سه‌شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸ -
- 22 Oct 2019
22 صفر 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
«انزال کتاب» انزال همین قرآن است
پاسخی به  « کتاب و انزال کتاب در قرآن»  نوشته ی اخیر آقای مجتهد شبستری


این یادداشت پاسخی به نوشتۀ اخیر آقای مجتهد شبستری است که  که می­ گوید: واژه کتاب و انزال کتاب در قرآن هیچ اشاره‌ای به این مجموعه مخطوط مدون که فعلاً در دسترس ماست و پس از نزول همه آیات به وجود آمده و قرآن نامیده می­شود، ندارد. (سایت جرس، ۲۶/۵/۱۳۹۳، در بخش اندیشۀ مهمان، تحت عنوان معنای «کتاب» و «انزال» کتاب در قرآن).


چکیده: آقای مجتهد شبستری در نوشته قبلی خودشان که در سایت جرس در تاریخ ۱۱/۵/۱۳۹۳ منتشر شد با صراحت ادّعا کردند که در قرآن حتی یک آیه وجود ندارد که بگوید دین اسلام یا هر دین دیگر از سوی خداوند نازل شده است. اینجانب در مقام نقد اظهارات ایشان، پاسخی نوشتم که در سایت جرس در تاریخ ۱۵/۵/۱۳۹۳ منتشر شد. گرچه انتظار می­رفت که آقای شبستری اگر پاسخی به نقد اینجانب دارند، آن را نوشته و منتشر کنند، امّا علیرغم عدم پاسخ به نقد اینجانب، بار دیگر به انکار موضوعی پرداخته اند که مورد قبول همه مسلمانان، چه شیعه و چه سنّی (مگر موارد استثنایی مانند همین مورد آقای مجتهد شبستری) در طول تاریخ هزار و چهار صد سالۀ اسلام می­باشد. و آن موضوع عبارت است از، اعتقاد به این که آیات و متن «قرآن» و به تعبیری دیگر «کتاب» از طرف خداوند بر پیامبر نازل شده است.
 

نکتۀ قابل ملاحظه آن که آقای شبستری در راستای اثبات مدعای خودشان، به کتاب تفسیر «المیزان» مرحوم علّامه طباطبایی استناد می­کند که متأسفانه باید گفت، این استناد صحیح نیست و مرحوم علامه طباطبایی متن این قرآن (آیات) فعلی را از طرف خداوند می­داند نه به تعبیر آقای شبستری «انکشاف مستمر یک زیست جهان وحیانی بر پیامبر اسلام».


نکته آخر این که چون آقای شبستری بحث خود را از طریق تجزیه و تحلیل آیات قرآن پیگیری کرده و می­خواهد مدعای خود را به اثبات رساند، بنابراین بحث ایشان، یک بحث «درون دینی» است، لذا اینجانب نیز در مقام پاسخ به سؤال­ها و در مقام نقد اظهارات ایشان، از منظر «درونی دینی» (بررسی و تحلیل آیات قرآن) وارد بحث می­شوم.


استناد و نسبت غیر صحیح به مرحوم علامه طباطبایی

جناب آقای شبستری در این نوشته اخیرشان، در بند ۲ ذیل عنوان «قرآن چیست» به تفسیر المیزان مرحوم علامه طباطبایی استناد کرده و به نقل از ایشان می­نویسد:

معنای کتاب در قرآن با آنچه به ذهن ما متبادر می­شود کاملاً متفاوت است. واژه­های کتاب در قرآن را می­توان به سه دسته تقسیم کرد.


۱. کتاب­هایی که بر پیامبران نازل شده است...

۲. کتاب­هایی که اعمال فرد فرد بندگان، از حسنات و سیئات در آن ضبط می­شود...

۳ـ کتاب­هایی که تفصیلات نظام هستی و حوادث را ضبط می­کند.


آقای شبستری بعد از نقل این اظهارات مرحوم علامه طباطبایی می­نویسد:

در هر سه دسته از این آیات به کار بردن واژه کتاب از باب «توسّع» است. واژۀ کتاب در همه آن آیات به واقعیت­هایی اشاره می­کند که «غیر از الفاظ و جملات مخطوط» است.


همان گونه که می­بینیم، آقای شبستری حتی دستۀ اول را (یعنی کتاب­هایی که بر پیامبران نازل شده است) واقعیت­هایی غیر از «الفاظ و جملات مخطوط» می­داند.


آقای شبستری در ادامه (بلافاصله) به کتاب تفسیر المیزان استناد کرده و عین متن عربی تفسیر المیزان را در جهت اثبات مدّعای خویش نقل می­کند. متن عربی تفسیر المیزان چنین است:


و علی هذا التوسع جَری کلامه تعالی فی اطلاق الکتاب علی طائفۀ من الوحی الملقی الی النّبی: این که خداوند طائفه‌ای از وحی القاء شده بر پیامبر را کتاب نامیده از باب توسّع است.


آقای شبستری در ادامه مقاله اخیرشان، در مادّه ۲ ذیل عنوان معنای «انزال کتاب» در قرآن می­نویسد: محمد حسین طباطبایی در آن فراز از تفسیر المیزان که در مقال پیشین از او نقل کرده‌ام می­گوید منظور از کتاب نازل شده بر پیامبر طایفه‌ای از وحی است که به او القاء شده است. ایشان (منظور مرحوم علامه طباطبایی است) توضیح نمی دهند که منظورشان از طایفه‌ای از وحی و القاء آن دقیقا چیست؟ آیا مقصود این است که مجموعه‌ای از کلمات و جملات مدوّن بر پیامبر القاء شده است، یا معرفت­هایی بدون قالب کلمات و جملات؟ و این که در هر دو صورت معنای القاء چیست؟


ملاحظه:

در مورد اظهارات آقای شبستری نکات ذیل قابل تأمل است:


اوّل: اگر فرض بر این است که مرحوم علامه طباطبایی، دربارۀ منظور خود از «القاء طایفه‌ای از وحی» توضیحی نداده است، پس چگونه است که جناب آقای شبستری در مادّه ۲ ذیل عنوان «قرآن چیست» که قبلاً نقل کردیم، با صراحت کامل می­نویسد: واژه کتاب در همه آن آیات به واقعیت­هایی اشاره می­کند. که «غیر از الفاظ و جملات مخطوط» است. و بلافاصله به نقل قول (متن عربی) مرحوم علامه طباطبایی استناد می­کند. اگر مرحوم علّامه طباطبایی توضیحی نداده است نباید، یک طرف دعوی را گرفته و به ایشان استناد کرده و نسبت دهیم. بنابراین، چون مرحوم علامه طباطبایی چنین چیزی نگفته است که: منظور از «القای وحی» چیزی «غیر از الفاظ و جملات مخطوط» است، نسبت دادن این ادّعا به ایشان (مرحوم علامّه طباطبایی) صحیح نیست.


دوّم: اگرچه مرحوم علامه طباطبایی در این پاراگراف مورد نظر، چگونگی «القای وحی» را توضیح نداده است امّا در دو صفحه قبل از همین پاراگراف، ذیل آیه ۸۹ سوره انعام می­نویسد: و الکتاب اذا نسب فی کلامه تعالی الی الانبیاء علیهم السلام نوعاً من النسبة یراد به الصحف التّی تشتمل علی الشرائع و یقضی بها بین الناس فیما اختلفوا فیه.

ترجمه: هر گاه در کلام خداوند تعالی، [لفظ] «کتاب» به انبیا (ع) نسبت داده شود، معمولاً مراد و مقصود از این نسبت (کتب انبیاء) صحیفه­هایی است که در آنها شرایع دینی نوشته شده و با آن شرایع در بین مردم در موارد اختلافات آنها قضاوت و حکم می­کرده­اند.


بنابراین مرحوم علامه طباطبایی در تعریف «کتاب» که خداوند می­فرماید بر انبیاء نازل کرده است، کتاب را به «صحف» تعبیر کرده است. از طرفی کتب لغت زبان عربی، «صحف» را اینگونه معنی کرده­اند: مفردات راغب که از معتبرترین کتب مربوط به لغات قرآنی است می­نویسد: و الصحیفة التی یکتب فیها و جمعها صحائف و صحف: صحیفه آن چیزی است که در آن نوشته می­شود و جمع آن صحائف و صُحف است.


و در کتاب المُنجد که این نیز کتاب بسیار پرارزش و معتبری است در تعریف «صُحف» می­نویسد: الصحیفة: کاغذ نوشته شده، صفحه کتاب، یک ورق کتاب.


نکته جالب توجه آن که مرحوم علامه طباطبایی در همان پاراگرافی که آقای شبستری از ایشان نقل قول کرده، در مقام بیان قسم اول از اقسام سه گانۀ اطلاق کتاب در قرآن
می­نویسد: «کما تقدّم آنفاً» ترجمه: همان گونه که چند لحظه پیش گذشت.


بدین معنی که در توضیح قسم اول از اقسام سه گانۀ اطلاق کتاب بر انبیاء در قرآن مجید، خواننده را به دو صفحه قبل مراجعه می­دهد. و همان گونه که ملاحظه شد در آن آدرس ارجاع داده شده، می­بینیم که مرحوم علامه طباطبایی «کتاب» را به «صحیفه» معنی کرده است و دیدیم که اهل لغت، «صحیفه» را به کاغذ نوشته شده و صفحۀ کتاب ترجمه کرده­اند. بنابراین می­توانیم اینگونه نتیجه گیری کنیم که اصل «کتاب» که خداوند می­فرماید بر انبیا نازل کرده است در صحیفه­هایی بوده است که بنابر مصلحت­هایی که از دایره این بحث خارج است و در جای خود، مفسران و اندیشمندان اسلامی بطور مفصل بحث کرده­ ا ند، به تدریج بر پیامبران نازل شده و ایشان، آن آیات را برای مردم قرائت می­کرده­اند بنابراین اگر خواننده و محققی ادّعا کند که نه تنها مرحوم علامه طباطبایی، منظور و مراد خود از اطلاق «کتاب» به طائفه‌ای از وحی را مسکوت نگذاشته، بلکه با ارجاع به دو صفحه قبل همین پاراگراف، مراد و منظور خود را رسانده است، سخنی گزاف نگفته است.
 

سوّم: به دلیل آن که ممکن است هنگامی که خداوند می­فرماید «کتاب نازل» کردیم بعضی تصور کنند که منظور چیزی به شکل یک کتاب مدون و مخطوط می­باشد، مرحوم علامه طباطبایی، در شرح و معنای «انزال کتاب» از نظر آیات قران، اینگونه تعبیر کرده است و گفته: (القاء طایفه‌ای از وحی). یعنی از طرف خداوند، دسته‌ای و بخشی از وحی، بر پیامبر نازل شده است، و این چیزی نیست مگر همان تدریجی نازل شدن آیات قرآن به مناسبت­های گوناگون بر پیامبر اسلام، که مرحوم علامه طباطبایی در موارد گوناگون، در کتاب تفسیر المیزان و در دیگر نوشته­های خودشان به آن تصریح کرده است.


چهارم: برای کشف و بدست آوردن دیدگاه و نقطه نظر هر نویسنده، گوینده و یا هر متنی، می­بایست که به همه آثار موجود (مکتوب و یا شفاهی معتبر) مربوطه مراجعه کنیم. در این مورد خاص (کشف نقطه نظر مرحوم علامه طباطبایی درباره چگونگی انزال کتاب و اینکه آیا متن الفاظ قرآن از طرف خداوند است یا ساختۀ پیامبر اسلام) می­بینیم که مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان جلد ۱۱ صفحه ۷۵، به هنگام شرح و تفسیر آیه دوم سورۀ یوسف (انّا انزلناه قرآناً عربیا لعلّکم تعقلون) می­نویسد: ضمیر در [کلمۀ] انزلناه، به کتاب برمی گردد چون کتاب مشتمل است بر آیات الهی و معارف حقیقی. و انزال کتاب به صورت قرآن عربی، بدین معنی است که آن را در مرحله انزال به لباس قرائت و عربی درآوردیم و آن را «الفاظی خواندنی» مطابق با الفاظ متداول نزد عرب قرار دادیم. همچنین مرحوم علامه طباطبایی در کتاب خودش بنام «قرآن در اسلام» صفحه ۱۸ می­نویسد: قران مجید در چندین جا تصریح می­کند که کلام خدا است یعنی با «همین الفاظ» خود، از مقام ربوبی صادر شده و پیغمبر اکرم (ص) نیز آن را با همان الفاظ تلقّی نموده است. و در راه اثبات همین معنی که کلام خداست و کلام بشری نیست مکرراً در لابلای آیات کریمه به مقام تحدّی برآمده و قرآن مجید را از هر جهت معجزه شمرده و ماوارء قدرت و توانایی بشر دانسته است.


و اما در پاسخ به پرسش آقای شبستری که در بند ۱ مقاله اخیرشان ذیل عنوان «خداوند کتاب نازل کرده است» می­پرسند: الف: معنای کتاب در قرآن چیست؟ می­گوییم که: طبق آیات قرآن، معنای کتاب با قرآن در استعمال، مترادف و یکی است. به عنوان نمونه در سوره حجر آیه ۱ می­فرماید: تلک آیات الکتاب و قرآن مبین، ترجمه: این است آیات کتاب و قرآنی که روشن کننده [حق از باطل] است. می­بینیم که کتاب و قرآن مترادف یکدیگر ذکر شده­اند. آیه‌ای دیگر، در سورۀ آل عمران آیه ۷ می­فرماید: هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن‌ام الکتاب... ترجمه: اوست خدایی که کتاب را بر تو فرستاد که برخی از آن کتاب، آیات محکم است که آنها اصل و مرجع کتاب می­باشند.


می دانیم که به جز قرآن، کتابی دیگر توسط پیامبر اسلام، به مسلمانان عرضه نشده است. بنابراین مراد و مقصود از کتاب، همین قرآن است. آیه­ای دیگر: در سوره نساء آیۀ ۱۳۶ می­فرماید: یا ایّها الذین آمنوا آمِنوا بالله و رسوله و الکتاب الذی نزّل علی رسوله... ترجمه:‌ای کسانی که (به زبان) ایمان آورده اید، به خدا و پیامبر او و کتابی که بر پیامبر او نازل شده ایمان بیاورید. همان گونه که در این آیه نیز می­بینیم خداوند از ما خواسته که به کتابی که بر پیامبر او نازل شده ایمان بیاوریم، و می­دانیم که به جز قرآن، کتابی دیگر بر پیامبر نازل نشده است. لذا کتاب و قرآن، دارای یک معنی و مقصود می­باشند. آیه‌ای دیگر: در سورۀ ص، آیه ۲۹ می­فرماید: کتاب انزلناه الیک مبارک لیدّبروا آیاته... ترجمه: کتابی مبارک است که بر تو نازل کردیم تا [امّت] در آیاتش تدبّر و تفکر کنند. در این آیه نیز خداوند می­فرماید که کتاب نازل کرده است، و می­دانیم که جز قرآن، پیامبر اسلام کتابی دیگر نیاورده است، لذا کتاب و قرآن در یک معنی استعمال شده است. آیه دیگر. در سوره فصلّت، آیه ۳ می­فرماید: تنزیل من الرحمن الرحیم، کتاب فصّلت آیاته قراناً عربیا لقوم یعلمون. ترجمه: [این قرآن] نازل شده از جانب خدای بخشنده مهربان است. کتابی است که آیات آن، به روشنی بیان شده، قرآنی است به زبان عربی برای مردی که می­دانند. می­بینیم که در آیه اوّل می­گوید: نازل شده از طرف خداوند رحمن و رحیم، و در آیه بعد، از آنچه نازل شده نخست تعبیر به «کتاب» کرده و بلافاصله بعد از آن که می­گوید آیات این کتاب به روشنی بیان شده، تعبیر به «قرآن» کرده است. لذا به روشنی می­بینیم که «کتاب و قرآن» در یک معنی و مقصود، استعمال شده است. آیه‌ای دیگر، در سوره زخرف آیه ۲ و ۳ می­فرماید: و الکتاب المبین (۲) انا جعلناه قرآنا عربیاً لعلّکم تعقلون. ترجمه: سوگند به کتاب روشنگر (۲) همانا ما آن را قرآنی به زبان عربی قرار دادیم باشد که در آن بیندیشید.


می بینیم که بلافاصله بعد از آیه قبل که سخن از «کتاب» می­گوید، از آن «کتاب» تعبیر به «قرآن» کرده است و این نیست مگر بخاطر هم معنایی و اشتراک در معنی و مقصود این دو لفظ (کتاب و قرآن).


در پایان، بخاطر پرهیز از اطالۀ کلام، از ذکر دیگر موارد مربوط به این بخش، خودداری کرده و به عنوان حسن ختام تعریف کتاب «مفردات راغب» را از کلمه «قرآن» می­آوریم. راغب اصفهانی در تعریف قرآن می­گوید: و قد خصّ بالکتاب المنزّل علی محمّد صلی الله علیه و سلّم فصار له کالعَلَم. ترجمه: هر آینه لفظ «قرآن» به «کتابی» که بر محمّد (ص) نازل شده است، اختصاص یافته، به گونه­ای که لفظ «قرآن» به عنوان «عَلَم» برای کتاب می­باشد. بدین معنی که هر گاه لفظ «قرآن» را استعمال کنیم، مثل این است که لفظ «کتاب» را استعمال کرده­ایم.


و امّا در پاسخ به پرسش دوم آقای شبستری که: معنای «نزول کتاب» در قرآن چیست؟ باید گفت: همانگونه که در تاریخ ثبت شده و همه مسلمانان بدان اعتقاد و اعتراف دارند قرآن در طی بیست و سه سال دوران رسالت پیامبر اسلام کامل شده است. بنابراین هیچ مسلمانی چنین اعتقادی ندارد که قرآن در شکل و قالب یک کتاب مدوّن و نوشته شده، از طرف خداوند به پیامبر نازل شده است. امّا لازمه چنین اعتقادی، هرگز چنین نیست که بگوییم پس آیات قرآن، ساخته شخص پیامبر است. بلکه متن آیات قرآن از طرف خداوند به مناسبت­های گوناگون نازل شده است. همان گونه که دیدیم مرحوم علامه طباطبایی هم، در مقام بیان معنای «انزال کتاب» در قرآن، همین معنی را تبیین و تفسیر کرد.


پرسش سوّم آقای شبستری:

آقای شبستری ضمن طرح این سؤال که «کتاب به چه کسی نازل شده است» خود پاسخ داده و می­گوید: از نظر قرآن، کتاب فقط بر پیامبر اسلام نازل شده است و نه بر مخاطبان او. (نوشته اخیر ایشان، بند ۴ ذیل عنوان معنای انزال کتاب در قرآن).


ملاحظه:

۱ـ چون آقای شبستری توضیحی دربارۀ نتیجه و یا نتایج نازل نشدن کتاب بر مخاطبان پیامبر نداده­اند سخنی به نقد و یا تأیید نمی توان گفت.

۲ـ این سخن صحیح و مطابق آیات قرآن است که کتاب بر پیامبر نازل شده است، امّا مطابق آیات قرآن، کتاب بر پیامبر نازل شده تا به مردم ابلاغ کند. همان گونه که دو واژۀ «پیامبر و رسول» همین معنی را می­رساند. (پیام آور و فرستاده شده). به عنوان نمونه آیات ذیل را ملاحظه می­کنیم:


۱. آیه ۲۹ سورۀ ص: کتاب انزلناه الیک مبارک لیدّبّروا آیاته و لیتذکّر اولوا الالباب. این (قرآن) کتابی مبارک است که بر تو نازل کردیم تا امّت در آیاتش تدبّر و تفکر کرده و صاحبان مقام عقل متذکّر [حقایق] آن شوند.


۲. آیه ۴۴ سورۀ نحل... و انزلنا الیک الذّکر لتبیّن للناس ما نزل الیهم و لعلّهم یتفکّرون. و ما این ذکر (قرآن) را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است را برای آنها روشن سازی، باشد که اندیشه کنند. بنابراین کتاب (قرآن) به مردم انزال نشده، امّا برای مردم انزال شده است.

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.