خیال سر به آسمان داشتم، انگار حس عمیق تنفس در پاک ترین هوا با شوق صدایم می زد: «ببین! آسمان را ببین!»

چشمانم بی هیچ مانعی، دست در دست زیبایی داشت و گرمای این همه عشق و خنکای آن همه بوسه بر لبان خورشید، سرمه شعف را بر مژه هایم می کشید...

عقابی، بی هیچ هراسی از کمان های کوتاه تفریط و تیرهای بلند افراط، بال های خود را بر مدار پرواز در سپهر آرزوهایم می گشود و در رویارویی با بادهای شمال و جنوب و شرق و غرب، پیرزومندانه به سمت آفتاب می تاخت ...

خط افق، بی هیچ تصادمی در رویارویی شرق و غرب، نوای زندگی سر می داد، آبشار نور از مشرق بر مغرب می تابید و سایه مهتاب بر سر آفتاب خنکای آرامش می سرود ...

و در این آماده ترین محفل برای رشد امید؛ آرزوهایم در مسیر شعف گام بر می داشت و بالندگی را می آموخت، مانعی پیش رو نبود، پر می زدم و در خط افق به سوی تحقیق می تاختم ...

می رفتم تا شاه تصمیم خود را بر بوم زندگی ام ترسیم کنم، پس سکه شانس را به آسمان پرتاب کردم، سکه چرخید و چرخید و چرخید، آفتاب در جانش درخشید و مهتاب در چهره اش آرام گرفت، در چشم بر هم زدنی از اوج به خاک نزدیک شد و بر زمین فرود آمد ...

اما کاش به شانس اعتماد نمی کردم، ناگهان، ورق برگشت و آسمان تیره و تار شد؛ زوزه سوزناک تیری از کنار صورتم عبور کرد، گرمایش قلبم را پاره پاره ساخت، پاهایم زلزله باران شد و زانوانم سست غنصر بر خاک سقوط کرد...

انفجار های پی در پی، رویایم را در شریان سیاهی می سوزاند و یاس را جایگزین آن می ساخت، غرورم گلوله باران می شد، آتش و دود، فروغ چشمانم را می دزدید، آوار مرگ بر قامت خانه خراب می شد، پشت ابر معصومیت، کودکی می بارید، پیراهن دامادی پدر در صندوقچه اسرار مادر می گریید، رخت سفید، سیمای عروس زندگی ام را می پوشاند و من، در درماندگی تام، تمام آرزوهایم را به خاک می سپردم ...

زمین، حالا، به انتهای خود رسیده بود و انگار این من بودم که باید از آن پیاده می شدم ...

حیرت زده از این حساب و کتاب، رو به آسمان پر از دود و آتش و شتاب، تک مخاطب پرسیدم، مگر جز زندگی، حق دیگری هم در آسمان رویای من پرواز می کرد؟

هنوز از آن بالا، رگبار آتش می بارد...

براستی چه شد که آرمانی چنان زیبا، این چنین سرود معکوس آزادی خواند؟
 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.